تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: (B+)برای کسانی که دوست دارند با امام زمانشان رفیق شوند!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
حکمت 289 نهج البلاغه ی شریف

الگوى كامل انسانيّت‏

و درود خدا بر او، فرمود: در گذشته برادرى داشتم که در راه خدا با او دوستی میکردم، و او در چشم من بزرگ مقدار بود، چون دنيا در چشم او کوچک بود، و از سلطه ی شكم خود بیرون بود، چیزی را که را نمى‏يافت آرزو نمى‏كرد، و چون به آن دست مى‏يافت زياده روى نمیکرد.
بيشتر اوقات خود را به سكوت میگذراند، و اگر لب به سخن مى‏گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش كنندگان را فرو مى‏نشاند.
در چشم ظاهر بینان ناتوان و مستضعف مى‏نمود، امّا در برخورد جدّى و در میدان کارزار چونان شيری خشمگین و ماری پر زهر بود.
تا پيش قاضى نمى‏رفت دليلى مطرح نمى‏كرد، و كسى را كه عذرى داشت سرزنش نمى‏كرد، تا آن كه عذر او را مى‏شنيد، از بیماری و ابتلای خود تنها وقتی خبر میداد که بهبودى و شفا یافته بود، آنچه را میگفت که قبلاً انجام داده و در مورد کاری که انجام نداده چیزی نمیگفت ، اگر در سخن گفتن بر او پيشى مى‏گرفتند در سكوت مغلوب کسی نمى‏گرديد و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود.
هر گاه بر سر دو راهى قرار مى‏گرفت، مى‏انديشيد كه كدام يك با خواسته نفسش نزديك‏تر است تا با آن مخالفت کند.
پس بر شما باد که خود را به اينگونه ارزش‏هاى اخلاقى بیارایید، و با يكديگر در كسب آنها رقابت كنيد، و اگر نتوانستيد که همه ی آنها را کسب کنید، بدانيد كه بهره برداری اندک از رها کردن مطلق بهتراست.
خدای من! چه کلامی دارد مولا علی
بند بندِ این منشور بی نظیر تبیین کننده ی ویژگیهای رفقای ولی اعظم خداست و ما اگر میخواهیم در بین دوستان حضرت جایی داشته باشیم باید سعی کنیم به هر اندازه که میتوانیم شمه ای از این صفات را در خود بیاوریم
پیشنهاد میکنم یک بار دیگر کلام مولا را این بار با دقت و توجه بیشتر بخوانید و روی تک تک آنها تأملی کنید، خود من هم همینکار را میکنم
دوستان! من و پدر ومادرم را از دعای خیرتان محروم نفرماید
یا علی
خداوند پشت و پناهتان
سلام
خیلی زیبا بود
واقعا من غلام مرامشم ولی خیلی بدم لیاقت غلامیشم ندارم

غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی
نگارین گلشنش رویست و مشکین سایبان ابرو

هلالی شد تنم زین غم که با طغرای ابرویش
که باشد مه که بنماید ز طاق آسمان ابرو

رقیبان غافل و ما را از آن چشم و جبین هر دم
هزاران گونه پیغامست و حاجب در میان ابرو

روان گوشه گیران را جبینش طرفه گلزاریست
که بر طرف سمن زارش همی گردد چمان ابرو

دگر حور و پری را کس نگوید با چنین حسنی
که این را این چنین چشم ست و آن را آن چنان ابرو

تو کافر دل نمی بندی نقاب زلف و می ترسم
که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو

اگر چه مرغ زیرک بود حافظ در هواداری
به تیر غمزه صیدش کرد چشم آن کمان ابرو
واقعها متن زيباييه

من هروقت كه اين متن رو ميخونم با خودم ميگم كه واقعا چقدر با ويژگي هاي كسي كه مورد محبت حضرت امير بودن فاصله دارم.

و هميشه دعا ميكنم و از خدا ميخوام كه بهمون كمك كنه تا ما هم بتونيم به اين درجه از اخلاص و زهد برسيم.

يعني ميشه يه روز امام ما راجع به ما همچين حرفي بزنن...
از خودم دلم گرفتHuh
فقط ادعای دوست داشتن دارمHuh
عالی.کلام مولامعجزه س...

خداخیرت بده
خیلی زیبا بود
به امید روزهای عید(روزی که در آن گناه نکنیم و امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما خشنود باشد)
واقان این دنیا ی فانی چنان مرا مست کرده ولذت هایش چنان مرا در اعماق خود غرغ کرده که نمی دانم چه بگویم جز افسوس
اما خداوند کسانی که که از لطفش نا امید نسیتنو اگر بخوان می تواند به بهترین درجات برساند
این مطلب رو حتمان تو کامپیوترم کپی می کنم تا همشیشه بدونم انسانیت چیه

اقا علی خدا شما و خانواده ی محترمتو حفظ کنه من که از این پست خیلی تجربه کسب کردم
خیلی ممنون.

اللهم عجل لولیک الفرج
حرفش، عین عملش بود و عملش عین حرفش. والبته حرف و عملش جز یقین و باورش نبود.

می فرمود: مرگ را به شهادت دریابید قبل از آنیکه مرگ شما را دریابد.

امروز چه شوری داشت زمانی که به ضربت شقاوت و جهالت و کینه، فرق مبارکش شکافت.

فزت ورب الکعبه

بخدای کعبه قسم رستگار شدم.

درود بر عظمت و مردانگیش!
امروز پس از بیش از یکسال دوباره این پست خود را خواندم

و هیهات که در این یکسال چیزی از این اوصاف را نه تنها در خود تقویت شده نیافتم که ای بسا....

به کجا میروی علی 110
تا به کی با الفاظ خود را سرگرم کرده ای
اندکی به خود بیا
اندکی نور ایمان و عمل در وجودت جاری ساز


باباجون یه تکونی به خودت بده حداقل جزو شیعیان و محبانی نباشی که آقا صاحب الزمان از دستشون ناراحت هست

یه بار دیگه اینا رو بخون علی 110:
(۲۳/آذر/۸۹ ۱۳:۰۲)علی 110 نوشته است: [ -> ]و درود خدا بر او، فرمود:
در گذشته برادرى داشتم که در راه خدا با او دوستی میکردم،
و او در چشم من بزرگ مقدار بود،
چون دنيا در چشم او کوچک بود،
و از سلطه ی شكم خود بیرون بود،
چیزی را که را نمى‏يافت آرزو نمى‏كرد،
و چون به آن دست مى‏يافت زياده روى نمیکرد.
بيشتر اوقات خود را به سكوت میگذراند،
و اگر لب به سخن مى‏گشود بر ديگر سخنوران برترى داشت، و تشنگى پرسش كنندگان را فرو مى‏نشاند.
در چشم ظاهر بینان ناتوان و مستضعف مى‏نمود،
امّا در برخورد جدّى و در میدان کارزار چونان شيری خشمگین و ماری پر زهر بود.
تا پيش قاضى نمى‏رفت دليلى مطرح نمى‏كرد،
و كسى را كه عذرى داشت سرزنش نمى‏كرد، تا آن كه عذر او را مى‏شنيد،
از بیماری و ابتلای خود تنها وقتی خبر میداد که بهبودى و شفا یافته بود[/b]،
آنچه را میگفت که قبلاً انجام داده و در مورد کاری که انجام نداده چیزی نمیگفت ،
اگر در سخن گفتن بر او پيشى مى‏گرفتند در سكوت مغلوب کسی نمى‏گرديد

و بر شنيدن بيشتر از سخن گفتن حريص بود.
هر گاه بر سر دو راهى قرار مى‏گرفت، مى‏انديشيد كه كدام يك با خواسته نفسش نزديك‏تر است تا با آن مخالفت کند.
پس بر شما باد که خود را به اينگونه ارزش‏هاى اخلاقى بیارایید،
و با يكديگر در كسب آنها رقابت كنيد،
و اگر نتوانستيد که همه ی آنها را کسب کنید، بدانيد كه بهره برداری اندک از رها کردن مطلق بهتراست.

عجب ، تو مشغول چه هستی و دوستان امام زمانت مشغول چه هستند؟
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع