تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: تناقض با علم ازلی خداوند
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
چرا خدا تو آیات 65 و 66 سوره انفال میگه " و خداوند دانست در شما ضعفی هست" یعنی خدا تا قبلش نمیدونست ؟ این با علم ازلی خداوند در تضاده

اى پيامبر مؤمنان را به جهاد برانگيز اگر از [ميان] شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مىشوند و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مىگردند چرا كه آنان قومىاند كه نمىفهمند (۶۵)

هم اكنون خداوند از شما تخفيف داد و دانست كه در شما ضعفي وجود دارد بنابر اين هر گاه يكصد نفر با استقامت از شما باشند بر دويست نفر پيروز ميشوند و اگر يكهزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند كرد و خدا با صابران است. (۶۶)
با سلام
ابتدا یک مطلب رو خدمت همه دوستان عرض کنم تا اگه دوباره بحث تناقض پشی اومد بدونین موضوع از کجا اب میخوره
  • علل و ریشه های پندار تناقض
آنچه از مسلّمات محسوب می شود اینست که وجود هرگونه اختلاف و تناقض در آیات قرآن کریم توّهمی بیش نیست.

هر چند در نگاه ابتدایی که همراه با سطحی نگری و ظاهر بینی است؛ گویا ظواهر برخی از آیات با یکدیگر اختلاف دارند امّا این نوع اختلاف که سر منشاء آن وجود آیات «عامّ و خاصّ»، «ناسخ و منسوخ» و آیات «محکم و متشابه» است، به سلامت قرآن خدشه ای وارد نمی کند.

لذا باید توجّه داشت که یکی از عوامل پندار اختلاف و تناقض در قرآن، عدم آشنایی افراد با مفاهیم و علوم قرآنی است.
البته اسباب و عوامل دیگری نیز وجود دارند که پژوهشگران قرآنی به آن اشاره کرده اند.

آیت الله محمّد هادی معرفت و جلال الدین سیوطی به نقل از کتاب «البرهان فی علوم القرآن» زرکشی، اسباب و موجبات پندار تناقض را پنج مورد ذکر کرده اند. پیشنهاد میکنم اگه وقت و مجالی بود حتما این کتاب رو مطالعه بفرمایید .
پژوهشگر ارجمند حسین طوسی نیز در پژوهشی تحت عنوان «بررسی شبهات تناقض در قرآن» از جهتی دیگر به بیان این مساله پرداخته، و به سه عامل دیگر اشاره کرده است.
بنابراین، موجبات گمان اختلاف آیات قرآن با یکدیگر، یا به عبارتی عوامل پندار اختلاف و تناقض در قرآن عبارتند از:
1. بيان حالت هاى مختلف و تحوّلات يك موضوع، مثل آیاتی که مراحل خلقت انسان را بیان می کنند.
2. اختلاف دو يا چند آيه در موضوع، مثل آیات سوال و عدم آن در قیامت.
3. تفاوت دو آيه در جهت فعل: مثل آنچه در آیه «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمى» آمده است.
4. اختلاف در حقيقت و مجاز: مثل آنچه در آیه «و تَرَى النّاسَ سُکارى وَ ما هُمْ بِسُکارى» می باشد.
5. اختلاف به دو اعتبار.(شبهات و ردود حول القرآن‏، محمد هادى معرفت‏، ص249- 252، الأسباب الموهمة للاختلاف .)
6. عدم آگاهى به قانون حكيمانه متشابهات و محكمات.
7. موانع، حجاب و آفات شناخت.
8. عدم آگاهى به قوانين علم منطق.( بررسی شبهات تناقض در قرآن، حسین طوسی.)


اینم بد نیست در کنار قران و ایات مورد نقد از سوی شما گرامیان ، نگاهی به کلام راسخ در علم هم داشته باشین تا با جمع کلام هم بتونین به نتیجه مطلوب برسین.
حالا پاسخی کوتاه و مختصر به پرسش ( شبهه این همکار گرامی )
(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۱:۵۶)sporal نوشته است: [ -> ]چرا خدا تو آیات 65 و 66 سوره انفال میگه " و خداوند دانست در شما ضعفی هست" یعنی خدا تا قبلش نمیدونست ؟ این با علم ازلی خداوند در تضاده

اى پيامبر مؤمنان را به جهاد برانگيز اگر از [ميان] شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مىشوند و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مىگردند چرا كه آنان قومىاند كه نمىفهمند (۶۵)

هم اكنون خداوند از شما تخفيف داد و دانست كه در شما ضعفي وجود دارد بنابر اين هر گاه يكصد نفر با استقامت از شما باشند بر دويست نفر پيروز ميشوند و اگر يكهزار نفر باشند بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند كرد و خدا با صابران است. (۶۶)
بسم الله الرحمن الرحیم

يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ
الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ

سلام
از اکتشافات جدیده .Blush
شما وقتی برای علم خدا با پیش فرض بیای جلو به تناقض بر میخوری .
بعدشم شما نگاه نمیکنی که ایات چی بیان میکنه ؟
این قسمت ایه داره به چی اشاره میکنه؟ دقت کنین بعد پاسخ بدین : الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا...

  • این ایه ایه پیشین رو نسخ میکنه ( نمونه نسخ رو اگه خواستین میتونین به مثلا ایات 12-13 سوره مبارکه مجادله مراجعه کنین ،آیه 12 سوره مجادله:
    يَأَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا نَاجَيْتُمُ الرَّسُولَ فَقَدِّمُواْ بَينْ‏َ يَدَىْ نجَْوَئكمُ‏ْ صَدَقَةً ذَالِكَ خَيرٌْ لَّكمُ‏ْ وَ أَطْهَرُ فَإِن لَّمْ تجَِدُواْ فَإِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيم‏
    اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، هر گاه با پيامبر [خدا] گفتگوى محرمانه مى‏كنيد، پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏اى تقديم بداريد. اين [كار] براى شما بهتر و پاكيزه‏تر است و اگر چيزى نيافتيد بدانيد كه خدا آمرزنده مهربان است.
    آیه 13 سوره مجادله:
    ءَ أَشْفَقْتُمْ أَن تُقَدِّمُواْ بَينْ‏َ يَدَىْ نجَْوَئكمُ‏ْ صَدَقَاتٍ فَإِذْ لَمْ تَفْعَلُواْ وَ تَابَ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَأَقِيمُواْ الصَّلَوةَ وَ ءَاتُواْ الزَّكَوةَ وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ اللَّهُ خَبِيرُ بِمَا تَعْمَلُون‏
    آيا ترسيديد كه پيش از گفتگوى محرمانه خود صدقه‏هايى تقديم داريد؟ و چون نكرديد و خدا [هم‏] بر شما بخشود، پس نماز را برپا داريد و زكات را بدهيد و از خدا و پيامبر او فرمان بريد، و خدا به آنچه مى‏كنيد آگاه است. )
  • ایه درباره ضعف اعتقاد و نگرانی هست که دربین سپاه اسلام بوده
  • درباره ضعف در کلام همه مفسیرین بیان شده که معنای ضعف ضعف قوا و نیرو نیست بلکه بحث ضعف در روحیه هستش .
  • علم خدا رو شما نمیدونی چی بوده که میگی تناقض پیدا شده ، یه مثال سطحی میزنم تا شاید متوجه منظور بشید .: شخصی در کلامی میگه حرکت کنید به سمت فلان محل در کوه ، حالا در بین راه عده ای با ترس از مسیر بخاطر پرتگاه و ... عقب میشینن و میگن نمیاییم ، حالا سرپرست میاد میگه نترسین هرجا دیدین دارین به مسیر های خطر ناک میرسین و ... دست هم رو میگیرم و با هم میریم تا مشکلی برای کسی پیش نیاد .
  • خدا هم در ایه 65 ابتدا میفرماد .: يَأَيهَُّا النَّبىِ‏ُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلىَ الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَبرُِونَ يَغْلِبُواْ مِاْئَتَينْ‏ِ وَ إِن يَكُن مِّنكُم مِّاْئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُون :. اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق کن! هرگاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مى‏کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند، پيروز مى‏گردند؛ چرا که آنها گروهى هستند که نمى‏فهمند!
  • بعد ایه 66 که نسخ کننده ایه پیشین هست میفرماد : الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ .: هم اکنون خداوند به شما تخفيف داد، و دانست که در شما ضعفى است؛ بنابراين، هرگاه يکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر پيروز مى‏شوند؛ و اگر يکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است! :.

    شما دانستن خدا رو با دانستن خودتون ( دانستن بشری مساوی دونستین در حالی که برای تفهیم بشر از این لفظاستفاده شده تا بشر متوجه کلام بشه .) یکی میدونین؟
حالا این نمونه تناقضی رو که شما مطرح کردین رو بزارین کنار مطالبی که مثلا تناقض است مثل مکان داشتن خدا و فزرند داشتن و ... .
پرسشی بود بفرمایید .
منظورتون اینه که آیه اول نسخ شده ؟
(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۶:۴۲)sporal نوشته است: [ -> ]منظورتون اینه که آیه اول نسخ شده ؟
سلام
شما از کلام چه برداشت کردین؟
کلام مفسرین رو براتون نقل کردم .
اینهم خوبه بودنین که این سوره درباره
جنگ بدر
و حل مشكلاتى كه در این باره براى مسلمانان پیش آمده بود، نازل شده. اگه دوست هم داشتین کمی مطالعه بفرمایید تاریخ رو .
بله
من که خبر ندارم من سوال پرسیدم
چرا خدا از فعل ماضی استفاده کرده ؟ یعنی تا قبلش نمیدونست اگر ضعف باشه هر 100 نفر بر 200 نفر پیروز میشن ؟
بسم الله الرّحمن الرّحیم

ازلی و ابدی و ماضی و مضارع برای موجودات مادی مفهوم پیدا می کنند ولی ذات خداوند مادی نیست و غیر قابل تصور است.
محکمات قرآن نسبت به متشابهات قرآن ام الکتاب هستند.بنابراین چنانچه شبهه ای پیش آمد با ارجاع به محکمات قرآن روشن می شود ان شاءالله

زمان در این آیه مبارکه به بلاغت لحن مربوط شود و مسئله سخت و غیر قابل درکی نیست و قابل حس و بسیار واضح می باشد.آنچه غیر قابل درک است شناخت ذات خداوند است.
اكنون خداوند به شما تخفيف داد چون مى‏دانست كه در بين شما افرادى ضعيف هستند. اگر از شما صد نفر صبور باشند بر دويست نفر پيروز خواهند شد و اگر هزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به اجازه پروردگار پيروز مى‏شوند و خدا با اهل صبر است.
ترجمه ارفع
اكنون (پس از جنگ بدر) خدا بر شما تخفيف داد و معلوم كرد كه در شما ضعف (ايمان) راه يافته، پس اگر صد نفر از شما صبور و پايدار باشند بر دويست نفر و اگر هزار، بر دو هزار آنان به اذن خدا غالب خواهند شد، و خدا با صابران است. (66)
الهی قمشه ای
اكنون خدا به شما تخفيف داد و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست بنابراين اگر از شما صد نفر صابر باشند بر دويست نفر چيره مى‏شوند، و اگر هزار نفر [صابر] باشند، به فرمان خدا بر دو هزار نفر چيره مى‏شوند و خدا با صابران است. (66)
انصاریان
اكنون خداوند تخفيفتان داد، و مى‏دانست كه در ميانتان ضعفى هست، اگر از شما صد نفر با ثبات باشند بر دويست نفر غالب مى‏شوند و اگر از شما هزار نفر باشند بر دو هزار نفر- بفرمان الهى- غالب مى‏شوند، كه خداوند با ثبات ورزان است (66)
خواجوی
هم اكنون خدا به شما تخفيف داد، و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست پس اگر از شما صد [نفر] شكيبا باشند، بر دويست [نفر] پيروز مى‏شوند و اگر از شما هزار [نفر شكيبا] باشند، با رخصت الهى، بر دو هزار [نفر] پيروز خواهند شد و خدا با شكيبايان است. (66)
رضایی
اكنون خداوند بر شما (از ايجاب مقابله يك با ده و تحريم فرار يك از ده) تخفيف داد و دانست (علم ازليش تحقق خارجى يافت) كه در شما ناتوانى (روحى و عددى) است، پس اگر از شما صد نفر شكيبا باشند بر دويست نفر غلبه مى‏كنند، و اگر از شما هزار نفر باشند بر دو هزار نفر به اذن (و توفيق) خدا پيروز مى‏شوند، و خدا با شكيبايان است.
مشکینی
این نمونه ای از ترجمه هایی هست که شما با نگاه به اون احساس میکنم پرشتون پاسخ داده بشه .
(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۰۶)sporal نوشته است: [ -> ]من که خبر ندارم من سوال پرسیدم
چرا خدا از فعل ماضی استفاده کرده ؟ یعنی تا قبلش نمیدونست اگر ضعف باشه هر 100 نفر بر 200 نفر پیروز میشن ؟
خوب گرامی منم ملب رو گفتم که ولی شما باز پرسیدیو برای همین گفتم خودتون چی برداشت کردین.Blush
البته تو بحث پیشین هم شما برایتون سوالی درباب خشونت مطرح شد و امیدوارم پاسخ اون رو دیگه حل شده باشه براتون.
سوال که میپرسم با دقت پاسخ بدین ..
فکر کنم متن رو نخوندین وگرنه متوجه میشدین که مصداق ایه برمیگرده به ضعف روحیه نه چیز دیگه .

شما بفرما علم خدا منوط به زمان هست ؟ یعنی همراه با زمان شکل میگیره؟ اگه چنین باشه که با این کلام همخوانی نداره واعلموا انّ الله بكل شىء عليم (بقره/231)
و بدانيد كه خداوند بر هرچيزى آگاه است.

اکه بگین اگاهی داشتن یعنی با تغییر موارد و تغیر حالات تغییر میکنه ، به نظر خودتون غلط نیست؟ یعنی علم خدا در حال تغییر و تحول هست در حالی که

وان الله قد احاط بكل شىء علما (طلاق/12)
و همانا خداوند از نظر علم به همه چيز احاطه دارد.

این احاطه داشتن به چی برمیگرده؟

(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۰۶)sporal نوشته است: [ -> ]چرا خدا از فعل ماضی استفاده کرده ؟

یه نقل قول میکنم بخاطر حفظ امانتداری تا متوجه بشین باز هم موضوع چیه برای استفاده از فعل ماضی .
نقل قول:به عنوان نمونه می توان به فعل «أتی» در آیه مبارکه (أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ) (نحل/۱) اشاره کرد، که بر اساس صیغه صرفی بر زمان «گذشته مطلق» دلالت دارد؛ یعنی در زمان گذشته اتفاق افتاده و به پایان رسیده است. در صورتی که با توجه به سیاق عبارات، زمانی متفاوت با زمان صرفی خود را افاده می-کند که دلالت بر زمان آینده است؛ چرا که قرینه لفظی «فَلا تَسْتَعْجِلُوهُ» در سیاق نحوی و ترکیبی موجود، نشانگر آن است که فعل «أَتى» هنوز به وقوع نپیوسته است.
ازاین‌رو‌ به‌رغم اینکه فعل «أَتى» از نظر صیغه و زمان صرفی بر زمان گذشته، و از نظر بافت و سیاق کلام بر زمان آینده دلالت دارد، اما برخلاف نظر برخی از صاحب‌نظران، هیچ یک از آن دو دلالت را نادیده نمی گیریم، چرا که اگر منظور تنها دلالت سیاقی فعل بود، قطعاً از تعبیر «سیأتی أمر الله» استفاده می شد. در عین حال با توجه به سیاق و قرینه موجود نمی توان پذیرفت که فعل «أَتى» بر زمان گذشته ای دلالت دارد که به وقوع پیوسته و پایان یافته است، بلکه می‌بایست به جمع میان دو دلالت صرفی و سیاقی در فعل «أَتى» قائل شد؛ چرا که منظور از به‌کارگیری فعل «أَتى» در زمان آینده ای که متضمن دلالت فعل ماضی نیز می باشد، همان «قطعیت» و «حتمیت» وقوع فعل است. گویی که مقصود آیه، بیان وقوع حتمی و قطعی عبارت «أَتى‏ أَمْرُ اللَّهِ» در زمان آینده است. یعنی «الأمر الموعود به بمنزله الآتی المتحقق من حیث إنه واجب الوقوع» (بیضاوی، ۳/۲۱۹). به طوری که در قطعیت، همچون فعلی است که در گذشته اتفاق افتاده و نمی توان به وقوع آن شک داشت.
این ترفند زبانی و کلامی را می توان به وفور در سیاق و بافت آیات قرآنی مشاهده نمود، به طوری که زمان فعل از روند و سیر طبیعی و معمول موجود در کلام خارج، و به صیغه و زمان دیگری بیان می شود. مانند تعبیر از اتفاقی که در گذشته صورت پذیرفته و پایان یافته است، به وسیله فعل مضارع. و یا به‌کارگیری فعل ماضی جهت تعبیر از عملی که در آینده اتفاق خواهد افتاد. چنین تغییر و تحولات و جانشینی ها و خروج از روند معمول کلام، ذهن را به سوی سؤال از انگیزه و هدف قرآن کریم از این پدیده صرفی ـ بلاغی سوق می دهد.
در حقیقت این دوگانگی و تعارض در سطح «روساخت» افعال، ما را به چالش و در نهایت تعامل با متن، با هدف رسیدن به «ژرف ساخت» آن هدایت می کند. به بیان دیگر، بدیهی است که هر گونه تغییر و تحول در «روساخت» یک متن ادبی نشان از تغییر در «ژرف ساخت» آن دارد و راهنمایی است جهت هدایت خواننده به سوی آن تغییر و تحول در معنا و ژرف ساخت سخن؛ چرا که واژگان و عبارات، قالب و نمود ظاهری و مادی معنا و اندیشه صاحب سخن است.
«ابن اثیر» در خصوص اصل جایگزینی افعال و بلاغت آن چنین می‌گوید:
«بدان که قطعاً در تغییر و دگرگونی واژگان از صیغه‌ای به صیغه دیگر، ویژگی و غرض خاصی نهفته که موجب این جایگزینی و جابه‌جایی شده است. و جز عالم به فصاحت و بلاغت و آگاه از اسرار و رموز آن، کسی بدان راه نبرد. این شیوه سخن را در هر کلامی نتوان یافت؛ چرا که یکی از دشوارترین و دقیق‌ترین و پیچیده‌ترین فنون علم بیان است.» (ابن اثیر، ۲/۱۹۳-۱۹۴)
البته لازم به ذکر است که پاره‌ای از افعال در قرآن خالی از زمان می‌باشند. مانند «کان» در آیاتی که بیانگر صفات خداوندی می‌باشد. در واقع فعل «کان» در چنین تعابیری به صفات الهی معنای ازلیت می‌بخشد؛ یعنی خداوند از ازل چنین بوده است و زمان در آن ملحوظ نیست (قرشی، ۶/۱۶۹) و اصولاً فرایند جایگزینی در چنین حالتی رخ نداده است.

(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۰۶)sporal نوشته است: [ -> ]یعنی تا قبلش نمیدونست اگر ضعف باشه هر 100 نفر بر 200 نفر پیروز میشن ؟
اگه بگی خدا نمیدانست باید دلیل بیاری بر اینکه علم خدا تغییر پذیر هست. بعدشم تکرار میکنم ضعف در اعتقاد و روحیه بوده نه در چیز دیگه .
(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۰۰)mahdy30na نوشته است: [ -> ]
  • ایه درباره ضعف اعتقاد و نگرانی هست که دربین سپاه اسلام بوده
  • درباره ضعف در کلام همه مفسیرین بیان شده که معنای ضعف ضعف قوا و نیرو نیست بلکه بحث ضعف در روحیه هستش .
  • علم خدا رو شما نمیدونی چی بوده که میگی تناقض پیدا شده ، یه مثال سطحی میزنم تا شاید متوجه منظور بشید .: شخصی در کلامی میگه حرکت کنید به سمت فلان محل در کوه ، حالا در بین راه عده ای با ترس از مسیر بخاطر پرتگاه و ... عقب میشینن و میگن نمیاییم ، حالا سرپرست میاد میگه نترسین هرجا دیدین دارین به مسیر های خطر ناک میرسین و ... دست هم رو میگیرم و با هم میریم تا مشکلی برای کسی پیش نیاد .
  • خدا هم در ایه 65 ابتدا میفرماد .: يَأَيهَُّا النَّبىِ‏ُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلىَ الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَبرُِونَ يَغْلِبُواْ مِاْئَتَينْ‏ِ وَ إِن يَكُن مِّنكُم مِّاْئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُون :. اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق کن! هرگاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مى‏کنند؛ و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از کسانى که کافر شدند، پيروز مى‏گردند؛ چرا که آنها گروهى هستند که نمى‏فهمند!
  • بعد ایه 66 که نسخ کننده ایه پیشین هست میفرماد : الآنَ خَفَّفَ اللّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفًا فَإِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ صَابِرَةٌ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَإِن يَكُن مِّنكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُواْ أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللّهِ وَاللّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ .: هم اکنون خداوند به شما تخفيف داد، و دانست که در شما ضعفى است؛ بنابراين، هرگاه يکصد نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر پيروز مى‏شوند؛ و اگر يکهزار نفر باشند، بر دو هزار نفر به فرمان خدا غلبه خواهند کرد! و خدا با صابران است! :.

یه نتیجه گیری مختصر :
علم خدا ثابت و بدون تغییر است .
در علم خدا خلل وارد نمیشه .
خدا میداند اما علم خدا رو با علم خودمون چون میسنجیم و اون رو در محدوده عقل بشری میارم و محدود میکنیم دچار تناقض میشیم.
ایه مورد نظر نه که تناقضی با علم خدا نداره بلکه تلنگری هست بر ژرف اندیشیدن به کلام .
در انتها : محمد بن يحيى، عن سعد بن عبد الله، عن محمد بن عيسى، عن أيوب بن نوح أنه كتب إلى أبي الحسن عليه السلام
يسأله
عن الله عز وجل أكان يعلم الأشياء قبل أن خلق الأشياء وكونها أو لم يعلم ذلك حتى خلقها وأراد خلقها وتكوينها فعلم ما خلق عندما خلق وما كون عندما كون؟
فوقع بخطه: لم يزل الله عالما بالأشياء قبل أن يخلق الأشياء كعلمه بالأشياء بعد ما خلق الأشياء.
الكافي- ط الاسلامية نویسنده : الشيخ الكليني جلد : 1 صفحه : 107
ايوب بن نوح گويد: بحضرت ابو الحسن عليه السلام نوشتم و از او پرسيدم: آيا خداى عز و جل عالم بود بهر چيز پيش از آنكه آنها را بيافريند و پديد آرد يا آنكه نميدانست تا آنها را آفريد و آفرينش و بودن آنها را اراده كرد و علم پيدا كرد بمخلوق هنگامى كه خلق كرد و بموجود هنگامى كه موجود كرد؟
پس بخط خود مرقوم فرمود: خدا هميشه بهمه چيز علم دارد پيش از خلقت آنها مانند علم داشتنش بآنها بعد از خلقتشان.

حدیثشم بدون مشکل و دارای صحت تمامه هست.
(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۲۵)آیات نوشته است: [ -> ]بسم الله الرّحمن الرّحیم

ازلی و ابدی و ماضی و مضارع برای موجودات مادی مفهوم پیدا می کنند ولی ذات خداوند مادی نیست و غیر قابل تصور است.
محکمات قرآن نسبت به متشابهات قرآن ام الکتاب هستند.بنابراین چنانچه شبهه ای پیش آمد با ارجاع به محکمات قرآن روشن می شود ان شاءالله

زمان در این آیه مبارکه به بلاغت لحن مربوط شود و مسئله سخت و غیر قابل درکی نیست و قابل حس و بسیار واضح می باشد.آنچه غیر قابل درک است شناخت ذات خداوند است.
RoseBlush تشکر از همراهی شما.
خودم میدونم خدا همیشه به همه چیز علم داره
در ترجمه های قدیم این آیه رو " دانست " معنی کردن اما مثل اینکه مترجم ها فهمیدن یه جای کار میلنگه و تصمیم گرفتن ترجمه آیه رو عوض کنن
ترجمه مکارم شیرازی "دانست " نوشته ترجمه قدیمی قمشه ای هم نوشته "دانست" . معنی "عَلِمَ" هم میشه دانست پس بهتره به دنبال دور زدن ترجمه نباشید
این که بعضی از ترجمه ها نوشتن " معلوم داشت" بخاطر اینه که ترجمه رو دور بزنن تا مبادا علم ازلی خدا زیر سوال بره
(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۹:۰۵)sporal نوشته است: [ -> ]این که بعضی از ترجمه ها نوشتن " معلوم داشت" بخاطر اینه که ترجمه رو دور بزنن تا مبادا علم ازلی خدا زیر سوال بره


به حد کافی واضح است که زبان قران زبان عربی می باشد و ترجمه ی قرآن هرچند به بهترین حالت (خود قرآن ) نیست .
به فرض محال مترجمی خواست ایات قران را مطابق میلش ترجمه کند . با وجود اصل قران حتما کارش عبث و بیهوده خواهد بود .
وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ وَلاَ یَزِیدُ الظَّالِمِینَ إَلاَّ خَسَارًا/(الاسراء آیه: 82 )
(۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۹:۰۵)sporal نوشته است: [ -> ]خودم میدونم خدا همیشه به همه چیز علم داره
در ترجمه های قدیم این آیه رو " دانست " معنی کردن اما مثل اینکه مترجم ها فهمیدن یه جای کار میلنگه و تصمیم گرفتن ترجمه آیه رو عوض کنن
ترجمه مکارم شیرازی "دانست " نوشته ترجمه قدیمی قمشه ای هم نوشته "دانست" . معنی "عَلِمَ" هم میشه دانست پس بهتره به دنبال دور زدن ترجمه نباشید
این که بعضی از ترجمه ها نوشتن " معلوم داشت" بخاطر اینه که ترجمه رو دور بزنن تا مبادا علم ازلی خدا زیر سوال بره
قبلش بد نیست بدونین که
شما هم مثل اینکه بجای استفاده از منابع دسته اول به منابع دیگه مراجعه میکنی .
اگه متن رو که براتون نقل قول کردم رو میخوندید متوجه میشدید که تلاشتون برای توجیه سوالتون بیفایده هست.
برفرض دور زدن هم باشه ، کسی که میخواد به قران ایراد بگیره و تناقض بیاره باید به همه موارد تسلط داشته باشه وگرنه مثل شما و امثال شما به گلوگاهایی میرسن و گیر میکنن که بجز اسمون ریسمون بافتن کار دیگه ای نمیکنن.Blush

خوب شما گفتی میدونی خدا همیشه علم داره ، این علم محدود به کلایت هست یا جزئیات ؟ Huh
خوبه کمی درباره بحث بداء همت وجه کنید ، البته لازم نیست بحثش اینجا مطرح بشه چون قلنا این موضوع بدا مطرح و بی ارتباط با این گونه پرسش ( شبهات و تناقضاتی که امثال شما میارین ) نیست .
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع