(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۸:۳۰)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر بنده عرض نکردم که آنها امام را قبول ندارند چرا صریحا درکتاب بیان امده است وحتی 4 نائب را قبول دارند اما یک نظر براین است که پس ارماموریت چهارمی امام بطور طبیعی فوت کرده اند وزمینه را برای آینده مهیا نموده اند تا مثلا موعودیکه صعود کرده برگردد مساله اینست البته همه آنها اینگونه فکر نمیکنند .بنده کاری به اسناد ومنابع انها ندارم بلکه بطور منطقی هردوراه را پاسخ داده ام اگر شما مایلید پیگیر نظرات انها باشید راسا اقدام فرمائید .تلاش من در اینگونه مسیرها فرار از منابع وروایاتی است که همیشه زیر سوال میرود اما امر عقلانی مقبول همگان است موفق باشید
لطفا یک باردیگر مطلب مرا مرور کنید
علی اباد گرامی شما مثل اینکه دقت نکردی چی به چی شده تو این پستها .
(۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۶)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
برای رد این آئین که برخی از هم وطنان ما پیرو آنند روشهائی بکار گرفته شده است که علاوه برپیچیدگی آنها به مسایل سیاسی نیز آلوده میگردد وکاررا دشوار میسازد بنده روشی ساده را برای رد اینگونه آئین ها که در دنیای اسلام ایجاد شده است مطرح میکنم شاید مفید واقع شود.
معمولا یکی از دلایل اثبات هر دین وپیامبری بشارت پیامبر پیشین است که در مورد پیامبران اولوالعزم مطرح است. درآئین بهائیت چون امکان معجزه مقدور نیست آنها نیز به بشارت پیامبر قبلی یعنی باب متوسل میشوند که این بشارت در کتاب بیان متعلق به باب آمده است . اینک باید دید که خودباب برچه اساس ادعای رسالت کرده وصاحب دین بیانی است؟ اما ایشان قبل از اینکه مدعی بشارت اسلام برآمدن وی باشد چون مدعی مهدویت بوده باید اول این ادعا را ثابت کند .وپیش ازآن ادعای بابیت امام زمان را نموده است پس ابتدا باید ثابت کند که چگونه باب ایشان بوده است؟ بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند . حال باید از یک بابی ویا بهائی پرسید که دلیلتان برفوت امام زمان چیست؟ چرا که آن وجود مبارک در قرن سوم مورد توجه مسلمانان بودند واگر فوتی صورت می پذیرفت حتما در آن عصر آثاری بجای میگذاشت . حال اگر آنها براین باورند که امام زمان متوفی شده اند دلیلشان چیست؟ هرچه باشد؟ که هیچ دلیلی جز اینکه عمر طبیعی داشته اند ندارند و نمیتوانند اثبات کنند که ایشان فوت کرده اند وچون نمیتوانند اثبات کنند پس باید زنده بودن ایشان بپذیرند و8 قرن بعد باب مدعی بابیت ایشان شود .باز ایشان باید دلیل بابیت خودرا اثبات کنند چرا که نواب امام هریک دست نوشته داشتند .ایشان چه دارند؟وقطعا مدرکی ندارند. وبعد هم که مدعی مهدویت شده اند بپرسیم که مهدی ما که زنده است فرزند حسن عسگری است شما کیستید؟و کجاست آن حکومت عدل که در انتظارش بودیم؟ با این موارد همه چیزشان برهوامیرود ودیگر نیازی به پیگیری ادعای رسالت ایشان وبشارت ایشان به بهاء الله وبقیه امور نمیرسد . بعبارت دیگر گربه را باید دم حجله گیر انداخت . البته کسانیکه در دام این آئین ها هستند بخشی از هم وطنانند که نباید با رفتار غیر انسانی آنان را طرد نمود موفق باشید.
دقت کنید که گفتید :
(۱۴/شهریور/۹۵ ۱۹:۲۶)aliabad نوشته است: [ -> ] بابی ها معتقدند که امام زمان پس از نائب چهارم کارش تمام شد وفوت کردند .
شما گفتی بابی ها و این عقیده رو به کل ارجاع دادی و استثنا نیاوردی . نمیخوام ریز گیری کنم و خرده گیری خیر قصد من چنین نیست و هیچگاه چنین نبود .
بحث ابتدایی هم خوب بود و جای قدر دانی ولی برخی عبارات مطلب رو از میزان انداخت .
و اما مطلب بعدی شما
(۱۴/شهریور/۹۵ ۲۱:۵۶)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وشب بخیر وتشکر بله درستش همین است اما برخی از دوستان مایلند درمواجهه با یک بیانی یا بهائی مباحثه کنند بنده پیشنهاد دادم بجای اتهامات سیاسی وغیر معقول با منطق چند سوال بپرسید نتیجه بی هویتی آنها روشن میشود موفق باشید
شما باب مطلبی رو باز کردید ، اما جالب اینجاست که تهمت و ورود به سیاست رو خود بیانی ها و بهایی ها میل دارند شروع کنند نه ما . از طرفی مبحثی که سیاسی شد و تهمت بود از نگاه شما لطفا بگین کدوم بوده تا برسی کنیم و دلایلی در صورت نیاز ارایه بشه .
در پست بعد گفتید :
(۱۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۲)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام صبح شما بخیر وتشکر از مباحثات
آنچه در این مباحث مرتبط با بنده است اینستکه یک بحث منطقی معمولا کمترین نیاز به منبع را دارد چه بحثی است عقلانی وقابل درک طرفین .اما در مورد اشتراکات میان ما وبابی ها وبهائی ها همه چیز حدوددوقرن پیش آغاز میشود که باب ادعاهای خودرا مطرح کردودراوایل کتاب بیان باورهای خودرا ازآدم تا خاتم وامامان شیعه تا نائب چهارم صریحا آورده است .ولی درادامه نوعی سکوت برقرار میشود .در اینجا دوفرض منطقی بیش نیست یکی آنکه امام زمان متوفی شده است که غالبا طرفدار این امرند ویکی هم اینکه امام زنده اند وبعدا باب جایگزین ایشان میشود .بنده هردوفرض را در مطلب خود مطرح کرده وپاسخ آنرا نوشته ام.موفق باشید
خوب شما دوست دارین هرچی خوش امد بگین این دیگه یچیزی هست و بحث کردن منطقی ( بقول سعدی گرام ) یه اصولی داره نه اینکه من هرچی شد بگم و حالا سند داشت و نداشت و صادق و کاذب بود مهم نیست فقط یه چی بگم ، البته اظهار نظر جای خودش رو داره ولی اگه قرار هست عقیده ای رد بشه باید صحیح رد بشه وگرنه "
اگر می خواهید حقیقتی را خراب کنید، خوب به آن حمله نکنید، بد از آن دفاع کنید "
خو شما بدون صغری و کبری میخوای نتیجه بگیری و البته این چینشی که در پست اول زدی خودش میتونه مورد پرسش باشه که کی باب ادعای نبوت و بابیت و قائمیت کرد؟ اومد و یکی یکی گفت تا مرد شوکه نشن وگرنه ادعا نکرد که هر بازم توبه کرد و رفت بالاتر
جناب علی اباد این دو دسته رو شما چطور چینش دادین؟ عده ای بر فوت! و عده ای بر زنده بودن !
وقتی باب اون مطالب رو میگه که براتون ارسال کردم این نشون میده که موعود ، زنده بوده و این فرض شما رد میشه و اگه هم عقیده بیانی ها این باشه _ حتی تعداد کمی از اونها _ بازم رد هست و فقط میمونه دسته دوم فرضیه شما که :
(۱۵/شهریور/۹۵ ۶:۴۲)aliabad نوشته است: [ -> ]ویکی هم اینکه امام زنده اند وبعدا باب جایگزین ایشان میشود .
یعنی باب که دنیا میاد و دین جدید میاره امام فوت میکنه؟ نکنه باب اون موعود بشارت داده بود و امام هم نعوذ بالله اون رانده شده

یعنی من واقعا گاهی تو نگاه شما میمونم که فکرتون کجاها سیر میکنه .
(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۴:۵۱)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر آنچه شما نگاشته اید درست است اما بنده درتماس با بیانی ها (همین دیروز )برخی سال فوت امام را326 میدانند ودلیل آنرا هم عمر عادی آن حضرت می شمارند ولذا این فرض هم درمیانشان هست .نکته باریکتر ازمو اینستکه این جماعت یک روده راست درشکمشان نیست وبهر طرف که بخواهند میروند پس ناچار باید راه منطقی را رفت یعنی دوفرض بیشتر وجودندارد یا فوت امام پس ازنائب چهارم ویا ادامه حیات امام وبرای هردو پاسخ آماده کرد ومن چنین کردم موفق باشید.
دینشون رو بر فرضیات پیش میبرن مگه؟ مثلا خدا نیست ، مثلا خدا در بنده و زندانی ، فرض بگیریم که باب رفته و برمیگرده و ... اخه این چی نگاهیه شما داری اخه . طرف کلی طرفدار داره این حرفا چیه .
(۱۵/شهریور/۹۵ ۱۸:۳۰)aliabad نوشته است: [ -> ]بنام خدا
سلام وتشکر بنده عرض نکردم که آنها امام را قبول ندارند چرا صریحا درکتاب بیان امده است وحتی 4 نائب را قبول دارند اما یک نظر براین است که پس ارماموریت چهارمی امام بطور طبیعی فوت کرده اند وزمینه را برای آینده مهیا نموده اند تا مثلا موعودیکه صعود کرده برگردد مساله اینست البته همه آنها اینگونه فکر نمیکنند .بنده کاری به اسناد ومنابع انها ندارم بلکه بطور منطقی هردوراه را پاسخ داده ام اگر شما مایلید پیگیر نظرات انها باشید راسا اقدام فرمائید .تلاش من در اینگونه مسیرها فرار از منابع وروایاتی است که همیشه زیر سوال میرود اما امر عقلانی مقبول همگان است موفق باشید
لطفا یک باردیگر مطلب مرا مرور کنید
امام رو گفتین فوت شده قبول دارند مطالب رو شما هم یبار دیگه بخونین .
بازهم روی همین نکته تکرار کردین که بعد از ماموریت شخص 4 که میشه
ابوالحسن علی بن محمد سمری
خوب اگه فرض رو بر همینم بزاریم بازم خلاف عقیدشون میشه دیگه

منتظر موعود بودن تا زمان ادعای قائمیت جناب باب که جالبه که بگم برخی تا این باب ادعای قائمیت کرد ازش رو برگردوند ، خو چطور میشه اینها رو با هم جمع کرد؟
من فقط از شما خواستم که یه سندی یه سخنی یه چی ارایه بدین که اینها عقدیه دارن که امام فوت شده. خو این عقیده باید جایی باشه دیگه . من که ندیدم تا الان جایی ، شما مطمئنی اونها بیانی هستن




؟
اگه مطلبی ندارید که هیچ وگرنه میل دارم تو این موضوع که فتح باب شد بیشتر منطقی نگارش کنین .
دوستان هم نظری دارن حتما بیان و مطلبشون رو بیان کنن.