تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نگاهی به سریال "کیمیا"
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
سلام.
نقش حاج محمد که حامد بهداد بازی میکنه روایتگر چه شخصیتی هست؟؟؟

----------------------------------------------------------------------

ویرایش: خودم پیدا کردم تو اینترنتSmile
(۱۰/دی/۹۴ ۱۳:۳۴)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]هیچ ایرادی
ولی وقتی قراره به عنوان الگو معرفی بشه چی میشه؟

دختری که دائماً بیرونه

پیش مردای نامحرم

هرگز دخترای مخصوصا اون موقع اینطور نبودن

الگو سازی میکنن

گل گذاشتن تو لوله تفنگ سربازا یادتونه

یاد انقلاب فرانسه افتادم

خود این اتفاق بوده نه اینکه نبوده

ولی نه مدل لوس بازی زنانه به اون شکل

انگاری سربازا...
موافقم
البته نمیدونم اگه یه خانم با شخصیت کاملا نرمال رو اگه تو این فیلم به نمایش میزاشتن الگو میشد یا نه، فکر میکنم وضعیت جامعه طوری اقتضا میکنه که آروم آروم بریم جلو، هر چند که اینطوری ام ممکنه خانمای بهتز از کیمیا الگوشونو از این خانم بردارن و عقب گرد کنن.
واقعا چقد پیچیدس دنیای انسان
و واقعا چقدر خداوند حکیم است...
بازم جرمم شد نظر دادن Big Grin

(۱۰/دی/۹۴ ۱۵:۲۱)A.E نوشته است: [ -> ]البته
تو کتاب داهم یه جاهایی همون خانمی که ماجرای کتاب رو بیان میکنن (اشتباه نکنم زهرا حسینی باشن )میگن که سوار ماشین میشه با چن تا مرد ومیگه حالت عادی هرگز چنین کاری نمیکردم اما چون اونموقع جنگ بوده وشرایط فرق میکرده اینکارو کردم

خودتون میفرمایید شرایط جنگی

چیزی که تو سریال نشون داده میشه و میتونم در این حد که دیدم نظر بدم

همون بود که عرض کردم

مردم در همه چی ایستایی دارن

حتی در علاقه هاشون

بیشتر ترجیح میدن به علاقه شون بچسبند تا فکر کنند روی حقیقت

ترکیب جمعیتی کره زمین در مورد مسلمان و غیر مسلمان اینو تایید میکنه

ببخشید دیگه

دقیقا برای همین بهم زن نمیدن Big GrinBig Grin

(۱۰/دی/۹۴ ۲۱:۲۵)زنگ حساب نوشته است: [ -> ]موافقم
البته نمیدونم اگه یه خانم با شخصیت کاملا نرمال رو اگه تو این فیلم به نمایش میزاشتن الگو میشد یا نه، فکر میکنم وضعیت جامعه طوری اقتضا میکنه که آروم آروم بریم جلو، هر چند که اینطوری ام ممکنه خانمای بهتز از کیمیا الگوشونو از این خانم بردارن و عقب گرد کنن.
واقعا چقد پیچیدس دنیای انسان
و واقعا چقدر خداوند حکیم است...

اینطور که شما فرمودید

اگر تلویزیون برفک نشون بده باعث عقب گرد کمتری میشه

(۱۰/دی/۹۴ ۱۵:۲۷)افشین نوشته است: [ -> ]

من با عبدالرحمن کاملا موافقم.امیدوارم عمدی نبوده باشه کار فیلمسازان این مجموعه.مردم کیمیا رو یه دختر مذهبی میدونن در حالی که تقریبا میتونم بگم اغلب کارهاش مخالف شأن یک دختر معتقده.قسمت دیشبم که کم مونده بود کیمیا بره تو بغل باباش!!!بسلامتی جناب پدر هم دستی روی سر دخترش کشید.باورم نمیشه اینا داره از تلویزیون ما و از شبکه های سراسری پرطرفدار اونم توی یه سریال پربیننده پخش میشه.شرم آوره...

منم با موافقتت موافقم Big Grin

بهتره بگیم شریفی نیا و پورشیرازی

بعداً بعضیا میگن پدر و دخترو چکار دارید

حالا یچیزی بگم

اون دوتا عکس صفحه قبل شاید این پیامو بده

آهای مقید

تنها راه عاشقی اینه و بجز این میشی خواهر راهبه

تازه بازم هست بگم سنگسار میشم

سقوط یک فرشته هم یه نوعش بود
طنز Smile

بخشی از مصاحبه با افسر ارشد عراقی در دوران دفاع مقدس

سلام
علیک سلام

انگیزه اصلی شما از حمله به ایران چی بود؟
ما از طریق جاسوسهامون مطلع شده بودیم که چندتا شمش طلا تو ماشین فردی بنام فرخ در خرمشهر جاسازی شده؛ صدام حسین به محض شنیدن این خبر دستور حمله رو صادر کرد!

چرا اشغال خرمشهر توسط شما اینقدر طول کشید؟
اونجا یه دختری بود به نام کیمیا! ما هر نقشه ای می ریختیم که وارد شهر بشیم، کیمیا نقشه هامون رو نقش بر آب می کرد! کیمیا و ما أدراک ما الکیمیا...

چرا همه نیروهای مقاومت خرمشهر رو کشتید اما برادر کیمیا و 10 نفر دیگر رو اسیر کردید؟
ببینید! توی جنگ بدست آوردن دو نفر برای ما بسیار مهم بود: یکی محمدجواد تندگویان وزیر نفت، یکی هم کیوان پارسا برادر کیمیا! رئيس صدام حسین دستور داده بود حتما کیوان رو زنده بگیریم...

سوال آخر؛ چی شد که دوباره خرمشهر رو ازتون پس گرفتن؟
طی اون چند سال ما هر چی کشیدیم از کیمیا بود؛ رئيس صدام حسین بعد از پس دادن خرمشهر به ایرانیها اعلام کرد: خرمشهر را کیمیا آزاد کرد...
(۱۰/دی/۹۴ ۱۵:۲۷)افشین نوشته است: [ -> ]مردم کیمیا رو یه دختر مذهبی میدونن در حالی که تقریبا میتونم بگم اغلب کارهاش مخالف شأن یک دختر معتقده.
من فکر نمیکنم اینطور باشه.
من خودم به شخصه کیمیا رو خیلی مذهبی نمیدونم مخصوصا رفتار هایی که اون اوایل داشت کاملا گویای این قضیه بود خیلی راحت میشد با مقایسه کردن کیمیا و دوستاش فهمید که علی رغم اینکه یک سری باور های درست داره و پاشون هم ایستاده ولی خیییلی مذهبی نیست.
بر عکس دوستان من اصلا فکر نمیکنم که کارگردان دنبال این بوده باشه که با به تصویر کشیدن شخصیت کیمیا یک الگو به خانم های امروزی معرفی کنه اتفاقا بالعکس من فکر میکنم که دنبال این بوده که شخصیتی رو معرفی کنه که یک زندگی کاملا عادی داره با یک سری باور های درست که اتفاقا در برخی از رفتارها و افکارش نیاز به اصلاح داره و شاید هم در طول سریال این اصلاحات در شخصیتش ایجاد بشه.

پ ن: خانم شیدامن هفته ی گذشته گلزار شهدا بودم و اتفاقا دائم شما توی ذهنم بودید چون یادم بود که گفته بودید با یکی از دوستان که رفته بودید گلزار نتونسته بودید مزار شهیدی رو که مد نظر داشتید رو پیدا کنید منم چون اسم شهید رو به خاطر نمی آوردم از اول تا آخر سر هر مزاری که رفتم از شما یاد کردم به خصوص سر مزار شهید جهان آراHeartWink
(۱۰/دی/۹۴ ۲۱:۲۵)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]بازم جرمم شد نظر دادن Big Grin


خودتون میفرمایید شرایط جنگی

چیزی که تو سریال نشون داده میشه و میتونم در این حد که دیدم نظر بدم

همون بود که عرض کردم

مردم در همه چی ایستایی دارن

حتی در علاقه هاشون

بیشتر ترجیح میدن به علاقه شون بچسبند تا فکر کنند روی حقیقت

ترکیب جمعیتی کره زمین در مورد مسلمان و غیر مسلمان اینو تایید میکنه

ببخشید دیگه

دقیقا برای همین بهم زن نمیدن Big GrinBig Grin


اینطور که شما فرمودید

اگر تلویزیون برفک نشون بده باعث عقب گرد کمتری میشه


منم با موافقتت موافقم Big Grin

بهتره بگیم شریفی نیا و پورشیرازی

بعداً بعضیا میگن پدر و دخترو چکار دارید

حالا یچیزی بگم

اون دوتا عکس صفحه قبل شاید این پیامو بده

آهای مقید

تنها راه عاشقی اینه و بجز این میشی خواهر راهبه

تازه بازم هست بگم سنگسار میشم

سقوط یک فرشته هم یه نوعش بود
شما غیر از مخالفت تعصب و نقد چیز دیگه ای بلدید آیا؟؟!!!
(۱۱/دی/۹۴ ۰:۱۸)نرگس مهدوی نوشته است: [ -> ]پ ن:خانم شیدامن هفته ی گذشته گلزار شهدا بودم و اتفاقا دائم شما توی ذهنم بودید چون یادم بود که گفته بودید با یکی از دوستان که رفته بودید گلزار نتونسته بودید مزار شهیدی رو که مد نظر داشتید رو پیدا کنید منم چون اسم شهید رو به خاطر نمی آوردم از اول تا آخر سر هر مزاری که رفتم از شما یاد کردم به خصوص سر مزار شهید جهان آراHeartWink


سلام نرگس عزیزم...بی نهایت از لطفت سپاسگزارم. خداوند بر توفیقاتت بیفزاید ان شاءاللهHeart

در مورد کیمیا، چه هدف معرفی الگو داشته باشن چه نداشته باشن، خواه ناخواه با توجه یه محوریت داستان روی کیمیا الگوسازی صورت میگیره
البته خوبه که نتیجه استباهاتش هم دیده میشه، مثل ازدواجش با آرش
تا اینجا بخش دفاع مقدس رو بهتر نشون داده به نطرم
البته بدون ایراد که نمیشه باشه ولی از کسایی که هزینه میکنن و زحمت میکشن انتظار میره بیشتر دقت کنن
مثلا وقتی محموله رو فرخ و بقیه داشتن از ماشین در میاوردن با اون همه عرافی و تانک و .... معلوم نشد چطور آوردن عقب؟
شایدم نباید سخت گرفت مهم نفس عملهSmileCool

پ.ن : یکی دو روز پیش اخبار داشت از موفقیت فیلم ناهید تو خارج از کشور میگفت علی رغم عدم موفقیتش در ابران...
پزمان بارغی میگفت تو ایران به چیرهایی دفت میکنن و میپردازن که برای سینمای جهان مهم نیست مثلا کسی به لهجه من توحه نمیکنه به بازی و اون حس توحه میکنه که خوب در اومده یا نه؟
مگه خارجی ها متوجه لهجه گیلانی میشن که بخوان نظر بدن؟!؟Wink
با توجه به اینکه قراره نقاط منفی رو بگم میگم

قبلش بگم محتوای فیلمش قرار به مثبت بودنه

یعنی بقول معروف سفارشی ساخته شده از سمت مسئولین

ولی اینکه همون مسئولین خیلی میفهمن ..... نه! اگر میفهمیدن وضعیت بهتر بود....بگذریم



اون نقطه منفیه که استراتژیک تره اینه

این جور فیلم ها نباید کینه بین مردم ایران و عراق رو تازه کنه

انقدر خائن ایرانی و ناصر عراقی داشتیم که واقعا نامردیه اگر بخوایم اونطور بگیم

موقعی که شهدای غواص رو آوردن همین کارو کردن رسانه های فتنه

گفتن شهیدانی که عراقی ها دستشونو بسته بودن و ...

مخصوصا خانواده هایی که شهید دادن بیشتر دلشون میرنجه زنده کردن این خاطرات

این کینه ها باید نسبت به منافقین داخلی و خارجی باشه

ضمنا بدونید خانواده من بیشتر از خیلی از شماها هزینه دادن از این قضیه پس کسی نگه خودت شهید ندادی و ...
(۱۰/دی/۹۴ ۲۳:۵۸)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]طنز Smile

بخشی از مصاحبه با افسر ارشد عراقی در دوران دفاع مقدس

سلام
علیک سلام

انگیزه اصلی شما از حمله به ایران چی بود؟
ما از طریق جاسوسهامون مطلع شده بودیم که چندتا شمش طلا تو ماشین فردی بنام فرخ در خرمشهر جاسازی شده؛ صدام حسین به محض شنیدن این خبر دستور حمله رو صادر کرد!

چرا اشغال خرمشهر توسط شما اینقدر طول کشید؟
اونجا یه دختری بود به نام کیمیا! ما هر نقشه ای می ریختیم که وارد شهر بشیم، کیمیا نقشه هامون رو نقش بر آب می کرد! کیمیا و ما أدراک ما الکیمیا...

چرا همه نیروهای مقاومت خرمشهر رو کشتید اما برادر کیمیا و 10 نفر دیگر رو اسیر کردید؟
ببینید! توی جنگ بدست آوردن دو نفر برای ما بسیار مهم بود: یکی محمدجواد تندگویان وزیر نفت، یکی هم کیوان پارسا برادر کیمیا! رئيس صدام حسین دستور داده بود حتما کیوان رو زنده بگیریم...

سوال آخر؛ چی شد که دوباره خرمشهر رو ازتون پس گرفتن؟
طی اون چند سال ما هر چی کشیدیم از کیمیا بود؛ رئيس صدام حسین بعد از پس دادن خرمشهر به ایرانیها اعلام کرد: خرمشهر را کیمیا آزاد کرد...

اینجا دیگه توقع نداشتم این جمله رو ببینم.متأسفانه گاهی حواسمون نیست چی رو نشر میدیم.به این میگن تمسخر قرآن هرچند میدونم شما منظوری نداشته و ندارید و چه بسا نویسنده این مطلب هم منظور بدی نداشته اما یادمون باشه قرآن کلام خداست.وقتی قرآن رو مسخره میکنیم یعنی العیاذ بالله خدا رو به تمسخر گرفتیم
باز هم یک سریال مضخرف،محصولی دیگه از صداوسیمای ایران
ستایش،لیلا،کیمیا...
بس کنید توروخدا،یه ذره توی داستان هاتون تغییر ایجاد کنید...
خلاصه ی سریال:
کیمیا دختری بدبخت است(حتی بدبخت تر از ستایش و مدینه و لیلا) که پس از اینکه از جهالت خالص و کفر روی برگرداند،هی پشت سرهم بدبختی براش پیش اومد
آرزو به دل موندیم یه سریال درست حسابی ببینیم از صدا و سیما
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع