تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (B+)نامه ی سرگشاده برای اعضای محترم تالار
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
بسم رب الحسین(علیه السلام)
سلام به همه دوستان عزیز و محترم
ممنون از برادرم بیداری اندیشه بابت رویکردی که در موضوع دارن که وحدت آفرینه و می تونه جمع رو به مسیره مناسبی پیش ببره و ما رو از کثرت موضوعات به وحدت برسونه.
اما راهکار پیشنهادی:
مواردی که اشاره کردید مثل الگوی پوشاک و تغذیه و طب و صنعت و هنر و علم و... همگی رو میشه تحت عنوان تمدن جمع کرد. تمدن مجموعه ایست از تمامی این موارد که فرموده بودید که از زیربنایی ترین مولفه ها مثل معرفت دینی، جهان بینی، انسان شناسی، فلسفه اخلاق فلسفه علم ... تا سبک پوشاک و مسکن و روابط اجتماعی رو در بر میگیره. به نظر میرسه که رسیدن به تمدن نوین اسلامی می تونه عنوانی برای هدف باشه.
از اینجا دیگه موضوع سنگین میشه و کار امثال بنده بی سواد و ضعیف نیست و بهترین کار به نظرم مطالعه و دسته بندی دیدگاههای بزرگانیه که راجع به این هدف یعنی تمدن نوین اسلامی نظرات و راهکارهایی دارند.
البته یه کار هم در تخصص ماهاست و اونم تلاش برای اجتماعی سازی موضعه. یعنی همون حدی که از بدی سیستم غرب و خوبی چهره حیات طیبه و تمدن نوین اسلامی فهمیدیم به جامعه بگیم و برای این کار هم باید جمعی و با برنامه و نقشه عمل کنیم.(کلی کار میشه انجام داد از مقاله و یادداشت نویسی و راه اندازی سایت شبکه منتظران تا ساخت مستند و موسیقی و اردوهای فکری معنوی و...) ولی در کنار این باید به مطالعه دیدگاههای موجود در ایران اسلامی و جهان اسلام راجه به تمدن سازی اسلامی بپردازیم و با بررسی و نقد اون دیدگاهها با کمک خود صاحب نظران و اندیشمندان پیش بریم. .
لطفا در مورد "تمدن نوین اسلامی" و ریشه ها و اصول آن بیشتر توضیح دهید
و لطفا کنید آدرس جمله امام خمینی در مورد تمدین نوین اسلامی را نیز بدهید تا مشخص شود که منظور ایشان از بیان این جمله چه بوده است.
سلام به برادرم محمد
من این جمله رو از یکی از دوستام شنیده بودم و مطلبی که بیان کردم و عنوانی که برای بحثامون پیشنهاد کرده بودم یعنی تمدن نوین اسلامی ربطی به این جمله نداشت. و این برای من خوب نبود و سوال شما باعث شد که دو تا مطلب رو متوجه بشم.
اول: این جمله از امام خامنه ای هست که در سال 87 و پیام حج فرمودند.
دوم: چقدر حرف در ادامش هست که فقط خوندنش انگیزه انسان رو مضاعف میکنه. صلابت رو میشه تو تک تک کلمات دید.پس من حرفی نمی زنم و دعوت میکنم تا از خوندن متن لذت بیریم:

ا
نقل قول:گر امت اسلامی در دو قرن گذشته دچار فروپاشی و هزيمت در برابر تمدن مادی غرب و مكتبهای الحادی از هر دو نوع چپ و راست آن بود، اكنون در قرن پانزدهم هجری اين مكاتب سياسی و اقتصادی غربند كه پای در گِل و دچار ضعف و فروپاشی و هزيمت‌اند و اسلام با بيداری مسلمانان و بازيافت هويّت خويش و با مطرح شدن انديشه‌ی توحيدی و منطق عدالت و معنويّت، دور تازه‌ئی از شكوفائی و عزت خويش را آغاز كرده است.

كسانی كه در گذشته‌ئی نه چندان دور آيه‌ی يأس ميخواندند و نه تنها اسلام و مسلمين بلكه اساس معنويت و دينداری را در برابر هجوم تمدن غرب، از دست‌رفته می‌پنداشتند، امروز سر بر افراشتن اسلام و تجديد حيات قرآن و اسلام، و متقابلاً ضعف و زوال تدريجی آن مهاجمان را به چشم می‌بينند. و با زبان و دل تصديق ميكنند.

من با اطمينان كامل ميگويم: اين هنوز آغاز كار است، و تحقق كامل وعده‌ی الهی يعنی پيروزی حق بر باطل و بازسازی امت قرآن و تمدن نوين اسلامی در راه است: «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَْرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِی ارْتَضي‏ لَهُمْ وَ لَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِی لا يُشْرِكُونَ بِی شَيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ»

نشانه‌ی اين وعده‌ی تخلف‌ناپذير در اولين و مهمترين مرحله، پيروزی انقلاب اسلامی در ايران و بنای بلندآوزه‌ی نظام اسلامی بود كه ايران را به پايگاه مستحكمی برای انديشه‌ی حاكميت و تمدن اسلامی تبديل كرد. سر بر آوردن اين پديده‌ی معجز‌آسا، درست در اوج هياهوی ماديگری و اسلام‌ستيزيِ چپ و راست فكری و سياسی، و آنگاه مقاومت و استحكام آن در برابر ضربات سياسی و نظامی و اقتصادی و تبليغاتی كه از همه سو نواخته ميشد، در دنيای اسلام اميدی تازه برانگيخت و شوری در دلها پديد آورد. هر چه زمان گذشته، اين استحكام ـ به حول و قوه‌ی الهی ـ بيشتر و آن اميد ريشه‌دارتر شده است. در طول سه دهه‌ئی كه بر اين ماجرا ميگذرد، خاورميانه و كشورهای مسلمان آسيا و افريقا، صحنه‌ی اين هماوردی پيروزمندانه است.

فلسطين و انتفاضه‌ی اسلامی و قيام دولت فلسطينی و مسلمان، لبنان و پيروزی تاريخی حزب‌الله و مقاومت اسلامی بر رژيم مستكبر و خونخوار صهيونيست؛ عراق و تشكيل دولت مسلمان و مردمی بر ويرانه‌های رژيم ملحد و ديكتاتور صدام؛ افغانستان و هزيمت خفتبار اشغالگران كمونيست و رژيم دست‌نشانده‌ی آن؛ شكست و ناكامی همه‌ی طرحهای استكباری امريكا برای سيطره بر خاورميانه؛ گرفتاری و آشفتگی علاج‌ناپذير در درون رژيم غاصب صهيونيست؛ فراگير شدن موج اسلام‌خواهی در بيشتر يا همه‌ی كشورهای منطقه و بويژه در ميان جوانان و روشنفكران؛ پيشرفت شگفت‌آور علمی و فناوری در ايران اسلامی به رغم تحريم و محاصره‌ی اقتصادی؛ شكست جنگ‌افروزان در امريكا در عرصه‌ی سياسی و اقتصادی؛ احساس هويت و تشخص در اقليتهای مسلمان در بيشتر كشورهای غربی؛ همه و همه نشانه‌های آشكار پيروزی و پيشروی اسلام در هماوردی با دشمنان در اين قرن يعنی قرن پانزدهم هجری است.

برادران و خواهران! اين پيروزی‌ها يكسره محصول جهاد و اخلاص است. آنگاه كه صدای خدا از حلقوم بندگان خدا به گوش رسيد؛ آنگاه كه همت و نيروی مجاهدان راه حق به ميدان آمد؛ و آنگاه كه مسلمان به عهد و قرار خود با خدا عمل كرد، خدای عليّ قدير نيز وعده‌ی خود را محقق ساخت و مسير تاريخ عوض شد:« أَوْفُوا بِعَهْدِی أُوفِ بِعَهْدِكُم‏» «إِنْ تَنْصُرُوا اللَّهَ يَنْصُرْكُمْ وَ يُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ » «ً وَ لَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيز» «إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِی الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يَوْمَ يَقُومُ الأَْشْهادُ»

اين هنوز آغاز راه است. ملتهای مسلمان هنوز گردنه‌های دشواری بر سر راه دارند. عبور از اين گردنه‌ها نيز جز با ايمان و اخلاص، جز با اميد و جهاد، جز با بصيرت و صبر، ميّسر نخواهد گشت. با يأس و منفی‌بافی، با بی‌تفاوتی و بی‌همتی، با بی‌صبری و شتابزدگی، با بدگمانی به صدق وعده‌ی الهی، اين راه طی نخواهد شد.

دشمن زخم‌خورده همه‌ی توان خود را به ميدان آورده و خواهد آورد. بايد هوشيار و خردمند و شجاع و فرصت‌شناس بود؛ در اين صورت همه‌ی تلاش دشمن ناكام خواهد ماند. در اين سی‌سال هم دشمن يعنی عمدتاً امريكا و صهيونيسم با همه‌ی توانی كه ميتوانستند به كار برند در ميدان بودند، ولی ناكام ماندند. آينده هم نيز چنين خواهد بود. انشاالله

شدت عمل دشمن غالباً نشانه‌ی ضعف و بی‌تدبيری اوست. به صحنه‌ی فلسطين و بويژه غزه بنگريد. حركات بيرحمانه و دژخيمانه‌ی دشمن در غزه كه نظير آن در تاريخ ظلمهای بشری كمتر ديده شده است، نشانه‌ی ضعف او در فائق آمدن بر اراده‌ی مستحكم آن مردان و زنان و جوانان و كودكانی است كه با دست خالی،‌ در برابر رژيم غاصب و پشتيبانش يعنی ابرقدرت امريكا ايستاده و خواسته‌ی آنها را كه رويگردانی از دولت حماس است زير پای خود افكنده‌اند. درود خدا بر آن ملت مقاوم و بزرگ. مردم غزه و حكومت حماس اين آيات جاودانه‌ی قرآن را معنی كردند:

«وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الأَْمْوالِ وَ الأَْنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِينَ *الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ *أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَ رَحْمَةٌ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ» و «لَتُبْلَوُنَّ فِی أَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ وَ لَتَسْمَعُنَّ مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ مِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا أَذيً كَثِيراً وَ إِنْ تَصْبِرُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ ذلِكَ مِنْ عَزْمِ الأُْمُورِ».

پيروز نهائی در اين كارزار حق و باطل، جز حق نيست و اين ملت مظلوم و صبور فلسطين است كه سرانجام بر دشمن پيروز خواهد شد «وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً » همين امروز هم علاوه‌بر ناكامی در شكستن مقاومت فلسطينيان، در عرصه‌ی سياسی با دروغ در آمدن داعيه‌های آزادی‌طلبی و دموكراسی‌خواهی و شعار حقوق‌بشر، شكست سختی بر آبروی رژيم امريكا و بيشتر رژيم‌های اروپائی وارد آمده است كه به اين زودی قابل جبران نخواهد بود. رژيم بی‌آبروی صهيونيستی از هميشه روسياه‌تر و برخی رژيم‌های عربی نيز در اين امتحان عجيب، بازنده‌ی تتمه‌‌ی آبروی نداشته‌ی‌ خودند. وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ.

والسلام علی عبادالله الصالحين
سيّدعلی حسينی خامنه‌ای

4 ذی‌حجةالحرام 1429
13 آذر 1387
سلام دوباره
ببینید دوستان و یا علی گویان
برای انجام دو روی کرد اصلی که در نامه به آن اشاره کردم
یعنی آگاه کردن عمومی و خودسازی برای آمادگی فدایی با بصیرت شدن
نیاز به علم و عمل داریم
در قسمت علم نیاز به مطالعه داریم
والا حقیر هر جا بحث مطالعه رو مطرح کردم یه دفه گفتگو تمام شد
آقا اگه پایه کار هستید بسم الله
برای مطالعه هم نیاز به معرفی منبع داریم با ذکر دلیل که چرا این منبع معرفی شده و محاسن و مزایایش نسبت به سایر منابع چیست و بعد باید ضرورتش ذکر شود
قبل از اون نیاز هست که دوستان یه سری از مطالب مهم تالار رو بخوانند تا یه سری از مطالب که مطالب پایه ای و مهم هست رو همه بدونیم
حقیر مقالاتی رو که با عنوان مقاله ویژه در تالار قرار میدم از این قبیل است که مطالب بسیار مهم و حیاتی و مورد نیاز و راهبردی رو که به نظرم میرسیده توش سعی کردم جمع آوری کنم
اما نیاز داریم به گروه های مطالعاتی و بعد یه سری منشور های عملی
منتها عجالتاً من نمیدونم آیا واقعاً کسی پایه کار هست
بابا امام زمان منتظرند ، البته حقیر کوچیک همه دوستان هستم ولی یه پایه هم باشه برای شروع برای من کفایت میکنه
بیداری اندیشه، جوینده حق، elenor، zarati، محسن 1979،oodavudoo،احیا،mahdy2021،gauded،ramin_gh،مسافر،mosafer،mohammad،مهدی،asier ، anti666،hamed،the arrivell،saeed_kosar،naji.eslam،یکدوست ، zohur12،سلمان و....

