تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: چرا ایران به مرکز مقابله با «اخبار جعلی» نیاز دارد؟ +عکس
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
اعتماد به یک فرد یا منبع خاص ایرادی نداره، به شرطی که این اعتماد یک پشتوانه عقلی داشته باشه. در نهایت مستقیما یا با واسطه باید رجوع کنیم به عقل خودمون.
بسم تعالی

چرا در همین تالار خودتون و سایر دوستان چنین کاری نکنید؟ هر کس هم در حد توانش در به روز نگهداشتن تاپیک کمک میکنه.

یکسری قوانین هم بگذارید مثلا هیچ بحثی نباشد و فقط خبر رد شایعه ها !
(۳/بهمن/۹۵ ۱۴:۰۳)Islam نوشته است: [ -> ]بسم تعالی

چرا در همین تالار خودتون و سایر دوستان چنین کاری نکنید؟ هر کس هم در حد توانش در به روز نگهداشتن تاپیک کمک میکنه.

یکسری قوانین هم بگذارید مثلا هیچ بحثی نباشد و فقط خبر رد شایعه ها !


دوست عزیز دو نوع شایعه داریم(یه تقسیم بندی ساده)

شایعات خاله زنکی داریم که مثالش تو این تاپیک زده شد (برج ایفل برای احترام آتشنشان ها رنگ پرچم ایران شد)

خوب اون شایعات با سایت و تاپیک حل شدنی نیست. خواننده باید در حدی باشه که باورش کنه و قوه عواطفش به منطقش چیره نشه

نوع دوم شایعاتی هست که ضد نظام یا اشخاص کشوری ساخته می شه ( و بلعکس) که اونا هم هرچقدر شما سند بیارید ردش کنید یا طرف مقابل سند بیاره رد کنه قبول نمی کنید و قبول نمی کنند
(۳/بهمن/۹۵ ۳:۳۵)Bidel.s نوشته است: [ -> ]از یه جهت خوشحالم که درک کردی من شاخص ندارم.
هر ادمی حتما شاخص داره ! همین که یکی ادعا کنه من شاخصی ندارم خودش یه شاخصه !
مهم اینه شاخصه چقدر درسته !
(۳/بهمن/۹۵ ۳:۳۵)Bidel.s نوشته است: [ -> ]از یه جت ناراحتم که درک نمی کنی حرفم رو(چون شاخصت رو بهت تحمیل کردن و همون تحمیل کننده ها باید بهت بفهمونن)
از کجا فهمیدی کسی چیزی رو به من تحمیل کرده !
(۳/بهمن/۹۵ ۳:۳۵)Bidel.s نوشته است: [ -> ]مسلما کسی که دنبال یه عده دیگه افتاده آخرش یه جاهایی گاف می ده
انسان در هر زمینه ای (مثلا حتی یاد گرفتن کامپیوتر !) دو راه بیشتر نداره :
1.یا ول باشه و با ازمون و خطا جلو بره
2.یا دنبال یه عده مار بلد راه بیوفته

تو دومیه ممکنه خودت به جایی برسی که دیگران هم به دنبال تو راه بیافتن تو این روش واقعا مهم نیست دنباله رو باشی یا پیشتاز ، مهم اینه به جریانی وصل بشی که داره راه درست رو میره .
مثلا تو مثال ! اگه به جای رفتن به اموزشگاه کامپیوتر بری تو قهوه خونه بشینی اشکال از خودت بوده نه از اموزشگاه !

اما دوری مسیر و امکان اشتباهی رفتن و تعدد اموزشگاه ها و سخت بودن پیدا کردن جای درست توجیهی برای انتخب اولی نیست !
نقل قول:
از کجا فهمیدی کسی چیزی رو به من تحمیل کرده !
از اینجا:
نقل قول:
انسان در هر زمینه ای (مثلا حتی یاد گرفتن کامپیوتر !) دو راه بیشتر نداره :

1.یا ول باشه و با ازمون و خطا جلو بره

2.یا دنبال یه عده مار بلد راه بیوفته


تو دومیه ممکنه خودت به جایی برسی که دیگران هم به دنبال تو راه بیافتن تو این روش واقعا مهم نیست دنباله رو باشی یا پیشتاز ، مهم اینه به جریانی وصل بشی که داره راه درست رو میره .

مثلا تو مثال ! اگه به جای رفتن به اموزشگاه کامپیوتر بری تو قهوه خونه بشینی اشکال از خودت بوده نه از اموزشگاه !


اما دوری مسیر و امکان اشتباهی رفتن و تعدد اموزشگاه ها و سخت بودن پیدا کردن جای درست توجیهی برای انتخب اولی نیست !
قشنگ از بوی نوشته هات مشخصه چه تفکری داری و دوست داری همه هم مثل خودت فکر کنن

از پیشنهاد سخاوتمندانه ات هم ممنونم. با این تزی که دادی کل شهرت بتهون یا الن تورینگ رو زیر سوال بردی (حداقل بگو اینا دنبال کی راه افتادن تا حرفتو اثبات کنی)

آزمون و خطا با ول بودن خیلی فرق داره. آدمیزاد اگه عقلش خوب کار کنه ( که برای امثال شما بعید می دونم) می تونه با همون آزمون خطا 90 درصد مسائل زندگیش رو حل و فصل کنه
10 درصد باقی هم با اعتماد به یه مکتب مناسب حل و فصل می شن
(۴/بهمن/۹۵ ۴:۵۹)Bidel.s نوشته است: [ -> ]از اینجا:
قشنگ از بوی نوشته هات مشخصه چه تفکری داری و دوست داری همه هم مثل خودت فکر کنن
این که نشد ! به هر حال در مورد چیزی که آدم مطمئنه درسته نباید به شک و شبهه بیافته .
(۴/بهمن/۹۵ ۴:۵۹)Bidel.s نوشته است: [ -> ]از پیشنهاد سخاوتمندانه ات هم ممنونم. با این تزی که دادی کل شهرت بتهون یا الن تورینگ رو زیر سوال بردی (حداقل بگو اینا دنبال کی راه افتادن تا حرفتو اثبات کنی)
زاویه دیدت رو اصلاح کنی شاید بهتر بتونی ببینی ! تورینگ و بتهون چه خیری به نوع بشر رسوندن ؟اصلا چه خیری به حال خودشون رسوندن ؟ هر دو تاشونم که آخرای عمر با وضع ناخوشایندی از دنیا وداع کردند ؟ الان این شهرت به چه دردشون میخوره ؟البته من آدم ها رو قضاوت نمیکنم و بدتر اینکه بگم الان در چه حالی اند، اما چیزی رو میگم که ظاهر قضیه داره نشون میده .

(۴/بهمن/۹۵ ۴:۵۹)Bidel.s نوشته است: [ -> ]آزمون و خطا با ول بودن خیلی فرق داره. آدمیزاد اگه عقلش خوب کار کنه ( که برای امثال شما بعید می دونم) می تونه با همون آزمون خطا 90 درصد مسائل زندگیش رو حل و فصل کنه
10 درصد باقی هم با اعتماد به یه مکتب مناسب حل و فصل می شن
در مورد مسائل انسانی واقعا این طور نیست !
شما بیا با ازمون و خطا یه نوع سیستم حکومتی طرح کن ! درست کار کرد ما هم تجدید نظر میکنیم
(۵/بهمن/۹۵ ۱۲:۰۸)عمار94 نوشته است: [ -> ]
زاویه دیدت رو اصلاح کنی شاید بهتر بتونی ببینی ! تورینگ و بتهون چه خیری به نوع بشر رسوندن ؟اصلا چه خیری به حال خودشون رسوندن ؟ هر دو تاشونم که آخرای عمر با وضع ناخوشایندی از دنیا وداع کردند ؟ الان این شهرت به چه دردشون میخوره ؟البته من آدم ها رو قضاوت نمیکنم و بدتر اینکه بگم الان در چه حالی اند، اما چیزی رو میگم که ظاهر قضیه داره نشون میده .
با این استدلال شما میشه اسم چند دانشمند معاصر رو بیارید که به بشر خیر رسونده باشن؟
نقل قول:
زاویه دیدت رو اصلاح کنی شاید بهتر بتونی ببینی ! تورینگ و بتهون چه خیری به نوع بشر رسوندن ؟اصلا چه خیری به حال خودشون رسوندن ؟ هر دو تاشونم که آخرای عمر با وضع ناخوشایندی از دنیا وداع کردند ؟ الان این شهرت به چه دردشون میخوره ؟البته من آدم ها رو قضاوت نمیکنم و بدتر اینکه بگم الان در چه حالی اند، اما چیزی رو میگم که ظاهر قضیه داره نشون میده .

می تونی یکمی سطح مطالعه رو بالا ببری بفهمی همون کلیدی که باهاش تایپ می کنی من می خونم صدقه سری تورینگ هست

بتهوون هم که ندارم حرفی ازش بزنم کسی که نمی شناسدش باید خودشو یه اصلاحاتی بکنه

نقل قول:
در مورد مسائل انسانی واقعا این طور نیست !

شما بیا با ازمون و خطا یه نوع سیستم حکومتی طرح کن ! درست کار کرد ما هم تجدید نظر میکنیم

شما تست IQ تا حالا دادی؟

تاریخ برای چیه؟
حکومت کمونیست های یه جور بود یه اشکال داشت
لیبرال ها یه جور دیگه
سلطنتی ها یه جور دیگه

هرکدوم اشکال و مزایای خودشو دارن
هر کدوم یه آزمون و خطا محسوب می شن

لازم نیست خودت تست کنی
(۶/بهمن/۹۵ ۲:۳۱)Bidel.s نوشته است: [ -> ]می تونی یکمی سطح مطالعه رو بالا ببری بفهمی همون کلیدی که باهاش تایپ می کنی من می خونم صدقه سری تورینگ هست

بتهوون هم که ندارم حرفی ازش بزنم کسی که نمی شناسدش باید خودشو یه اصلاحاتی بکنه
اقای بیدل از نظر من کسی که چیزی رو تجربی یادگرفته ارزش داره ، چون معمولا رو یه قسمت محدود زیاد وقت میزارن و اون قسمت رو تا جاهای خوبی میفهمن .
اما این یاد گیری تجربی نباید باعث بشه فکر کنه میتونه تو مبانی نظری هم صرفا با خوندن چند صفحه تو وب دیگران رو به عدم مطالعه ی کافی متهم کنه .
یکی از تابلوترین مشکلات هنگام شروع مدارات منطقی عدم درک درست از مفهوم کدینگ و اینکریپشن است . اون اتفاقی که هنگام تایپ برای انتقال اطلاعات می افته هیچ ربطی به رمز نگاری نداره و بحث کدگذاری هست . تورینگ بیشتر رو مبانی هوش مصنوعی کار کرده و مقوله ی هوش مصنوعی تازه داره به سمت توجه و استفاده میره و البته دیگه بحث به شدت مهمی هم هست . ضمنا در طول زمان تکامل کامپیوتر از مرحوم خوارزمی بگیر تا دوستانمان در اینتل که مشغول بهبود دستورات پردازنده هستند ، نمیشه رو یکی انگشت بزاریم و بکیم باعث و بانی این بود ! در مورد موسیقی هم ادعای خاصی ندارم و نهایتش یه مطالعه ی جزئی در مورد نت و خط حامل و 3تار و سنتور هست که به گذشته مربوط میشه .اما نظرم در مورد موسیقی زیاد عوض شده و عوض شدن نظر هم ذاتا بد نیست !

القصه داستان چیز دیگری بود که به حاشیه رفتید ! حتی اگه جای تورینگ رو (که به نظرم یه کمی شاید درموردش یزرگ نمایی میشه) با غول های فیزیک در ابتدای قرن 20 که دیگه هیچ شک و شبهه ای در مورد جایگاه علمیشون نمیشه زد هم عوض کنید دوباره داستان فرقی نمیکنه ! به نظرم برای ادامه بریم این تاپیک جدیده که جاش بهتره !
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42...#pid375566


(۶/بهمن/۹۵ ۲:۳۱)Bidel.s نوشته است: [ -> ]شما تست IQ تا حالا دادی؟

تاریخ برای چیه؟
حکومت کمونیست های یه جور بود یه اشکال داشت
لیبرال ها یه جور دیگه
سلطنتی ها یه جور دیگه

هرکدوم اشکال و مزایای خودشو دارن
هر کدوم یه آزمون و خطا محسوب می شن

لازم نیست خودت تست کنی
به نظرم اصل موضوع رو خوب متوجه نشدی ، فرض کن یه جایی دارن حکومت تشکیل میدن ، میان از شما میپرسن که چه نوع حکومتی بهتره . شما هم یه نظر میدی قائدتا حکومت شوروی با گورباچف یا حکومت لیبرال دموکراسی با خردین ساندویج توسط جان کری و سگش در کف خیابونهای امریکا یا حکومت فاشیست و پادشاهی و .... رو دیدی از این ها هم میتونی استفاده کنی .
یه نظر هم من دارم که هیچ حکومتی غیر حکومت ولایت فقیه صلاحیت نداره .
همه ی اینها رو بررسی میکنی و یه نظر میدی و بعدش نظر میاد زیر بوته ی نقد ، بعدش زیر بوته اونقدر چکش میخوره تا اخرش شبیه یه چیز درست و حسابی بشه ، خوبیش هم اینه که اگه دو نفری یا چند نفری با منطق و انصاف چکش بزنیم ، اخرش چیزی نتیجه میده که همه قبولش داریم !
به جز بحث حکومت در جاهای دیگری هم بدون بازگشت به دین با صرف ازمون و خطا امکان ندارد به یک حکم درست برسیم .
مثلا در بحث جرم و مجازات بدون دین همه چی باطل است !
از کجا بدانیم چه چیزی جرم است و از کجا بدانیم حکم چیست ؟ فرضا در مورد بعضی از جرایم به باور مشترک جرم بودن رسیدیم برای مجازات چه چیز را انتخاب کنیم . ایا حقوقدان این صلاحیت را دارد که قانون جعل کند .

مثلا فرض کنید کسی دزدی کرد .
دزد انتظار دارد کمترین مجازات را بکشد
صاحب مال انتظار دارد بیشترین مجازات وضع شود
جامعه انتظار دارد دزدی تکرار نشود و .....

تا جایی ، مثلا بازگشت اصل مال به صاحبش را عقل هم میفهمد اما مجازات را چه ؟
مثلا دزد کشته شود ، زندانی شود ، قطع ید شود ، تعزیر شود یا ...

بعضی به اشتباه برخی نقاط خاص را مثال میزنند که در انجا برخی جرایم کاهش یافته و آن را به قوانین مترقی انجا نسبت میدهند در حالی که واقعا این طور نیست . فرض کنید در شهر خاصی تمام نقاط با دوربین کنترل شود یا به دست هر شهروند مکان یاب نصب شود ، طبیعی است که در این شهر امار جنایتی مانند قتل به شدت پایین خواهد امد . اگر در همچین جایی فرضا یک قاتل هم پیدا شود و و را به جای سپردن سرنوشتش به خانواده مقتول ، زندانی کنند . ایا میتوانند ادعا کنند چون حق قصاص را گرفته اند امار جنایت کم شده ؟ ایا در همین یک مورد خاص به صاحبان قصاص ظلم نشده است؟ یا اصلا همین زندانی نمیتواند ادعا کند که زندانی کردن او غیرقانونی است و او ترجیح میدهد که جریمه نقدی پرداخت کند ...
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع