۲۳/مهر/۹۵, ۲۱:۲۸
(۲۳/مهر/۹۵ ۲۰:۵۹)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خداسلام وشب بخیربگذارید با مثالی روشن مطلب را نشان بدهم . من دختری دارم 30 ساله وشوهر ندارد زمان بسرعت میگذرد وپیری ازراه میرسد شاید شوهرگیر نیاید اما میتواند از امکانی که خداوند برایش فراهم کرده بهره برد .باو میگویم توآزادی بدون قید وشرط اگر کسی را پیدا کردی زندگی ات را آغاز کن حتی برای یکروز تنها چیزی که باو یاد میدهم اینکه این صیغه را بخوان (چون خواندن صیغه برعهده زن است) ومرد میگوید قبلت.ایشان در مسیری با خود شما ویا برادرتان برخورد میکند وبا نگاهی همه چیز رد وبدل میشودو سپس میرود درمکانی که دارد با او زندگی میکند بدون آگاهی کسی وثبت در دفترخانه وتشریفات دیگر این است ازدواج بدون قید وبند اگر صیغه نخواند معاطات است وباطل که این مورد اگر پیگیری در مجلس بشود امکان حل آن هست. این امر چه مشکلی دارد؟آیا چون منشا این امر غرب است مشکل دارد؟ مگر برای گوشی های موبایل که ازغرب میایدسریعا اقدام میکنیم اشکالی ندارد اینجا اشکال دارد؟خیر جهان پهناور ازخداست وبندگان خدا بدنبال راه حل مشکلات خودند واگر مشکلی را حل کردند خردمندانه نیست که درهارا ببندیم وفرار کنیم باید بررسی کنیم وتصمیم مقتضی بگیریم .فقه پویای امام راحل چنین بود اصلا چرا باید معاطات در همه عقود مجاز باشد در ازدواج نه حتما گیری دارد که روحانیت ما درنیافته وغرب آنرا دریافته است کمی دقت راه را باز میکند اندیشه بسته به پایان راه نمیرسد موفق باشید. ضمنا خیلی چیزها در فقه ما سابقه نداشته اما وارد آن شده است نمونه آن بانک وبیمه وشطرنج وموارد دیگر
میگم خلط بحث میکنی همینه دیگه
عزیز برادرم این که صیغه جاری بشه میشه چی؟ عقد دائم و موقت ( البته با توجه به شرایطی که شما میدونی چه فرقی بین دائم و موقت هست)
بعدش این که ثبت بکنی یا نکنی رو علتش مشخصه و شما خوب میدونی که اگه عملی جایی ثبت نشه تبعاتش چیه و این عدم ثبت ، عقد فی ما بین طرفین رو باطل و یا خدشه نمیزنه اما تبعاتش رو به همراه میاره.
نمیدونم چرا شما حکم شرع رو میخوای با اجازه افرادی که واضع احکام شرع نیستن مشروع کنی؟
فکر کنم تا مدتی دیگه هم نظریه بدید به اینکه مجلس میتونه بیاد مصوبه ای تصویب کنه که نماز نخونیم چون وقت ملت گرفته میشه برای انجام کارهایاداری و حتی قبله رو هم هیکی خواست به هر جهت بخونه مهم نیست .
(۲۳/مهر/۹۵ ۲۰:۵۹)aliabad نوشته است: [ -> ]آیا چون منشا این امر غرب است مشکل دارد؟ مگر برای گوشی های موبایل که ازغرب میایدسریعا اقدام میکنیم اشکالی ندارد اینجا اشکال دارد؟خیر جهان پهناور ازخداست وبندگان خدا بدنبال راه حل مشکلات خودند واگر مشکلی را حل کردند خردمندانه نیست که درهارا ببندیم وفرار کنیم باید بررسی کنیم وتصمیم مقتضی بگیریم .فقه پویای امام راحل چنین بود اصلا چرا باید معاطات در همه عقود مجاز باشد در ازدواج نه حتما گیری دارد که روحانیت ما درنیافته وغرب آنرا دریافته است کمی دقت راه را باز میکند اندیشه بسته به پایان راه نمیرسد موفق باشید. ضمنا خیلی چیزها در فقه ما سابقه نداشته اما وارد آن شده است نمونه آن بانک وبیمه وشطرنج وموارد دیگرفقه پویای امام این بود که نکاح غیر مشروع رو بنیان بزارن؟
امام خمینی ره ببین چه فرمود . بعد بگو که فقه پویا امام راحل
(۲۳/مهر/۹۵ ۲۰:۵۹)aliabad نوشته است: [ -> ]با نهایت احترامی که براتون قائل هستم ولی نمیدونم چطور این ها رو میگید.در تحریر الوسیلة؛ ج2، ص: 234؛ ابتدای کتاب النکاح فرموده است:فصل فی عقد النکاح و أحکامهالنکاح على قسمین: دائم و منقطع، و کل منهما یحتاج إلى عقد مشتمل على إیجاب و قبول لفظین دالین على إنشاء المعنى المقصود و الرضا به دلالة معتبرة عند أهل المحاورة، فلا یکفی مجرد الرضا القلبی من الطرفین و لا المعاطاة الجاریة فی غالب المعاملات و لا الکتابة، و کذا الإشارة المفهمة فی غیر الأخرس، و الأحوط لزوما کونه فیهما باللفظ العربی، فلا یجزی غیره من سائر اللغات إلا مع العجز عنه و لو بتوکیل الغیر، و إن کان الأقوى عدم وجوب التوکیل، و یجوز بغیر العربی مع العجز عنه، و عند ذلک لا بأس بإیقاعه بغیره لکن بعبارة یکون مفادها مفاد اللفظ العربی بحیث تعد ترجمته.
یعنی: ازدواج بر دو قسم است: دایم و منقطع. و هر یک از اینها نیازمند عقدى مشتمل بر ایجاب لفظی و قبول لفظی است که بر انشاى معناى مورد نظر و رضایت به آن گونه که در نزد اهل محاوره و گفتگو معتبر است، دلالت نماید؛ پس نه صرف رضایت قلبى دو طرف کفایت میکند و نه معاطاتى که در غالب معاملات جریان دارد و نه نوشتن. و همچنین در غیر انسان لال اشارهاى که این معنى را برساند نیز کفایت نمىکند. و احتیاط لازم آن است که ایجاب و قبول به لفظ عربى باشد پس غیر از عربى، از لغتهاى دیگر مجزى نمىباشد مگر آن که از جاری نمودن عقد به زبان عربی عاجز باشند هرچند با وکالت دادن به دیگرى، اگر چه اقوى آن است که وکیل گرفتن واجب نمىباشد. و در صورت ناتوانی از عربى، جاری کردن خطبه عقد به زبان غیر عربى جایز است و در این صورت، واقع ساختن عقد به غیر عربى اشکالى ندارد، لیکن باید با عباراتى باشد که محتوایش همان معنا و مضمون لفظ عربى باشد، به طورى که ترجمه آن شمرده شود.
(تحریر الوسیلة؛ ج2، ص: 274)
مسألة 1 النکاح المنقطع کالدائم فی أنه یحتاج إلى عقد مشتملعلى إیجاب و قبول لفظیین و أنه لا یکفی فیه مجرد الرضا القلبی من الطرفین و لا المعاطاة و لا الکتابة و لا الإشارة، و فی غیر ذلک کما فصل ذلک کلهیعنی: ازدواج موقت مانند ازدواج دایم است در اینکه احتیاج دارد به عقدى که دارای ایجاب و قبول لفظی است؛ و در اینکه تنها رضایت قلبى دو طرف و معاطات و نوشتن و اشاره، در تحقق آن کفایت نمىکند و نیز در غیر اینها از احکام، همانگونه که همۀ اینها به تفصیل بیان شد.
(۲۳/مهر/۹۵ ۲۰:۵۹)aliabad نوشته است: [ -> ]آیا چون منشا این امر غرب است مشکل دارد؟ مگر برای گوشی های موبایل که ازغرب میایدسریعا اقدام میکنیم اشکالی ندارد اینجا اشکال دارد؟خیر جهان پهناور ازخداست وبندگان خدا بدنبال راه حل مشکلات خودند واگر مشکلی را حل کردند خردمندانه نیست که درهارا ببندیم وفرار کنیم باید بررسی کنیم وتصمیم مقتضی بگیریم .فقه پویای امام راحل چنین بود اصلا چرا باید معاطات در همه عقود مجاز باشد در ازدواج نه حتما گیری دارد که روحانیت ما درنیافته وغرب آنرا دریافته است کمی دقت راه را باز میکند اندیشه بسته به پایان راه نمیرسد موفق باشید. ضمنا خیلی چیزها در فقه ما سابقه نداشته اما وارد آن شده است نمونه آن بانک وبیمه وشطرنج وموارد دیگرشما که میفرمایی غرب پی به اون برد دیگه خودشون میدونن چیه. الان مثلا ازدواج همجنسگرا ها رو شما چطور میبینین؟ ایا اسلام ازش غافل نموند؟ یا اسلا اون ازدواج هایی که تو دوران جاهلیت بود چرا نسخ شد؟ ایا نبی خاتم نمیدونست مناسب هست یا نه؟ گاه گاه برخی عبارات شما بوی خاصی میده ها .
برای نمونه ببینین الان کدوم یکی به دید شما مناسب ست که دوباره تجدید کنیم و اجیا کر باشین شما
نقل قول:نکاح استبضاع :در جاهلیت به این دلیل صورت می گرفت که اگر مردی دوست داشت فرندانش از نسل خوبی بشوند و خودش توانایی این کار را نداشت ، همسرش را در اختیار مرد دیگری که نسل و نژادش مورد تأیید است قرار می داد که از او صاحب فرزند شود و بعد از تولد این نوزاد را به عنوان فرزند خودش معرفی می کرد .عزیزم وقتی مجتهد باشی اصلا چرا وارد بحث دیگه بشیم فعلا اینها رو برسی کنیم .شاخه ها زیاده اما مطلب اصلی مهم تر هست.
نكاح جمعي :در این نوع ، یک گروه مشخص چند نفری از مردان با یک زن ارتباط داشتند و اگر آن زن صاحب فرزندی می شد ، همه آن مردها را جمع می کرد و می گفت که این فرزند شبیه فلان کس است ، پس فرزند اوست و آن مرد را به عنوان پدر آن بچه محسوب می کردند.
ازدواج صواحب الرايات : زنانی هم بر سر در خانه هایشان « پرچم » نصب می کردند . که این مفهوم را داشت که هر مردی می تواند با این ها ازدواج کند و ارتباط برقرار کند .
نکاح شغار: به این صورت بود که یک مردی به مرد دیگری می گفت که مثلا من خواهرم را به تو می دهم و مهریه اش این باشد که تو هم خواهرت را به من بدهی و هیچ صحبت دیگری در میان نبود.
نكاح مقت : اگر مردی از دنیا می رفت که چند همسر داشت ، پسرش همسران پدر را - بجز مادر خويش - به ارث می بُرد یا مالکیت آنها را به دست می آورد که یا خودش می توانست با آنها ازدواج کند و یا آنها را به ازدواج مردان دیگر در می آورد.
نكاح بدل:در این نوع ازدواج ، متاسفانه ، مرد متاهلی به مرد متاهل دیگری پیشنهاد می داد که زن هایشان را با همدیگر عوض کنند !
ازدواج با اختین: ازدواج با دو خواهر در یک زمان
ازدواج صداق: همان ازدواج رایج در همه ادیان آسمانی است که زمان آن نامعین و مهر آن معین است.
ازدواج متعه (موقت): این نوع ازدواج در ادیان الهی سابق رواج داشت و ملتهای غیرالهی نیز به آن ملتزم بودند. در این ازدواج مهر و زمان معلوم است.
ازدواج اماء: به معنای پیوند با کنیزان است. کنیزانی را از جاهای مختلف برای فروش می آوردند. هرکس یکی از آنها را می خرید، بی آنکه مهری بپردازد، همسرش میشد.
جناب در قدیم هم بیماری ها به این شکل زیاد نبودن ولی الان چرا زیاد شدن؟