هل من ناصر ینصرنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!
البته توی رودر بایستی گیر نکنید خدایی نکرده
آزادانه و بی رودربایستی اگه فکر میکنید باید چنین کاری انجام بشه ...
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
سلام دوباره
اولاً من کوچیک تمام رفقای تالار هستم
دوماً دوستان من که نمیتونستم 400 اسم رو بگذارم اونجا اگه دلخور شدید ببخشید
اما برم سر اصل مطلب
در اولین گام من دو درخواست دارم یکی در زمینه ی عمل یکی هم در زمینه علم
اما در عمل ، دوستان از همه یا علی گویان تقاضا دارم اهتمام ویژه به نماز اول وقت داشته باشیم البته من این حرف رو بیشتر برای خودم میزنم وگرنه دوستان ان شاالله که همه اهل نماز اول وقتند اما شدیداً نیاز داریم به مقید شدن به نماز اول وقت که مهمترین نشانه شیعه هست، در حدیث آمده که شیعیان رو در دو زمان میتوان شناخت یکی در وقت اذان و دیگری در هنگام وفای به عهد و قولی که داده اند
بدون نماز اول وقت اصلاً جایی در کفشداری آقا امام زمان هم نمیتونیم پیدا کنیم
بعد از این نیاز داریم به مهار کردن چشممان و زبانمان ، باید این دو عضو رو شدیداً تحت کنترلمان در بیاوریم که بسیاری از بدبختی های ما از این رهایی این دو عضو نشات میگیرد البته باز هم من به خودم نگریستم وگرنه انشاالله که دوستان کارشون درسته
و سومین مرتبه عملی که درخواست دارم که یا علی گویان به آن اقدام کنیم اینه که در زندگی روزمره آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران هم بپسندیم و آنچه برای خود نمی پسندیم برای دیگران هم نپسندیم
یک مثال ساده: سوار تاکسی هستی می خوای کرایه رو بدی اگه دوتا پول داری یکیش نو هست و اون یکی کهنه پول نو رو بده به راننده نه پول کهنه
اما بخش علم و آگاهی :
به همه دوستان و یا علی گویان پیشنهاد میکنم که کتاب گرانسنگ و ارزشمند اسرار الصلاة تألیف عالم ربانی آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رو شروع به مطالعه اش کنند
حقیر خودم زندگی ام را به قبل از خواندن این کتاب و بعد از خواند این کتاب تقسیم میکنم
علاوه بر تمام موضوعاتی که در این کتاب در مورد نماز و مسائل وابسته به آن مطرح کرده عمیق ترین و ارزشمند ترین مطالب توحیدی و معرفت شناختی که هر موحد باید بداند در این کتاب وجود دارد
البته این کتاب رو در بخش معرفی کتاب معرفی کردم که مطالب را عیناً اینجا هم نقل میکنم
من امیدوارم
تا یار که را خواهد و میلش به که باشد
معرفی کتاب اسرار الصلاه تألیف آیت الحق جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
ابتدا نظر برخی از بزرگان را درباره ی شخصیت و آثار ایشان نقل میکنم :

علامه طباطبایی با عناوینی چون حجت الحق و پیشوای طایفه از ایشان یاد می کنند و بلندای شخصیت ایشان را با هیچ مقیاسی قابل اندازه گیری نمی دانند

امام خمینی رحمت الله علیه هم در باره ایشان و آثارشان می فرمایند : و از کتب علمای معاصر، کتب عالم جلیل القدر حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را مطالعه کن ...


اما نظر این حقیر درباره ی کتاب اسرار الصلاه

من خودم زندگی خود را به قبل و بعد از مطالعه­ی کتاب اسرار تقسیم می­کنم. نمی­دونم چرا ولی مقارن با مطالعه­ی کتاب در خود احساس تحول و شوقِ بندگی خدا را می­یافتم. این کتاب مطالب جامع و بسیار کلیدی در باره­ی هر موضوعی که به نماز مربوط می­شود را در بر دارد از اسرار و آداب وضو و طهارت تا چگونگی توبه­ی حقیقی و فضایل دوستی و دشمنی برای خدا و اسرار اعمال و اذکار نماز و ... بعد از خواندن کتاب، دیدگاهم نسبت به بسیاری از واجبات و مستحبات و حرام­های خدا تغییر کرد و به دستگاه معرفت شناختیِ من و نوع نگاهم به هستی و خالق و مخلوقاتش دگرگون شد و به من نشان داد که یک موحد چرا و چگونه باید بیاندیشد و عمل کند؛ خلاصه در زندگی من تأثیر شگفتی نهاد.


آوردن چند پاراگراف از فرازهای ارزشمند و پر محتوای کتاب :


یکی از فرازهای بسیار اثر گذار کتاب اسرار الصلاة تألیف میرزا جواد آقا ملکی تبریزی:

... تا اینکه در فلان شب یکی از بندگان محتاجم را به در خانه­ی تو فرستادم و او از آنهمه نعمت­ها که به تو ارزانی داشته بودم اندکی را طلب نمود، و قبل از آن به تو خبر داده بودم که اگر به چنین کسی چیزی بدهی در حقیقت به من وام داده­ای و من هستم که از تو می­گیرم و در وقتی که از هر حال نیازمندتر باشی بتو باز خواهم گردانید، و اگر او را برانی و دست رد به سینه­اش زنی، در حقیقت خواسته­ی مرا رد نموده­ای، و تو با علم به همه­ی این امور او را از خودت راندی، و نعمت مرا کفران نمودی و با دست خالی از نزد تو بازگشت و شب را گرسنه به روز آورد، ای بنده­ی من برای چه تقاضای مرا رد نمودی و به من قرض ندادی؟!! آیا ترسیدی که من بی چیز شوم ویا از آن بیم داشتی که خیانت کنم و به وعده­ام وفا ننمایم؟ بنده­ی من چگونه با بندگان من داد و ستد داشتی ولی از معامله­ی با من سر باز زدی، چگونه بود که من نزد تو از همه­ی مخلوقات و بندگانم بی­مقدارتر بودم و....

یکی دیگر از فرازهای بسیار زیبا و اثر گذار کتاب اسرار الصلاة :

و سزاوار است که بر آنچه از عمرش گذشته بیاندیشد و ببیند آن مقدار از عمر را که از کف داده با همه­ی لذات و خوشی­هایش و درد و رنج هایش سپری شده، نه از آن لذت­های بالفعل چیزی مانده و نه از آن درد و رنج­ها اثری، بلکه آنچه باقیمانده تبعات اعمال ناپسند و اجر پاداش کارهای نیک اوست، از آن گذشته آنچه از عمر باقی مانده نمی­توان به آن اعتماد نمود چه بسا صبحی که آدمی آن را به شب نرساند، و چه بسا شبی که هنوز به پایان نرسیده عمر آدمی در آن به­آخر می­رسد. پس ...

یکی دیگر از فرازهای بسیار زیبا و اثر گذار کتاب اسرار الصلاة :

اما تکبیر نماز، در آن مطالبی است:

مطلب اول در کیفیت این عمل، که می­بایست با اول تکبیر دستها بلند شود و با تمام شدن تکبیر بالا بردن دستها هم تمام شود و باید در هنگام بالا بردن کف دستها رو به قبله باشد و بهتر این است که سر انگشتان هنگام بلند کردن تا محاذی گوش برسد.

اما بیان آنچه مقصود از این عمل است و آن عبارت است از تبری و بیزاری جستن از هر شرک و شریکی و از هر چه که مشرکان قائل به آن هستند و ثمره­ی آن، برائت جستن در پیشگاه خداوند متعال از همه­ی گناهان و معاصی خود و از عذاب جهنم و آتش آن است...

مطلب دیگر اینکه: آنگاه که تکبیر گفتی آنچه که بین خاک و افلاک قرار دارد همه را کوچک شمار کبریاء و بزرگی او را سرامد همه­ی اینها بدان، چرا که ذات اقدس حق هرگاه به قلب بنده نظر کند که در حالی که تکبیر بر زبان دارد قلبش از حقیقت آن تکبیر روی گردان است می­فرماید: ای دروغگو آیا مرا فریب می­دهی؟ به عزت و جلالم یاد خودم تو را از حلاوت یاد خودم محروم می­گردانم و از قرب و نزدیکی با خویش تو را محروم می­سازم، و سرور و شادمانی مناجاتم را به تو نچشانم.

پس قلبت را در هنگام نماز در بوته­ی آزمایش در آور اگر که حلاوت یاد خدا را در آن یافتی و ... بدان که ذات اقدس حق تو را در تکبیرت تصدیق نموده است، و الّا اگر چنین نبود و سلب لذتی که برای مناجات با خدا هست و ... را در خود دیدی، این امر دلیل تکذیب تکبیر تو از ناحیه­ی ذات اقدس حق و طرد و دور ساختن تو از باب اوست.

... بهتر آن است که انسان قصد و نیتش از تکبیر، این باشد که ذات اقدس حق بزرگتر از این است که به وصف آید(الله اکبر عن یوصَف).
اگر خدا توفیق می داد و خودمان همت می کردیم و عملی می شد... که دیگر غمی نداشتیم. مخصوصا در باب کنترل زبان...
علامه حسن زاده آملی چه زیبا در باب دوازدهم اشعار دفتر دل سروده اند:
....
25- بخوانم از برايت داستانى كه پيش آمد براى من زمانى
26- شبى در ابروى خويش بستم به كنج خانه در فكرت نشستم
27- فرو رفتم در آغاز و در انجام كه تا از خود شدم آرام و آرام
28- بديدم با نخ و سوزن لبانم همى دوزند و سوزد جسم و جانم
29- بگفتند اين بود كيفر مر آنرا رها سازد به گفتارش زبانرا
30- چو اندر اختيار تو زبانت نمى باشد بدوزند اين لبانت
31- از آنحالت چنان بيتاب گشتم كه گويى گويى از سيماب گشتم
32- زحال خويش ديدم دوزخى را چشيدم من عذاب برزخى را
......
......
سلام

به موضوع خوبي پرداختيد. ولي به نظرم هم متن نامه و هم صحبت هاي دوستان خيلي كلي است. در اينكه بايد اتحاد و انسجاممان را تقويت كنيم يا اينكه در درجه اول خودسازي مهمه و ... شكي نيست. ولي ما بايد روي راه حل هاي عملي و كاربردي براي رسيدن به نظم تشكيلاتي و منسجم كردن جبهه حق كار كنيم.(مثلا صحبت آقاي علي110 نمونه يك راه حل عملي و كاربردي بود كه البته باز هم جاي كار داره)
شرط اينكه خودمون وارد دور باطل نشيم اينه كه ببينيم قبلا چه كارهايي در اين زمينه انجام شده.چون يكي از همين ضعف هاي تشكيلاتي ما اين هست كه گاهي زحمت و رنجي رو براي يه كاري متحمل ميشيم و كلي انرژي صرف مي كنيم غافل از اينكه كار قبلا توسط گروهي از دوستان انجام شده و لقمه حاضر و آماده ست و فقط كافيه ما ازش استفاده كنيم.

از جمله كساني كه روي اين موضوع خيلي زحمت كشيدند و مي كشند آقاي وحيد جليلي هستن كه نقدها و پيشنهادهاي خيلي جالبي هم دارن.براي شروع مقاله "آسيب شناسي فرهنگي نيروهاي انقلاب" از ايشون رو پيشنهاد ميكنم. چيزي كه ناراحت كننده ست اينه كه ايشون اين حرفا رو سال 79 زدن و هنوز...
http://www.asemanbook.com/printable.php?productID=162
http://www.edalatkhahi.ir/Jozavat/motale...rhangi.pdf

كمي در فضاي دانشجويي هست ولي براي همه واقعا مفيده پيشنهاد مي كنم حتما بخونيد. البته حرف هاي خوب در اين مورد زياده و بعضا بسيار تخصصي و پخته هم هستند. ولي حسن اين مقاله اينه كه براي همه ساده،‌كاربردي و قابل اجراست. چون من كمي تازه وارد هستم و هنوز شناخت زيادي از اعضاي گروه ندارم.

همين طور امروز 10 فرمان تشكيلاتي شهيد بهشتي رو ديدم كه چون طولاني نيست همين جا ميارمش(به نقل از سايت جنبش عدالتخواه دانشجويي):

سخنان شهید دکتر بهشتی دیدار با انجمنهای اسلامی سازمان بهزیستی کشور:
برادرها و خواهرهائی که بار سنگین مسئولیت‌ها را بردوش دارید و چشمها در انتظار نتایج تلاشهای به‌هم‌پیوسته‌ی شماست، خوش آمدید! شماها در اقلیت هستید و دیگر نمی‌خواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. شما اقلیت مؤمن می‌خواهید چه کار کنید؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت تکیه کنید و بگویید بله، امروز دیگر دولت، دولت ماست؟ می‌خواهید بر ستون قدرت دولت پیروز انقلاب تکیه کنید و کارهایتان را پیش‌ببرید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیه‌کنید بر:

۱- ایمان هر‌چه قوی‌تر به آرمان‌تان و به کارتان؛ نگذارید این ایمان در شماها خدای ناکرده پژمرده و ضعیف شود. این ایمان باید روز به روز تقویت‌گردد.

۲- برنامه‌های عملی‌ای که در‌آن، تفوق و برتری کارکرد ساختار اسلامی و نیروهای مؤمن به چشم بخورد؛ باید به‌گونه‌ای باشد که خواهر مسلمان و برادر مسلمان ما که از یک هم‌سن‌ و همکلاسی و هم‌رتبه‌ی غیر‌مسلمانش در مقام عمل دینی صالح‌تر است، در مقام عمل اجتماعی نیز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شو‌د، ماندنی خواهید بود. این بیان قرآن است. «فاما الزبد فیذهب جفاءً و امّا ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» [کف می‌رود و آن‌چه برای انسان‌ها سودمند است می‌ماند. رعد/ آیه ۱۷] سودمندی بیشتر ما باعث پیروزی ماست. به همین جهت در خودسازی فردی و جمعی انجمن‌هایتان باید طوری برنامه‌ریزی کنید که در صحنه خدمت به مردم بدرخشید؛ نه برای تعریف مردم بلکه برای خدا.

۳- ارتباط‌تان را قوی کنید؛ وقتی یک عده در اقلیت هستند، باید بکوشند تا به کمک ارتباطات گسترده، یک جمع بزرگتر شوند. وقتی‌که همه یک‌جا جمع هستید، احساس دلگرمی و قدرت بیشتر می‌کنید.

۴- جذب عناصر جدید؛ گاهی دافعه خیلی قوی است اما جاذبه چندان قوی نیست. مسلمان، هم دافعه دارد و هم جاذبه. شما باید جاذبه‌تان زیاد باشد. باید کلامتان و رفتارتان چنان باشد که اطرافیانتان را یکی یکی جذب‌کنید. اصلاً باید برنامه داشته باشید برای جذب آنها. مبادا فکر کنید که اینهایی که با ما مخالف هستند دیگر کارشان خراب است و درست‌شدنی نیستند. خیر، انسان تغییر‌می‌کند. خیلی‌ها آدم‌های خوبی هستند، می‌لغزند و بد می‌شوند. خیلی‌ها آدم‌های بدی هستند و در اثر ارشاد و معاشرت خوب می‌شوند. تعالیم اسلام یادتان نرود. اسلام می‌گوید تا آخرین لحظات حیات، درِ توبه باز است.

۵- انضباط؛ هر کار دسته‌جمعی‌ای که انجام می‌دهید باید همراه باشد با انضباط تشکیلاتی. بچه مسلمان‌ها به انضباط مقدار کمی بها می‌دهند. باید یک مقدار به انضباط بیشتر بها‌ بدهیم. اما نظم فرعونی نه؛ زیرا نظم گاهی فرعونی و طاغوتی است. نظم ما باید الهی، سازنده و نورانی باشد.

۶- شناسایی و کشف استعدادها؛ کشف عناصر مدیر و به دردخور که بتوانند پستهای کلیدی و مؤثر را با لیاقت اداره کنند. گاه ما یک فرد متدین و خوبی را می‌‌گذاریم رأس کاری ولی چون توانایی‌اش ضعیف است، اثر بدی می‌گذارد. شما باید مدیرهای مومن و متعهد ۱۰ سال آینده را هم کشف کنید و هم بسازید.

۷- معلوماتتان را ببرید بالا در کنار مطالعات اسلامی؛ مطالعاتتان باید اسلامی باشد، فنی هم باید باشد. هر کدام از شما وظیفه‌ی شرعی‌تان است که در هفته یک مقدار روی رشته خاص خودتان مطالعه‌ی فنی کنید، طوری که کاردانی و کارایی فنی شما رو به افزایش پیگیر و مستمر باشد.

۸- شیوه‌های صحیح برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید؛ گاهی برادرها و خواهرها با جریانهای مخالف می‌خواهند برخورد کوبنده داشته باشند اما طرز برخورد آنها طوری است که در جامعه محکوم می‌شوند. شیوه‌های برخورد باید صحیح باشد. باید درباره این شیوه‌های برخورد بنشینید و تبادل نظر کنید.

۹- انتقاد از خویشتن؛ آیا هیچ وقت دور هم جمع می‌شوید بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود. این کار را می‌کنید یا خیر؟ خوب، شروع‌کنید! هیچ اشکالی ندارد. «المؤمن مرآت المؤمن» یعنی چه؟ برادر و خواهر مسلمان باید آینه‌ی یکدیگر باشند. آینه یکی از کارهایش این است که عیب‌های آدم را می‌گوید. بنابراین هر هفته‌ای، دو هفته‌ای، یک ساعت دور هم بنشینیم با روی باز و گشاده‌رویی هر کسی اول عیب‌های خودش را بگوید بعد آنهایی که جا می‌ماند دیگران بگویند، بعد هم عیب جمعمان را بگوییم.

۱۰- امید کامل به آینده؛ هیچ مسلمانی حق یأس و ناامیدی ندارد. آدمهایی که ایمان به خدا ندارند آنهایی هستند که از گشایش‌آفرینی خدا در تنگناها مأیوس می‌شوند. انسانهای مؤمن همیشه باید امیدوار باشند. آنقدر قرآن و اسلام به ما تعلیم می‌دهد که نه با یک غوره سردی‌تان بشود و نه با یک مویز گرمی‌تان.

--------------------------------------------------------------------------------------
اميدوارم مفيد بوده باشه. منم آمادگي خودم رو براي هر كمكي اعلام ميكنم. ان شاالله
سلام
دوستان ، صمیمیت و هم فکری سایت خیلی کمه...من سعی کردم با ایجاد تاپیک "معرفی اعضای سایت" کمی این مسئله رو کمرنگش کنم ولی نتیجه واقعا ناامید کننده بود ..اگر یه نگاه به فیلم شهیدان دفاع مقدس بندازیم متوجه می شید از کدوم صمیمیت و شور و حال حرف می زنم .. این لباس مدرک و دانشمندی و مدیریت رو بکنیم بندازیم دور.. به خدا اینجوری پیش بریم از قافله عقب می مونیم دوستان...بیایید کمی افتاده باشیم مثل حضرت علی (علیه السلام) مثل شهید باکری مثل شهید چمران..هممون کم و بیش مدعی هستیم..نمونش همین انتقادهای تند دوستان ..
آقا مگه سرباز نیستیم مگه نشانه ادب این نیست که خودت رو حقیرتر از دیگران ببینی پس این همه غرور و تکبر و تفرقه چیه؟مگه کتاب نداریم مگه هدایت نشدیم..فرض کنید اینجا میدان جنگه ، یکی قهر می کنه یکی امتیاز منفی می ده (حتما تو میدان جنگ هم بجای دشمن ، خودی رو می زنه) یکی می گه حرف حرف منه و غیر خودش کس دیگه ای رو قبول نداره و... دوستانی که تازه عضو شدن هم از همه کم لطف ترند.
خوب یا علی گویان و کسانی که در این پست درخواست کار عملی کردید و موافق طرح کلی بودید
در بخش معرفی کتاب اولین گروه مطالعاتی کار خود رو آغاز کرده
و یا علی گویان و موافقان میتونن به این گروه بپیوندند
کار با مطالعه ی کتاب انسان و ایمان شروع شده
و pdf کتاب هم در دسترس همه هست خواهشاً اگه خواستید در مباحث شرکت کنید حتماً قبلش خود کتاب رو مطالعه بفرماید
به نظر من اين اختلافها كم كم حل ميشه چون همه دارن به صحبتهاي علي 110 ميرسند و به خاطر اين كه تازه اين تالار دو سه ماهه راه افتاده اين اختلافها عاديه.دوستان مردم ايران در دل باهمند ولي در زبان نه.كم كم داره اين ميسر ميشه كه مردم در دل و زبان باهم يكي باشند.
دوستان من هم هستم.به اميد يكپارچگي ملت
ياعلي
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع