تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چگونه میتوان منطقی آئین بهائیت را ردکرد؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۱۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۲)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام صبح شما بخیر وتشکر از مباحثات
آنچه در این مباحث مرتبط با بنده است اینستکه یک بحث منطقی معمولا کمترین نیاز به منبع را دارد چه بحثی است عقلانی وقابل درک طرفین .اما در مورد اشتراکات میان ما وبابی ها وبهائی ها همه چیز حدوددوقرن پیش آغاز میشود که باب ادعاهای خودرا مطرح کردودراوایل کتاب بیان باورهای خودرا ازآدم تا خاتم وامامان شیعه تا نائب چهارم صریحا آورده است .ولی درادامه نوعی سکوت برقرار میشود .در اینجا دوفرض منطقی بیش نیست یکی آنکه امام زمان متوفی شده است که غالبا طرفدار این امرند ویکی هم اینکه امام زنده اند وبعدا باب جایگزین ایشان میشود .بنده هردوفرض را در مطلب خود مطرح کرده وپاسخ آنرا نوشته ام.موفق باشید

علی اباد عزیز سلام. این سوال منو پاسخ ندادینا Blush
(۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۶)aliabad نوشته است: [ -> ]بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند .
این رو من تو پست های پیشین مطرح کردم ولی پاسخ از سمت شما نگرفتم.
اگه این رو شما مطرح میکنین که هیج وگرنه تو منابع بابی و بهایی هیچ مطلبی در این مورد بیان نشده و اگه شده لطف کنین بگین.
بابی ها اگه معتقد به فوت امام 12 شیعه بودن که هیچگاه دنبال این شخص راه نمی افتادنا Smile

شما ادعای ابتدایی باب رو اگه دقت کنین متوجه میشین که بابیها ( همون بیانیها ) منتظر موعود بودن (حتی طبق نگاه شیخیه هم نگاه کنی بازم به همین میرسی و چون اینها دنباله رو شیخیه هستن باید به اونها هم یه نگاه بندازین)
برای نمونه :

نقل قول:پاورقی ص 199 مطالع الأنوار عربی، جناب باب در اواخر آن زمان، در آغاز سال 1264 از ماکو نامه‌ای به محمد شاه می‌نویسد. بخشی از آن نامه در همین پاورقی آمده است. ترجمه برخی از قسمت های آن نامه را در اینجا می‌آوریم:
«خدا را شاهد می‌گیرم که وحدانیت او و نبوت حبیب او و ولایت خلفای رسول او ظاهر نمی‌شود مگر به مرآت چهارم که پرتوی از سه مرآت قبلی است و خدا مرا از طینتی پاک آفرید و به این مقام رسانید ... و من تو را به این مطلب آشنا می‌کنم برای اینکه از فرمان مولای بزرگوارت بقیة الله سرپیچی نکرده باشم ... به جان خودم سوگند اگر اطاعت فرمان حجت الله- که روح من و دیگر موجودات فدایش باد- واجب نبود هر آینه تو را به این گفتار آگاه نمی‌ساختم»
ایا این نشون نمیده که اعتقاد به مهدویت ، قائم موعود ، و زنده بودنش رو داشتن؟ حالا بماند که برخی میزنن به حاشیه ولی شما بفرما که کجا اومده که مهدی موعود _ حجت بن الحسن _ عج فوت کرده ؟
جالبتر اینکه تو اولین ادعای خودش همین جناب باب تو کتاب
قیوم الاسما _احسن القصص _ شرح ( تفسیر ) سوره یوسف _ تو سوره الملک ، ببین چی میگه : اینم متن کتابش همون اول کتاب هستش
[تصویر: do.php?img=4538]
ببین چی میگه : "الله قد قدر ان يخرج ذالک الکتاب في تفسير احسن القصص من عند محمد بن الحسن بن علي بن محمد بن علي بن موسي بن جعفر بن محمد بن علي بن الحسين بن علي ابي طالب علي عبده ليکون حجه الله من عند الذکر علي العالمين بليغا
حالا شما بفرما این محمد بن الحسن کی فوت شده ؟
علی اباد عزیز منتظر پاسخ از طرف شما هستماBlush
(۱۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۲)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام صبح شما بخیر وتشکر از مباحثات
آنچه در این مباحث مرتبط با بنده است اینستکه یک بحث منطقی معمولا کمترین نیاز به منبع را دارد چه بحثی است عقلانی وقابل درک طرفین .
ظهر شما بخیر ، بحث تاریخی و ریشه ای هست و باید با مدرک صحبت کرد اونم در حد حتی یه سند . ولی بدون هیچ صحبت کردن یکم خلاف عقل هست .
بنام خدا
سلام وتشکر آنچه شما نگاشته اید درست است اما بنده درتماس با بیانی ها (همین دیروز )برخی سال فوت امام را326 میدانند ودلیل آنرا هم عمر عادی آن حضرت می شمارند ولذا این فرض هم درمیانشان هست .نکته باریکتر ازمو اینستکه این جماعت یک روده راست درشکمشان نیست وبهر طرف که بخواهند میروند پس ناچار باید راه منطقی را رفت یعنی دوفرض بیشتر وجودندارد یا فوت امام پس ازنائب چهارم ویا ادامه حیات امام وبرای هردو پاسخ آماده کرد ومن چنین کردم موفق باشید.
(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۴:۵۱)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر آنچه شما نگاشته اید درست است اما بنده درتماس با بیانی ها (همین دیروز )برخی سال فوت امام را326 میدانند ودلیل آنرا هم عمر عادی آن حضرت می شمارند ولذا این فرض هم درمیانشان هست .نکته باریکتر ازمو اینستکه این جماعت یک روده راست درشکمشان نیست وبهر طرف که بخواهند میروند پس ناچار باید راه منطقی را رفت یعنی دوفرض بیشتر وجودندارد یا فوت امام پس ازنائب چهارم ویا ادامه حیات امام وبرای هردو پاسخ آماده کرد ومن چنین کردم موفق باشید.

سلام علی اباد گرامی
بیانیها باید این کتاب و دیگر کتب علی محمد شیرازی ( باب _ نقطه اولی _ حضرت رب اعلی و .... ) رو قبول داشته باشن و اگر بگن نه جای سوال داره .
حالب تر اینکه در کتب خودشون این بابیها ،" اهل بیان " به کرات به وجود حجت بن الحسن اقرار داشته و حتی خود باب هم مقر بود .
چند نمونه فقط ادرس میدم بهتون که به اینها که چنین مطلبی میگن ارایه بدین و اگه هم شد لطف کنین و یه درک برای این که سال 326 امام فوت شده ارایه بدن و شما هم بیایین و به بنده بدین ، البته بیزحمتRose

البته باید توجه داشت که اکه امام فوت شده باشه این اقا نقش چیو میخواست ایفا کنه؟ بعدشم اینا که به اصطلاح شیعه 12 امامی بودن و شیعه 12 امامی اونم منشق شده به فرقه شیخیه و... چنین ادعایی نداشتناSmile خود سید کاظم رشتی و شیخ احمد احسایی همش میگفتن اون موعود که فلان و .... هست اودنش دیگه نزدیکه.
چطور میشه تو کتاب صحیفه عدلیه اعتراف به وجود امام غایب میکنه؟ صفحه 28 خطوط ابتدایی .
متنش رو براتون میزنم اگه تصویر کتاب خواستیم ادرس میدم
" باینجاختم شد از سبیل فضل امام غایب عجل الله فرجه عبدی از عبید خود را از بحبوحه اعحام و اشراف منتخب از برای حفظ دین فرموده ...." اینجا الان امام غایب کیه؟ ایا غیر از محمد بن الحسن هست؟
کد PHP:
[size=small][color=#000000]كتاب  صحيفه عدليه از نخستين آثار ميرزا عليمحمد باب مي باشد كه در آن به شرح  عقائد خويش پرداخته و كوشيده است تا شبهه مخالفت با اسلام را از دامان خود  پاك كند. كتاب توسط بابيه ازلي در تهران به چاپ رسيده و در كتب بهائي در  موارد متعدد به آن استناد شده و امروزه دركتاب خانه بهائيان در جزو كتب باب  قرار گرفته است، نام ديگر آن صحيفة العدل است. [/color][/size] 
یا سر بزنیم به ابلاغیه ایشون که تو سالهای نخست ادعای بابیت خودشون مطرح میکنن ( این هم میتونین تو کتاب فاضل مازندرانی که اسمش اسرار الآثار خصوصی- ج1 صفحه 182 ) هست مشاهده کنین .
... و أشهد أنّ الیوم کان حجّتک محمّد بن الحسن صلواتک علیه و علی من اتّبعه ...,
و گواهی می دهم که امروز حجت خدا حضرت محمد بن الحسن است ؛ صلوات خدا بر او و پیروانش باد، می باشد.
بعدشو قبلش هم جالبه که بخونین.
یعنی این که اونا میگن با اولیات عقیده خودشون مخالفه.
واقعا منتظرم ببینم این ها از روی چی میگن امام زمان فوت شده.
جناب علی اباد حتما اینها رو به اون بیانیها بدین ، به شخصه منتظرم ببینم دلیل چی ارایه میکنن اونها .
بنام خدا
سلام وتشکر بنده عرض نکردم که آنها امام را قبول ندارند چرا صریحا درکتاب بیان امده است وحتی 4 نائب را قبول دارند اما یک نظر براین است که پس ارماموریت چهارمی امام بطور طبیعی فوت کرده اند وزمینه را برای آینده مهیا نموده اند تا مثلا موعودیکه صعود کرده برگردد مساله اینست البته همه آنها اینگونه فکر نمیکنند .بنده کاری به اسناد ومنابع انها ندارم بلکه بطور منطقی هردوراه را پاسخ داده ام اگر شما مایلید پیگیر نظرات انها باشید راسا اقدام فرمائید .تلاش من در اینگونه مسیرها فرار از منابع وروایاتی است که همیشه زیر سوال میرود اما امر عقلانی مقبول همگان است موفق باشید
لطفا یک باردیگر مطلب مرا مرور کنید
(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۸:۳۰)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر بنده عرض نکردم که آنها امام را قبول ندارند چرا صریحا درکتاب بیان امده است وحتی 4 نائب را قبول دارند اما یک نظر براین است که پس ارماموریت چهارمی امام بطور طبیعی فوت کرده اند وزمینه را برای آینده مهیا نموده اند تا مثلا موعودیکه صعود کرده برگردد مساله اینست البته همه آنها اینگونه فکر نمیکنند .بنده کاری به اسناد ومنابع انها ندارم بلکه بطور منطقی هردوراه را پاسخ داده ام اگر شما مایلید پیگیر نظرات انها باشید راسا اقدام فرمائید .تلاش من در اینگونه مسیرها فرار از منابع وروایاتی است که همیشه زیر سوال میرود اما امر عقلانی مقبول همگان است موفق باشید
لطفا یک باردیگر مطلب مرا مرور کنید

علی اباد گرامی شما مثل اینکه دقت نکردی چی به چی شده تو این پستها .
(۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۶)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا

برای رد این آئین که برخی از هم وطنان ما پیرو آنند روشهائی بکار گرفته شده است که علاوه برپیچیدگی آنها به مسایل سیاسی نیز آلوده میگردد وکاررا دشوار میسازد بنده روشی ساده را برای رد اینگونه آئین ها که در دنیای اسلام ایجاد شده است مطرح میکنم شاید مفید واقع شود.
معمولا یکی از دلایل اثبات هر دین وپیامبری بشارت پیامبر پیشین است که در مورد پیامبران اولوالعزم مطرح است. درآئین بهائیت چون امکان معجزه مقدور نیست آنها نیز به بشارت پیامبر قبلی یعنی باب متوسل میشوند که این بشارت در کتاب بیان متعلق به باب آمده است . اینک باید دید که خودباب برچه اساس ادعای رسالت کرده وصاحب دین بیانی است؟ اما ایشان قبل از اینکه مدعی بشارت اسلام برآمدن وی باشد چون مدعی مهدویت بوده باید اول این ادعا را ثابت کند .وپیش ازآن ادعای بابیت امام زمان را نموده است پس ابتدا باید ثابت کند که چگونه باب ایشان بوده است؟ بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند . حال باید از یک بابی ویا بهائی پرسید که دلیلتان برفوت امام زمان چیست؟ چرا که آن وجود مبارک در قرن سوم مورد توجه مسلمانان بودند واگر فوتی صورت می پذیرفت حتما در آن عصر آثاری بجای میگذاشت . حال اگر آنها براین باورند که امام زمان متوفی شده اند دلیلشان چیست؟ هرچه باشد؟ که هیچ دلیلی جز اینکه عمر طبیعی داشته اند ندارند و نمیتوانند اثبات کنند که ایشان فوت کرده اند وچون نمیتوانند اثبات کنند پس باید زنده بودن ایشان بپذیرند و8 قرن بعد باب مدعی بابیت ایشان شود .باز ایشان باید دلیل بابیت خودرا اثبات کنند چرا که نواب امام هریک دست نوشته داشتند .ایشان چه دارند؟وقطعا مدرکی ندارند. وبعد هم که مدعی مهدویت شده اند بپرسیم که مهدی ما که زنده است فرزند حسن عسگری است شما کیستید؟و کجاست آن حکومت عدل که در انتظارش بودیم؟ با این موارد همه چیزشان برهوامیرود ودیگر نیازی به پیگیری ادعای رسالت ایشان وبشارت ایشان به بهاء الله وبقیه امور نمیرسد . بعبارت دیگر گربه را باید دم حجله گیر انداخت . البته کسانیکه در دام این آئین ها هستند بخشی از هم وطنانند که نباید با رفتار غیر انسانی آنان را طرد نمود موفق باشید.
دقت کنید که گفتید :

(۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۶)aliabad نوشته است: [ -> ] بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند .
شما گفتی بابی ها و این عقیده رو به کل ارجاع دادی و استثنا نیاوردی . نمیخوام ریز گیری کنم و خرده گیری خیر قصد من چنین نیست و هیچگاه چنین نبود .
بحث ابتدایی هم خوب بود و جای قدر دانی ولی برخی عبارات مطلب رو از میزان انداخت .
و اما مطلب بعدی شما
(۱۴/شهریور/۹۵ ۲۱:۵۶)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وشب بخیر وتشکر بله درستش همین است اما برخی از دوستان مایلند درمواجهه با یک بیانی یا بهائی مباحثه کنند بنده پیشنهاد دادم بجای اتهامات سیاسی وغیر معقول با منطق چند سوال بپرسید نتیجه بی هویتی آنها روشن میشود موفق باشید

شما باب مطلبی رو باز کردید ، اما جالب اینجاست که تهمت و ورود به سیاست رو خود بیانی ها و بهایی ها میل دارند شروع کنند نه ما . از طرفی مبحثی که سیاسی شد و تهمت بود از نگاه شما لطفا بگین کدوم بوده تا برسی کنیم و دلایلی در صورت نیاز ارایه بشه .
در پست بعد گفتید :
(۱۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۲)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام صبح شما بخیر وتشکر از مباحثات
آنچه در این مباحث مرتبط با بنده است اینستکه یک بحث منطقی معمولا کمترین نیاز به منبع را دارد چه بحثی است عقلانی وقابل درک طرفین .اما در مورد اشتراکات میان ما وبابی ها وبهائی ها همه چیز حدوددوقرن پیش آغاز میشود که باب ادعاهای خودرا مطرح کردودراوایل کتاب بیان باورهای خودرا ازآدم تا خاتم وامامان شیعه تا نائب چهارم صریحا آورده است .ولی درادامه نوعی سکوت برقرار میشود .در اینجا دوفرض منطقی بیش نیست یکی آنکه امام زمان متوفی شده است که غالبا طرفدار این امرند ویکی هم اینکه امام زنده اند وبعدا باب جایگزین ایشان میشود .بنده هردوفرض را در مطلب خود مطرح کرده وپاسخ آنرا نوشته ام.موفق باشید
خوب شما دوست دارین هرچی خوش امد بگین این دیگه یچیزی هست و بحث کردن منطقی ( بقول سعدی گرام ) یه اصولی داره نه اینکه من هرچی شد بگم و حالا سند داشت و نداشت و صادق و کاذب بود مهم نیست فقط یه چی بگم ، البته اظهار نظر جای خودش رو داره ولی اگه قرار هست عقیده ای رد بشه باید صحیح رد بشه وگرنه "
اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید "
خو شما بدون صغری و کبری میخوای نتیجه بگیری و البته این چینشی که در پست اول زدی خودش میتونه مورد پرسش باشه که کی باب ادعای نبوت و بابیت و قائمیت کرد؟ اومد و یکی یکی گفت تا مرد شوکه نشن وگرنه ادعا نکرد که هر بازم توبه کرد و رفت بالاترBig Grin


جناب علی اباد این دو دسته رو شما چطور چینش دادین؟ عده ای بر فوت! و عده ای بر زنده بودن !
وقتی باب اون مطالب رو میگه که براتون ارسال کردم این نشون میده که موعود ، زنده بوده و این فرض شما رد میشه و اگه هم عقیده بیانی ها این باشه _ حتی تعداد کمی از اونها _ بازم رد هست و فقط میمونه دسته دوم فرضیه شما که :
(۱۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۲)aliabad نوشته است: [ -> ]ویکی هم اینکه امام زنده اند وبعدا باب جایگزین ایشان میشود .
یعنی باب که دنیا میاد و دین جدید میاره امام فوت میکنه؟ نکنه باب اون موعود بشارت داده بود و امام هم نعوذ بالله اون رانده شده Dodgy یعنی من واقعا گاهی تو نگاه شما میمونم که فکرتون کجاها سیر میکنه .
(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۴:۵۱)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر آنچه شما نگاشته اید درست است اما بنده درتماس با بیانی ها (همین دیروز )برخی سال فوت امام را326 میدانند ودلیل آنرا هم عمر عادی آن حضرت می شمارند ولذا این فرض هم درمیانشان هست .نکته باریکتر ازمو اینستکه این جماعت یک روده راست درشکمشان نیست وبهر طرف که بخواهند میروند پس ناچار باید راه منطقی را رفت یعنی دوفرض بیشتر وجودندارد یا فوت امام پس ازنائب چهارم ویا ادامه حیات امام وبرای هردو پاسخ آماده کرد ومن چنین کردم موفق باشید.

دینشون رو بر فرضیات پیش میبرن مگه؟ مثلا خدا نیست ، مثلا خدا در بنده و زندانی ، فرض بگیریم که باب رفته و برمیگرده و ... اخه این چی نگاهیه شما داری اخه . طرف کلی طرفدار داره این حرفا چیه .Wink
(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۸:۳۰)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر بنده عرض نکردم که آنها امام را قبول ندارند چرا صریحا درکتاب بیان امده است وحتی 4 نائب را قبول دارند اما یک نظر براین است که پس ارماموریت چهارمی امام بطور طبیعی فوت کرده اند وزمینه را برای آینده مهیا نموده اند تا مثلا موعودیکه صعود کرده برگردد مساله اینست البته همه آنها اینگونه فکر نمیکنند .بنده کاری به اسناد ومنابع انها ندارم بلکه بطور منطقی هردوراه را پاسخ داده ام اگر شما مایلید پیگیر نظرات انها باشید راسا اقدام فرمائید .تلاش من در اینگونه مسیرها فرار از منابع وروایاتی است که همیشه زیر سوال میرود اما امر عقلانی مقبول همگان است موفق باشید
لطفا یک باردیگر مطلب مرا مرور کنید
امام رو گفتین فوت شده قبول دارند مطالب رو شما هم یبار دیگه بخونین .
بازهم روی همین نکته تکرار کردین که بعد از ماموریت شخص 4 که میشه
ابوالحسن علی بن محمد سمری
خوب اگه فرض رو بر همینم بزاریم بازم خلاف عقیدشون میشه دیگهBig Grin منتظر موعود بودن تا زمان ادعای قائمیت جناب باب که جالبه که بگم برخی تا این باب ادعای قائمیت کرد ازش رو برگردوند ، خو چطور میشه اینها رو با هم جمع کرد؟

من فقط از شما خواستم که یه سندی یه سخنی یه چی ارایه بدین که اینها عقدیه دارن که امام فوت شده. خو این عقیده باید جایی باشه دیگه . من که ندیدم تا الان جایی ، شما مطمئنی اونها بیانی هستنHuhHuhHuhHuh ؟
اگه مطلبی ندارید که هیچ وگرنه میل دارم تو این موضوع که فتح باب شد بیشتر منطقی نگارش کنین .
دوستان هم نظری دارن حتما بیان و مطلبشون رو بیان کنن.
بنام خدا
سلام وشب بخیر
1- بله مورد کلی نیست وبرخی چنین فکر میکنند
2- در مورد سیاسی کردن منظورم این سایت نیست هرکس با یک بهائی برخورد میکند اول میگوید شما ساخته بریتانیا هستید ویا مثلا با اسرائیل چنین وچنان .. اینها مشکل گشا نیست باید وارد اصل مطلب شد واز مواردیکه بیان کردم شروع کنیم.
3- دریک بحث عقلانی معمولا فروضی درنظر گرفته میشود وهریک ازآنها بررسی ووضعش روشن میشود مثلا فرض فوت امام که برخی قائلند چون قادر به اثبات نیست رد میشود میماند مورد دوم این روشی منطقی است که همه عقلا با آن آشنا هستند
4- بزرگترین اشتباه شما دراینستکه سوالات مرا از یک بابی جواب میدهید مگر شما بابی هستید؟ اینها پرسشهائی است که یک نفر بابی باید پاسخ دهد وجوابی ندارد واین فرض هم باطل میشود وامام زمان همچنان زنده وادعای باب رد میگردد.
5- باز اشتباه کردید اساسا سوالات کلیدی بنده هیچ پاسخی ندارد وآنها درمانده میشوند کمااینکه تا کنون به بنده پاسخ نداده اند واین امر تجربه شده است اگر شما پاسخ سوالات مرا بعنوان یک بیانی بدهید آنگاه خود به فساد دلیل خود آگاه میگردید ( دقت کنید)
اشکال کار شما در اینستکه روشی را آموختید وازآن خارج نمیشوید ومدام درهمان چارچوب میگردید .این روشی عقلانی است برای رد ادعای باب .همیشه بجز آنچه که میدانید راه های دیگری هم هست تجربه کنید ومیتوانید درنقش یک بابی پاسخ دهید تا ایرادهای روش بنده برای خودم هم کشف شود موفق باشید.
(۱۵/شهریور/۹۵ ۲۰:۳۴)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وشب بخیر
1- بله مورد کلی نیست وبرخی چنین فکر میکنند
2- در مورد سیاسی کردن منظورم این سایت نیست هرکس با یک بهائی برخورد میکند اول میگوید شما ساخته بریتانیا هستید ویا مثلا با اسرائیل چنین وچنان .. اینها مشکل گشا نیست باید وارد اصل مطلب شد واز مواردیکه بیان کردم شروع کنیم.
3- دریک بحث عقلانی معمولا فروضی درنظر گرفته میشود وهریک ازآنها بررسی ووضعش روشن میشود مثلا فرض فوت امام که برخی قائلند چون قادر به اثبات نیست رد میشود میماند مورد دوم این روشی منطقی است که همه عقلا با آن آشنا هستند
4- بزرگترین اشتباه شما دراینستکه سوالات مرا از یک بابی جواب میدهید مگر شما بابی هستید؟ اینها پرسشهائی است که یک نفر بابی باید پاسخ دهد وجوابی ندارد واین فرض هم باطل میشود وامام زمان همچنان زنده وادعای باب رد میگردد.
5- باز اشتباه کردید اساسا سوالات کلیدی بنده هیچ پاسخی ندارد وآنها درمانده میشوند کمااینکه تا کنون به بنده پاسخ نداده اند واین امر تجربه شده است اگر شما پاسخ سوالات مرا بعنوان یک بیانی بدهید آنگاه خود به فساد دلیل خود آگاه میگردید ( دقت کنید)
اشکال کار شما در اینستکه روشی را آموختید وازآن خارج نمیشوید ومدام درهمان چارچوب میگردید .این روشی عقلانی است برای رد ادعای باب .همیشه بجز آنچه که میدانید راه های دیگری هم هست تجربه کنید ومیتوانید درنقش یک بابی پاسخ دهید تا ایرادهای روش بنده برای خودم هم کشف شود موفق باشید.

وقت شماهم بخیر
گرامی شما یبار پست اول من رو بخونین ببینین من چی پرسیدم.
من روشی رو یاد نگرفتم بکله متناسب با نوع پرسش به اون چارچوب میدم.
اشکال شما این هست که میخوایین با منطق خودتون که بی سند صحبت کردن هست پیش برین و از این کار دست برنمیدارین Heart
اما در مورد دوم کلام تون که گفتین سیاسی و... بله موافقیم ولی شما دقت کنین که یه بحثی هست به اسم تبلیغ تو بهاییت که اصول اینها هست و بهایی بدون تبلیغ یعنی هیچ Smile شما با مبانی اینها چقدر اشنایی دارین ؟ اگه بدونین میدونین که بهایی بدون تبلیغ یعنی بهایی نیست . و این امر خودش مباحثی رو پیشرو میاره که با مبانی خود بیت العدل و ... و مبانی خودشون تناقض داره و اگه قرار بشه بحث سیاسی بشه خودشون پیش دستی میکنن Blush
یه کم هم تو کتابهای تاریخ سر بزنیم و ورق بزنیم ( کتب خود بهاییها رو میبینینم چه مطالبی دارن در باره سیاسی کاری و استعمار )
در مورد 3 بله فرض مطرح میشه اما شما فرضیات رو خودتون میگین و خودتون هم رد میکنین .
اما دقت نمیکینین که باب ادعای قائمیت میکنه ولی کدوم قائم ؟خو برادر من توبه قائمیت باب رو بخونین .
خو من الان برای پاسخ قسمت 4 شما یه چی میگم ؛ شما کسی رو نقد میکنین دلیل نداره پاسخ دهندش حتما اون دینی و اون عقیده رو داشته باشه ، بلکه وقتی نگاهی اشتباه توش باشه از دید هر شخصی میتونه نقض و رد بشه . دلیل بر بابی بودن نیست بلکه فرضیات شما اساسا اشتباه هست . شما گفتی بابی ها من گفتم باب ادعاش اینه و این یعنی فرضیات شما غلط بود Cool و ادامه ماجرا ....
(۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۶)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا

برای رد این آئین که برخی از هم وطنان ما پیرو آنند روشهائی بکار گرفته شده است که علاوه برپیچیدگی آنها به مسایل سیاسی نیز آلوده میگردد وکاررا دشوار میسازد بنده روشی ساده را برای رد اینگونه آئین ها که در دنیای اسلام ایجاد شده است مطرح میکنم شاید مفید واقع شود.
معمولا یکی از دلایل اثبات هر دین وپیامبری بشارت پیامبر پیشین است که در مورد پیامبران اولوالعزم مطرح است. درآئین بهائیت چون امکان معجزه مقدور نیست آنها نیز به بشارت پیامبر قبلی یعنی باب متوسل میشوند که این بشارت در کتاب بیان متعلق به باب آمده است . اینک باید دید که خودباب برچه اساس ادعای رسالت کرده وصاحب دین بیانی است؟ اما ایشان قبل از اینکه مدعی بشارت اسلام برآمدن وی باشد چون مدعی مهدویت بوده باید اول این ادعا را ثابت کند .وپیش ازآن ادعای بابیت امام زمان را نموده است پس ابتدا باید ثابت کند که چگونه باب ایشان بوده است؟ بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند . حال باید از یک بابی ویا بهائی پرسید که دلیلتان برفوت امام زمان چیست؟ چرا که آن وجود مبارک در قرن سوم مورد توجه مسلمانان بودند واگر فوتی صورت می پذیرفت حتما در آن عصر آثاری بجای میگذاشت . حال اگر آنها براین باورند که امام زمان متوفی شده اند دلیلشان چیست؟ هرچه باشد؟ که هیچ دلیلی جز اینکه عمر طبیعی داشته اند ندارند و نمیتوانند اثبات کنند که ایشان فوت کرده اند وچون نمیتوانند اثبات کنند پس باید زنده بودن ایشان بپذیرند و8 قرن بعد باب مدعی بابیت ایشان شود .باز ایشان باید دلیل بابیت خودرا اثبات کنند چرا که نواب امام هریک دست نوشته داشتند .ایشان چه دارند؟وقطعا مدرکی ندارند. وبعد هم که مدعی مهدویت شده اند بپرسیم که مهدی ما که زنده است فرزند حسن عسگری است شما کیستید؟و کجاست آن حکومت عدل که در انتظارش بودیم؟ با این موارد همه چیزشان برهوامیرود ودیگر نیازی به پیگیری ادعای رسالت ایشان وبشارت ایشان به بهاء الله وبقیه امور نمیرسد . بعبارت دیگر گربه را باید دم حجله گیر انداخت . البته کسانیکه در دام این آئین ها هستند بخشی از هم وطنانند که نباید با رفتار غیر انسانی آنان را طرد نمود موفق باشید.

سوال کلیدی شما یه پاسخ داشت درحالی که شما میگی هیچ پاسخی نداره Blush
باب وقتی میگه تو کتاب قیوم الاسما و سایر مدارک که حجت بن الحسن زنده هست دیگه تمام مباحث میره کنار ! شما وقتی وارد بحث بشی برات مدارک ردیف میکنن که چنین و چنان هست و برات از قران دلیل میارن و همه چی رو تاویل میکنن. فکر نکنین که با همین یه چن خط راحت میشه عقیدشون رو رد کرد .

داداش کسی که میره سمت اینا از اول نمیدونه داره به سمت چی میره ، شما از دوستان و یا اون بابیان بپرس که بهالله کی بود و چه فداکاریهایی برای باب کرد و چرا بیانی موندن و بهایی نشدن.
من که با شما جدل ندارم ، تو بحث دوتا چیز از هم یاد مییگیریم دیگه .Blush
بنام خدا
سلام وشب بخیر ممنون از اینکه مباحثه را دنبال میکنید تا من به خطاهای خود پی ببرم.
1- شما تنها در باره یک موضوع مدام اصرار میکنید که آنها زنده بودن امام زمان را قبول دارند باشه حرفی نیست برویم سر فرض دوم که بنده در باره ادعاهای باب در صورت زنده بودن امام کردم اگر شما متخصص در آئین بابی وبهائی هستید پاسخ دهید. تا من هم بیاموزم . چون من اساس روشم براین نیست که کتب ضاله را بخوانم ودیگران رابا آنها رد کنم من انرژی خودرا بر عقلانیت قرار میدهم که تاکید قرآن کریم است(افلا تعقلون). بنابراین من هیچ اطلاعاتی از بهائیت وبابیت ندارم جز آنکه با پرسشهای خود بی پاسخ روبرو شده ام .اگر این روش نادرست است شما درستش کنید وپاسخ بدهید تا منهم بفهمم ممنونم
2-ضمنا نکته ای را فراموش کردم ما تاجائیکه اشتراک با بیانی ها وبهائیها داریم نباید بحث کنیم چون هردو هم عقیده ایم مثلا ازآدم تا زنده بودن امام زمان اختلاف از آنجا شروع میشود که ادعای بابیت مطرح میگردد وسوال ما باید ازهمین جا آغاز گردد وآنها پاسخ دهند والا آنها سوالی نمی توانند ازما بکنند آنها ادعای جدید کرده اند وباید پاسخگو باشند زیاد روده درازی کردم ببخشید
(۱۵/شهریور/۹۵ ۲۱:۵۲)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وشب بخیر ممنون از اینکه مباحثه را دنبال میکنید تا من به خطاهای خود پی ببرم.
1- شما تنها در باره یک موضوع مدام اصرار میکنید که آنها زنده بودن امام زمان را قبول دارند باشه حرفی نیست برویم سر فرض دوم که بنده در باره ادعاهای باب در صورت زنده بودن امام کردم اگر شما متخصص در آئین بابی وبهائی هستید پاسخ دهید. تا من هم بیاموزم . چون من اساس روشم براین نیست که کتب ضاله را بخوانم ودیگران رابا آنها رد کنم من انرژی خودرا بر عقلانیت قرار میدهم که تاکید قرآن کریم است(افلا تعقلون). بنابراین من هیچ اطلاعاتی از بهائیت وبابیت ندارم جز آنکه با پرسشهای خود بی پاسخ روبرو شده ام .اگر این روش نادرست است شما درستش کنید وپاسخ بدهید تا منهم بفهمم ممنونم
2-ضمنا نکته ای را فراموش کردم ما تاجائیکه اشتراک با بیانی ها وبهائیها داریم نباید بحث کنیم چون هردو هم عقیده ایم مثلا ازآدم تا زنده بودن امام زمان اختلاف از آنجا شروع میشود که ادعای بابیت مطرح میگردد وسوال ما باید ازهمین جا آغاز گردد وآنها پاسخ دهند والا آنها سوالی نمی توانند ازما بکنند آنها ادعای جدید کرده اند وباید پاسخگو باشند زیاد روده درازی کردم ببخشید

سلام شبتون بخیر
من نمیخوام شما رو به خطاتون ارجاع بدم بلکه یه قسمت متن شما ایراد داشت و من فقز میخواستم پاسخم رو بگیرم که دیگه زیر سیبیلی رد کنیم گرفتمBlush
خو این که من میگم امام زنده هست و دلیل براتون میاوردم بخاطر این بود که شما به اونها بگید وگرنه دلیلی نداشت . عزیز دلم خودم وقتی برات لینک دادم یعنی این خط رفته شما رو مستند تر و مفصل رفتم و اوردم . یکوچولو لطفا پستها رو باهم اروم قدم بزنیم .
خو شما کتب اینها رو نخوندین _ بعد چطور میخوایین بگین فلانی اعتقادش اینه؟ تعقل بدون علم ایا تو افلا تعقلون جا میگیره؟Confusedخوشحالم که اهل تحقیق هستین و میپرسین .Heart
گل من درسته تا خاتم مشترکی ولی خاتمیت رو برات رول میکنن و میزارن کنار مگر اینکه از اثارخودشون باشون دلیل بیاری.
کلا میگن وقتی باب قیام کرد و بعد واقعه بدشت و .... اسلام نسخ شد دلیل هم برات میارن . میگم کلا باید متونشون رو اشنا باشی ولی بدون اطلاع باشی و فرضیه سازی کنی میتونی یکم میتونی بیایی ولی بعدش دیگه ترمز میکشی. الان اشتراک داری ولی گفتم برات تاویل میکنن.برات تقیه رو رو میکنن و هزار دلیل دیگه .
دست ما بازه ولی اونها فقط زیر ابی رفتن رو بلدن .
حالا شما یبار کتابهای اینها رو بخون اگه هم وقت نداری ردیه هایی که تو تالار هست همه مستنده بعد اگه شد بازم صحبت کنیم.Blush
شبتون بخیر و ایامی خوش برای همه دوستان ارزو میکنم.
بنام خدا
باسلام وشب بخیر
معلوم شد که شما هم پاسخی به ایراد اساسی من با بیانیها ندارید ومرا به کتابها وکل مطالب سایت ارجاع میدهید .دست شما درد نکند .اساسا شما (بابیها)هیچ پاسخی ندارند ومباحثی هم که در اینترنت هست همه مباحث زائد ومربوط به مراحل بعد است .نردبان را باید پله به پله طی کرد پله اول همان سوال کلیدی بنده است که جوابش میتواند دریک خط بیاید نه مطالعه کتابها وهمه سایتهای موجود.ممنونم موفق باشید
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع