|
بررسی لزوم و حدود حجاب در در فقه اهل تسنن
|
|
۱۶:۰۷, ۲۰/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
چکیده:یکی از احکام ثابت اسلام که همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق دارند. دستور رعایت حجاب برای بانوان است و از آن جا که بخش قابل توجهی از جهان اسلام را اهل تسنن، تشکیل میدهند، این مسأله در تمام جهان اسلام مطرح است، در این نوشتار دیدگاه مفسران و فقهای اهل تسنن در زمینه اصل لزوم پوشش و محدوده آن با توجه به آیات، روایات و استنباطهای فقها مورد بررسی قرار گرفته و دلایل و مبانی آن مطرح شده است و در ادامه به این سؤال پاسخ داده شده که از منظر فقهای اهل تسنن آیا نظام اسلامی و حکومت مشروع دینی در زمینه حجاب و پدیده بیحجابی مسئولیت دارد؟ دلایل و راهکارهایی که بر بستر فقه در این زمینه میتوان فرض نمود، نیز مورد بررسی قرار گرفته است، از دلایل مهم این مسأله میتوان به «تعزیر گناهکار»، «امر به معروف و نهی از منکر» و «حفظ شعائر مسلمانها»، اشاره نمود. کلمه های کلیدی:• اهل تسنن• پوشش• عورت• حکومت• تعزیر پس از ظهور اسلام احکام و دستورهایی برای بشر نازل گشت که بیشتر این احکام بر اساس روایت «حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامه و حرامه حرام ابداً الی یوم القیامه لایکون غیره و لایجئ غیره» (کلینی، 1405ق: ج 1، ص 58)، ثابت و جاودان میباشند. در میان این احکام برخی عمومی بوده و تمام انسانها اعم از زن و مرد مکلّف به تبعیت از آن هستند و تعدادی مربوط به گروههای خاص اجتماعی میباشد. یکی از دستورهای عمومی، حکم پوشش برای مردان و زنان است، ولی آنچه که در زمانهای اخیر حساسیتها را برانگیخته و مسألهساز شده، خصوص حجاب زنان و محدوده آن است. با ورود پدیده تجدد و مباحث روشنفکری به جهان اسلام اعم از جهان عرب و غیرعرب، حجاب بانوان دچار چالشی فراگیر شده و جالب توجه این که برخی با دفاع متجددانه از شریعت به مخالفت با شیوه مرسوم و رایج از حجاب پرداخته و با نگاهی متفاوت، آیات و روایات وارده را تفسیر کردهاند. با تحقق انقلاب اسلامی و درگیر شدن برخی احکام اسلامی با روابط اجتماعی، حساسیت این مسأله بیشتر شده است، به ویژه، در حال حاضر حجاب به نماد هویت زنان مسلمان تبدیل شده و در دهههای اخیر مورد توجه خاص محافل فکری، فرهنگی و مطبوعاتی قرار گرفته است. در این نوشتار پس از توضیح واژههای قرآنی پوشش، برداشت صاحبنظران مذاهب چهارگانه اهل تسنن نقل گردیده و سعی شده، تمام منابع از کتابها و نوشتههای علمای اهل سنت باشد. دوستان امیدوارم این موضوع برای پژوهشگران و پرسشگران بحث حجاب تاحدی کمک حال باشه منتظر ادامه این بحث باشین. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۵۶, ۱۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بنابراین مذاهب چهارگانه اهل تسنن پوشش همه بدن زن را غیر از چهره، دستها و قدمها، در نماز و در برابر مرد نامحرم واجب میدانند و فقها هم فتوا دادهاند که باز بودن چهره مانعی ندارد، هر چند به دلیل ضرورت و مشقت در پوشش باشد. علما برای این دو مدعا یعنی لزوم پوشش و مقدار آن دلایلی ذکر کردهاند؛ برخی از این استنادها بیان میشود: 1-3) روایت «المرأة عورة» پیامبر اعظم (علیه السلام) در روایتی معروف فرمودند: «المرأة عورة» (ترمذی، 1403ق: ج2، ص319). تمام فقهای اهل سنت این روایت را تلقّی به قبول کردهاند؛ حتی بحثهایی در رابطه با اینکه حد عورت در زنان چیست؟ چه مقدار از بدن زن عورت نبوده و پوشش آن واجب نیست؟ مطرح کردهاند، اگر این روایات از نظر متن و سند درست باشد؛ حفظ پوشش بدن زنان تأیید میشود. 1-1-3) مفهوم و مصداق عورت در کتابهای لغـت چند معنا برای عورت ذکر شده، از جمله: «العورة سوءة الانسان و کل ما یستـحیی منه والعـورة کل خلل یتحوف منه فی ثغر او حرب» (جوهری، 1368: ج2، ص759). در این تعریف دو معنا آمده، اول قسمتهایی از بدن انسان که زشت و ناپسند است و حیا مانع آشکار شدن آن میشود، دوم هر چیز آسیبپذیری که مورد نگرانی باشد، مانند سرحدات و مرزها، عورت میباشد. ابناثیر مینـویسد: «کل ما یستحیی منه اذا ظهر» (ابن اثیر، 1364: ج 3، ص 319). در المنجد نیز آمده: «الستر ... کل شی یستره الانسان من اعضائه أنفة و حیاءً» (معلوف، 1973م). (هر چه که انسان به جهت حجب و حیا آن را میپوشاند)، دیگران نیز کـم و بیش همین معنا را بیان نمودهاند (ر.ک. زبیدی، 1414ق: ج7، ص276). بر اساس بعضی از معانی، هیچ نکته منفی و تحقیرآمیزی در این واژه مشاهده نمیشود، زیرا از این جهت به زن عورت اطلاق میشود که مانند منطقهای آسیبپذیر، باید در حصار و پوشش قرار گیرد یا بدن وی از جهت فیزیکی به گونهای است که حجب و حیا مانع نشان دادن آن در برابر چشمان نامحرم میشود. با این معنا قطعاً مقصود روایت «المراة عورة»، نقص و عیب نیست. بلکه مقصود از عورت، قسمتهایی از بدن است که باید پوشیده بماند. در روایت دیگر آمده: «المراة عورة مستورة» (مرغینانی، بیتا: ج1، ص43). این روایت مؤید همین معناست و به همین علّت فقها عورت را به عورت زنِ آزاده و عورتِ کنیز تقسیم میکنند؛ در حالی که از لحاظ جسمی تفاوتی بین آنها نیست. همچنین سخن فخر رازی که عورت را به چهار قسمت تقسیم میکند نیز، در همین راستا است. «اعلم ان العورات علی اربعة اقسام، عورة الرجل مع الرجل و عورة المراة مع المراة و عورة المراة مع الرجل وعورة الرجل مع المراة» (رازی،1420ق: ج23، ص261). عورت مرد نسـبت به مـرد دیگر، عورت زن نسبت به زن دیگر، عورت مرد نسبت به زن نامحرم و بالعکس که برای هر یک اقسام جداگانهای بیان میشود. پس عورت به معنای یک امر زشت و ناپسند نیست و در مواردی که هیچ قبحی ندارد، نیز استعمال میشود، مانند سرحدات یک کشور یا منزل بیحصار. چنانچه در قرآن کریم، عورة به این معنا هم استعمال شده: «ویستأذن فریق منهم النبی و یقولون ان بیوتنا عورة ...» (احزاب، 13) گروهی از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اجازه خواستند به منزلشان مراجعت کنند به این بهانه که خانههای ما بیحفاظ است. بدین جهت به نظر میرسد این واژه در ادبیات مسلمانان به معنای قسمتی از بدن میباشد که پوشش آن لازم است؛ همانگونه که مودودی تصریح میکند: «العورة فی مصطح الاسلامی ما یجب ستره من الجسم علی کل رجل و امرأة» (مودودی، بیتا: ص302). ادامه دارد ... |
|||
|
۱۷:۰۷, ۲۰/تیر/۹۵
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
2-3) روایت «بهزبن حکیم» یکـی دیـگر از روایـاتـی که برخـی از فقـها (حرانی،1413ق: ج2، ص255؛ بیهوتی، 1418ق: ج1، ص313)؛ برای پوشش تمام بدن به آن استناد نمودهاند، روایتی است که «بهزبنحکیم» از جدّ خود نقل میکند که از رسول خدا در مورد حکم عورت پرسیدم، ایشان فرمود: «عورت خود را جز از همسر و کنیزت حفظ کن، هر چند که تنها باشی، چرا که خداوند ناظر بوده و از او حیا کردن سزاوارتر است» (بیهقی، بیتا: ج2، ص255). این روایت هر چند در مورد مردان نقل شده، اما چون اولاً از اصل عورت سؤال شده و ثانیاً طبق روایت سابق، تمام بدن زن عورت است، میتوان وجوب پوشش تمام بدن را از آن استفاده نمود. 3-3) نقد و بررسی حال با توجه به اینکه ظاهر این دو روایت دلالت بر ضرورت پوشش تمام بدن زن میکند، این سؤال باقی است که چرا اکثر فقهاء چهره و بسیاری مچ دستها و برخی قدمها را نیز از مسأله پوشش استثناء کردهاند. در این رابـطه برخی از فقهاء به آیه زینت استناد میکنند (ر.ک. اندلسی، 1415ق: ج1، ص95؛ مصری، 1418ق: ج1، ص469؛ سید سابق، بیتا: ج1، ص127). زیرا این آیه به اصل لزوم پوشش و مقدار آن اشاره میکند؛ البته اختلافهایی بین فقهاء در این بحث وجود دارد که منشأ آن همان اختلافهایی است که در مورد زینتِ آشکار، در تفسیر آیه مطرح شد، چنان که ابن رشد اندلسی تصریح میکند: «و سبـب الخلاف فی ذلـک احتمـال ذلک فی قوله تعالی و لایبدین زینتهن الا ما ظهر» (اندلسی، 1415ق: ج1، ص95). برخی دیگر، برای استثنای چهره، علاوه بر آیه زینت به روایت منقول از پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اسـتناد کردهاند: «نهی النبی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عن لبس القفازین و النقاب...» (ر.ک. مصری، 1418ق: ج1، ص469؛ ابن قدامه،1405ق: ج1، ص112). ایشـان زنان را از نقاب زدن در حال احرام نهی نمودند؛ این روایت هر چند به حالت احرام اشاره دارد، اما اگر پوشش چهره واجب بود، حضرت در هیچ حالتی، کشف آن را اجازه نمیدادند؛ لذا بسیاری از فقها برای عدم وجوب پوشش چهره، به قاعده «حرج» و «لزوم مشقت» در پـوشش و نیاز زن به رفتارهای متعارف اجتماعی برای باز بودن چهره، استناد کردهاند (ر.ک. شربینی، بیتا: ج1، ص113؛ حرانی، 1413ق: ص255؛ سایس، بیتا: ص584). به همین استدلال بسیاری از فقها، پوشش مچ دستها را هم لازم نمیدانند، هرچند ابن قدامه از فقهای حنبلی معتقد است دستها جزو عورت است و باید پوشیده شود، چون ضرورت و نیاز به آن اندازه نیست که به صورت اضافه شود (ابن قدامه، 1405ق: ج1، ص15). از موارد مذکور، نتایج ذیل حاصل میشود: اولاً تمام فقهای اهل سنت، اصل وجوب پوشش بدن زن را واجب شـمرده و بر آن ادعای اجماع نمودهاند (زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، 1418ق: ج1، ص739؛ حرانی، 1413ق: ص259). تا آن جا که حنبلیها حتی در حالت خلوت و نبودن نامحرم هم پوشش زن را لازم میدانند (حرانی، 1413ق: ج2، ص259؛ ابن قدامه، 1405ق: ج1، ص15). زیرا برخی از ادله پوشش زنان عام است و همه حالتها را شامل میشـود، مانند روایت بهزبن حکیم که نقل شـد، روایت دیگر از ابن عـمر آمده: «ایاکم و التعری فان معکم من لایفارقکم» (ترمذی، 1403ق: ج4، ص199). از عریان شدن بپرهیزید، چرا که خداوند همیشه همراهتان است. ثانیاً علـمای مذاهب چهارگانه اهل سنت پوشـش چهره را لازم نـمیدانـند حتی محمدبنعبـدالوهاب، مؤسـس مذهب وهابیت، با همه سختگیریها و خشونت پیروانش در شرایط فعلی عربستان و به خصوص بهانههای جدیدی که اخیراً نسبت به بدحجابی زنان زایر ایرانی مـطرح کردهاند، تـصریح میکند: پوشش چهره زن لازم نیست: «و الحرة کلها عورة الا وجهها» (عبدالوهاب، بیتا: ج1، ص5). اما در مورد پوشش قدمها هر چند به عنوان یک نظریه در میان حنفیها مطرح شده است (ر.ک. شوکانی: 1973م، ج2، ص55؛ ابن حزم، بیتا: ج3، ص210؛ رعینی، 1416ق: ج2، ص181؛ زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، 1418ق: ج1، ص739). اما برخی معتقدند عسر و حرج در مورد پا بیشتر از مچ دست میباشد، به ویژه در مورد زنان روستایی و فقیر که برای امرار معاش نیاز به تردد در بیرون از خانه دارند (سایس، بیتا: ص586). ولی برخی تصریح کردهاند، مقصودشان فقط در حال نماز است (زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، 1418ق: ج1، ص739). ادامه دارد...
|
|||
|
۱۲:۴۰, ۳/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
4-3)کیفیت لباس تقریباً همه فقهای اهل تسنن تصریح کردهاند، نباید لباس، بدننما و نازک باشد (ر.ک. نووی، 1417ق: ج3، ص165؛ ابن قدامه، 1405ق: ج1، ص15؛ شافعی، 1403ق: ج1، ص109؛ بیهوتی، 1418ق: ج1، ص316؛ اندلسی، 1415ق: ج1، ص95؛ شربینی، بیتا: ج1، ص185). در این زمینه به روایاتی استدلال شده است: 1-4-3) «عن عایشه ان امراة دخلت علیها و علیها خمار رقیق یشف جبینها فاخذته عائشه فشقته ثم قالت الا تعلمین ما انزل الله فی سورة النور فدعت لها بخمار فکستها ایاه» (سیوطی، 1404ق: ج5، ص42). (زنی نزد عایشه آمد که روسریاش نازک بود، عایشه به وی گفت مگر سوره نور را نخواندهای، آن روسری را از وی گرفته، پاره کرد و روسری دیگری بر سرش انداخت). 2-4-3) عن ابی هریره: «قال رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) صنفان من اهل النار لم ارهما... و نساء کاسیات عاریات» (نیشابوری، بیتا: ج6، ص168). (دو صنف در جهنم هستند ... زنانی که در ظاهر لباس بر تن دارد، ولی در حقیقت پوشش ندارند) احتمالاً اشاره دارد به لباسهای نازک و بدن نما چنان که بعضی به آن تصریح نمودهاند (ابن عاشور، بیتا: ج18، ص166). 3-4-3) «دحیه الکلبی انه قال اتی رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بقباطی فاعطانی منها قبطیه فقال اصدعها صدعین فاقطع احدهما واعط الاخر امرأتک تختمر به فلما ادبر قال و امر امرأتک ان تجعل تحته ثوبا لایصفها» (سجستانی،1410ق: ج2، ص273). (برای پیامبر گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) لباسهای مصری نازک، هدیه آوردند، ایشان یکی از آنها را برداشت و به راوی داد و به وی فرمود: آن را به همسرت بده ولی به او سفارش کن زیر آن لباسی بپوشد تا بدنش پیدا نباشد). 4-4-3) «عن عایشه انها سئلت عن الخمار فقالت انما الخمار ما واری البشره و الشعر» (بیهقی، بیتا: ج2، ص235). (از عایشه در مورد روسری مناسب پرسیده شد، در جواب گفت هر چه که پوست و مو را بپوشاند). 5-4-3) روایت منقول از عایشه که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در برخورد با اسماء به جهت لباس نازکی که بر تن داشت از وی روی برگرداندند (ابن قدامه، شرح الکبیر، بیتا: ج7، ص355). در هر صورت، حتی اگر سند این روایات هم صحیح نباشد، پوشش بدن و ساتر بودن لباس یک مطلب بدیهی است و به تعبیر قرطبی ستر، بدون پوشش بدن معنا ندارد (ر.ک. قرطبی، 1364: ج14، ص244). 5-3) حجم بدن برخی از فقهاء و صاحب نظران معتقدند، پوشش حجم بدن لازم نیست و اگر حجم بدن زن معلوم باشد، مانعی ندارد (ر.ک. سید سابق، بیتا: ج1، ص127؛ شـافعی صغـیر، 1402ق: ج2، ص6؛ شـربیـنی، بـیتا: ج1، ص185؛ زحیلی، الفقه اسلامی و ادلته، 1418ق: ج1، ص739). در این رابطه ابن عاشور روایتی نـقل میکند از مـالک: «ان عـمربن الخـطاب نـهی النـساء عن لبس القباطی» (ابن عاشور، بیتا: ج18، ص167). ابن عاشور به نقل از ابن رشد در شرح این روایت مینویسد: لباسهای قبطی که خلیفه دوم پوشیدن آن را ممنوع کرد، تنگ بود و به جهت تنگی و نازکی، به بدن میچسبید و برجستگیهای بدن را نمایان میکرد. گذشته از بحث سندی روایت، به نظر میرسد این گونه تفسیر برای لباس قبطی، برداشت ابن رشد باشد، لذا حجیت ندارد. اما برخی به این تفسیر، توجه کرده و لباس قبطی را به معنی لباس بدننما تفسیر کردهاند. بسیاری از فقها و مفسران هر گونه رفتاری که منشا فتنه باشد را حرام میدانند، تا آن جا که در مورد صورت زنان معتقدند، اگر به دلیل زیبایی زن یا شرایط مکانی، باز بودن چهره، موجب نگرانی باشد، پوشـش چـهره نـیز واجب میشود (ر.ک. دسوقی، 1414ق: ج1، ص214؛ سـرخسی، 1406ق: ج10، ص145؛ رعـینی، 1416ق: ج2، ص181؛ زحیلی، الفقه الاسلامی و ادلته، 1418ق: ج1، ص739؛ حصکفی، 1415ق: ج1، ص437؛ اندلـسی،1420ق: ج8، ص34؛ زحیلی، تفسیرالمنیر، 1418ق: ج18، ص218). شوکانی مینویسد: «هذا عند امن الفتنه... اتفاق المسلمین علی منع النساء ان یخرجن سافرات الوجوه لاسیما عند کثرة الفساق» (شوکانی، 1973م: ج6، ص244). در صورت اطمینان از عدم وقوع در حرام، پوشش چهره لازم نیست. اما اجماع مسلمین بر آن است که زنان نباید با چهرهای نمایان بیرون روند؛ به ویژه هنگامی که در معرض جوانان نااهل قرار گیرند. بنابراین از آن جا که امکان تحریک و فساد در برجستگیهای بدن زن، بیش از چهره وی میباشد، همین ملاک میتواند مورد عمل قرار گرفته و بر این اساس میتوان وجوب پوشش حجم بدن زن را لازم دانست. چنان که شاید بتوان حجم بدن زن را مصداقی از زینت در آیه «ولایبدین زینتهن» عنوان نمود و از این جهت پوشش حجم بدن را لازم شمرد. برخی در تفسیر آیه «ولاتبرجن تـبرج الجاهلیة الأولی» (احزاب،33)، معتقدند: چون زنانی در زمان جاهلیت با نمایش زیباییها و محاسن خود، در کوچه و خیابان راه میرفتند، این آیه نازل گشت و آنها را از این رفـتار نـهی نمود. لذا برخی از فقـها نیز از این آیه وجـوب پوشش را استنبـاط نمودهاند (ر.ک. ملاحویش، 1382: ج5، ص476؛ ابن العربی، بیتا: ج3، ص1573؛ جصاص، 1415ق: ج5، ص229؛ بیضاوی، 1418ق: ج4، ص231؛ ابن عاشور، بیتا: ج21، ص244). در روایتی از مجاهد آمده که آیه اشاره دارد به زنانی که در میان مردان تردد میکنند (ابن کثیر، 1419ق: ج6، ص363). هر چند خطاب این آیه به زنان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، ولی شاید بتوان با توجه به تعلیلی که در آیه قبل مطرح شده «فیطمع الذی فی قلبه مرض» (احزاب، 33) این حکم را تعمیم داد. هم چنان که اکثر مفسرین این گونه برداشت کردهاند. بنابراین خداوندی که «خلخال» زنان را به خاطر جلب توجه نهی میکند «ولایضربن بارجلهن لیعلم مایخفین من زینتهن» (نور، 32). دست کم به عنوان حکم ثانوی راضی به پیدا بودن حجم بدن نیست به خصوص اگر منشا فتنه شود و همین مطلب را میتوان در رابطه با هر گونه رفتار یا پوششی که باعث جلب توجه شود، مطرح نمود؛ زیرا استفاده از خلخال زینت رایج آن زمان بوده و چون آیه برای این حکم، علت ذکر میکند، صاحب نظران معتقدند بیان علت در احکام، حکم را از مورد ذکر شده به سایر موارد تعمیم میدهد، لذا هر چه که توجه مردان را به طرف زنان جلب کند و احتمال طمع کردن مردان بیمار دل مطرح باشد، در اسلام ممنوع است. شاید به همین جهت، لباسهای غیرمتعارف که زن را انگشت نما کند یا استفاده از لباسهای جنس مخالف، حرام اعلام شده و مورد لعن پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قرار گرفته است. ابن عباس از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل میکند: «خدا زنان مرد نما را لعنت کرده است» (سجستانی، 1410ق: ج2، ص269). همین مطلب را ابوهریره نقل میکند. از عایشه نیز نقل شده که پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) زنان مرد نما را لعن و نفرین کرده است. ادامه دارد...
|
|||
|
۱۳:۵۳, ۱۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
4) پوشش و مسئولیت حکومت با توجه به مطالب مذکور این سؤال مطرح میشود که آیا از منظر فقه اهل تسنن، دولت میتواند با پدیده بیحجابی، برخورد کند و به تعبیر دیگر آیا راهکار فقهی در رابطه با برخورد حکومت با این پدیده وجود دارد؟ ابتدا مناسب است، پیش فرضهای مسأله الزام حجاب بررسی شود. در مسأله پوشش آن چه برای شارع مقدس اهمیت ویژهای دارد، مسأله حرمت و جایگاه ویژه خود زنان است، لذا برخی از صاحبنظران همین موضوع را ملاک این نوع احکام قرار داده و حجاب را به عنوان یک امر خصوصی تلقی کردهاند. از مستنداتی که برای این پیش فرض مطرح شده، آیه جلباب است. بیشتر فقها با توجه به این آیه، حجاب را برای کنیزان واجب ندانسته، زیرا آنان از حرمت اجتماعی برخوردار نبودند؛ بلکه در روایتی از خلیفه دوم نقل شده: در زمان خلافت وی به کنیزان اجازه استفاده از مقنعه و روسری داده نمیشد (سیوطی، 1404ق: ج5، ص221). اما برخی از فقها فتنهانگیزی و تحریک شهوانی را ملاک وجوب پوشش قرار میدهند، که در این مورد میتوان به دلایل ذیل استشهاد نمود: - «فیطمع الذی فی قلبه مرض» (احزاب، 32). لزوم حجاب برای جلوگیری از فتنه و دستوری حفاظتی میباشد. - «ولایضربن بارجلهن لیعلم ما یخفین من زینتهن» (نور،31). ضرورت حجاب در راستای نگاه پیشگیرانه و توجه به سلامت روانی جامعه مطرح شده است. - «و القواعد من النساء التی لایرجون نکاحا فلیس علیهن جناح انیضعن ثیابهن غیرمتبرجات و انیستعففن خیرلهن» (نور،60)، (زنان یائسهای که امید ازدواج ندارند، گناهی بر آنان نیست که لباسهایشان را در حالی فرونهند که زینتی آشکار نکنند). چون پوشش کمتر آنان منجر به فتنه نمیشود، لذا به آنان اجازه پوشش کمتر داده شده، اگر چه در انتهای آیه میفرماید اگر عفت ورزند برای آنان بهتر است. - برخی فقها از مجموع احادیثی که در مورد حضور کمتر زنان در جامعه، روایت شده، حتی مراسم مذهبی مانند: نماز جماعت و جمعه استنباط نمودهاند که این حکم شارع مقدس در راستای جلوگیری از فتنه و فساد است (ر.ک. ترمذی، 1403ق: ج2، ص259؛ بخاری، 1981م: باب: خروج النساء الی المساجد، ما جار فی کراهیه زیارة قبور للنساء، خروج النساء فی العیدین؛ السجستانی،1410ق: ج1، ص197؛ مالک ابن انس، 1406ق: ج1، ص197).
با این مبنا اگر بیحجابی از حوزه خصوصی افراد خارج شده و در جامعه راه پیدا کند، دیگر نمیتوان آن را شخصی تلقی نمود. ادامه دارد... |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





منتظر ادامه این بحث باشین.
