|
نقد و بررسی روش های جدلی ابن تیمیه در «منهاج السنه»
|
|
۱۱:۰۶, ۱۷/آذر/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده این نوشتار درباره روشهای جدلی ابنتیمیه حرّانی درکتاب منهاج السنه است؛ کتابی که به زعم بسیاری از علمای اهلسنّت یکی از بهترین کتابها، در ردّ عقاید شیعه امامیه به شمار میرود. برای بررسی بهتر این کلام، ضروری است در ابتدا روش ابنتیمیه را در مقام جدل بررسی کنیم که آیا روش جدال ابنتیمیه با علامه حلی(رحمه الله) بر طبق جدال احسن است که مورد تأیید خدا و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) و تمام علمای اسلام باشد یا بر طبق روش باطل یعنی بر جدال باطل بحث کرده که نه مورد تأیید خداوند است و نه سنت پیامبر(صل الله علیه و آله). ما برای آشنایی با جدل، ابتدا مباحث کوتاهی درباره آن مطرح میکنیم و سپس به بررسی کلمات و ترفندهایی که ابنتیمیه در این کتاب برای پاسخ به علامه حلی(رحمه الله) بهکار برده، میپردازیم و به این نتیجه میرسیم که وی در مقام جدال احسن نبوده است تا بتواند به حقیقت یا نتیجه مطلوبی دست یابد، بلکه در پی ردّیه ای، هرچند به نحو جدال باطل، بر کتاب علامه(رحمه الله) بوده است. وی بسیاری از شئون مناظره و جدال احسن را در بُعد اخلاقی و در بُعد علمی، رعایت نکرده است و نمیتوان به آن بهعنوان کتاب مهم علمی و یا حتی اخلاقی توجه کرد. منبع : نقد وهابیت نويسنده : مجید فاطمی نژاد ادامه دارد ان شالله |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۲۹, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
اخرین مجلس:
ی) جدل همراه با تحریف حقایق در احادیث برای رسیدن به هدف خود ،ابنتیمیه برای این منظور، یا در سند حدیث تغییر ایجاد میکند و یا در خود حدیث. برای مثال، میتوان به حدیث قسطنطنیه اشاره کرد که یکی از احادیث ساختگی ابنتیمیه است و وی میخواهد بهوسیله آن یزید را از گناهانش تبرئه کند و میگوید: «در صحیح بخاری آمده پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)فرموده: "اوّلُ جيشٍ يَغزوا القُسطنطنية مغفورٌ لهم"، و یزید که فرمانده این سپاه بوده، پس تمام گناهانش بخشیده شده است».[ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج4، ص327 و 345.] این در حالی است که حدیثی که در صحیح بخاری آمده، این است که فرمود: «اوّلُ جيشٍ من امّتی يَغْزونَ مدينة قيصر مغفور لهم».[ بخاری، محمد بناسماعیل، صحیح بخاری، ج10، ص68، ح2707.]
یکی دیگر از راههای دیگر ابنتیمیه برای تحریف احادیث، توجیه و تأویل کردن آنهاست. هر چند وی را ظاهرگرا و مخالف تأویل میدانند، ولی او در بسیاری از موارد برای رسیدن به هدف خود، احادیث یا وقایع تاریخی را تأویل و یا توجیه میکند؛ مثلاً در باب آیه تطهیر بعد از آنکه حدیث را به طریقی قبول میکند و در مقام جواب به تأویل آیه و توجیه حدیث کسا میپردازد و در آخر که خود هم قانع نمیشود، میگوید: لفظ «رجس»، هم لفظی عام و کلی است که اقتضا دارد خداوند میخواسته همه انواع آلودگیها را بزداید و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)هم برای همین مقصود دعا فرمودند. به هر حال، پاک کردنی که خداوند اراده فرموده و آنچه پیامبر(صل الله علیه و آله) برای آن دعا کرده، به اتفاق، همان عصمت نیست؛ چرا که نزد اهلسنّت معصومی جز پیامبر(صل الله علیه و آله) وجود ندارد.[ ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج7، ص50.] اگر به احادیث و آیاتی که در این باب در فضیلت علی(علیه السلام) آمده رجوع کنید، بهخوبی مییابید که ابنتیمیه چگونه بسیاری از این آیات و روایات را تأویل و یا توجیه میکند؛ به طوری که توجیحات و تأویلات او در وقایع تاریخی مثال زدنی است مثلاً بذل و بخششهای عثمان از اموال بیت المال را این چنین توجیه میکند و میگوید: به صورت کلی، هر فرد حاکم یا فرمانروایی به ناچار باید اقوام و نزدیکانی داشته باشد که مورد اطمینانش باشند و بتوانند شرّ بدخواهان او را از وی دفع کنند و چنانچه مردم مانند رعیت ابوبکر و عمر با امامشان نباشند، آن امام به خویشاوندی نیاز خواهد داشت که مورد اعتمادش باشند و آن خویشاوندان نیز باید صاحب کفایت باشند. این یکی از دو تأویل مسئله است. تأویل دوم آنکه عثمان متصدی بیتالمال بود و خداوند متعال فرموده است: (وَالْعَامِلِينَ عَلَيْهَا)؛[سوره توبه(9)، آیه 60.] «و کارکنانى که براى (جمع آورى) آن زحمت مىکشند» و متصدی صدقه که خود بینیاز باشد، بهاتفاق مسلمانان حق دارد که دستمزد خود را بگیرد.[ابنتیمیه، احمد، منهاج السنه، ج6، ص157.] •نتیجه ابنتیمیه یکی از روشهای جدل را جدال احسن میداند و ملاک آن را در قرآن و سنت پیامبر(صل الله علیه و آله) جستجو میکند، ولی هنگامی که در مقام ردّ کتاب علامه حلی(رحمه الله) برمیآید از مبنای خود در جدال احسن تبعیت نمیکند و برای ردّ مخالف خود و تضعیف و تخریب علامه(رحمه الله) به هر روشی تمسک میجوید و ما با بیان برخی از روشهای جدلی ابنتیمیه که در کتاب منهاج السنهاش ذکر کرده، اثبات کردیم که وی از جدال احسن منحرف شده و به سمت جدال باطل رفته. لذا کتاب وی دارای رویکرد یا روش علمی و منطقی نیست که بتواند ما را به حقیقت واحدی برساند. از همین روی نتوانسته به انصاف حکم کند و به نتیجه مطلوبی دست یابد. لذا نمیتوان این کتاب را کتابی علمی دانست که دارای روش و مبنایی علمی است. منابع 1.ابنتيميه، احمد: النبوات، ریاض: أضواء السلف، چاپ اول، 1420ق. 2.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : درء تعارض العقل والنقل، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بنسعود الإسلامية، چاپ دوم، 1411ق. 3.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : عقیدة حمویة الکبری، ریاض: دارالصمیعی، 2004م. 4.ــــــــــــــــــــــــــــــــــ : منهاج السنة النبویة، تحقیق: محمد رشاد سالم، عربستان سعودی: جامعة الإمام محمد بنسعود الإسلامية، 1406ق. 5.ابنحنبل، احمد: مسند احمد، تحقیق: شعيب الأرنؤوط - عادل مرشد و دیگران، مؤسسة الرسالة، 1421ق. 6.ابنفارس: معجم مقاییس اللغه، تحقیق: عبدالسلام محمد هارون، بیروت: دارالجیل، 1420ق. 7.ابنمنظور: لسان العرب، بیروت، 1300ق. 8.احمدی، هاله: «جدل و نمونههای آن در قرآن»، مجله علمی پژوهشی دانشگاه الزهراء، ش41، بهار1381. 9.ارسطو: منطق ارسطو، بیروت: کتاب الطوپیقا، 1980م. 10.امینی، عبدالحسین: الغدیر، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1383ش. 11.بخاری، محمد بناسماعیل: صحیح بخاری، طوق النجاة، چاپ اوّل، 1422ق. 12.جوادی آملی، عبدالله: تفسیر تسنیم، قم: نشر اسراء، 1390ش. 13.حاکم نیشابوری، محمد بنعبدالله: المستدرک علی الصحیحین، بیروت: دار الکتب العلمية، 1411ق. 14.خطيب بغدادی، ابوبکر احمد بنعلی: تاریخ بغداد، بیروت: دارالغرب الإسلامي، 1422ق. 15.دهخدا، علی اکبر: لغت نامه، زیرنظر محمد معین، تهران: 1325- 1359ش. 16.ذهبی، شمسالدين محمد بناحمد: تاريخ الإسلام و وفيات المشاهير و الأعلام،بیروت: دارالکتاب العربی، 1407ق. 17.راغب اصفهانی، ابوالقاسم حسین بنمحمد: المفردات، بیروت: دارالقلم، 1412ق. 18.رضوانی، علیاصغر: دشمنی ابنتیمیه با اهل بیت، قم: مشعر، 1390ش. 19.ری شهری، محمد: شناخت نامه قرآن بر پایه قرآن، قم: دارالحدیث، 1391ش. 20.زرکشی، محمد بنبهادر: البرهان فی علوم القرآن، بیروت: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1408ق. 21.سید مرتضی: تنزیه الانبیاء و ائمه، قم: امیر، 1376ش. 22.سیوطی، عبدالرحمان بنابیبکر: الاتقان فی علوم القرآن، قاهره: چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، 1967م ـ قم: چاپ افست، 1363ش. 23.ابنسینا، حسین بنعبدالله: الشفاء؛ المنطق، چاپ ابراهیم مدکور و احمدفؤاد أهوانی، قاهره: 1385/1965، چاپ افست قم، 1404. 24.طبرسی، فضل بنحسن: مجمع البیان، قم: مجمع العالمی اهل البیت، بیتا. 25.طبری، محمد بنجریر: جامع البیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، 1400ق. 26.طوسی، محمد بنحسن: التبیان فی تفسیرالقرآن، بیروت، بیتا. 27.طوسی، نصیرالدین محمد بنمحمد: کتاب اساس الاقتباس، تهران: مدرس رضوی، 1367ش. 28.علیزاده موسوی، سید مهدی: سلفیگری و وهابیت، جلدیکم: تبارشناسی، قم: دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1389ش. 29.فارابی، محمد بنمحمد: المنطق عندالفارابی، بیروت: رفیق العجم، 1985ـ1986م. 30.فخررازی، محمد بنعمر: تفسیر کبیر، بیروت: دارالکتب العلمية، 1421ق. 31.ـــــــــــــــــ : شرح عیون الحکمة، تهران: چاپ احمد حجازی احمدسقا، 1373ش. 32.فرمانیان، مهدی: مبانی فکری سلفیه، پایانامه دکتری، مرکز تربیت مدرس، 1388ش. 33.مظفر، محمد رضا: منطق، تهران: حکمت، 1386ش. 34.ملاصدار، محمد بن ابراهیم، شرح حکمه الاشراق، تهران، 1380ش. 35.میلانی، سید علی: الامامه فی اهم الکتب الکلامیه، قم: حقایق اسلامی، 1384ش. 36.ــــــــــــــــــــ : آیه مودت و یا نگاهی به حدیث طیر، قم: حقایق اسلامی، 1390ش. 37.ــــــــــــــــــــ : دراسات فی منهاج السنه، قم: حقایق اسلامی، 1386ش. 38.ــــــــــــــــــــ : ناگفتههایی از حقایق عاشوراء، قم: حقایق اسلامی، 1389ش. 39.ـــــــــــــــــــــ : نگاهی به حدیث منزلت، قم: حقایق اسلامی، 1388ش. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |






