درود بردوستان
یکی از برادران در جائی مطرح کرده اند که جنس جانور باانسان متفاوت است بنده دلیلش را پرسیدم پاسخی نشنیدم به پیشنهاد دوستی دیگر قرارشد این سوال را در سطح کاربران مطرح کنم سوال اینست که آیا جنس مشترک انسان وجانورحیوانیت نیست؟ واگر نیست پس چیست؟ اگر انسان جنس دیگری دارد نامش چیست ؟ وحتمااقسامی دارد
تا جائیکه بنده در منطق خوانده ام آدمی هم یکی از انواع حیوانات است با این تفاوت که قوه متفکره دارد که فصل اوست .ممنون میشوم نظرات شمارا ببینم
(۱۴/آبان/۹۶ ۱۵:۳۷)سعدی نوشته است: [ -> ]سلام
فکر می کنم منظور ایشان این بود که انسان یک موجود کاملاً مادی نیست و دارای روح هم هست.
اما به هر حال حیوانات هم دارای روح اند. قوه تفکر هم دارند ولی انسان از نظر قوه تفکر بالاتر از اونهاست.
http://www.hawzah.net/fa/Question/View/7...9%86%D8%AF
درود برشما اینکه اظهر من الشمس است که انسان تنها ماده نیست هم جانوران هم نباتات دارای روحند واین مطلبی است که ازدوران یونان قدیم در منطق ارسطوئی آمده است ممنون
درود بردوستان
نکته ای که در بخشی از نوشته ای آقای عمار بود مدتی مرا بخود مشغول کرد وبنظرم رسید که بی ریشه نیست به بخشی از منابع مراجعه کردم وبه نکته مهمی رسیدم که بله باید از انسان تعریف جدیدی نمود.در اولین فرصت دریافتی خودم را برایتان می نویسم
درود بردوستان
بنده تحقیقی کوتاه درباره تعریف انسان نمودم وباین نتیجه رسیدم که جنس قریب انسان با تعریف منطق ارسطوئی حیوان نیست اگر چه حیوانیت ازاجناس بعید انسان است اما باید جنس دیگری درمیان باشد پس از جستجو در آیات وروایات مختصری جنس انسان را قوه عاقله او یافتم یعنی در هیچیک از انواع حیوانات چنین قدرتی وجودندارد. بنابراین جنس قریب بشر یا انسان ذوی العقل بودن اوست. البته قرآن کریم از موجوددیگری نیز که صاحب عقل است یاد میکند وآن جن است. بنابراین میتوانیم از انسان وجن بشرح زیر تعریف کنیم
انسان ذوالعقل برگرفته ازخاک است(حدتام) با تمام اقسام آن
جن:ذوالعقل برگرفته از آتش با تمام اقسام آن
بنابراین تعریف کامل انسان براساس منطق ارسطوئی(جسم نامی حساس ذوعقل خاکی)
البته در کتاب خدا وروایات فصول دیگری برای انسان نیز آمدهاست مانند متاله- خلیفه خدا
ماهیت اعتباریه. جنس بعید و قریبم اعتباریه. میتونه حیوان رو جنس قریب یا بعید در نظر بگیری. کاملا سلیقهایه.
(۱۵/آبان/۹۶ ۲:۴۸)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]ماهیت اعتباریه. جنس بعید و قریبم اعتباریه. میتونه حیوان رو جنس قریب یا بعید در نظر بگیری. کاملا سلیقهایه.
درود برشما وتشکر
علم منطق کلا ذهنی واعتباری است مانند ریاضیات اما قابل حمل برواقعیات است.
قرب وبعد جنس درذهن واقعیت دارد چرا که جنس بعید درافراد بیشتر وجنس قریب در افراد کمتر درذهن برخورد میشود مثلا عاقل خاکی نسبت به جانور خاکی بذهن زودتر متبادر است.
(۱۵/آبان/۹۶ ۷:۰۰)mdroudgar نوشته است: [ -> ]درود برشما وتشکر
علم منطق کلا ذهنی واعتباری است مانند ریاضیات اما قابل حمل برواقعیات است.
قرب وبعد جنس درذهن واقعیت دارد چرا که جنس بعید درافراد بیشتر وجنس قریب در افراد کمتر درذهن برخورد میشود مثلا عاقل خاکی نسبت به جانور خاکی بذهن زودتر متبادر است.
سلام. منظور اینه که هر جنسی برای انسان در نظر بگیری جنس قریبتری هم میشه براش متصور شد. این بعید بودن و قریب بودن اگرچه ترتیب داره، اما همچنان سلیقهایه.
(۱۵/آبان/۹۶ ۲۳:۳۸)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]سلام. منظور اینه که هر جنسی برای انسان در نظر بگیری جنس قریبتری هم میشه براش متصور شد. این بعید بودن و قریب بودن اگرچه ترتیب داره، اما همچنان سلیقهایه.
درود برشما
همانطور که در واقعیت قرب وبعد وجودارد در ذهن هم چنین است وفرقی نمیکند یعنی سلیقه ای نیست اما در مورد جنس قریب دیگری اگر وجوددارد وشما میدانید بنویسید تا اصلاح کنم ممنون
این تعریفت از انسانه
انسان ذوالعقل برگرفته ازخاک است
میشه انسانو این طور تعریف کرد:
انسان ذوالعقل بدون شاخ برگرفته ازخاک است
که فصل قریبتری از قبلی داره. پس خیلی درگیر قریب و بعیدش نباش که اینا اصطلاحات منطقین و فقط برای نشانگذاری اشیاءاستفاده میشن.
(۱۵/آبان/۹۶ ۲۳:۵۸)آتئیسمو نوشته است: [ -> ]این تعریفت از انسانه
انسان ذوالعقل برگرفته ازخاک است
میشه انسانو این طور تعریف کرد:
انسان ذوالعقل بدون شاخ برگرفته ازخاک است
که فصل قریبتری از قبلی داره. پس خیلی درگیر قریب و بعیدش نباش که اینا اصطلاحات منطقین و فقط برای نشانگذاری اشیاءاستفاده میشن.
درود
بله مثال شما درمورد فصل بوده وبحث ما اساسا راجع به فصل نبود بنابراین مساله قرب وبعد جنس بجای خود محفوظ است مگر آنکه جنس قریب دیگری مطرح فرمائید ضمنا نشانه گذاری منطقیین برای نشان دادن قرب وبعد است واگر رعایت نشود تعریف منطقی از حد تام به حد ناقص تغییر میکند ممنون