۲۸/بهمن/۹۵, ۱:۳۷
هشدار معصومین علیهم السلام در باره غلو کنندگان
معصومين(علیهم السلام) آنقدر در مورد غلو و غلوکنندگان هشدار دادند به طوريکه ديگر بيش از اين نميتوان هشدار داد و شديدترين نکوهش را در مورد آنها به کار بردند و به برائت و دوری از آنها و عدم همنشينی با آنها دستور دادند و آنها را به فسق و شرک و کفر توصيف کردند و اينکه آنها شرورترين آفرينش بوده و شفاعت پيامبر| نصيب آنها نمیشود. در احاديثی که تا حد تواتر نيز رسيده است ...
از جمله توقيعاتى كه از جانب حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام) در ردّ غلات خارج شده نامهاى است كه در پاسخ محمّد بن علىّ بن هلال كرخى دادهاند: اى محمّد بن علىّ، خداوند بسى برتر از آن چيزهايى است كه او را وصف مىكنند، پاك و منزّه است و به حمد شايسته، ما هرگز شريكان او در علم نيستيم و نه در قدرت و نيرويش، بلكه هيچ كس جز او از غيب خبردار نيست، همچنان كه در كتاب محكم خود فرموده: «بگو جز خدا هيچ يك از أهل آسمان و زمين از غيب خبر ندارند- نمل: 65».
و من و تمام اجداد نخستينم: حضرات آدم و نوح و إبراهيم و موسى و غير انبياى ايشان، و از آخرين؛ محمّد رسول خدا و علىّ بن أبى طالب و جز آن دو از امامان گذشته- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- تا آخر عمرم و پايان روزگار همه و همه بندگان خداوند عزّ و جلّ مىباشيم، خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد: «و هر كه از ياد كرد و ذكر و پند من روى بگرداند پس معيشت و زيستنى تنگ دارد و روز رستاخيز او را نابينا برانگيزم. گويد:
پروردگارا! چرا مرا نابينا برانگيختى و حال آنكه بينا بودم؟! گويد: بدين گونه [امروز كور محشور شدى زيرا] آيات ما به تو رسيد و تو آنها را به فراموشى سپردى و همچنان امروز فراموش مىشوى- طه: 126- 124».
اى محمّد بن علىّ، افرادى احمق و جاهل از شيعيان و گروهى كه مذهبشان به اندازه بال مگسى ارزش ندارد خاطرم را آزردهاند! پس من خداوند لا شريك را به گواهى مىگيريم و تنها همان شهادت كافى است، و نيز رسول او محمّد (صلی الله علیه و آله) و تمام ملائكه و انبياء و اولياء را به شهادت مى گيريم.
و نيز تو را و تمام كسانى كه نامهام را استماع خواهند كرد كه من در پيشگاه خدا و رسول او از تمام كسانى كه معتقدند ما غيب را مىدانيم يا در ملك خدا مشاركت داريم و جايگاه ما را در مكانى جز آن محلّى كه مورد رضايت خدا بوده و براى همان خلق فرموده قرار دهد يا از مواردى كه برايت تفسير كردم و در ابتداى نامه آشكار نمودم تعدّى و تجاوز كند از تمام آنها همه و همه ابراز بيزارى و برائت مى كنم!!.
و تمام شما را به گواهى مى گيرم هر كسى را كه من از او اظهار برائت مى كنم بى شكّ خداوند و ملائكه و رسولان و اولياء همگى از او بيزارند. و من توقيع در اين نامه را بصورت امانت بر گرده تو و هر كه آن را استماع نمايد نهادم كه آن را از احدى از شيعيان و موالى ما كتمان و پنهان مسازد، تا اين مطالب بر تمامى آنان آشكار و ظاهر گردد، شايد خداوند عزّ و جلّ از ايشان جبران فرموده و آنان به دين حقّ مراجعت كنند، و از راهى كه آخرش را نمىدانند و به آن نخواهند رسيد باز ايستند، پس هر كه نامه مرا فهميد و دريافت و از آنچه امر و نهى ساختم بازنگشت، اين چنين كسى شايسته لعن خداوند و آن بندگان صالحى كه برايت گفتم گردد .
الإحتجاج على أهل اللحجاج طبرسي، ج2، ص: 473
پی نوشت:
روایات در این خصوص بسیار فراوان و صریحند به دلیل عجله و اهمیت فقط به ذکر یک مورد بسنده کردم.
معصومين(علیهم السلام) آنقدر در مورد غلو و غلوکنندگان هشدار دادند به طوريکه ديگر بيش از اين نميتوان هشدار داد و شديدترين نکوهش را در مورد آنها به کار بردند و به برائت و دوری از آنها و عدم همنشينی با آنها دستور دادند و آنها را به فسق و شرک و کفر توصيف کردند و اينکه آنها شرورترين آفرينش بوده و شفاعت پيامبر| نصيب آنها نمیشود. در احاديثی که تا حد تواتر نيز رسيده است ...
از جمله توقيعاتى كه از جانب حضرت صاحب الزّمان(علیه السلام) در ردّ غلات خارج شده نامهاى است كه در پاسخ محمّد بن علىّ بن هلال كرخى دادهاند: اى محمّد بن علىّ، خداوند بسى برتر از آن چيزهايى است كه او را وصف مىكنند، پاك و منزّه است و به حمد شايسته، ما هرگز شريكان او در علم نيستيم و نه در قدرت و نيرويش، بلكه هيچ كس جز او از غيب خبردار نيست، همچنان كه در كتاب محكم خود فرموده: «بگو جز خدا هيچ يك از أهل آسمان و زمين از غيب خبر ندارند- نمل: 65».
و من و تمام اجداد نخستينم: حضرات آدم و نوح و إبراهيم و موسى و غير انبياى ايشان، و از آخرين؛ محمّد رسول خدا و علىّ بن أبى طالب و جز آن دو از امامان گذشته- صلوات اللَّه عليهم اجمعين- تا آخر عمرم و پايان روزگار همه و همه بندگان خداوند عزّ و جلّ مىباشيم، خداوند عزّ و جلّ مىفرمايد: «و هر كه از ياد كرد و ذكر و پند من روى بگرداند پس معيشت و زيستنى تنگ دارد و روز رستاخيز او را نابينا برانگيزم. گويد:
پروردگارا! چرا مرا نابينا برانگيختى و حال آنكه بينا بودم؟! گويد: بدين گونه [امروز كور محشور شدى زيرا] آيات ما به تو رسيد و تو آنها را به فراموشى سپردى و همچنان امروز فراموش مىشوى- طه: 126- 124».
اى محمّد بن علىّ، افرادى احمق و جاهل از شيعيان و گروهى كه مذهبشان به اندازه بال مگسى ارزش ندارد خاطرم را آزردهاند! پس من خداوند لا شريك را به گواهى مىگيريم و تنها همان شهادت كافى است، و نيز رسول او محمّد (صلی الله علیه و آله) و تمام ملائكه و انبياء و اولياء را به شهادت مى گيريم.
و نيز تو را و تمام كسانى كه نامهام را استماع خواهند كرد كه من در پيشگاه خدا و رسول او از تمام كسانى كه معتقدند ما غيب را مىدانيم يا در ملك خدا مشاركت داريم و جايگاه ما را در مكانى جز آن محلّى كه مورد رضايت خدا بوده و براى همان خلق فرموده قرار دهد يا از مواردى كه برايت تفسير كردم و در ابتداى نامه آشكار نمودم تعدّى و تجاوز كند از تمام آنها همه و همه ابراز بيزارى و برائت مى كنم!!.
و تمام شما را به گواهى مى گيرم هر كسى را كه من از او اظهار برائت مى كنم بى شكّ خداوند و ملائكه و رسولان و اولياء همگى از او بيزارند. و من توقيع در اين نامه را بصورت امانت بر گرده تو و هر كه آن را استماع نمايد نهادم كه آن را از احدى از شيعيان و موالى ما كتمان و پنهان مسازد، تا اين مطالب بر تمامى آنان آشكار و ظاهر گردد، شايد خداوند عزّ و جلّ از ايشان جبران فرموده و آنان به دين حقّ مراجعت كنند، و از راهى كه آخرش را نمىدانند و به آن نخواهند رسيد باز ايستند، پس هر كه نامه مرا فهميد و دريافت و از آنچه امر و نهى ساختم بازنگشت، اين چنين كسى شايسته لعن خداوند و آن بندگان صالحى كه برايت گفتم گردد .
الإحتجاج على أهل اللحجاج طبرسي، ج2، ص: 473
پی نوشت:
روایات در این خصوص بسیار فراوان و صریحند به دلیل عجله و اهمیت فقط به ذکر یک مورد بسنده کردم.