بنام خدا
سلام
واژه ی تعادل رو خیلی توی اسلام شنیدید. میخوام از منظر علم شیمی این تعادل رو توضیح بدم. توی شیمی مبحثی هست تحت عنوان واکنشهای شیمیایی تعادلی که این واکنشها نسبت به واکنشهای یکطرفه ویژگیهای بخصوصی دارن. مثلا سرعت واکنشهای رفت و برگشت در حالت تعادل باهم برابر هست، اگه یکی از طرفین واکنش رو زیاد کنیم واکنش به سمت مخالف جابجا میشه و غیره. چند وقته دارم راجبه دین و فلسفه مطالعه میکنم و در انتها به این نتیجه رسیدم که این واکنشهای تعادلی دو طرفه در تمام ابعاد زندگی بشر وجود دارن. بعد فردی، اجتماعی، تاریخی و همینطور خیلی از تناقضاتی که بشر باهاش داره دست و پنجه نرم میکنه.
توجه کنید که قوانین و به طبعه اون رفتارهایی که ما انجام میدیم از نظر اسلام باید در حالت تعادل حفظ بشن. چرا؟ چون اگه به هر دلیلی این تعادل رو بهم بزنیم و یکطرف تعادل رو زیاد کنیم تعادل در نهایت به سمت مخالف جابجا میشه. میخوام یه مثال بزنم: خیر و شر از بزرگترین تناقضاتی هست که بشر در طول تاریخ باهاش دست و پنجه نرم میکرده. این دوتا تناقض باهم در یک تعادل دوطرفه هستن و با گذشت زمان در حال تبدیل شدن به هم هستن (مثل واکنش شیمیایی تعادلی).
البته همونطور که میدونید تعادل به معنی برابر بودن نیست. دو چیز میتونن باهم برابر نباشن اما در تعادل باشن. اگه به هر دلیلی در اثر کارهایی که انسانها انجام میدن شر زیاد بشه تعادل به سمت خیر جابجا میشه و بالعکس. خیلی ها شنیدید که در آخرالزمان شر زیاد میشه. خب پس چطور میشه؟ اینکه با وعده الهی نمیخونه.. دقیقا نکته همینجاست که وقتی در آخرالزمان شر زیاد میشه تعادل به سمت خیر جابجا میشه یعنی لازمه ی بوجود اومدن خیر این هست که شر خیلی زیاد بشه. توی آیه ایی که در بالای صفحه هست هم این نکته رو میشه دید. خداوند میفرمایند و به شب هنگامیکه (بسوی روشنایی روز) حرکت میکند سوگند. همونطور که میدونیم سوگندهایی که خدا توی قرآن خورده ابعاد مختلفی داره و پی بردن به تمام ابعادش سخت هست. یکی از ابعادش میتونه این باشه که روشنایی بعد از تاریکی میاد یعنی حتما باید تاریکی بیاد که بعدش روشنایی بیاد. این یه قانونه یه سنت الهی. تا وقتی جهان پر از شر (تاریکی) نشه خیر (روشنایی) نخواهد اومد.
خیلی از مسائل دیگه رو میشه با این دیدگاه توضیح داد. مثلا تاریخ رو میتونیم توضیحی براش پیدا کنیم. البته این رو بگم که زمان مهمترین عامل در نگاه کردن از این دیدگاه هست. اگه عامل زمان رو در نظر نگیریم نمیتونیم تصویر درستی داشته باشیم.
منبع: ناشناس
سلام
مرسی ک تحلیلتون رو گذاشتید
اما لطفا برای صحبت هاتون سند بیارید
چند تا نکته ب ذهنم رسید درباره متنتون قرار میدم،
قصد بحث کردن ندارم،اما تو نگاه اول این دو تا ایراد از متنتون ب چشمم اومد
نقل قول:خیر و شر از بزرگترین تناقضاتی هست که بشر در طول تاریخ باهاش دست و پنجه نرم میکرده. این دوتا تناقض باهم در یک تعادل دوطرفه هستن و با گذشت زمان در حال تبدیل شدن به هم هستن (مثل واکنش شیمیایی تعادلی).
خیر و شر، در حیطه جعل هستند و نمیشه اون رو دوتایی در نظر گرفت (در حیطه خلق، همه چیز زوجه، همون طور ک خداوند در قرآن میگه هر خلقتی را زوج قرار دادیم)
خیر از جانب خداست و شر از جانب انسان ها
پس نمیشه گفت خیر و شر با هم در تعادل هستند
این ک شما گفتید بیشتر دیدگاه ین و یانگ ه!
پ.ن : منظور از "شر" شر واقعیه، نه اون چیزهاییه ک خیره اما ما فکر میکنیم شر هستن
نقل قول: این یه قانونه یه سنت الهی. تا وقتی جهان پر از شر (تاریکی) نشه خیر (روشنایی) نخواهد اومد.
!
سنت الهی ؟ کی گفته سنت الهی اینه ک جهان پر از شر بشه تا خیر بیاد؟!!
پس اگه تلاش کنیم واسه تاریکی بیشتر، ظهور نزدیک تر میشه ؟
(۲۳/بهمن/۹۴ ۲۳:۰۶)السا نوشته است: [ -> ]سلام
مرسی ک تحلیلتون رو گذاشتید
اما لطفا برای صحبت هاتون سند بیارید 
چند تا نکته ب ذهنم رسید درباره متنتون قرار میدم،
قصد بحث کردن ندارم،اما تو نگاه اول این دو تا ایراد از متنتون ب چشمم اومد
خیر و شر، در حیطه جعل هستند و نمیشه اون رو دوتایی در نظر گرفت (در حیطه خلق، همه چیز زوجه، همون طور ک خداوند در قرآن میگه هر خلقتی را زوج قرار دادیم)
خیر از جانب خداست و شر از جانب انسان ها
پس نمیشه گفت خیر و شر با هم در تعادل هستند
این ک شما گفتید بیشتر دیدگاه ین و یانگ ه!
!
سنت الهی ؟ کی گفته سنت الهی اینه ک جهان پر از شر بشه تا خیر بیاد؟!!
پس اگه تلاش کنیم واسه تاریکی بیشتر، ظهور نزدیک تر میشه ؟
ممنون از توضیحتون. اگه ما اعتقاد داریم که تمام پدیده ها از طرف خدا هست پس نمیتونیم شر رو از این موضوع مستثنی کنیم چون اراده ی خدا رو میبریم زیر سوال. منظور از شر در اینجا بدی نیست. منظور از خیر هم خوبی نیست. بدی و خوبی در یک زمان بخصوص تعریف میشن که انسانها اون رو بوجود میارن که البته این هم به اراده ی خداست. توی قرآن هم به این موضوع اشاره شده. اما خیر و شر در یک بازه ی زمانی معنا میدن و در حال تبدیل شدن به هم هستن. مثلا عمل خوب یا بدی که انسان انجام میده هیچوقت از بین نمیره و در طول زمان در حال حرکت کردن هست. این عمل پیوسته در حال تبدیل شدن به خیر و شر هست تا زمانیکه به خدا برسه یعنی تا وقتی که زمان به پایان برسه (روز قیامت).
در مورد دوم باید بگم آره اگه تلاش کنیم که شر زیاد بشه ظهور نزدیک تر میشه اما اون دنیا باید جوابگوی کارهای بدی که کردیم باشیم. به همین خاطر انسان مومن و عاقل این کار رو انجام نمیده
(۲۳/بهمن/۹۴ ۲۲:۳۴)mohammadz نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام
واژه ی تعادل رو خیلی توی اسلام شنیدید. میخوام از منظر علم شیمی این تعادل رو توضیح بدم. توی شیمی مبحثی هست تحت عنوان واکنشهای شیمیایی تعادلی که این واکنشها نسبت به واکنشهای یکطرفه ویژگیهای بخصوصی دارن. مثلا سرعت واکنشهای رفت و برگشت در حالت تعادل باهم برابر هست، اگه یکی از طرفین واکنش رو زیاد کنیم واکنش به سمت مخالف جابجا میشه و غیره. چند وقته دارم راجبه دین و فلسفه مطالعه میکنم و در انتها به این نتیجه رسیدم که این واکنشهای تعادلی دو طرفه در تمام ابعاد زندگی بشر وجود دارن. بعد فردی، اجتماعی، تاریخی و همینطور خیلی از تناقضاتی که بشر باهاش داره دست و پنجه نرم میکنه.
توجه کنید که قوانین و به طبعه اون رفتارهایی که ما انجام میدیم از نظر اسلام باید در حالت تعادل حفظ بشن. چرا؟ چون اگه به هر دلیلی این تعادل رو بهم بزنیم و یکطرف تعادل رو زیاد کنیم تعادل در نهایت به سمت مخالف جابجا میشه. میخوام یه مثال بزنم: خیر و شر از بزرگترین تناقضاتی هست که بشر در طول تاریخ باهاش دست و پنجه نرم میکرده. این دوتا تناقض باهم در یک تعادل دوطرفه هستن و با گذشت زمان در حال تبدیل شدن به هم هستن (مثل واکنش شیمیایی تعادلی).
البته همونطور که میدونید تعادل به معنی برابر بودن نیست. دو چیز میتونن باهم برابر نباشن اما در تعادل باشن. اگه به هر دلیلی در اثر کارهایی که انسانها انجام میدن شر زیاد بشه تعادل به سمت خیر جابجا میشه و بالعکس. خیلی ها شنیدید که در آخرالزمان شر زیاد میشه. خب پس چطور میشه؟ اینکه با وعده الهی نمیخونه.. دقیقا نکته همینجاست که وقتی در آخرالزمان شر زیاد میشه تعادل به سمت خیر جابجا میشه یعنی لازمه ی بوجود اومدن خیر این هست که شر خیلی زیاد بشه. توی آیه ایی که در بالای صفحه هست هم این نکته رو میشه دید. خداوند میفرمایند و به شب هنگامیکه (بسوی روشنایی روز) حرکت میکند سوگند. همونطور که میدونیم سوگندهایی که خدا توی قرآن خورده ابعاد مختلفی داره و پی بردن به تمام ابعادش سخت هست. یکی از ابعادش میتونه این باشه که روشنایی بعد از تاریکی میاد یعنی حتما باید تاریکی بیاد که بعدش روشنایی بیاد. این یه قانونه یه سنت الهی. تا وقتی جهان پر از شر (تاریکی) نشه خیر (روشنایی) نخواهد اومد.
خیلی از مسائل دیگه رو میشه با این دیدگاه توضیح داد. مثلا تاریخ رو میتونیم توضیحی براش پیدا کنیم. البته این رو بگم که زمان مهمترین عامل در نگاه کردن از این دیدگاه هست. اگه عامل زمان رو در نظر نگیریم نمیتونیم تصویر درستی داشته باشیم.
منبع: ناشناس
سلام ، ببخشید اینو میگم اگه قرار هست تفسیر و تعبیری و یا برداشتی داشته باشیم از ایات ، حداقل اگه کلام معصوم هست مستند بگیم و اگه تفسیر شخصی بازم بگیم نظر من این هست و از تفسیر به رای بپرهیزیم/
پیشنهاد میکنم تو این مورد شر و نیکی به این موضوع مراجعه کنید البته در باره بحث اینکه شر از سوی خداست ( مثل نیکی ) و یا خدا شر رو هم افرید برای نشون دادن نیکی و ... ( خیلی از این بحثا بین به اصطلاح فلاسفه و متکلمین و ... نوین و قدیم شده و بقولی برهان شر ( مسئله شر ) مطرح کردن و پاسخ هم داده شده و تصمیم با محقق هست که پاسخ را قبول کنه _ با اینکه اشکار و وجدانیس _ و یا اینکه بر پایه لرزان سوال باقی بمونه)
اگه هم شما شر و نیکی رو تعریفی براش دارین لطف کنین اشکار بیان کنید .
پس پیشنهادی
(۲۳/بهمن/۹۴ ۲۳:۲۲)mohammadz نوشته است: [ -> ]ممنون از توضیحتون. اگه ما اعتقاد داریم که تمام پدیده ها از طرف خدا هست پس نمیتونیم شر رو از این موضوع مستثنی کنیم چون اراده ی خدا رو میبریم زیر سوال. منظور از شر در اینجا بدی نیست. منظور از خیر هم خوبی نیست. بدی و خوبی در یک زمان بخصوص تعریف میشن که انسانها اون رو بوجود میارن که البته این هم به اراده ی خداست. توی قرآن هم به این موضوع اشاره شده. اما خیر و شر در یک بازه ی زمانی معنا میدن و در حال تبدیل شدن به هم هستن. مثلا عمل خوب یا بدی که انسان انجام میده هیچوقت از بین نمیره و در طول زمان در حال حرکت کردن هست. این عمل پیوسته در حال تبدیل شدن به خیر و شر هست تا زمانیکه به خدا برسه یعنی تا وقتی که زمان به پایان برسه (روز قیامت).
در مورد دوم باید بگم آره اگه تلاش کنیم که شر زیاد بشه ظهور نزدیک تر میشه اما اون دنیا باید جوابگوی کارهای بدی که کردیم باشیم. به همین خاطر انسان مومن و عاقل این کار رو انجام نمیده
یعنی شما عامل ظهور رو نقش پر رنگ ازدیادشر میدونید؟ روی چه حسابی؟رو حساب تعادل؟ ببخشین اگه قرار باشه تعادل رو اینطوری شما حساب کردی باید خیلی چیزهایی که عقل بشر بهش محیط نیست هم همینطوری محاسبه کنیم و هین تعادل عوالم دیگه رو برهم میزنه.
با اجزه من از کلام شما یه برداشتی میکنم که خدا هرچی شر هست رو بر یک فرد بفرسته تا اون فرد به کمال برسه ایا عقل این رو بصورت مطلق میپذیره؟
لطفا مستند پاسخ بدید.
سلام
این بحث گستردگی خاصی دارد چون در نهایت به قضیه جبر و اختیار می انجامد و از مباحث پیچیده فلسفی است
کسی رو توصیه نمی کنم وارد این مقوله بشه چون برای درک اينجور موضوعات باید یکی از اولیا الله باشید تا حکمت های آن را درک کنید
به طور مثال
فرض کنید می خواید شهر بقل را با چشم مشاهده کنید اگر روی زمین باشید ممکن نیست ولی به محض فاصله از زمین حتی دورتر از آن را می توانید ببینید
بعضی مسایل نیاز به فاصله از زمین دارد
(۲۴/بهمن/۹۴ ۰:۳۵)عبدالرحمن نوشته است: [ -> ]مگه شما مجبورید در مورد چیزی که علمشو ندارید صحبت کنید؟
ربطش به شیمی چی بود؟!
اینو بخونید
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-33476.html
دقیقا نمیدونم این روایتی که میخوام بگم از کدوم امام معصوم هست اما توی کتاب اصول کافی خوندم. مضمونش این هست که اگر کسی در مورد امری بیاندیشد و به جواب درست برسد دو ثواب برای وی هست یکی به سبب اندیشه ای که کرده است و دیگری به سبب جواب درستی که به آن رسیده. و برای کسی که در مورد امری بیاندیشد و به جوابی نادرست برسد نیز یک ثواب هست و آن هم به سبب اندیشه ای که کرده است.
اگه بخوام ربطش رو به شیمی بگم میتونم این جمله رو بگم: تمام علوم با هم در ارتباط هستن. تمام علوم طبیعی مثل فیزیک ریاضی شیمی هندسه پزشکی و غیره باهم در ارتباط هستن. از طرفی علوم دینی، علوم فلسفی و علوم طبیعی هم با در ارتباط هستن و این ارتباطشون باز از نوع یک معادله ی تعادلی دو طرفه هست. علوم طبیعی که بشر با آزمایش کردن داره بهش میرسه با علوم فلسفی و دینی در تعادل هست. اگه در ظاهر اینطور میبینیم که علوم طبیعی داره پیشرفت میکنه و به خیال خودش میخواد دین رو کنار بزنه در واقع داره تعادل رو بهم میزنه و تجمع علوم طبیعی در نهایت باعث جابجا شدن تعادل به سمت دین میشه. در واقع میشه گفت علوم طبیعی دارن به سمت اثبات دین حرکت میکنن بر خلاف تصور غلطی که خود دانشمندان انکار کننده ی دین و خدا دارن.
(۲۴/بهمن/۹۴ ۱:۴۹)mohammadz نوشته است: [ -> ]دقیقا نمیدونم این روایتی که میخوام بگم از کدوم امام معصوم هست اما توی کتاب اصول کافی خوندم. مضمونش این هست که اگر کسی در مورد امری بیاندیشد و به جواب درست برسد دو ثواب برای وی هست یکی به سبب اندیشه ای که کرده است و دیگری به سبب جواب درستی که به آن رسیده. و برای کسی که در مورد امری بیاندیشد و به جوابی نادرست برسد نیز یک ثواب هست و آن هم به سبب اندیشه ای که کرده است.
اگه بخوام ربطش رو به شیمی بگم میتونم این جمله رو بگم: تمام علوم با هم در ارتباط هستن. تمام علوم طبیعی مثل فیزیک ریاضی شیمی هندسه پزشکی و غیره باهم در ارتباط هستن. از طرفی علوم دینی، علوم فلسفی و علوم طبیعی هم با در ارتباط هستن و این ارتباطشون باز از نوع یک معادله ی تعادلی دو طرفه هست. علوم طبیعی که بشر با آزمایش کردن داره بهش میرسه با علوم فلسفی و دینی در تعادل هست. اگه در ظاهر اینطور میبینیم که علوم طبیعی داره پیشرفت میکنه و به خیال خودش میخواد دین رو کنار بزنه در واقع داره تعادل رو بهم میزنه و تجمع علوم طبیعی در نهایت باعث جابجا شدن تعادل به سمت دین میشه. در واقع میشه گفت علوم طبیعی دارن به سمت اثبات دین حرکت میکنن بر خلاف تصور غلطی که خود دانشمندان انکار کننده ی دین و خدا دارن.
با سلامی مجدد
میشه متن حدیث رو پیدا کنید یکم زحمت بکشید و ادرس رو خوب بدید؟
همه مثل شما نیستن که ، شاید یکی بیاد و ندونه چیه و اصل حدیث رو بخواد.
کل صحبت شما اینه که اگه یه چیزی زیاد میشه یعنی تعادل خودش رو داره بدست میاره؟
من از حرفاتون تا الان این شکلی برداشت کردم ، اگه اشتباه هست بگین.
(۲۳/بهمن/۹۴ ۲۳:۲۲)mohammadz نوشته است: [ -> ]ممنون از توضیحتون. اگه ما اعتقاد داریم که تمام پدیده ها از طرف خدا هست پس نمیتونیم شر رو از این موضوع مستثنی کنیم چون اراده ی خدا رو میبریم زیر سوال. منظور از شر در اینجا بدی نیست. منظور از خیر هم خوبی نیست. بدی و خوبی در یک زمان بخصوص تعریف میشن که انسانها اون رو بوجود میارن که البته این هم به اراده ی خداست. توی قرآن هم به این موضوع اشاره شده. اما خیر و شر در یک بازه ی زمانی معنا میدن و در حال تبدیل شدن به هم هستن. مثلا عمل خوب یا بدی که انسان انجام میده هیچوقت از بین نمیره و در طول زمان در حال حرکت کردن هست. این عمل پیوسته در حال تبدیل شدن به خیر و شر هست تا زمانیکه به خدا برسه یعنی تا وقتی که زمان به پایان برسه (روز قیامت).
در مورد دوم باید بگم آره اگه تلاش کنیم که شر زیاد بشه ظهور نزدیک تر میشه اما اون دنیا باید جوابگوی کارهای بدی که کردیم باشیم. به همین خاطر انسان مومن و عاقل این کار رو انجام نمیده
شما شر " در مقابل خیر منظور هست" رو عامل برتری و نمود پیدا کردن نیکی و خیر و روشنایی میدونی؟ یعنی اگه توری هست یعنی حتما تاریکی بوده؟ برای اثبات خیر و نیکی و روشنایی شما از تاریکی و شر استفاده میکنی؟
قبل از پاسخ به این قسمت حتما حتما اون حدیث رو پیدا کنید و با متن کامل قرار بدین.
با تشکر
امام صادق عليه السلام فرمود: خداى عزوجل فرمايد: منم خدا كه معبودى جز من نيست، آفريننده خير و شرم، خوشا به حال آنكه خير را بدستش ساختم، واى بر آنكه شر را بدستش جارى ساختم واى بر آنكه بگويد: چگونه اين شد و چگونه آن، يونس گويد: يعنى واى بر كسيكه از روى عقل خود آنرا منكر شود (و بگويد خدا خالق خير و شر نيست.) اصول کافی جلد1 ص 214
(۲۹/بهمن/۹۴ ۱۴:۳۲)mohammadz نوشته است: [ -> ]امام صادق عليه السلام فرمود: خداى عزوجل فرمايد: منم خدا كه معبودى جز من نيست، آفريننده خير و شرم، خوشا به حال آنكه خير را بدستش ساختم، واى بر آنكه شر را بدستش جارى ساختم واى بر آنكه بگويد: چگونه اين شد و چگونه آن، يونس گويد: يعنى واى بر كسيكه از روى عقل خود آنرا منكر شود (و بگويد خدا خالق خير و شر نيست.) اصول کافی جلد1 ص 214
با سلام ممنون از همراهی و دکر حدیثتون ولی میشه به حدیثی که درجه اعتبارش در حد
مجهول هست استناد کرد؟
میزان اعتبار این رو ببینین
این متن حدیث
3- عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَكَّارِ بْنِ كَرْدَمٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ وَ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْأَنْصَارِيِ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَ أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا خَالِقُ الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ فَطُوبَى لِمَنْ أَجْرَيْتُ عَلَى يَدَيْهِ الْخَيْرَ وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَجْرَيْتُ عَلَى يَدَيْهِ الشَّرَّ وَ وَيْلٌ لِمَنْ يَقُولُ كَيْفَ ذَا وَ كَيْفَ هَذَا قَالَ يُونُسُ يَعْنِي مَنْ يُنْكِرُ هَذَا الْأَمْرَ بِتَفَقُّهٍ فِيهِ.
الكافي (ط - الإسلامية)، ج1، ص: 155
و این هم متن کتاب مرآة العقول
[الحديث 3]
3 عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ بَكَّارِ بْنِ كَرْدَمٍ عَنْ مُفَضَّلِ بْنِ عُمَرَ وَ عَبْدِ الْمُؤْمِنِ الْأَنْصَارِيِّ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَل
أَنَا اللَّهُ لا إِلهَ إِلَّا أَنَا خَالِقُ الْخَيْرِ وَ الشَّرِّ فَطُوبَى لِمَنْ أَجْرَيْتُ عَلَى يَدَيْهِ الْخَيْرَ وَ وَيْلٌ لِمَنْ أَجْرَيْتُ عَلَى يَدَيْهِ الشَّرَّ وَ وَيْلٌ لِمَنْ يَقُولُ كَيْفَ ذَا وَ كَيْفَ هَذَا قَالَ يُونُسُ يَعْنِي مَنْ يُنْكِرُ هَذَا الْأَمْرَ بِتَفَقُّهٍ فِيهِ الحديث الثالث: مجهول، و يدل كالسابق على النهي عن الخوض في هذه المسائل و الاعتراض عليها.
مرآة العقول في شرح أخبار آل الرسول، ج2، ص: 173
درباره مسئله خیر وشر مباحث و مسائل زیاده اکه میل دارین به عنوان نمونه به
وجود شرور در عالم هستی -
مساله شر از دیدگاه متکلمان =
شر از منظر قرآن کریم و نمونه هایی از این دست سری بزنید .