تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تجزیه و تحلیل تئوری داروین
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام
دوستانی که به داروین علاقمند هستن و میخوان در مورد تئوریهایی که بیان کرده صحبت کنن بسم اللهSmile
من خودم کتابش رو نخوندم اما تصمیم گرفتم که بگیرم و کامل مطالعه کنم اتفاقا خیلی نزدیک به رشته ی خودم هست. دوستانی که میخوان بحث کنن ابتدا صحبتهای خود داروین رو نقل کنن و رفرنس بدن و بعد تجزیه و تحلیل کنیم. ما هم تجزیه و تحلیلمون حداقل توی این زمینه بد نیست. نیازی هم به حدیث نداره چون معمولا هر حرفی میزنیم سریع حدیث میخوان ازمون!

تا وقتی کتاب رو بگیرم و مطالعه کنم برای شروع میخوام مطلبی رو که توی یکی از سایتها خوندم عنوان کنم. در مورد اینکه اصلا چی شد که داروین رفت به سمت بررسی تکامل. اگه مطلب اشتباه بود دوستان تصحیح بفرمایند:
یکی از افرادی که اندیشه‌هایش تاثیر بسزایی در آراء و اندیشه‌های داروین گذاشت توماس مالتوس (Thomas malthus) بود. مالتوس در سال 1789 کتابی با عنوان «رساله‌ای درباره اصل جمعیت» به نگارش درآورد. او در این رساله چنین اظهار کرد که جمعیت کره زمین برحسب تصاعد هندسی و ذخیره موادغذایی به صورت تصاعد عددی «حسابی» در حال افزایش است.
نتیجه چنین سخنی این بود که تعادل برقرارکردن میان جمعیت کره زمین و ذخیره موادغذایی مستلزم از بین رفتن عده کثیری از افراد است. بدون شک در چنین شرایطی تنها نیرومندترین و زیرک‌ترین انسان‌ها باقی خواهند ماند. ذکر این نکته نیز ضروری است که مالتوس برای جلوگیری از افزایش جمعیت انسانی زمین به 2 عامل اصلی اشاره می‌کند:الف: عامل سلبی: بدین معنی که عده‌ای از افراد از تولیدمثل محروم شوند.ب: عامل تخریبی: همان جنگ، قحطی و امراض است.داروین پس از مطالعه نظریه مالتوس، آن را به عالم جانداران تعمیم داد و اصلی چون اصل تنازع بقاء (struggle for existence)‌ و انتخاب طبیعی (natural selection)‌ را مطرح کرد. او معتقد بود هر جانداری از همان آغاز زندگی با عوامل ناسازگار و رقبای خویش مقابله و همین مساله بقای او را تضمین می‌کند. بدون شک آن عده که یارای مقابله را نداشته باشند محکوم به فنا خواهند بود.از نگاه داروین، کوشش برای بقاء، عامل اصلی گزینش جانداران به منظور تکثیر است. به عبارت دیگر چنین می‌توان گفت که ثمره تنازع بقا، انتخاب طبیعی است. به واسطه انتخاب طبیعی تنها جانداران واجد صفات ممتاز به حیات خویش در طبیعت ادامه می‌دهند.به واسطه انتخاب طبیعی، مهارت‌ها یا صفات برتر یک نوع که امکان بقاء یافته است به فرزندان آن نوع نیز انتقال داده می‌شود.از سوی دیگر به دلیل این که تغییر اصلی مسلم در وراثت است فرزندان نیز تغییراتی را در این مهارت‌ها و صفات مشاهده خواهند کرد. دامنه این تغییرات آنچنان می‌تواند وسیع باشد که تفاوت‌های موجود امروزی در میان انواع بدان وسیله قابل تبیین و توجیه است.طرح نظریه تکامل واکنش‌های مختلفی را به دنبال داشت. در میان مذهبیون 2 جبهه‌گیری در قبال این نظریه به وجود آمد: گروهی از این اندیشه استقبال کردند و گروه دیگر که بیشتر اهالی کلیسا بودند این نظریه را با روح حاکم بر انجیل ناسازگار یافتند و نظریه داروین را تلاش برای عزل خالق و فریبی بزرگ نسبت به آغاز آفرینش تلقی کردند.
[/font]
[font=Tahoma]
نکته ای که من توی این نوشته میبینم اینه که داروین از همون ابتدا بر اساس این پیشداوری که انسان ها مانند حیوانات در تنازع بقاء هستن رفته به سمت تحقیق و بررسی تئوری تکامل. میتونم بگم از همون ابتدای کار انتهاش هم مشخص بوده؟ البته آقای مالتوس صحبتش درست بوده اما واقعیتی که در جامعه ی بشری مورد مطالعش وجود داشته رو بیان کرده نه اون چیزی که در حقیقت میبایست وجود میداشت.
میتونم بگم که اگه شرایطی پیش بیاد که انسانها مثل حیوون برای تنازع بقاء به جون هم نیوفتن و همدیگه رو غارت نکنن و به برابری و برادری برسن نظریه مالتوس و داروین حداقل در مورد تکامل انسان رد میشه؟

خب این صحبتها فقط بر اساس مقدمه ی کار داروین بود. بقیه ی صحبتهای داروین هم باید مورد بررسی قرار بگیره. دوستان فقط موارد ژنتیکی رو وارد این تایپک نکنیم چون بحثش جداست. اینجا فقط در مورد صحبتها و تحقیقات خود آقای داروین بحث میکنیم.
سلام حقیقتجوی عزیز
چند تا نکته رو باید توجه داشته باشیم:
1- نظریه تکامل، مجموعه نظریات داروین نیست. همان طور که علم فیزیک مجموعه نظریات گالیله نیست. نمیشه با نقد نظریات فروید نتیجه گرفت که روانکاوی یک علم اشتباهه. ما باید به جدیدترین نظریه ها بپردازیم.

2- وجود یک متخصص در بحث ضروری است. در نبود فرد متخصص می تونید از سایتهای پاسخگویی تخصصی استفاده بفرمایید. مثل این سایت:
http://www.askabiologist.org.uk/
سوال رو براشون ارسال می کنید و یک فرد متخصص پاسخ میده. عد پاسخ رو می تونید در اینجا بیارید.

3- لزوم انتخاب طبیعی این نیست که همدیگر رو غارت کنیم. خیلی چیزها می تونه مانع از تولید مثل انسان بشه، مثل بی پولی که مانع از ازدواجه، بیماری ها، کمبود غذا، کمبود توان جسمی در جدال با حیوانات درنده و ...
توجه داشته باشید که انسانها همیشه این تمدن امروزی را نداشته اند.

4- برخی ویژگیهای انسان هست که فقط با نظریه فرگشت تونستن توجیهش کنند. مثلاً یه بیماری ارثی داریم به اسم "کم خونی داسی شکل" که این بیماری در بین کسانی دیده میشه که اجدادشون در برخی مناطق آفریقا زندگی می کرده اند. در این مناطق مالاریا شایعه و کم خونی داسی شکل موجب مقاوم شدن فرد به مالاریا میشه. پس این نوع کم خونی که در اکثر نقاط جهان یک ویژگی منفی ارثی است، در جای دیگری موجب کمک به حفظ بقا شده.
البته میشه اینطور گفت که طراح هوشمند در این مناطق این نوع کم خونی را ایجاد کرده تا مانع از مالاریا گرفتن مردم شود. اما این سوال پیش میاد چرا این ویژگی در بین سیاه پوستانی که به سایر نقاط جهان مهاجرت کرده اند هم دیده می شود در حالی که دیگر نیازی به آن ندارند؟ یا چرا طراح هوشمند به جای ایجاد کم خونی، مالاریا را از بین نبرده است؟ البته شاید حکمت خدا بزرگتر از آن باشه که ما بتونیم درک کنیم.

اختلاف مذهب با نظریه فرگشت بر سر این است که آیا انسان از نسل موجود دیگری است یا اینکه انسان مستقیماً از گل آفریده شده است. مذهب نمیگه که انسان بعد از آفریده شدن از گل فرگشت نیافته است و اصلاً در این زمینه صحبتی به میان نمی آورد.
(۲۴/اسفند/۹۴ ۱۳:۰۸)chiaueam نوشته است: [ -> ]سلام حقیقتجوی عزیز
چند تا نکته رو باید توجه داشته باشیم:
1- نظریه تکامل، مجموعه نظریات داروین نیست. همان طور که علم فیزیک مجموعه نظریات گالیله نیست. نمیشه با نقد نظریات فروید نتیجه گرفت که روانکاوی یک علم اشتباهه. ما باید به جدیدترین نظریه ها بپردازیم.

2- وجود یک متخصص در بحث ضروری است. در نبود فرد متخصص می تونید از سایتهای پاسخگویی تخصصی استفاده بفرمایید. مثل این سایت:
http://www.askabiologist.org.uk/
سوال رو براشون ارسال می کنید و یک فرد متخصص پاسخ میده. عد پاسخ رو می تونید در اینجا بیارید.

3- لزوم انتخاب طبیعی این نیست که همدیگر رو غارت کنیم. خیلی چیزها می تونه مانع از تولید مثل انسان بشه، مثل بی پولی که مانع از ازدواجه، بیماری ها، کمبود غذا، کمبود توان جسمی در جدال با حیوانات درنده و ...
توجه داشته باشید که انسانها همیشه این تمدن امروزی را نداشته اند.

4- برخی ویژگیهای انسان هست که فقط با نظریه فرگشت تونستن توجیهش کنند. مثلاً یه بیماری ارثی داریم به اسم "کم خونی داسی شکل" که این بیماری در بین کسانی دیده میشه که اجدادشون در برخی مناطق آفریقا زندگی می کرده اند. در این مناطق مالاریا شایعه و کم خونی داسی شکل موجب مقاوم شدن فرد به مالاریا میشه. پس این نوع کم خونی که در اکثر نقاط جهان یک ویژگی منفی ارثی است، در جای دیگری موجب کمک به حفظ بقا شده.
البته میشه اینطور گفت که طراح هوشمند در این مناطق این نوع کم خونی را ایجاد کرده تا مانع از مالاریا گرفتن مردم شود. اما این سوال پیش میاد چرا این ویژگی در بین سیاه پوستانی که به سایر نقاط جهان مهاجرت کرده اند هم دیده می شود در حالی که دیگر نیازی به آن ندارند؟ یا چرا طراح هوشمند به جای ایجاد کم خونی، مالاریا را از بین نبرده است؟ البته شاید حکمت خدا بزرگتر از آن باشه که ما بتونیم درک کنیم.

اختلاف مذهب با نظریه فرگشت بر سر این است که آیا انسان از نسل موجود دیگری است یا اینکه انسان مستقیماً از گل آفریده شده است. مذهب نمیگه که انسان بعد از آفریده شدن از گل فرگشت نیافته است و اصلاً در این زمینه صحبتی به میان نمی آورد.
سلام دوست عزیز
میدونم که نظریه ی تکامل فقط مربوط به کارهای داروین نمیشه. یکی از اهداف اینه که بفهمیم نظر خود آقای داروین چی بوده. آیا خودش هم اعتقاد به این داشته که انسان ها بصورت تصادفی از میمون بوجود اومدن یا اینکه علامه های بعدی این تفاسیر رو به ایشون نسبت دادند.
غارت کردن یک نوع اصطلاح بود فقط به معنای این نیست که انسانها با هم جنگ و دعوا کنن. گاهی یک بی توجهی به انسان نیازمند هم میشه غارت کردن. گاهی از دیگران بی گاری کشیدن هم میشه غارت کردن.
در مورد بیماری داسی شکل اساس مولکولیش رو هم میدونم اما صحبت تکامل انسان در انسان نیست. صحبت تکامل انسان از حیوان است. وگرنه انسانها همین الان هم در حال تکامل یافتن هستند. اصلا تکامل تدریجی انسان از قوانین و سنن الهی ست.
(۲۴/اسفند/۹۴ ۰:۵۳)Ali#59 نوشته است: [ -> ]متن تخصصی نبود،برای مخاطب عام بود.
شما یه کت و شلوار پشمی بپوش،بعد سعی کن یه هفته توی بیابون های مرکزی و شرقی آفریقا (محل زندگی اجداد انسان،3 میلیون سال پیش - آغاز کم مو شدن بشر) زندگی کنی.تازه از دست حیوانات دیگه هم فرار کنی،دنبال شکار هم باشی!
اون موقع به انتخاب طبیعت ایمان میاری

متن که تخصصی بود ! حتی اگر مخاطبش عموم باشد .مشکل اینجاست که چون روی مفاهیم زبان خارجی تفاهم نداریم ،ممکن است در ترجمه رای به مطلوب کنم و مشکل پیش بیاید . اما ترجمه ی شما این مزیت را داشت که به عنوان نظر شما تلقی شود و وارد حاشیه نشویم .
در مورد پوشش من همچنان روی نظر خودم هستم و ضمنا قرار است تکامل بهترین پوشش را انتخاب کند نه یک پوشش خاص مانند کت و شلوار پشمی مثلا پوشش یوزپلنگ طوری است که تعریق کمی دارد و میتواند دور از آبها زندگی کند در هنگام شکار دمای بدنش به طور باور نکردنی تا حد تخریب عضلات بالا میرود ولی در عوض سرعت بسیار بالایی دارد و در تعادل است .
انسان ضعیف است و نباید بپذیریم که تکامل باعث پیدایش ضعف شده !
(۲۴/اسفند/۹۴ ۰:۵۳)Ali#59 نوشته است: [ -> ]شما میگی فسیل ها دلیل خوبی برای فرگشت نیستند ولی نمیگی چرا نیستند؟!
فسیل ها در کنار آزمایش های ژنتیکی ابزار کار دیرینه شناسی هستند.
منظورتون از فسیل هایی که «دقیقا» شبیه موجودات امروزی هستند چیه؟ موردی صحبت کنید.
شما اگه تونستی یک فسیل پنج میلیون ساله که «دقیقا» عین مرغ های امروزی باشه پیدا کنی من قبول میکنم که تئوری داروین چرت بوده!

چند تا عکس قرار میدهم . 1.جناب خرچنگ نعل اسبی : موجود ماقبل دایناسورها !!!! بدون کوچکترین فرگشتی !2.موجودات مورد علاقه ام ، پشه های داخل کهربا !!! با عمر بیش از 50 میلیون سال .
[تصویر: 634313_eNEdck8N.jpg]

[تصویر: 634313_VshEfZPR.jpg]

[تصویر: Amber.png]

نکته ی جالب اینکه گفته میشه برای تبدیل موجود اولیه (که باز سوال است از کجا آمده ؟) به تک سلولی ها حدود 1میلیارد سال طول کشیده ! اما هر چی خزنده و پرنده هست کلا در طول 20 ملیون سال و اوائل دوره ی کامبرین به وجود امدند !
خرچنگ نعل اسبی هم که ماجراش خیلی عجیبه چرا تصمیم نگرفته فرگشت کند ! اگر هم گفته شود که محیط برایشان ثابت بوده که حرف نادرستی است ! چون در همین محیط دیگر موجودات فرگشت یافته اند ....

(۲۴/اسفند/۹۴ ۰:۵۳)Ali#59 نوشته است: [ -> ]نفهمیدم

ببینید تکامل در داخل گونه ها ظاهرا واقعیت دارد مثلا درخت گردویی که چند گردو از کل محصولش کاغذی است را میتوان با اصلاح نژاد کاری کرد که اکثر محصولاتش کاغذی باشد ... اما هرچقدر که کار اصلاح را ادامه بدهیم انتظار نداریم که مثلا درخت گردو تبدیل به درخت گلابی شود !

نقل قول:

آقا عمار، دانستن بدون تحقیق ممکن نیست. اگر می خواهید در مورد کتاب نظر دهید تمام آن را بخوانید. اگر در مورد زیست شناسی نظر می دهید هم بایستی مقالات به روز علمی را مطالعه فرمایید. برای بحث در مورد جنوب کرمان هم باید شرایط را از نزدیک ببینیم و نمی توان صرفا به خبرگذاری ها تکیه کرد.

در مورد آزادی بیان، در غرب هم شما می تونید نظراتتون رو بیان کنید، اما نمی توانید هر نظری را در دانشگاه تدریس نمایید.


بنده عرض کردم که قبل از مطالعه کتاب به این نتیجه رسیدم که کتاب میگوید : علت تمام اتفاقات در دنیای مادی ، مادی است ! اگر من این نتیجه را اشتباه گرفتم که هیچ ولی اگر واقعا این کتاب چنین مفهومی دارد باید ابتدا این موضوع را برسی کنیم بعد خود کتاب را !
ضمنا صداقت و بی طرفی شما در مساله جنوب کرمان کاملا روشن شد !
ظاهرا در غرب افرادی مانند شما اداره ی حکومت ها را بر عهده دارند و هر نظری که مخالفشان باشد را با سانسور و برچسب منهدم می کنند .
خیلی جالب است که ابتدا میگوید ( زیست شناسی نمیدانم ) بعد میگویید (هر کسی که تکامل را قبول نکند حق ندارد در مجامع علمی حضور یابد و باید با سانسور و بر چسب قلع و قمع شود !)
احتمالا دلیل خوبی برای این نوع تفکر باید داشته باشید .
طبق این نظر گرانبها باید هرکسی که معتقد به لینوکس بود باید به دلیل بیسوادی از دانشگاهها اخراج شود ! چون سازندگان ویندوز هم دل خوشی از لینوکس ندارند ....
نقل قول:خیلی جالب است که ابتدا میگوید ( زیست شناسی نمیدانم ) بعد میگویید (هر کسی که تکامل را قبول نکند حق ندارد در مجامع علمی حضور یابد و باید با سانسور و بر چسب قلع و قمع شود !)
احتمالا دلیل خوبی برای این نوع تفکر باید داشته باشید .
طبق این نظر گرانبها باید هرکسی که معتقد به لینوکس بود باید به دلیل بیسوادی از دانشگاهها اخراج شود ! چون سازندگان ویندوز هم دل خوشی از لینوکس ندارند ....
آقا عمار، نمیشه از امکاناتی که با بودجه دانشگاه فراهم شده برای ترویج اعتقادات شخصی استفاده کرد. اگر فردی می خواد نظراتی رو مطرح کنه که یک دانشگاه خاص به تدریسش علاقه نداره، می تونه اون رو در یک دانشگاه دیگه مطرح کنه یا اینکه بودجه خودش رو صرف ترویج اعتقاداتش کنه.

شاید مثلاً بشه از گروهای مذهبی برای تدریس نظریه طراح هوشمند بودجه گرفت.
نقل قول:چند تا عکس قرار میدهم . 1.جناب خرچنگ نعل اسبی : موجود ماقبل دایناسورها !!!! بدون کوچکترین فرگشتی !2.موجودات مورد علاقه ام ، پشه های داخل کهربا !!! با عمر بیش از 50 میلیون سال .
توصیه می کنم این موضوعات را در یک سایت پاسخگویی زیست شناسی مطرح بفرمایید و پاسخ آنها را نیز ذکر کنید. مثل این سایت که معرف حضورتون هست:
http://www.askabiologist.org.uk/
(۲۴/اسفند/۹۴ ۱۸:۲۲)chiaueam نوشته است: [ -> ]آقا عمار، نمیشه از امکاناتی که با بودجه دانشگاه فراهم شده برای ترویج اعتقادات شخصی استفاده کرد! اگر فردی می خواد نظراتی رو مطرح کنه که یک دانشگاه خاص به تدریسش علاقه نداره، می تونه اون رو در یک دانشگاه دیگه مطرح کنه یا اینکه بودجه خودش رو صرف ترویج اعتقاداتش کنه.

شاید مثلاً بشه از گروهای مذهبی برای تدریس نظریه طراح هوشمند استفاده کرد.
توصیه می کنم این موضوعات را در سایت پاسخگویی زیست شناسی مطرح بفرمایید و پاسخ آنها را نیز ذکر کنید.
http://www.askabiologist.org.uk/

با اینکه میگی زیست شناسی نمیدانم اما ادعا میکنی (تکامل علم است و خلقت گرایی نظر شخص مذهبیون !)
ضمنا من در هیچ پستی در این تالار ادعا نکردم که رد تکامل حاصل اعتقادات مذهبی من است .
برای بار N ام اعلام میکنم ، تا چند وقت پیش من به تکامل معتقد بودم ! به خاطر بحث هایی که در تالار شد تحقیق کردم و به نظرم تکامل غلط می اید .
باور یا عدم باور من به تکامل هیچ تاثیر خاصی روی اعتقاداتم نخواهد گذاشت .در میان علمای اسلامی حتی برخی با اشاره به جزییاتی اصل تکامل را مخالف نظر اسلام نمیدانند .
چه طرز فکر باشکوهی دارید ! تکامل درست است و علم است چون عده ای (که احتمالا به انها تعلق خاطر دارید) میگویند علم است . و خلافش را رد میکنید !
در مورد سایت اسک بیولوژیست هم فکر میکنم قبلا در مورد سوالی دیگر به این نتیجه رسیدیم که پاسخ هایش بعضا چرت و پرت است! اصلا از کجا فهمیدید که این سایت هر جوابی بدهد همان درست است ! و مرجع علم همین است و جز این نیست !
در حالی که ما داریم نظرات مختلف را برسی میکنیم و نظر این سایت را همان میتوانیم نهایتا به عنوان یک نظر بپذیریم !
(۲۴/اسفند/۹۴ ۱۷:۱۸)عمار94 نوشته است: [ -> ]متن که تخصصی بود ! حتی اگر مخاطبش عموم باشد .مشکل اینجاست که چون روی مفاهیم زبان خارجی تفاهم نداریم ،ممکن است در ترجمه رای به مطلوب کنم و مشکل پیش بیاید . اما ترجمه ی شما این مزیت را داشت که به عنوان نظر شما تلقی شود و وارد حاشیه نشویم .
در مورد پوشش من همچنان روی نظر خودم هستم و ضمنا قرار است تکامل بهترین پوشش را انتخاب کند نه یک پوشش خاص مانند کت و شلوار پشمی مثلا پوشش یوزپلنگ طوری است که تعریق کمی دارد و میتواند دور از آبها زندگی کند در هنگام شکار دمای بدنش به طور باور نکردنی تا حد تخریب عضلات بالا میرود ولی در عوض سرعت بسیار بالایی دارد و در تعادل است .
انسان ضعیف است و نباید بپذیریم که تکامل باعث پیدایش ضعف شده !

چند تا عکس قرار میدهم . 1.جناب خرچنگ نعل اسبی : موجود ماقبل دایناسورها !!!! بدون کوچکترین فرگشتی !2.موجودات مورد علاقه ام ، پشه های داخل کهربا !!! با عمر بیش از 50 میلیون سال .
[تصویر: 634313_eNEdck8N.jpg]

[تصویر: 634313_VshEfZPR.jpg]

[تصویر: Amber.png]

نکته ی جالب اینکه گفته میشه برای تبدیل موجود اولیه (که باز سوال است از کجا آمده ؟) به تک سلولی ها حدود 1میلیارد سال طول کشیده ! اما هر چی خزنده و پرنده هست کلا در طول 20 ملیون سال و اوائل دوره ی کامبرین به وجود امدند !
خرچنگ نعل اسبی هم که ماجراش خیلی عجیبه چرا تصمیم نگرفته فرگشت کند ! اگر هم گفته شود که محیط برایشان ثابت بوده که حرف نادرستی است ! چون در همین محیط دیگر موجودات فرگشت یافته اند ....


ببینید تکامل در داخل گونه ها ظاهرا واقعیت دارد مثلا درخت گردویی که چند گردو از کل محصولش کاغذی است را میتوان با اصلاح نژاد کاری کرد که اکثر محصولاتش کاغذی باشد ... اما هرچقدر که کار اصلاح را ادامه بدهیم انتظار نداریم که مثلا درخت گردو تبدیل به درخت گلابی شود !


بنده عرض کردم که قبل از مطالعه کتاب به این نتیجه رسیدم که کتاب میگوید : علت تمام اتفاقات در دنیای مادی ، مادی است ! اگر من این نتیجه را اشتباه گرفتم که هیچ ولی اگر واقعا این کتاب چنین مفهومی دارد باید ابتدا این موضوع را برسی کنیم بعد خود کتاب را !
ضمنا صداقت و بی طرفی شما در مساله جنوب کرمان کاملا روشن شد !
ظاهرا در غرب افرادی مانند شما اداره ی حکومت ها را بر عهده دارند و هر نظری که مخالفشان باشد را با سانسور و برچسب منهدم می کنند .
خیلی جالب است که ابتدا میگوید ( زیست شناسی نمیدانم ) بعد میگویید (هر کسی که تکامل را قبول نکند حق ندارد در مجامع علمی حضور یابد و باید با سانسور و بر چسب قلع و قمع شود !)
احتمالا دلیل خوبی برای این نوع تفکر باید داشته باشید .
طبق این نظر گرانبها باید هرکسی که معتقد به لینوکس بود باید به دلیل بیسوادی از دانشگاهها اخراج شود ! چون سازندگان ویندوز هم دل خوشی از لینوکس ندارند ....
اینجا جا داره یادی کنم از شیادی که برای اولین بار این مطالب رو عنوان کرد.
www.living-fossils.com/about_author.php
من فقط نمیدونم چرا ما باید توی «شبه علم» هم از دنیا عقب باشیم!
مطالبی که سال ها پیش مطرح شده و جوابش داده شده رو تازه داریم راجع بهش صحبت میکنیم.

جالبه،اون پشه کهربایی که از قضا موجود مورد علاقه هارون یحیی هم بود اصلا پشه نیست!
یه می فلای (mayfly) هست که تفاوت عمده ای با پشه هایی که ما میشناسیم داره.
خرچنگ نعل اسبی هم همینطور،موجودی که فسیلش پیدا شده تفاوت های آشکاری با گونه های امروزی داره.به این هم توجه کنید که ما نمیتونیم دی ان ای کهربا یا اون فسیل رو بگیریم. مثلا در رابطه با این فسیل از اجزای درونیش هم آگاهی نداریم،حتی اجزای زیرین بدنش رو هم نمیبینیم!با این حال باز هم دلیل نمیشه که این فسیل «بدون هیچ فرگشتی» باشه.کلا ما چیزی به اسم «فسیل زنده» که به این موجودات اطلاق میشه نداریم،فقط شباهت ظاهریه.
[تصویر: picture_14.png]
برای مطالعه بیشتر :
Why evolution is true
en.wikipedia.org/wiki/Mayfly
آقا عمار، هر تحقیق علمی یک بخشی داره به اسم "مرور ادبیات موضوع". روش درست تحقیق این نیست که صرفاً بگیم "علم زیست شناسی هیچ توجی منطقی برای تکامل خرچنگ نعل اسبی نداره". بلکه باید جوابهای مختلفی که زیست شناسان به این مسئله داده اند را در کنار اختلاف نظرها بیاورید و بعد نشون بدید که این جوابها منطقی نیست.

پرسیدن سوال از متخصصین یکی از راههاییه که به مرور ادبیات موضوع کمک می کنه.
جالب شد ! تا حالا چند تا فسیل که شباهت فوق العاده ی ظاهری به موجودات فعلی دارند را رد میکنیم چون فسیل ها فقط ظاهرا شبیه هستند!(حداقل عکس من از فسیل نعل اسبی کاملا شبیه نعل اسبی امروزه است!) و ما نمیدانیم که دی ان ای انها هم یکی بود یا نه !
اما از روی فسیل هایی که معلوم نیست ربطی به هم ندارند یا نه (چون دی ان ای شان قابل استخراج نیست) و حتی ظاهرشان هم متفاوت است خود تکامل را ثابت میکنیم !
اینکه عدنان اکتار هم واقعا به پشه ی کهربایی علاقه مند است یا نه هیچ تغییری در اصل بحث ایجاد نمیکند ! ظاهر این پشه بدجور به پشه های اطرافمان شبیه است !
در مورد نعل اسبی هم توجه کنید که رد شبیه بودن (حداقل ظاهر ) جز جهل نیست ! اما ایا واقعا عاقلانه است که فکر کنیم در طول زمان موجوداتی به بزرگی دایناسور پدید امده اند و از بین رفته اند اما نعل اسبی ما همچنان حفظ ظاهر کرده ! و اگر به احتمال (چون اثار اندام های داخلی در فسیل کاملا نمایان نمیشود) اگرفرگشتی هم داشته مربوط به اندام های داخلی اش بوده !
(۲۴/اسفند/۹۴ ۱۹:۴۶)عمار94 نوشته است: [ -> ]جالب شد ! تا حالا چند تا فسیل که شباهت فوق العاده ی ظاهری به موجودات فعلی دارند را رد میکنیم چون فسیل ها فقط ظاهرا شبیه هستند!(حداقل عکس من از فسیل نعل اسبی کاملا شبیه نعل اسبی امروزه است!) و ما نمیدانیم که دی ان ای انها هم یکی بود یا نه !
اما از روی فسیل هایی که معلوم نیست ربطی به هم ندارند یا نه (چون دی ان ای شان قابل استخراج نیست) و حتی ظاهرشان هم متفاوت است خود تکامل را ثابت میکنیم !
اینکه عدنان اکتار هم واقعا به پشه ی کهربایی علاقه مند است یا نه هیچ تغییری در اصل بحث ایجاد نمیکند ! ظاهر این پشه بدجور به پشه های اطرافمان شبیه است !
در مورد نعل اسبی هم توجه کنید که رد شبیه بودن (حداقل ظاهر ) جز جهل نیست ! اما ایا واقعا عاقلانه است که فکر کنیم در طول زمان موجوداتی به بزرگی دایناسور پدید امده اند و از بین رفته اند اما نعل اسبی ما همچنان حفظ ظاهر کرده ! و اگر به احتمال (چون اثار اندام های داخلی در فسیل کاملا نمایان نمیشود) اگرفرگشتی هم داشته مربوط به اندام های داخلی اش بوده !
بدجور به پشه های اطرافمان شبیه است؟!
خب این فرق شما با یه دانشمنده دیگه.
از نگاه شما شاید شبیه باشه اما از نظر تخصصی از زمین تا آسمون فرق هست بین میفلای با پشه.
اصلا جثه و آناتومی اینا به هم نمیخوره،هارون یحیی هم این رو میدونست که عکسهای گزینشی این فسیل ها رو منتشر میکرد. عکس هایی که در کنار چیزهای دیگه نباشن تا سایزشون معلوم نشه و ... .

[تصویر: tumblr_loldc9ZjrC1qc6j5yo1_r1_500.jpg]

بعدش هم :
نقل قول:
آیا همه جانداران در طول زمان شدیدا تغییر می کنن؟ نه، چون انتخاب منفی جلوی تغییرات رو میگیره. دلیل این که تغییرات تو بعضی موجودات نامشهوده همون دلیلیه که تغییرات تو بعضی موجودات بزرگه: تکامل.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع