این مطلب جالبه حتماً مطالعه بفرمایید.
ترامپ خاورمیانه را منفجر خواهد کرد؟
این دیدگاه متناقض که صلح در خاورمیانه به موضوعی غیر مرتبط با منافع ایالات متحده تبدیل شده و دیگر یک اولویت نیست و متقابلا روابط واشنگتن و تلآویو موضوعی مستقل و غیر مرتبط با خاورمیانه است روز به روز در حال تقویت شدن است. این دیدگاه اگر تئوریزه شده و پیاده شود باید به زودی شاهد چرخشی عظیم در سیاستهای راهبردی واشنگتن در خاورمیانه باشیم.
به گزارش روزنامه «آفتاب یزد» با فهرست بلندبالایی از وعدهها و برنامههای آینده رئیس جمهوری در ایالات متحده روبرو هستیم که به شدت مایل است خود را فردی متفاوت نشان دهد.حسی کاملا ماجراجویانه ،آشکار و عملی که موجب شده ترامپ منافع و امنیت ایالات متحده را تا حد خواست ها و آرزوهای شخصی اش تقلیل دهد، متاسفانه تا حد زیادی هم موفق شده است.
دونالد ترامپ و دارودسته نیویورکیها هنوز در اتاق بیضی و کریدورهای کاخ سفید مستقر نشده، آن قدر سوژه داخلی و بینالمللی برای خبرنگاران، افکار عمومی و سیاستمداران فراهم کردهاند که فهرست آنها از مجموع برنامههای روسای جمهور تاریخ ۲۴۰ ساله ایالات متحده بیشتر است. مشکل این است نمیدانیم برای بررسی و ارزیابی سوژههای آقای ترامپ ، چه موضوعی را ازکجا و با چه اولویتی آغاز کنیم. تا آنجا که به آقای رئیس جمهور مربوط میشود هیچکس حق اولویتبندی برنامههایش را ندارد، چراکه همه موضوعات برای او مهم و با اولویت اول هستند!
موارد نگرانکننده مرتبط با آقای ترامپ کم نیست، اما آنچه به طور مشخص در سیاست خارجی آقای ترامپ موجب نگرانی شده نگاه متفاوت او به بحران خاورمیانه است. اینکه دولت جدید ایالات متحده در قبال منطقه دقیقا چه سیاست و استراتژی اتخاذ خواهد کرد؟ پاسخ با ترکیبی متناقض از فقدان یک سیاست مشخص ونیز گرایش به سمت راست گرایان تندرو اسرائیلی همراه شده است.
دولت جدید ایالات متحده از یک سو نه می تواند،نه مایل است و از سوی دیگر به دلیل شکاف عظیم میان اسرائیل و فلسطینیان،تمایل سنتی خود به دخالت در این مناقشه را به وضوح از دست داده است. این عدم تمایل که از اوایل دور دوم ریاست جمهوری آقای اوباما آغاز شده بود، با دلایل و انگیزه های بیشتری توسط تیم سیاست خارجی و امنیتی دولت جدید ایالات متحده دنبال می شود. اگر زمانی رئیس جمهور اوباما با تاکتیک آمادگی جدی دخالت ایالات متحده در مناقشه، مشروط به آغاز گفتگو های مستقیم ،مصمم به دادن پاداشی و یا هشداری به طرفین بود،اما اینک به نظر می رسد دولت آقای ترامپ حتی همین انگیزه مختصر را هم ندارد و معتقد است "آنچه مربوط به آنهاست، مربوط به خود آنهاست. به ما چه ربطی دارد!". به همین دلیل فکر می کنم در بلوک فلسطینی - اسرائیلی در سال های پیش رو شاهد اتفاق خاصی نباشیم.
اما سوی دوم این سیاست، جنبه متناقض آن یعنی روابط دو جانبه ایالات متحده و اسرائیل است. این دیدگاه "که صلح در خاورمیانه به موضوعی غیر مرتبط با منافع ایالات متحده تبدیل شده و یا حداقل دیگر یک اولویت نیست و متقابلا روابط واشنگتن و تل آویو موضوعی مستقل و غیر مرتبط با خاورمیانه است و ربطی به فلسطینیان ندارد"، روز به روز در حال تقویت شدن است. این دیدگاه اگر تئوریزه شده و پیاده شود (که قرائن حکایت از آن دارد) باید به زودی شاهد چرخشی عظیم در سیاستهای راهبردی واشنگتن در خاورمیانه باشیم. اتفاقا خطر واقعی در همین جاست.از یک طرف آقای ترامپ یک راست گرای افراطی" دیوید فریدمن" را به سمت سفارت در اسرائیل منصوب کرده که شدت هواداری او از اقدامات غیر قانونی و ضد حقوق بشری اسرائیل و حمایت از شهرکسازیها حتی موجب تعجب خود اسرائیلیها شده!
از سوی دیگر واشنگتن از طرح شهرکسازیهای غیرقانونی بهشدت حمایت کرده، به نحوی که اواخر هفته گذشته ناتانیاهو دستور ساخت ۲۵۰۰ خانه را در اراضی فلسطینیان صادر کرد.در نهایت و از همه نگران کننده تر بر خلاف قوانین بین المللی و قطعنامه ۲۴۲ شورای امنیت ترامپ وعده جدی انتقال سفارت ایالات متحده از تل آویو به بیت المقدس را داده و سفیر خودرا مامور یافتن جایی مناسب در بیت المقدس برای ساخت سفارت کرده است.
همه این اقدامات ماجراجویانه که بالقوه خاورمیانه را به سمت یک جنگ و ناامنی پایدار سوق می دهد با این استدلال شکننده و بی اساس صورت می گیرید که این مسائل ربطی به گفتگو های صلح و امنیت منطقه خاورمیانه ندارد! چنین استدلالاتی آیا مضحک نیست!؟. این همان چرخش بزرگ در سیاست خارجی ایالات متحده است که باید نگران آن بود. عواقب ویرانگر و مخاطره آمیز ۵ تصمیم مشترک جدید واشنگتن و تل آویو، مسلما آن چیزی نخواهد بود که آقای ترامپ و یا حتی ناتانیاهو انتظار آن را دارند.
۱- عادی جلوه دادن یک بحران خونین قدیمی ۲- بی تفاوتی به نقض سیستماتیک حقوق بشر در اراضی اشغالی و اعمال ستم مضاعف علیه فلسطینیان ۳- زیر پا گذاشتن و نقض آشکار قوانین بین المللی و مصوبات شورای امنیت ۴-به رسمیت شناختن مصادره اراضی فلسطینی و ساخت شهرک های غیر قانونی ۵- انتقال سفارت ایالات متحده به بیتالمقدس.
ترامپ و ناتانیاهو میتوانند با بیتفاوتی کماکان به شعار دادن ادامه دهند و بگویند مسائل ما ربطی به دیگران ندارد. اما متقابلا هم حق ندارند از زیر بار مسئولیت عواقب تصمیمات و اقداماتشان شانه خالی کنند. ترامپ در حال ارسال دینامیت به پمپ بنزین در حال انفجار خاورمیانه است.
برای افرادی که قصد بزک کردن قیافه شیطانی آمریکا رو دارند. دوستان جالبه این مطلب رو مطالعه بفرمایید. این برجام پرستان همونطور که قبلاً هم نشونتون دادیم برجام رو بزک کردند الان هم سعی دارند ترامپ رو جدای از آمریکا و متفاوت با اوباما نشون بدهند در صورتی که اصلاً اینطور نیست. اینها در تاکتیک متفاوتند نه در استراتژی.
حسین شریعتمداری در کیهان نوشت: هر طفل نیسوار کند تازیانهاش!
«حسین شریعتمداری» در سرمقاله شماره امروز «کیهان» نوشت:
1- این روزها و مخصوصا بعد از امضای اولین سند ضدایرانی از سوی ترامپ که به یقین، آخرین آنها نیز نخواهد بود، برخی از مدعیان اصلاحات و داعیهداران اعتدال، اصرار دارند که شخصیت دونالد ترامپ را بیرون از هویت آمریکا و تافتهای جدابافته! یا وصلهای ناهمخوان و ناجور با ساختار و ماهیت رژیم استکباری و خونریز این کشور تعریف کنند. جماعت یاد شده، ترامپ را رئیسجمهوری «تندرو» و «افراطی» معرفی میکنند که با اوبامای میانهرو و مؤدب فاصلهای پُرناشدنی دارد! آنان تظاهرات خیابانی و اعتراض گسترده مراکز تصمیمساز و سیاستپرداز آمریکا علیه ریاستجمهوری ترامپ را نیز از سنخ نگرانیهای خود تلقی میکنند و حال آن که این دو نگرانی جداگانهای دارند.
نگرانی سیاستپردازان و تصمیمسازان آمریکایی و اروپایی از آن است که مبادا ترامپ نسخه آمریکایی گورباچف باشد و آمریکا را به سرنوشتی دچار کند که گورباچف برای شوروی سابق رقم زد. این نگرانی از آنجا ریشه میگیرد که ترامپ اگرچه با گورباچف تفاوت ماهیتی دارد و اولی کاپیتالیست و دومی کمونیست بوده است ولی وجه اشتراک آنها «ساختارشکنی با هدف اصلاح سیستم است» گورباچف نظام کمونیستی را نیازمند اصلاحاتی در دو عرصه اقتصادی (پروسترویکا) و سیاسی (گلوسنوست) میدانست و ترامپ نیز مدعی دنبال کردن همین اهداف در نظام سرمایهداری است. سردمداران آمریکایی و اروپایی میدانند که آمریکا و اروپای بحرانزده در مقابل این ساختارشکنیها به شدت آسیبپذیر هستند.
ملاحظه میشود که این نگرانی با نگرانی - بخوانید توهم - برخی از جریانات داخلی تفاوتی در حد و اندازه تضاد دارد.
و اما، چرا نقد این دیدگاه را ضروری میدانیم؟ پاسخ آن را در ادامه یادداشت پیشروی و در فاجعهای که طرز تلقی یاد شده میتواند به دنبال داشته باشد پی میگیریم.
2- ترامپ نسخه بیروتوش آمریکاست، همان «دست چدنی» است که از دستکش مخملین بیرون آمده است. او با برف زمستانی فرود نیامده بلکه خروجی ساختار نظام و برگزیده جامعه آمریکاست و اگر در تاکتیکها با اوباما تفاوت داشته باشد در استراتژی اتفاقنظر دارند و هدف یا اهداف مشترکی را دنبال میکنند و مخصوصا در دشمنی و کینهتوزی علیه ایران اسلامی کمترین اختلافنظری با یکدیگر نداشته و ندارند.
اوباما میگفت - و افتخار میکرد - که با برجام و بدون شلیک یک گلوله، برنامه هستهای ایران را مهار کردهایم و مدعی بود مهار اقتدار نظامی، برنامه موشکی و حضور منطقهای ایران، گامهای بعدی است و ترامپ میگوید با پارهکردن برجام، برنامه هستهای ایران را مهار خواهم کرد و اقتدار منطقهای را از این کشور سلب میکنم!
ترامپ و کلینتون در جریان تبلیغات انتخاباتی در دشمنی و کینهتوزی علیه ایران اسلامی با یکدیگر مسابقه گذاشته بودند و نشان میدادند که ذات آمریکا با کشورهایی که میخواهند مستقل باشند و زیر بار زور و باجخواهی نروند، خصومت جدی و تمامنشدنی دارد و این ماهیت استکباری آنگونه که طی سی و چند سال گذشته شاهد بودهایم با حضور دموکراتها و یا جمهوریخواهان در هیئت حاکمه آمریکا کمترین تغییری نمیکند.
چندماه قبل که برخی از جماعت مدعی اصلاحات و داعیهدار اعتدال برای پیروزی کلینتون دست به دعا برداشته و شاید از آنجا که دعای خود را مستجاب تلقی میکردند، پیشاپیش پیروزی خانم کلینتون را جشن گرفته و تصویر بزرگ او را بر صفحه اول روزنامههای زنجیرهای نشانده بودند، رهبر معظم انقلاب در جمع مردم اصفهان با حکمتی هشداردهنده تأکید کردند؛ «برخلاف عدهای که در دنیا برای نتیجه انتخابات آمریکا عزا گرفتهاند یا عدهای دیگر که شادی میکنند، ما نه عزا میگیریم و نه شادی میکنیم، زیرا برای ما فرقی نمیکند و هیچ نگرانی هم نداریم».
3- جماعت یاد شده داخلی، فرمان اجرایی اخیر ترامپ برای ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور به آمریکا را که ایران نیز نه فقط یکی از آنها بلکه به گونهای که اشاره خواهیم کرد اصلیترین آنهاست، نشانه تندروی ترامپ و تفاوت او با اوباما میدانند و حال آن که؛
الف: سند مورد اشاره در دوران اوباما تهیه و تدوین شده بود ولی عمر دولت او فرصت اجرایی کردن آن را نداده بود و ترامپ بدون این که کمترین تغییری در آن بدهد- تأکید میشود بدون کمترین تغییری- فرمان اجرای آن را صادر کرده است. متن فرمان اجرایی ترامپ قابل دسترسی است. در جایجای این متن به مفاد سند قبلی که از سوی دولت اوباما تهیه گردیده بود، استناد شده است. از جمله آمده است که فرمان ترامپ برگرفته از بخش 212 و بخش 301 قانون اقدامات تابعیتی و مهاجرتی مصوب دولت اوباما و کنگره آمریکاست.
ب: دیروز «شان اسپایسر»، سخنگوی کاخ سفید در مصاحبه با شبکه تلویزیونی A.B.C گفت؛ «فرمان اجرایی ترامپ برای ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور به آمریکا براساس فهرستی است که دولت اوباما تهیه کرده بود» به تعبیر «فرمان اجرایی» توجه کنید. ترامپ دستور اجرای سندی را صادر کرده است که پیش از آن در دولت اوباما تهیه شده بود.
ج: «رینس پریباس»، رئیس کارکنان کاخ سفید نیز در گفتوگو با شبکه تلویزیونی N.B.C اعلام کرد «هفت کشوری که فعلاً در فهرست قرار گرفتهاند پیش از این از سوی کنگره و دولت باراک اوباما به عنوان کشورهایی که علیه آمریکا تهدیدآفرین هستند مشخص شده بودند».
4- دوستانی که شخصیت سیاسی ترامپ را بیرون از هویت آمریکا ارزیابی میکنند باید به این پرسش پاسخ بدهند که مگر اوباما و دولت او در کینهتوزی و دشمنی با ایران اسلامی و جنگافروزی و قتلعام مردم بیپناه و بیگناه منطقه و راهاندازی تروریستهای تکفیری که آشکارا ایران را هدف اصلی خود معرفی میکردند، با آنچه ترامپ ادعا میکند که در پی آن است کمترین تفاوتی داشتهاند؟! مگر دولت اوباما، سند ذلتآفرین برجام را به کشورمان تحمیل نکرده است؟ مگر در مقابل امتیازات نقد فراوانی که گرفته است فقط یک مشت وعده نسیه تحویل نداده است که این وعدههای نسیه را نیز یکی پس از دیگری نقض میکند؟
و دهها و صدها اقدام خصمانه دیگر که فهرست آن هم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد بود. آیا این واقعیتهای تلخ قابل انکار است؟!
گفتنی است و فراموش کردنی نیست که دولت اوباما به آقای ابوطالبی که در جایگاه معاون رئیسجمهور کشورمان قرار داشت برای حضور در آمریکا به عنوان نماینده ایران در سازمان ملل ویزای ورود نداد و حال آن که دولت آمریکا فقط میزبان مقر سازمان ملل متحد در نیویورک است و نه رئیس و سرکرده آن! و...
5- اشاره به این نکته نیز ضروری است که در تصمیم مشترک ترامپ و اوباما برای ممنوعیت ورود اتباع 7 کشور اسلامی به آمریکا، هدف اصلی ایران بوده است. در میان این 7 کشور، یعنی ایران، عراق، سوریه، یمن، لیبی، سودان و سومالی، به وضوح میتوان دید که کشورهای سودان و سومالی و تا اندازهای لیبی، فقط برای رد گم کردن در این فهرست آمدهاند و ایران و عراق و سوریه و یمن از آن جهت که زنجیره مقاومت در منطقه را تشکیل میدهند در لیست جای گرفتهاند و در این میان، ایران اسلامی به عنوان پرچمدار اصلی مقاومت مورد نظر بوده و هست.
بهانه مبارزه با تروریست در حالی است که کشوری نظیر عربستان در فهرست نیامده است. کشوری که پایگاه آشکار تروریستهای تکفیری است و بیشترین تعداد تروریستهایی که دست به اقدامات وحشیانه تروریستی زدهاند تابعیت عربستانی داشتهاند و حتی سازمان ملل نیز این کشور را به علت قتلعام کودکان یمنی در فهرست جنایتکاران جنگی قرار داده بود که با اقدام و اعتراف رسوای بانکیمون دبیرکل سابق سازمان ملل از این لیست خارج شد!
6- اکنون به موضوع اصلی یادداشت پیشروی میرسیم و آن اشاره به دیدگاه فاجعهآفرینی است که ترامپ را تافتهای جدابافته از ماهیت آمریکا و متفاوت با سایر رؤسایجمهور این کشور، از جمله اوباما تلقی میکند.
توضیح آن که این روزها برخی از مدعیان اصلاحات و داعیهداران دولت اعتدال با تاکید بر تفاوت ترامپ با اوباما و «افراطی» و «تندرو» دانستن او، این توهم را القاء میکنند که در مقابل ترامپ تندرو و افراطی نباید دست به اقدامات تندروانه و افراطی بزنیم! این گزاره در صورتی قابل قبول است که آقایان مانند سه سال و چند ماه گذشته، غیرت دینی و ملی و ضرورت مقابله با کینهتوزیهای آمریکا و متحدانش را مصداق «تندروی»! و «افراطیگری»! ندانند و بر این باور خطرآفرین و ذلتبار نباشند که برای در امان ماندن! از وحشیگریهای آمریکا باید با کدخدا کنار آمد! و یا دست از انقلابیگری کشید! نتیجه طبیعی این دیدگاه که متاسفانه در میان برخی از دولتمردان دیده میشود، بالا بردن دستها در مقابل حریف و تن دادن به زورگوییها و باجخواهیهای آمریکاست، یعنی همان رویهای که دولت یازدهم تاکنون دنبال کرده است و نتیجه فاجعهبار آن هماکنون روی شانه ملت سنگینی میکند و دولت محترم هنوز توضیح نداده است از نرمشهای چند ساله در مقابل آمریکا غیر از خسارت محض و فدا کردن منافع ملی چه به دست آورده است که هنوز هم در پی ادامه آن است؟! از حضرت امیر علیهالسلام است که سنگ پرتاب شده را باید به همان نقطه که از آنجا پرتاب شده پس فرستاد و نرمش در این میان، هزینه کردن از کیسه عزّت و اقتدار ملت است که صدالبته دولت چنین اجازهای ندارد.
باید از قول صائب تبریزی به دولت محترم هشدار داد که؛
نرمی ز حد مَبَر که چو دندان مار ریخت
هر طفل نیسوار کند تازیانهاش!
اینم قشنگه مطالعه بفرمایید.
گفت: ترامپ تهدید کرده است که برای ورود ایرانیها به آمریکا شرایط سختتری هم اعمال خواهد کرد!
گفتم: همان بهتر که هیچ ایرانی به آمریکا نرود و سرمایههای مادی و تخصصی خود را در کشور خودمان به کار بگیرد.
گفت: حالا چه غلطی خواهد کرد؟
گفتم: چه عرض کنم؟! به قول جفری گلدبرگ تحلیلگر مشهور آمریکایی، اقدامات این دیوانه قابل پیشبینی نیست!
گفت: همین سردبیر نشریه معروف آتلانتیک گفته است؛ بسیاری از کارهای ترامپ مضحک و خندهدار است!
گفتم: همه رؤسای جمهور آمریکا دست به کارهای خندهدار زده و میزنند.
گفت: خب! چرا؟!
گفتم: روی نوشته سنگ قبر پدر یارو یک غلط املایی بود و طرف هر وقت سر قبر پدرش میرفت به گور باباش میخندید!
كَلّا إِنَّ مَعِيَ رَبّي سَيَهدينِ
گفت: مگر ترامپ نگفته بود که اگر رئیسجمهور آمریکا بشود، اولین کاری که انجام خواهد داد پاره کردن برجام است؟
گفتم: بر منکرش لعنت! در تبلیغات انتخاباتی خود به صراحت گفته بود حالا مگر چی شده؟
گفت: دیروز ترامپ در گفتوگوی تلفنی با پادشاه عربستان، به طور تمامقد از برجام دفاع کرده است!
گفتم: خب! وقتی متن برجام را دیده، تازه متوجه شده که این سند چه گنج قارونی برای آمریکاست و هیچ سند دیگری نمیتواند تا این اندازه علیه ایران و در همان حال تأمینکننده منافع آمریکا باشد.
گفت: چقدر به منتقدان حمله کردند که چرا میگویید برجام دستاوردی نداشته است؟! در این سند کلی امتیاز از آمریکا گرفتهایم و...!
گفتم: قاضی از متهم پرسید چرا سر این مرد را شکستهای؟ گفت؛ قربان! من فقط چند شاخه گل به طرف او پرتاب کردم! قاضی گفت؛ مرد حسابی پس چرا سرش شکسته است؟ یارو گفت؛ آخه برای اینکه با گلدان پرتاب کردم!
با نام ویاد خدا
درود برشماو صبح بخیر
ازشوخی گذشته در برجام اگر تنها وفقط رفع تحریمات سازمان ملل واتحادیه اروپا وآژانس بین المللی اتمی صورت پذیرفته باشد از موفقیت های بزرگ نظام ما بوده است . مساله آمریکا مقوله دیگری است که دردستان رهبری قرار دارد پیروز باشید
گفت: وزیرخارجه فرانسه در سفر به تهران به برنامه موشکی کشورمان اعتراض کرده و آن را مخالف قطعنامه 2231 شورای امنیت دانسته است!
گفتم: برنامه موشکی ایران به قطعنامه 2231 ربطی ندارد، در آن قطعنامه طراحی موشک برای حمل کلاهک هستهای ممنوع شده است.
گفت: بعد از این فضولی بیجا و سنگاندازی در برنامه موشکی کشورمان جایزه هم گرفته و چند قرارداد اقتصادی با فرانسه منعقد کردهایم که توسعه فرودگاه مشهد یکی از آنهاست.
گفتم: یعنی به فرانسه برای خروج از بحران بیکاری کمک کردهایم.
گفت: البته وزیرخارجه فرانسه هم یک امتیاز به ما داده است و اعلام کرده حجم روادید برای ورود ایرانیان به فرانسه را دو برابر میکنیم!
گفتم: این هم که یک امتیاز دیگر برای آنهاست و به صنعت توریسم و گردشگری فرانسویها کمک میکند. اگر راست میگویند تحریم روابط بانکی را لغو کنند.
گفت: طرف با پررویی علیه منافع ملی کشورمان موضع گرفته و به جای اینکه دمش را بگیرند و بیندازند بیرون، بهش جایزه هم دادهاند؟!
گفتم: البته مسئولان کشورمان اعلام کردهاند که برنامه موشکی ایران ربطی به برجام ندارد!
گفت: همین؟!
گفتم: یارو به دکتر گفت؛ رفتم خانه و دیدم دزد دارد همه اموالم را جمع میکند، از عصبانیت پشت سرهم چای خوردم، حالا چای برای قلبم ضرر ندارد؟!
با یاد ونام خدا
درود برشما
گفت وزیر فرانسه مخالفت خودرا با برنامه موشکی اعلام داشت
گفتم اوزری زد باد هوا امتیازات خودرا از او گرفتیم مسلمان زیرک است ازباد معده درنمی رود
در تماس تلفنی رئیسجمهور آمریکا و پادشاه عربستان مطرح شد
کاخ سفید در بیانیهای اعلام کرد که رئیسجمهور آمریکا و پادشاه آل سعود در گفتوگوی تلفنی بر ضرورت اجرای دقیق برجام در کنار مقابله با اقدامات منطقهای ایران تأکید کردند.
سرویس سیاسی-
به گزارش تسنیم، کاخ سفید در بیانیهای از تماس تلفنی ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی با دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا خبر داد.
در این بیانیه آمده است: ترامپ و ملک سلمان در این تماس تلفنی درباره اهمیت اجرای دقیق برجام در کنار مقابله با اقدامات بیثبات کننده[!] منطقهای ایران گفتوگو کردند.
در این بیانیه آمده، تماس تلفنی ترامپ و ملک سلمان حدود یک ساعت به طول انجامید.
وقتی ادعای مخالفت آل سعود و اسرائیل با برجام رنگ میبازد.
پس از امضای برجام -تیرماه 94- برخی از مقامات ارشد دولت یازدهم در کنار روزنامههای زنجیرهای و مدعیان اصلاحات مدعی شدند که مخالفان برجام در داخل کشور با عربستان و اسرائیل همنوا شدهاند! همچنین برخی دولتمردان تاکید داشتند که برجام میان دشمنان ایران تفرقه ایجاد کرده است.
چندی پس از این ادعا- شهریور 94- «عادل الجبیر» وزیر خارجه آل سعود اعلام کرد که «ریاض از ضمانتهایی که باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا درباره نتایج پایانی مذاکرات هستهای ایران و 1+5 (برجام) داده خرسند است».
«ترکی الفیصل» رئیس اسبق دستگاه اطلاعاتی آل سعود نیز چندی پیش در اندیشکده دولتهای عربی خلیج فارس در واشنگتن ضمن دفاع از برجام گفت: «تصور نمیکنم نیازی باشد ترامپ برجام را لغو کند؛ اگر توافق هستهای را لغو کند، پیامدهایی درپی خواهد داشت».
مقامات رژیم صهیونیستی نیز در اظهارنظرهای جداگانه از برجام دفاع کردند.
آذرماه سالجاری «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر رژیم صهیونیستی در مصاحبه با برنامه «60 دقیقه» شبکه «سیبیاس» گفت: «میتوانم بگویم تنها چیز خوبی که توافق هستهای با ایران داشت، این بود که دولتهای عربی و اسرائیل را به هم نزدیکتر کرد».
همچنین در مهرماه سالجاری، روزنامه جروزالمپست در گزارشی نوشت: «بنیامین نتانیاهو» نخستوزیر اسرائیل با «هیلاری کلینتون» نامزد حزب دموکرات و «دونالد ترامپ» نامزد حزب جمهوریخواه در انتخابات ریاستجمهوری آمریکا به طور جداگانه دیدار کرد و در این دیدارها تاکید شد که آمریکا در اجرای برجام با اسرائیل هماهنگ است.
«شاموئل مئیر» از تحلیلگران سابق ارتش رژیم صهیونیستی و عضو پیوسته «مرکز مطالعات راهبردی «جافی» دانشگاه تلآویو» توافق هستهای ایران و گروه 1+5 را برای امنیت رژیم صهیونیستی «سودمند» دانسته و خواستار حفظ آن در دولت بعدی آمریکا شد.
مئیر علاوه بر این به بازرسیهای بیسابقه از برنامه هستهای ایران در برجام اشاره کرده و نوشت که چنین نظارتهایی برنامه هستهای ایران را در موقعیتی متفاوت نسبت به گذشته قرار میدهد.
«آموس یادلین» مدیر مرکز مطالعات امنیت ملی رژیم صهیونیستی نیز در اظهارنظری گفت: «این یک توافق خوب است و اسرائیل نباید با نظام سیاسی آمریکا بر سر مخالفت با برجام درگیر شود».
«افرایم هالوی» رئیس سابق موساد که زمانی مغز متفکر سازمان جاسوسی رژیم صهیونیستی به شمار می رفت نیز در مرداد ماه 94 در مصاحبه با کانال 2 رژیم صهیونیستی اعلام کرد که توافق هستهای میان ایران و شش قدرت جهانی به سود رژیم صهیونیستی خواهد بود.
همچنین «جان کری» وزیر امور خارجه آمریکا، در پاییز امسال در اجلاس سابان- متعلق به صهیونیستها - گفت: «هیچ چیز بهتر از توافق هستهای(برجام)، دوستی دولت اوباما با اسرائیل را نشان نمیدهد».
بسیاری از کارشناسان اظهارات نتانیاهو در طول مذاکرات و در مخالفت با توافق هستهای را بخشی از سناریوی «پلیس خوب- پلیس بد» دانسته و تاکید داشتند که این سناریو در راستای تکمیل پروژه امتیازگیری حداکثری از ایران به اجرا درآمد.
از پاره کردن برجام تا اجرای دقیق توافق
دونالد ترامپ در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری آمریکا ضمن مخالفت با توافق هستهای مدعی شد که برجام را پاره خواهد کرد. این در حالی است که برجام محصول همفکری و همکاری هر دو حزب جمهوریخواه و دموکراتها بوده و هر دو حزب تلاش زیادی برای آن کردند. لذا هم جمهوریخواهان و هم دموکراتها در ذات خود حامی برجام هستند.
در حقیقت آمریکاییها چه دموکرات و چه جمهوریخواه به خوبی میدانند برجام محصول هر دو حزب است و توافق بهتری نمیتوانند با ایران به دست بیاورند، چراکه تمام اهداف و نیات هستهای آنها در برجام تحقق یافته بدون اینکه دستاوردی برای طرف مقابل یعنی ایران داشته باشد.
برجام برای آمریکا هدف نبوده و نیست بلکه فقط وسیلهای 20 ساله برای نفوذ و تغییر در ارکان نظام جمهوری اسلامی است که تاکنون با روشهای مختلف تهدید و تحریم و فشارهای سیاسی و رسانهای نتوانستهاند به این اهداف برسند.
به عقیده کارشناسان، موضع آمریکا در دوران ترامپ در خصوص برجام متفاوت از دموکراتها نخواهد بود و فشارها و تحریمها تمام و کمال تشدید خواهد شد. همانگونه پس از برجام بیش از 70 تحریم جدید علیه ایران اعمال شد و تحریمهای قبلی لغو نشد، به نظر ميرسد ترامپ نیز با حفظ برجام، خط مشي بسيار سختگيرانهتري در قبال موضوع هستهاي ايران در پيش خواهد گرفت.
ترامپ در روزهای گذشته، فرمان اجرایی بررسی سختگیرانه سوابق مهاجران به آمریکا را امضا کرد.
«شان اسپایسر» سخنگوی کاخ سفید در برنامه «این هفته» شبکه «ایبیسی» گفت: «فرمان اجرایی ترامپ برای ممنوعیت ورود اتباع هفت کشور، بر اساس فهرستی است که دولت اوباما تهیه کرده بود»
بایاد ونام خدا
درود برشماوتشکر
برجام هرچه بود دشمنان مارا کمتر کرد قبلا سازمان ملل آژانس واتحادیه اروپا وروسیه چین آلمان وفرانسه بودند وبا برجام همه کنار رفتند حالا آمریکا مانده با اسرائیل وعربستان خدارا شکر دیگر میتوانیم با اینها مبارزه کنیم وجامعه جهانی پشتیبان ماست