۱۷/اسفند/۹۴, ۸:۲۹
بحثی پیش اومد با دوستان در مورد احزاب سیاسی و اقدامات و ...
گفتم ما واقعا چقدر این جریانها رو می شناسیم؟ این دولت اعتدالی که دیروز خوشحال بود معتدل ها به مجلس راه یافتن و حتی آقای عارف و ... در صحبتهای خودشون دم از اطاعت از ولی فقیه می زنن. اگرم بحث ارتباط با آمریکا رو مطرح می کنن میگن می دونیم دشمن ال و بل هست ولی ما مواظبیم در تعامل و حواسمون به خطرات هست. برای اقتصاد هم همشون موافق توسعه اقتصادی و حمایت از تولید داخلی و ... لااقل در حرف هستن. دین هم که خیلی مهمه. آزادی در چارچوب دین هم ....
برای بنده سوال پیش میاد. پس تشکیل حزب و جریان برای چی هست؟ اگر حرف و عمل یکسان نبود چی؟ مثال: اگر اصلاح طلبان هم مثل اصولگراها معتقد به ولایت فقیه هستن چرا در مجلس ششم می گفتن مردم به هر نوع حکومتی رأی بدن باید همون بشه. چرا آقای حداد عادل می گفتن در مجلس ششم تا ما اسم ولی فقیه رو می بردیم بعضی از اصلاح طلبها صورت ترش می کردن؟ چرا با وجودیکه رهبری محکم گفتن قانون اصلاح مطبوعات باید بمونه می گفتن این حرف رهبری حالت توصیه و پیشنهاد داره و لزوما نباید تبعیت بشه و ...
حالا جالبه تعریف دقیقی از خط مشی اصلاح طلبان نیست و یه جورایی خود سران این حزب تعریف یکسانی ندارن حزب اعتدال میاد وسط اصولگرایی و اصلاح طلبی قرار می گیره. اون دیگه چه خط مشی داره خدا می دونه.
اصلا اصولگراها کیا هستن؟ به چه اصولی گرایش دارن؟ در عمل چی؟
این تاپیک رو ایجاد کردم تا دوستانی که در این زمینه مطالعه دارن اطلاعاتشون رو در اختیار دیگران قرار بدن.
فقط برای جلوگیری از بیراهه رفتن تاپیک این نکات رو حتما رعایت کنین:
جز نقل قول با سند از سران احزاب، اعضای اتاق فکر و صاحبنظران اونها دیگه هیچ مطلب دیگه ای مطرح نشه. البته تحلیل نقل قولها مشکلی نداره ولی حوادث و ..... ملاک نباشه. حوادث رو در بخش اخبار آوردن و میارن. ایدئولوژی و جهانبینی و خط فکری اونها مد نظر هست.
برای نمونه: جایی خوندم یکی از بزرگان اصلاحات گفته بود اگر جایی دین و تمدن مقابل هم قرار بگیرن این دین هست که باید به نفع تمدن کنار بره.
این جمله یک جهانبینی هست که خیلی چیزها رو تحت تاثیر قرار میده. البته چون سندش رو ندیدم نقلش نمی کنم منتهی مسیر تاپیک رو با این مثال روشن کردم.
راستی نیاز به تذکر نیست که توهین و تهمت و ....
گفتم ما واقعا چقدر این جریانها رو می شناسیم؟ این دولت اعتدالی که دیروز خوشحال بود معتدل ها به مجلس راه یافتن و حتی آقای عارف و ... در صحبتهای خودشون دم از اطاعت از ولی فقیه می زنن. اگرم بحث ارتباط با آمریکا رو مطرح می کنن میگن می دونیم دشمن ال و بل هست ولی ما مواظبیم در تعامل و حواسمون به خطرات هست. برای اقتصاد هم همشون موافق توسعه اقتصادی و حمایت از تولید داخلی و ... لااقل در حرف هستن. دین هم که خیلی مهمه. آزادی در چارچوب دین هم ....
برای بنده سوال پیش میاد. پس تشکیل حزب و جریان برای چی هست؟ اگر حرف و عمل یکسان نبود چی؟ مثال: اگر اصلاح طلبان هم مثل اصولگراها معتقد به ولایت فقیه هستن چرا در مجلس ششم می گفتن مردم به هر نوع حکومتی رأی بدن باید همون بشه. چرا آقای حداد عادل می گفتن در مجلس ششم تا ما اسم ولی فقیه رو می بردیم بعضی از اصلاح طلبها صورت ترش می کردن؟ چرا با وجودیکه رهبری محکم گفتن قانون اصلاح مطبوعات باید بمونه می گفتن این حرف رهبری حالت توصیه و پیشنهاد داره و لزوما نباید تبعیت بشه و ...
حالا جالبه تعریف دقیقی از خط مشی اصلاح طلبان نیست و یه جورایی خود سران این حزب تعریف یکسانی ندارن حزب اعتدال میاد وسط اصولگرایی و اصلاح طلبی قرار می گیره. اون دیگه چه خط مشی داره خدا می دونه.
اصلا اصولگراها کیا هستن؟ به چه اصولی گرایش دارن؟ در عمل چی؟
این تاپیک رو ایجاد کردم تا دوستانی که در این زمینه مطالعه دارن اطلاعاتشون رو در اختیار دیگران قرار بدن.
فقط برای جلوگیری از بیراهه رفتن تاپیک این نکات رو حتما رعایت کنین:
جز نقل قول با سند از سران احزاب، اعضای اتاق فکر و صاحبنظران اونها دیگه هیچ مطلب دیگه ای مطرح نشه. البته تحلیل نقل قولها مشکلی نداره ولی حوادث و ..... ملاک نباشه. حوادث رو در بخش اخبار آوردن و میارن. ایدئولوژی و جهانبینی و خط فکری اونها مد نظر هست.
برای نمونه: جایی خوندم یکی از بزرگان اصلاحات گفته بود اگر جایی دین و تمدن مقابل هم قرار بگیرن این دین هست که باید به نفع تمدن کنار بره.
این جمله یک جهانبینی هست که خیلی چیزها رو تحت تاثیر قرار میده. البته چون سندش رو ندیدم نقلش نمی کنم منتهی مسیر تاپیک رو با این مثال روشن کردم.
راستی نیاز به تذکر نیست که توهین و تهمت و ....
![[تصویر: mosadegh_boosidan_dast_ash.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8242820376/mosadegh_boosidan_dast_ash.jpg)
![[تصویر: 1519641_307.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1394/12/21/1519641_307.jpg)
پروانه سلحشوری، از اعضای لیست امید و منتخب مجلس دهم،
در تازهترین اقدام دینزدایانه سردمداران این جریان، «سعید حجاریان» تئوریسین ارشد جریان اصلاحات که سالنامه نوروزی روزنامه اصلاحطلب شرق، از او به عنوان «نظریهپرداز و فعال سیاسی» یاد کرده است، در مقالهای که ارتباطی با تخصص وی در حوزههای سیاست و امنیت ندارد، ضمن تمسخر روایتی از پیامبر اسلام صلیاللهعلیهوآله و امام جعفر صادق علیهالسلام، خواستار حذف «تقویم هجری قمری» از زندگی ایرانیان شده است! وی با بیان اینکه «مسلمانان باید در آستانه قرن جدید هجری، در میان بربریت و مدنیت، دست به انتخاب سترگی بزنند»، نوشته است: «طبعاً [در صدر اسلام] محیط بیآب و علف بیابانی اقتضا میکرد با نجم و قمر راه بجویند و زمان را نظم دهند. آیا واقعاً تقویم قمری، قداستی برای ما دارد؟!»
فائزه هاشمی رفسنجانی به گفته محمد قوچانی، از اعضای شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، «سیاستمداری است که در تضادی دوگانه به سر میبرد از یک سو او فرزند پدر دیپلماسی پنهان است و از دیگر سو چنان در سخن گفتن لحن و صدای مردانه و شفافیت، بیپروایی جوانان را پیشه میسازد که همه دستاوردهای پدرش را برای گم کردن سرنخها بر باد میدهد» ![[تصویر: Sheklak_1_.png]](http://s5.picofile.com/file/8171770434/Sheklak_1_.png)
![[تصویر: Imam_Khamenei_XII.jpg]](http://s6.picofile.com/file/8243412284/Imam_Khamenei_XII.jpg)