۱/دی/۹۵, ۰:۵۱
امکانش هم هست که یک نفر خودش رو به عنوان امام زمان معرفی کرده باشه و این ۷ نفری که در موردشون صحبت شده حرفش رو باور کرده اند.


(۳۰/آذر/۹۵ ۱۷:۲۲)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]سلام علیکم.
بنده یک سوال داشتم و اون این هست که امام چطوری شما رو انتخاب کردند و چطور باهاشون ارتباط دارید ؟
(۱/دی/۹۵ ۲:۴۹)فاطمه خانم نوشته است: [ -> ]خواهش میکنم اجازه بدید جوابشون رو بشنویم ...واقعا که خداوند زنان رو بیشتر از مردان دوست داره! مخصوصا که همنام سرور بانوان جهان باشه!
(۹/دی/۹۵ ۱۵:۱۵)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]واقعا که خداوند زنان رو بیشتر از مردان دوست داره! مخصوصا که همنام سرور بانوان جهان باشه!خوب ممنون که حواب دادید .
واقعا درسته که روایات گفتهاند که ظلم در مردان مثل خون در رگ آنهاست
ببینید، این امام زمان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست که کسی رو انتخاب میکنه بلکه این خود خدا هست که انتخاب میکنه
مثل افرادی که «حضرت موسی» از بین افراد قابل اعتمادش انتخاب کرد
وقتی رفتند به «دیدار خداوند یا میقات» اونجا بود که از حضرت موسی خواستند که خدا را «آشکارا» به اونها نشون بده
جالبه حضرت موسی هم این درخواست رو (از ظرف اونا) از خدا میکنه
و نتیجه چی میشه؟ خداوند مثل زئوس با آذرخش اونها رو میکشه! و خداوند یکی از کروبیان رو میفرسته که بر کوه تجلی کنه و بازهم نتیجه چی میشه؟ حضرت موسی بیهوش بر زمین میافته!
بعد خداوند اون هفتاد و خوردهای تن رو زنده میکنه و اونها هرگز چنین چیزی رو از پروردگار مهربونشون درخواست نمیکنند
کلا منظورم اینه که انتخاب دست خداست!
خداوند هم همینطور «الله بختکی» انتخاب نمیکنه!
بلکه از آغاز آفرینش شخص رو در نظر میگیره که مثلا این بشه مهدی موعود یا اون یکی بشه امام حسین و اون یکی ...
اصل ماموریت رو خداوند بر دوش بندگانش میگذاره، من تنها چیزی که به صورت شنوایی و رودر رو از دردانه آفرینش شنیدم این بود که به من گفت «برو خونه، من پدرت هستم»
من رفتم خونه و تعجب کردم که یه شخض غریبه میگه پدر من هست!
بعدها تو روایات خوندم که کلا دوازده امام و حضرت محمد پیامبر مهربان ما (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پدران امت هستند و زنان آنها (به ویژه حضرت فاطمه زهراء که رسما بچههای مومنین رو شیر میدهند) مادران امت و حتی بقیه مردم جهان هستند.
اما خانه رفتن چه معنایی داره؟
طبیعیه! شناخت پروژه ظهور و دانش اندوختن و دانشآموزی!
چرا؟
چون وقتی امام زمانم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قیام کرد من کنارش باشم نه علیهش
بهش نگم این چرندیاتی که دوستان بزرگوار به من گفتند!
اینا همه چیزو به شوخی گرفتهاند و فکر میکنند من اومدم اینجا دلقکبازی!
امیدوارم خداوند همهشون رو بیشتر هدایت کنه و بیشتر حمایت کنه، چون بدون هدایت و حمایت او هیچکسی اصلاح نمیشه.
یا علی
(۹/دی/۹۵ ۱۵:۱۵)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]واقعا که خداوند زنان رو بیشتر از مردان دوست داره! مخصوصا که همنام سرور بانوان جهان باشه!دیانیسوس گرامی این توضیح از حضرت موسی که اوردین رو توش دقت کنین . حالا سر بسته کفتم .
واقعا درسته که روایات گفتهاند که ظلم در مردان مثل خون در رگ آنهاست
ببینید، این امام زمان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیست که کسی رو انتخاب میکنه بلکه این خود خدا هست که انتخاب میکنه
مثل افرادی که «حضرت موسی» از بین افراد قابل اعتمادش انتخاب کرد
وقتی رفتند به «دیدار خداوند یا میقات» اونجا بود که از حضرت موسی خواستند که خدا را «آشکارا» به اونها نشون بده
جالبه حضرت موسی هم این درخواست رو (از ظرف اونا) از خدا میکنه
و نتیجه چی میشه؟ خداوند مثل زئوس با آذرخش اونها رو میکشه! و خداوند یکی از کروبیان رو میفرسته که بر کوه تجلی کنه و بازهم نتیجه چی میشه؟ حضرت موسی بیهوش بر زمین میافته!
بعد خداوند اون هفتاد و خوردهای تن رو زنده میکنه و اونها هرگز چنین چیزی رو از پروردگار مهربونشون درخواست نمیکنند
کلا منظورم اینه که انتخاب دست خداست!
خداوند هم همینطور «الله بختکی» انتخاب نمیکنه!
بلکه از آغاز آفرینش شخص رو در نظر میگیره که مثلا این بشه مهدی موعود یا اون یکی بشه امام حسین و اون یکی ...
اصل ماموریت رو خداوند بر دوش بندگانش میگذاره، من تنها چیزی که به صورت شنوایی و رودر رو از دردانه آفرینش شنیدم این بود که به من گفت «برو خونه، من پدرت هستم»
من رفتم خونه و تعجب کردم که یه شخض غریبه میگه پدر من هست!
بعدها تو روایات خوندم که کلا دوازده امام و حضرت محمد پیامبر مهربان ما (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پدران امت هستند و زنان آنها (به ویژه حضرت فاطمه زهراء که رسما بچههای مومنین رو شیر میدهند) مادران امت و حتی بقیه مردم جهان هستند.
اما خانه رفتن چه معنایی داره؟
طبیعیه! شناخت پروژه ظهور و دانش اندوختن و دانشآموزی!
چرا؟
چون وقتی امام زمانم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قیام کرد من کنارش باشم نه علیهش
بهش نگم این چرندیاتی که دوستان بزرگوار به من گفتند!
اینا همه چیزو به شوخی گرفتهاند و فکر میکنند من اومدم اینجا دلقکبازی!
امیدوارم خداوند همهشون رو بیشتر هدایت کنه و بیشتر حمایت کنه، چون بدون هدایت و حمایت او هیچکسی اصلاح نمیشه.
یا علی
(۹/دی/۹۵ ۱۵:۱۵)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]خداوند هم همینطور «الله بختکی» انتخاب نمیکنه!عبارتت مشکل داره .
بلکه از آغاز آفرینش شخص رو در نظر میگیره که مثلا این بشه مهدی موعود یا اون یکی بشه امام حسین و اون یکی ...
(۹/دی/۹۵ ۱۵:۱۵)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]بعدها تو روایات خوندم که کلا دوازده امام و حضرت محمد پیامبر مهربان ما (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) پدران امت هستند و زنان آنها (به ویژه حضرت فاطمه زهراء که رسما بچههای مومنین رو شیر میدهند) مادران امت و حتی بقیه مردم جهان هستند.این قسمت قرمز رو من توهین بدونم یا اینکه مستند دارین؟
(۹/دی/۹۵ ۱۵:۱۵)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]اصل ماموریت رو خداوند بر دوش بندگانش میگذاره، من تنها چیزی که به صورت شنوایی و رودر رو از دردانه آفرینش شنیدم این بود که به من گفت «برو خونه، من پدرت هستم»



(۹/دی/۹۵ ۱۵:۱۵)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]چون وقتی امام زمانم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قیام کرد من کنارش باشم نه علیهشچه تضمینی هست که از خانه علیه دردانه افرینش خیانت نشه ؟
بعدشم شما خونه خودت رفتی یا خونه امام ؟ خودتون ک میگید خونه خودم .(۹/دی/۹۵ ۱۵:۱۵)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]بهش نگم این چرندیاتی که دوستان بزرگوار به من گفتند!
اینا همه چیزو به شوخی گرفتهاند و فکر میکنند من اومدم اینجا دلقکبازی!
امیدوارم خداوند همهشون رو بیشتر هدایت کنه و بیشتر حمایت کنه، چون بدون هدایت و حمایت او هیچکسی اصلاح نمیشه.
نقل قول: بعدشم ببخشیندا ک میگم : وسياتي شيعتي من يدعي المشاهدة الا فمن ادعي المشاهدة قبل خروج السفياني والصيحة فهو كذاب مفتر...چون تو اول کلام گفتی ک
(۲۹/آذر/۹۵ ۲۲:۱۳)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]اما در این زمان که زمان «اینترنت» هست خود امام زمان و چند بزرگوار دیگه (که روی هم ۷ نفر میشویم) دارند (داریم) هر کدوم تو اینترنت و وسايل دیگه فعالیت میکنیم تا جهان کاملا آماده بشهبرام جالب اومد ک شما این حدیث رو چطور میخوای تفسیر کنی . حالا دنبال اون حدیث میری دنبال اینم برو .
(۹/دی/۹۵ ۱۵:۳۶)سعدی نوشته است: [ -> ]دیونیسوس عزیز
شاید چند صد نفر تا حالا ادعای امام زمان بودن کرده اند. از کجا می دونید که اون فرد واقعاً امام زمان بوده؟


(۱۱/دی/۹۵ ۱۳:۱۲)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]به نام یزدان بخشاینده بخشایشگرگرامی برای هر مورد از منقولاتی که میگید باید حداقل مستند بگید وگرنه منم خیلی چیزا میتونم بگم .
استدلال برای ظهور امام زمان در اینترنت : جنگ نرم و رسانهای!
انتخاب از آغاز آفرینش : خلقت ارواح پیش از بدنها و همچنین عالم ذر (همونجا که حضرت آدم عمر حضرت داوود رو کم دید و به خداوند گفت که مقداری از عمر من رو به او بده)
امام ارتباط با امام زمان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : من با ایشون رابطهای ندارم، جز همون جمله (برو خونه من پدرت هستم) چیز دیگری از ایشون نشنیدم!
البته یه جورایی به دلم افتاده که برم «مسجد جمکران» و اونجا با اون بزرگوار دیدار کنم
اما در مورد شیردادن حضرت فاطمه زهراء (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به کودکان مومن، الان روایتش رو نمیتونم پیدا کنیم ولی تو روایت اینطور نوشته.
اما در مورد دیدارم با او : همینجوری داشتم راه میرفتم که دیدم شخصی با لباس قرمز به طرف من میآد، همینطور که نزدیک میشد سر من به پایین خم میشد و من دلیل این رو فهمیدم که چیه، در واقع خداوند نخواسته بود من به صورت مقدس ایشون نگاه کنیم
همینجور که نزدیک شد چشم من افتاد روی انگشتری ایشون و یه نوشتههایی شبیه فارسی یا عربی روش بود
در این حالت او با من دست داد و گفت که من پدرت هستم برو خونه!
در روایات اومده که «کسی که راز خودش را افشاء کند هلاک میشود!»
من که عادت به هلاک شدن برای معبود و معشوق دارم! چون برای ظهور امام زمان هرچی که داری باید بدی، زندگیتو عشقتو جونتو و ...
یه موضوع دیگری رو هم بگم که باورش (به نظر من) سختتر از دیدار با امام زمان (تشرف) هست
و اونهم اینه که حدود ۱۵ سال پیش در اتاق خوابم دراز کشیده و فکر میکردم
ناگهان یه احساس آرامشی بهم دست داد و ناگهان به حالت Fading دیدم سقف داره محو میشه!
بعد دو تا چشم دیدم که به من نگاه میکرد و در چشم چپش ستاره درخشانی هست که کناره ماهه، به چشم میخورد! (چی گفتم!)
چشمهاش بادامی و شبیه چشمهای آدم فضاییها بود!
این صحنه رو دیدم و بسیار شگفتانگیز شدم!
با خودم گفت این دیگه چی بود؟ خدا بود؟ خدا که دیده نمیشه
همینجوری با خودم فکر میکردیم که ناگهان در گوش چپم یه صدای زیری گفت : «تو را که اندوهی نباشد!»
پرده گوشم خیلی درد میکرد!
بعدها در قرآن کریم خوندم که بندگان مومن و اولیاء خدا نه اندوهگین میشوند و نه میترسند
البته در روایات گفته شده که این جمله در قبر مومنین و اولیاء به اونها مژده داده میشه
شاید خدا میدونست که این زندگی برای من مثل قبر هست!! (خیلی قبر باحالیه! دیگران تو قبر دنیا عذاب میکشند ما لذت میبریم!)
اما اینکه او فرشته بود یا شیطان و یا حتی توهم
به نظر من فرشته بود، چون در روایات خونده بودم که شخصی از امام صادق (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میپرسه که : شما چطور میفهمید که مخاطبتون فرشته هست نه شیطان؟ ایشون جواب میدهند که از آرامشی که به قلب ما وارد میشود میفهمیم که او فرشته هست.
من هم دقیقا همین آرامش داشتم!
در مورد شیطان هم یه بار یادم میاد نشسته بودم تو خونه که یه صدای کلفتی اسم من (مهدی) رو به تمسخر به زبان آورد!
یا یه بار که نماز میخوندم حس میکردم سه تا شیطان دور و برم ایستادهاند!
البته من توقع نداریم این چیزها رو کسی باور کنه، چه اینکه «شاید» یکی دیگه اینها رو بگه من هم نتونم باور کنم ولی نگفتنش خیلی آزارم میداد، فدای قدمهای پاک امام زمان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همه عالم به فدای او
(۱۱/دی/۹۵ ۱۳:۱۲)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]امام ارتباط با امام زمان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : من با ایشون رابطهای ندارم، جز همون جمله (برو خونه من پدرت هستم) چیز دیگری از ایشون نشنیدم!
(۲۹/آذر/۹۵ ۲۲:۱۳)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]اما در این زمان که زمان «اینترنت» هست خود امام زمان و چند بزرگوار دیگه (که روی هم ۷ نفر میشویم) دارند (داریم) هر کدوم تو اینترنت و وسايل دیگه فعالیت میکنیم تا جهان کاملا آماده بشهوقتی شما 7 نفر دارین کار میکنین یا لیدر هستین و دارین خرابکاری میکنین که مراقب پلیس فتا باشین .یا دارین کار خیر میکنین که باید مراقب اینگونه تالارها باشین . بگذریم یه سوال ، امیدوارم اینو جواب بدی و اگه شد از اون 6 نفر دیگه بپرس که پاسخ رو دقیق بگن :
(۱۱/دی/۹۵ ۱۳:۱۲)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]اما در مورد دیدارم با او : همینجوری داشتم راه میرفتم که دیدم شخصی با لباس قرمز به طرف من میآد، همینطور که نزدیک میشد سر من به پایین خم میشد و من دلیل این رو فهمیدم که چیه، در واقع خداوند نخواسته بود من به صورت مقدس ایشون نگاه کنیمسر برای خودش خم میشد ! پس از روی انگشتر . چه جالب . امام با لباس قرمز چه جالب .
همینجور که نزدیک شد چشم من افتاد روی انگشتری ایشون و یه نوشتههایی شبیه فارسی یا عربی روش بود
در این حالت او با من دست داد و گفت که من پدرت هستم برو خونه!
با شما دست هم داد . (۱۱/دی/۹۵ ۱۳:۱۲)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]در روایات اومده که «کسی که راز خودش را افشاء کند هلاک میشود!»شما اصلا رازی نداری تا از اون جهت هلاک بشی بلکه وارد بحث دیگه شدی که مراقب هلاکت باش.
(۱۱/دی/۹۵ ۱۳:۱۲)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]و اونهم اینه که حدود ۱۵ سال پیش در اتاق خوابم دراز کشیده و فکر میکردمشما مراقبه زیاد انجام میدی؟
ناگهان یه احساس آرامشی بهم دست داد و ناگهان به حالت Fading دیدم سقف داره محو میشه!
بعد دو تا چشم دیدم که به من نگاه میکرد و در چشم چپش ستاره درخشانی هست که کناره ماهه، به چشم میخورد! (چی گفتم!)
چشمهاش بادامی و شبیه چشمهای آدم فضاییها بود!
این صحنه رو دیدم و بسیار شگفتانگیز شدم!
با خودم گفت این دیگه چی بود؟ خدا بود؟ خدا که دیده نمیشه
همینجوری با خودم فکر میکردیم که ناگهان در گوش چپم یه صدای زیری گفت : «تو را که اندوهی نباشد!»
پرده گوشم خیلی درد میکرد!
(۱۱/دی/۹۵ ۱۳:۱۲)دیانیسوس نوشته است: [ -> ]البته من توقع نداریم این چیزها رو کسی باور کنه، چه اینکه «شاید» یکی دیگه اینها رو بگه من هم نتونم باور کنم ولی نگفتنش خیلی آزارم میداد، فدای قدمهای پاک امام زمان (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) همه عالم به فدای اوقرار هست که کسی مگه حرفای شما رو باور کنه؟ ب چه علت ؟ اینها برای شما اتفاق افتاد و دلیلی بر باورش وجود نداره البته ببخشیندا ک رک میگم .اما با این جود کلامی که میگی تناقض داره با هم .
(۱۱/دی/۹۵ ۱۶:۳۱)سعدی نوشته است: [ -> ]دیانیسوس عزیز
با افراد دیگر گروه (همونهایی که با هم میشید 7 نفر) چطور آشنا شدید؟