۲۵/آبان/۹۵, ۲۰:۵۶
۲۵/آبان/۹۵, ۲۱:۲۸
(۲۵/آبان/۹۵ ۲۰:۵۶)سدرة المنتهی نوشته است: [ -> ]جرج سوروس تصمیم داره در انتخابات الکترال 19 دسامبر اثر بذاره و علیه ترامپ کودتا کنن.اگه بشه چی میشه ...
هم به نفع ایرانه هم جو آمریکا به هم می ریزه.
۲۵/آبان/۹۵, ۲۳:۵۰
(۲۵/آبان/۹۵ ۲۰:۳۳)سعدی نوشته است: [ -> ]... شریعتمداری حتی برای لغو برجام تقاضای کمک کرده از ترامپ.سلام
'!!!!!!
کی؟ کجا؟
ماهم نگفتيم همه کسانی که یه فکر رو دارن سازمان دهی شدن
دلیل خوشحالی امثال بنده رو گفتم و البته گفتم کلینتون فرقی با ترامپ نداره
یکی با پنبه سر میبره و یکی گرگه
ما خوشحاليم که دوران ریاکاری آمریکا گذشت وگرنه انتخاب ترامپ خوشحالی نداره
برجام هم چيزه زیادی نداشته که حالا پاره کردنش به دست ترامپ مارو ناراحت کنه
(۲۵/آبان/۹۵ ۲۱:۲۸)سعدی نوشته است: [ -> ]اگه بشه چی میشه ...سلام
هم به نفع ایرانه هم جو آمریکا به هم می ریزه.
سگ زرد برادر شغاله
امپراطوری آمریکا تموم شدس
۲۶/آبان/۹۵, ۹:۴۲
(۲۰/آبان/۹۵ ۱۶:۲۵)Silence نوشته است: [ -> ]تو اینایی که در آرامش دارن تظاهرات می کنن با اون زامبی هایی که به جون اموال عمومی افتادن مقایسه می کنی؟؟؟
حتما اون چند تا ویدئو معروف رو دیدید که پلیس ها موتورها و ماشین های مردم رو خرد میکردن و شیشه ها رو میشکستن
فرداش هم اعلام میکردن فتنه گرها به اموال عمومی آسیب زدن
از همه جالب تر صحبت های رییس پلیس بود که گفته بودن مردم از پشت بوم ها چیزی پرت میکردن اعصاب نیروها هم خرد شد برا همین زدن شیشه های ماشین های مردم رو شکستن

(۲۰/آبان/۹۵ ۱۶:۲۵)Silence نوشته است: [ -> ]
این تصویرها مربوط به اعتراضات وال استریت هست


(۲۵/آبان/۹۵ ۱۳:۲۵)vahrakan نوشته است: [ -> ]
نکته دوم مطابق معمول در تمام دنیا اقشار ثروتمند و تحصیلکرده شهر نشین هیزم اصلی آتش فتنه انقلاب رنگین هستند. حرف آنها هم این است که خونشان رنگینتر از دیگران است و باید قانون برای دلخواه آنها زیر پا گذاشته شود. والا دست به آتش زدن و آسیب رساندن به اموال خصوصی و عمومی خواهند زد. نکته مضحک اینکه این جماعت بیش از همه ادعای قانونگرایی دارند. اما قانون را تا جایی قبول دارند که به نفع آنها باشد. دقت کنید که الان مناطق روستایی و شهرهای کوچک آمریکا آرام هستند و عمده شورشها در شهرهای بزرگ و دانشگاهی است.

خب معلومه که چرا اعتراضات بیشتر بین افراد تحصیل کرده و شهر نشینه
چون این قشر هستن که از حقوق خودشون و بی عدالتی که بهشون میره آگاهن نه قشر روستایی آمریکا
یکی از دلایل اینکه روستایی کمتر تو اعتراضات شرکت میکنن اینه که زندگی راحت تر و بی دغدغه تری دارن نسبت به شهر نشین ها برا همین فکر میکنن همه چیز خوبه !!!
یه سوال؟
مردمی که سال 57 انقلاب کردن تحصیل کرده و ثروتمند بودن؟؟؟
۲۶/آبان/۹۵, ۹:۵۱
اینکه حاکمان مرموز و بی تعهد آمریکا چه راهکاری را برای خروج از این بحران انتخاب کنند خود میتواند منبعی برای نگرانی مردم جهان باشد زیرا آنها همواره در مواقعی که با چالش روبرو شدهاند دست به اقدامات خطرناکی علیه ملتهای جهان زدهاند. ![[تصویر: 1945676_796.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1945676_796.jpg)
پیروزی دونالد ترامپ جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با اعتراضات گسترده مردمی روبرو شد.
طی 50 سال گذشته از زمانی که جنگ جهانی دوم به پایان رسید و آمریکایی ها با سوء استفاده از فرصت جنگ اول، به قدرت واحد جناح غرب تبدیل شدند آنها همواره با ابزاری به نام دموکراسی ملت های دنیا را به استعمار و بردگی کشیده اند.
حمله به کشورهای جهان سوم همواره با بهانه نبود دموکراسی انجام شد که آخرین نمونه آن افغانستان و عراق است. اما امروز مردم این کشور با انتخاب گزینه ای که عده ای کمتر از نصف، با آن مخالف اند دموکراسی را کنار گذاشته اند و حاضر نیستند گزینه منتخب دموکراسی آمریکایی را بپذیرند.
منبع: تسنیم

خب معلومه که چرا اعتراضات بیشتر بین افراد تحصیل کرده و شهر نشینه
چون این قشر هستن که از حقوق خودشون و بی عدالتی که بهشون میره آگاهن نه قشر روستایی آمریکا
یکی از دلایل اینکه روستایی کمتر تو اعتراضات شرکت میکنن اینه که زندگی راحت تر و بی دغدغه تری دارن نسبت به شهر نشین ها برا همین فکر میکنن همه چیز خوبه !!!
یه سوال؟
مردمی که سال 57 انقلاب کردن تحصیل کرده و ثروتمند بودن؟؟؟
امام خمینی "ره": تنها پابرهنگان مي مانند...
«... تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت را چشيده باشند، فقرا و متدينين بي بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعي انقلاب ها هستند ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورت كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم...» (6)
و در راستاي رهنمود فوق خطاب به بسيجان ميفرمايند:
«... من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه خورده و از خدا مي خواهم تا با بسيجيانم مشحور گرداند چرا كه در اين دنيا افتخارم اينست كه خود بسيجي ام... ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي - صلي الله عليه و آله - و مخالف با استكبار و پول پرستي و تجمل گرايي و مقدس نمايي است، بايد همه افرادش بسيجي باشند ... بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است. چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست. بايد هسته هاي مقاومت را در تمامي جهان بوجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد...» (7)
ابراهيم حاجي محمدزاده- به نقل از کیهان -
1- صحيفه امام ج 21 ص 120
2- صحيفه امام ج 21 ص 276
3- صحيفه امام ج 16 ص 231
4- صحيفه امام ج 21 ص 87
5- صحيفه امام ج 21 ص 85
6- صحيفه امام ج 21 ص 86
7- صحيفه امام ج 21 ص 195
![[تصویر: 1945676_796.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1945676_796.jpg)
پیروزی دونالد ترامپ جمهوری خواه در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا با اعتراضات گسترده مردمی روبرو شد.
طی 50 سال گذشته از زمانی که جنگ جهانی دوم به پایان رسید و آمریکایی ها با سوء استفاده از فرصت جنگ اول، به قدرت واحد جناح غرب تبدیل شدند آنها همواره با ابزاری به نام دموکراسی ملت های دنیا را به استعمار و بردگی کشیده اند.
حمله به کشورهای جهان سوم همواره با بهانه نبود دموکراسی انجام شد که آخرین نمونه آن افغانستان و عراق است. اما امروز مردم این کشور با انتخاب گزینه ای که عده ای کمتر از نصف، با آن مخالف اند دموکراسی را کنار گذاشته اند و حاضر نیستند گزینه منتخب دموکراسی آمریکایی را بپذیرند.
اساس دموکراسی غربی
اساس دموکراسی مورد پذیرش غرب، حاکمیت مردم بر خودشان است. مردم با حضور مستقیم در انتخابات گزینه های مورد نظر خود را انتخاب می کنند. گرچه مفهوم دموکراسی مفهومی مطلق نیست و ابهامات زیادی را با خود دارد اما اصولی بر آن مترتب است که وجه مشترک تعاریف موجود است.
مجموع این اصول حول حاکمیت اکثریت مردم و انتخاب توسط این اکثریت است. اما همین حاکمیت اکثریت و انتخاب توسط اکثریت تعارضی را با خود به همراه دارد که موجب می شود اصول دیگری را بر دموکراسی وضع کند.
زمانی که آرا مردم به صندوق ها ریخته شده هر کدام از رأی ها به یک نامزد خاص تعلق می گیرد و هر تعداد نامزد در انتخابات شرکت کرده باشند از تعدادی از آرای مردم برخوردار خواهند شد. در چنین فرآیندی نامزدی که بالاترین میزان رأی را از آن خود کند منتخب انتخابات خواهد بود. تعارض از اینجا ناشی می شود که دیگر نامزدها نیز از رأی مردم بهره ای دارند.
قانونی برای حل تعارض دموکراسی
اصول مترتب بر اصل اول از اینجا به وجود می آیند که « تمامی کسانی که به نامزدهای غیر منتخب رأی داده اند باید پیروزی نامزد پیروز را بپذیرند.» این برآمده از همان اصل اول دموکراسی یعنی احترام به رأی اکثریت است. این اصل در حقیقت تلاشی برای حل تعارض موجود در اصل اول دموکراسی است.
سؤال اینجا است که اگر شکست خوردگان انتخابات، پیروزی نفر نخست- که رأی اکثریت را کسب کرده است- را نپذیرند چه اتفاق خواهد افتاد؟ این همان بخشی است که همواره غربی ها به آن افتخار کرده اند و بر خود به خاطر آن می بالند.
بهانه دموکراتیک آمریکایی ها
آمریکایی ها کشورهای غرب آسیا و حکومت های موجود در آن را به دلیل نداشتن این دو اصل به استبداد و دیکتاتوری متهم می کنند. آنها مدعی اند در غرب آسیا انتخاب نامزد ها صوری است و دستوری انجام می شود یعنی اصل اول دموکراسی غربی ملغی است و در زمانی که نامزد مخالف حزب حاکم انتخاب شود با اهرم های فشار سرکوبش می کنند و این یعنی لغو اصل دوم دموکراسی.
روشن کردن فتنه با استفاده از دو اصل دموکراسی غربی
سناریویی که آمریکایی ها در ایران در سال 1388 اجرا کردند با همین دیدگاه صورت گرفت. آنها با تبلیغات رسانه تلاش کردند اذهان را به این سمت ببرند که پیروز انتخابات از قبل مشخص است و به همین دلیل قرار است تقلب وسیعی صورت گیرد تا این گزینه -که با جنگ رسانه ای آنها گزینه مخالف با حاکمیت معرفی شده بود- انتخاب نشود.
یعنی اینگونه برای اذهان دروغی را ساختند که همگان باور کنند حاکمان فعالی بنا ندارند منتخب اکثریت را بپذیرند. یعنی الغای اصل اول دموکراسی اما این توهم برآمده از دروغ بزرگی به نام «تعیین منتخب قبل از انتخابات» و در پی آن القای اسم رمز «تقلب بزرگ» بود.
الغای اصول دموکراسی غربی در آمریکا
وقایع پس از انتخابات اخیر آمریکا به گونه ای رقم خورد که اصول دموکراسی غربی به چالش کشیده شد. ترامپ منتخب انتخابات شد اما حامیان کلینتون به خیابان ها ریختند و با ریاست جمهوری ترامپ مخالفت کردند. آنها شعار می دهند ترامپ رئیس جمهور ما نیست. این شعار همان الغای اصل دوم دموکراسی غربی است که آمریکایی ها به بهانه آن به نقاط مختلف جهان تاخته اند.
اما اصل اول دموکراسی در شکل و ماهیت انتخابات آمریکایی لغو شده است. براساس نحوه انتخاب نامزدها که اصطلاحا به آن الکترال گفته می شود. دو اشکال عمده وجود دارد که موجب لغو اصل اول دموکراسی خواهد شد.
مردم آمریکا به نامزدهایی که در تبلیغات شرکت می کنند رأی نمی دهند بلکه به احزاب متبوع نامزد ها رأی می دهند. لذا اگر حزب متبوع نامزدها پس از انتخابات ، به آنها رأی ندهند نامزدی که به مردم ماه ها معرفی شده است از سوی حزب به عنوان رئیس جمهور معرفی نخواهد شد و شخص دیگری به عنوان رئیس جمهور معرفی می شود.
اشکال دوم در تعداد آرا است. براساس انتخابات الکترال اگر نامزدی اکثریت آرا را در ایالتی کسب کند پیروز آن ایالات و منطقه معرفی خواهد شد و این یک امتیاز مشخص برای نامزد مربوطه خواهد بود. برهمین اساس ممکن است براساس تعداد جمعیت یک نامزد در مجموع، تعداد رأی بیشتری به دست آورد ولی براساس امتیاز بندی الکترال ، در انتخابات شکست بخورد. و این یعنی الغای اصل اول دموکراسی.
این جدای از اشکالاتی است که در اصول اولیه دموکراسی بر نوع دموکراسی آمریکایی حاکم است. دو اصل مادر در دموکراسی عبارتند از:
الف. نظارت همگانی بر تصمیم گیری جمعی
ب. داشتن حق برابر در اِعمال این نظارت
الف. نظارت همگانی بر تصمیم گیری جمعی
ب. داشتن حق برابر در اِعمال این نظارت
این دو اصل به راحتی در آمریکا نقض می شوند و بررسی آن مجال این نوشته نیست. آنچه که اکنون با وضعیت کنونی انتخابات آمریکا به آن پرداخته ایم، عدم تمکین اقلیت در پذیرش آراء اکثریت است. این همان چیزی است که آمریکایی ها با توهمات قبل از انتخابات سعی داشتند در ایران سال 88 القاء کنند و هم اکنون دچار آن شدند. و این به معنای سقوط دموکراسی است.
این علاوه بر آن است که اصولی چون برابری، مقبولیت عمومی وحاکمیت اکثریت نیز با آراء الکترال از بین رفته اند. نقض اصول نامبرده مربوط به ماهیت دموکراسی آمریکایی است که مجال آن دراین نوشته نیست. آنچه که اکنون بر تمامی تناقضات نامبرده اضافه شده است، عدم مقبولیت مردمی است. امری که پیش از این اتفاق نیفتاده بود و اکنون تا حد جدایی طلبی برخی ایالت ها جلو رفته است.
برآورد
دموکراسی آمریکایی که دستاویز آمریکایی ها برای حمله به بسیاری کشورهای غرب آسیا و حضور نظامی در دیگر کشورها بوده است به رغم اشکالات ماهوی و تعارضاتی که با اصول دموکراسی غربی دارد تا کنون با مقبولیت عمومی و قبول از سوی عامه مردم این کشور به مسیر خود ادامه می داد اما هم اکنون که با عدم قبول آراء اکثریت از سوی اقلیت مواجه شده است در آستانه فروپاشی قرار گرفته است. چرا که این مردم هستند که با قبول یا عدم یک نظام می توانند موجب ادامه روند یا توقف آن شوند. اینکه حاکمان مرموز و بی تعهد آمریکا چه راهکاری را برای خروج از این بحران انتخاب کنند خود می تواند منبعی برای نگرانی مردم جهان باشد. زیرا آنها همواره در مواقعی که با چالش روبرو شده اند دست به اقدامات خطرناکی علیه ملت های جهان زده اند تا با ایجاد بحران خارجی، بحران داخلی خود را حذف یا به بیرون صادر کنند.
(۲۶/آبان/۹۵ ۹:۴۲)پارمیس نوشته است: [ -> ]حتما اون چند تا ویدئو معروف رو دیدید که پلیس ها موتورها و ماشین های مردم رو خرد میکردن و شیشه ها رو میشکستن
فرداش هم اعلام میکردن فتنه گرها به اموال عمومی آسیب زدن
از همه جالب تر صحبت های رییس پلیس بود که گفته بودن مردم از پشت بوم ها چیزی پرت میکردن اعصاب نیروها هم خرد شد برا همین زدن شیشه های ماشین های مردم رو شکستن
این تصویرها مربوط به اعتراضات وال استریت هست

خب معلومه که چرا اعتراضات بیشتر بین افراد تحصیل کرده و شهر نشینه
چون این قشر هستن که از حقوق خودشون و بی عدالتی که بهشون میره آگاهن نه قشر روستایی آمریکا
یکی از دلایل اینکه روستایی کمتر تو اعتراضات شرکت میکنن اینه که زندگی راحت تر و بی دغدغه تری دارن نسبت به شهر نشین ها برا همین فکر میکنن همه چیز خوبه !!!
یه سوال؟
مردمی که سال 57 انقلاب کردن تحصیل کرده و ثروتمند بودن؟؟؟
امام خمینی "ره": تنها پابرهنگان مي مانند...
«... راه مبارزه با اسلام آمريكايي از پيچيدگي خاصي برخوردار است و تمامي زواياي آن بايد براي مسلمانان پابرهنه روشن گردد. كه متاسفانه هنوز براي بسياري از ملت هاي اسلامي مرز بين «اسلام آمريكايي» و «اسلام ناب محمدي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» و اسلام، پابرهنگان و محرومان و اسلام مقدس نمايان متحجر و سرمايه داران خدانشناس و مرفهين بي درد كاملا مشخص نشده است
حضرت امام در ادامه پيام فوق رسالت اين روشنگريهاي آگاهانه و سرنوشت ساز را برعهده حوزه هاي علميه و روحانيت متعهد نهاده و مردمي ترين و ملموس ترين شرط الهي روحانيت متعهد بودن را اينگونه تبيين مي كنند.
«... علماي اصيل اسلام هرگز زيربار سرمايه داران و پول پرستان و خوانين نرفته اند و همواره اين شرافت را براي خود حفظ كرده اند و اين ظلم فاحشي است كه كسي بگويد دست روحانيت اصيل طرفدار اسلام ناب محمدي(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) با سرمايه داران در يك كاسه است و خداوند كساني را كه اين گونه تبليغ كرده و يا چنين فكر مي كنند نمي بخشد.
روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده اند و پس از كسب مقامات علمي و معنوي نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستي و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگي كرده اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته اند. دقت و مطالعه در زندگي علماي سلف حكايت از فقر و نهايتا روح پر فتوت آنان براي كسب معارف مي كند كه چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل كرده اند و با قناعت و بزرگواري زيستند....» (2)
روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و نخواهد داشت. آنها با زهد و تقوا و رياضت درس خوانده اند و پس از كسب مقامات علمي و معنوي نيز به همان شيوه زاهدانه و با فقر و تهيدستي و عدم تعلق به تجملات دنيا زندگي كرده اند و هرگز زير بار منت و ذلت نرفته اند. دقت و مطالعه در زندگي علماي سلف حكايت از فقر و نهايتا روح پر فتوت آنان براي كسب معارف مي كند كه چگونه در پرتو نور شمع و شعاع قمر تحصيل كرده اند و با قناعت و بزرگواري زيستند....» (2)
حضرت امام (رحمة الله علیه)
” روحانيت متعهد به خون سرمايه داران زالو صفت تشنه است و هرگز با آنان سرآشتي نداشته و نخواهد داشت “
با اشاره به ملموس ترين عامل تحقق و تداوم انقلاب اسلامي و با اشاره به جبهه هاي جنگ حق عليه باطل مي فرمايند:
«... شما اگر در تمام جبهه ها نگاه كنيد يك نفر از مردم بالانشين و سرمايه دار را نخواهيد ديد و تمامي افراد جبهه ها از همين مردم محروم و زاغه نشين هستند. اين انقلاب مال آنهاست و بقيه فقط تماشاچي هستند...» (3)
«... شما اگر در تمام جبهه ها نگاه كنيد يك نفر از مردم بالانشين و سرمايه دار را نخواهيد ديد و تمامي افراد جبهه ها از همين مردم محروم و زاغه نشين هستند. اين انقلاب مال آنهاست و بقيه فقط تماشاچي هستند...» (3)
حضرت امام با تعميم بخشيدن به منطق الهي فوق رسالت انقلاب اسلامي در دنياي كنوني را چنين ترسيم مي كنند.
«... ما براي احقاق حقوق فقرا در جوامع بشري تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد...» (4)
و بر همين اساس زمينه سازي براي رسيدن فرج قائم آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و رهبري مستضعفان جهان را در گرو بيداري جهان اسلام و الگو گرفتن از پا برهنگان عاشق و عارفان مبارزه جو و متعهد به راه انبيا و جنگ فقر و غنا در ايران مي دانند:
«... ما براي احقاق حقوق فقرا در جوامع بشري تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد...» (4)
و بر همين اساس زمينه سازي براي رسيدن فرج قائم آل محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و رهبري مستضعفان جهان را در گرو بيداري جهان اسلام و الگو گرفتن از پا برهنگان عاشق و عارفان مبارزه جو و متعهد به راه انبيا و جنگ فقر و غنا در ايران مي دانند:
«معتقدين به اصول انقلاب اسلامي ما در سراسر جهان رو به فزوني نهاده است و ما اينها را از سرمايه هاي بالقوه انقلاب خود تلقي مي كنيم و هم آنهايي كه با مركب خون طومار حمايت از ما را امضاء مي كنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبيك مي گويند و به ياري خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت. امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا جنگ، استضعاف و استكبار، جنگ پابرهنه ها و مرفهين بي درد شروع شده است و من دست و بازوي همه عزيزاني كه در سراسر جهان كوله
[b]” امام خمینی : ما براي احقاق حقوق فقرا در جوامع بشري تا آخرين قطره خون دفاع خواهيم كرد “[/b]
بار مبارزه را بر دوش گرفته اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاي عزت مسلمين را نموده اند مي بوسم...» (5)
يكبار ديگر آخرين قسمت پيام امام در آخرين روزهاي رهبري ايشان كه در گذشته به آن اشاره كرديم را با هم مرور مي كنيم.«... تنها آنهايي تا آخر خط با ما هستند كه درد فقر و محروميت را چشيده باشند، فقرا و متدينين بي بضاعت گردانندگان و برپادارندگان واقعي انقلاب ها هستند ما بايد تمام تلاشمان را بنماييم تا به هر صورت كه ممكن است خط اصولي دفاع از مستضعفين را حفظ كنيم...» (6)
و در راستاي رهنمود فوق خطاب به بسيجان ميفرمايند:
«... من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه خورده و از خدا مي خواهم تا با بسيجيانم مشحور گرداند چرا كه در اين دنيا افتخارم اينست كه خود بسيجي ام... ملتي كه در خط اسلام ناب محمدي - صلي الله عليه و آله - و مخالف با استكبار و پول پرستي و تجمل گرايي و مقدس نمايي است، بايد همه افرادش بسيجي باشند ... بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومت بزرگ اسلامي باشند و اين شدني است. چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامي نيست. بايد هسته هاي مقاومت را در تمامي جهان بوجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد...» (7)
ابراهيم حاجي محمدزاده- به نقل از کیهان -
1- صحيفه امام ج 21 ص 120
2- صحيفه امام ج 21 ص 276
3- صحيفه امام ج 16 ص 231
4- صحيفه امام ج 21 ص 87
5- صحيفه امام ج 21 ص 85
6- صحيفه امام ج 21 ص 86
7- صحيفه امام ج 21 ص 195
۲۶/آبان/۹۵, ۲۱:۴۲
ویرایش کردم .........................................................
۲۶/آبان/۹۵, ۲۳:۵۲
در این گزارش به تمامی ادعاهای فتنه گران برای وقوع تقلب در انتخابات ریاستجمهوری سال ۱۳۸۸ اشاره شده است. ![[تصویر: 830223_303.jpeg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/9/27/830223_303.jpeg)
![[تصویر: 830223_303.jpeg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/9/27/830223_303.jpeg)
به گزارش مشرق، «تقلب، اسم رمز آشوبها بود.» این جمله معروفی است که یکی از متهمان فتنه سال 88 در دادگاه رسیدگی به اتهاماتش بیان کرد. در آن زمان هنوز هم فتنهگران خود را با نام «معترضان به نتایج انتخابات» عنوان میکردند و اعتقاد داشتند به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری، معترضند. حالا پنج سال از آن زمان گذشته و تاکنون افراد زیادی در طیفهای مختلف سیاسی کشور به تقلب نشدن در انتخابات ریاست جمهوری اعتراف کردهاند. اما اگر در خوشبینانهترین حالت فرض را بر معترض بودن این افراد بگذاریم و نه فتنهگر بودن، اعتراض آنها به چه بود و چرا ادعا میکردند که در انتخابات 88 تقلب صورت گرفته است؟
*چه کسی گفت «تقلب»؟
اولین کسی که بعد از اعلام شدن نتایج انتخابات، نتیجه را باور نکرده و سعی کرد باخت خود به رقیب را با واژه تقلب تویجه کند، میرحسین موسوی بود. در حالی که مردم خود را آماده برگزاری جشن بزرگترین و شکوهمندترین انتخابات طول دوران نظام جمهوری اسلامی میکردند، بازنده انتخابات که در شب پایان رایگیری و قبل از آغاز شمارش آراء خود را پیروز انتخابات عنوان کرده بود، نتوانست نتیجه نهایی را بپذیرد و جمله معروف خود را در بیانیه شماره اولش بیان کرد: «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نمیشوم.»
میرحسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده در ظهر روز شنبه 23 خرداد ماه، بیانیهای را منتشر کرد که آغازگر آشوبها و اغتشاشات چند ماهه بعد از انتخابات شد. وی در این بیانیه ضمن توصیف کردن مسئولان انتخابات به «شعبده بازانی» که امانتدار نبوده و برای «حاکمیت دروغ و استبداد» تلاش میکنند، اعلام کرد که «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نمیشود». اودر این بیانیه خواهان ابطال انتخابات شد و بعداز او نیز اولین گروهی که صحبتهای او را تکرار کرده و خواهان ابطال نتایج انتخابات شد، مجمع روحانیون مبارز بود.
مجمع روحانیون مبارز البته از واژه تقلب استفاده نکرده و به جای آن «مهندسی انتخابات» را به کار برد و پس از آن سازمان مجاهدین نیز با ورود به عرصه بیانیهنویسی، این بار بیانیهای شدیداللحن را علیه دولت نوشته و نظام جمهوری اسلامی را متهم به «راهاندازی انقلاب مخملین» علیه مردم کرد! سازمان مجاهدین در بیانیه خود نوشت: «آنچه در این انتخابات رخ داد، علاوه بر تقلب و تخلفات گسترده و بیسابقه در صندوقهای رای، سو استفاده حداکثری از تمامی امکانات و فرصتهای در اختیار برای مهندسی آراء و رای سازی بوده است.»
مهدی کروبی نیز که آرائی پایینتر از آراء باطله را در این انتخابات به دست آورده بود، علیرغم اینکه در روز رایگیری اعلام کرده بود «وقتی نتایج اعلام میشود، همه ما باید قبول کنیم و از تخریب دیگران بپرهیزیم. نباید به کسانی که درصدد ایجاد شبهه در انتخابات هستند، میدان بدهیم»، پس از مساعد دیدن فضا وارد میدان شد و در بیانیهای اعلام کرد: «نتایج اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآامده از آن فاقد وجاهت ملی و صلاحیت ملی است و از این رو آقای محمود احمدینژاد را رییسجمهور ایران نمیدانم.»
* دلایل ادعای تقلب شدن در انتخابات و پاسخهای وزارت کشور
بیانیههای اول میرحسین موسوی و سایر حامیان وی در گروهها و احزاب مختلف بیشتر لحنی احساسی داشت و نشاندهنده سرخوردگی شدید از عدم توانایی در رای آوردن بود. با این حال با مرور زمان که رهبر معظم انقلاب شخصا وارد عمل شده و با دعوت از نمایندگان نامزدهای انتخاباتی از آنها خواستند مدارک و اسناد خود را در رابطه با وقوع تقلب به مراجع ذیصلاح ارائه دهند، بیانیههایی از جانب این افراد منتشر شد که موارد بسیاری را به عنوان دلایل تقلب در آن ذکر کرده و با این حال سند محکمی برای این دلایل ارائه نکرده بودند. در اینجا به 8 مورد از این دلایل و توضیحاتی که وزارت کشور بعد ازآن در مورد این دلایل ارائه کرد، مطرح میشود. این توضیحات خود نشاندهنده دو نکته مهم در حوادث پس از انتخابات است اول اینکه وزارت کشور، شورای نگهبان و شخص مقام معظم رهبری تلاش زیادی کردند که به مدعیان تقلب ثابت کنند نظام جمهوری اسلامی در رای گیری از مردم، امانت را رعایت کرده و به رای مردم احترام میگذارد. و دوم اینکه اگر اعتراض به صورت رسمی و قانونی و همراه با دلایل و اسناد متقن ارائه میشد، در سازوکاری که توسط شورای نگهبان و وزارت کشور تدارک دیده شده بود، به خوبی میتوانست به بار بنشیند و نیازی به اعتراضات خیابانی و به آتش کشیدن مساجد و پایگاههای بسیج نبود.
با این حال میر حسین موسوی، مهدی کروبی و حامیانشان ترجیح دادند همانطور که راه اول را نادیده میگیرند و در عین حال فشار بر وزارت کشور و شورای نگهبان را افزایش میدهند، در عرصه اعتراضات خیابانی نیز به گونهای عمل کنند که یادآور همان تئوری تئوریسین این جبهه باشد که میگفت «تنها راه اصلاحات برای باقی ماندن در کشور، فشار از پایین و چانهزنی از بالا است و یا اینکه اصلاحات برای زنده ماندن باید خون بدهد!»
البته بعدها فتنهگران و روزنامهنگاران وابسته به آنها که بعد از حوادث انتخابات ریاستجمهوری از کشور خارج شدند، با برپایی ماهها جلسه و تدارک اطلاعاتی عظیم، سعی کردند در گزارشی 300 صفحهای دلایل تقلب در انتخابات را بیان کنند که این جزوه نیز با تمام تبلیغات صورت گرفته در مورد آن نتوانست افکار عمومی و حتی افکار فتنه گران را برای دلایل تقلب قانع سازد.
1- پلمپ شدن صندوقهای رای
نمایندگان میرحسین موسوی در سر صندوقهای رای از این مسئله شکایت کرده بودند که چرا صندوقهای رای قبل از رفتن آنها به محلهای رایگیری پلمپ شده بود. آنها این مساله را نشانهای از تقلب شدن در انتخابات میدانستند. وزارت کشور در این خصوص پاسخ داد که طبق قانون انتخابات، صندوقها باید قبل از رایگیری در محل حوزه رایگیری پلمپ شوند و به همین دلیل به نمایندگان نامزدهای انتخاباتی اطلاع داده شده بود که باید راس ساعت 7 صبح در محل رایگیری حضور داشته باشند تا از نزدیک شاهد پلمپ شدن صندوقهای رای باشند اما ساعت 8 صبح، مردم برای رایگیری پشت در حوزهها صف کشیده بودند و خبری از نمایندگان نامزدهای انتخاباتی که بعدا به این روند اعتراض کردند، نبود.
حوزههای رایگیری موظف بودند راس ساعت 8 صبح صندوقها را برای رایگیری آماده کنند و به همین دلیل تاخیر این افراد باعث به تعویق افتادن روند رایگیری نشد. در عین حال درقانون هیچ سخنی از الزام حضور نمایندگان کاندیداها برای پلمپ صندوقها وجود ندارد و با این حال اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان میرحسین موسوی و کروبی برای نظارت در محلهای اخذ رای بودند و شاهد چگونگی پلمپ شدن صندوقهای رای بودند.
2- حضور نمایندگان نامزدها در محل رای گیری
آنطور که ستادهای میرحسین موسوی نیز اعلام کرده بودند، تعداد ناظرین وی در صندوقهای رای از تمام ناظرین دیگر نامزدهای انتخاباتی بیشتر بود. این اولین انتخاباتی بود که نامزدهای انتخاباتی تعداد نمایندگان زیادی را برای حضور در پای صندوقهای رای انتخاب میکردند. با این حال روند و پروسه اداری این کار برای معرفی نمایندگان نامزدهای انتخاباتی توسط بسیاری از ستادها به صورت ناقص انجام شد و تعدادی از این افراد نتوانستند پای صندوقها حاضر شوند. ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی با این حال از همین موارد کم و کوچک نیز استفاده کرد تا عنوان کند در انتخابات تقلب شده است.
وزارت کشور در انتخابات 88 برای اولین بار در جهت سهولت اعطای کارت حضور در پای صندوقهای رای سایتی اینترنتی را تهیه و از نامزدهای انتخاباتی و ستادهایشان در تمام شهرستانها خواست از طریق این سایت درخواست حضور خود را ارائه کنند. با این حال در تاریخ پانزدهم خرداد و زمانی که تنها کمتر از یک هفته به برگزاری انتخابات مانده بوداز میان تمام ستادهای انتخاباتی، ستاد انتخاباتی موسوی بیان کرد که در شهرستانها نمایندکان ناظر با این روش آشنایی ندارند و درخواست کرد که کار تهیه کارت به صورت دستی و با حضور نمایندگان انجام گیرد. همین کار نیز با وجود اینکه تمامی نامزدهای دیگر از همان سایت استفاده کرده بودند، مورد قبول قرار گرفت و با این حال نمایندگان در روز حضور برای دریافت کارت نیز مدارک خود اعم از شناسنامه و کارت ملی را همراه نداشتند که بتوانند کارت ورود به محلهای اخذ رای را دریافت کنند.
به گفته وزارت کشور، در این مورد نیز با این افراد همکاریهای زیادی صورت گرفت و در کل نمایندگان موسوی توانستند در 40 هزار و 676 محل رایگیری حضور پیدا کنند که این میزان به معنای حضور نمایندگان این نامزد انتخاباتی در 90 درصد صندوقهای کل کشور بوده است.
3- افزایش صندوقهای ثابت و سیار
حامیان و اعضای ستاد موسوی تعداد بالای صندوقهای رایگیری سیار را یکی دیگر از مورادی میدانستند که نشان میداد در انتخابات تقلب شده است. آنها البته در این مورد به قانون انتخابات هم اشاره داشته و بیان کرده بودند که شعب سیار تنها برای مناطق صعبالعبور طراحی شده است در صورتی که همواره در انتخاباتهای قبلی نیز صندوقهای سیار نه تنها برای مناطق صعبالعبور، بلکه برای مناطق شهری، بیمارستانها، پادگانها، مناطق کم جمعیت و موارد دیگر هم تشکیل میشده است.
از سوی دیگر این تنها انتخاباتی نبود که صندوقهای رایگیری سیار در آن نقش عمدهای داشتهاند. در انتخابات نهم ریاستجمهوری نیز از مجموع 41 هزار و 71 صندوق اخذ رای، تعداد 14 هزار و 102 صندوق سیار بودهاند که این به معنای این است که تعداد صندوقهای رایگیری سیار به میزان 33 درصد از کل صندوقها بوده است. با این حال در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از مجموع 45 هزار و 713 صندوق، تعداد 14 هزار و 294 صندوق سیار بود که این به معنای کم شدن میزان صندوقهای سیار و رسیدن آن به مرز 30 درصد کل صندوقها بوده است.
4- افزایش چاپ تعرفه انتخاباتی
مهمترین دلیل اعضای ستاد موسوی برای انجام شدن تقلب، افزایش چاپ تعرفه بود. وزیر کشور در آن زمان در گفتوگو با صدا و سیما دلایل این مسئله را با اطلاعات دقیق و جزیی در این خصوص فاش کرد. آنها اعلام کرده بودند که بیشتر از تعداد واجدین رای تعرفه چاپ شده است.
با این حال وزیر کشور در پاسخ به این ادعا بیان کرد که همواره در تمام انتخاباتها به دلیل اینکه تخمین دقیق و بدون خطای واجدین شرایط در هر استان و شهرستان و روستاها غیر ممکن است، باید همیشه تعرفه برای موارد اضطراری به صورت چاپ شده و آماده وجود داشته باشد. با این حال در دوره دهم از انتخابات ریاستجمهوری، به منظور صیانت از آراء مردم کلیه تعرفهها دارای سریال و کد مخصوص استانی بوده است و امکان جابه جایی رایها به این طریق از بین رفته بود تا امکان حفظ رای مردم با ضریب امنیتی بیشتری میسر گردد. در هیمن حال ستادهای میر حسین موسوی که از زمان آغاز رایگیری و حتی قبل از آن کلید پروژه تقلب را زده بودند، در روز رایگیری بارها در سایتهای خود از مردم خواسته بودند به دلیل اینکه در مساجد امکان تقلب در انتخابات بیشتر است به حوزههای رایگیری در مدارس بروند و آنجا رای بدهند! به همین دلیل حوزههای مدارس شلوغتر از حد معمول بود و با کاهش میزان تعرفه مواجه شده بودند که اگراین تعرقه چاپ نشده و در اختیار آنان قرار نمیگرفت، امکان اخذ رای از مردم نبود.
5- محدود کردن زمان رایگیری
بخی از ستادهای تبلیغاتی موسوی بیان کرده بودند که در تعدادی از حوزههای انتخابیه، زمان برای اخذ رای محدود شده بود و بسیاری از مردم نتوانسته بودند رای خود را به صندوق بیاندازند و این نشانهای از وجود تقلب در انتخابات است! این مسئله اما با جضور میلیونی و بینظیر مردم در پای صندوقهای رای زیر سوال رفت و این شبهه با وجود رای 40 میلیونی مردم در انتخابات به کلی از بین رفت. البته ستاد انتخابات وزارت کشور نیز 4 بار زمان رای گیری را تمدید کرد و در نهایت نیز اعلام کرد که تا زمانی که مردم در بیرون از شعب منتظر انداختن رای خود به صندوقها باشند، شعب باید رای مردم را اخذ کنند. حوادث بعد از انتخابات نشان داد تنها کسانی که از حضور 40 میلیونی مردم در پای صندوقهای رای ناراضی بودند، همین فتنهگران بودند و کاری کردند که شیرینی این حضور و پیروزی بزرگ برای نظام جمهوری اسلامی به تلخکامی تبدیل شد.
6- حضور نداشتن نمایندگان نامزدهای انتخاباتی برای شمارش آراء
فتنه گران به راحتی هر اتهامی را به نظام و دولت برای چگونگی اجرای انتخابات زدند و هیچ سندی را در این باره ارائه ندادند. با این حال وزارت کشور به نقل از نمایندگان خودشان در پای صندوقهای رای، صحت ادعاهایشان را زیر سوال برد. موسوی بیان کرده بود که نمایندگانش در پای صندوقهای رای شاهد تقلب در انتخابات بودهاند اما هیچ کدام از این نمایندگان چنین مسئلهای را تایید نکردند و وزارت کشور اعلام کرد که صندوقها در حضور نمایندگان نامزدهای انتخاباتی شمارش شده و بعد از شمارش نیز امضا و اثر انگشت آنها پای برگههای نتیجه آراء ثبت شده است و اگر نمایندهای به این روند اعتراض داشت، میتوانست برگه را امضا نکند. اما همه نمایندگان موسوی در محل اخذ رای و بعد شمارش آراء برکههای نتایج را امضا کرده بودند.
7- نحوه اعلام نتایج
بیشتر اتهاماتی که ستادهای تبلیغاتی موسوی علیه دولت مطرح ساختند، به خاطر اقداماتی بود که وزارت کشور برای اولین بار و برای سهولت مردم در دستیابی به نتیجه آراء و همچنین شفاف شدن مسئله رایگیری و شمارش آراء انجام داده بود. یکی از این موارد، نحوه اعلام نتایج بود. در تمام دورههای گذشته، وزارت کشور وقفهای 12 ساعته را برای اعلام نتایج اولیه انتخابات داشت اما در دوره دهم انتخابات ریاستجمهوری، وزارت کشور به صورت لحظه به لحظه هر آماری را که از صندوقهای رای اخذ میکرد، به مردم اعلام میکرد.
وزیر کشور هم در این باره گفته: «ما مردم را نامحرم ندانسته و سعی نمودیم هر نتیجهای که به ستاد انتخابات کشور میرسد را در اختیار مردم قرار دهیم.
8- مشارکت بالای 100 درصدی در برخی استانها
یکی دیگر از دلایل ستادهای تبلیغاتی موسوی برای بیان اینکه درانتخابات تقلب شده است، این بود که در 70 حوزه انتخابیه، رای دهندگان بیشتر از واحدین شرایط بودهاند. وزارت کشور و شورای نگهبان بیان کردند که این رقم درست نیست و بسیار کمتر از 70 حوزه انتخابیه بوده و در عین حال به دلیل اینکه این انتخابات در ماه خرداد و زمان مسافرتهای تابستانی انجام شده بود، تعداد زیادی از مردم در زمان مسافرت رای دادهاند. بسیاری از این مناظق مناطق ییلاقی بودهاند که مردم برای گذراندن تعطیلات آخر هفته به آنجا رفته بودند. برای مثال در طرقبه مشهد، یا مناطق ییلاقی شمال کشور، تعداد رای دهندگان بیشتر از واجدین شرایط بوده است. البته این در سایر موارد انتخابات نیز مسئلهای پدیرفته شده بوده چرا که بسیاری از دانشجویان و سربازان در محل کار و تحصیل خود رای دادهاند.
9- داماد لرستان و فرزند آذربایجان
شاید به جرات بتوان گفت که تنها دلیلی که تا کنون وزارت کشور و سایر نهادهای فعال در عرصه انتخابات ریاستجمهوری درخصوص بروز تقلب در انتخابات نتوانستند بدان پاسخ علمی و منطقی دهند، شبههای است که خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی مطرح کرده. او در گفت و گو با شبکه تلوزیونی بیبیسی فارسی نتیجه آرا را دقیقا عکس واقعیت دانسته و با بیان اینکه نسبت آرای موسوی به احمدینژاد 4 به 1 بوده، به چرایی تقلب پرداخت و گفت: «یک نقاطی هستند که خودشان نشان دهنده نادرست بودن میزان آراست. مثلا ترکزبانها و مردم آذربایجان فرزند خودشان را رها نمیکنند تا به فرد دیگری رای بدهند یا خود بنده که بارها گفتم من لر هستم و آقای موسوی هم گفته داماد لرستان است، لرها داماد خودشان را رها نمیکنند و به احمدینژاد رای بدهند. این دو مورد برای ما ملاک است که باقی موارد هم همینطور است....ما نمیدانیم چگونه با این صندوقها عمل شده و رأیها چگونه دست برده شده و چه بوده، فقط میدانیم که نسبت موسوی به احمدینژاد 4، 5 به یک یا 4 به یک یا جاهای دیگر ممکن است مثلاً 3 به 1.5 باشد.»
هر چند که وزارت کشور تا کنون به این ادعا پاسخی نداده است ولیکن در همان زمان در بین مردم این سوال مطرح بود که چگونه مردم لرستان زمانی که یکی از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری، لر است، باید فرزندشان را رها کنند و به دامادشان رای دهند؟ شاید همین دلیل نیز مستندترین و علمیترین پاسخ به شبهه مطرح شده از سوی همسر میرحسین موسوی بوده باشد.
10- رای من کم شده، حتما تقلب شده
از دیگر دلایل سران داخلی فتنه برای تقلب، به اظهارنظر مهدی کروبی بازمی گردد. او که در رقابتهای انتخاباتی سال 84 با وعده 50 هزار تومان به هر ایرانی وارد رقابتهای انتخاباتی شده بود، توانست بیش از 4 میلیون رای را متوجه خود کند، در انتخابات ریاستجمهوری اسل 88، نه تنها میزان رایش به یک میلیون نرسید، بلکه در بین 4 کاندیدا، پس از آرای باطله نفر پنجم شد و همین کاهش شدید رایش را در طول 4 سال را نشانه تقلب در انتخاباتدانست.
علیرضا زاکانی عضو کمیته 6نفره تحقیق مجلس در مورد دلیل مهدی کروبی برای اثبات تقلب در انتخابات گفته: جملهای که آقای کروبی دائماً تکرار میکرد این بود: «من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام میسوزد.» گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار رای، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم به تو رأی ندادند که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامیمقدم به آماری از برخی صندوقهای بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی را که در حوزههای خراسان شمالی هست، انتخاب کنید، و اصرار از ما بود که این کار را انجام بدهید. آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوقهای رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان میخواهند.
*چه کسی گفت «تقلب»؟
اولین کسی که بعد از اعلام شدن نتایج انتخابات، نتیجه را باور نکرده و سعی کرد باخت خود به رقیب را با واژه تقلب تویجه کند، میرحسین موسوی بود. در حالی که مردم خود را آماده برگزاری جشن بزرگترین و شکوهمندترین انتخابات طول دوران نظام جمهوری اسلامی میکردند، بازنده انتخابات که در شب پایان رایگیری و قبل از آغاز شمارش آراء خود را پیروز انتخابات عنوان کرده بود، نتوانست نتیجه نهایی را بپذیرد و جمله معروف خود را در بیانیه شماره اولش بیان کرد: «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نمیشوم.»
میرحسین موسوی در اعتراض به نتایج اعلام شده در ظهر روز شنبه 23 خرداد ماه، بیانیهای را منتشر کرد که آغازگر آشوبها و اغتشاشات چند ماهه بعد از انتخابات شد. وی در این بیانیه ضمن توصیف کردن مسئولان انتخابات به «شعبده بازانی» که امانتدار نبوده و برای «حاکمیت دروغ و استبداد» تلاش میکنند، اعلام کرد که «تسلیم این صحنه آرایی خطرناک نمیشود». اودر این بیانیه خواهان ابطال انتخابات شد و بعداز او نیز اولین گروهی که صحبتهای او را تکرار کرده و خواهان ابطال نتایج انتخابات شد، مجمع روحانیون مبارز بود.
مجمع روحانیون مبارز البته از واژه تقلب استفاده نکرده و به جای آن «مهندسی انتخابات» را به کار برد و پس از آن سازمان مجاهدین نیز با ورود به عرصه بیانیهنویسی، این بار بیانیهای شدیداللحن را علیه دولت نوشته و نظام جمهوری اسلامی را متهم به «راهاندازی انقلاب مخملین» علیه مردم کرد! سازمان مجاهدین در بیانیه خود نوشت: «آنچه در این انتخابات رخ داد، علاوه بر تقلب و تخلفات گسترده و بیسابقه در صندوقهای رای، سو استفاده حداکثری از تمامی امکانات و فرصتهای در اختیار برای مهندسی آراء و رای سازی بوده است.»
مهدی کروبی نیز که آرائی پایینتر از آراء باطله را در این انتخابات به دست آورده بود، علیرغم اینکه در روز رایگیری اعلام کرده بود «وقتی نتایج اعلام میشود، همه ما باید قبول کنیم و از تخریب دیگران بپرهیزیم. نباید به کسانی که درصدد ایجاد شبهه در انتخابات هستند، میدان بدهیم»، پس از مساعد دیدن فضا وارد میدان شد و در بیانیهای اعلام کرد: «نتایج اعلام شده بر این انتخابات نامشروع و دولت برآامده از آن فاقد وجاهت ملی و صلاحیت ملی است و از این رو آقای محمود احمدینژاد را رییسجمهور ایران نمیدانم.»
* دلایل ادعای تقلب شدن در انتخابات و پاسخهای وزارت کشور
بیانیههای اول میرحسین موسوی و سایر حامیان وی در گروهها و احزاب مختلف بیشتر لحنی احساسی داشت و نشاندهنده سرخوردگی شدید از عدم توانایی در رای آوردن بود. با این حال با مرور زمان که رهبر معظم انقلاب شخصا وارد عمل شده و با دعوت از نمایندگان نامزدهای انتخاباتی از آنها خواستند مدارک و اسناد خود را در رابطه با وقوع تقلب به مراجع ذیصلاح ارائه دهند، بیانیههایی از جانب این افراد منتشر شد که موارد بسیاری را به عنوان دلایل تقلب در آن ذکر کرده و با این حال سند محکمی برای این دلایل ارائه نکرده بودند. در اینجا به 8 مورد از این دلایل و توضیحاتی که وزارت کشور بعد ازآن در مورد این دلایل ارائه کرد، مطرح میشود. این توضیحات خود نشاندهنده دو نکته مهم در حوادث پس از انتخابات است اول اینکه وزارت کشور، شورای نگهبان و شخص مقام معظم رهبری تلاش زیادی کردند که به مدعیان تقلب ثابت کنند نظام جمهوری اسلامی در رای گیری از مردم، امانت را رعایت کرده و به رای مردم احترام میگذارد. و دوم اینکه اگر اعتراض به صورت رسمی و قانونی و همراه با دلایل و اسناد متقن ارائه میشد، در سازوکاری که توسط شورای نگهبان و وزارت کشور تدارک دیده شده بود، به خوبی میتوانست به بار بنشیند و نیازی به اعتراضات خیابانی و به آتش کشیدن مساجد و پایگاههای بسیج نبود.
با این حال میر حسین موسوی، مهدی کروبی و حامیانشان ترجیح دادند همانطور که راه اول را نادیده میگیرند و در عین حال فشار بر وزارت کشور و شورای نگهبان را افزایش میدهند، در عرصه اعتراضات خیابانی نیز به گونهای عمل کنند که یادآور همان تئوری تئوریسین این جبهه باشد که میگفت «تنها راه اصلاحات برای باقی ماندن در کشور، فشار از پایین و چانهزنی از بالا است و یا اینکه اصلاحات برای زنده ماندن باید خون بدهد!»
البته بعدها فتنهگران و روزنامهنگاران وابسته به آنها که بعد از حوادث انتخابات ریاستجمهوری از کشور خارج شدند، با برپایی ماهها جلسه و تدارک اطلاعاتی عظیم، سعی کردند در گزارشی 300 صفحهای دلایل تقلب در انتخابات را بیان کنند که این جزوه نیز با تمام تبلیغات صورت گرفته در مورد آن نتوانست افکار عمومی و حتی افکار فتنه گران را برای دلایل تقلب قانع سازد.
1- پلمپ شدن صندوقهای رای
نمایندگان میرحسین موسوی در سر صندوقهای رای از این مسئله شکایت کرده بودند که چرا صندوقهای رای قبل از رفتن آنها به محلهای رایگیری پلمپ شده بود. آنها این مساله را نشانهای از تقلب شدن در انتخابات میدانستند. وزارت کشور در این خصوص پاسخ داد که طبق قانون انتخابات، صندوقها باید قبل از رایگیری در محل حوزه رایگیری پلمپ شوند و به همین دلیل به نمایندگان نامزدهای انتخاباتی اطلاع داده شده بود که باید راس ساعت 7 صبح در محل رایگیری حضور داشته باشند تا از نزدیک شاهد پلمپ شدن صندوقهای رای باشند اما ساعت 8 صبح، مردم برای رایگیری پشت در حوزهها صف کشیده بودند و خبری از نمایندگان نامزدهای انتخاباتی که بعدا به این روند اعتراض کردند، نبود.
حوزههای رایگیری موظف بودند راس ساعت 8 صبح صندوقها را برای رایگیری آماده کنند و به همین دلیل تاخیر این افراد باعث به تعویق افتادن روند رایگیری نشد. در عین حال درقانون هیچ سخنی از الزام حضور نمایندگان کاندیداها برای پلمپ صندوقها وجود ندارد و با این حال اکثریت قریب به اتفاق نمایندگان میرحسین موسوی و کروبی برای نظارت در محلهای اخذ رای بودند و شاهد چگونگی پلمپ شدن صندوقهای رای بودند.
2- حضور نمایندگان نامزدها در محل رای گیری
آنطور که ستادهای میرحسین موسوی نیز اعلام کرده بودند، تعداد ناظرین وی در صندوقهای رای از تمام ناظرین دیگر نامزدهای انتخاباتی بیشتر بود. این اولین انتخاباتی بود که نامزدهای انتخاباتی تعداد نمایندگان زیادی را برای حضور در پای صندوقهای رای انتخاب میکردند. با این حال روند و پروسه اداری این کار برای معرفی نمایندگان نامزدهای انتخاباتی توسط بسیاری از ستادها به صورت ناقص انجام شد و تعدادی از این افراد نتوانستند پای صندوقها حاضر شوند. ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی با این حال از همین موارد کم و کوچک نیز استفاده کرد تا عنوان کند در انتخابات تقلب شده است.
وزارت کشور در انتخابات 88 برای اولین بار در جهت سهولت اعطای کارت حضور در پای صندوقهای رای سایتی اینترنتی را تهیه و از نامزدهای انتخاباتی و ستادهایشان در تمام شهرستانها خواست از طریق این سایت درخواست حضور خود را ارائه کنند. با این حال در تاریخ پانزدهم خرداد و زمانی که تنها کمتر از یک هفته به برگزاری انتخابات مانده بوداز میان تمام ستادهای انتخاباتی، ستاد انتخاباتی موسوی بیان کرد که در شهرستانها نمایندکان ناظر با این روش آشنایی ندارند و درخواست کرد که کار تهیه کارت به صورت دستی و با حضور نمایندگان انجام گیرد. همین کار نیز با وجود اینکه تمامی نامزدهای دیگر از همان سایت استفاده کرده بودند، مورد قبول قرار گرفت و با این حال نمایندگان در روز حضور برای دریافت کارت نیز مدارک خود اعم از شناسنامه و کارت ملی را همراه نداشتند که بتوانند کارت ورود به محلهای اخذ رای را دریافت کنند.
به گفته وزارت کشور، در این مورد نیز با این افراد همکاریهای زیادی صورت گرفت و در کل نمایندگان موسوی توانستند در 40 هزار و 676 محل رایگیری حضور پیدا کنند که این میزان به معنای حضور نمایندگان این نامزد انتخاباتی در 90 درصد صندوقهای کل کشور بوده است.
3- افزایش صندوقهای ثابت و سیار
حامیان و اعضای ستاد موسوی تعداد بالای صندوقهای رایگیری سیار را یکی دیگر از مورادی میدانستند که نشان میداد در انتخابات تقلب شده است. آنها البته در این مورد به قانون انتخابات هم اشاره داشته و بیان کرده بودند که شعب سیار تنها برای مناطق صعبالعبور طراحی شده است در صورتی که همواره در انتخاباتهای قبلی نیز صندوقهای سیار نه تنها برای مناطق صعبالعبور، بلکه برای مناطق شهری، بیمارستانها، پادگانها، مناطق کم جمعیت و موارد دیگر هم تشکیل میشده است.
از سوی دیگر این تنها انتخاباتی نبود که صندوقهای رایگیری سیار در آن نقش عمدهای داشتهاند. در انتخابات نهم ریاستجمهوری نیز از مجموع 41 هزار و 71 صندوق اخذ رای، تعداد 14 هزار و 102 صندوق سیار بودهاند که این به معنای این است که تعداد صندوقهای رایگیری سیار به میزان 33 درصد از کل صندوقها بوده است. با این حال در انتخابات دهم ریاست جمهوری، از مجموع 45 هزار و 713 صندوق، تعداد 14 هزار و 294 صندوق سیار بود که این به معنای کم شدن میزان صندوقهای سیار و رسیدن آن به مرز 30 درصد کل صندوقها بوده است.
4- افزایش چاپ تعرفه انتخاباتی
مهمترین دلیل اعضای ستاد موسوی برای انجام شدن تقلب، افزایش چاپ تعرفه بود. وزیر کشور در آن زمان در گفتوگو با صدا و سیما دلایل این مسئله را با اطلاعات دقیق و جزیی در این خصوص فاش کرد. آنها اعلام کرده بودند که بیشتر از تعداد واجدین رای تعرفه چاپ شده است.
با این حال وزیر کشور در پاسخ به این ادعا بیان کرد که همواره در تمام انتخاباتها به دلیل اینکه تخمین دقیق و بدون خطای واجدین شرایط در هر استان و شهرستان و روستاها غیر ممکن است، باید همیشه تعرفه برای موارد اضطراری به صورت چاپ شده و آماده وجود داشته باشد. با این حال در دوره دهم از انتخابات ریاستجمهوری، به منظور صیانت از آراء مردم کلیه تعرفهها دارای سریال و کد مخصوص استانی بوده است و امکان جابه جایی رایها به این طریق از بین رفته بود تا امکان حفظ رای مردم با ضریب امنیتی بیشتری میسر گردد. در هیمن حال ستادهای میر حسین موسوی که از زمان آغاز رایگیری و حتی قبل از آن کلید پروژه تقلب را زده بودند، در روز رایگیری بارها در سایتهای خود از مردم خواسته بودند به دلیل اینکه در مساجد امکان تقلب در انتخابات بیشتر است به حوزههای رایگیری در مدارس بروند و آنجا رای بدهند! به همین دلیل حوزههای مدارس شلوغتر از حد معمول بود و با کاهش میزان تعرفه مواجه شده بودند که اگراین تعرقه چاپ نشده و در اختیار آنان قرار نمیگرفت، امکان اخذ رای از مردم نبود.
5- محدود کردن زمان رایگیری
بخی از ستادهای تبلیغاتی موسوی بیان کرده بودند که در تعدادی از حوزههای انتخابیه، زمان برای اخذ رای محدود شده بود و بسیاری از مردم نتوانسته بودند رای خود را به صندوق بیاندازند و این نشانهای از وجود تقلب در انتخابات است! این مسئله اما با جضور میلیونی و بینظیر مردم در پای صندوقهای رای زیر سوال رفت و این شبهه با وجود رای 40 میلیونی مردم در انتخابات به کلی از بین رفت. البته ستاد انتخابات وزارت کشور نیز 4 بار زمان رای گیری را تمدید کرد و در نهایت نیز اعلام کرد که تا زمانی که مردم در بیرون از شعب منتظر انداختن رای خود به صندوقها باشند، شعب باید رای مردم را اخذ کنند. حوادث بعد از انتخابات نشان داد تنها کسانی که از حضور 40 میلیونی مردم در پای صندوقهای رای ناراضی بودند، همین فتنهگران بودند و کاری کردند که شیرینی این حضور و پیروزی بزرگ برای نظام جمهوری اسلامی به تلخکامی تبدیل شد.
6- حضور نداشتن نمایندگان نامزدهای انتخاباتی برای شمارش آراء
فتنه گران به راحتی هر اتهامی را به نظام و دولت برای چگونگی اجرای انتخابات زدند و هیچ سندی را در این باره ارائه ندادند. با این حال وزارت کشور به نقل از نمایندگان خودشان در پای صندوقهای رای، صحت ادعاهایشان را زیر سوال برد. موسوی بیان کرده بود که نمایندگانش در پای صندوقهای رای شاهد تقلب در انتخابات بودهاند اما هیچ کدام از این نمایندگان چنین مسئلهای را تایید نکردند و وزارت کشور اعلام کرد که صندوقها در حضور نمایندگان نامزدهای انتخاباتی شمارش شده و بعد از شمارش نیز امضا و اثر انگشت آنها پای برگههای نتیجه آراء ثبت شده است و اگر نمایندهای به این روند اعتراض داشت، میتوانست برگه را امضا نکند. اما همه نمایندگان موسوی در محل اخذ رای و بعد شمارش آراء برکههای نتایج را امضا کرده بودند.
7- نحوه اعلام نتایج
بیشتر اتهاماتی که ستادهای تبلیغاتی موسوی علیه دولت مطرح ساختند، به خاطر اقداماتی بود که وزارت کشور برای اولین بار و برای سهولت مردم در دستیابی به نتیجه آراء و همچنین شفاف شدن مسئله رایگیری و شمارش آراء انجام داده بود. یکی از این موارد، نحوه اعلام نتایج بود. در تمام دورههای گذشته، وزارت کشور وقفهای 12 ساعته را برای اعلام نتایج اولیه انتخابات داشت اما در دوره دهم انتخابات ریاستجمهوری، وزارت کشور به صورت لحظه به لحظه هر آماری را که از صندوقهای رای اخذ میکرد، به مردم اعلام میکرد.
وزیر کشور هم در این باره گفته: «ما مردم را نامحرم ندانسته و سعی نمودیم هر نتیجهای که به ستاد انتخابات کشور میرسد را در اختیار مردم قرار دهیم.
8- مشارکت بالای 100 درصدی در برخی استانها
یکی دیگر از دلایل ستادهای تبلیغاتی موسوی برای بیان اینکه درانتخابات تقلب شده است، این بود که در 70 حوزه انتخابیه، رای دهندگان بیشتر از واحدین شرایط بودهاند. وزارت کشور و شورای نگهبان بیان کردند که این رقم درست نیست و بسیار کمتر از 70 حوزه انتخابیه بوده و در عین حال به دلیل اینکه این انتخابات در ماه خرداد و زمان مسافرتهای تابستانی انجام شده بود، تعداد زیادی از مردم در زمان مسافرت رای دادهاند. بسیاری از این مناظق مناطق ییلاقی بودهاند که مردم برای گذراندن تعطیلات آخر هفته به آنجا رفته بودند. برای مثال در طرقبه مشهد، یا مناطق ییلاقی شمال کشور، تعداد رای دهندگان بیشتر از واجدین شرایط بوده است. البته این در سایر موارد انتخابات نیز مسئلهای پدیرفته شده بوده چرا که بسیاری از دانشجویان و سربازان در محل کار و تحصیل خود رای دادهاند.
9- داماد لرستان و فرزند آذربایجان
شاید به جرات بتوان گفت که تنها دلیلی که تا کنون وزارت کشور و سایر نهادهای فعال در عرصه انتخابات ریاستجمهوری درخصوص بروز تقلب در انتخابات نتوانستند بدان پاسخ علمی و منطقی دهند، شبههای است که خانم زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی مطرح کرده. او در گفت و گو با شبکه تلوزیونی بیبیسی فارسی نتیجه آرا را دقیقا عکس واقعیت دانسته و با بیان اینکه نسبت آرای موسوی به احمدینژاد 4 به 1 بوده، به چرایی تقلب پرداخت و گفت: «یک نقاطی هستند که خودشان نشان دهنده نادرست بودن میزان آراست. مثلا ترکزبانها و مردم آذربایجان فرزند خودشان را رها نمیکنند تا به فرد دیگری رای بدهند یا خود بنده که بارها گفتم من لر هستم و آقای موسوی هم گفته داماد لرستان است، لرها داماد خودشان را رها نمیکنند و به احمدینژاد رای بدهند. این دو مورد برای ما ملاک است که باقی موارد هم همینطور است....ما نمیدانیم چگونه با این صندوقها عمل شده و رأیها چگونه دست برده شده و چه بوده، فقط میدانیم که نسبت موسوی به احمدینژاد 4، 5 به یک یا 4 به یک یا جاهای دیگر ممکن است مثلاً 3 به 1.5 باشد.»
هر چند که وزارت کشور تا کنون به این ادعا پاسخی نداده است ولیکن در همان زمان در بین مردم این سوال مطرح بود که چگونه مردم لرستان زمانی که یکی از نامزدهای انتخابات ریاستجمهوری، لر است، باید فرزندشان را رها کنند و به دامادشان رای دهند؟ شاید همین دلیل نیز مستندترین و علمیترین پاسخ به شبهه مطرح شده از سوی همسر میرحسین موسوی بوده باشد.
10- رای من کم شده، حتما تقلب شده
از دیگر دلایل سران داخلی فتنه برای تقلب، به اظهارنظر مهدی کروبی بازمی گردد. او که در رقابتهای انتخاباتی سال 84 با وعده 50 هزار تومان به هر ایرانی وارد رقابتهای انتخاباتی شده بود، توانست بیش از 4 میلیون رای را متوجه خود کند، در انتخابات ریاستجمهوری اسل 88، نه تنها میزان رایش به یک میلیون نرسید، بلکه در بین 4 کاندیدا، پس از آرای باطله نفر پنجم شد و همین کاهش شدید رایش را در طول 4 سال را نشانه تقلب در انتخاباتدانست.
علیرضا زاکانی عضو کمیته 6نفره تحقیق مجلس در مورد دلیل مهدی کروبی برای اثبات تقلب در انتخابات گفته: جملهای که آقای کروبی دائماً تکرار میکرد این بود: «من دلم برای "اسلامیت" و "جمهوریت" نظام میسوزد.» گفتیم: چرا برای اسلامیت و جمهوریت نظام؟ گفت: چون تقلب شد. گفتیم: دلیل تقلب چیست؟ گفت: من دفعه قبل 4 میلیون و نیم رأی آوردم و این بار 350 هزار رای، پس یقیناً تقلب شده، و ما گفتیم: مردم به تو رأی ندادند که اسمش تقلب نیست! گفت: نه! تقلب شد. ما اصرار کردیم تا اینکه آقای گرامیمقدم به آماری از برخی صندوقهای بزرگ بجنورد اشاره کرد و ما خواهش کردیم: شما بیایید این 600 ــ 700 صندوقی را که در حوزههای خراسان شمالی هست، انتخاب کنید، و اصرار از ما بود که این کار را انجام بدهید. آنها ابتدا قبول کردند ولی در آخر قبول نکردند که صندوقهای رأی را باز کنیم و کمک کنیم و اگر اشکالی هست در هر صندوقی که خودشان میخواهند.
۲۷/آبان/۹۵, ۰:۲۶
-----------------------------
ویرایش کردم .
ویرایش کردم .
۲۷/آبان/۹۵, ۱:۰۵
(۲۷/آبان/۹۵ ۰:۲۶)AmirEfrit نوشته است: [ -> ]
این مزخرفات رو کسانی گفتن که جیره خور این نظام هستن خب قراره چه چیزی بگن مثلا؟؟؟
خنده دار اینه که اقای موسوی و کروبی بدون هیچ دادگاهی سالهاست زندانی هستن و جنایت انجام شده در این خصو...
ویرایش کردم .
اقای امیر افریت ....این سبک گفتمانی رو که شما دنبال میکنید ...خیلی زود به شکستتون می انجامه ....سبک حرف زدنتون مثل همونی بود که اصلاحش کردید و حتی پس از سال 88 به راحتی فروکش کرد و جنبشی که با اون شدت از هیجان و حجم عظیم رسانه ای تبلیغاتی و اینترنتی در خارج از کشور شروع به کار کرد ...مثل یک موج که به ساحل میرسه به شکست انجامید .....جیره خوری برای این نظام باعث افتخار مردم این کشوره و بهتر از جیره خور بی مواجب بودن عده ای سلطنت طلب و بر اندازه که برای خون این ملت دارند نقشه ها می کشند .....من و امثال من هم خیلی دوست داریم تا این دو نفر هر چه زود تر در نظام قضایی مستقلمون محاکمه بشن ....چون با وجود اون خیاناتی که مرتکب شدند ...قطع به یقین می دانم که سرانجامی کمتر از منافقین نخواهند داشت ....مگر این که از رفتارهای خود توبه کنند که باز هم بعید می دانم .
۲۷/آبان/۹۵, ۱۰:۵۰
معاون اسبق وزارت خزانهداری آمریکا در گفتگو با مشرق؛
معترضان آمریکایی مزدور جورج سوروس هستند/ تغییر در آمریکا بدون خونریزی بعید است/ ترور ترامپ یکی از گزینههای الیگارشهاست
«پال کریگ رابرتز» میگوید اعتراضات ضدترامپ را «جورج سوروس» با پول و اجیر کردن اراذل و اوباش ترتیب داده است.
سرویس جهان مشرق- اعتراضات علیه دانلد ترامپ رئیسجمهور منتخب آمریکا طی روزهای گذشته ادامه داشته است. تصاویری که این روزها از خیابانهای آمریکا منتشر میشود، یادآور اعتراضاتی است که مقامات آمریکایی طی سالهای گذشته در کشورهای بیشماری از جمله ایران، به راه انداختهاند. اتفاقاً برخی کارشناسان آمریکایی معتقدند بودجه اعتراضات علیه ترامپ را هم همان افرادی تأمین میکنند که برای آشوب در ایران، اوکراین و کشورهای دیگر هزینه کردهاند.
![[تصویر: 1947076_727.png]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1947076_727.png)
«پال کریگ رابرتز» معاون اسبق سیاستگذاری در وزارت خزانهداری آمریکا، یکی از کارشناسانی است که معتقد است الیگارشهای حاکم بر آمریکا و حامیان آنها مانند جورج سوروس هزینه تظاهرات علیه ترامپ را تأمین میکنند. خبرنگار سرویس جهان مشرق در خصوص انتخاب ترامپ، تظاهراتها علیه او و همینطور تفاوت سیاستهای ترامپ با اوباما و کلینتون با آقای رابرتز (که یکی از 10 شخصیت تأثیرگذار در رسانههای جایگزین آمریکا شمرده شده[sup][1][/sup]) مصاحبه کرده است. آنچه در ادامه میآید، مشروح گفتگوی مشرق با این مقام سابق دولت آمریکاست.
انتخاب دانلد ترامپ اتفاقی واقعاً حیرتانگیز بود. به نظر شما آیا این انتخاب میتواند نشاندهنده شورش مردم علیه نظام کنونی در آمریکا باشد؟
[/b]
[/b]
کاملاً همینطور است. انتخابات اخیر در آمریکا و پیروزی ترامپ را میتوان نه یک رأیگیری بلکه یک قیام و شورش از سوی مردم علیه حکومت دانست. این انتخابات از جهات مختلفی منحصربهفرد و تاریخی بود. مردم آمریکا توانستند در این انتخابات الیگارشهای حاکم را شکست دهند. هیلاری کلینتون که از عوامل الیگارشها بود، بهرغم تمام تبلیغات رسانهای و دروغپردازیها علیه دانلد ترامپ، شکست خورده است. این واقعیت نشان میدهد مردم آمریکا دیگر به رسانهها و تبلیغات احزاب سیاسی اعتنایی نمیکنند. به اعتقاد من، طبقه کارگر در آمریکا موفق شد پیروز واقعی انتخابات شود.
یکی از نتایج رضایتبخش این انتخابات، بیتوجهی مردم نسبت به رسانههای جریان اصلی بود. مردم در سراسر آمریکا نشان دادند که رسانهها اکنون تنها در سواحل شمال شرقی و سواحل غربی آمریکا تأثیرگذار هستند، یعنی همان جایی که اقلیت یک درصدی نفوذ دارد. نتیجه انتخابات حاکی از آن است که مردم در بقیه نقاط آمریکا، حرف رسانهها و حملات بیرحمانه آنها علیه ترامپ را باور نکردهاند.
[b]![[تصویر: 1947083_246.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1947083_246.jpg)
![[تصویر: 1947083_246.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1947083_246.jpg)
انتخابات اخیر در آمریکا، رأیگیری نبود، بلکه شورش مردم علیه حکومت بود[/b]
با این حال، نباید جنگ بر سر قدرت در آمریکا را تمامشده بدانیم. هیلاری کلینتون شکست خورده، اما الیگارشها شکست نخوردهاند. اگر ترامپ نهایتاً تسلیم الیگارشها شود، مردم در حقیقت دستآورد بزرگی نداشتهاند. یک قاعده وجود دارد که درباره آمریکا صدق میکند: در کشوری که نهادهای قدرتش به فساد کشیده شده و آلوده به منافع الیگارشی شدهاند، بعید است که تغییر واقعی بدون خونریزی محقق شود.
به نظر میرسد اعتراضات درون آمریکا علیه ترامپ در نوع خود بیسابقه باشد. عدهای میگویند دموکراتها و حامیان آنها مانند جورج سوروس پشت اعتراضات هستند. به نظر شما تظاهراتهای ضدترامپ واقعاً خودجوش هستند و توسط مردم عادی سازماندهی میشوند؟
[/b]
[/b]
این اعتراضات، کاملاً سازماندهیشده و هماهنگشده هستند. هزینه آنها را هم جورج سوروس تأمین کرده تا همانطور که رئیسجمهور اوکراین را سرنگون کرد، مشروعیت ریاستجمهوری ترامپ را هم زیر سؤال ببرد. معترضان در آمریکا، اراذل و اوباش مزدوری هستند که توسط الیگارشها و جورج سوروس اجیر شدهاند تا مانند دانشجویانی عمل کنند که در کییف پول گرفته بودند تا برای اعتراض علیه دولت دموکراتیک و منتخب اوکراین به خیابانها بیایند و راه را برای کودتای آمریکا در این کشور هموار نمایند. پولهای پرداختی سوروس آن قدری بود که بسیاری از معترضان در اوکراین، اصلاً اوکراینی نبودند، بلکه از کشورهای دیگر آمده بودند تا صرفاً مزد اعتراض دریافت کنند.
سازمان «تغییر» (change.org) که ادعای ترقیطلبی هم دارد، اعتبار ترقیطلبان واقعی را خدشهدار کرده و عریضهای اینترنتی را به راه انداخته که امضاکنندگان آن از «مجمع الکترال[2]» میخواهند با رأی به هیلاری کلینتون، نتیجه انتخابات را معکوس کند[3]. جالب اینجاست که وقتی ترامپ گفت اگر بازنده انتخابات شود و شواهدی مبنی بر تقلب در انتخابات وجود داشته باشد، ممکن است نتیجه انتخابات را نپذیرد، انتقادها علیه او از سوی همین افرادی سرازیر شد که اکنون میخواهند نتیجه انتخابات را عوض کنند.
![[تصویر: 1947084_995.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1947084_995.jpg)
جورج سوروس که انقلابهای رنگی زیادی را در اروپا پیاده کرده و پشت اغتشاشات خیابانی سال 88 در ایران هم بود، اکنون در خود آمریکا تجربه جدیدی را پشت سر میگذارد
به نظر شما تظاهراتها به نتیجه هم خواهند رسید؟ آیا هنوز هم ممکن است هیلاری کلینتون رئیسجمهور شود؟
[/b]
[/b]
شکی نیست که الیگارشها نمیخواهند ترامپ رئیسجمهور آمریکا باشد، چراکه مطمئن نیستند بتوانند او را کنترل کنند. شکی هم نیست که کلینتون مهره الیگارشهاست. با این وجود، دلایلی وجود دارد که ممکن است الیگارشها را وادار کند بپذیرند که ترامپ پیروز انتخابات باشد.
اولاً تحقیقات افبیآی درباره ایمیلهای کلینتون و «بنیاد کلینتون» به این معناست که وجهه نامزد دموکراتها خدشهدار شده است. بنابراین رئیسجمهور شدن کلینتون میتواند برای وجهه الیگارشها هم خطرناک باشد. ضمن اینکه کلینتون در صورت رئیسجمهور شدن هم با توجه به تحقیقات افبیآی و زیر ذرهبین بودنش بعید است بتواند منافع آنها را تأمین کند. به عبارت دیگر، کلینتون اکنون به جای ابزار تأمین منافع، به باری روی دوش الیگارشها تبدیل شده است.
موضوع دیگر، قدرت جمهوریخواهان در کنگره است. مجلس نمایندگان و سنا ریاستجمهوری کلینتون را نخواهند پذیرفت و حتی اگر کلینتون رئیسجمهور شود، شواهد و اسناد بیشماری وجود دارد که کنگره جمهوریخواه میتواند از آنها علیه او استفاده کند. بنابراین کلینتون در این سناریو هم نمیتواند آنگونه که باید منافع الیگارشها را تأمین کند.
بر همین اساس، من پیش از انتخابات هم پیشبینی کرده بودم که الیگارشها ترجیح میدهند نتیجه انتخابات را به «سود» ترامپ تغییر دهند، نه علیه او. با این وجود، اعتراضات برای بیاعتبار کردن ترامپ در شرایط کنونی اهداف دیگری میتواند داشته باشد که با آغاز ریاستجمهوری ترامپ این اهداف هم مشخصتر خواهد شد. یکی از این اهداف این است که ترامپ را آسیبپذیر کنند تا اگر به همان تهدیدی علیه الیگارشها تبدیل شد که الآن انتظار آن میرود، بتوانند جلوی او را بگیرند.
![[تصویر: 1947086_958.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1947086_958.jpg)
ممکن است الیگارشهای آمریکایی به این نتیجه رسیده باشند که هیلاری کلینتون دیگر مهرهای سوخته است
سیاستهای ترامپ، و به طور خاص سیاست خارجی او، چه تفاوتی با سیاستهای هشت سال اخیر اوباما یا سیاستهای احتمالی کلینتون خواهد داشت؟
[/b]
[/b]
هنوز برای قضاوت در اینباره زود است. باید منتظر ماند و دید آیا ترامپ میتواند دولتی را تشکیل دهد که واقعاً مطابق با خواستهها و اهداف او عمل کند؛ از جمله برقراری روابط دوستانه و محترمانه با روسیه، چین، سوریه و ایران. ما هنوز نمیدانیم ترامپ چه افرادی را برای حضور در دولتش انتخاب خواهد کرد. این مسئله هم بستگی زیادی به این دارد که چه افرادی به ترامپ در اینباره مشورت خواهند داد. وقتی دولت ترامپ تشکیل، و وزرا و معاونین وزرای او مشخص شد، آنوقت خواهیم فهمید آیا تغییراتی که الآن امیدواریم رخ دهند، واقعاً احتمال وقوع دارند یا نه.
همانطور که گفتم، ترامپ پیروز انتخابات شده است، اما الیگارشها هنوز هم وجود دارند و هنوز هم قدرتمند هستند. در این شرایط، ایجاد تغییر و اصلاحات واقعی بسیار دشوار است. البته اصلاحات ظاهری و نمادین ممکن است در نتیجه رقابت میان ترامپ و آنها صورت بگیرد، اما انجام اصلاحات واقعی سخت است.
ترامپ بینقص نیست. ممکن است اشتباه کند. اتفاقاً او مرد معامله است و احتمال دارد او را متقاعد کنند که خودداری از تلاش برای ایجاد تغییرات واقعی را در ازای موفقیت در انتخابات بپذیرد. با این حال، مردم آمریکا دستکم به خاطر دو قولی که ترامپ داده، باید از او حمایت کنند: کاهش تنش میان دو قدرت هستهای، یعنی آمریکا و روسیه؛ و توقف سیاست واشینگتن مبنی بر تلاش برای جهانیسازی به قیمت نابودی آینده اقتصادی آمریکاییها.
اولاً اگر تنشها میان آمریکا و روسیه افزایش پیدا کند، ممکن است کار به جایی برسد که دیگر انسانی زنده نماند تا به فکر مسائل دیگر باشد. دوماً همین که ترامپ درک میکند که ترکیب دو عنصر «اقتصاد توخالیشده با جهانیسازی» و «مهاجرت» یک کابوس اقتصادی است، دلیل خوبی است تا از او حمایت کنیم.
[b]قطعاً دموکراتها با ترامپ مخالف هستند، اما آنچه ترامپ را منحصربهفرد میکند این است که حتی بخشی از جمهوریخواهان هم با او مخالف هستند. آیا الیگارشها در آمریکا به ترامپ اجازه خواهند داد تا سیاستهای خود را پیاده کند؟
[/b]
موضوع این است که اگر ترامپ رئیسجمهور باشد، حداقل امید وجود دارد. اگر ترامپ به دام تصمیمات اشتباه نیفتد و در عبور از موانعی که سر راه او قرار میدهند، موفق باشد، میتوانیم منتظر پایان درگیریهای هدفمند میان واشینگتن و روسیه، برچیده شدن موشکهای آمریکا در مرز روسیه با لهستان و رومانی، پایان درگیریها در اوکراین، و پایان تلاشهای واشینگتن برای سرنگونی دولت سوریه باشیم.
![[تصویر: 1947087_247.jpg]](http://cdn.mashreghnews.ir/files/fa/news/1395/8/26/1947087_247.jpg)
برای آمریکاییهایی که سابقه ترور رئیسجمهورشان را دارند، ترور ترامپ نیز یکی از گزینههای روی میز است
باید منتظر باشیم و ببینیم الیگارشها چه واکنشی به پیروزی ترامپ نشان خواهند داد. والاستریت و بانک مرکزی آمریکا ممکن است یک بحران اقتصادی را طراحی و ایجاد کنند تا ترامپ در موضع تدافعی قرار بگیرد. از این بحران میتوانند برای وادار کردن ترامپ به انتصاب یکی از عوامل مدنظرشان به عنوان وزیر خزانهداری، استفاده کنند. عواملی در سیا و پنتاگون میتوانند یک حمله پرچم دروغین را ترتیب دهند که هرگونه روابط دوستانه با روسیه را مختل کند.
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که ترامپ میتواند مرتکب شود این است که نومحافظهکارها را در دولت خود حفظ کند. در عین حال، اگر الیگارشها نتوانند ترامپ را کنترل کنند و او نهایتاً قدرت و بودجه هنگفت صنایع نظامی-امنیتی آمریکا را تهدید یا تحدید کند، یا موفق شود نهادهای مالی و اقتصادی آمریکا را وادار به پذیرش مسئولیت اقدامات خود نماید، احتمال ترور ترامپ نیز وجود دارد. اگر الیگارشها نتوانند عوامل خود را در دولت ترامپ روی کار بیاورند و رئیسجمهور را هم کنترل کنند، ترامپ هدف خوبی برای ترور خواهد بود.
[1] 10 Most Influential People In The Alternative Media (2011) Link
[2] مردم آمریکا چگونه رئیسجمهور خود را انتخاب نمیکنند + عکس لینک[/b]
[3] کلینتون هنوز میتواند رئیسجمهور آمریکا شود/ آیا جورج سوروس، دموکراتها و جمهوریخواهان میتوانند ترامپ را سرنگون کنند؟+عکس و فیلم لینک
![[تصویر: 56415166540508513353.jpg]](http://axgig.com/images/56415166540508513353.jpg)
![[تصویر: 61760657066314032322.jpg]](http://axgig.com/images/61760657066314032322.jpg)
![[تصویر: 559_657.jpg]](http://www.barackobama.ir/files/en/news/2011/11/19/559_657.jpg)