تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ❌ضیافت اول نهج البلاغه❌
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
ضیافت بیست و هشتم نهج البلاغه


صبح تا شبت رو چطور میگذرونی؟؟!!


اصلا برنامه ای داری؟؟!!


دوست داری بدونی، مولا امیرالمؤمنین علیه السلام، چه برنامه ای رو در طول شبانه روز، سفارش کردن؟!!


پس، باز کن نهج البلاغه رو و نگاه کن به حکمت 390!


متن کلام آقا امیرالمؤمنین علیه السلام :


« للمؤمن ثلاث ساعات:


1_ فساعة یناجی فیها ربه،


2_ و ساعة یرم معاشه،


3_ و ساعة یخلی بین نفسه و بین لذتها فیما یحل و یجمل»


توضیح کلام مولا علی علیه السلام


آدم حسابی از نگاه مولامون، حتی برنامه ی زندگیشم رو حساب و کتابه!!!
هر چی پیش آمد خوش آمد نیست!!![/b]


[b] آدم حسابی همیشه صبح تا شبش رو، سه قسمت میکنه! و جای هیچ کدوم رو خالی نمیذاره!!

اصلا همین برنامه ی منظم روزانشه که زندگیشو از مابقی آدما جدا میکنه!!
یعنی این نظم و مدیریته که باعث میشه آدم حسابی، حسابی پیشرفت کنه در همه امور چه دنیایی و چه آخرتی!!


جدول برنامه ریزی روزانه:


1 برا خدا!


2 برا زندگی!


3 برا خودت!


>>>️ بخش اول:
یه بخش از ساعاتش رو در طول 24 ساعت، اختصاص میده به خلوت و مناجات با محبوبش![/b]


[b] یعنی یه زمانی رو بذار که فقط برا نزدیکی رابطتت با خدا باشه! و انجام اعمالی مانند



_ عبادتای واجب!


_ عبادتای مستحبی!


_ قرائت قرآن و دقت در معانیش!


_ دعا کردن و مناجات خلوت با محبوب!


_ فکر کردن و اندیشیدن به اینکه کی هستی و از کجا اومدی و قراره چه کنی و بکجا بری!


_ کسب علم دین و رفتن دنبال پاسخ به سوالات و شبهات اعتقادی و دینی!


_ کمک کردن به دیگران برا رضای محبوبت!


خلاصه هر عملی که خالصا و مخلصا واسه محبوبت انجام میدی، تا لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر بهش نزدیک بشی! و معرفتت بیشتر بشه!


>>>️ بخش دوم:
یه بخش از ساعاتش رو در 24 ساعت میذاره واسه امورات زندگیش!![/b]


[b] بهر حال زندگی مادی، احتیاجاتی داره و باید اون احتیاجات رفع بشن و الا، گیر میوفته تو کار!!



همه اموراتی که برای پیشرفت زندگی مادیت و برطرف کردن نیاز های ضروری و مهم، لازمه! مثل:♡


_ کار کردن و کسب روزی حلال!


_ انجام تعهداتی که دادی!


_ رسیدگی به امورات منزل و نظافت!


_ رتق و فتق امورات لازم برای فراهم کردن ضروریات زندگی!


خلاصه هر عمل مثبتی که مربوط بشه به رفع حوائج و نیازهای مادیت!!


>>>️ بخش سوم:
یه قسمتی از 24 ساعت رو واسه خودش میذاره!![/b]


[b] هر کار مثبتی که آسایش و لذتش رو فراهم کنه، مثل



_ استراحت کردن!


_ تفریح کردن و گشت و گزار کردن!


_ مهمانی دادن و مهمانی رفتن!


_ ارتباطات اجتماعی مثبت و صله رحم!


_ انجام کارهای مورد علاقه اعم از ورزشی، هنری و....!


_مطالعه کتاب و ...!


آدم حسابی، هیچ کدوم از این سه بخش رو رها نمیکنه! چرا؟؟
چون به هر سه بخش، برای رسیدن به سعادت و خوشبختی نیاز داره!![/b]


[b] و اما نکته مهم:

حذف هر کدوم از این سه بخش، یعنی ایجاد اختلال در سایر بخش ها!![/b]


[b]این سه بخش به هم متصل هستند مثل مهره های تسبیح که اگه یکیش بیوفته، مابقی هم سقوط میکنن!



البته یادت باشه بخش اول، حکم «قطب نما» رو واسه دو بخش دیگه داره!!


یعنی این بخش اوله که «جهت گیری» فرد رو توی دو بخش دیگه مشخص میکنه!


یعنی فرد، حواسش جمعه که توی دو بخش دیگه، مرتکب کاری نشه که محبوبش راضی نیست!!


چرا؟!
چون میدونه، همه این لوازم مادی قراره به کمکش بیان تا بتونه سریع تر راه طولانی رسیدن به محبوبش رو طی کنه!
نه اینکه باعث طولانی تر شدن این راه بشن!!


پس، اگه تا الان زندگیت تک بعدی بود و یا دو بعدی!
وقتشه که با مدد از مولات، اصلاحش کنی![/b]






[b] عذر تقصیر، بابت تأخیر!



امیرمؤمنان علیه السلام پشت و پناهتون!


والسلام علیکم
ضیافت بیست و نهم نهج البلاغه


بنظرت چقدر خودتو دوست داری؟؟؟


چقدر واسه خودت ارزش قائلی؟؟؟


مولامون علی ع، یه کد میده تا بدونیم چقد واسه خودمون ارزش قائلیم!!


برا دیدن این کد طلایی، نگاه کن به حکمت 449 نهج البلاغه!


متن کلام نورانی آقا:


« من کرمت علیه نفسه،


أهانت علیه شهواته»

[/b]



[b]توضیح کلام مولا علی علیه السلام



تا حالا دقت کردی چرا تا کسی بهت ضرری میرسونه، ازش بدت میاد؟!


تا حالا دقت کردی که وقتی کسی بهت توهینی میکنه، چقد سریع ناراحت میشی؟؟!


تا حالا دقت کردی چرا تا حس کنی، ندیده گرفته شدی یا در حقت بد شده، سریع برآشفته میشی و صدات درمیآد و رنگ چهرت میپره؟!


آره، درسته!


چون خودتو دوست داری، و تمام حرص و جوشات واسه همینه!!!


پس، آدمی که خودشو دوست داره، اصلا چش نداره ببینه که کسی بهش بد کنه!!
دوست نداره کسی بهش بگه بالا چشت ابروست![/b]


[b] اما سوال اینجاست!!!!



چطو میشه که اگه دیگری بهش بی احترامی کنه صداش درمیاد،
اما اگه خودش به خودش هزاران توهین هم کنه، ناراحت نمیشه؟؟؟![/b]


[b] یعنی چی؟؟؟؟



یعنی اینکه:
ارزش هر آدمی به چیزاییه که واسه خودش انتخاب میکنه! یعنی چیزایی رو که به خودش هدیه میده !![/b]


[b] اگه خودش و وجودش پیشش محترمه و باارزش، پس چرا ندیده و نشناخته هر چی رو تنش میکنه؟!!

چرا تن به هر کاری میده؟!!
چرا به هر پیشنهادی، براحتی اوکی میده؟!
چرا هر چی دید، هر چی شنید، سریع دلش میخواد؟!![/b]


[b] چرا بدون برانداز واردات، و اینکه آیا در شأن من عزیزم هست یا نه، سریع میگه بفرما! منزل خودتونه؟؟!!!



شرافتت، به میزان ارزش اون چیزی که واسه خودت انتخاب کردی، سنجیده میشه!


دلم میخواد!!
عشقم میکشه!!
به تو چه مربوط!!
به کسی چه مربوط!! و ...[/b]


[b]این نوع واکنششه، وقتی که بهش میگن و یا وجدانش بهش میگه:

بابا این کار بده! این کار زشته! بابا اصلا این کار در شأن و شخصیتت نیست![/b]


[b] یارو میره یه بوتیک لباس، میگن سایزت چنده، میگه نمیدونم، میگه دور کمرت چنده میگه نمیدونم!!

آخه کسی که سایزشو نمیدونه، میتونه لباس متناسب خودش رو براحتی پیدا کنه!
فروشنده میگه آقا چی میخوای؟؟ میگه نمیدونم هر چی شد! فرقی نمیکنه!


وقتی کسی سایز وجودیش رو بشناسه، و بدونه که کیه و چقدر ارزشمنده، آیا حاضره هر لباس غیر متناسبی رو تن کنه؟؟!
آیا هر کاری بهش گفتن بدون لحاظ اینه این کار انسانی هست یا نیست، شرافتمندانه هست یا نیست، محبوبم می پسنده یا نه، انجام میده؟؟؟!!![/b]


[b]مراقب واردات وجودت باش:

چی بشنوی!
چی ببینی!
کجا بری!
با کی بری!
چی بپوشی!
چی بخوری!
به چی فک کنی!
و...


کسی که سلطان نباشه، ناچار باید گدایی رو بپذیره!!
اگه قد و ارزش خودتو نشناسی، اگه افسار وجودت رو خودت به دست نگیری، مطمئن باش هزارتا مالک و صاحب پیدا میشه واست!!
اون وقته که دیگه مثلت میشه مثل «بیدی که با هر بادی میلرزه»!
اون وقته که دیگه هر چیزی و هر کسی، سریع میتونه زیر پاهاش لهت کنه!![/b]


[b]بلند شو!

خودت را دریاب!
محبوبت تو را محبوب خودش آفریده!
خودت را کوچک نپندار! ارزش و عزت و اعتماد از دستت رفته باید برگردد!!
تو انسانی، اشرف مخلوقات! عزیزتر از تو مخلوقی نیست! پس بنگر چه چیز برای خودت برمیگزینی!!


محبوبم! قدر من را تو میشناسی و بس! پس قدرتم ده تا قدر خویش را بشناسم!

[/b]





[b] مهمانان علوی!



نوش جانتان!


عزیزانتان را در ضیافت مبارک امیرمؤمنان علیه السلام، دعوت کنید!


والسلام علیکم
ضیافت سی ام نهج البلاغه
دوست داری بدونی میونه پیامبر رحمتت ص، با دنیا چطور بوده؟!

اما اینبار، بشنو از زبان مولا علی ع!

نگاه کن به خطبه 160 نهج البلاغه، قسمت پنجم!
متن کلام مولا علی ع:

«فأعرض عن الدنیا بقلبه

و أمات ذکرها من نفسه

و أحب أن تغیب زینتها عن عینه لکی:

1_ لا یتخذ منها ریاشا

2_ و لا یعتقدها قرارا

3_ و لا یرجو فیها مقاما»

توضیح کلام مولا علی علیه السلام

پیامبر رحمت ما، مثل همه آدما از دنیا و وسیله هاش استفاده می کرده! اما یه فرقی بزرگی داشته با همشون!

شاید به ظاهر هر دو تا دارن از دنیا و اسبابش مثل پول، کار، زن و فرزند، و .... استفاده میکنن اما این کجا و آن کجا!!

فرق بزرگ کجاست؟!

پیامبر رحمتمون، با تمام دلش از دنیا روشو برگردون! با تمام وجودش!
یعنی نذاشت که دنیا با عشوه گری ها و آراستگی هاش، دلشو بدزده!!

آره، دلشو بدزده!

دنیا که دل آدمو بدزده، دیگه میشی غلام حلقه به گوشش!! هر چی گفت و هر چی بهت نشون داد، باید بگی سمعا و طاعتا!!

این غلامی دنیا، بد عواقبی به دنبال داره! مجبوری برا جلب رضایتش و بدست آوردن دل دنیات:
دل بشکونی!
دروغ بگی!
آبرو ببری!
تهمت بزنی!
زیر پا خالی کنی!
خیانت کنی!
قولتو بشکنی!
میونه دو نفری رو خراب کنی!
قسم دروغ بخوری!

خلاصه به محبوبت پشت کنی و خلاف حرفش عمل کنی!!

آره! دنیا به خودی خودش که بد نیست!
این نوع ارتباط من و نگاه من به دنیاست که کارو خراب میکنه!

پیامبر عزیز ما، با دنیا بود، اما بدون دنیا بود!

یعنی به دنیا و اسبابش به چشم یه وسیله نگاه میکرد، نه یه هدف!
لحظه ای فراموش نمیکرد که این وسیله، هدفش نیست! اول و آخرش نیست!
اشتباهی دنیا رو به جای محبوبش
نمی خواست،
نمی پرستید،
نمی دید!

الهی!
هر کجا تو با منی من خوش دلم
ار بود در کنج چاهی منزلم

پیامبر مهربانی ما، نه تنها از دنیا با تمام وجودش روگردونده بود، بلکه حتی یاد دنیا هم دلشو قلقلک نمیداد!

وقتی میون دنیا و محبوبش قرار میگرفت، با تمام وجودش با تمام قلبش، به دنیا پشت می کرد و میگفت:
برو! تو کجا و محبوبم کجا!

اما وقتی دنیا می رفت، حتی لحظه ای در خیالش نمی گفت:
ای وای دنیا رفت!
کاش می شد که برگرده!
کاش می شد یه لحظه هم که شده برگرده!

چقدر محبوبش براش، عزیز و دوست داشتنی بود، که حاضر نبود دنیایی رو که محبوبش نمی پسنده، برا یه لحظه تو خیالش هم داشته باشه!

دوست نداشت که دنیا جلو چشاش، رژه بره! دوست نداشت دنیا جلو چشاش جلوه گری کنه به هیچ وجه!

چرا؟

چون، نمیخواست که مبادا با نگاه به دنیا، یه تیکه از قلبش رو بده به دنیا!

نمیخواست، مبادا با نگاه به دنیا، حس کنه که بله با توی دنیا من آرومم!
اگه تو رو بدست بیارم دیگه چیزی نمیخوام!

نمیخواست، با نگاه به دنیا امیدوار بشه که توی دنیا همیشه با من میمونی! من همیشه با تو میمونم!

راستی!
چرا از پیامبر رحمتمون اینقدر دور افتادیم؟!!
چرا برا هیچ و پوچ دنیا، اینقد بی تاب شدیم!
چرا دنیا شده سلطان قلبمون!
چرا دنیا، شده محبوب دلهامون!

ای پیامبر رحمت!
با نگاه رحیمانه خود، رحم الهی را برایمان بطلب، که بدون او نیستیم!



میهمانان عزیز!

قدمتان روی چشمانمان!

گوارای وجودتان!

والسلام علیکم
ضیافت سی و یکم نهج البلاغه

اگه اهل حرص خوردن و غصه خوردن هستی واسه آینده زندگیت!
بیا از زبان مولا علی علیه السلام، یه توصیه واست دارم!!
باز کن در کتاب نورانی نهج البلاغه رو!
حکمت 379!
متن کلام آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
«فلا تحمل هم سنتک علی هم یومک[/b]

کفاک کل یوم علی ما فیه»
توضیح کلام مولا علی علیه السلام
از الان غصه ی فردا رو میخوری؟!
از حالا غصه ی روزایی که نیومده رو میخوری؟؟!
غصه ی پایان سالی که خیلی مونده برسه؟!
غصه ی سالهای آینده زندگیتو؟!
یه سوال؟!
لطفا منطقی جواب بده!!
اصلا باشه!
تو غصه بخور، بالا پایین بزن، آه و ناله کن، جزع فزع کن، ولی آیا با این غصه خوردنا کاری پیش میره؟؟![/b]

[b] آیا اینقدی قدرت داری که هم به گرفتاری ها و مسائل روزی که توش هستی برسی، و هم به گرفتاری ها و مسائل روزها و ماه ها و سالهای آینده؟؟!!
چرا خودتو گول میزنی؟!
بابا، من و تو یه ظرفیت و حدی داریم! معجزه که نمیتونیم کنیم!
ظرفیت من و تو همونقدره که بتونیم امورات مربوط به روزی که توش هستیمو رتق و فتق کنیم!
پس از الان غصه فردا رو نخور!!
میخوای بخوری هم بخور، مشکلی نیست!
فقط بدون تهش چیزی از غصه و ناراحتی و استرس و اضطراب و کج خلقی، گیرت نمیاد!
و فقط تو میمونی و یه کوله بار، خستگی و درموندگی! دیگه حالی هم نداری تا واسه فردات اونطور که باید عمل کنی!!
البته، یادت نره منظور این نیست که آینده نگر نباشیآ!
منظور این نیست که محاسبه گر نباشیآ!
منظور این نیست که به فکر تأمین آینده خودت و خانوادت نباشیآ!
نه!
بلکه منظور اینه که، تو هر روز، فقط بقدر وسع و ظرفیتت تلاش کن، و طوری برنامه ریزی کن که فرداهات رو هم لحاظ کرده باشی!
اما تا هر چقد که تونستی و در توانت بود!
بیشتر از اون میشه،
غصه خوردن، ناراحتی کردن، پریشون شدن، خواب آروم نداشتن، تموم زندگیتو واسه کار گذاشتن،
و این، یعنی زیاده خواهی!
یعنی حریص بودن!
یعنی طمع داشتن!
آره طمع!!
طمع یعنی، پارو از گلیمت درازتر کنی برا به دست آوردن بیشتر و بیشتر!
آدم حسابی، وقتی میدونه، بله،
من وجدانا تلاش خودمو کردم،
چیزی هم کم نذاشتم،
هر تدبیر مناسبی به ذهنم می رسید رو هم بکار بستم،
با افراد عاقل تو فلان زمینه هم مشورت کردم،
خب حالا وقت امروزم تموم شده، دیگه خیالش جمعه! [/b]

[b]دیگه فکر فرداها و سالها و ... رو نمیکنه! دیگه اون روز رو به کام خودشو و عزیزانش تنگ نمیکنه!
حالا اگه میخوای بدونی، چرا آدم حسابی اینطوری رفتار میکنه، چرا پیشاپیش با اندوه و ناله و ترس به استقبال روزهای نیومده نمیره،
پس ضیافت بعدی رو فراموش نکن!
[/b]



[b] علویان!
خوش آمدید!
مثل همیشه گوارای وجودتان!
ضیافت بعدی را با عزیزانتان تشریف بیاورید!
والسلام علیکم
ضیافت سی و دوم نهج البلاغه


قرار بود در ادامه ضیافت قبلی بگیم که، واسه چیه که مولامون میفرماد، غصه ی روزهای نیومده رو نخور؟!


به همون حکمت قبلی نگاه کن!


حکمت 379!


متن کلام آقا امیرالمؤمنین علی علیه السلام:


«1_ فإن تکن السنة من عمرک،


فإن الله تعالی سیؤتیک فی کل غد جدید ما قسم لک.


2_ و إن لم تکن السنة من عمرک


فما تصنع بالهم فیما لیس لک»


توضیح کلام مولا علی علیه السلام


آدم حسابی، غصه ی چیزایی که هنوز زمانش نرسیده رو نمیخوره!


چی میخواد بشه؟! چه اتفاقی می افته؟! اگه اینجور بشه چی میشه؟! اگه اونجور بشه چی میشه؟!


آدم حسابی فقط دنبال اینه که به حد وسع و ظرفیتش تلاش کنه!
یعنی نه معتقد به ولنگاری و تنبلی هست! نه اهل حرص خوردن های بیجا!
اهل وظیفه و تکلیف هست اونم قدر طاقتش نه بیشتر!


چرا؟!


به دو دلیل:


1 یا اون روزایی که داری از الان غصه شو میخوری، میرسن و تو اون روزا رو میبینی!




2 یا اصلا اون روزا رو نمیبینی! یعنی عمرت نمیرسه!


خب، در هر دو حالت غصه خوردن، کار بیهوده و غلطیه!


چرا؟!


چون :


>>>️ اگه قرار باشه، اون روزا رو ببینی، پس باید اینو هم بدونی که خدای مهربون برای هر لحظه ی جدیدی از زندگی تو، روزیتو میریزه به حسابت!!


یعنی قراره نیست که چون امروز به این منوال گذشت، فرداها هم اینطور بگذره!


از کجا مطمئنی که خدای مهربون، در روزهای نیومده و سالهای در پیش، تقدیری برات رقم نزنه، که به کل، همه ی ساخته های ناامید کننده ذهنت رو بهم نریزه؟!


از کجا اینقد، مطمئنی که فرصتی رو خدا در اختیارت نمیذاره، یا شرایطی رو برات مهیا نمیکنه، که اصلا دیگه جایی برای اون تخیلات و توهمات درب و داغونت وجود نداشته باشه؟!


یه فرصت جدید و طلایی!
یه تحول مهم!
یه پیشنهاد حیات بخش!
یعنی یه نعمت و روزی جدید!!


مگه این آیه قرآن رو نشنیدی که میگه:
«کل یوم هو فی شأن»


خدای مهربون، هر آن و هر لحظه، در حال تعیین روزی و مقدرات جدیده!


اینطور توهم نزن، که خدای مهربون، درب تقدیر و روزیو بست و رفت! به هر کی هر چقدر میخواست داد و تمام!


نه!! اصلا اینطور نیست!
ما داریم درباره خدا حرف میزنیم، نه خلق خدا!


پس، غصه های بی دلیل رو بذا کنار، چیزی که در اختیار و اراده ات نیست رو بذا کنار و بهش فک نکن!
کار و وظیفه ای که رو دوشت هست و فقط انجام بده و بس!
مابقی رو بسپار به صاحب روزی ها!


⬅️ و اما گیریم، من اصلا اون روزای نیومده رو قرار نبود، ببینم!
خب دیگه اصلا چیکار دارم بهش؟!
دیگه اصلا چرا باس غصه شو بخورم؟!
چرا باس بخاطرش، روزا و لحظاتی رو که میدونم هستم و دارم نفس میکشم، از دست بدم؟!


واقعا، کدوم آدم عاقلی، حاضره روزای واقعیشو به روزای توهمی بفروشه؟!


پس، بهتره حرف مولامونو آویزه گوش های قلبمون کنیم و فقط در حیطه ی قدرت و ظرفیتمون عمل کنیم!


یادت باشه، این عالم رازقی داره، که روزی همه باید پس از اراده اون، به حساب ها واریز شه!


حواست باشه، نکنه تو بحبوحه ی شلوغیای دنیا، و قلدریای بعضی آدما، فراموش کنی رازق اصلی رو!!!




دوستان عزیز!


قدمتان روی چشمانمان!


نوش جانتان این مائده مبارک سفره ی ضیافت!


والسلام علیکم
❌ضیافت سی و سوم نهج البلاغه❌
???????



? بن بست های زندگی ناامیدکننده ست!
اما یه راهی وجود داره برای رهایی از این بن بست!
? میخوای بدونی؟
!????????



نگاه کن به خطبه ی 130 نهج البلاغه!???????

? [b]متن کلام مولا علی علیه السلام:[/i]
[b]
[/i]

[b]« و لو أن السماوات و الارضین کانتا علی عبد رتقا[/i]
[b]
[/i]

[b]ثم اتقی الله[/i]
[b]
[/i]

[b]لجعل الله له منهما مخرجا»[/i]

???????



?توضیح کلام مولا علی ع?


[u]? توی بالا و پایین زندگی، قطعا یه شرایطی پیش میاد که انگاری دیگه دست آدم از همه جا کوتاه میشه، و تنها راه خروج و فرار از اون بن بست، تن دادن به حرام و گناهه!!



? آدم تو یه شرایطی قرار میگیره، که انگاری دربای آسمون و زمین بسته شده، انگاری خدا صداتو نمیشنوه، انگاری هیچ کی صداتو نمیشنوه!!


? تا حالا واست پیش اومده؟!!


? توی این شرایط، ابلیس و دار و دستش بیکار نمی شینن!!


? مدام آدم رو به اعتراض از خدا و کفر گویی تحریک میکنن!
کو خدات؟!
کجاست اون خدایی که ازش دم میزدی؟!
کجان اون اهل بیتی که همش بهشون توسل میکردی؟! [/u]


[u]? بعد کم کم وادارت میکنه به اینکه حالا که خدات صداتو نمیشنوه و بهت اعتنا نمیکنه، بیا من واست راهکار دارم!



?اصلا کی گفته که فلان کار گناهه، فلان عمل حرامه، فلان حرف نادرسته؟؟!!!
بابا دیگه راهی نداری، باید از این وضعیت در بری!
میدونی اگه این کارو نکنی، فلان حرفو نزنی، فلان عملو انجام ندی، چی میشه؟؟!!


? هی مدام، تو رو از عاقبت کار می ترسونه، لحظه به لحظه با صحنه سازی های دروغینش، ترست رو بیشتر میکنه!


? اینجاست که دیگه همه ی ترس هات و همه حوادث و همه اتفاقات توی ذهنت، از خدات و ترس از اون بزرگتر میشه!


? اینجاست که میزنی زیر حرفت!
همون حرفی که همش توی نمازت تکرارش میکردی!
حرف الله اکبرت فراموشت میشه!
اینکه خدای من از همه چیز و همه اتفاقات بزرگتر است، فراموش میشه![/u]


[u]? اینجاست که فرد، پاشو میذاره توی منجلاب و باتلاق! و رفوزه میشه توی آزمون زندگیش!



? اگه فرد در اوج این وسوسه ها، خودش رو کنترل کنه و بر خدا توکل کنه، و فقط به فکر این باشه که تمام تلاش خودش رو بقدر وسعش انجام بده، و طبق نقشه ای که خدا ترسیم کرده حرکت کنه و ازش تخطی نکنه،
اینجاست که خدای مهربون، یه راه نجات و خروجی براش قرار می ده![/u]


[u]? یه راه خروجی که اصلا فکرشو نمی کرد!

اصلا تصور نمیکرد که از فلان راه و فلان طریق، این مشکل حل بشه![/u]


[u]❌پس، توی گیرای زندگی، حواست باشه زیر چشای خدای مهربون هستی، و داره نگات میکنه که چه میکنی!

اگه خودتو ثابت کردی و باورت رو نسبت به بزرگی خدا عملی کردی،
بی شک بدون!
خدا راه نجاتی برات قرار میده[/u]!❌

???????

? میهمانان عزیز!

? خوش آمدید!

? قدمتان روی چشمانمان!

والسلام علیکم
???????
❌ضیافت سی و چهارم نهج البلاغه❌

? تو زندگی رو زخم چند نفر زخم پاشیدی؟![/b]
[i]

ببین مولای مهربانی دراینباره چه فرموده !![/i]



? [b]نگاه کن به خطبه ی 193 نهج البلاغه!



متن کلام مولا امیرالمؤمنین علی علیه السلام:



[b]« و لا یشمت بالمصائب»


?توضیح مولا علی علیه السلام?[/b]


[b]? یکی از ویژگی های دیگه ی آدم حسابی اینه که، هیچ وقت بخاطر غم و ناراحتی دیگران شاد نمیشه!



? هیچ وقت، دیگری رو بخاطر مصائب و مشکلاتی که گریبانش رو گرفته، شماتت و سرزنش نمیکنه!


? مبادا تو دلت آرزوی گرفتار شدن و بدبخت شدن دیگران رو داشته باشی و از این اتفاق خوش حال بشی!


? آدم حسابی، فقط و فقط دنبال خیر و خوبی هست چه برا خودش و چه برا دیگران!


? امام صادق ع می فرماد: هر که دیگری رو بخاطر مصیبتی که بهش رسیده و غمناکش کرده، اون رو شماتت و سرزنش کنه، از دنیا نمیره مگر اینکه به مصیبتی مبتلا میشه، و بخاطرش غمگین میشه!


? پس، مراقب احوالات درونت باش، مبادا خودخواهی ها، حسادت ها،.حب و بغض های درونیت، منجر بشه به اینکه شادیهات گره بخوره به غصه های دیگران!
یعنی غم دیگری، قلبت رو شاد کنه و زبانت رو به شماتت دیگری باز کنه![/b]


[b]? شماتت و سرزنش کردن هیچ، تأثیر مثبتی نداره روی دیگری، مگر اینکه درد زخمش رو بیشتر میکنه!



? آدم حسابی در اثر خیرخواهی و با قلب رئوف و مهربونش، دیگری رو نصیحت می کنه و سعی میکنه بد و خوب رو بهش تفهیم کنه، اما اگه نصیحتش موثر نشد و طرف بی اعتنایی کرد و در اثر بی اعتنایی دچار عاقبت بدی شد، دیگه سرزنش کردن و شماتت کردن طرف چه معنی داره؟!


آهان! خوب شد! دیدی بهت گفتم فلان کارو نکن! دیدی حرف گوش نکردی و ....!
آهان! حقت بود! چوب خدا صدا نداره!
آهان.....


? خدا وکیلی، این حرفا برآمده از چه حس و حالی هست!
جز اینه که طرف درون دلش حال کرده که آهان حرف منو گوش نداد، حالا گرفتار شد!
حس غرور!


❌مراقب باش!
هیچ وقت رو زخم دیگران، نمک نپاشی!❌[/b]


? میهمانان علوی !

? نوش جانتان!

? مولای مهربان، آقا امیرمؤمنان، پشت و پناهتان!

والسلام علیکم
??????
ضیافت سی و پنجم نهج البلاغه


چند بار تا حالا به خدا گفتی: خدایا منو امتحان نکن؟!


میخوای بدونی این حرفت درسته یا نه؟!




نگاه کن به حکمت 93 نهج البلاغه!


متن کلام مولا علی علیه السلام:


« لا یقولن أحدکم:


اللهم إنی أعوذ بک من الفتنه


لأنه لیس أحد الا و هو مشتمل علی فتنه»




توضیح کلام مولا علی علیه السلام


هیچ وقت نگو، خدای من، منو بیخیال!!


خدای من، منو امتحان نکن!!


چرا؟؟!!


چون، این دعات از اساس باطله!


هیچ احدی نیست تو این دنیا، مگر اینکه مورد آزمون و امتحان قرار می گیره!


یعنی، در هر رتبه و موقعیتی باشی از لحاظ مادی و معنوی، شک نکن که از زیر آزمون خدا در نمیری!


چه ثروتمند باشی و چه فقیر، چه عالم باشی و عارف، چه پیر باشی و چه جوان، چه زن باشی و چه مرد، ....


پس، بجای این حرفا و زیر آزمون در رفتنا، حواست رو جمع کن که رفوزه نشی!


اگه میخوای بدونی چرا بایست امتحان باشه؟!
امتحان الهی چه ویژگی داره؟!
از چه امتحاناتی باید بخدا پناه برد؟!
پس، ضیافت بعدی شرکت کن!






میهمانان علوی!


مائده طیب این ضیافت مبارک نیز، گوارای وجود نازنینتان!


والسلام علیکم
ضیافت سی و ششم نهج البلاغه
قرار بود توی این ضیافت درباره این حرف بزنیم که بجای اینکه بگیم خدایا منو امتحان نکن، چی بگیم؟!
به همون حکمت قبلی نگاه کن!
یعنی حکمت 93!
متن کلام مولا علی علیه السلام:


« و لکن من استعاذ
فلیستعذ من مضلات الفتن

فإن الله سبحانه یقول:
و اعملوا أنما أموالکم و أولادکم فتنه

و معنی ذلک أنه یختبرهم بالأموال و الأموال لتبین:

الساخط لرزقه
و الراضی بقسمه»
توضیح کلام مولا علی علیه السلام:
بجای اینکه از خدا بخوای امتحانت نکنه، ازش بخواه تا توی آزمونای الهی گمراه نشی!

ازش بخواه که تو آزمونای الهی رفوزه نشی!

چرا؟!

چون بعضی از آزمونای الهی گمراه کننده هستند!

یعنی اصلا فکرشم نمیکنی که خدا داره از این راه امتحانت میکنه!

برای مثال بعضی از این امتحانای گمراه کننده، از طریق مال و ثروت و دارایی،

یا از طریق فرزند و اولاد اتفاق می افته!

یعنی دو تا چیزی که آدما خیلی بهش علاقه دارن!

و هر کم و زیادی و تغییری در این دوتا، میتونه زمینه یه امتحان سخت و گمراه کننده رو برا آدم فراهم کنه!

یعنی گاهی با زیادی مال و دارایی، گاهی با کمی مال و دارایی،
گاهی با به دست آوردن ها و گاهی با از دست دادن ها!

گاهی با فرزند دار نشدن ها، گاهی با فرزند دار شدن ها، گاهی با پسر دار شدن ها، گاهی با دختر دار شدن ها، گاهی با معلولیت فرزند، گاهی با سلامتی فرزند، گاهی با از دست دادن فرزند!

همه و همه این بازیا، واسه اینه که روشن بشه چقد ناخالصی داری!

همه و همه این ماجراها واسه اینه که روشن بشه، چه میکنی!

همه و همه این بالا و پایینا واسه اینه که معلوم شه راضی کیه، ناراضی کیه!

کی از رزق و روزیش خشمگین می شه و کی از قسمتش راضیه!

همه و همه واسه اینه که درونیات پنهان آدمی، بریزه بیرون!

پس، مراقب باش!
و به خدا پناه ببر، از آزمون های سخت و گمراه کنند!
آزمونی که انسان رو به اشتباه بندازه!
نفهمه اصل جریان از چه قراره و فقط و فقط نگاهش رو به سطح حوادث محدود کنه
و از باطن و پس پرده ی اون ها غافل بشه!!

که این غفلته، دمار از روزگار آدم درمیاره!

یادت نره!
دنیا، محل آزمونه، نه محل زندگی!
محل زندگی اونور نه اینور!
اینه که خدای مهربون به صراحت تو قرآن کریمش می‌فرماد: إن الدنیا لعب و لهو!
همه ی این سر و صداها، یه بازی بچگانه هست و بس!
پس مبادا بخاطر این بازی با صاحب اصلی این بازی دربیوفتی!!!

دوستان علوی عزیز!



مثل همیشه خوش آمدید! قدمتان روی چشمانمان!


والسلام علیکم
ضیافت سی و هفتم نهج البلاغه

بنظرت، آدم مؤمن یا همون آدم حسابی از نظر مولا، اهل شادی و نشاط هست؟!


آیا یه آدم فعال و پویاست یا نه؟!
اگه دوست داری بدونی، باز کن کتاب نورانی نهج البلاغه رو و به خطبه 193 نگاه کن!

متن کلام آقا امیرالمؤمنین علی ع:
«أنک تری له....نشاطا فی هدی»

توضیح کلام مولا علی علیه السلام


آدم حسابی از نظر مولامون، دپرس و افسرده و تنبل نیست!!
آدم حسابی، پرجنب و جوشه! باهاش نشست و برخاست میکنی بهت فاز مثبت میده!
میدونی چرا؟!
چون انگیزه و هدف مشخص داره!
بی انگیزه و بی هدف نیست! سرگردون و متحیر نیست!!
خب ممکنه، خیلیا هدف و انگیزه داشته باشن و برای رسیدن به اون هدف تلاش کنن!!
حتی طرف ممکنه با هدف لذت بردن، تلاش کنه برا انجام گناه!! و خیلی هم خوش حال باشه!!

اما یه تفاوت عمده بین انگیزه و هدف آدم حسابی با بقیه هست!!

یه تفاوت عمده بین جنس شادی و پویایی آدم حسابی با بقیه هست!!

شاده، خوشحاله، فعاله، اکتیوه، اما با هدف مقدسی به نام «هدایت شدن»!!

رسیدن به محبوبش!!
کسب رضایت خدای مهربونش!

شادیاش فقط و فقط زمانیه که میدونه داره مسیرشو درست میره! میدونه خط قرمزای محبوبش رو ندید نمیگیره!

تلاشش، فعالیتاش، همه و همه رنگ و بوی خدایی داره!
اگه درس میخونه، اگه خدمتی میکنه، اگه کار میکنه، اگر شب بیداری میکشه، و اگه و اگه، همش با این نگاهه که محبوبم، عزیزم، داره منو نگاه میکنه!!
وقتی بدونی عزیزت یه کاری رو دوست داره، و داره بهت نگاه میکنه، چطور انجامش میدی؟؟!!

لب کلام اینکه:
ممکنه خیلی چیزا باعث شادی و اکتیو شدن خیلیا بشه، ولی همون چیزا باعث ناراحتی آدم حسابی بشه!
و یا خیلی چیزا باعث ناراحتی و دپرس شدن خیلیا بشه، ولی همون چیزا باعث شادی آدم حسابی بشه!!

چرا؟؟!!
چون آدم حسابی، حتی شادی و غمش هم رو حساب و کتابه!!
پس بدون!

یه مؤمن، شاد و فعال و پویاست، سراسر فاز مثبته! بخاطر اینکه هدف داره!
اونم یه هدف بزرگ و مقدس!
و شادیش به میزان دوری و نزدیکیش با هدفش، کم و زیاد میشه!!
میهمانان عزیز!

علی یارتان!
نوش جانتان!
والسلام علیکم
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع