(۲۳/مرداد/۹۶ ۴:۳۱)سعدی نوشته است: [ -> ]بله اگر بخوایم مته به خشخاش بگذاریم، هیچ چیزی در دنیا قطعی نیست.
تو چهار و نیم صبح اومدی این پست رو گذاشتی ! این که دیگه کاملا قطعیه .
(۲۳/مرداد/۹۶ ۴:۳۱)سعدی نوشته است: [ -> ]بله اگر بخوایم مته به خشخاش بگذاریم، هیچ چیزی در دنیا قطعی نیست.
(۲۳/مرداد/۹۶ ۱۶:۰۱)عمار94 نوشته است: [ -> ]تو چهار و نیم صبح اومدی این پست رو گذاشتی ! این که دیگه کاملا قطعیه .
خیلی مسائل می تونه اینجا رو به اشتباه بندازه. مثلاً برای من این زمان رو 3:31 نشون میده. شاید ساعت تالار برای من اشتباه تنظیم شده (احتمالاً شما درستش کردید). در این مثال فرض من و شما بر اینه که سیستم سایت مطابق مدلی که ازش انتظار دارید کار می کنه.
در مورد مسائل جدی تر، کمتر مسئله علمی رو میشه پیدا رد که بشه در مورد درستیش قسم خود و مطمئن بود که هیچ وقت رد نمیشه. چون همیشه امکانش هست که جایی اشتباه کرده باشیم و ندونیم. در مورد تجربیات متافیزیکی، خیلی جاها تمایز دادن یک تجربه ماورایی از توهم سخت میشه. به خصوص که میگن 750 هزار مبتلا به شیزوفرنی در کشور هست (یعنی حدوداً از هر 100 نفر یکی) و این می تونه باعث ایجاد یک سری تجربیات غیر واقعی بشه:
http://www.isna.ir/news/95100603447/
در مورد بحثهای دینی که داشتیم، فکر می کنم وجود علت العلل یک مسئله قطعی است. البته بعضی دوستان نظرات دیگری دارند که باید در موردش بحث کنیم. اما وقتی جلوتر میایم قطعیتها کمتر میشه و همین باعث افزایش اختلاف نظرها میشه.
(۲۳/مرداد/۹۶ ۱۶:۴۱)سعدی نوشته است: [ -> ]خیلی مسائل می تونه اینجا رو به اشتباه بندازه. مثلاً برای من این زمان رو 3:31 نشون میده. شاید ساعت تالار برای من اشتباه تنظیم شده (احتمالاً شما درستش کردید). در این مثال فرض من و شما بر اینه که سیستم سایت مطابق مدلی که ازش انتظار دارید کار می کنه.
این پست رو قطعا خودت نوشتی دیگه

(۲۳/مرداد/۹۶ ۱۵:۱۲)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]و در آخر مبحث شیرین احتمال. این که ما احتمال میدیم کدوم حرف درسته باشه و اونو انتخاب میکنیم. باید تمایز ظریف ولی آشکار بین این دو موضوع رو در نظر بگیریم که گاهی من احتمال بالایی به درستی چیزی میدم و گاهی اون چیز درسته و این دو تا ارتباطی با هم ندارن!!!
بله. اما درک ما و احتمالی که می تونیم به درستی چیزها بدیم، بهترین راهنماییه که داریم. میشه با کنار گذاشتن جهتگیری ها و مغلطه ها و با افزایش مطالعه این رو بهتر کرد اما ما ابزاری جز این نداریم که ازش پیروی کنیم.
اینجا دوستان ممکنه این سوال براشون پیش بیاد: ما کتابهایی داریم که اعتقاد به درستی کاملشون داریم. آیا با توجه به خطا پذیر بودن عقل، بهتر نیست آن کتاب را جایگزین عقل کنیم؟
در واقع اعتماد نتیجه ای از تشخیص خودمون هست. ما به شیوه ای نتیجه میگیریم که یک فرد خاص یا یک کتاب کاملاً قابل اعتماد است. وقتی چنین نتیجه ای گرفتیم، قبول می کنیم که مطالب آن کتاب را بپذیریم. این که بر چه اساسی اعتماد کنیم نیازمند روش هست. هر چه این روش صحیحتر و عقلانی تر باشه قابل اعتماد تره. در اسلام، میگیم اصول دین تقلیدی نیستند بلکه تحقیقی اند. یعنی خود فرد باید اصولی مثل نبوت خاصه و امامت رو به صورت تحقیقی و بدون تقلید اثبات کنه برای خودش تا بعد بتونه از منابع درون دینی استفاده کنه.
در مورد علم هم همینه. ما خیلی جاها به دانشمندان اعتماد می کنیم اما اعتماد کردنمون باید یه دلیل منطقی پشتش باشه.
(۲۳/مرداد/۹۶ ۱۷:۱۰)عمار94 نوشته است: [ -> ]این پست رو قطعا خودت نوشتی دیگه 
اینجا از احتمالاتی مثل هک شدن اکانت من صرف نظر کردید. چون احتمالش خیلی کمه. ما مجبوریم خیلی مته به خشخاش نگذاریم تا زندگی ممکن بشه برامون.
شاید یه سری مثالهای خاص رو پیدا کنید که کاملاً قطعی باشند. مثلاً ما در وجود خودمون شکی نداریم (دیگه نمی خوام وارد اون حالت شک خیلی افراطی بشیم) اما مشکل اینه که ما همیشه با این مثالها سر و کار نداریم. به خصوص وقتی به بحثهای متافیزیکی می رسیم عدم قطعیتها خیلی پررنگ میشن.
(۲۳/مرداد/۹۶ ۱۷:۱۶)سعدی نوشته است: [ -> ]اینجا از احتمالاتی مثل هک شدن اکانت من صرف نظر کردید. چون احتمالش خیلی کمه. ما مجبوریم خیلی مته به خشخاش نگذاریم تا زندگی ممکن بشه برامون.
نه اتفاقا اکانتت هک هم شده باشه زیاد مهم نیست ، مهم اینه این مطلب گذاشته شده! فرقی هم نمیکنه صاحب اکانت باشه ، ربات باشه یا حتی اگه ادمین ها با این اکانت وارد شدن و نوشته باشن ! خلاصه اینکه قطعا این نوشته ، نوشته شده !
(۲۳/مرداد/۹۶ ۲۰:۵۳)عمار94 نوشته است: [ -> ]نه اتفاقا اکانتت هک هم شده باشه زیاد مهم نیست ، مهم اینه این مطلب گذاشته شده! فرقی هم نمیکنه صاحب اکانت باشه ، ربات باشه یا حتی اگه ادمین ها با این اکانت وارد شدن و نوشته باشن ! خلاصه اینکه قطعا این نوشته ، نوشته شده !
بسیار خوب. اگر خیلی افراطی به قضیه نگاه نکنیم کاملاً واضحه که یک مطلبی در این سایت گذاشته شده. ولی ما همیشه با چنین مسائل واضحی روبرو نیستیم.
بحث این تاپیک بیشتر پیرامون عقایدیه که محل اختلاف اند. عقاید خیلی واضح (مثل اونهایی که مثال می زنید) معمولاً محل اختلاف قرار نمی گیرند. اگر اختلافی هم ایجاد بشه خیلی راحت و با یک بحث ساده میشه حلش کرد. اما وقتی اختلاف نظر جدی روی یک مسئله پیش میاد، نشون میده که مسئله اونقدر واضح و پیش پا افتاده نبوده.
اون جمله ام رو پس باید تصحیح کنم:
اگر با شک خیلی افراطی به مسائل نگاه نکنیم، بعضی مسائل واضح و قطعی وجود دارند که معمولاً محل اختلاف نیستند.
اما بحث ما روی مسائلیه که مورد اختلاف قرار گرفته اند. می خواهیم ببینیم چطور میشه در بین این اختلافه، کمک کنیم که عقیده نزدیکتر به حقیقت گسترش بیشتری پیدا کنه. منظور از "مطمئن ترین راه" اونیه که بیشتر به ما اطمینان بده که داریم نقش مثبتی در این میان بازی می کنیم.
(۲۳/مرداد/۹۶ ۱۷:۱۶)سعدی نوشته است: [ -> ]بله. اما درک ما و احتمالی که می تونیم به درستی چیزها بدیم، بهترین راهنماییه که داریم. میشه با کنار گذاشتن جهتگیری ها و مغلطه ها و با افزایش مطالعه این رو بهتر کرد اما ما ابزاری جز این نداریم که ازش پیروی کنیم.
سلام سعدی جان. بهترین از نظر تو چه معنایی داره؟ یعنی درک و احتمال ما وسیله ایه که تا حد ممک ما رو به حقیقت نزدیک میکنه؟ یا درک و احتمال ما در عمل کارکرد خودشو نشون داده؟
اگه منظور رسیدن به حقیقت باشه (همونطور که توی عنوان نوشتی) من اینطور فکر نمیکنم؛ قرابت ذهنی دلیل بر حقیقت نیست.
اگه منظور اینه که روشی رو ترویج بدیم چون کارکرد خودشو نشون داده، این یه بحث دیگه ست. (البته موضوع تاپیک نیست، اما فکر میکنم این که ببینیم این ادعا چه قدر در مورد اسلام نادرسته، نیاز به یه نگاه کوچیک به اوضاع جهان بیشتر نداره)
(۲۳/مرداد/۹۶ ۲۲:۴۵)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]سلام سعدی جان. بهترین از نظر تو چه معنایی داره؟ یعنی درک و احتمال ما وسیله ایه که تا حد ممک ما رو به حقیقت نزدیک میکنه؟ یا درک و احتمال ما در عمل کارکرد خودشو نشون داده؟
اگه منظور رسیدن به حقیقت باشه (همونطور که توی عنوان نوشتی) من اینطور فکر نمیکنم؛ قرابت ذهنی دلیل بر حقیقت نیست.
سلام خدمت شما
یه حقیقتی وجود داره که ما قصد داریم کشفش کنیم. پس باید تا جایی که امکان داره، سعی کنیم از ابزارهایی که در اختیار داریم برای نزدیک شدن به حقیقت استفاده کنیم. می تونیم بهتر فکر کنیم، بیشتر مطالعه کنیم و ... که اینها تا یه جایی دقت تشخیص رو بالا می برند. رسیدن به دقتی بالاتر از توان خودمون نه وظیفه ماست و نه امکانش رو داریم.
جناب آتئیسمو
شما برخلاف نامتون دارید شک گرایی رو مطرح می کنید. آتئیسم هم یک اعتقاده که اون نیازمند اثباته و بدون دلیل و برهان نمیشه پذیرفتش.
سلام. در بعضی چارچوبای فکری رئالیستی بله، میشه با مطالعه و تحقیق به حقیقت نزدیک شد. خود این که چارچوب فکری رئالیستی درست باشه، به این معنی که هر چی از جهان میفهمیم همون چیزی که در حقیقت هست، بیدلیله.
شبکه های باور مثل پازل میمونن. وقتی چند قطعه از پازل رو داشته باشی راحت میتونی بقیه قطعاتش رو بچینی. اما هیچ وقت نمیتونی بگی کدوم پازل نقاشی تخیلیه و کدوم از منظره واقعی کشیده شده.
آتئیسم اعتقاد نیست. آتئیسم
نبود باور به وجود خداست، نه باور به عدم وجود خدا!
