تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چطوری خانم مادیگرا را با قناعت و زندگی آرام آشناتر کنیم؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
بسم الله
سلام

همسرانی با هم به مشکل برخوردن؛
دلیلش اینه که خانم تمایل دارن از نظر مالی زندگی با شتاب مثبت داشته باشن
و فردا خونه شون جای بهتر از امروز باشه و خودروی جدید و گرونترشونو زودتر بخرن و ...
یه مقداری زیاده طلب هستن و به مادیات بیشتر توجه می کنن، تا جایی که برای شوهرشون وضعیت سخت شده و صحبت هم به طلاق رسیده، اما فعلا دارن با هم سر می کنن.

پرسشم اینه که چه طوری می شه این خانم تقریبا 30 ساله رو بیشتر با مفاهیم قناعت و زندگی آروم و جوشِ مادیات رو نزدن و موارد مشابه و موثر آشنا کرد تا در زندگی شون به کار بگیرن؟
ممنون می شم راهنمایی بفرمایید

پی نوشت : آقا پسری که می ری خواستگاری، همون اول بگو نمی خوام همسرم بره سرکار، نذار بره. بد بلایی سر زندگیت میاد. از ما گفتن بود. داریم می بینیم. اونایی هم که ظاهرا اوضاعشون خوبه، اون طوری که می گن یا به چشم میاد نیست. به خدا داریم اشتباه زندگی می کنیم. فکر نکن، تسلیم خدا باش. استدلالهامون اگر به درد لای جِرز دیوار می خورد، الان این وضع زندگی مون نبود.
سلام
بهتر نبود قبل از ازدواج اون دو نفر باهمدیگه افق های زندگی ،اندازه زندگی یا دخل و خرج شون رو با هم می سنجیدند تا ببینن با هم دیدشون متفاوت ه یا یکسان تا به این مشکل برنخورند ؟
چیزهای توی زندگی منطقا وجود داره که ممکنه با احساس آدمها نخونه
مثلا سطح زندگی حتی در مورد نفقه هم لحاظ شده . کسی که در منزل پدرش خدمت کار داشته در زمان ازدواج هم این در نفقه اش باید لحاظ بشه . البته حالا می شه دو طرف صحبت کنن و باهم کنار بیان اما باید این کنار اومدن حتما قبل از ازدواج اتفاق بیافته .
اما در مورد این خانواده میشه گفت بهتره باهم صحبت کنند و شوی برای همسر توضیح بده که در افق مثلا n سال ،من توانایی تامین مثلا x رو دارم و اگر شما تحمل کنید براتون جبران می کنم .
البته این موارد بعد روانی هم دارند چرا این خانم عجله دارند ؟ مسله چشم و هم چشمی ؟ سطح خانوادگی-مالی ،رقابت ؟ بلند پروازی؟ زیاده طلبی ؟ اذیت کردن شوی؟ و عجله برای رسیدن سریع تر به أین ارتقاء های مالی برای چی ؟ اینها هم باید مشخص باشن
این رو من باب توجیه کار این خانوم نمیگم.
من باب توضیح میگم.
از زندگی خودم مثال میزنم.
من در ماه شاید چیزی حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومن فقط خرج وسایل آشپزخونه میکنم.
یا تعمیر وسایل برقی و خدماتی یا خرید ابزار آشپزی.
هر وقت هم که میخرم به این فکر میکنم که مثلا بیفتک کوب بخرم که واسه اسدا... جان جان جانان شنیتسل درست کنم که از بیرون نخره.
دو تا مساله وجود داره.
۱. ناتوانایی های جسمی من. مثلا دست درد که باعث میشه خرید رو بذارم تو چرخ خرید یا از فروشگاه های بزرگ خرید کنم.
ضمن این که این ناتوانی باعث میشه وسایلی بخرم که کمک کنه کمتر درد بکشم.
مثلا جارو برقی و شارژی دارم، اما جارو شارژی ایستاده میخرم که هر روز خرده خوراکی ها رو باهاش بگیرم.
کلا وسایلی میگیرم که شاید از دید یک مرد وسایل رفاهی باشه، اما از دید من وسایلیه برای کار بیشتر و درد کمتر.
بلا نسبت خانومای دیگه من وسایل حمالی واسه خودم میگیرم.
۲. بازار مثل قدیم نیست که هر ۵ سال یه بار یه چیز عجیب و جدید و کاربردی توش بیاد.
من یادمه روزی که مامانم مایکروفر خرید، چقدر احساس کردیم زندگیمون راحت شده.
اما حالا هر روز یه دستگاه میاد و همچین که همه میخرن که راحت باشن یه مقاله نوشته میشه اندر مضرات فلان دستگاه.
هر روز خوراکی های خوش رنگ و بو درمیاد و من یا باید رضایت بدم که اسدا... جان جان جانان بره از بیرون بخره یا وسیله اش رو بخرم و خودم درست کنم.
این از دیدگاه مامانم که یه زن قدیمیه و با هیچی روزگار گذرونده و حالا همه بچه هاشو سر و سامون داده، اسرافه.
از دیدگاه همسرمم که باید عوض ماهی ۵۰ تومن هزینه هوس یهو یه هزینه کلان بکنه هم همینطور.
اما من پیش خودم میگم اینجا ۳۰۰ تومن خرج میکنم که ماهی یه بار که خانواده هوس فلان چیزو کرد حداقل سالم و بهداشتیش رو بخوره.
بماند که محصولات خانگی هیشوقت هم به خوبی فلافل میکروب میدون انقلاب واسه شون نمیشه.
اما مهم اینه که من تلاشمو کردم.
لذا هر خریدی هوی و هوس نیست.
هر خریدی چشم و هم چشمی نیست.
همسر من اونقدر دیر میاد که من مجبورم همه کارها و خریدهای خونه رو خودم انجام بدم.
پس حتما ماشین میخوام.
کمر اسباب کشی های متعدد هم ندارم.
پس حتما خونه هم میخوام.
یه جایی که توش آرامش داشته باشم.
تقصیر ما چیه که تا ۵۰ سال پیش هر کی خونه میخواست ۴ تا تیر و تخته میخرید و یکی میساخت، اما حالا به لطف شهرداری ها هم زمین خدا تومن پولشه و هم خونه باید اونجوری که شهر داری دستور میده ساخته بشه و لذا مهندس مخصوص میخواد و کارگر فلان کاره میخواد و تکنیسین بهمان کاره میخواد و ...
خونه خواستن و محل سکینه و آرامش خواستن خواسته زیادی نیست.
اگر در تهران شدنی نیست، زهی سعادت که آدم بره شهرستان و حتی دهات.
اما خود شما مردها از کارتون میزنین با ما بیاین شهرستان؟؟

اما در مورد این مورد به خصوص:
گفت چشم تنگ دنیا دوست را
یا قناعت پر کند یا خاک گور.

در پناه حق
(۱۳/آذر/۹۵ ۹:۵۵)زینب خانوم نوشته است: [ -> ]این رو من باب توجیه کار این خانوم نمیگم.
من باب توضیح میگم.
از زندگی خودم مثال میزنم.
من در ماه شاید چیزی حدود ۲۰۰ یا ۳۰۰ تومن فقط خرج وسایل آشپزخونه میکنم.
یا تعمیر وسایل برقی و خدماتی یا خرید ابزار آشپزی.
هر وقت هم که میخرم به این فکر میکنم که مثلا بیفتک کوب بخرم که واسه اسدا... جان جان جانان شنیتسل درست کنم که از بیرون نخره.
دو تا مساله وجود داره.
۱. ناتوانایی های جسمی من. مثلا دست درد که باعث میشه خرید رو بذارم تو چرخ خرید یا از فروشگاه های بزرگ خرید کنم.
ضمن این که این ناتوانی باعث میشه وسایلی بخرم که کمک کنه کمتر درد بکشم.
مثلا جارو برقی و شارژی دارم، اما جارو شارژی ایستاده میخرم که هر روز خرده خوراکی ها رو باهاش بگیرم.
کلا وسایلی میگیرم که شاید از دید یک مرد وسایل رفاهی باشه، اما از دید من وسایلیه برای کار بیشتر و درد کمتر.
بلا نسبت خانومای دیگه من وسایل حمالی واسه خودم میگیرم.
۲. بازار مثل قدیم نیست که هر ۵ سال یه بار یه چیز عجیب و جدید و کاربردی توش بیاد.
من یادمه روزی که مامانم مایکروفر خرید، چقدر احساس کردیم زندگیمون راحت شده.
اما حالا هر روز یه دستگاه میاد و همچین که همه میخرن که راحت باشن یه مقاله نوشته میشه اندر مضرات فلان دستگاه.
هر روز خوراکی های خوش رنگ و بو درمیاد و من یا باید رضایت بدم که اسدا... جان جان جانان بره از بیرون بخره یا وسیله اش رو بخرم و خودم درست کنم.
این از دیدگاه مامانم که یه زن قدیمیه و با هیچی روزگار گذرونده و حالا همه بچه هاشو سر و سامون داده، اسرافه.
از دیدگاه همسرمم که باید عوض ماهی ۵۰ تومن هزینه هوس یهو یه هزینه کلان بکنه هم همینطور.
اما من پیش خودم میگم اینجا ۳۰۰ تومن خرج میکنم که ماهی یه بار که خانواده هوس فلان چیزو کرد حداقل سالم و بهداشتیش رو بخوره.
بماند که محصولات خانگی هیشوقت هم به خوبی فلافل میکروب میدون انقلاب واسه شون نمیشه.
اما مهم اینه که من تلاشمو کردم.
لذا هر خریدی هوی و هوس نیست.
هر خریدی چشم و هم چشمی نیست.
همسر من اونقدر دیر میاد که من مجبورم همه کارها و خریدهای خونه رو خودم انجام بدم.
پس حتما ماشین میخوام.
کمر اسباب کشی های متعدد هم ندارم.
پس حتما خونه هم میخوام.
یه جایی که توش آرامش داشته باشم.
تقصیر ما چیه که تا ۵۰ سال پیش هر کی خونه میخواست ۴ تا تیر و تخته میخرید و یکی میساخت، اما حالا به لطف شهرداری ها هم زمین خدا تومن پولشه و هم خونه باید اونجوری که شهر داری دستور میده ساخته بشه و لذا مهندس مخصوص میخواد و کارگر فلان کاره میخواد و تکنیسین بهمان کاره میخواد و ...
خونه خواستن و محل سکینه و آرامش خواستن خواسته زیادی نیست.
اگر در تهران شدنی نیست، زهی سعادت که آدم بره شهرستان و حتی دهات.
اما خود شما مردها از کارتون میزنین با ما بیاین شهرستان؟؟

اما در مورد این مورد به خصوص:
گفت چشم تنگ دنیا دوست را
یا قناعت پر کند یا خاک گور.

در پناه حق

بسم تعالی

متاسفم این پست رو می بینم! دارید می زنید تو کمر 80 درصد جامعه!

اگر هرکس مثلا بتواند یک ماشین چند صد میلیونی بخرد چون توانش رو دارد باید بخرد؟! پس زهد کجا چه می شود؟! فقط کافیه یکبار از کنار یک نوجوونی که پدرش درامد کمی دارد بگذرد و دلش رو بسوزوند! پناه می برم به خدا.....!

و حتی در موارد پایین تر هم همینطور است . مثلا با کسی رفت و امد داریم که فقط یک نوع میوه برای پذیرایی می اورد . ما هم باید فقط یک نوع میوه بیاوربم حتی اگر توان تهیه ی دو نوع میوه را داشته باشیم.

مگه ما مسلمان نیستیم؟! مگه ما نباید اینجوری فکر کنیم که چون خواهرم توان خرید ماکروفر ندارد یا فلان فامیل توانش رو ندارد پس من هم نخرم. سختی رو تحمل کنم تا موجب ایجاد رقابت در زندگی دیگران نشوم.تا دل کسی رو نسوزونم! یکی از دلایل مشکل مطرح شده در پست اول هم همین میتونه باشه.

مگر ما پیرو امام خمینی نیستیم که می گفت اگر کسی یکی از وسایل زندگی خود را نوسازی کند بدون نیاز ضروری(ضروری!!)، به همان اندازه از معنویت او کم می شود؟!

این توجیه هایی که برای مخارج اضافی شما اوردید توجیه اکثر افرادی است که خواهان زندگی مرفه هستند و یکی از دلایل اصلی بالا رفتن سن ازدواج نیز است.

امیدوارم تغییری در این سبک فکری خود دهید.

یا علی
آقای اسلام گرامی!
چقدر جالبه که همه مون اسلام درهم رو دوست نداریم و همه مون قوانینش رو سوا میکنیم و اونی که به نفعمونه رو باهاش استدلال میکنیم و کارامون رو توجیه میکنیم.
شما میفرمایید اگه خواهرم نداشت که ماکروفر بخره، من هم نخرم.
این نشان زهد و تقواست.
بعد هم فرمایش امام خمینی رو مطرح میکنین که اگه غیر ضروری بخری، به همون اندازه از معنویتت کم میشه.
حرفتون اشتباه نیست.
اما...
آیا زهد و تقوی جزو احکام دینه، اما سرک نکشیدن تو زندگی بقیه مستحبه؟
خواهر من از همون اول اشتباه کرد که زندگی خودش رو با مال من مقایسه کرد.
چه بسا شوهر من داشته باشه که خرج کنه و شوهر اون نداشته باشه.
و چه بسا من از ماکروفر استفاده داشته باشم و اون نداشته باشه.
یعنی سبک زندگی من با مال اون فرق کنه.
زندگی توی تهران از دیدگاه شهرستانی ها شاید موهبتی باشه و پولداری یه نعمت.
اما یعنی پولدارها کمر درد نمیشن؟
سرطان و ام اس نمیگیرن که مثلا خدمتکار داشته باشن یا وسایل رفاهی داشته باشن؟
چرا اگه کسی هر چیزی رو نیاز داشت قطعا از اسلام به دوره؟
استفاده از تکنولوژی و وسایل خوب عالیه. اما دلبستگی بهشون بده.
طبق اسلام امام علی، آیا ایشون مرکب خوبی نداشتن؟
من اگه پراید بخرم، آیا تضمینی برای متقی شدن منه؟
حتی مطمئنین اونی که بنز داره هم از سرخوشی بنز داره؟
من آدمی رو میشناسم که تو سن ۳۰ سالگی دیسکش پاره شد و دکتر بهش گفت یا مطلقا رانندگی نکن یا فقط سوار بنز یا بی ام و شو.
چون ماشینهای آلمانی تنها ماشینهایی هستن که کمک فنراشون فشار رو به چرخ میاره نه به بدنه.
این بنده خدا شوهرش هم ۶ صبح تا ۱۲ شب سر کاره.
این زن با دو تا بچه چی کار کنه؟
اگه شوهرش قید بازار رو میزد و میبردش روستا، خیلی براش بهتر بود.
اما مادامی که توی تهرانه باید بنز زیر پاش باشه.
مستاجره، اما بنز داره که بلا نسبتش بهتر حمالی کنه.
وقتی که داشت اینو تو جمع توضیح میداد که یه بنده خدایی دلش نخواد، من گفتم برای چی توضیح میدی؟
حتما لازم بوده دیگه.
مبارکه.
چه لزومی داره من چشمم به زندگیش باشه که بعد حسرت دارایی های دیگران رو بخورم؟
اصلا خود حسرت خوردن گناه نیست؟
البته من منکر حسرت خوردن بچه ای که باباش ماشین نداره نمیشم.
اما آیا ما واسه اون توضیح دادیم که شاید سبک زندگیش باعث شده نیاز به ماشین داشته باشه؟
من از اونجایی که تو دل مردم نبودم که قضاوت کنم، از زندگی خودم و اهداف خودم گفتم.
من حق انتخاب واسه شیوه زندگیمون رو ندارم که بابتش بخوام جواب پس بدم.
من فوق فوقش حق انتخاب داشتم واسه مسائل خرد زندگی.
مثل چی خوردن و چی پوشیدن.
تمام تلاشمم کردم خودم و خانواده ام سالم بمونیم تو این شهر لجن به نام تهران.
یه وقتایی فروشگاه ها یه سری اجناسشون رو ۵۰ درصد آف میذارن و فقط دلم میخواد هجوم مردمو ببینید واسه برداشتن مثلا بالش یا رب یا روغن.
هیشکی نمیگه آیا من مصرف دارم یا نه!
همه میگن مفته بخریم.
مادامی که نگاه ما به وسایل دور و برمون این باشه قطعا حرف شما درسته.
اما اگه نگاهمون به وسایل زندگی ابزاری برای سلامت بیشتر و آرامش بیشتر باشه قطعا حرف من درسته.
من اگه ۶ ماه پولمو جمع کنم تا ایفون ۷ بخرم، احمقم.
چون اگه بیفته زمین من نابود میشم.
اون وقت من مثل برده آیفون ازش مراقبت میکنم.
این میشه که من بنده ابزار میشم.
یا این که آیفون ۶ دارم و تا ۷ اش میاد برم ۷ اش رو بخرم.
بازم این نشانه بندگی من در برابر اپله.
اما حالا اگه کسی خرید من باید حسرتشو بخورم؟
دلم چیزی رو بخواد که کمکم نمیکنه؟
شاید مایکروفر به من کمک کنه و باعث بشه وقت بیشتری داشته باشم.
این برای خواهر من هم توجیحه؟
یعنی اگه اون هم ماکروفر داشته باشه زندگیش راحت تر میشه؟
یا از فردا همه اش باید مواظب باشه ماکروفرش خراب نشه؟
خیلی بده که وقتی من میگم برای کاهش درد از این وسایل استفاده میکنم شما بهتون بر میخوره.
شاید از نظر شما چیزی که تو خیابون ریخته زن باشه.
این یکی از درد مرد مهم نیست. یکی دیگه و جوون ترش رو میگیریم.
اما از نظر یک زن که هر روز هوای آلوده استشمام میکنه و تغذیه نادرست داره و ناتندرست شده ماجرا یه چیز دیگه است.
عجیب نیست که بیماری های کبدی و ریوی بخش اعظم بیماری های مردهاست؟
یعنی اگه سیگار نکشن و غذاهای چرب و چیلی نخورن سالمترن.
اما بیماری عام خانوما کمر درد و پا درده؟
حداقل تو اطرافیان من که اینطوره.
اونقدر عصبانیم که نمیدونم چی گفتم.
فقط میدونم داستان ما اونی نیست که شما خیال میکنین.
با داشتن توان بدنی بالاتر از خانوما همه آقایون وقتی از سر کار میان یا جلوی تلویزیون و یا توی تختشون یا تشکشون میخوابن.
در حالی که زن که به قول شما ریحانه است تا ۱۲ شب در حال زفت و رفت اموره.
یا خودتون کمک این ریحانه کنین.
یا اگه وقت ندارین و باید صبح تا شب کار کنین که آخر ماه ۸ خانواده گرو ۹ اش نباشه از امکاناتی که زن میخواد گله نکنین.
از اونجایی که حق انتخاب محل زندگی هم با زن نیست، باز هم تغییر شغل و تغییر محل سکونت هم با شماست.
کم کردن میزان هوس ها از جمله غذا ها و زن های خوشگل موشگل هم با شماست.
قطعا اگه شما زن بلوند نخواین، زن چشم و ابرو مشکی شما مجبور نمیشه به موهاش آسیب بزنه تا واسه شما طلاییش کنه.
البته اگه خود زن آدم معقولی باشه و جوجو نداشته باشه.
خلاصه این که گاهی واسه یه سری از مشکلات کاش بگیم تقصیر منه.
بازم میگم...
من قضاوتی روی اون خانوم مورد بحث نکردم.
در مورد خودم گفتم و علت عصبانیتم هم همین بود.
Blush
چه بحث های جالبی
توی همش زندگی در جریانه..
"زینب خانوم" با گوشت کوب های چوبی و فلزی قدیمی هم میشه گوشت رو کوبید!! و شنسیل درست کردBig Grin
ولی واقعا قبول کنیم که میشه از خرید یه سری چیزها چشم پوشی کرد مثلا ساندویچ ساز و اسنک ساز و تستر..مثلا نون رو روی بخاری گرم کنیم چی میشه یا حتی بذاریم زیر دیگ غذا!!!Big Grin اما خب ما خانم ها چشم پوشی نمی کنیم!!

در مورد این خانم 30 ساله! یه جورایی برمی گرده به تربیت کودکیشون که باید خوب موشکافی بشه و اصول صحیح زندگی جایگزینش بشه..
و هم اینکه یه وقتایی مرد هم راه بیاد..حتی بش بگه این بار برای شادی دل تو قرض کردم..این بار فلان چیز رو نمی خریم اما جاش اون کاری که تو دوست داری رو می کنیم..بعضی از آقایون هم لج خانم ها رو در میارن جای اینکه با برخورد صحیح دل به دست بیارن..سریع نه میارن یا ندانم کار و افراطی و دیگر برچسب ها رو به زن میزنن..دلش میشکنه خب!
بسم تعالی

خواهر گرامی !

بنده با بخش هایی از صحبت های شما موافقم ! مثلا اینکه مرد به همسر خود در خانه کمک کند و بداند که خانه داری وظیفه ی یک زن نیست بلکه لطف او در حق خانواده است.

اما اکثر حرف های شما پیرو یک معادله بود. به جای خودم، دیگران باید اصلاح شوند!

سوال: پول را انسان به دست می اورد یا خدا روزی می کند ؟! آیا جز این است که تلاش انسان هرچقدر هم زیاد باشد اما خداوند نخواهد ، به او روزی نمی دهد؟ و برعکس. ممکن است کسی کم تلاش کند اما روزی زیادتری به دست بیاورد؟

مشخص شد روزی دست خداوند است( البته این منافی با تلاش انسان نیست).

آیا خداوند با دادن روزی بیشتر می خواهد فردی در رفاه زندگی کند و بنز بخرد؟! یا اینکه وسیله ای برای ازمایش به او می دهد؟ پس چطور باید از این ازمایش سر بلند بیرون امد؟ با خریدن مثلا یک ماشین مدل بالا تا کمر دردش کمی بهتر شود یا اینکه با پول بنز حداقل به 100 دختر جهیزیه دهد؟!!

خواهرم زهد در اسلام یعنی زندگی عادی داشتن در حد متوسط جامعه! الان هم فکر کنم متوسط جامعه با ماهی حدود 1.5 میلیون زندگی میکند( و حتی کمتر). پس زهد امروزه یعنی با ماهیانه 1.5 میلیون زندگی کردن. حالا اینکه فلانی چشمش دنبال چیزی که من خریدم نباشد و حد خودش را بداند( سبحان الله! مگر خون ادم پولدار رنگین تر است؟!! ) و من ماکروفر خریدم او با قابلمه راضی شود و... همه اش توجیه است .

بنده هم طبق صحبت استاد پناهیان معتقد هستم که دین حداقلی به درد نمی خورد. باید کاملا امام زمانی شد. یکی از کارها هم برای امام زمانی شدن زهد است.

بنده امیدوارم این حرف های شما را هیچ دختر دم بختی نخواند که بعید نیست چند ازدواج هم بهم بخورد! وقتی شما زندگی مرفه را حق خود می دانید و معتقد هستید که کسی که از نظر مالی ضعیف است باید حد خود را بداند و ضعیف تر از شما زندگی کند، دختر هایی که این پست رو از شما می بینند خود را جای فرد ضعیف نمی گذارند! بلکه جای شما می گذارند و این را حق خود می بینند! نتیجه اش هم می شود برخلاف حرف رهبرمون که خواهان سبک زندگی اسلامی و ساده هستند !
سلام

صحبت های اسلام نشون میده هنوز به خیلی واقعیات زندگی نرسیده

صحبت های زینب خانم هم نشون میده در یه محیط خاص زندگی کردن و ... (اعتراف میکنم که ده درصد پست های ایشون رو بیشتر نمیخونم)

مرد وظیفه داره تمام تلاششو بکنه تا برای همسر و فرزندانش بهترین رفاه نسبی رو فراهم کنه

ممکنه یه خانم تو فاز کمک به مستمندان و این چیزا نباشه

هیچ وظیفه ای نداره در این مورد

شما وظیفه داری رفاهشو تامین کنی

ولی نباید وارد فاز تجمل گرایی شد که الان در تمامی اقشار وارد شده

ولی خود من با همسری که تو اون فاز بیخیالیه نمیتونستم زندگی کنم و خداروشکر هم همه چیز خوبه



حالا یچیز دیگه هم بگم بخندید و عبرت بگیرید

زمان عقد میگفتم زن نباید تو خونه دست به سیاه و سفید بزنه Big Grin (با اعتقاد قلبی)

بعدا دیدم وقتی ساعت 8 میرسی خونه خسته و کوفته وجداناً کار کردن سخت میشه

و در نهایت مجبور شدم یسری کارا رو بسپارم به همسر (بهش میگن لطف زن به شوهر)

خلاصه وارد زندگی بشید فرق بین حرف و عمل براتون مشخص میشه


ضمناً اصلا توصیه نمیکنم اعداد و اسامی خاص رو به زمان بیارید چون ممکنه افراد دلشون بشکنه
خوشحالم که یه نفر دیگه هم اعتراف کرد که وقتی وارد زندگی میشه، شعار با واقعیت زمین تا آسمون فرق پیدا میکنه.
اولا جناب عبدالرحمن لطفا با خوندن ۱۰ درصد نوشته های من قضاوت نکنین.
ثانیا سر کار خانوم نفس.
اگه دستم درد کنه چی؟
اگه مثلا ۲۰ هزار تومن بیفتک کوب بخرم که با گوشتکوب کمتر ضربه بزنم چی؟
بذارم اسدا... جان بره بیرون بخوره؟
اما چیزی که همسرم علاقه نداره من هم نخریدم.
مثلا تستر که فرمودین.
یا بستنی ساز یا پشمک ساز یا پاپ کورن ساز و ...
القصه که سلامت شرط اول زندگیه.
چطوره که اون خانوم جهیزیه ۱۰۰ نفرو بده ولی رو ویلچیر راه بره؟
یا شوهرش یه خدمتکار ۲۴ ساعته براش بگیره و اون هم مثل خانوم هاویشام از خونه بیرون نره؟
به قول آقای عبدالرحمن معلومه هنوز وارد خرج و برج زندگی نشدین.
ضمنا...
جناب عبدالرحمن
زندگی با بچه با زندگی با بدون بچه زمین تا آسمون فرقشه.
۷۰ درصد خریدهای خونه مال بچه میشه.
راستی اینم بگم که بنده با ماهی زیر ۲ تومن زندگی میگذرونم.
همچین از فضا هم نیومدم.
منم مثل شما و عامه مردمم.
نمیدونم این تصور مولتی تریلیاردر بودنم چطوری شکل گرفت.
قبل هم عرض کردم که پدر من و پدر همسرم متمول بودن.
اما من و همسرم ۴ سال تو یه سوییت سرایداری زندگی کردیم.
طبقه سوم.
بدون آسانسور.
در حالی که باردار شدم و بعد از اون هم همیشه بچه و بار رو باید ۳ طبقه بالا میبردم.

من فکر میکنم این بیت باید روزی سه نوبت واسه مردم تجویز بشه:

هرگز حسد نبردم بر منصبی و مالی
الا بر آنکه دارد بر دلبری وصالی
سلام

نقل قول:
من با همسری که تو اون فاز بیخیالیه نمیتونستم زندگی کنم

کدوم فاز؟ کمک به مستمندان یا تجمل گرایی؟Blush


-------------------------------------------

این حرف هایی که بنده زدم از روی احساس یا عدم واقع گرایی نیست! بلکه بسیاری مواقع به این ها فکر می کنم تا هدف و روش زندگی خودم رو درست تعیین کنم. هستند بسیاری افراد که در عین توانمندی زاهدانه زندگی می کنند تا معیارهای جامعه را تغییر ندهند! تعدادشان هم کم نیست!

نقل قول:
القصه که سلامت شرط اول زندگیه.

به هر قیمتی؟!
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع