۳/اسفند/۹۵, ۱۵:۵۹
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾
به عصر سوگند
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾
كه بيگمان انسانها همه در زيانند.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
مگر كساني كه ايمان آورده، و اعمال صالح انجام دادهاند و يكديگر را به حق سفارش كرده، و يكديگر را به شكيبائي و استقامت توصيه نمود.
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
وَالْعَصْرِ ﴿۱﴾
به عصر سوگند
إِنَّ الْإِنسَانَ لَفِي خُسْرٍ ﴿۲﴾
كه بيگمان انسانها همه در زيانند.
إِلَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ وَتَوَاصَوْا بِالْحَقِّ وَتَوَاصَوْا بِالصَّبْرِ ﴿۳﴾
مگر كساني كه ايمان آورده، و اعمال صالح انجام دادهاند و يكديگر را به حق سفارش كرده، و يكديگر را به شكيبائي و استقامت توصيه نمود.
رسول خدا صلوات الله عليه و آله:
«المرء مع من احبّ»
انسان با محبوب خویش همراه است.
بحارالانوار، ج 17، ص 13
علامه محمد تقي جعفري ميگفتند:
برخي از جامعه شناسان برتر دنيا در دانمارک جمع شده بودند تا پيرامون موضوع مهمي به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضوع اين بود: «ارزش واقعي انسان به چيست».
براي سنجش ارزش بسياري از موجودات، معيار خاصي داريم. مثلا معيار ارزش طلا به وزن و عيار آن است. معيار ارزش بنزين به مقدار و کيفيت آن است. معيار ارزش پول پشتوانه آن است؛ اما معيار ارزش انسانها در چيست.
به خاطرهاي از مرحوم علامه جعفري توجه بفرمايد:
هر کدام از جامعهشناسان، سخناني گفته و معيارهاي خاصي ارايه دادند.
هنگامي که نوبت به بنده رسيد، گفتم : اگر ميخواهيد بدانيد يک انسان چقدر ارزش دارد، ببينيد به چه چيزي علاقه دارد و به چه چيزي عشق ميورزد.
کسي که عشقش يک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسي که عشقش ماشينش است، ارزشش به همان ميزان است.
اما کسي که عشقش خداي متعال است، ارزشش به اندازه خداست.
علامه فرمودند: من اين مطلب را گفتم و پايين آمدم. وقتي جامعه شناسان سخنان من را شنيدند، براي چند دقيقه روي پاي خود ايستادند و کف زدند.
هنگامي که تشويق آنها تمام شد، من دوباره بلند شدم و گفتم: عزيزان، اين کلام از من نبود، بلکه از شخصي به نام علي ـ عليهالسلام ـ است.
آن حضرت در نهجالبلاغه ميفرمايند:
«قِيمَةُ کُلِّ امْرِئٍ مَا يُحْسِنُهُ»؛
«ارزش هر انساني به اندازه چيزي است که دوست ميدارد».
وقتي اين کلام را گفتم، دوباره به نشانه احترام به وجود مقدس اميرالمؤمنين علي ـ عليهالسلام ـ از جا بلند شدند و چند بار نام آن حضرت را بر زبان جاري کردند.
حضرت علامه در ادامه ميگفتند:
عشق حلال به اين است که انسان (مثلاّ) عاشق پنجاه ميليون تومان پول باشد.
حال اگر به انسان بگويند: «آي پنجاه ميليوني!»، چقدر بدش ميآيد؟
در واقع ميفهمد که اين حرف توهين در حق اوست.
حالا که تکليف عشق حلال اما دنيوي معلوم شد، ببينيد اگر کسي عشق به گناه و معصيت داشته باشد، چقدر پست و بيارزش است!
مولا اميرالمؤمنين علي عليه السلام ميفرمايند:
من کانت همته ما یدخل بطنه کانت قیمته ما یخرج منه؛
((هر کس همتش را صرف پر کردن شکمش سازد، ارزش کارش چیزی است که از آن خارج می شود.))
غررالحكم: ح 2577
دغدغه اصلي ما چيست؟
از فقدان چه جيز حقيقتاً مضطرب ميشويم؟
بالا و پايين پريدن ما بري چيست؟
از ضرر كردن در چه اموري حقيقتاً غصه ميخوريم؟ از قضا شدن نماز صبح؟ از نماز شب خوب ماندن؟ از نماز جماعت با ثواب بيپايانش را از دست دادن؟ يا از اينكه وقتي جنسي را خريديم بفهميم دو مغازه كنار تر با نصف قيمت به فروش ميرفته؟!
چهارپايان دغدغههايشان چيست؟
بهتر بخورند
بهتر بپوشند
بيشتر آميزش كنند
محل زندگيشان بهتر باشد و...
خوب اگر دغدغههاي اصلي و محركههاي اصلي ما اين باشد و حزن و فرح حقيقي وابسته به تغييرات در ملاكهاي بالا باشد تفاوت ما با چهارپايان در چيست؟!
در پايان سخني از مولا اميرالمؤمنين:
ما بالکم تفرحون باليسير من الدنيا تدرکونه و لا يحزنکم الکثير من الاخره تحرمونه.
شما را چه ميشود؟
اندكي از دنيا را كه به دست ميآوريد شادمان ميشوديد
و بسياري از آخرت را از دست ميدهيد و اندوهگين نميشويد؟!
فرازي از خطبه 112 نهج البلاغه
