۹/دی/۹۵, ۲۱:۴۴
رقیبان روحانی استدلال های متعددی اقامه می کنند تا اثبات کنند که سال 96 بهترین موقع برای ضربه زدن به حسن روحانی و تک دوره ای کردن دولت اوست .
یکی از این استدلال ها این است که روحانی ، رای شکننده ای در سال 92 داشته و در حدود 51 درصد آراء شرکت کنندگان را به سوی خود جلب کرده است یعنی 49 درصد نتوانسته اند با وی ارتباط بر قرار کنند .
اما بعد از حدود گذشت سه سال از عمر دولت او ، اینک آن 49 درصد ادله ی بیشتری برای رای ندادن به روحانی دارند و بخش زیادی از کسانی هم که به وی رای دادند ، به دلیل عمل نکردن روحانی به وعده هایش ، دیگر نمی توانند با او ارتباط بر قرار کنند .
این استدلال مهم ترین دلیلی است که فضا را برای تک دوره ای شدن روحانی اماده می بیند .
اما به نظر می رسد این استدلال از دو جهت قابل مناقشه است ؛
مناقشه ی اول
اشتباه اول رقیبان روحانی این است که گمان می کنند اگر مردم از چپ زده شدند به راست گرایش پیدا می کنند و اگر از راست زده شدند به چپ تمایل پیدا می کنند .
در حالی که این مطلب ، تصور باطلی است ؛
بخش زیادی از مردم در صورتی این گرایش و تمایل در انها ایجاد می شود که نماینده ی خود را حاضر در انتخابات ببینند و اگر نماینده ی خود را در انتخابات نبینند در انتخابات شرکت نمی کنند .
به عنوان مثال در حدود 50 میلیون نفر سال 92 واجد صلاحیت بوده اند که این تعداد در سال 96 به حدود 55 میلیون نفر میرسد .
در سال 92 ، 18 میلیون نفر به روحانی رای داده اند که معنایش این است که 32 میلیون نفر به وی رای نداده اند ! اما وی به پاستور رسیده است ! به این دلیل که میزان ، آراء شرکت کنندگان در انتخابات است نه واجدین صلاحیت .
مثال روشن تر دیگری در این مساله وجود دارد ؛ در انتخابات سال 1372 که مردم گرانی های افسار گسیخته و تورم 49 درصدی را تجربه می کردند ، 33 میلیون نفر واجد صلاحیت برای رای دادن در انتخابات بوده اند اما 49 درصد انها اصلا در انتخابات شرکت نمی کنند و حدود 17 میلیون نفر در انتخابات حضور پیدا می کنند که 10 میلیون نفر از انها به هاشمی رفسنجانی رای می دهند و هاشمی با کسب 10 میلیون رای از 33 میلیون واجد صلاحیت ، به ریاست جمهوری می رسد .
حال فرض کنید مردم از حسن روحانی به ستوه بیایند ! آیا معنایش این است که در انتخابات شرکت می کنند و به رقیب وی رای می دهند ؟! هرگز ! مردم مادامی که نماینده ی خود را نبینند مشارکت حد اکثری نخواهند داشت و به نظر نگارنده حسن روحانی با برگزار کردن انتخاباتی با مشارکت 55 درصد مردم ، با حدود 15 میلیون رای دوباره رئیس جمهور ایران خواهد شد .
مناقشه ی دوم
اشتباه دوم رقیبان روحانی این است که گمان می کنند با حسن روحانی طرف هستند و یا در نهایت با هاشمی رفسنجانی و رئیس دولت اصلاحات رو به رو هستند .
در حالی که جریان غیر انقلابی داخل نظام ، پایگاه مردمی و توده ای خود را مدیون فرهنگ سازی تمدن غرب است و حتی ادبیات حرف زدن خود را از انها میگیرد .
نمونه ی ان استفاده از واژه ی تندرو و میانه رو است که ادبیات مشترک جناح غیر انقلابی و آمریکایی هاست که بیش از سه سال است با این ادبیات ، حیات سیاسی خود را ادامه می دهند .
این شکاف عظیم اجتماعی که روز به روز بیشتر می شود جز با یک گفتمان و ادبیات جدید برای مقابله با تمدن غرب ، قابل ترمیم نیست و با شعار های مبهمی نظیر " آزاد شدن ظرفیت ها " و " تبدیل کردن تهدید ها به فرصت " نمیتوان در مقابل غول تبلیغاتی شیطان بزرگ و شیطونک های داخلی ، ایستادگی کرد البته بماند که جریان اصولگرا نمونه ی بارز مجمع الاضداد است و نگاه از بالا به پایین انها کاملا مشهود است و چنین جریانی علاوه بر آنکه نمی تواند با مردم ارتباط بر قرار کند ، به بزرگتر شدن شکاف و پیچیده تر شدن داستان ، دامن می زند .
یکی از این استدلال ها این است که روحانی ، رای شکننده ای در سال 92 داشته و در حدود 51 درصد آراء شرکت کنندگان را به سوی خود جلب کرده است یعنی 49 درصد نتوانسته اند با وی ارتباط بر قرار کنند .
اما بعد از حدود گذشت سه سال از عمر دولت او ، اینک آن 49 درصد ادله ی بیشتری برای رای ندادن به روحانی دارند و بخش زیادی از کسانی هم که به وی رای دادند ، به دلیل عمل نکردن روحانی به وعده هایش ، دیگر نمی توانند با او ارتباط بر قرار کنند .
این استدلال مهم ترین دلیلی است که فضا را برای تک دوره ای شدن روحانی اماده می بیند .
اما به نظر می رسد این استدلال از دو جهت قابل مناقشه است ؛
مناقشه ی اول
اشتباه اول رقیبان روحانی این است که گمان می کنند اگر مردم از چپ زده شدند به راست گرایش پیدا می کنند و اگر از راست زده شدند به چپ تمایل پیدا می کنند .
در حالی که این مطلب ، تصور باطلی است ؛
بخش زیادی از مردم در صورتی این گرایش و تمایل در انها ایجاد می شود که نماینده ی خود را حاضر در انتخابات ببینند و اگر نماینده ی خود را در انتخابات نبینند در انتخابات شرکت نمی کنند .
به عنوان مثال در حدود 50 میلیون نفر سال 92 واجد صلاحیت بوده اند که این تعداد در سال 96 به حدود 55 میلیون نفر میرسد .
در سال 92 ، 18 میلیون نفر به روحانی رای داده اند که معنایش این است که 32 میلیون نفر به وی رای نداده اند ! اما وی به پاستور رسیده است ! به این دلیل که میزان ، آراء شرکت کنندگان در انتخابات است نه واجدین صلاحیت .
مثال روشن تر دیگری در این مساله وجود دارد ؛ در انتخابات سال 1372 که مردم گرانی های افسار گسیخته و تورم 49 درصدی را تجربه می کردند ، 33 میلیون نفر واجد صلاحیت برای رای دادن در انتخابات بوده اند اما 49 درصد انها اصلا در انتخابات شرکت نمی کنند و حدود 17 میلیون نفر در انتخابات حضور پیدا می کنند که 10 میلیون نفر از انها به هاشمی رفسنجانی رای می دهند و هاشمی با کسب 10 میلیون رای از 33 میلیون واجد صلاحیت ، به ریاست جمهوری می رسد .
حال فرض کنید مردم از حسن روحانی به ستوه بیایند ! آیا معنایش این است که در انتخابات شرکت می کنند و به رقیب وی رای می دهند ؟! هرگز ! مردم مادامی که نماینده ی خود را نبینند مشارکت حد اکثری نخواهند داشت و به نظر نگارنده حسن روحانی با برگزار کردن انتخاباتی با مشارکت 55 درصد مردم ، با حدود 15 میلیون رای دوباره رئیس جمهور ایران خواهد شد .
مناقشه ی دوم
اشتباه دوم رقیبان روحانی این است که گمان می کنند با حسن روحانی طرف هستند و یا در نهایت با هاشمی رفسنجانی و رئیس دولت اصلاحات رو به رو هستند .
در حالی که جریان غیر انقلابی داخل نظام ، پایگاه مردمی و توده ای خود را مدیون فرهنگ سازی تمدن غرب است و حتی ادبیات حرف زدن خود را از انها میگیرد .
نمونه ی ان استفاده از واژه ی تندرو و میانه رو است که ادبیات مشترک جناح غیر انقلابی و آمریکایی هاست که بیش از سه سال است با این ادبیات ، حیات سیاسی خود را ادامه می دهند .
این شکاف عظیم اجتماعی که روز به روز بیشتر می شود جز با یک گفتمان و ادبیات جدید برای مقابله با تمدن غرب ، قابل ترمیم نیست و با شعار های مبهمی نظیر " آزاد شدن ظرفیت ها " و " تبدیل کردن تهدید ها به فرصت " نمیتوان در مقابل غول تبلیغاتی شیطان بزرگ و شیطونک های داخلی ، ایستادگی کرد البته بماند که جریان اصولگرا نمونه ی بارز مجمع الاضداد است و نگاه از بالا به پایین انها کاملا مشهود است و چنین جریانی علاوه بر آنکه نمی تواند با مردم ارتباط بر قرار کند ، به بزرگتر شدن شکاف و پیچیده تر شدن داستان ، دامن می زند .
