(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]من از شما انتطار داشتم که سطح درک شما بالاتر باشه
به عقیده من و بخشی از دوستان طرف ملحد دست بالاتر را در مناظره داشت
من این مناظره را به اشتراک گذاشتم تا شما خانم دیبا را نقد کنید و و از پادزهر های فقهی بگید
بعد شما دارید یه سری حرفای حاشیه میزنید
بحث تقلید را که فی*ل*تر کردید بعد هم میگید عقیده ما درباره تقلید اثبات شد
بعدشم مگه من اینجا مناظره کردم که بخوام همه منابع را با سال انتشار بیان کنم؟
لطفا اصل مطلب را دریابید و به نقد خانم دیبا بپردازید البته اگه در توانتان هست
نقد اصلی خانم دیبا تجاوز به زن شوهردار بود که در قرآن مطرح است و شیعه هم قرآن را قبول دارد
پس این نقد متوجه ما هم هست
بنده طبق هیچ کدوم از بندهایی که اوردین هرگز طرف مباحثه با شما و گروه شما نمیشدم . حالا چطور ش اون طرف ملحد با شما بحث کرده معلوم نیست.
بعدشم بنده بر اساس نصف مقبولیات شما باید به نقد بشینم نه کل مقبولیات شما و این یعنی منابع صحیح نه منابع ظنی.
بعدشم شما میگی براتون مناظره گذاشتم بعد میگی انتظار نقد داشتم ، جناب دوست حقیقت شما یا خودت رو زدی به راه غیر مستقیم یا اینکه نمیدونی چی به چیه .
(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]من از شما انتطار داشتم که سطح درک شما بالاتر باشه
این توقع شماست که همیشه دو چیزی که با هم در هیج چیزی تباین ندارین قصد قیاس دارید و ... .
(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]به عقیده من و بخشی از دوستان طرف ملحد دست بالاتر را در مناظره داشت
این که طرف مقابل شما دست بالاتر بود این نشون میده چقدر دست شما خالیه و چقدر در مقابل این مبانی دست به عصا میرید جلو . البته اینها همه به لطف همون مستندبودن مقبولیات بند 6 هست .
(۳/بهمن/۹۴ ۰:۴۳)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]
6) استناد تنها به قرآن و روایات اهل سنت خواهد بود.
هر روایتی رو شما بدون برسی سندی و تشخیص صحت یا عدم سختش بکار میبرید و بدون اینکه کمی تامل کنید.
(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]من این مناظره را به اشتراک گذاشتم تا شما خانم دیبا را نقد کنید و و از پادزهر های فقهی بگید
بنده اهل سنت نیستم که طبق قواعد و نظریات اونها براتون نظریه فقهی بدم بعدشم طبق کدوم یکی از فرقه های اهل سنت؟ شافعی ؟ مالکی ؟ حنبلی؟ حنفی؟
(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]بحث تقلید را که فی*ل*تر کردید بعد هم میگید عقیده ما درباره تقلید اثبات شد
بحث تقلید رو شما قبول نداری ! بحثش شد و فی*ل*تری هم نشد . معلوم شد شما طبق نظریات چه کسانی تقلید رو قبول نداری. طبق نظریات ابن قیم و ابن تیمیه و ... . فکر کنم خط فکری شما هم معلوم شده باشه که از کی و چی داری دفاع میکنی . بعدشم
(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]بعدشم مگه من اینجا مناظره کردم که بخوام همه منابع را با سال انتشار بیان کنم؟
وقتی نقل مطلب میکنی در نقل خیانت نباید بشه بکه باید در بالاترین حد صدق انجام بشه . معلومه شما از این هم فراری هستین. و این حرف شما میتونه این رو هم برسونه که عین مطالب رو براتون نقل نمیکنم و هرجا که دلم بخواد رو کم و زیاد و ... میکنم.
(۳/بهمن/۹۴ ۱۱:۵۲)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]نقد اصلی خانم دیبا تجاوز به زن شوهردار بود که در قرآن مطرح است و شیعه هم قرآن را قبول دارد
پس این نقد متوجه ما هم هست
بحثتون درباره ایه
وَ الْمُحْصَناتُ مِنَ النِّساءِ إِلاَّ ما مَلَكَتْ أَیْمانُكُمْ كِتابَ اللَّهِ عَلَیْكُمْ وَ أُحِلَّ لَكُمْ ما وَراءَ ذلِكُمْ أَنْ تَبْتَغُوا بِأَمْوالِكُمْ مُحْصِنینَ غَیْرَ مُسافِحینَ ...
نساء/۲۴
« و نکاح زنان محصنه ( شوهر دار ) بر شما حرام شده اند مگر آن زنان شوهر داري که به تصرف شما ( غنايم جنگي ) درآمده و مالک شده ايد . از کتاب الله پيروي کنيد . وراي اين زنان ( متصرفي و غير متصرفي ) ، براي شما حلال است هر زني ديگر را با مال به طريق زناشويي بگيريد و نه به طريق زنا . پس چنانکه شما از آن ها تمتع جستيد و بهره مند شديد ، آن حق معين که مزد آن ها است به آن ها بپردازيد . باکي نيست بر شما که پس از تعيين فريضه ( پول و يا مهر تعيين شده و.. ) به چيزي با هم تراضي کنيد ( رضا بدهيد ) . هر آينه الله دانا و حکيم است »
جناب اگه در باره این ایه میخواین حرفی بزنین ابتدا باید شان نزول و اینکه اساسا این حکم برای چی هست و ...
وقتی متوجه این نباشین هرگز به پاسخ درباره این حکم الهی نخواهید رسید.
یک نکته رو خدمت شما میگم که بدونی ، این ایه درباره کی نازل شده؟ برای کفار حربی ! چرا ؟ تا کسی جرات پیدا نکنه که به اسلام بتازه و این حکم در ابتدا نگاه بازدارنده داره نه حالت تهاجمی .
بعدش کسی که میل میکنه به حمله به یک عقیده و ایین باید π همه چی رو به ودش بماله .
البته این رو هم بگم ایشون با داشتن مبانی که در زمان خیلفه اول پیش اومد راحت میتونن به شما بتازن و هیچ پاسخی هم شما ندارین برای این حرف . ولی به شما ترهم کردن و .... 
نمونش رو برید در ماجرای
مالك بن نويره مطالعه کنید . از دوستان اهل سنت خودتون بپرسید که چی شد و چرا شد و کسی هم مخالفت نکرد

قبيله بنى يربوع، قبيله اى بزرگ و باشخصيّت بودند، و رياست آنان بر عهده «
مالك بن نويره» بود، مالك، شخصيّتى بزرگ و محترم بود، با قبيله اش شرفياب محضر رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم شدند و اسلام آوردند، و
از جمله قبائلى بودند كه تا آخرين لحظه وفادار به اسلام بودند، از آنجائيكه مالك، شخصيّتى برجسته بود، رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم او را نماينده خود قرار دادند كه صدقات مردم آن صفحات را جمع آورى نموده و به نيابت از طرف آن حضرت، بين فقراء تقسيم كند، و نيازى به آوردن آن صدقات به مدينه نباشد،
وقتى ابوبكر روى كار آمد،
مالك از بيعت با ابوبكر خوددارى كرد و تسليم او نشد (و جهتش هم اين بود كه هنوز بيش از حدود سه ماه از واقعه غدير نگذشته بود، و در آن واقعه، تمامى حاضرين در حجّة الوداع، با اميرالمؤمنين عليه السّلام بعنوان جانشين و امام بعد از رسول خدا صلّى الله عليه وآله وسلّم بيعت كرده بودند، نتيجه اينكه سرباز زدن افرادى چون مالك بن نويره از بيعت با ابوبكر، امرى معقول و موجَّه بود)، ابوبكر به بهانه اينكه چون مالك بن نويره صدقات را نفرستاده پس منكر زكات شده،
خالد بن وليد را به جنگ مالك بن نويره فرستاد، خالد و همراهانش شبابه بر مالك و قبيله بنى يربوع وارد شدند، آنها نيز اسلحه هاى خود را برداشتند، هنگام نماز، اسلحه ها را بر زمين گذاشته مشغول نماز شدند،
خالد بن وليد فرصت را غنيمت دانسته دستور داد مالك بن نويره را دستگير كردند، و دستور داد سر او را از بدن جدا كنند، مالك به او گفت: چرا چنين فرمانى در حقّ من مى دهى؟
گفت: تو مرتدّ شده اى، مالك گفت: چند لحظه قبل ما با شما اذان گفتيم و نماز خوانديم و عبادت بجا آورديم، چگونه مرتدّ شده ايم؟
لااقلّ مرا به مدينه بفرست تا با خود ابوبكر به مذاكره بنشينم و خواسته هاى او را اجرا كنم، ولى آخر الامر خالد دستور داد سر از بدنش جدا كردند، و در همانشب با زوجه مالك همبستر شد، و سر مالك و مردان قبيله بنى يربوع را هم بجاى هيزم، زير ديگ غذا نهادند
تاريخ طبرى، تاريخ ابن اثير، طبقات ابن سعد، استيعاب، اصابه، اسد الغابه....
- شما باید پاسخگو باشید نه شیعه.
پون دوستان شما که در مرکز پاسخگویی شما نشتسن اهل سنت هستن نه شیعه. شما هم که شیعه نیستی پس چرا نظر شیعه براتون مهم اومد؟
- نکنه هرچا کم میارین میایین به سمت شیعه؟
جناب دوست حقیقت میتونین این کار رو تامل کنید؟ ایا این شخص
سیفالله المسلول حد براش جاری شد؟
حالا علاوه بر خانم دیبا پاسخ ما رو هم بدین که کار
سیفالله المسلول تکلیفش چیه و چرا بر فردی که مسلمان بوده و از حداقل صحابه نگیم ( صحابه بود به اعتراف تاریخ اهل سنت ) حداقل مسلمان که بود! بر اساس کدام حکم باید کشته میشد؟ اگه قرار بود کسی کشته بشه تمام مسانی بودن که با اول مخالفت کردن ..
(۳/بهمن/۹۴ ۱۳:۳۵)دوست حقیقت نوشته است: [ -> ]با انصاف تر باشید
من و فحش؟ من و توهین؟
اگه به پست های قبلی نگاه کنید متوجه میشوید چه کسی شروع به توهین کرد
آقای محترم جدل نکنید
اگر بر رد پست های خانم دیبا میتوانید دلیل و برهان اقامه کنید بسم الله
حانم دیبا یا شما و اهل سنت داره بحث میکنه چرا شیعه باید به شما کمک کنه؟
بخاطر نجات اسلام؟
نمونشتو تاریخ کم نبوده نموش رو میشه تو مثلا کتاب حضرت علی والخلفا ( نویسنده ، نجم الدین عسکری ) مشاهده کرد که چقدر برای نجات اسلام حضرت علی فدا کرد ولی اهل سنت بازم بر برتری و .. برای خودشون میدونن/
البته جایگاه اهل سنت با وهابیت برای ما معین هست ولی خود اهل سنتباید تفکیک کنن جایگاه خودشون رو/
الان بچه شیعه های حیدر كرارا غير فرار ، اسدالله غالب باید بخاطر اسلام کمک کنن یا بخاطر اهل سنت ؟