به نام خدا
در خدمتتون هستیم با گزیده سخنان امام موسی صدر
در ابتدا زندگینامه این بزرگوار رو مطالعه بفرمایید
امام موسي صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجري شمسي در شهر مقدس قم ديده به جهان گشود. پدر ايشان مرحوم آيت الله سيد صدرالدين صدر، جانشين مرحوم آيت الله شيخ عبدالكريم حائري مؤسس حوزه علميه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدري ايشان مرحوم آيت الله سيد اسماعيل صدر، جانشين مرحوم آيت الله ميرزا حسن شيرازي و مرجع مطلق زمان خود، و جد مادري ايشان مرحوم آيت الله حاج آقا حسين قمي، جانشين مرحوم آيت الله سيد ابوالحسن اصفهاني و رهبر قيام مردم مشهد بر عليه رضا خان بود
.
ادامه زندگینامه این بزرگوار
از مهمترین فعالیت های امام موسی صدر میتوان به صورت تیتروار از عناوین زیر نام برد
تاسيس جامعه مقاوم و مقاومت لبناني در برابر تجاوزات اسرائيل
پرچمداري حركت گفتگوي اديان و تقريب مذاهب در لبنان
بازسازي هويت، انسجام و عزت تاريخي شيعیان لبنان
پ.ن: امیدوارم مطالعه اثار این بزرگوار گره ای از مشکلات و شبهات این روزهای ما باز کنه. افرادی همچون امام موسی صدر ، استاد مطهری و دکتر شریعتی افرادی بودند که به این انقلاب جان دادند. نگذاریم راهشان نیمه تمام بماند ...
مطالعه تاپیک زیر نیز پیشنهاد میشه
گزیده سخنان استاد مطهری و دکتر شریعتی
یا حق
امام موسی صدر: «هر حقيقتي در جهان هستي از خداوند نشئت گرفته و همانطور كه ذات خداوند نه زاده است و نه زاده شده، حقيقت نيز نه زاده است و نه زاييده شده. عدل نيز همينطور است، چون از خداست. اينکه عدل نه زاده است و نه زاده شده، به چه معناست؟ يعني نبايد ملاك قضاوت تو كه قاضي هستي، نسبت به من و ديگري تفاوت داشته باشد. به عبارت ديگر، عدالت نسبت به من و ديگران يكسان است. و به فردي در مقایسه با فردي ديگر نزديكتر يا دورتر نيست. آيا صحيح است كه هنگام حل اختلاف ديگران جانب حق را بگيري و باطل را محكوم كني، ولی اگر اين اختلاف ميان تو و ديگري بود، ميزان تفاوت كند و هميشه حق با تو باشد؟»
کتاب «انسان آسمان»، ص 174
آیت الله سید رضا صدر در کتاب «راه علی» به یک شاهکار اخلاقی از امام علی (علیه السلام) اشاره کرده که گزیده ای از آن را میخوانید.
از شاهکارهای علی (علیه السلام) که میتوانست و نکرد، خودداری از استثمار عواطف خلق بود. استثمار عاطفه، ظلم بر عقل است، نه ظلم بر پیکر، نه ظلم بر مال، نه ظلم بر جاه، نه ظلم بر آبرو. استثمار عواطف خلق، برای کسی مانند علی(علیه السلام)، بسیار آسان بود؛ چون همه گونه وسیلهای برای چنین کاری داشت و نکرد. سخنوری توانا بود، دانشمندی بزرگ بود، دلاوری بینظیر بود، یار رسول بود. سوابق درخشانی داشت و متفکر و دانشمند بود و شایستگیها و فضایل دیگر که بس بود یکی از آنها را دام قرار دهد و عواطف مردم را شکار کند، تا مخالفی نیابد و در حکومتش کامیاب گردد، ولی نکرد. توانست و نکرد، دانست و نکرد.
استثمار عواطف خلق، به ویژه عاطفۀ جوان، خیانت به انسانیت است و علی(علیه السلام) خادم انسانیت بود نه خائن. اگر علی(علیه السلام) استثمارگر عواطف بود، میتوانست همۀ افکار عمومی را مسخّر کند، مخالفی برای خود در ملک و حکومت پیدا نکند و صددرصد، در مقاصدش موفق بشود و کوچکترین توطئهای بر ضد او، و جنبشی بر ضد حکومتش رخ ندهد.
مطابق دلخواه مردم سخن گفتن و به جای منطق، به شعار اکتفا کردن و از حق گویی دم فرو بستن و مردم را به وسیلۀ سکوت در کارهای ناشایسته نگاه داشتن، هر چند از همه کس ساخته است، ولی کارِ علی(علیه السلام) نیست، دیدیم که چشم چرانها را چگونه سرزنش کرد و سپس رهنمایی فرمود.
مردم، به طور طبیعی از نصیحت و پند خوششان نمیآید. موعظه را دوست ندارند؛ به ویژه اگر به طور مستقیم مخاطب قرار گیرند. از امر به معروف و نهی از منکر میگریزند. زبان حال خوبانشان این است:
من آگر نیکم اگر بد تو برو خود را باش که گناه دگری بر تو نخواهند نوشت
پس، زبان حال بداندیشان چه خواهد بود؟
استثمارگران عواطف، از این صفت مردم بهرهبرداری میکنند، ولی علی (علیه السلام) نکرد، به موعظه پرداخت، تخطئه کرد، پند داد، امر به معروف و نهی از منکر را پیشه ساخت. نقل است که روزها در بازار میرفت و بازاریان را در داد و ستد به معروف امر میکرد و از منکر نهی میفرمود.
استثمارگرانِ عواطفِ مردم، وقتی که فاقد شایستگی باشند عوام فریبی می کنند، ریاکاری میکنند، دروغسازی می کنند، تهمت میزنند، مخالفان خود را ننگین می سازند، به هر وسیلهای موانع راه خود را بر میدارند، از کارهای خوب و سودمند برای ملک و ملت خودداری میکنند؛ اگر از کارش حرف درآید، اگر بدنامی داشته باشد، اگر متّهم به خیانت شود.
عادت زشتی که بین ما رواج دارد
فال بد زدن عادت زشتی است که در بین ما رواج دارد؛ همین که در راه چشم ما به بزی یا کوزهای خالی بیفتد یا صدای جغدی بشنویم، از سفر منصرف میشویم. اینها وسوسههای نهانی است که در سینه مردم القا میشود. اگر در برابر این وسوسهها به سفر نرفتیم و از اقدام خود منصرف شدیم، وسوسه و نگرانی تشدید و قویتر میشود، زیرا هر اندازه آدمی به این وسوسهها تن دهد، کاملاً ناتوان میشود، و وسوسهها بر آدمی چیره میشوند.
از همینرو، در حدیث آمده است: «مَن تَطَیِّرَ فَامتَنَعَ عَن سَفَرِهِ فَقَد أَشرَکَ بِاللهِ العَظِیِم» مقصود از حدیث چیست؟ آیا میگوید باید فال بد بزنی؟ تو میپرسی: وقتی که ترسانم چگونه راهی شوم؟ میگوید: «بگو: پناه میآورم به خدای مردم.» او هستیبخش و تقدیرکننده و آفریننده و پروردگار است.
از که میترسی؟ از کوزهای خالی؟ یا از جن و انس و پادشاه و حاکم یا از دوست بد؟ از هر که میترسی، خداوند برتر از اوست، او پادشاهِ پادشاهان است و پروردگار عالم و معبودِ همه. خداوند با این شیوه مشکل تو را حل میکند، زیرا اگر به این وسوسهها پاسخ نگفتی و به راه خود ادامه دادی و به آنها توجهی نکردی، این وسوسهها کمرنگ و کماثر میشوند و سرانجام از بین میروند.
امام موسی صدر
تفسیر سوره ناس
براى سرنوشت و كمال انسان
خداوند علم و دين را هنگام آفرينش انسان با هم آفريد، زيرا ميان علم و دين پيوندى سرنوشت ساز است و اين دو سرنوشت انسان و كمال او را رقم مى زنند. علم، صرف نظر از تكلف فلسفه اى يا تحديد منطقى، همانند پرتوى است كه پرده از روى واقعيت ها برمى دارد و حقايق را بازمى شناساند. حقيقت، همان فعل و امر الهى است. علم براى رؤيت آثار خالق راهى طبيعى به شمار مى رود و با افزون شدن دانش، شناخت انسان از خداوند هم فزونى مى گيرد.
كتاب ناى و نى
گزيده اى از مقدمه امام موسى صدر براى كتاب العلوم الطبيعيه فى القرآن
#سخنان_برگزيده
کانال @imamsadr
![[تصویر: shamseddin20110222175617450.jpg]](http://previous.presstv.ir/photo/20110222/shamseddin20110222175617450.jpg)
آنچه مرا به بحث برمیانگيزاند، صورت مخدوشی است كه به عبادات در اسلام داده شده است؛ گويي نماز و روزه مالياتی است كه مسلمان بايد تقديم خداوند كند. اين صورتِ مخدوش از نماز كه بار مسئوليت را سنگين میكند، ميل و رغبتِ آزادیخواهانه انسان را به نماز از ميان ميبرد، و نماز را كاري ناخوشايند جلوه میدهد. قرآن در اين باره چنين میگويد: «وَ اِنَّها لَكَبيرَة اِلّا عَلَي الخاشِعينَ.»
اين مسئله يکی از اسباب دوری مردم و جوانان از نماز است. به محض اينكه اين فكر به زبان بيايد كه ما بندگان خدا هستيم، مخالفتها آشكار میشود كه ما نمیخواهيم بنده باشيم. اگر بگويی که اين بندگی استثنايی دارد، ما بنده بشر نيستيم بلکه بنده خدا هستيم، پاسخ اين است که اين استثناست يا اينکه اينگونه انديشيدن اجباری و غيرواقعی است.
سخنرانی امام موسی صدر با عنوان «عبادت و عبودیت»
کتاب «ادیان در خدمت انسان»
![[تصویر: 92.jpg]](http://abosharif.persiangig.com/maraje2/imam-mosa-sadr/92.jpg)