۱۸/تیر/۹۵, ۱۵:۵۶
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه دارد ...
بنابراین مذاهب چهارگانه اهل تسنن پوشش همه بدن زن را غیر از چهره، دستها و قدمها، در نماز و در برابر مرد نامحرم واجب میدانند و فقها هم فتوا دادهاند که باز بودن چهره مانعی ندارد، هر چند به دلیل ضرورت و مشقت در پوشش باشد. علما برای این دو مدعا یعنی لزوم پوشش و مقدار آن دلایلی ذکر کردهاند؛ برخی از این استنادها بیان میشود:
1-3) روایت «المرأة عورة»
پیامبر اعظم (علیه السلام) در روایتی معروف فرمودند: «المرأة عورة» (ترمذی، 1403ق: ج2، ص319). تمام فقهای اهل سنت این روایت را تلقّی به قبول کردهاند؛ حتی بحثهایی در رابطه با اینکه حد عورت در زنان چیست؟ چه مقدار از بدن زن عورت نبوده و پوشش آن واجب نیست؟ مطرح کردهاند، اگر این روایات از نظر متن و سند درست باشد؛ حفظ پوشش بدن زنان تأیید میشود.
1-1-3) مفهوم و مصداق عورت
در کتابهای لغـت چند معنا برای عورت ذکر شده، از جمله: «العورة سوءة الانسان و کل ما یستـحیی منه والعـورة کل خلل یتحوف منه فی ثغر او حرب» (جوهری، 1368: ج2، ص759). در این تعریف دو معنا آمده، اول قسمتهایی از بدن انسان که زشت و ناپسند است و حیا مانع آشکار شدن آن میشود، دوم هر چیز آسیبپذیری که مورد نگرانی باشد، مانند سرحدات و مرزها، عورت میباشد.
ابناثیر مینـویسد: «کل ما یستحیی منه اذا ظهر» (ابن اثیر، 1364: ج 3، ص 319). در المنجد نیز آمده: «الستر ... کل شی یستره الانسان من اعضائه أنفة و حیاءً» (معلوف، 1973م). (هر چه که انسان به جهت حجب و حیا آن را میپوشاند)، دیگران نیز کـم و بیش همین معنا را بیان نمودهاند (ر.ک. زبیدی، 1414ق: ج7، ص276). بر اساس بعضی از معانی، هیچ نکته منفی و تحقیرآمیزی در این واژه مشاهده نمیشود، زیرا از این جهت به زن عورت اطلاق میشود که مانند منطقهای آسیبپذیر، باید در حصار و پوشش قرار گیرد یا بدن وی از جهت فیزیکی به گونهای است که حجب و حیا مانع نشان دادن آن در برابر چشمان نامحرم میشود. با این معنا قطعاً مقصود روایت «المراة عورة»، نقص و عیب نیست. بلکه مقصود از عورت، قسمتهایی از بدن است که باید پوشیده بماند. در روایت دیگر آمده: «المراة عورة مستورة» (مرغینانی، بیتا: ج1، ص43). این روایت مؤید همین معناست و به همین علّت فقها عورت را به عورت زنِ آزاده و عورتِ کنیز تقسیم میکنند؛ در حالی که از لحاظ جسمی تفاوتی بین آنها نیست. همچنین سخن فخر رازی که عورت را به چهار قسمت تقسیم میکند نیز، در همین راستا است. «اعلم ان العورات علی اربعة اقسام، عورة الرجل مع الرجل و عورة المراة مع المراة و عورة المراة مع الرجل وعورة الرجل مع المراة» (رازی،1420ق: ج23، ص261). عورت مرد نسـبت به مـرد دیگر، عورت زن نسبت به زن دیگر، عورت مرد نسبت به زن نامحرم و بالعکس که برای هر یک اقسام جداگانهای بیان میشود.
پس عورت به معنای یک امر زشت و ناپسند نیست و در مواردی که هیچ قبحی ندارد، نیز استعمال میشود، مانند سرحدات یک کشور یا منزل بیحصار. چنانچه در قرآن کریم، عورة به این معنا هم استعمال شده: «ویستأذن فریق منهم النبی و یقولون ان بیوتنا عورة ...» (احزاب، 13) گروهی از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اجازه خواستند به منزلشان مراجعت کنند به این بهانه که خانههای ما بیحفاظ است. بدین جهت به نظر میرسد این واژه در ادبیات مسلمانان به معنای قسمتی از بدن میباشد که پوشش آن لازم است؛ همانگونه که مودودی تصریح میکند: «العورة فی مصطح الاسلامی ما یجب ستره من الجسم علی کل رجل و امرأة» (مودودی، بیتا: ص302).
ادامه دارد ...