|
آیا به پیامبر هم انتقاد میکردن؟
|
|
۲:۱۱, ۲۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
چه سوال عجیبی. مگه میشه کسی به پیامبر هم انتقاد میکرده باشه! چه کسی بالاتر از پیامبر؟ اصلا کسی به خودش میتونسته جرات بده که به پیامبر انتقاد کنه؟ آره میشده خیلی هم خوب میشده اتفاقا سوره ی مجادله هم در همین زمینه نازل شده اما انگار در گذشته انتقاد کردن حکم اعدام و مرتد از دین رو نداشته و کسی هم نمیگفته چون تو از من پایینتر هستی پس نباید به من انتقاد کنی. انگار همه ی آدما توی یک سطح در نظر گرفته میشدن.. بطوری که یک زن کهنسال به خودش جرات میداده که از پیامبر در مورد قانون ظهار انتقاد کنه و جالب اینکه خداوند توی سوره ی مجادله جانب زن رو میگیره! اما دلواپسان اسلام در طول 1400 سال پیامبر رو تبدیل کردن به یک انسان فضایی که هر چیزی میگفته دیگه کسی حق نداشته خلاف اون چیزی بگه و انتقادی بکنه.
نه عزیزان و دلواپسان این جوریا نبوده. حتی یک پیرزن هم میتونسته انتقاد کنه و این موضوع نه تنها باعث سرافکندگی پیامبر نیست بلکه یکی از افتخارات ماست که همچنین پیامبر بزرگ و خردمند و مهربانی داشتیم. نتیجه اینکه انتقاد کردن ربطی به سواد و موقعیت اجتماعی و سن و جنس و غیره نداره
|
|||
|
۲:۱۹, ۲۷/اسفند/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۲۰ توسط Silence.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
حتی رهبر رو میشه نقد کرد ولی با این تاپیک یاد حسن آقا فریدون افتادم که در جملاتی درخشان فرمودند:
امسال 94 است،93 و 92 نیست،سال بعد هم 95 است! پس از ان مریدان گریبان چاک کردندی و سر به بیایان نهادندی و... امیدورام گرفته باشید! در کل انتقاد پذیری تو ایران شوخی بیش نیست...از خود مردم تا مسئولین و هنرمندان ذره ای تحمل نقد ندارن...فقط اداشو در میارن |
|||
|
۲:۳۲, ۲۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۱۹)Silence نوشته است: حتی رهبر رو میشه نقد کرد ولی با این تاپیک یاد حسن آقا فریدون افتادم که در جملاتی درخشان فرمودند:نه متاسفانه نگرفتم. حسن آقا فریدون ؟؟!! بله توی ایران همه چیز تبدیل شده به شوخی نه فقط انتقاد پذیری اما صحبت روی شخصیت پیامبر هست که چرا شخصیت پیامبر رو جور دیگه ای به مردم نشون دادن؟ هدفشون چی بوده؟ صحبت فقط از الان نیست. صحبت از تاریخ 1400 ساله است که زمان حال رو هم شامل میشه |
|||
|
۲:۳۶, ۲۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۳۲)mohammadz نوشته است: نه متاسفانه نگرفتم. حسن آقا فریدون ؟؟!!خب بله ممکنه انتقاد هم به پیامبر بشه از طرف مردم و پیامبر رفع ابهام کنه....ولی آیا این دلیلی مبنی براینکه پیامبر معصوم نیست؟ یعنی چون از پیامبر انتقاد می شده میشه نتیجه گرفت پیامبر معصوم نبوده و اشتباهاتی هم کرده؟؟؟؟ منظورتون اینه؟ |
|||
|
۲:۴۱, ۲۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۳۶)Silence نوشته است: خب بله ممکنه انتقاد هم به پیامبر بشه از طرف مردم و پیامبر رفع ابهام کنه....ولی آیا این دلیلی مبنی براینکه پیامبر معصوم نیست؟وای خدای من شما از کجای جملات من این برداشت رو کردید. مگه من حرفی از عصمت زدم؟؟؟ خدا لعنت کنه بنده رو اگه همچین اعتقادی داشته باشم. ببین چطور با ذهن ها در طول 1400 سال بازی کردن که وقتی یکی میاد همچنین حرفی رو میزنه به چی محکومش میکنن. |
|||
|
۲:۴۴, ۲۷/اسفند/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۴۷ توسط Silence.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۴۱)mohammadz نوشته است: وای خدای منمحکوم چیه برادر من...برداشت من اشتباه بود نظرات آقای سروش همچین چیزی می گفت...حرفتون بهش نزدیک بود گفتم شاید منظورتون همینه خب الان مشکل چیه؟کی میگه به پیامبر انتقاد نمی کردن؟؟؟ |
|||
|
۲:۵۷, ۲۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۴۴)Silence نوشته است: محکوم چیه برادر من...برداشت من اشتباه بود نظرات آقای سروش رو نخوندم اما اگه با این استدلال اومده عصمت پیامبر رو برده زیر سوال از کوته فکریش بوده..پیامبر یک انسان کامل توی تمام زمینه ها بوده.. حتی توی جنگها هم مشورت و رای گیری میکردن و اگه نظر جمع مخالف با نظر خودشون بوده همون نظر جمع رو اجرا میکردن. مشکل اینه که دلواپسان انتقاد رو مساوی با توهین میدونن و متوجه نیستن که انتقاد پذیری یک فاکتور مثبت برای فرد انتقادشونده است نه یک فاکتور منفی |
|||
|
۸:۲۱, ۲۷/اسفند/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۴ ۸:۲۱ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
جالبه محمد آقا برعکس میگین؟ همین دلواپسان که خود رهبر و البته بنده با افتخار جزو دلواپسان این انقلاب هستیم اتفاقا حرفمون اینه که دولت تحمل انتقاد رو نداشته اونم متاسفانه مخالف حرفهاش که چپ میره و راست میره میگه برخلاف دولت گذشته ما ظرفیت انتقاد داریم. انتقاد کنین. اما فقط توی قضیه برجام شستن منتقدین رو. قانون برخورد تصویب کردن. جوانهای معترض به قراردادهای نفتی مضر رو با یگان ویژه جمع کردن. القاب گوناگونی به منتقدین دادن از جمله همین دلواپسان که مفهوم خوبی داره اما شده ابزار تمسخر...
حالا دلواپسان انتقاد رو مساوی توهین می دونن؟ بعله به رهبر هم میشه انتقاد کرد. چه اشکالی داره؟ منتهی با سند، با منطق. هیچ اشکالی نداره. انتقاد هم باید طبق موازینی باشه مثلا دین، قرآن، سیره اهل بیت علیهم السلام، .... مواضع خود رهبری پیرامون انتقاد: مقام معظم رهبري در زمينه تأکيد نظام اسلامي بر اهميت نقد و انتقاد مي فرمايد : « يك نكته ى ديگرى كه در دنباله ى آن مطالبه ى دانشجوئى عرض ميكنم، اين است كه مطالبه كردن با دشمنى كردن فرق دارد. اينكه ما گفتيم گاهى اوقات معارضه ى با مسئولان كشور نشود - كه الان هم همين را تأكيد ميكنيم؛ معارضه نبايد بشود - اين به معناى انتقاد نكردن نيست؛ به معناى مطالبه نكردن نيست؛ در باره رهبرى هم همينجور است. اين برادر عزيزمان ميگويد «ضد ولايت فقيه» را معرفى كنيد. خوب، «ضد» معلوم است معنايش چيست؛ ضديت، يعنى پنجه در افكندن، دشمنى كردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نيستم؛ ممكن است كسى معتقد به كسى نيست. البته اين ضد ولايت فقيه كه در كلمات هست، آيهى مُنزل از آسمان نيست كه بگوئيم بايد حدود اين كلمه را درست معين كرد؛ به هر حال يك عرفى است. اعتراض به سياستهاى اصل 44، ضديت با ولايت فقيه نيست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضديت با رهبرى نيست. دشمنى، نبايد كرد. دو نفر طلبه كنار همديگر مىنشينند؛ خيلى هم با هم رفيقند، خيلى هم با هم باصفايند، همدرس هستند، مباحثه ميكنند، حرف همديگر را رد ميكنند؛ اين حرف او را رد ميكند، آن حرف اين را رد ميكند. ردكردن حرف، به معناى مخالفت كردن، به معناى ضديت كردن نيست؛ اين مفاهيم را بايد از هم جدا كرد. بنده از دولتها حمايت كرده ام، از اين دولت هم حمايت ميكنم؛ اين به معناى اين نيست كه همه جزئيات كارهائى كه انجام ميگيرد، مورد تأييد من است، يا حتّى من از همه اش اطلاع دارم؛ نه، لازم نيست. اطلاع رهبرى از آن مجموعه حوادث و رويدادهائى لازم است كه به تصميمگيري هاى او، به جهتگيري هاى او و به انجام تكاليف و وظائف او ارتباط پيدا ميكند، نه اينكه حالا از همه چيزهائى كه در محيط دولت و محيط كار وزارتخانه ها اتفاق مى افتد، بايد حتماً رهبرى مطلع باشد؛ نه، نه لازم است، نه ممكن است؛ موافقت با آنها هم لازم نيست. بعضى از اشخاص و بعضى از كارها ممكن است در مجموعه دولتى وجود داشته باشد كه صددرصد مورد اعتماد و مورد تأييد ماست، اما آن كار را ما تأييد نكنيم؛ چون دليل ندارد كه رهبرى وارد محيط اجرائى شود؛ به دليل اينكه مسئوليتها مشخص است و بايد مسئول، وزير، رئيس فلان مركز يا بنگاه فرهنگى يا اقتصادى، وظائف خودش را انجام بدهد. بنابراين ما به هيچ وجه انتقاد كردن را مخالفت و ضديت نميدانيم. بعضى تصور ميكنند كه ما چون از مسئولان كشور، از دولت محترم - كه واقعاً دولت خدمتگزار و باارزشى است؛ حقاً و انصافاً. كارهائى هم كه دارد انجام ميگيرد، مىبينيد؛ كارها جلو چشم است. بايد انسان بىانصاف باشد كه اهميت اين كارها را انكار كند - حمايت ميكنيم، اين حمايت و اين طرفدارى، به معناى اين است كه انتقاد نبايد كرد، يا من خودم انتقاد نداشته باشم؛ ممكن است مواردى هم انتقاد داشته باشم.» (بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامى در ديدار دانشجويان نخبه، برتران كنكور و فعالان تشكلهاى سياسى 17/7/1386 ) توی پرانتز میگم: توی متن بالا یه نکته هم جالب بود و اونهم تعریف از عملکرد دولت احمدی نژاد بود با وجود نقایصی که داشت. قابل توجه دوستان صفر و یکی و خود رئیس جمهور محترم که هر چند سخنرانی یکبار دولت قبل رو صفایی میدن و هیچ کار مثبتی در دولت قبل نمی بینن. آخرین نمونه اش در یزد که رئیس جمهور گفتن که دولت قبل هیچ اشتغال زایی نکرد. این در حالی هست که طبق گزارش مرکز آمار کشور در دو دوره عملکرد دولت احمدی نژاد سالانه حدود 78000 شغل ایجاد شده و در این چند سال دولت آقای روحانی سالانه حدود 300 هزار شغل از بین رفته... جزئیات بیشتر: لینک 1 لینک 2 پرانتر بسته ![]() نمونه عملی هم قصه انتقاد یکی از دانشجویان در نشست با رهبری بود که رسانه های دشمن چه سوء استفاده ها کردن و چقدر نامردی کردن در انعکاس غلط ماجرا. شما خودتون همین ماجرا رو از زبان ویکی پدیا و از زبان سایت رهبری بخونین و خودتون قضاوت کنین: از زبان ویکی پدیا: نقل قول:محمود وحیدنیا دانشجوی ورودی سال ۱۳۸۷ رشته ریاضیات دانشگاه صنعتی شریف و برنده مدال طلای المپیاد ریاضی ایران است.[sup][۱][/sup][sup][۲][/sup] او در روز ۶ آبان ۱۳۸۸ در دیدار رودرروی جمعی از نخبگان کشور با سید علی خامنهای رهبر جمهوری اسلامی از عملکرد وی انتقاد کرد.[sup][۳][/sup] اقدام وحیدنیا حداقل در تاریخ معاصر ایران بیسابقه بودهاست[sup][۴][/sup] و موجی از حیرت و تحسین را در افکار عمومی ایران برانگیخت. اقدام وحیدنیا بویژه مورد تحسین فعالان جنبش سبز واقع شد و او را تبدیل به قهرمان جدیدی در میان معترضان به حکومت کرد تا جایی که وی را با کاوه آهنگر مقایسه کردهاند.[sup][۵][/sup] از زبان خبرگزاری های خودمون: به گزارش الف، در پایان سخنان افراد منتخب برای بیان نظراتشان نزد رهبر انقلاب، مجری برنامه با اعلام پایان وقت صحبتهای حاضران، از رهبر انقلاب دعوت کرد برای جمع صحبت کنند. در این زمان چندتن از حضار خواستار حضور در پشت تریبون و بیان نظراتشان شدند که رهبری از مجری پرسیدند کسی نمانده که صحبت کند؟ مجری پاسخ داد اگر شما اجازه بدهید، همهی جمع هزار نفرهای كه اینجا هستند، دوست دارند صحبت كنند اما وقت محدود است. در این هنگام رهبر انقلاب به یکی از جوانان در وسط جمعیت که پرشورتر از بقیه خواستار حضور در پشت تریبون بود اما توسط برگزارکنندگان مراسم نشانده شد، اشاره کردند و گفتند: «آن آقایی كه پا شده بودند، ایستاده بودند و نشاندندشان ... شما بفرمائید». جوان متقاضی در جایگاه قرار گرفت و خود را دانشجوی ریاضی دانشگاه شریف معرفی کرد. وی ابتدا از نحوه انتخاب افراد برای صحبت نزد رهبری گله کرد. این گلایه افرادی بود که نوبت بیان نظراتشان را نیافته بودند و با تشویق حضار روبرو شد. وی سپس از عملكرد صدا و سیما پیرامون حوادث انتخابات به شدت انتقاد كرد و پرسید: آیا صدا و سیمای ما تصویر درستی از كشور و جهان ارائه میدهد یا تصویری غیرواقعی و كاریكاتورگونه؟ آیا صداو سیما به عقاید مختلف اجازهی دفاع از خودشان را میدهد؟ عقایدی كه بهخصوص در همین رسانه مورد نقد و یا حتی حمله قرار میگیرد؟ وی با انتقاد از پخش گزینشی وقایع در صدا و سیما گفت اگر بخواهیم رسانههای کشور اخلاقی شوند باید بزرگ رسانهها آغازگر آن باشد. بخش دوم سخنان وی موضوع نقد رهبری بود. وی گفت: من شاید چهار- پنج سال است كه به صورت جدیتر روزنامه میخوانم و مجلات را مطالعه میكنم. این مدت واقعاً به یاد نمیآورم كه مطلبی را با عنوان نقد رهبری خوانده باشم ... نقد رهبری را هم به شكل عمومی میشود مطرح كرد و هم به صورت خاص در مجلس خبرگان. من احساس میكنم اگر چنین نشود، این شرایط منجر به نفاق و كینه میشود؛ مثلاً یك چیزی كه در ابتدا یك انتقاد ساده است، چون بستر مناسبی برای بیان پیدا نمیكند، ممكن است جنبهی مغرضانه به خود بگیرد و كمكم بیانصافی هایی پیدا شود. در این هنگام، یادداشتی حاکی از اتمام وقت به سخنران داده شد. او از رهبری پرسید وقت گذشته است اما اگر موافق باشید ادامه دهم؟ رهبر انقلاب نیز با اشتیاق پاسخ دادند: البته از اول هم وقت گذشته بود ولی من موافق ادامه صحبتهای شما هستم. این دانشجو صحبتهایش را ادامه داد و برخلاف سایرین که طبق هماهنگی با مجری مراسم، صحبتهایشان را در 4 دقیقه محدود می کردند، حدود 10 دقیقه صحبت کرد و در ادامه با انتقاد از چگونگی برخورد نیروی انتظامی با تجمعات پس از انتخابات پرسید: اگر مقداری روشهای اقناعیتر داشتیم و از خشونت به جز در موارد ضرورت استفاده نمیكردیم، نظام ما بقای بهتری نداشت؟ آیا مردم متحدتری نداشتیم؟ چون وحدت واقعی به نظر من بیش از اینكه با نصیحت حاصل شود نتیجهی رفتار مردم با حكومت و رفتار حكومت با مردم است و رفتار مردم با همدیگر است. وی در پایان، مودبانه تشکر کرد و به جای خود بازگشت و رهبر انقلاب نیز مانند بقیه سخنرانان از ایشان نیز با بیان طیب الله انفسکم تقدیر کردند. پس از صحبتهای این جوان، افراد دیگری هم برای بیان نظراتشان و پاسخگویی به انتقادات وی بلند شده و درخواست وقت صحبت کردند اما رهبرانقلاب با توصیه آنها به افزایش تحمل و شرح صدر، به کمبود وقت اشاره و صحبتهایشان را آغاز کردند. رهبرانقلاب در ابتدای سخنان خود با ابراز خوشحالی از اینکه سخنان نخبگان هر سال قویتر و عمیقتر از قبل میشود و یادآوری ضروت شکر نعمت نخبگی با خدمت به مردم و کشور؛ اهمیت تولید علم، آزاداندیشی در دانشگاه ها و مرز شکنی علمی در پیشرفت و اقتدار کشورمان را کلیدی توصیف کردند و ضمن اشاره به برخی نکات مطرح شده توسط حاضران، درباره سخنان دانشجوی منتقد نیز گفتند: * خیال نکنید من از شنیدن اینجور حرفها ناراحت میشوم. نه...، من از اینکه این حرفها زده نشود، ناراحت میشوم. در جلساتِ دانشجوئى، دانشگاهى که اینجا هستند، بنده گاهى که ببینم حالا بعضىها روى ملاحظه، روى احترام، روى هرچه، بعضى از این حرفها را که خیال میکنند من خوشم نمىآید، نمیزنند؛ از نگفتنش ناراحت میشوم؛ از گفتنش مطلقاً ناراحت نمیشوم. * حالا اشاره کردند به حوادث و مسائل اخیر. در این زمینهها خیلى حرف هست؛ خیال نکنید آن حرفهائى که صدا و سیما میزند، این، همهى حرفهاست؛ نه، خیلى مطلب هست. گفت: یک سینه حرف موج زند در دهان ما. اینجور نیست که هر چه که انسان احساس میکند، این را گفته باشد یا بتواند بگوید. خیلى حرفهاى زیادى هست.اى کاش مجال بود تا گفته میشد، تا آنوقت انسان میتوانست آن برگهاى بر روى هم گذاشتهى کتاب حرف را، باز کند تا خیلى از حقائق روشن بشود. آینده، البته این کارها خواهد شد. * اینى هم که گفتند از رهبرى انتقاد نمیکنند، شما بروید بگوئید انتقاد کنند. ما که نگفتیم از ما کسى انتقاد نکند؛ ما که حرفى نداریم. من از انتقاد استقبال میکنم؛ از انتقاد استقبال میکنم. البته انتقاد هم میکنند. دیگر حالا جاى توضیحش نیست؛ انتقاد هم هست، فراوان هست، کم هم نیست؛ بنده هم میگیرم، دریافت میکنم و انتقادها را میفهمم. * چند سال قبل یکی از نشریات دانشجویی از بنده انتقاداتی کرده بود. خواستند برخورد کنند اما من گفتم برخورد نکنید این ها اشکالی ندارد اجازه دهید بنویسند. * این را هم شما خیال نکنید که حالا بنده چون رئیس صدا و سیما را انتخاب میکنم، همهى برنامههاى صدا و سیما را مىآورند، دانه دانه بنده نگاه کنم، امضاء کنم. نخیر، از خیلى از برنامههاى صدا و سیما بنده راضى هم نیستم. از جمله، از همین من راضى نبودم که از سه ماه قبل از انتخابات - انتخابات بیست و دوم خرداد بود - از ماه اسفند، بلکه زودتر از اسفند، بعضى از سفرهاى تبلیغاتى و حرفهائى که زده شد و تظاهراتى که میشد و مجادلاتى که انجام میگرفت، از تلویزیون پخش شود، که متأسفانه تو تلویزیون پخش شد؛ به خاطر همین، که یعنى ما آزاداندیشیم! اینها توهم است. * صدا و سیما آیا وضعیت واقعى کشور را نشان میدهد؟ نه، ناقص نشان میدهد. خیلى پیشرفتهاى برجسته و بزرگ هست که صدا و سیما نشان نمیدهد. والّا اگر صدا و سیما میتوانست همان جور که تلویزیون فلان کشور غربى با یک سابقه و تجربهى فراوان و با استفادههاى هنرى دروغهاى خودش را راست جلوه میدهد، واقعیات موجود کشور را درست منعکس کند، شما بدانید امروز امید نسل جوان، دلبستگى نسل جوان به کشورش، به دینش، به نظام جمهورى اسلامىاش، بمراتب بیشتر از حالا بود. * امروز هیچ کشور دیگرى در دنیا پیدا نمیکنید که اینجور آماج حملات باشد. و جمهورى اسلامى دارد مقاومت میکند. این شوخى است؟ این موجودِ هفتجوشِ مستحکمِ مصونیتیافته دارد مقاومت میکند. این، کم چیزى نیست. توطئهى توهم نیست؛ این را جوانها، این جوانهاى عزیز ما، بدانند. * بنده گفتم کرسى آزاد فکرى را در دانشگاهها به وجود بیاورید. خوب، شما جوانها چرا به وجود نیاوردید؟ شما کرسى آزادفکرى سیاسى را، کرسى آزاد فکرى معرفتى را تو همین دانشگاه تهران، تو همین دانشگاه شریف، تو همین دانشگاه امیرکبیر به وجود بیاورید. چند نفر دانشجو بروند، آنجا حرفشان را بزنند، حرف همدیگر را نقد کنند، با همدیگر مجادله کنند. حق، آنجا خودش را نمایان خواهد کرد. ( منبع : واکنش رهبر انقلاب به انتقادات صريح يکي از نخبگان ، سايت الف ، ۰۷ آبان ۱۳۸۸ ) اینجا هم متن کامل اون جلسه از سایت رهبری: http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8292 |
|||
|
|
۱۲:۱۶, ۲۷/اسفند/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۴ ۱۳:۰۲ توسط قلب.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
(۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۱۱)mohammadz نوشته است: چه سوال عجیبی. مگه میشه کسی به پیامبر هم انتقاد میکرده باشه! چه کسی بالاتر از پیامبر؟ اصلا کسی به خودش میتونسته جرات بده که به پیامبر انتقاد کنه؟سلام خیر اصلا هم چيزه عجیبی نیست به پیامبر انتقاد میشده جرات هم می کردن انتقاد کنن اما اما اما اما آیا کسانی که به پیامبر انتقاد می کردند کار درستی می کردند؟ پاسخ این سؤال خير است پیامبر اکرم ص معصوم بودند و تمام اعمال و کردار ایشان مطابق با اراده خداوند متعال بوده است پیامبر ید الله است مخالفان و انتقاد کنندگان به پیامبر یا کافران بودند و یا منافقان طبق آیات قرآن سوال کنندگان از پیامبر اکرم مومنان هستند (۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۱۱)mohammadz نوشته است: آره میشده خیلی هم خوب میشده اتفاقا سوره ی مجادله هم در همین زمینه نازل شده اما انگار در گذشته انتقاد کردن حکم اعدام و مرتد از دین رو نداشته و کسی هم نمیگفته چون تو از من پایینتر هستی پس نباید به من انتقاد کنی. انگار همه ی آدما توی یک سطح در نظر گرفته میشدن.. بطوری که یک زن کهنسال به خودش جرات میداده که از پیامبر در مورد قانون ظهار انتقاد کنه و جالب اینکه خداوند توی سوره ی مجادله جانب زن رو میگیره!سلام بنده همین الان سوره مجادله را دیدم و چنین برداشتی که شما کردید را ندیدم در این سوره هم مخالفان پیامبر اسلام جزو کافران حساب شده اند مگر پیامبر اکرم ص حکمی از خود می دادند که خداوند متعال مخالف آن حکم باشد!!!!!!!! پیامبر اکرم ص احکام و دین مبین اسلام را از جانب خداوند متعال آورده اند و چیزی به آن اضافه یا کم نکردند سوال کنندگان از پیامبر اکرم ص و خداوند ربطی به انتقاد کنندگان و مخالفان پیامبر اسلام ندارد و نباید همه را یکسان دید برداشت شما از سوره مجادله غلط است و اگر مدرک و سندی از ادعاهاي مطرح شده خود دارید بیاورید و آیه آن را ذکر کنید وگرنه به پیامبر و قرآن دروغ بستید که گناه بزرگی است (۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۱۱)mohammadz نوشته است: اما دلواپسان اسلام در طول 1400 سال پیامبر رو تبدیل کردن به یک انسان فضایی که هر چیزی میگفته دیگه کسی حق نداشته خلاف اون چیزی بگه و انتقادی بکنه. کلمه دلواپسان درباره مخالفان قرارداد برجام گفته میشود و تا قبل از آن معنی ندارد اما اینکه منظور شما از كسانی كه در طول 1400 سال پیامبر را تغییر دادند و تحریف کردند و شما به آنان دلواپسان می گویید چیست را بنده نمی دانم اگر منظور علمای شیعه در طول تاريخ است که حرفی از اساس غلط است پیامبر اکرم ص حبیب الله هستند و دین را از جانب خداوند متعال آورده اند و چیزی به آن اضافه یا کم نکردند مخالفان و منتقدان پیامبر اسلام در قرآن با الفاظ کافران و منافقان خطاب شده اند و هیچگاه قرآن از منتقدان و مخالفان پیامبر اکرم ص تعریف نکرده بلکه به آنان وعده عذاب و جهنم داده است سوال کنندگان از پیامبر اکرم ص هم جزو افراد کافر و منافق نیستند و سوال آنها پاسخ داده شده است اما اینکه جزو چه گروهی باشند به قبول یا رد حکم پیامبر اکرم ص بستگی دارد اگر حکم را بپذیرند جزو خوبان و اگر نپذیرفتند جزو کافران و منافقان هستند (۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۱۱)mohammadz نوشته است: نه عزیزان و دلواپسان این جوریا نبوده. حتی یک پیرزن هم میتونسته انتقاد کنه و این موضوع نه تنها باعث سرافکندگی پیامبر نیست بلکه یکی از افتخارات ماست که همچنین پیامبر بزرگ و خردمند و مهربانی داشتیم.نتیجه اینکه انتقاد کردن ربطی به سواد و موقعیت اجتماعی و سن و جنس و غیره نداره کلمه دلواپسان در ادبیات سیاسی به مخالفان برجام گفته میشود هر کسی می تواند از پیامبر اکرم ص انتقاد کند اما پیامبر اسلام دین اسلام را از جانب خود نیاورده و چیزی به آن اضافه یا کم نکردند در آیات قرآن مخالفان و منتقدان پیامبر یا کافران هستند یا منافقان پیامبر اکرم ص به سوالات امت خود پاسخ می دادند و آیات و احکام اسلام را تشریح می کردند و مردم را از مخالفت با فرمان خداوند متعال منع می کردند (۲۷/اسفند/۹۴ ۲:۱۱)mohammadz نوشته است: نتیجه اینکه انتقاد کردن ربطی به سواد و موقعیت اجتماعی و سن و جنس و غیره نداره انتقاد به معنی دیدن ضعف ها و پیشنهاد به رفع آنها دارد انتقادی که فقط ضعف ها را ببیند انتقاد بد و انتقادی که علاوه بر دیدن ضعف ها پیشنهاد برای رفع آن داشته باشد انتقاد خوب نام دارد هر شخصی در هر سنی یا موقعیت اجتماعی هم می تواند حرف بزند و هم انتقاد کند انتقادی درست است که شخص منتقد آگاه به مسئله باشد مثلاً برای امور اقتصادی شخص منتقد باید اطلاعات اقتصادی صحیح و از وضعیت اقتصادی آگاه باشد البته شخص ناآگاه و غیر کارشناس هم می تواند نقد کند اما برای هرکاری باید سواد و آگاهی آن کار را داشت در مسایل تخصصی باید شخص منتقد یک متخصص باشد و آگاهی لازم را داشته باشد وگرنه انتقاد آن شخص اهمیت چندانی ندارد هرچند می تواند انتقاد کند ولی دیگر متخصصان اهمیتی به آن نمی دهند و انتقاد او تاثیری در دیگران ندارد |
|||
|
|
۱۳:۲۳, ۲۷/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
خیلی ها فکر میکنن رهبر انقلاب و طرفدارانش دوست ندارن کسی رهبر رو انتقاد کنه در صورتی که دو دسته افراد دوست ندارند رهبر انقلاب نقد بشه! یک خودی هایی که اطلاعاتشون کمه و دومی دشمنان باهوش! بله دشمنان هستند که دوست ندارن رهبر انقلاب نقد بشه... چون اگه نقد واقعا نقد باشه بعد اون حقایق میاد... حقایق و اطلاعاتی که تو ذهن بسته بعضی ها نیست و به جاش یه سری دروغ و چرت و پرته... همونطور که رهبر عزیزمان گفتند نقد کردن به معنای ضدیت و دشمنی نیست... اگر افراد نقد دلسوزانه با آگاهی و احترام و مدرک و ... داشته باشند خیلی هم خوب هست حتی اگر پیامبر (ص ) باشد... حتی تاثیرات مثبت زیادی دارد و موجب از بین رفتن سوءتفاهم ها و بالا رفتن اطلاعات مردم میشه...
مشکل اینجاست که خیلی از مردم به نام نقد میان یه مشت جملاتی بدون پایه و اساس بدون تحقیق بدون اطلاعات میاد میگن بعد اسمشون رو میذارن نقد! اکثر این نقد ها نقد نیست بلکه تهمت هست و یا توهین...طرف میاد جار میزنه رهبر چندین هزار میلیارد ثروت داره! بعد میگیم مدرکت چیه؟ میگه بی بی سی! بعد توقع دارن بهش تریبون هم بدن! |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










