|
آزمایشات تجربی برای اثبات ناتوانی خدایان دروغین
|
|
۱۶:۴۸, ۱۹/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/تیر/۹۵ ۱۱:۵۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام خدمت دوستان گرامی
قرآن دلایلی را برای ناتوانی خدایان دروغین مطرح می سازد که اگر به آن توجه کنیم، از گمراهی و پذیرش اعتقادات نادرست مصون می مانیم. در ادامه، تفسیر آیات 194 و 195 سوره اعراف را از کتاب ارزشمند تفسیر نمونه خدمت شما می آورم. 194إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ عِبادٌ أَمْثالُکُمْ فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ 195أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ یَمْشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَیْد یَبْطِشُونَ بِها أَمْ لَهُمْ أَعْیُنٌ یُبْصِرُونَ بِها أَمْ لَهُمْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها قُلِ ادْعُوا شُرَکاءَکُمْ ثُمَّ کیدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ ترجمه: 194 ـ آنهائى را که غیر از خدا مى خوانید (و پرستش مى کنید)، بندگانى همچون خود شما هستند; آنها را بخوانید، و اگر راست مى گوئید باید به شما پاسخ دهند (و تقاضایتان را بر آورند)! 195 ـ آیا (آنها حداقل همانند خود شما) پاهائى دارند که با آن راه بروند؟! یا دست هائى دارند که با آن چیزى را بگیرند (و کارى انجام دهند)؟! یا چشمانى دارند که با آن ببینند؟! یا گوش هائى دارند که با آن بشنوند؟! بگو: بت هاى خویش را که شریک خدا قرار داده اید (بر ضدّ من) بخوانید، و براى من نقشه بکشید، و لحظه اى مهلت ندهید! تفسیر: شرک در عبادت عملى سفیهانه این دو آیه همچنان بحث هاى توحید و مبارزه با شرک را ادامه مى دهد، و بحث هائى را که در این زمینه در آیات قبل بوده تکمیل مى کند، شرک در عبادت و پرستش غیر خدا را عملى سفیهانه و دور از منطق و عقل معرفى مى نماید. دقت در مضمون این دو آیه نشان مى دهد که: با چهار دلیل، منطق بت پرستان ابطال گردیده و سرّ این که قرآن با استدلال هاى مختلف، پیرامون این مسأله بحث مى کند و هر زمان برهانى تازه ارائه مى دهد این است که: «شرک» بدترین دشمن ایمان و سعادت فرد و جامعه است، و چون ریشه ها و شاخه هاى گوناگونى در افکار بشر دارد، و هر زمان به شکل تازه اى ظهور مى کند و جوامع انسانى را مورد تهدید قرار مى دهد، لذا قرآن از هر فرصتى براى قطع این ریشه خبیث و شاخه هایش استفاده مى نماید. نخست مى گوید: «آنهائى را که شما جز خدا مى خوانید و عبادت مى کنید و از آنان یارى مى طلبید بندگانى همچون خود شما هستند»! (إِنَّ الَّذینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ عِبادٌ أَمْثالُکُمْ). بنابراین، معنى ندارد که انسان در مقابل چیزى که مثل خود او است، به سجده بیفتد و دست نیاز به سوى او دراز کند و مقدرات و سرنوشتش را در دست او بداند. به تعبیر دیگر: مفهوم آیه این است: اگر دقت کنید مى بینید، آنها هم جسم دارند و اسیر زنجیر مکان و زمان هستند و محکوم قوانین طبیعتند و هم محدود از نظر عمر و زندگى و توانائى هاى دیگر، خلاصه هیچ امتیازى بر شما ندارند، تنها با خیال و وهم و امتیازى براى آنها ساخته اید. در این که چرا در این آیه به معبودهاى بت پرستان «عِباد» جمع «عبد» به معنى بنده اطلاق شده در حالى که «عبد» را به «موجود زنده» مى گویند، تفسیرهاى متعددى وجود دارد. نخست این که: ممکن است اشاره به معبودهاى انسانى، همچون مسیح(علیه السلام)براى مسیحیان، و فرشتگان براى بت پرستان عرب، و امثال آن بوده باشد. دیگر این که ممکن است روى توهمى که آنها پیرامون بت ها داشتند با آنها سخن گفته باشد که اگر فرضا آنها داراى عقل و شعورى هم باشند، موجودى برتر از شما نخواهند بود. سوم این که «عبد» در لغت گاهى به معنى موجودى که تحت تسلط و فرمان دیگرى است و در برابر آن خاضع است ـ هر چند عقل و شعور نداشته باشد ـ نیز گفته شده، از جمله به جاده اى که مرتباً از آن رفت و آمد مى کنند «مُعَبَّد» (بر وزن مقدّم) گفته شده است. پس از آن اضافه مى کند اگر فکر مى کنید آنها قدرت و شعورى دارند «اگر راست مى گوئید آنها را بخوانید که مى بایست جواب شما را بدهند» (فَادْعُوهُمْ فَلْیَسْتَجیبُوا لَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ). و این دومین دلیلى است که براى ابطال منطق آنها بیان شده و آن این که سکوت مرگبارشان نشانه بى عرضگى آنها و عدم قدرتشان بر هر چیز است. * * * در سومین بیان روشن مى سازد که آنها حتى از بندگان خود پست تر و ناتوان ترند: خوب بنگرید «آیا آنها لااقل همانند شما پاهائى دارند که با آن راه بروند»؟ (أَ لَهُمْ أَرْجُلٌ یَمْشُونَ بِها). «یا دست هایى دارند که با آن چیزى را بگیرند و کارى انجام دهند»؟ (أَمْ لَهُمْ أَیْد یَبْطِشُونَ بِها).(1) «یا چشم هائى دارند که با آن ببینند»؟ (أَمْ لَهُمْ أَعْیُنٌ یُبْصِرُونَ بِها). «یا گوش هائى دارند که با آن بشنوند»؟ (أَمْ لَهُمْ آذانٌ یَسْمَعُونَ بِها). به این ترتیب، آنها به قدرى ضعیفند، که حتى براى جا به جا شدن، نیاز به کمک شما دارند و براى دفاع از موجودیت خود، نیازمند به حمایت هستند، نه چشم بینا، نه گوش شنوا و نه هیچ احساس دیگرى در آنها وجود ندارد. سرانجام در پایان آیه ضمن تعبیر دیگرى که در حکم چهارمین استدلال است مى گوید: «بگو اى پیامبر! این معبودهائى را که شما شریک خدا قرار داده اید بر ضد من بخوانید و همگى دست به دست هم دهید و براى من تا آنجا که مى توانید نقشه بکشید و در این کار هیچ گونه تأخیر روا مدارید، ببینیم با این حال کارى از همه شما ساخته است»؟ (قُلِ ادْعُوا شُرَکاءَکُمْ ثُمَّ کیدُونِ فَلا تُنْظِرُونِ). یعنى، اگر من دروغ مى گویم و آنها مقربان خدا هستند و من به حریم احترامشان جسارت کرده ام، پس چرا آنها مرا غضب نمى کنند؟ و نیروى آنها و شما کمترین تأثیرى در وضع من ندارد؟ بنابراین، بدانید اینها موجودات غیر مؤثرى هستند که توهّمات شما به آنها نیرو بخشیده! * * * 1 ـ «یَبْطِشُونَ» از ماده «بَطْش» (بر وزن عرش) به معنى گرفتن با قدرت و صولت و شدت است. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۵:۱۵, ۲۶/تیر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/تیر/۹۵ ۱۵:۳۴ توسط A.E.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
ین سوره در حقیقت پاسخی است به سخنان زشت«ابولهب»عموی پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)که از دشمنان سر سخت اسلام بود وبه هنگام شنیدن دعوت آشکار وعمومی پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)وانذار او نسبت به عذاب الهی گفت:«زیان وهلاکت بر تو باد،آیا برای همین حرفها ما را فراخوانده ای»؟! قرآت مجید در پاسخ این مرد بد زبان می فرماید:بریده باد هر دو دست ابولهب،یا مرگ وخسران بر اوباد. بدیهی است که این پاسخ از طریق وحی آمده وکلام پیامبر نیست تا ناشی از جنبه های شخصی باشد. تفسیر نمونه،ج27ص416 این لینکم داشته باشین تا بدونین وبفهمین که چرا خداوند متعال چنین لحنی رو برای ابولهب مناسب دانستند سرانجام ابولهب اینا که چیزی نیست قدرت الله رو تو افرینش حسین ببین تو افرینش ۵تن آل عبا ببینتو افرینش شهدای کربلا ببین نه تو این چیزا البته اگه بیمار دل نباشی بلاخره یه روز میبینی |
|||
|
|
۳:۰۲, ۱۵/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۶/تیر/۹۵ ۱۱:۵۸)سعدی نوشته است: تاپیک معرفی شده از سایت askdin در توضیح قسمتی بود که خانم نادیا در نقل قول آورده بودند: همانطور که آقای وحید110 گفتن پاسخ شما ربطی به پست من نداشت... در پست من گفته شده که در قرآن ابولهب و زنش نفرین شدن اما این نفرین عملی نمیشه .یعنی خدا نمیتونه نفرین خودش را اجرایی کنه. [[[[از اون طرف در قران گفته شده که خدایان دروغین نمیتونن به الله آسیبی برسونن پس غیرموثر هستن.}}} اگه حرف بالا درست باشه خوب عکسش هم درسته یعنی الله هم نتونسته به ابی لهب و زنش آسیبی برسونه!! پس آیا الله شما هم غیرموثر هست؟ (طبق استدلال داخل گیومه) خب این جوابی داده نشده... در ضمن روایتهای دروغین از سرانجام ابی لهب و زنش نزارین. چون در هیچ کتب معتبر و قدیمی تاریخی چیزی از سرنوشت تیره و تار این بنده خداها گفته نشده... میدونین وقتی ابن ملجم حضرت علی را شهید میکنه روایت ها میگن حضرت علی فرمودن با یک ضربت همونطور که منو شهید کردن اعدامش کنید و اینطوری ابن ملجم میمیره.. ولی میدونین ابن ملجم چطوری می میره؟ تکه تکه میشه و در آتش سوزانده میشه...
|
|||
|
۱۲:۱۳, ۱۶/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۵ ۱۴:۵۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
سلام خانم نادیا
سوال شما این است که چرا استدلالهای مشابهی را نمی توان برای اعتقادات اسلامی به کار برد. مثلاً چرا نمیشه با استدلالی مشابه استدلال زیر، در مورد اعتقادات اسلامی نتیجه خاصی گرفت؟ نقل قول:یعنى، اگر من دروغ مى گویم و آنها مقربان خدا هستند و من به حریم احترامشان جسارت کرده ام، پس چرا آنها مرا غضب نمى کنند؟ و نیروى آنها و شما کمترین تأثیرى در وضع من ندارد؟ خب این موضوع همون تاپیک معرفی شده است: http://www.askdin.com/showthread.php?t=55477 در تاپیک فوق، 14 صفحه با حضور کارشناسان پیرامون این مسئله بحث شده و بعید می دونم مطلبی مغفول مانده باشد. اگر یکی از دوستان بتونه خلاصه تاپیک رو بیاره ممنون میشم. تاپیک هم قفل نشده و اگر مایل باشید می تونید مطالب جدیدی رو مطرح کنید. |
|||
|
۱۳:۵۷, ۱۶/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۵/مرداد/۹۵ ۳:۰۲)Nadia نوشته است: میدونین وقتی ابن ملجم حضرت علی را شهید میکنه روایت ها میگن حضرت علی فرمودن با یک ضربت همونطور که منو شهید کردن اعدامش کنید و اینطوری ابن ملجم میمیره..سلام میشه منبع این جعلیات رو برای من بگید ؟ اونکه مثله میشه و سوزونده میشه محمد بن ابی یکر هست که به دستور معاویه به مقام شهادت ، میرسه. |
|||
|
|
۱۴:۵۰, ۱۶/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/مرداد/۹۵ ۱۷:۵۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
روایات مختلفی در مورد سرنوشت شخصیتهای تاریخی وجود داره که به سادگی نمیشه تمامشون رو باور کرد. به طور مثال، یکی از روایات موجود در مورد سرنوشت ابن ملجم به صورت زیره:
مسلمان شدن یک راهب با دیدن عذاب ابن ملجم یکی از عذاب های ابن ملجم که پس از مرگ او، از سوی خداوند نازل گردید، توسط پرنده ای صورت می گرفت، به نحوی که شیخ راوندی با استناد از حسن بن محمد، معروف به ابن رفا، در کوفه روایت کرده است: یک روز وقتی در مسجدالحرام بودم دیدم مردم در مقام حضرت ابراهیم (علیه السلام) جمع شده اند و در آن جا یک مرد نشسته بود. از مردم سؤال کردم که آن مرد کیست؟ به من گفتند: آن یک راهب است که اسلام آورده است. راوی می گوید: به او نزدیک شدم و یک پیرمرد با عبای پشمی را دیدم که در مقام حضرت ابراهیم نشسته بود و شنیدم که می گفت: من رئیس راهبان در صومعه هستم. روزی پرنده ای شبیه عقاب دیدم که یک قسمت از بدن یک نفر را از حلقومش را بیرون انداخت، پس قسمت دیگرش را بیرون انداخت تا وقتی که آن ها تبدیل به یک انسان کامل شدند. پس من از آن شخص سؤال کردم: تو چه کسی هستی؟ هیچ جوابی به من نداد. به او گفتم: تو را قسم می دهم به آن کسی که تو را آفرید، به من بگو تو چه کسی هستی؟ او گفت: من ابن ملجم مرادی هستم، به او گفتم تو چه گناهی نموده ای که به طور پیوسته تکه های بدنت را این پرنده پس می اندازد و مجدد از هم جدا کرده و فرو می برد؟ به من گفت: من قاتل علی بن ابی طالب هستم، و به خاطر همین خداوند این پرنده را قرار داده تا هر روز با این کار مرا عذاب نماید. راهب می گوید: در حال حرف زدن بودیم که یکباره همان پرنده آمد و آن را قطعه قطعه برداشت تا وقتی که همه ی قسمت های او را برداشت و من منتظر شدم تا وقتی که پرنده پایین آمد و آن را آورد و مجدد از بدن خود تکه های او را خارج نمود. پس از او سوال کردم: علی بن ابی طالب (علیه السلام) کیست؟ جواب داد: علی بن ابی طالب (علیه السلام) پسر عمو و وصی پیامبر اسلام، حضرت محمد مصطفی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. (مدینة المعاجز، ج1: 544، حدیث 540) http://aghigh.ir/fa/news/33288/%D9%82%D8...8%B3%D8%AA اما از موضوع اصلی تاپیک دور نشیم. مسئله ای که به این تاپیک مربوط میشه اینه که روایت ذکر شده در مورد سرنوشت ابولهب تا چه اندازه قابل استناده؟ http://www.jamnews.ir/detail/News/340826 |
|||
|
۲۲:۲۶, ۱۸/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت گرامیان
جناب سعدی الان اینی که شما اوردی این الان چی بود؟ ![]() (۱۶/مرداد/۹۵ ۱۴:۵۰)سعدی نوشته است: روایات مختلفی در مورد سرنوشت شخصیتهای تاریخی وجود داره که به سادگی نمیشه تمامشون رو باور کرد. به طور مثال، یکی از روایات موجود در مورد سرنوشت ابن ملجم به صورت زیره: بعدشم مطالب با عقل جور بیاد یا نیاد بسته به این هست که شما چطور استفادش میکنی . الان این که اوردی اساسا ربطی به بحث مطروحه حانم نادیا نداشت . و برادر گرامی سعدی معظم پیشنهد میکنم شما هم کمی تامل کنید در نقل مطلب و اینقدر خودتون رو دیگیر این نکنین که : (۲۴/تیر/۹۵ ۱۰:۴۹)سعدی نوشته است: سلامگرامی کمی شما هم دل به کتاب بزن و یکم مطالعه کن و دنبال اماده شده مطالب نباش. و اما همچنان این عبارت خانم نادیا که با تهمت و دروغ و جعلیات همراه هست موضوعش باز هست . جناب سعدی وقتی موضوعی که به نگاه شما با بحث ربط نداره ولی وقتی تهمت بی پشتوانه هست باید تکلیفش معلوم بشه چون حرف خیلی بزرکتر از اون هست که بشه راحت ازش رد شد. (۱۵/مرداد/۹۵ ۳:۰۲)Nadia نوشته است: میدونین وقتی ابن ملجم حضرت علی را شهید میکنه روایت ها میگن حضرت علی فرمودن با یک ضربت همونطور که منو شهید کردن اعدامش کنید و اینطوری ابن ملجم میمیره..خانم نادیا و جناب سعدی ( سعدی گرامی شما یکم تو کتابهای تاریخی بگرد شاید این عبارت جناب نادیا رو پیدا کردی ) بدون مدرک حرفی رو نسبت دادی که اگه خلافش ثابت بشه شما جزو افرداد بدون سند حرف بزن قرار میگیرین . اما خانم نادیا یه عبارت اوردین ولی ... ببینینم حضرت امیر المومنین درباره قاتل خودشون چی وصیت میکنن ( وقتی وصیتی صورت میگیره ورثه ) وصی باید همون رو انجام بده و درش دخالت نکنه _ حالا ایتکه در اینجا وصی کسی هست که خودش معصوم هست _ نقل قول:للحسن والحسين عليهم السلامنامه 047-وصيت به حسن و حسين .... سفارش به رعايت مقررات عدالت در قصاص اي فرزندان عبدالمطلب: مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد: امير مومنان کشته شد، بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود. درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد، من از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد.) با این اوصاف کدام شخص عاقلی دست به مثله کردن میزنه؟ مگر اینکه از حرف امامش پیشی بگیره و قول و فعلش براش مهم نباشه . طبق وصیت امیر المومنین و همچنین دستور حضرت رسول به سربازان خود در نبردها ، میتونیم متوجه بشیم که مثله کردن ، توسط وصی امیر المومنین صورت نگرفته و نقل تاریخ هم سرجای خودش کلام معصوم اعبارش معلوم و اینهم سرجاش و عقل میشینه با کنار هم گذاشتن این موارد متوجه میشه که کدوم اتفاق ضورت گرفته. اگه این براتون کفایت نمیکنه از منابع خودتون خانم نادیا براتون میارم ، اما پیش از اون خدمتتون بگم بدون سند باشه جایگاه علمیتون تو نقل تاریخ نشون داده میشه همونطور که پیشتر معلوم شده .اگه بخوایین از امثال طبری و ... بیارین باید سلسله سند و حتی تاریخ هم صحت داشته باشه وگرنه غیر قابل قبول هست . اینار گفتم تا نگین حجت بر شما اتمام نشده . منتظرم این پاسخ رو بدید . اخ راستی یه چیزی خانم نادیا گفتن من نمیتونم خودمو نگهدارم و چیزی نگم (۱۵/مرداد/۹۵ ۳:۰۲)Nadia نوشته است: همانطور که آقای وحید110 گفتن پاسخ شما ربطی به پست من نداشت... شما هنوز که هنوزه تامل نمیکنین و مینویسین و این جالبه که هنوز همین سیره رو ادامه میدین . iهرزمان نگاهی به این سوره انداختین و متوجه شدین که داستان چی هست اظهار نظر کنین ، شما هم کمی تدبر رو تو مباحث خودتون قرار بدین . بسم الله الرحمن الرحیم تَبَّتْ يَدا أَبي لَهَبٍ وَ تَبَّ1ما أَغْني عَنْهُ مالُهُ وَ ما کَسَبَ2سَيَصْلي ناراً ذاتَ لَهَبٍ3وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ4في جيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ5 (۲۰/تیر/۹۵ ۳:۰۱)Nadia نوشته است: [color=#D33]1) [/color] بریده باد هر دو دست ابو لهب ، و زیانکار باد او و مرگ بر خود او. [color=#D33]2) [/color] هرگز مال و دستاورد او ( چیزی از عذاب خدا را ) از وی دفع نکرد. [color=#D33]3) [/color] به زودی در آتشی زبانه دار درآید و در آن بسوزد. [color=#D33]4) [/color] و نیز زن او که هیزم کش است ( در آتش دوزخ درآید ) . [color=#D33]5) [/color] همان که در گردنش طنابی از لیف خرماست. ( غرض از این دو وصف این است که وی به کیفر آنکه در دنیا با طناب هیمه خار بر سر راه پیامبر می کشید و علیه پیامبر سخن چینی می کرد ، در دوزخ نیز طبق تجسم اعمال ، هیزم های درخت زقّوم را با زنجیرهای آتشین خواهد کشید. ) سری به شان نزول و اگه میل داشتی به تفاسیر بزن تا بدونی داستان چیه . |
|||
|
|
۱۴:۲۲, ۱۹/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۵ ۱۷:۰۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
نقل قول:جناب سعدی الان اینی که شما اوردی این الان چی بود؟این آدرس رو ببینید: http://www.askdin.com/showthread.php?t=55710 گفته شده که صحت این روایت زیر سواله و برای مقاصد اعتقادی قابل استفاده نیست اما برای موعظه می تواند استفاده شود. نمونه دیگر را هم در آدرس زیر می توانید ببینید: http://www.askdin.com/archive/index.php/t-55543.html برخی روایات فقط برای موعظه اند نه برای تحقیق. روایت مربوط به سرانجام ابولهب که در این تاپیک بیان شد، برای موعظه می تواند استفاده شود، اما اگر به منظور تحقیق در اعتقادات خواستیم استفاده اش کنیم باید صحتش بررسی بشه. |
|||
|
۲۱:۰۵, ۱۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #18
|
|||
|
|||
نقل قول:برادر گرامی سعدی معظم پیشنهد میکنم شما هم کمی تامل کنید در نقل مطلب و اینقدر خودتون رو دیگیر این نکنین که:جناب مهدی سینا دفعه پیش که در اون بحث مربوط به کودکان از سایت askdin خلاصه آوردم، انتقاد داشتید به نحوه خلاصه سازی. دوست دارم شما این کار رو انجام بدید. و البته قبولتون دارم. |
|||
|
۲۲:۲۵, ۱۹/مرداد/۹۵
شماره ارسال: #19
|
|||
|
|||
(۱۹/مرداد/۹۵ ۱۴:۲۲)سعدی نوشته است: این آدرس رو ببینید:سعدی جان داداش من ، همکار من ، عزیز من ، من که با شما امثال شما مشکلی ندارم گرامی وقتی خودت میگی اعتبار اعتقادی نداره این یعنی چی؟ بعدشم بحث سر چی بود ؟ اینکه وقتی ابن ملجم حضرت امیر رو شهید میکنه تکلیفش چی میشه ! ایا غیر این بود ؟؟؟؟؟؟؟؟ خانم نادیا که یه کلامی رو گفتن که خلافش رو میشه مستند گفت . حالا شما یه وصیت داری و یه موصی و یه وصی و یه کلام معصوم . خو وقتی چنین چیزیایی داری چرا دست به مطالب دیگه میبری و کمک میخوای . اگه این وصیت نامه و کلام نادرست هست باید اثبات بشه و اگه رد شد شما برو به اونها دست برسون. مطلب شما : (۱۶/مرداد/۹۵ ۱۴:۵۰)سعدی نوشته است: روایات مختلفی در مورد سرنوشت شخصیتهای تاریخی وجود داره که به سادگی نمیشه تمامشون رو باور کرد. به طور مثال، یکی از روایات موجود در مورد سرنوشت ابن ملجم به صورت زیره: اما وصیت نامه امام للحسن والحسين عليهم السلام لما ضربه ابن ملجم لعنه الله ... ثمّ قال: يَا بَنِي عَبْدِالْمُطَّلِبِ، لاَ أُلْفِيَنَّکُمْ تَخُوضُونَ دِمَاءَ الْمُسْلِمِينَ خَوْضاً، تَقُولُونَ: قُتِلَ أَمِيرُالْمُؤْمِنِينَ. أَلاَ لاَ تَقْتُلُنَّ بِي إِلاَّ قَاتِلِي. انْظُرُوا إِذَا أَنَا مِتُّ مِنْ ضَرْبَتِهِ هذِهِ، فَاضْرِبُوهُ ضَرْبَةً بِضَرْبَةٍ، وَلاَ يُمَثَّلوُا بِالرَّجُلِ، فَإِنِّي سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ صَلَّي اللهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَسَلَمَ يَقُولُ إِيَّاکُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بَالْکَلْبِ الْعَقُورِ).نامه 047-وصيت به حسن و حسين .... سفارش به رعايت مقررات عدالت در قصاص اي فرزندان عبدالمطلب: مبادا پس از من دست به خون مسلمين فرو بريد و بگوييد: امير مومنان کشته شد، بدانيد جز کشنده من کسي ديگر نبايد کشته شود. درست بنگريد! اگر من از ضربت او مردم، او را تنها يک ضربت بزنيد، و دست و پا و ديگر اعضاي او را مبريد، من از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شنيدم که فرمود: (بپرهيزيد از بريدن اعضاي مرده، هر چند سگ ديوانه باشد.) میشه بفرمایید کدوم برای شما اعتبار داره ؟ ![]() (۱۹/مرداد/۹۵ ۲۱:۰۵)سعدی نوشته است: جناب مهدی سینا جناب سعدی عزیز دل من ، خلاصه سازی نیاز نیست گرامی ، گاهی تو متن که اصل هست یه نکته توش هست ولی خلاصه اون مفهوم رو میتونه نداشته باشه ها. برای همین میگم اصل مطلب رو مراحعه کن و کتاب بخون . چرا ناراحت میشی
|
|||
|
۲۲:۴۱, ۱۹/مرداد/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/مرداد/۹۵ ۲۲:۴۴ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #20
|
|||
|
|||
نقل قول:بعدشم بحث سر چی بود ؟ اینکه وقتی ابن ملجم حضرت امیر رو شهید میکنه تکلیفش چی میشه ! ایا غیر این بود ؟؟؟؟؟؟؟؟نه. اصلاً چی شد که بحث ابن ملجم مطرح شد؟ بحث به اونجا رسید که یکی از دوستان مطلبی در مورد نحوه مرگ ابولهب معرفی فرمودند. خانم نادیا تشکیک کردند در این مطلب و اشاره کردند که خیلی از روایاتی که در این سایتها و ... گفته میشه نادرسته. این که آیا مثالی که زدندن درسته یا نه رو می تونید در تاپیک دیگری در موردش بحث کنید. اما کلیت این موضوع که "بدون سند نمیشه به روایات تاریخی ذکر شده اعتماد کرد" درسته. اون مطلبی که گفتم هم یک مثال بود از روایاتی که صرفاً برای موعظه نقل میشن نه برای تحقیق. مسئله ای که به تاپیک مربوطه، بررسی سند اون روایت مربوط به ابولهبه. از اصل مطلب دور نشیم. اما سوال اصلی تاپیک اینه: طبق استدلال قرآن، مورد غضب قرار نگرفتن فوری پیامبر توسط بتها، نشانه ای بر ناتوانی بتهاست (چنانچه در آیه نیز ذکر شده که اگر بتها توانایی دارند ذره ای مهلت ندهند). پس چرا ابولهب به صورت فوری مورد غضب قرار نگرفت؟ اینجا دو جور میشه به مسئله پاسخ گفت: 1- بگیم که اتفاقاً ابولهب مورد غضب قرار گرفت (که بحث همون روایتی است که دوستان مطرح فرمودند. البته اگر بخواهیم از این شیوه پاسخ استفاده کنیم باید برای سایر مخالفان اسلام هم نمونه های مشابهی داشته باشیم) 2- یا بگیم که این استدلال با اینکه برای بتها کارایی داره، اما در مورد خدا نمیشه به کارش برد. که این دومی در همون سایت مورد بررسی قرار گرفته: http://www.askdin.com/showthread.php?t=55477 |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| روش علمی-تجربی: خوب یا بد؟ | سعدی | 33 | 9,945 |
۱۶/آبان/۹۶ ۰:۰۳ آخرین ارسال: سعدی |
|










إِيَّاکُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بَالْکَلْبِ الْعَقُورِ)![[تصویر: dm2r_f.b_%28478%29.jpg]](http://uupload.ir/files/dm2r_f.b_%28478%29.jpg)
![[تصویر: huh.png]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/smilies/huh.png)
إِيَّاکُمْ وَالْمُثْلَةَ وَلَوْ بَالْکَلْبِ الْعَقُورِ)