تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: آتش سوزی و تخریب ساختمان پلاسکو تهران-دعای برای آتشنشان ها
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
اسامی مفقودین سازمان آتش نشانی در حادثه پلاسکو به تفکیک ایستگاه های اعزامی
[تصویر: do.php?img=4575]
1- علی مستوفی- ایستگاه ۳۱
2- حسین حسین زاده- ایستگاه ۶۰
3- رضا شفیعی- ایستگاه ۱۳
4- روحانی- ایستگاه ۱
5- فریدون علی تبار- ایستگاه ۱
6- آقایی - ایستگاه ۱
7- داداشی- ایستگاه ۴۶
8- مهرورز - ایستگاه ۲۴
9- محسن قدیانی-ایستگاه ۳
10- مجتبی کوهی- ایستگاه ۲۸
11- حامد هوایی- ایستگاه ۲۸
12- سلطانی- ایستگاه ۱۱۳
13- علی امینی - مدیر منطقه ۲
14- سفی زاده-ایستگاه ۴
15- علی اکبر قبادی- ایستگاه ۳

اَمَّن یُّجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوءَ
جزئیاتی از حادثه پلاسکو به روایت یک آتش‌نشان

یکی از ماموران ایستگاه 20 آتش‌نشانی تهران که در محل حادثه پلاسکو حضور داشته است، ضمن روایت بخشی از این حادثه، مطالبی را درباره وضعیت سخت آتش‌نشانان بیان کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از «فرهیختگان»، موسی خاتم گفت:

* وقتی رسیدیم ساختمان مشتعل بود. از پله‌ها رفتیم طبقه نهم. صدای ریختن سقف طبقات می‌آمد. خودمان را به طبقه دوم رساندیم. از طبقه دوم امکان پایین‌تر آمدن نبود. راه‌پله‌ها ریخته بودند. از بیرون ساختمان نردبان گذاشتند و خارج شدیم. یک لحظه نفهمیدیم ناصر مهرورز، فرمانده تیم برای چه برگشت به داخل ساختمان. انگار کسی را دید که داخل بود و رفت برای نجات. متوجه نشدیم برای چه رفت. هرچه فریاد زدیم رفت. چهار دقیقه بعد پلاسکو ریخت.

* سال 84 و 85 درباره ناایمن بودن پلاسکو گزارش داده بودیم. 30 بار اخطار تعطیلی آمده بود اما تعطیل نمی‌شد.

* شهادت مهدی حاجی‌پور و امید عباسی فقط به خاطر اشتباه عملیاتی بود.

* پنجشنبه نصف پرسنل سازمان رفته بودند امتحان بدهند؛ امتحان درس‌هایی که گذاشته‌اند و اجبار کرده‌اند که باید لیسانس بگیرید. برای همین نیرو کم بود. فقط لوله‌کشی به طبقات ساختمان 80 نیرو می‌خواست اما 40 نیرو حضور داشتند. همین مدرک‌گرایی و بی‌تجربگی در مدیریت میدان باعث فروریختن پلاسکو شد. در فیلم هم مشخص است که دیوار شرقی را آب می‌دهند. این آب دادن باعث سنگین شدن ساختمان شد. می‌گویند منبع گازوئیل منفجر شد، منبع گازوئیل اصلا منفجر نمی‌شود. گازوئیل می‌سوزد اما منفجر نمی‌شود.

* از 40 دقیقه قبل از ریختن کل ساختمان صدای آوار می‌آمد و معلوم بود که ساختمان می‌ریزد اما تخلیه نیروها صورت نگرفت. البته آتش‌نشانی هم از وضعیت ساختمان بی‌اطلاع بود اما وقتی حریق به اصطلاح قارچی شد باید نیروها را بکشید بیرون. بعضی بچه‌ها خودشان را از طبقات بیرون انداختند.

* گردنم سوخته و چندین‌ بار دست و پایم شکسته. با بیشتر کسانی که شهید و مفقود شده‌اند خدمت کرده‌ام. معجزه است که در این سال‌ها زنده مانده‌ایم. پلاسکو خشم خدا بود. زنگ خطر بود.

* پوشاک از نفت و گازوئیل و اورانیوم خطرناک‌تر است. شهرداری منطقه نتوانسته برای خارج‌کردن تولیدی‌ها از پلاسکو اقدام کند. نتوانسته پلاسکو را تا ایمن‌شدن تخلیه کند.

* فرمانده ایستگاه ما مفقود و احتمالا شهید شده است. تا جایی که می‌دانم از ایستگاه یک سه نفر، از ایستگاه 64 یک شیفت کامل که 12 نفر می‌شوند، از ایستگاه سه، 12 نفر و از ایستگاه 117 و 18 سه نفر مفقود شده‌اند. البته اطلاعاتم دقیق نیست. ایستگاه‌های دیگر را نمی‌دانم. از تمام ایستگاه‌ها نیرو اعزام شده بود.

* ماشینی خریده‌اند که چهار هزار لیتر آب دارد. این برای اروپاست که در خیابان‌ها شیر آب آتش‌نشانی دارد نه برای ایران. 6 بالابر در تهران داریم که دو تایش از رده خارج شده. خودم دیدم که بعد از ریختن ساختمان یکی از بچه‌ها از نردبان افتاد داخل سفارت انگلیس؛ از ارتفاع 55 متری.

* دیگر چیزی برایم مهم نیست. جان مردم در خطر است. لاستیک‌های نردبان‌ها دو سال از تاریخ اعتبارشان گذشته و هر لحظه ممکن است در وسط عملیات بیفتند.

* ایستگاه‌های آتش‌نشانی را زیاد می‌کنند اما روی چه حسابی؟ یک فرمانده باید حداقل 20 سال سابقه داشته باشد. این نیرو را از کجا می‌آورند؟ تیم باید 18 نفر باشد. با پنج نفر ایستگاه و تیم درست می‌کنند. یک نفر باید در ایستگاه بماند یعنی چهار نفر بروند برای یک حادثه.

* دیسیپلین نظامی و سختگیری‌های بی‌مورد، آتش‌نشان‌ها را بیمار کرده است. نیرو از عملیات آمده می‌گویند چرا ملحفه‌ تختت کج است. نیرو درگیر می‌شود و درگیری را به خانه می‌برد. نظافت تمام بخش‌های ایستگاه با خود آتش‌نشان‌هاست. ساعت سه نصف شب برای یک گربه در یک ساختمان زنگ خطر را می‌زنند. آژیر آتش‌نشانی قبلا حرمت داشت. از یک طرف این سختگیری‌های بی‌مورد را داریم و از طرف دیگر خرید‌های غلط دارند. خودروی برنتو برای اروپا است نه برای ایران. برای خاک ایران که کوهپایه است باید نردبان بخریم که دکلش سبک‌تر است. در همین حادثه پلاسکو چند نردبان افتادند. تجهیزات باید هر چند وقت از طرف شرکت فروشنده بازرسی و تعمیر شوند اما این کار انجام نمی‌شود.

* شهید علی قانع در زیرزمینی دچار ایست قلبی شد که 30 متر بود. چرا باید در جایی که ۳۰ متر است، دچار ایست قلبی شد؟ آنقدر قبلش اذیتش کرده بودند، از این ایستگاه به آن ایستگاه. لنگ پنج میلیون تومان وام بود که امضا نمی‌شد. با آن فشار روحی به عملیات می‌رود خب احتمال ایست قلبی بالا می‌رود.
(۲/بهمن/۹۵ ۱۸:۱۷)-Ali- نوشته است: [ -> ]جزئیاتی از حادثه پلاسکو به روایت یک آتش‌نشان

یکی از ماموران ایستگاه 20 آتش‌نشانی تهران که در محل حادثه پلاسکو حضور داشته است، ضمن روایت بخشی از این حادثه، مطالبی را درباره وضعیت سخت آتش‌نشانان بیان کرد.

به گزارش ایسنا به نقل از «فرهیختگان»، موسی خاتم گفت:

* وقتی رسیدیم ساختمان مشتعل بود. از پله‌ها رفتیم طبقه نهم. صدای ریختن سقف طبقات می‌آمد. خودمان را به طبقه دوم رساندیم. از طبقه دوم امکان پایین‌تر آمدن نبود. راه‌پله‌ها ریخته بودند. از بیرون ساختمان نردبان گذاشتند و خارج شدیم. یک لحظه نفهمیدیم ناصر مهرورز، فرمانده تیم برای چه برگشت به داخل ساختمان. انگار کسی را دید که داخل بود و رفت برای نجات. متوجه نشدیم برای چه رفت. هرچه فریاد زدیم رفت. چهار دقیقه بعد پلاسکو ریخت.

* سال 84 و 85 درباره ناایمن بودن پلاسکو گزارش داده بودیم. 30 بار اخطار تعطیلی آمده بود اما تعطیل نمی‌شد.

* شهادت مهدی حاجی‌پور و امید عباسی فقط به خاطر اشتباه عملیاتی بود.

* پنجشنبه نصف پرسنل سازمان رفته بودند امتحان بدهند؛ امتحان درس‌هایی که گذاشته‌اند و اجبار کرده‌اند که باید لیسانس بگیرید. برای همین نیرو کم بود. فقط لوله‌کشی به طبقات ساختمان 80 نیرو می‌خواست اما 40 نیرو حضور داشتند. همین مدرک‌گرایی و بی‌تجربگی در مدیریت میدان باعث فروریختن پلاسکو شد. در فیلم هم مشخص است که دیوار شرقی را آب می‌دهند. این آب دادن باعث سنگین شدن ساختمان شد. می‌گویند منبع گازوئیل منفجر شد، منبع گازوئیل اصلا منفجر نمی‌شود. گازوئیل می‌سوزد اما منفجر نمی‌شود.

* از 40 دقیقه قبل از ریختن کل ساختمان صدای آوار می‌آمد و معلوم بود که ساختمان می‌ریزد اما تخلیه نیروها صورت نگرفت. البته آتش‌نشانی هم از وضعیت ساختمان بی‌اطلاع بود اما وقتی حریق به اصطلاح قارچی شد باید نیروها را بکشید بیرون. بعضی بچه‌ها خودشان را از طبقات بیرون انداختند.

* گردنم سوخته و چندین‌ بار دست و پایم شکسته. با بیشتر کسانی که شهید و مفقود شده‌اند خدمت کرده‌ام. معجزه است که در این سال‌ها زنده مانده‌ایم. پلاسکو خشم خدا بود. زنگ خطر بود.

* پوشاک از نفت و گازوئیل و اورانیوم خطرناک‌تر است. شهرداری منطقه نتوانسته برای خارج‌کردن تولیدی‌ها از پلاسکو اقدام کند. نتوانسته پلاسکو را تا ایمن‌شدن تخلیه کند.

* فرمانده ایستگاه ما مفقود و احتمالا شهید شده است. تا جایی که می‌دانم از ایستگاه یک سه نفر، از ایستگاه 64 یک شیفت کامل که 12 نفر می‌شوند، از ایستگاه سه، 12 نفر و از ایستگاه 117 و 18 سه نفر مفقود شده‌اند. البته اطلاعاتم دقیق نیست. ایستگاه‌های دیگر را نمی‌دانم. از تمام ایستگاه‌ها نیرو اعزام شده بود.

* ماشینی خریده‌اند که چهار هزار لیتر آب دارد. این برای اروپاست که در خیابان‌ها شیر آب آتش‌نشانی دارد نه برای ایران. 6 بالابر در تهران داریم که دو تایش از رده خارج شده. خودم دیدم که بعد از ریختن ساختمان یکی از بچه‌ها از نردبان افتاد داخل سفارت انگلیس؛ از ارتفاع 55 متری.

* دیگر چیزی برایم مهم نیست. جان مردم در خطر است. لاستیک‌های نردبان‌ها دو سال از تاریخ اعتبارشان گذشته و هر لحظه ممکن است در وسط عملیات بیفتند.

* ایستگاه‌های آتش‌نشانی را زیاد می‌کنند اما روی چه حسابی؟ یک فرمانده باید حداقل 20 سال سابقه داشته باشد. این نیرو را از کجا می‌آورند؟ تیم باید 18 نفر باشد. با پنج نفر ایستگاه و تیم درست می‌کنند. یک نفر باید در ایستگاه بماند یعنی چهار نفر بروند برای یک حادثه.

* دیسیپلین نظامی و سختگیری‌های بی‌مورد، آتش‌نشان‌ها را بیمار کرده است. نیرو از عملیات آمده می‌گویند چرا ملحفه‌ تختت کج است. نیرو درگیر می‌شود و درگیری را به خانه می‌برد. نظافت تمام بخش‌های ایستگاه با خود آتش‌نشان‌هاست. ساعت سه نصف شب برای یک گربه در یک ساختمان زنگ خطر را می‌زنند. آژیر آتش‌نشانی قبلا حرمت داشت. از یک طرف این سختگیری‌های بی‌مورد را داریم و از طرف دیگر خرید‌های غلط دارند. خودروی برنتو برای اروپا است نه برای ایران. برای خاک ایران که کوهپایه است باید نردبان بخریم که دکلش سبک‌تر است. در همین حادثه پلاسکو چند نردبان افتادند. تجهیزات باید هر چند وقت از طرف شرکت فروشنده بازرسی و تعمیر شوند اما این کار انجام نمی‌شود.

* شهید علی قانع در زیرزمینی دچار ایست قلبی شد که 30 متر بود. چرا باید در جایی که ۳۰ متر است، دچار ایست قلبی شد؟ آنقدر قبلش اذیتش کرده بودند، از این ایستگاه به آن ایستگاه. لنگ پنج میلیون تومان وام بود که امضا نمی‌شد. با آن فشار روحی به عملیات می‌رود خب احتمال ایست قلبی بالا می‌رود.


به نام خدا

البته یک نکته در این گفتگو کمی با عقل جور در نمیاید و آن سقوط یک آتش نشان به سفارت انگلیس است که امکان ندارد، چون سفارت انگلیس آن سوی خیابان فردوسی میباشد و ربطی به پلاسکو ندارد !!!!
(۲/بهمن/۹۵ ۱۶:۰۴)سرباز منتظر نوشته است: [ -> ]قابل توجه منور الفکر های وطنی: دیشب جلوی سفارت ایران در فرانسه نه کسی گل گذاشت و نه شمع روشن کرد.


http://www.isna.ir/news/95110201013/%D8%...9%86%DB%8C
(۲/بهمن/۹۵ ۱۹:۰۷)کامیاب نوشته است: [ -> ]http://www.isna.ir/news/95110201013/%D8%...9%86%DB%8C
سلام

داره ميگه تو فرانسه کسی از فرانسوی ها نیومده دمه سفارت ایران در فرانسه شمع روشن کنه
اینی که گفت ربطی به داخل ایران نداشت

(۲/بهمن/۹۵ ۱۷:۰۵)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام سرباز گرامی
یه جاهایی، گروههای مثل داعش باعث میشن جو عمومی نسبت به مسلمانان منفی بشه. در اون شرایط روشن کردن شمع نوعی اعلام موضعه و روی افکار عمومی کشورهای اروپایی تاثیر می گذاره. وگرنه جایی که چنین جوی ایجاد نشده نیازی به شمع روشن کردن نیست.
سلام


نشد ديگه
از هر دست بدی باید از همون دست بسونی


از قدیم گفتن برای کسی بمیر که برات تب کنه
(۲/بهمن/۹۵ ۱۹:۲۲)قلب نوشته است: [ -> ]از قدیم گفتن برای کسی بمیر که برات تب کنه


بر خلاف اصول اسلامه حرف تون
الان فلسطین برا ما تب کرده که ما براش میمیریم ???
دقت کنید من فقط حرف خودتون رو با منطق خودتون بهتون جواب دادم
(۲/بهمن/۹۵ ۲۰:۴۰)پارمیس نوشته است: [ -> ]بر خلاف اصول اسلامه حرف تون
الان فلسطین برا ما تب کرده که ما براش میمیریم ???
دقت کنید من فقط حرف خودتون رو با منطق خودتون بهتون جواب دادم

فرمایش شما متین.

اما اگر به تاپبک مربوط به حوادث تروریستی پاریس و شمع روشن کردن مردم جلو سفارت فرانسه مراجعه کنین متوجه میشین که صحبت این نبود که چرا شمع روشن نکردن، صحبت این بود که دقیقا در همون بازه زمانی در لبنان و یمن و افغانستان حوادث مشابهی اتفاق افتاد (و کماکان می افتد) اما کسی شمع روشن نکرد. درحالی که انقلابی ها جهت محکوم کردن این نوع وقایع تجمع می کنن و گاهی بجای شمع روشن کردن خوده سفارت خونه رو روشن می کنن که جای تقدیر و تشکر داره...
(۲/بهمن/۹۵ ۱۹:۲۲)قلب نوشته است: [ -> ]سلام

داره ميگه تو فرانسه کسی از فرانسوی ها نیومده دمه سفارت ایران در فرانسه شمع روشن کنه
اینی که گفت ربطی به داخل ایران نداشت


منظور این بود وقتی از داخل با خودمون این‌طور می‌کنیم و وضع پوشش رسانه‌ای داخل اینه، چه انتظاری از دیگران می‌شه داشت. در هر صورت حرف ایشون درست نبود. مگه انسان‌دوستی گروکشیه؟ انگار هر اتفاقی هرجای دنیا افتاده ایرانی‌ها راه افتادن و رفتن جلوی سفارت اون‌جا شمع روشن کردن! افرادی از کشورهای مختلف هم که خبردار شدند کم همدردی نکردند.
الان اخبار. می‌دیدم گفت پلاسکو متعلق به مستضعفان بوده Huh
البته فک نمیکنم کسی تا حالا از مسئله خبر داشته تا اینکه خودشون امشب گفتن
خب این مستضعفان سالها میلیاردی و تریلیاردی از این ساختمون کسب درآمد کردن پس چرا یکم خرج تعمیراتش نکردن ???
چرا ?????
چون مستضعف بودن ???
یا چون سوریه و عراق و لبنان و فلسطین و موزامبیک و گینه بیسائو خرجشون بالا بوده ??!!!!!!!
نقل قول:
الان اخبار. می‌دیدم گفت پلاسکو متعلق به مستضعفان بوده
[تصویر: huh.png]
البته فک نمیکنم کسی تا حالا از مسئله خبر داشته تا اینکه خودشون امشب گفتن
خودشون؟؟؟؟
روز اول این اتفاق تو شبکه های اجتماعی ته تا بالای این ساختمونو دراورده بودن.شما خبر نداری ما خبر داشتیم.
نقل قول:
ا چون سوریه و عراق و لبنان و فلسطین و موزامبیک و گینه بیسائو خرجشون بالا بوده ??!!!!!!!
الان این چه ربطی داشت به هم!!!
چرا گودرز رو به شقایق ربط میدین آخه.
نه الان و نه تو این مسئله وقت عقده گشایی نیست.
رو باد هوا حرف زدن و منم بلدم تو این هاگیر واگیر حرف رو هوا نزنید.سند بیارید بنیاد مستضعف پول پلاسکو رو داده به سوریه.
هر جا پولشو خرج کرده دلیل نمیشه شما بیاری بچسبونی به سوریه.
الان یه ساختمان به هر دلیلی ریخته 20 نفر اون زیر هیچی از سرنوشتشون معلوم نیست یه عده داغ دارن سه هزار نفر بیکار شدن شما اومدی از عراق و سوریه حرف میزنی.حالا وقت این حرفه؟؟
صفحه: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12
آدرس های مرجع