۲۴/شهریور/۹۸, ۱۳:۰۶
اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ[1]
کیست که از آئین ابراهیم روی بگرداند، مگر کسی که خود را (فریب داده و) به سفاهت بزند؟
بسم الله الرحمن الرحيم
وَ مَنْ یَرْغَبُ عَنْ مِلَّةِ إِبْراهِیمَ إِلاَّ مَنْ سَفِهَ نَفْسَهُ[1]
کیست که از آئین ابراهیم روی بگرداند، مگر کسی که خود را (فریب داده و) به سفاهت بزند؟
در حديث جنود عقل و جهل امام صادق عليه السلام «حلم» صفتی از جنود عقل بيان شده كه نقطه مقابلش «سَّفه» معرفی شده است!!
«وَ الْحِلْمُ وَ ضِدَّهَا السَّفَهَ[2]- حلم و ضد آن سفاهت»
حلم آن ملكهای است كه وجودش باعث میشود تا قوه غضبيه به شكل افسار گسيخته، بیجا و بیموقع عمل نكند،
بنابر اين نقطه مقابل اين صفت يعنی حلم كه میشود «سَفَه» كه در كتب لغت[3] به معنای خفت و سبکی، در مقابل آن سکون و بردباری است، ملکهای است که به واسطه آن، نفس در مواجهه با ناملایمات سازگار نباشد و بدون كنترل قوای عاقله و از روی جهالت، به شكلی افسار گسیخته، بی موقع و بیجا غضبش به جوش آید و خوددار نباشد.
خلاصهاش به زبان خودمانی، سفيه از مهمترين نشانههاش اينه كه زود جوش بياره و عصبانی بشه و كنترلش رو از دست بده!!
حالا میرسيم به حديث بسيار تأمل برانگيز حضرت امام هادی عليه السلام:
إِنَّ اَلظَّالِمَ اَلْحَالِمَ يَكَادُ أَنْ يُعْفَى عَلَى ظُلْمِهِ بِحِلْمِهِ وَ إِنَّ اَلْمُحِقَّ اَلسَّفِيهَ يَكَادُ أَنْ يُطْفِئَ نُورَ حَقِّهِ بِسَفَهِهِ[4].
به راستی كه شخص ظالمی كه حليم است [و خشم خود را بروز نمیدهد] بسا ممكن است كه به واسطه حلمش بخشيده شود،
اما شخص صاحب حقی كه سفيه باشد [و زود از كوره در برود و افسارگسيخته عصبانی شود ولو كه مظلوم هم واقع شده باشد] بسا كه ممكن است به واسطه سفاهتش [و اعمال و گفتاري كه به واسطه زود از كوره دَر رفتن و عصبانی شدنش انجام میدهد] نور حقش را نيز خاموش كند.
نكته پايانی و قابل توجه اين است كه زود عصبانی شدن و از كوره در رفتن تنها يكی از مصاديق سفاهت است! (البته مهمترين مصداقش است كه در حديث جنود عقل و جهل هم مقابل حلم واقع شده!) اما تنها مصداق نيست!
به عنوان نمونه در احاديث آمده كه
كسی كه با زيردست ظالمانه برخورد میكند و در مقابل بالادست خود را خوار و زبون نشان میدهد[5]
و يا اينكه از فرومايگان و افراد پست پيروی كند و با گمراهان همنشينی كند[6]
نيز از مصاديق مهم انسان سفيه برشمردهاند.
بر اين اساس ظالمانی چون معاويه كه در تاريخ آمده حليم بودهاند و زود از كوره در نمیرفتند، با توجه به اينكه ساير مصاديق سفاهت را در خود داشتهاند (نظير ظلم به زير دست و پيروی از فرومايگان و همنيشينی با گمراهان) جزو سفيهان نيز به شمار می روند، يعنی هم ظالم هستند و هم سفيه!
اما مهمترين نكته اين حديث شريف اين است كه زود از كوره در رفتن و عصبانی شدن و كنترل قوای خشم و غضب را نداشتن آنقدر ويرانگر و خطرناك است كه باعث میشود شخصی كه بر حق است، نور حق خود را خاموش كند و به واسطه اعمال افسارگسيخته قوای خشم و غضبش از مظلوم به ظالم تبديل شود و از راه حق به راه باطل كشيده شود.
[1] سوره بقره – آيه 130
[2] الكافی: ج1، ص21
[3] تاج العروس، زبیدی، ج 9، ص 390. – (زبیدی گوید: السَّفیه: خفیف العقل.
[4] تحف العقول: ص 483
[5] حضرت امام جعفر صادق عليه السلام: إِنَّ السَّفَهَ خُلُقُ لَئِیمٍ یَسْتَطِیلُ عَلَى مَنْ هُوَ دُونَهُ وَ یَخْضَعُ لِمَنْ [هُوَ] فَوْقَه. از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده كه فرمود: سفاهت براستى خوى پستى است، صاحب آن بر زیر دستش گردن فرازى كند، و بر بالا دست خود زبونى كند. (الكافی: ج2، ص322)
[6] حضرت امام حسن مجتبی عليه السلام: الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ قَالَ عَلِیٌّ ع لِلْحَسَنِ ابْنِهِ ع فِی مَسَائِلِهِ الَّتِی سَأَلَهُ عَنْهَا یَا بُنَیَّ مَا السَّفَهُ فَقَالَ اتِّبَاعُ الدُّنَاةِ وَ مُصَاحَبَةُ الْغُوَاةِ. در پاسخ به سؤال : سبكسرى چیست؟ ـ فرمود : دنباله روى از فرومایگان و همنشینى با گمراهان. (الكافی: ج2، ص 642)