با سلام خدمت گرامیان
جناب سعدی الان اینی که شما اوردی این الان چی بود؟
(۱۶/مرداد/۹۵ ۱۴:۵۰)سعدی نوشته است: [ -> ]روایات مختلفی در مورد سرنوشت شخصیتهای تاریخی وجود داره که به سادگی نمیشه تمامشون رو باور کرد. به طور مثال، یکی از روایات موجود در مورد سرنوشت ابن ملجم به صورت زیره:
مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم
یکی از عذاب های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده ای صورت می گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) جمع شده اند و در آن جا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است.
راوی می گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از بدن یک نفر را از حلقومش را بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن ها تبدیل به یک انسان کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد. به او گفتم: تو را قسم می دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟
او گفت: من ابن ملجم مرادی هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده ای که به طور پیوسته تکه های بدنت را این پرنده پس می اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می برد؟
به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید.
راهب می گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همه ی قسمت های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از بدن خود تکه های او را خارج نمود. پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (علیه السلام) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (علیه السلام) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. (مدینة المعاجز، ج1: 544، حدیث 540)
http://aghigh.ir/fa/news/33288/%D9%82%D8...8%B3%D8%AA
اما از موضوع اصلی تاپیک دور نشیم. مسئله ای که به این تاپیک مربوط میشه اینه که روایت ذکر شده در مورد سرنوشت ابولهب تا چه اندازه قابل استناده؟
http://www.jamnews.ir/detail/News/340826
بعدشم مطالب با عقل جور بیاد یا نیاد بسته به این هست که شما چطور استفادش میکنی . الان این که اوردی اساسا ربطی به بحث مطروحه حانم نادیا نداشت . و برادر گرامی سعدی معظم پیشنهد میکنم شما هم کمی تامل کنید در نقل مطلب و اینقدر خودتون رو دیگیر این نکنین که :
(۲۴/تیر/۹۵ ۱۰:۴۹)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
ممنون میشم اگر یکی از دوستان پاسخهای ارائه شده در سایت askdin رو به طور خلاصه در اینجا ذکر بفرمایند.
گرامی کمی شما هم دل به کتاب بزن و یکم مطالعه کن و دنبال اماده شده مطالب نباش.
و اما همچنان این عبارت خانم نادیا که با تهمت و دروغ و جعلیات همراه هست موضوعش باز هست .
جناب سعدی وقتی موضوعی که به نگاه شما با بحث ربط نداره ولی وقتی تهمت بی پشتوانه هست باید تکلیفش معلوم بشه چون حرف خیلی بزرکتر از اون هست که بشه راحت ازش رد شد.
(۱۵/مرداد/۹۵ ۳:۰۲)Nadia نوشته است: [ -> ]میدونین وقتی ابن ملجم حضرت علی را شهید میکنه روایت ها میگن حضرت علی فرمودن با یک ضربت همونطور که منو شهید کردن اعدامش کنید و اینطوری ابن ملجم میمیره..
ولی میدونین ابن ملجم چطوری می میره؟ تکه تکه میشه و در آتش سوزانده میشه... 
خانم نادیا و جناب سعدی ( سعدی گرامی شما یکم تو کتابهای تاریخی بگرد شاید این عبارت جناب نادیا رو پیدا کردی ) بدون مدرک حرفی رو نسبت دادی که اگه خلافش ثابت بشه شما جزو افرداد بدون سند حرف بزن قرار میگیرین .
اما خانم نادیا یه عبارت اوردین ولی ...
ببینینم حضرت امیر المومنین درباره قاتل خودشون چی وصیت میکنن ( وقتی وصیتی صورت میگیره ورثه ) وصی باید همون رو انجام بده و درش دخالت نکنه _ حالا ایتکه در اینجا وصی کسی هست که خودش معصوم هست _
نقل قول:للحسن والحسين عليهم السلام
لما ضربه ابن ملجم لعنه الله
...
ثمّ قال: يَا بَنِي عَبْدِالْمُطَّلِبِ، لاَ أُلْفِيَنَّکُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً، تَقُولُونَ: قُتِلَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ. أَلاَ لاَ تَقْتُلُنَّ بِي إِلاَّ قَاتِلِي. انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ، فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ، وَلاَ يُمَثَّلوُا بِالرَّجُلِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَمَ يَقُولُ
إِيَّاکُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بَالْکَلْبِ الْعَقُورِ).
نامه 047-وصيت به حسن و حسين
....
سفارش به رعايت مقررات عدالت در قصاص
اي فرزندان عبدالمطلب: مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد: امير مومنان کشته شد، بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود. درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد، من از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد.)
با این اوصاف کدام شخص عاقلی دست به مثله کردن میزنه؟ مگر اینکه از حرف امامش پیشی بگیره و قول و فعلش براش مهم نباشه .
طبق وصیت امیر المومنین و همچنین دستور حضرت رسول به سربازان خود در نبردها ، میتونیم متوجه بشیم که مثله کردن ، توسط وصی امیر المومنین صورت نگرفته و نقل تاریخ هم سرجای خودش کلام معصوم اعبارش معلوم و اینهم سرجاش و عقل میشینه با کنار هم گذاشتن این موارد متوجه میشه که کدوم اتفاق ضورت گرفته.
اگه این براتون کفایت نمیکنه از منابع خودتون خانم نادیا براتون میارم ، اما پیش از اون خدمتتون بگم بدون سند باشه جایگاه علمیتون تو نقل تاریخ نشون داده میشه همونطور که پیشتر معلوم شده .اگه بخوایین از امثال طبری و ... بیارین باید سلسله سند و حتی تاریخ هم صحت داشته باشه وگرنه غیر قابل قبول هست .
اینار گفتم تا نگین حجت بر شما اتمام نشده .
منتظرم این پاسخ رو بدید .
اخ راستی یه چیزی خانم نادیا گفتن من نمیتونم خودمو نگهدارم و چیزی نگم
(۱۵/مرداد/۹۵ ۳:۰۲)Nadia نوشته است: [ -> ]همانطور که آقای وحید110 گفتن پاسخ شما ربطی به پست من نداشت...
در پست من گفته شده که در قرآن ابولهب و زنش نفرین شدن اما این نفرین عملی نمیشه .یعنی خدا نمیتونه نفرین خودش را اجرایی کنه.
[[[[از اون طرف در قران گفته شده که خدایان دروغین نمیتونن به الله آسیبی برسونن پس غیرموثر هستن.}}}
اگه حرف بالا درست باشه خوب عکسش هم درسته یعنی الله هم نتونسته به ابی لهب و زنش آسیبی برسونه!! پس آیا الله شما هم غیرموثر هست؟ (طبق استدلال داخل گیومه)
خب این جوابی داده نشده...
در ضمن روایتهای دروغین از سرانجام ابی لهب و زنش نزارین. چون در هیچ کتب معتبر و قدیمی تاریخی چیزی از سرنوشت تیره و تار این بنده خداها گفته نشده...
شما هنوز که هنوزه تامل نمیکنین و مینویسین و این جالبه که هنوز همین سیره رو ادامه میدین .
iهرزمان نگاهی به این سوره انداختین و متوجه شدین که داستان چی هست اظهار نظر کنین ، شما هم کمی تدبر رو تو مباحث خودتون قرار بدین .
بسم الله الرحمن الرحیم
تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبَّ1ما أَغْني عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ2سَيَصْلي ناراً ذاتَ لَهَبٍ3وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ4في جيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ5
(۲۰/تیر/۹۵ ۳:۰۱)Nadia نوشته است: [ -> ]![[تصویر: dm2r_f.b_%28478%29.jpg]](http://uupload.ir/files/dm2r_f.b_%28478%29.jpg)
[color=#D33]1) [/color] بریده باد هر دو دست ابو لهب ، و زیانکار باد او و مرگ بر خود او.
[color=#D33]2) [/color] هرگز مال و دستاورد او ( چیزی از عذاب خدا را ) از وی دفع نکرد.
[color=#D33]3) [/color] به زودی در آتشی زبانه دار درآید و در آن بسوزد.
[color=#D33]4) [/color] و نیز زن او که هیزم کش است ( در آتش دوزخ درآید ) .
[color=#D33]5) [/color] همان که در گردنش طنابی از لیف خرماست. ( غرض از این دو وصف این است که وی به کیفر آنکه در دنیا با طناب هیمه خار بر سر راه پیامبر می کشید و علیه پیامبر سخن چینی می کرد ، در دوزخ نیز طبق تجسم اعمال ، هیزم های درخت زقّوم را با زنجیرهای آتشین خواهد کشید. )
سری به شان نزول و اگه میل داشتی به تفاسیر بزن تا بدونی داستان چیه .