تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: گفتگو با بانی طرح شناسایی هویت شهدای گمنام
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
چند نمونه را كنار گذاشتيد؟

زياد نيستند. تعداد زيادي از اين شهدا، پروفايل ژنتيك‌شان را تهيه كرديم اما مورد انطباق در خانواده پيدا نكرديم. تعدادي از خانواده‌ها هم ممكن است شهيدشان قبل از سال ٨١ دفن شده يا بعدها تفحص شود. حدود ٦٠ درصد از والدين شهدا هم پدر يا مادر يا هر دو مرحوم شده‌اند بنابراين براي درصدي از پيكرهايي هم كه DNA خوب به دست مي‌آوريم و پروفايل تهيه مي‌كنيم، پدر و مادري وجود ندارد كه مطابقت بدهيم و يكي از دلايل شناسايي نشدن هم همين است. در بعضي موارد، خواهر و برادر وجود دارد كه خواهر و برادر در عين تشابه ٥٠ درصدي به مادر و پدر، با يكديگر فرق دارند و كار سخت‌تر است چون بايد سه يا چهار خواهر و برادر داشته باشيم و پروفايل همه اينها را بازمهندسي كنيم تا بفهميم اين پدر و مادر چه پروفايلي بايد مي‌داشتند كه اطلاعات ژنتيكي فرزندان‌شان اين آرايش را داشته باشد.


[تصویر: shohada-l.jpg]

ان شاء الله ادامه دارد ...
اما مواردي هم هست كه پدر و مادر در قيد حيات نباشند، خواهر و برادر نتوانند به شما كمك كنند يا خواهر و برادري نباشد و اينها ناشناس مي‌مانند.

بله ولي باز هم در بانك ما هستند. اگر پدر يا مادري مرحوم شده، شايد در بيمارستاني بستري بوده و از بيمارستان‌ها كمك مي‌گيريم كه اگر بلوك‌هاي پارافينه پاتولوژي را نگاه داشته‌اند در اختيار ما بگذارند. شهيدي بود كه مادرش پيش از فوت در بيمارستان ساسان بستري بود. از بخش پاتولوژي بلوك‌هاي پارافينه را گرفتيم و كار كرديم و شهيد شناسايي شد. ما تمام راه‌هاي ممكن را دنبال مي‌كنيم.

ان شاء الله ادامه دارد ...
علت طولاني شدن كار هم همين است؟ شناسايي آن ٥ خلبان شهيد كه اولين نمونه‌ها بودند ٥ سال طول كشيد.

ما تمام ٥ سال روي آن شهدا كار نمي‌كرديم. بايد ياد مي‌گرفتيم كه چطور از نمونه‌هاي قديمي DNA به دست بياوريم. خلبان‌ها اولين نمونه‌هاي كار ما بودند. وقتي شروع كرديم گفتيم نمونه آزمايشي به ما بدهيد كه نداشتند تا زماني كه نخستين تبادل پيكرهاي شهداي ما صورت گرفت و خلبان‌هاي شهيد را آوردند كه امروز هم در قطعه مخصوص خلبان‌هاي شهيد، آن ٦ يا ٧ شهيدي كه شناسايي شدند، مثل شهيد عروجي، شهيد ذوقي، شهيد اكبري، شهيد بربري، شهيد جهان شاه لو، شهيد افشين آذر، شهدايي بودند كه با همين روش شناسايي شدند. وقتي ما از تكنيك‌ها و روش‌ها مطمئن شديم، حالا بايد مي‌رفتيم براي خريد دستگاه و تجهيزات و مواد و تمام اينها زمان برد. ما براي تمام موارد از مقام معظم رهبري استفتا كرديم كه روي پودرش چه كنيم و روي بافر پيكر كه حل مي‌شود چه كنيم.

[تصویر: 230091_206.jpg]

از زبان مادر شهيدي گفته بوديد كه شهيد مي‌خواسته گمنام بماند و مادر براي تهيه طرحواره با شما همكاري نكرد. واكنش شما چه بود؟ توانستيد اين مادر را و درخواست شهيد را براي گمنام ماندن درك كنيد؟

من به اين مادر گفتم مادر، ما وظيفه‌مان است خدمتي را به شما تقديم كنيم. شما اگر مايل باشيد با ما همراهي مي‌كنيد و اگر مايل نباشيد ما مخلص شما هستيم. كار ديگري نمي‌شد كرد.


ان شاء الله ادامه دارد ...
در جبهه هم با چنين افرادي مواجه مي‌شديد؟

هستند. خيلي از شهدا در وصيت نامه‌هايشان نوشتند كه دوست دارم گمنام بمانم. خيلي از شهدا وصيت كردند كه روي قبرمن اسم ننويسيد...

شناسايي شدن هويت شهيد را چه كسي به خانواده خبر مي‌دهد؟

ما بر مبناي هماهنگي و تقسيم وظايف، بعد از تكميل كار آزمايشگاه به معراج نامه مي‌زنيم. ارتباط با خانواده‌ها به عهده معراج است. گاهي اوقات مادر يا پدر بيماري خيلي سختي دارد و انتقال اين خبر بسيار سخت است چون هيجان و حس ويژه‌اي را منتقل مي‌كند و ممكن است مادر يا پدر همان لحظه سكته كند و از دنيا برود. برادر يكي از شهدا، ديپلمات و در سوريه بود. براي برگشت او بايد صبر مي‌كردند تا بيايد و مراقب مادر باشد و آرام آرام اين خبر را منتقل كند. معراج براي اين كار، تيم و آدم‌هاي واردي دارد و بر اساس زمانبندي و صلاحديد و آماده‌سازي، به خانواده‌ها خبر مي‌دهد. گاهي هم ما همراهشان مي‌رويم.

ان شاء الله ادامه دارد ...
ارزش چيزهايي كه در اين ساختمان هست، از ارزش خزانه بانك مركزي بيشتر است؟

خودتان ببينيد چقدر دل پشت اين ماجراست. قابل مقايسه با هم نيست. مترهاي متفاوتي دارد.

خيلي از آدم‌هاي جامعه ما ارزش پول را مي‌شناسند اما ارزش اين پيكرها و آن تكه‌هاي كوچك استخواني كه شما در آن جعبه‌هاي كوچك نگهداري مي‌كنيد را نمي‌دانند.

[تصویر: 1000t.jpg]

من واقعا نمي‌دانم چرا امروز آنقدر مايل بودم وقت بگذارم. من براي فردا صبح بايد گزارشي آماده مي‌كردم كه فكر كنم امشب بايد تا صبح براي اين گزارش كار كنم. فكر مي‌كنم نه شما را خودتان به اينجا آورده و نه من را. من به اين آساني وقت نمي‌گذارم. فكر مي‌كنم يك نفر ديگر شما را اينجا فراخوانده. من هم ساعت ٥ قراري داشتم... نمي‌دانم چه بگويم...

ان شاء الله ادامه دارد ...
در زمان شناسايي‌ها و آزمايش‌ها هم به گريه افتاده‌ايد؟

معمولا وقتي درباره شهدا حرف مي‌زنم و به شهدا فكر مي‌كنم حتما اشكم جاري مي‌شود. زمان شناسايي هم... چون با حس و حال و دل ما سروكار دارد. وقتي روي هر نمونه كار مي‌كنيم، فكر مي‌كنم با يك قهرمان، با يك جوان رشيد طرف هستيم. كاملا حس زنده‌اي داريم ما با اينها...

شهدا در اتاق پيكر شناسي حضور دارند؟

با هزار زحمت نتوانستيم مادر شهيد علي هاشمي را قانع كنيم كه نمونه خون بگيريم چون مي‌گفت بچه من شهيد نشده، اسير شده. بالاخره اين مادر را به اسم آزمايش قند و چربي بردند براي خونگيري. پرونده شهيد هاشمي يكي از قطورترين پرونده‌هاست. با دشواري فراوان از بين ١٧ پيكري كه در هور بودند، شهيد را شناسايي مي‌كنيم و باز مادر مي‌گويد من قبول ندارم، اين بچه من نيست. بعد خود شهيد مي‌آيد به خواب مادر و مي‌گويد مادر حالا كه من پيدا شده‌ام هم من را تحويل نمي‌گيري؟ چه شاهدي بهتر از اينكه اينها زنده و شاهد و حاضر و ناظرند؟ چه گواهي از اين بهتر و حقيقي‌تر؟

ان شاء الله ادامه دارد ...
بانك اطلاعات خانواده شهدا چقدر جاي خالي دارد؟

حدود ٦٠ درصد آمارهايي كه ما داشتيم كار نمونه‌گيري و پروفايل‌شان تمام شده. منتها كل كار بايد تكميل شود. هر روز ممكن است يكي از اين مادر و پدرها از دنيا بروند و ما به دليل محدوديت منابع، نمي‌توانيم به كارمان سرعت بدهيم. در بخشي از پروفايل هايمان هم پدر و مادر در قيد حيات نبوده و از برادر و خواهر نمونه‌گيري كرده‌ايم. براي ما نمونه پدر و مادر خيلي با ارزش است و اگر شهيد، متاهل بوده و داراي فرزند باشد، نمونه همسر و فرزند نقش كليدي دارد. اگر هم يكي از والدين در قيد حيات باشند، از خواهر و برادر هم نمونه مي‌گيريم و مجموعه اطلاعات‌مان را كامل مي‌كنيم. سپاه معمولا از طريق بسيج و مثلا تحت عنوان اردوهاي زيارتي، خانواده‌هاي شهداي گمنام را مي‌برد مشهد و ما همان جا مي‌رويم به اسم پايش سلامت از خانواده‌ها نمونه مي‌گيريم. كميته جست‌وجوي مفقودين و ايثارگران سپاه معمولا تلاش مي‌كنند كه كار تكميل كنند. هر فرد ديگري هم كه ادعا مي‌كند به شهيدان ارادت دارد و مي‌خواهد در قبال‌شان انجام وظيفه كند، به اين فكر كند كه او هم مي‌تواند يك گوشه كار را بگيرد.

[تصویر: 622603_eXq7uVXu.jpg]

مسوولان تا امروز آنقدر ساختمان و جاده ساختند و خرج كردند اما من نگرانم براي بعضي‌شان كه با وجود قلم‌هايي كه در دست دارند، فردا بايد پاسخ بدهند كه چرا اين كار را نكرديد. من هم تعهدي دارم و وظيفه‌اي، كه انجام مي‌دهم. اگر از كار ما حمايت كردند، پيش خدا جواب بدهند و اگر هم حمايت نكردند پيش خدا جواب بدهند. اما چرا به جاي اينكه بيشتر وقتم صرف آزمايشگاه و كار بشود، بايد بدوم دنبال اين مسوول و آن مسوول و قانع كردن اين مسوول و قانع كردن آن مسوول؟ بودجه‌هاي مورد نياز اين كار در مقابل هزينه بسياري از اين همايش‌ها واقعا رقمي نيست. عدد واقعا آنقدر سنگين نيست كه لازم باشد من اين همه دوندگي كنم...

اللهم صل علی محمد و ال محمد و عجل فرجهم
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع