جالبه محمد آقا برعکس میگین؟ همین دلواپسان که خود رهبر و البته بنده با افتخار جزو دلواپسان این انقلاب هستیم اتفاقا حرفمون اینه که دولت تحمل انتقاد رو نداشته اونم متاسفانه مخالف حرفهاش که چپ میره و راست میره میگه برخلاف دولت گذشته ما ظرفیت انتقاد داریم. انتقاد کنین. اما فقط توی قضیه برجام شستن منتقدین رو. قانون برخورد تصویب کردن. جوانهای معترض به قراردادهای نفتی مضر رو با یگان ویژه جمع کردن. القاب گوناگونی به منتقدین دادن از جمله همین دلواپسان که مفهوم خوبی داره اما شده ابزار تمسخر...
حالا دلواپسان انتقاد رو مساوی توهین می دونن؟
بعله به رهبر هم میشه انتقاد کرد. چه اشکالی داره؟ منتهی با سند، با منطق. هیچ اشکالی نداره. انتقاد هم باید طبق موازینی باشه مثلا دین، قرآن، سیره اهل بیت علیهم السلام، ....
مواضع خود رهبری پیرامون انتقاد:
مقام معظم رهبري در زمينه تأکيد نظام اسلامي بر اهميت نقد و انتقاد مي فرمايد :
« يك نكته ى ديگرى كه در دنباله ى آن مطالبه ى دانشجوئى عرض ميكنم، اين است كه مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اينكه ما گفتيم گاهى اوقات معارضه ى با مسئولان كشور نشود - كه الان هم همين را تأكيد ميكنيم؛ معارضه نبايد بشود - اين به معناى انتقاد نكردن نيست؛ به معناى مطالبه نكردن نيست؛ در باره رهبرى هم همينجور است. اين برادر عزيزمان ميگويد «ضد ولايت فقيه» را معرفى كنيد. خوب، «ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت، يعنى پنجه در افكندن، دشمنى كردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نيستم؛ ممكن است كسى معتقد به كسى نيست. البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست، آيهى مُنزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفى است. اعتراض به سياستهاى اصل 44، ضديت با ولايت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضديت با رهبرى نيست. دشمنى، نبايد كرد. دو نفر طلبه كنار همديگر مىنشينند؛ خيلى هم با هم رفيقند، خيلى هم با هم باصفايند، همدرس هستند، مباحثه ميكنند، حرف همديگر را رد ميكنند؛ اين حرف او را رد ميكند، آن حرف اين را رد ميكند. ردكردن حرف، به معناى مخالفت كردن، به معناى ضديت كردن نيست؛ اين مفاهيم را بايد از هم جدا كرد.
بنده از دولتها حمايت كرده ام، از اين دولت هم حمايت ميكنم؛ اين به معناى اين نيست كه همه جزئيات كارهائى كه انجام ميگيرد، مورد تأييد من است، يا حتّى من از همه اش اطلاع دارم؛ نه، لازم نيست. اطلاع رهبرى از آن مجموعه حوادث و رويدادهائى لازم است كه به تصميمگيري هاى او، به جهتگيري هاى او و به انجام تكاليف و وظائف او ارتباط پيدا ميكند، نه اينكه حالا از همه چيزهائى كه در محيط دولت و محيط كار وزارتخانه ها اتفاق مى افتد، بايد حتماً رهبرى مطلع باشد؛ نه، نه لازم است، نه ممكن است؛ موافقت با آنها هم لازم نيست.
بعضى از اشخاص و بعضى از كارها ممكن است در مجموعه دولتى وجود داشته باشد كه صددرصد مورد اعتماد و مورد تأييد ماست، اما آن كار را ما تأييد نكنيم؛ چون دليل ندارد كه رهبرى وارد محيط اجرائى شود؛ به دليل اينكه مسئوليتها مشخص است و بايد مسئول، وزير، رئيس فلان مركز يا بنگاه فرهنگى يا اقتصادى، وظائف خودش را انجام بدهد. بنابراين ما به هيچ وجه انتقاد كردن را مخالفت و ضديت نميدانيم. بعضى تصور ميكنند كه ما چون از مسئولان كشور، از دولت محترم - كه واقعاً دولت خدمتگزار و باارزشى است؛ حقاً و انصافاً. كارهائى هم كه دارد انجام ميگيرد، مىبينيد؛ كارها جلو چشم است. بايد انسان بىانصاف باشد كه اهميت اين كارها را انكار كند - حمايت ميكنيم، اين حمايت و اين طرفدارى، به معناى اين است كه انتقاد نبايد كرد، يا من خودم انتقاد نداشته باشم؛ ممكن است مواردى هم انتقاد داشته باشم.»
(بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكلهاى سياسى 17/7/1386 )
توی پرانتز میگم:
توی متن بالا یه نکته هم جالب بود و اونهم تعریف از عملکرد دولت احمدی نژاد بود با وجود نقایصی که داشت. قابل توجه دوستان صفر و یکی و خود رئیس جمهور محترم که هر چند سخنرانی یکبار دولت قبل رو صفایی میدن و هیچ کار مثبتی در دولت قبل نمی بینن. آخرین نمونه اش در یزد که رئیس جمهور گفتن که دولت قبل هیچ اشتغال زایی نکرد. این در حالی هست که
طبق گزارش مرکز آمار کشور در دو دوره عملکرد دولت احمدی نژاد سالانه حدود 78000 شغل ایجاد شده و در این چند سال دولت آقای روحانی سالانه حدود 300 هزار شغل از بین رفته... جزئیات بیشتر:
لینک 1
لینک 2
پرانتر بسته
نمونه عملی هم قصه انتقاد یکی از دانشجویان در نشست با رهبری بود که رسانه های دشمن چه سوء استفاده ها کردن و چقدر نامردی کردن در انعکاس غلط ماجرا. شما خودتون همین ماجرا رو از زبان ویکی پدیا و از زبان سایت رهبری بخونین و خودتون قضاوت کنین:
از زبان ویکی پدیا:
نقل قول:محمود وحیدنیا دانشجوی ورودی سال ۱۳۸۷ رشته ریاضیات دانشگاه صنعتی شریف و برنده مدال طلای المپیاد ریاضی ایران است.[sup][۱][/sup][sup][۲][/sup] او در روز ۶ آبان ۱۳۸۸ در دیدار رودرروی جمعی از نخبگان کشور با سید علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی از عملکرد وی انتقاد کرد.[sup][۳][/sup] اقدام وحیدنیا حداقل در تاریخ معاصر ایران بیسابقه بودهاست[sup][۴][/sup] و موجی از حیرت و تحسین را در افکار عمومی ایران برانگیخت. اقدام وحیدنیا بویژه مورد تحسین فعالان جنبش سبز واقع شد و او را تبدیل به قهرمان جدیدی در میان معترضان به حکومت کرد تا جایی که وی را با کاوه آهنگر مقایسه کردهاند.[sup][۵][/sup]
وحیدنیا بدون داشتن وقت قبلی و بدون یادداشت با اصرار فراوان از خامنهای وقت صحبت گرفت و در سخنرانی ۲۰ دقیقهای خود به عملکرد یکسویهنگر صداوسیما، سرکوب خشونتبار معترضان به نتایج انتخابات ریاستجمهوری ۱۳۸۸، فضای امنیتی بر رسانهها، انتقادناپذیری رهبر جمهوری اسلامی و عملکرد نهادهایی همچون مجلس خبرگان رهبری و شورای نگهبان انتقاد کرد. رهبر جمهوری اسلامی ایران که برای اولین بار به طور علنی آنهم از سوی یک جوان دانشجو، مورد انتقاد قرار گرفته بود، پاسخهای پراکنده و نامنسجی به انتقادها و پرسشهای طرح شده از سوی این جوان ارائه نمود و در پایان نیز بدون اقامهٔ نماز جماعت محل ملاقات را ترک کرد.
از زبان خبرگزاری های خودمون:
به گزارش الف، در پایان سخنان افراد منتخب برای بیان نظراتشان نزد رهبر انقلاب، مجری برنامه با اعلام پایان وقت صحبتهای حاضران، از رهبر انقلاب دعوت کرد برای جمع صحبت کنند. در این زمان چندتن از حضار خواستار حضور در پشت تریبون و بیان نظراتشان شدند که رهبری از مجری پرسیدند کسی نمانده که صحبت کند؟ مجری پاسخ داد اگر شما اجازه بدهید، همهی جمع هزار نفرهای كه اینجا هستند، دوست دارند صحبت كنند اما وقت محدود است.
در این هنگام رهبر انقلاب به یکی از جوانان در وسط جمعیت که پرشورتر از بقیه خواستار حضور در پشت تریبون بود اما توسط برگزارکنندگان مراسم نشانده شد، اشاره کردند و گفتند: «آن آقایی كه پا شده بودند، ایستاده بودند و
نشاندندشان ... شما بفرمائید».
جوان متقاضی در جایگاه قرار گرفت و خود را دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف معرفی کرد. وی ابتدا از نحوه انتخاب افراد برای صحبت نزد رهبری گله کرد. این گلایه افرادی بود که نوبت بیان نظراتشان را نیافته بودند و با تشویق حضار روبرو شد.
وی سپس از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث انتخابات به شدت انتقاد كرد و پرسید:
آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه میدهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟
آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازهی دفاع از خودشان را میدهد؟ عقایدی كه بهخصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار میگیرد؟
وی با انتقاد از پخش گزینشی وقایع در صدا و سیما گفت اگر بخواهیم رسانههای کشور اخلاقی شوند باید بزرگ رسانهها آغازگر آن باشد.
بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. وی گفت: من شاید چهار- پنج سال است كه به صورت جدیتر روزنامه میخوانم و مجلات را مطالعه میكنم. این مدت واقعاً به یاد نمیآورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی میشود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس میكنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه میشود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمیكند، ممكن است جنبهی مغرضانه به خود بگیرد و كمكم بیانصافی هایی پیدا شود.
در این هنگام، یادداشتی حاکی از اتمام وقت به سخنران داده شد. او از رهبری پرسید وقت گذشته است اما اگر موافق باشید ادامه دهم؟ رهبر انقلاب نیز با اشتیاق پاسخ دادند: البته از اول هم وقت گذشته بود ولی من موافق ادامه صحبتهای شما هستم. این دانشجو صحبتهایش را ادامه داد و برخلاف سایرین که طبق هماهنگی با مجری مراسم، صحبتهایشان را در 4 دقیقه محدود می کردند، حدود 10 دقیقه صحبت کرد و در ادامه با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات پرسید:
اگر مقداری روشهای اقناعیتر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمیكردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از اینكه با نصیحت حاصل شود نتیجهی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است.
وی در پایان، مودبانه تشکر کرد و به جای خود بازگشت و رهبر انقلاب نیز مانند بقیه سخنرانان از ایشان نیز با بیان طیب الله انفسکم تقدیر کردند.
پس از صحبتهای این جوان، افراد دیگری هم برای بیان نظراتشان و پاسخگویی به انتقادات وی بلند شده و درخواست وقت صحبت کردند اما رهبرانقلاب با توصیه آنها به افزایش تحمل و شرح صدر، به کمبود وقت اشاره و صحبتهایشان را آغاز کردند.
رهبرانقلاب در ابتدای سخنان خود با ابراز خوشحالی از اینکه سخنان نخبگان هر سال قویتر و عمیقتر از قبل میشود و یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی با خدمت به مردم و کشور؛ اهمیت تولید علم، آزاداندیشی در دانشگاه ها و مرز شکنی علمی در پیشرفت و اقتدار کشورمان را کلیدی توصیف کردند و ضمن اشاره به برخی نکات مطرح شده توسط حاضران، درباره سخنان دانشجوی منتقد نیز گفتند:
* خیال نکنید من از شنیدن اینجور حرفها ناراحت میشوم. نه...، من از اینکه این حرفها زده نشود، ناراحت میشوم. در جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى که اینجا هستند، بنده گاهى که ببینم حالا بعضىها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرفها را که خیال میکنند من خوشم نمىآید، نمیزنند؛ از نگفتنش ناراحت میشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمیشوم.
* حالا اشاره کردند به حوادث و مسائل اخیر. در این زمینهها خیلى حرف هست؛ خیال نکنید آن حرفهائى که صدا و سیما میزند، این، همهى حرفهاست؛ نه، خیلى مطلب هست. گفت: یک سینه حرف موج زند در دهان ما. اینجور نیست که هر چه که انسان احساس میکند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرفهاى زیادى هست.اى کاش مجال بود تا گفته میشد، تا آنوقت انسان میتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى کتاب حرف را، باز کند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این کارها خواهد شد.
* اینى هم که گفتند از رهبرى انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم؛ از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم.
* چند سال قبل یکی از نشریات دانشجویی از بنده انتقاداتی کرده بود. خواستند برخورد کنند اما من گفتم برخورد نکنید این ها اشکالی ندارد اجازه دهید بنویسند.
* این را هم شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب میکنم، همهى برنامههاى صدا و سیما را مىآورند، دانه دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامههاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم. از جمله، از همین من راضى نبودم که از سه ماه قبل از انتخابات - انتخابات بیست و دوم خرداد بود - از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرفهائى که زده شد و تظاهراتى که میشد و مجادلاتى که انجام میگرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد؛ به خاطر همین، که یعنى ما آزاداندیشیم! اینها توهم است.
* صدا و سیما آیا وضعیت واقعى کشور را نشان میدهد؟ نه، ناقص نشان میدهد. خیلى پیشرفتهاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمیدهد. والّا اگر صدا و سیما میتوانست همان جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربهى فراوان و با استفادههاى هنرى دروغهاى خودش را راست جلوه میدهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامىاش، بمراتب بیشتر از حالا بود.
* امروز هیچ کشور دیگرى در دنیا پیدا نمیکنید که اینجور آماج حملات باشد. و جمهورى اسلامى دارد مقاومت میکند. این شوخى است؟ این موجودِ هفتجوشِ مستحکمِ مصونیتیافته دارد مقاومت میکند. این، کم چیزى نیست. توطئهى توهم نیست؛ این را جوانها، این جوانهاى عزیز ما، بدانند.
* بنده گفتم کرسى آزاد فکرى را در دانشگاهها به وجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا به وجود نیاوردید؟ شما کرسى آزادفکرى سیاسى را، کرسى آزاد فکرى معرفتى را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد.
( منبع : واکنش رهبر انقلاب به انتقادات صريح يکي از نخبگان ، سايت الف ، ۰۷ آبان ۱۳۸۸ )
اینجا هم متن کامل اون جلسه از سایت رهبری:
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8292