۱۵/بهمن/۹۴, ۱۷:۵۰
(۱۵/بهمن/۹۴ ۵:۴۰)ـــ نوشته است: [ -> ]یعنی آیا انسانها، با دستگاه ِ زینتسنج و به همراه دفترچهی ارقام ِ مربوط به عرف ِ مناطق مختلف تشخیص میدن که توی عرف زینت حساب میشه یا نه؟توضیح بیشتر:
یا
آیا با دستگاه ِ توجه ِنامحرمسنج تشخیص میدن که موجب جلب توجه نامحرم میشه یا نه؟
پس معلوم میشه که اموری هستند که اصلاً نمیشه در موردشون بطور دقیق اطمینان داشت و بلکه تنها میشه گمان برد.
پس ترسیدن از اشتباه بودنش امکان پیدا میکنه.
پس جا برای تقوا و ورع پدید میاد.
نقل قول:(توضیح: ترجمهی بعضی صحبتها)
اصلاً هم نمیخوام ببینم و بشنوم که گفتید اونها احکام رو اشتباه میدونن. نمیخوام ببینم. اینکه مثال زدید به دستگاه رو هم انگار نگفتید. اون رو هم نمیخوام ببینم. خیلی هم با کسی که توان ِ دیدن نداشته باشه فرق دارم.
کسانی که بخاطر اشتباه در مورد احکام کمتر از مقدار مجاز اصلاح کنن رو باید مسخره کرد و باید بهشون عقبمونده گفت و یک دسته دلایل روانشناختی هم باید آورد برای ریشهی کمبودهای شخصیتیای که دارن و ما نداریم، مثل تابوهای اجتماع متحجرشون و .. ، درست همونجور که بیحجابها محجبهها رو با هزار صفت مسخره میکنن و امل و عقبمونده میخونن. اونقدر مسخرهشون میکنم که هیچ دختری از ترس ِ اینکه بقیه فکر کنن اون زیر ابروهاش رو برنداشته اصلاً جرأت نکنه ابروش رو بپوشونه! همه ابروهاشون رو برای اثبات امل نبودنشون نمایش بدن، درست همونجور که در مورد موها، اول ِ اول ِ اول استدلالشون برای پیدا شدن ِ نیمسانتیمتر از موها از جلوی روسری این بود که بقیه فکر نکنن املی! اونقدر صورتهای کمتر اصلاحشده رو مسخره میکنم که هیچ دختری حتی جرأت نکنه که اصلاح ِ بهاصطلاح دخترونه انجام بده از ترس ِ اینکه یهوقت بقیه فکر نکنن داره از این تحجربازیها و املبازیها و عقبموندگیهای اجتماعی و شخصیتی و ... از خودش بروز میده.
هرکس هم اومد پرسید که باید در مورد ابروم چهکار کنم، کلاً فراموش میکنم که خودم مسلمانم و همین قضیه هم یکی از سؤالاتم بوده که قبلاً پرسیدهام، و در جوابش قیافهام رو در هم میکشم، یک نگاه ِ عاقل اندر سفیه بهش میکنم و میگم «به نظر شما ما الآن در زمانهای هستیم که دغدغهی ما باید این سؤالات باشه؟!» آخه ما در زمانهای هستیم که باید خیلی خیلی چیزهای دیگه دغدغهی ما باشه! ما باید سخنرانی ازغدی و پناهیان و رائفیپور گوش بدیم تا بصیرت ِ ولاییمون بره بالا و در آخرالزمان راه رو از بیراهه تشخیص بدیم. دیگه فرصت پیدا نمیکنیم برای نگرانی در مورد عمل به حکم خدا! اصلاً مطرح کردن چنین دغدغههایی ناشی از بیبصیرتی هست!

قطعاً جایی برای حرف زدن باقی نمیمونه.