تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: خودآگاهی و متشخص بودن علت العلل
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
(۱۶/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۸)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]برهان علیت تا منظور چی باشه. اون علیتی که باهاش خدا رو ثابت میکنن اصلا دلیلی نداریم برای وجودش.
امکان داره توضیح بیشتر بفرمایید؟
آره حتما. ما چیزایی که تو جهان میبینیم یه چیزایی رو از جهان میگیریم. مثل رنگ زرد. تو به گل زرد نگاه میکنی و رنگ زردو توش میبینی. هر جای دنیا هم بری رنگ زردو از جهان میگیرن و میفهمن. برای همین هیچ جای دنیا دعوا نیست که رنگ یه گل خاص چیه.

یه چیزایی هم هست که ذهن به جهان خارج اضافه میکنه ولی هیچ وقت تو جهان نمیبیندشون. علیت یکی از اوناست. تو جهان دو تا چیز میبینی که پشت سر اومدن، اما نمیبینی که یکی اون یکی رو به وجود آورده باشه! این ویژگیها اعتبار ذهنن. یکی از نشانه هاشم اینه که اختلافات زیادی میبینم تو این که چی علت چیه (در مقام دلیل نیاوردم اینو)
تعریف علیت در فیزیک با آنچه در برهان علیت مد نظر است تفاوت دارد.
تعریفی که فیزیکدانان برای علیت به کار می‌برند به این شرح است: "رخداد a علت رخداد b است، اگر وقوع رخداد a احتمال وقوع رخداد b را افزایش دهد". به طور مثال، طبق این تعریف برخی حرکات ملکولهای گاز را می توان حرکاتی "بدون علت" تصور کرد. یا به وجود آمدن و از بین رفتن برخی ذرات به خاطر نداشتن وابستگی آماری با سایر پدیده ها، "بدون علت" دانسته میشن.

اما از یک نظر دیگه که نگاه کنیم، اگر جهان وجود نداشت، اون ذره گاز هم نمی تونست وجود داشته باشه. اون ذره هم نمی تونست به وجود بیاد یا از بین بره. منظورم از "جهان" همون بستریه که تمام قوانین فیزیک دارند تحت اون اجرا میشن. همون چیزی که فضا و زمان در اون تعریف میشن.


برخی فیزیکدانان این نظریه رو مطرح کردند که آنچه به عنوان ماده ازش نام برده میشه در واقع حاصل پیچ خوردگیهای فضاست. فضا خودش می تونه تجلی یه حقیقت دیگه باشه که نمیشه تجسمش کرد. در این دیدگاه، فضا، قوانین فیزیکی و هر چیزی که وجود داره در واقع تجلی یک چیزند. کتاب شما و مثلاًٌ مداد شما دو تا موجود مجزا نیستند بلکه در نهایت دو تجلی از یک موجودند.

آیا این موجود همتا داره؟ نه.
آیا زاده شده؟ آیا می خوابه؟ آیا خسته میشه؟ باز هم نه.
آیا میشه تصورش کرد؟ نه.
و ...
اسم اون علت نهایی که همه چیز وابسته به اونها رو میشه گذاشت "علت العلل". برای اینکه این علت العلل همان خدای ادیان باشه، باید چیزی بیش از یک موجود فیزیکی خشک و خالی باشه. یعنی باید بریم سراغ صفات اون علت نهایی.اینجا این سوال پیش میاد که آیا صفتی مثل "آگاهی" یک ویژگی بنیادی است که در انسان هم متجلی شده یا اینکه صرفاً حاصل بر هم کنش سلولهای مغزه؟ و اینجاست که به نظر میاد بنیادی بودن آگاهی قابل قبول تره. اختیار و خودآگاهی دو چیزی هستند که مطئنیم وجود دارند اما توجیه فیزیکی صرف نمیشه براشون آورد. خوشحال میشم بیشتر در موردش صحبت کنیم و از همدیگه یاد بگیریم.
درسته سعدی. علیت فیزیک همون علیتی نیست که باهاش خدا رو اثبات می کنن. این نشون میده که تو این زمینه مطالعه کرده.

نکته‌ای که باید بهش دقت کنیم اینه که علیتی که تو گفتی هم علیتی نیست که باهاش خدا رو ثابت کنیم! تو فلسفه خیلی دیدگاه داریم راجع به علیت. به اینی که گفتی میگن دیدگاه کانترفکچوال-Counterfactual. اگه جهانی نباشه ذره ای هم نیست. این یه دیدگاه خاصه از علیت که به «هیچ وجه» به این معنا نیست که جهان هستی ذره رو بهش اعطا کرده یا ذره هستی جهان رو بهش اعطا کرده. این به این معنیه که وقتی کلیت جهانو نگاه میکنیم وجود ذره بدون وجود جهان غیرمعقول به نظر میرسه.

من نمیدونیم بستری وجود داره که قوانین توش اجرا میشه یا قوانین انتزاع ذهن انسان از جهان خارجه و فکرم می کنم این سوال جواب قطعی داشته باشه. شاید قانونی وجود نداشته باشه و شاید بستری هم وجود نداشته باشه. ممکنه هیچ ماده ای وجود نداشته باشه و فقط صورت وجود داشته باشه!! اما چیزی که مسلمه اینه که اشیاء با هم رابطه دارن (یا شاید کسی بگه اشیاء فقط رابطه هستن). این نگاهیه که کمی از چیزهایی که بهش اضافه کردی به نظرم محکمتره.

اما در مورد این که خودآگاهی و اختیار وجود داره یا نه: من تقریبا ا اطمینان بالایی میتونم بگم که هیچ دلیلی نداریم که یه فرد دیگه اختیار داشته باشه. برعکس دلایلی داریم که افراد زیاد دچار «توهم اختیار« میشن. بنابراین ساده ترین راه اینه که تصور کنیم هر وقت کسی فکر میکنه اختیار داره توهم اختیار داره.

در مورد خودآگاهی (کانشننس) اطلاعای ندارم. اما دنیل دنت یکی از فیلسوفای بزگیه که معتقده هوشیاری وجود نداره. حرف جالبی میزنه، میگه اگه شواهد محکم علمی و فلسفی نظر منو تایید نمیکرد، فکر میکردم خل شدم و هیچ وقت جرات نمیکردم این نظرو بدم. اینو از در موافقت باهاش نگفتم. صرفا گفتم که تو بین آدمایی که تو این زمینه عمیق کردن افراد مخالف هم وجود داره.
(۱۸/مرداد/۹۶ ۱:۲۶)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]من تقریبا ا اطمینان بالایی میتونم بگم که هیچ دلیلی نداریم که یه فرد دیگه اختیار داشته باشه.
Mat......
جناب آتئیسمو
ما یک فضا داریم که که دارای ابعادی مثل طول و عرض و ارتفاع هست و یه سری قوانین که بر پدیده ها حاکمه. شما می فرمایید که ممکنه در حقیقت یک چیز دیگری وجود داشته باشه که ما اثراتش رو به عنوان فضا یا قوانین جهان درک می کنیم (درست متوجه شدم؟). خب در این صورت هم به هر حال باید یک چیزی وجود داشته باشه که علت همه این پدیده هاست. اگر اون چیزی که ازش تعبیر به فضا می کنیم وجود نداشت، پس این ذره می خواست چطور به وجود بیاد و چطور حرکت کنه؟

پس اون پدیده هایی که برخی به عنوان نقض قاعده علیت مطرح می کنند، در حقیقت دارای علت اند.

(۱۸/مرداد/۹۶ ۱:۲۶)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]در مورد خودآگاهی (کانشننس) اطلاعای ندارم. اما دنیل دنت یکی از فیلسوفای بزگیه که معتقده هوشیاری وجود نداره. حرف جالبی میزنه، میگه اگه شواهد محکم علمی و فلسفی نظر منو تایید نمیکرد، فکر میکردم خل شدم و هیچ وقت جرات نمیکردم این نظرو بدم. اینو از در موافقت باهاش نگفتم. صرفا گفتم که تو بین آدمایی که تو این زمینه عمیق کردن افراد مخالف هم وجود داره.
چه شواهد محکمی وجود خودآگاهی رو رد کرده اند؟ چه آزمایشهایی بوده و چه نتایجی از اون آزمایشها حاصل شده که چنین نتیجه ای ازش گرفته شده؟
ما نباید صرفاً به این اکتفا کنیم که یک فیلسوف چنین نظری رو مطرح کرده. بلکه باید دلایلی که برای نظرش ذکر کرده رو ببینیم. خودآگاهی یعنی اینکه ما آگاهیم از این که داریم فکر می کنیم. این چیزی نیست که به سادگی بشه ازش صرف نظر کرد پس بدون دیدن دلایل نمیشه نظر اون فیلسوف رو قبول کرد.
سلام
توی برهان علیت مبحثی هست بنام محال بودن تسلسل و دور. برهان علیت تا زمانی اعتبار داره که دور و تسلسل محال باشن و اگه حتی یک استثنی در طبیعت پیدا بشه برهان علیت ارزش خودش رو از دست میده. من دور رو توضیح میدم اگه جاییش اشکال داشت شما اصلاح کنید. بعد از اون یک مثال میزنم ببینم نظر شما چیه. میخوام نظر دوستان رو بدونم تا اگه دارم اشتباه میکنم اصلاح بشه.
تعریف دور: دور یعنی این که یک علت (با واسطه یا بی واسطه) معلول معلول خودش باشه. یعنی الف علت ب باشه و ب علت الف. توی برهان علیت دور بصورت محال فرض میشه اما آیا دور واقعا محال هست و توی طبیعت به هیچ عنوان اتفاق نمیوفته؟ یعنی یک علت نمیتونه معلول معلول خودش باشه. باز هم میگم اگه اشتباه تعریف کردم اصلاح کنید.
مثالی که توی ذهن من هست که دور توی اون وجود داره اینه: یک واکنش شیمیایی دو طرفه رو در نظر بگیرید. ماده الف در یک جهت واکنش ماده ب رو بوجود میاره... در جهت عکس این واکنش ماده ب ماده الف رو بوجود میاره. در واقع الف علت بوجود اومدن ماده ب هست و ماده ب هم علت بوجود اومدن ماده الف. در اینجا یک علت معلول معلول خودش نیست؟
اگه استدلال من اشتباه هست خوشحال میشم دوستان راهنمایی کنن
سلام جناب حقیقتجو
اجازه بدید از شیمی بیایم بیرون تا قضیه ساده تر بشه:

فرض کنید دو تا پارچ داریم که پارچ اول پر از آبه و پارچ دوم خالیه. آب رو از پارچ اول میریزیم توی پارچ دوم، بعد از پارچ دوم میریزیم توی پارچ اول. آیا میشه گفت که "وجود آب در پارچ اول" علت خودش هست؟ آیا یک دور در زنجیره علت و معلول داریم؟

اصلاً بیایم واسطه رو حذف کنیم. یک پارچ داریم که در ساعت 1 پر از آبه و در ساعت 2 هم همچنان آب داره. اینجا چطور؟ آیا "وجود آب در پارچ" دلیل خودش هست؟ نه. در واقع درست تر اینه که "وجود آب درساعت 1" را دلیلی برای "وجود آب در ساعت 2" بدونیم.

حالا بیایم مسئله رو سخت تر کنیم. پارچی که در ساعت 2 پر از آبش کردیم رو می گذاریم داخل یک ماشین زمان و می فرستیمش به ساعت 1. اینجا چطور؟ آیا در اینجا معلول مقدم بر علت نشده؟ باز هم نه. چون در برهان علیت تقدم علی مهمه نه تقدم زمانی.

اما با وجود همه اینها، وقتی در مورد رابط علیت بین دو تا پدیده صحبت می کنیم، گاهی به تناقض می خوریم. مثل حالتی که یک ذره بدون وابستگی به هیچ پدیده دیگر یکباره به وجود میاد و از بین میره. به همین خاطر اگر برهان علیت رو بر مبنای تعریف دیگری (که جناب آتئیسمو نامش رو علیت کانترفکچوال فرمودند) بنویسیم به نتایج بهتری می رسیم.

یعنی بیایم و بگیم که فرضاً اگر جهانی وجود نداشت، اون پارچ آب و ذره و ... نمی تونستند وجود داشته باشند. به نظر میاد با این تعریف، هیچ مثال نقض رو برای علیت نشه تصور کرد.
(۱۸/مرداد/۹۶ ۱۶:۵۹)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام جناب حقیقتجو
اجازه بدید از شیمی بیایم بیرون تا قضیه ساده تر بشه:

فرض کنید دو تا پارچ داریم که پارچ اول پر از آبه و پارچ دوم خالیه. آب رو از پارچ اول میریزیم توی پارچ دوم، بعد از پارچ دوم میریزیم توی پارچ اول. آیا میشه گفت که "وجود آب در پارچ اول" علت خودش هست؟ آیا یک دور در زنجیره علت و معلول داریم؟

اصلاً بیایم واسطه رو حذف کنیم. یک پارچ داریم که در ساعت 1 پر از آبه و در ساعت 2 هم همچنان آب داره. اینجا چطور؟ آیا "وجود آب در پارچ" دلیل خودش هست؟ نه. در واقع درست تر اینه که "وجود آب درساعت 1" را دلیلی برای "وجود آب در ساعت 2" بدونیم.

حالا بیایم مسئله رو سخت تر کنیم. پارچی که در ساعت 2 پر از آبش کردیم رو می گذاریم داخل یک ماشین زمان و می فرستیمش به ساعت 1. اینجا چطور؟ آیا در اینجا معلول مقدم بر علت نشده؟ باز هم نه. چون در برهان علیت تقدم علی مهمه نه تقدم زمانی.

اما با وجود همه اینها، وقتی در مورد رابط علیت بین دو تا پدیده صحبت می کنیم، گاهی به تناقض می خوریم. مثل حالتی که یک ذره بدون وابستگی به هیچ پدیده دیگر یکباره به وجود میاد و از بین میره. به همین خاطر اگر برهان علیت رو بر مبنای تعریف دیگری (که جناب آتئیسمو نامش رو علیت کانترفکچوال فرمودند) بنویسیم به نتایج بهتری می رسیم.

یعنی بیایم و بگیم که فرضاً اگر جهانی وجود نداشت، اون پارچ آب و ذره و ... نمی تونستند وجود داشته باشند. به نظر میاد با این تعریف، هیچ مثال نقض رو برای علیت نشه تصور کرد.
سلام سعدی جان
مثالهایی که شما زدین مربوط به تسلسل میشه یا دور؟ به نظر من مربوط به تسلسل میشه نه دور.
مورد بعد اینکه توی برهان علیت از جزء به کل میرسیم یا از کل به جزء؟ اگه از جزء به کل میرسیم به این معنی هست که رابطه ی علی و معلولی رو ابتدا در اجزاء کشف میکنیم و بعد این رابطه رو به کل تعمیم میدیم و میگیم این رابطه در کل هم صادق هست. با این اوصاف میتونیم بگیم اگه فرضا جهانی وجود نداشت اون پارچ آب و ذره و ... نمیتونستند وجود داشته باشند؟ اینجور استدلال کردن از جزء به کل هست یا از کل به جزء؟
سلام
این مثال پارچ آب معادل همون مثال واکنش بازگشتیه. تو اون مثال، فرضاً یه ماده تجزیه میشه به دو تا ماده دیگه و دوباره اون دو تا ماده ترکیب میشن و میشن ماده اولی. یعنی میشه مثل همون ماده اول. اما این تبدیلها باعث نمیشن کهزنجیره علت و معلول دارای دور بشه. قاعدتاً تسلسل هم در این مثالها اتفاق نمی افته.

این که بگیم اگر جهان وجود نداشت پارچ آبی هم نبود، از راه تعمیم جزء به کل یا کل به جزء به دست نیومده. این یه مسئله بدیهیه.
این که در این مفهوم از علیت نمیشه دور و تسلسل داشت هم بدیهی است. این زنجیره علت و معلول هر جایی که تمام بشه اسمشو می گذاریم علت العلل.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع