تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: ساخت منزل به سبک معماری سنتی ایرانی!!!
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
(۱۲/تیر/۹۲ ۱۶:۳۰)رمز شب نوشته است: [ -> ]خب برای بررسی اینجور مباحث باید همیشه از کل به جز رسید من پیشنهاد میکنم بیایم اول یه سری الگو های کلی وکانسپت(مفهوم-به قول دوستان معمار) تعریف کنیم.
مسلما توی وضعیتی که واسه بافت شهر به وجود اومده الان مقدور نیست ما عینا خونه ای مثل دوران قاجار یا قبل تر داشته باشم ولی با الگو گرفتن از نمونه های موجود میتونیم به سبک و سیاق قبلی برگردیم.
ممنون بابت همراهی تون
منظورتون از "از کل به جز رسیدن" رو متوجه نشدم. مثلا چه طوری بحثو ادامه بدیم؟

نه می خوایم به دوره ای برگردیم، نه به وضعیت فعلی کار داریم.
فرض کنید یک زمین وسیعی داریم که قراره شهر جدید ساخته بشه با معماری به سبک ایرانی-اسلامی.
حالا ما مشورت و بحث کنیم که این خونه ها چگونه باشن. البته فعلا در مورد منازل مسکونی صحبت کنیم.

اما خوبه دوستان به مثال هایی شبیه چیزی که من در مورد آیفون ها گفتم فکر کنن.
اخه الان مسئله ایفون خیلی موضوعیت نداره،چون ایفون ها تصویری شده و همین ایفون باعث میشه شخص مجبور نشه تا دم در بره
باید دید با توجه به معماری امروزی و زندگی امروزی چه جوری میشه حریم ها رو حفظ کرد
مهمترینش همین اشپزخونه است
من یادمه خونه قدیمی مون از اشپزخونه به پذیرایی یه پنجره مانند بود که از اونجا به پذیرایی خدمات میرسوندیم بدون اینکه خانم خونه مجبور شه با چادر و ... بیاد پذیرایی کنه
(۱۲/تیر/۹۲ ۱۷:۰۶)nina نوشته است: [ -> ]اخه الان مسئله ایفون خیلی موضوعیت نداره،چون ایفون ها تصویری شده و همین ایفون باعث میشه شخص مجبور نشه تا دم در بره
باید دید با توجه به معماری امروزی و زندگی امروزی چه جوری میشه حریم ها رو حفظ کرد
پاسخ گویی و صحبت کردن با کسی که پشت در هست مورد نظرم بود. ضمن این که گاهی تصویر اون فرد مشخص نیست.
(۱۲/تیر/۹۲ ۱۶:۴۸)soheyl_ir89 نوشته است: [ -> ]ممنون بابت همراهی تون
منظورتون از "از کل به جز رسیدن" رو متوجه نشدم. مثلا چه طوری بحثو ادامه بدیم؟

نه می خوایم به دوره ای برگردیم، نه به وضعیت فعلی کار داریم.
فرض کنید یک زمین وسیعی داریم که قراره شهر جدید ساخته بشه با معماری به سبک ایرانی-اسلامی.
حالا ما مشورت و بحث کنیم که این خونه ها چگونه باشن. البته فعلا در مورد منازل مسکونی صحبت کنیم.

اما خوبه دوستان به مثال هایی شبیه چیزی که من در مورد آیفون ها گفتم فکر کنن.
بله الان متوجه شدم.منظور شما دقیقا چیه؟
از کل به جز رسیدن یعنی که با یه سلسله مراتب جلو بریم یعنی بیایم اول بگیم که اصلا ویژگی یه خونه ایرانی-اسلامی چیه؟

اگه میخواید من با یه تعریف کلی شروع کنم؟
(۱۲/تیر/۹۲ ۱۷:۳۰)رمز شب نوشته است: [ -> ]اگه میخواید من با یه تعریف کلی شروع کنم؟
شروع کنید
موضوع متعلق به همه ست.
سلام .

اگر بخواییم معماری ایرانی اسلامی رو پیاده کنید چند پیش زمینه لازم داریم :

چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم خانه ای با معماری اسلامی و ایرانی تو متراژ حداعقل 150 به پایین عملا پیاده کردنش غیر ممکنه .چون قسمتهای معماری سنتی ما تعدد بالایی داشتن مثلا :
ما اندرونی بیرونی داشتیم که 2 اتاق مجزا براش در نظر گرفته میشده و یا ما در حمام سربینه (محل خشک کردن ) داشتیم و یا ایوانهای بزرگ برای کاربریهای متعدد داشتیم که پیاده کردن این سبک معماری به فضای زیادی احتیاج داره .

حقیر معماری خوندم و متاسفانه علت اصلی فضای غیر اسلامی معماری ما یک بخش عمدش به اساتید مدرن دانشگاهها بر میگرده که در زبان مقید به تقلید از معماری سنتی هستن ولی در عمل از معماری مدرن حمایت میکنن و طبیعتا دانشجویانی که با این اساتید تربیت میشن معماری مدرن رو برازنده تر میدونن .

در نتیجه اولین گام برای پیاده کردن معماری ایرانی اسلامی داشتن فضای کافیست و اگر میبینیم معماران ما 99% دارن معماری مدرن رو پیاده میکنن یکی از دلایلش هم میتونه این باشه که با این قیمت ها چاره ای جز این ندارن .

ادامه دارد ...



به نام خدا

یکی از نکات بسیار مهم در مسکن ایرانی- اسلامی، مشرف نبودن خانه ها و یا حتی آپارتمانها به یکدیگر است. یعنی وقتی شخصی به پشت پنجره خود میرود، اتاق خوابه همسایه روبرویش سبز نمیشود و در واقع شخص امنیت روانی دارد که در تیررسه نگاه دیگران در خانه خود نیست و با خیال راحت میتواند پرده ها را کنار بزند و از محیط بیرون به خصوص در شب و برای تهویه هوای خانه استفاده کند.

خوب ممکن است که بگوییم به علت محدودیت فضا شخصه بساز و بفروش مجبور شده که خانه ها را مانند کندوی زنبور عسل، به صورت فشرده، انبوه سازی کند ولی خوب از نظر طراحی داخلی لااقل میتوانست کاری کند که بر فرض اتاق خواب به صورتی قرار گیرد که دید کمتری از فضای بیرون به آن باشد ولی متاسفانه اکثرا، اتاق خوابها رو به فضای بیرونیه عمومی و شلوغ یا مشرف به آپارتمانهای روبرو مانند خیابان یا کوچه پر رفت و آمد ساخته میشوند و در واقع در خیلی مواقع، پشت نمای بیرونی خانه، اتاق خوابها قرار میگیرند، یعنی اتاق خوابی که باید در اندرونی باشد، وضع قرارگیری آن برعکس شده و در بیرونی خانه قرار گرفته و مثلا سالن نشیمن و یا هال که باید در بیرونی باشد در اندرونی قرار گرفته تمام اینها هم فقط بخاطر این است که زودتر سمبل کاری بشه و ساختمان آماده فروش بشود و در واقع فکر خاصی در مورد طراحی داخلی ساختمانها و عدم اشراف آنها به یکدیگر نمیشود در حالیکه به راحتی یا با کمی فکر میشود این مشکل را حل کرد.
به نام خدا
اساسا معماری ایرانی-اسلامی یا معماری سنتی ایران در مرحله اول بیانگر سنتهای اسلامیه و همین دیدگاه باعث شده که زندگی انسان گرداگرد هم منسجم بشه.
و از طرفیم به دلیل تاکید شخصیت فرد در اسلام یعنی اون حس آرامش و محدوده های خصوصی که یک شخص احتیاج داره خانه و مسکن رو خصوصی ترین عرصه زندگی میدونه.
پس تا اینجا میشه گفت که تاکید این سبک روی خصوصی سازی درونی شدن یک خانه است.
در اون زمان الگوی شهری و قرارگیری خانه ها پشت تا پشت,فشرده,و به قول معروف نگاه فقط به حیاط بوده.دیوارهای بلند خارجی هر خانه هم حد خونه رو معیین میکردند.

البته من هم با جناب سوشیانت موافقم ببینید هر خانه قدیمی که ببینید فضای زیادی رو مختص به هر کاربری داده!چون زمین دراندشتی بوده و معمار دستش باز بوده.ولی خالا جمعیت داره رشد میکنه و تقاضاهام بالاست.ولی خب میشه همینجوری که گفتیم با الهام گرفتن و بهبود بخشیدن تا یه جایی بشه سنت رو حفظ کرد.
واقعا تغییر فرهنگ و تدریس اشتباه خیلی از استادا که نمونه اش کم نیس باعث از بین رفتن خیلی از سنتها شده.
خانه ها هم از نظر نقشه و هم از نظر فنی (مصالح و ضخامت دیوارها و نوع درها و ...) به گونه ای باشن که حریم ها حفظ و آرامش کافی محسوس باشه.
یعنی صدا از یک اتاق به اتاق دیگه نره. اتاق ها به هم دید نداشته باشن.
---
2 یا 3 بار به منزلی رفتم که اتاق نشیمن هم به دلیل این که دید نداشت به اتاق های دیگه و هم به دلیل چیدمان خوب، به گونه ای بود که دوست داشتم تعداد حاضرین زیاد بود و گپ دوستانه می زدیم. یعنی واقعا اتاق نشیمنی بود که آدم دوست داشت توش بشینه دور هم.
در اون منزل قفسه های کتاب از کف تا سقف و پر از کتاب بود. خونه نباید تبدیل به کتابفروشی بشه، اما اون تعداد کتاب در اون کتابخانه که به نسبت ابعاد خونه، متناسب بود، حس خوبی بهم می داد. انسان وقتی در میان انبوه کتب قرار می گیره، سعی می کنه عاقلانه صحبت کنه و در هر فرصت خالی، کتابی ورق بزنه.
عدم وجود سیستم های صوتی یا سایر لوازم سرگرمی در اون قسمت از منزل، باعث می شد بیشتر به حاضرین توجه کنیم و ارتباطات انسانی و توجه به همدیگه بیشتر و عمیق تر اتفاق بیفته.
نقل قول:لبته من هم با جناب سوشیانت موافقم ببینید هر خانه قدیمی که ببینید فضای زیادی رو مختص به هر کاربری داده!چون زمین دراندشتی بوده و معمار دستش باز بوده.ولی خالا جمعیت داره رشد میکنه و تقاضاهام بالاست.ولی خب میشه همینجوری که گفتیم با الهام گرفتن و بهبود بخشیدن تا یه جایی بشه سنت رو حفظ کرد.
واقعا تغییر فرهنگ و تدریس اشتباه خیلی از استادا که نمونه اش کم نیس باعث از بین رفتن خیلی از سنتها شده.


نقل قول:چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم خانه ای با معماری اسلامی و ایرانی تو متراژ حداعقل 150 به پایین عملا پیاده کردنش غیر ممکنه .چون قسمتهای معماری سنتی ما تعدد بالایی داشتن مثلا :
ما اندرونی بیرونی داشتیم که 2 اتاق مجزا براش در نظر گرفته میشده و یا ما در حمام سربینه (محل خشک کردن ) داشتیم و یا ایوانهای بزرگ برای کاربریهای متعدد داشتیم که پیاده کردن این سبک معماری به فضای زیادی احتیاج داره .


نقل قول:
خب برای بررسی اینجور مباحث باید همیشه از کل به جز رسید من پیشنهاد میکنم بیایم اول یه سری الگو های کلی وکانسپت(مفهوم-به قول دوستان معمار) تعریف کنیم.
مسلما توی وضعیتی که واسه بافت شهر به وجود اومده الان مقدور نیست ما عینا خونه ای مثل دوران قاجار یا قبل تر داشته باشم ولی با الگو گرفتن از نمونه های موجود میتونیم به سبک و سیاق قبلی برگردیم.



بسم الله الرحمن الرحیم

مطالب شما عزیزان و دوستان رو خوندم و بیشتر سعی شده بود که مطلب به طور کلی بیان شود و فعلا از جزئیات پرهیز شود در حالی که به نظرم نگاه کردن به این موضوع به صورت تک بعدی مباحث تتئوری می شود و جنبه ی کاربردی خود را از دست می دهد و بهترین راه برای زمان فعلی که در حال جنگ تمام عیار ایم بهتر است به طور همزمان این دو جنبه ی کلی نگری و جزئی نگری را بررسی کنیم.


در ناتوی معماری زیاد فرصت نداری تئوری ببافی ، مهم عملکردی است .
که به استراژی دشمن حمله کنی و استراژی چیزی نیست جز بررسی شاکله های اصلی که در پست اول بیان کردم و نو سازی انها عملکردی که در عقبه اش فلسفه ای قرار دارد.
عده ای از دوستان فقط مشکل را بیان می کنند و در کنار این مشکلات ارمانها را و در یک نتیجه گیری ظالمانه بحث را غیر ممکن می کنند.
نقل قول:چه قبول کنیم و چه قبول نکنیم خانه ای با معماری اسلامی و ایرانی تو متراژ حداعقل 150 به پایین عملا پیاده کردنش غیر ممکنه .چون قسمتهای معماری سنتی ما تعدد بالایی داشتن مثلا :
ما اندرونی بیرونی داشتیم که 2 اتاق مجزا براش در نظر گرفته میشده و یا ما در حمام سربینه (محل خشک کردن ) داشتیم و یا ایوانهای بزرگ برای کاربریهای متعدد داشتیم که پیاده کردن این سبک معماری به فضای زیادی احتیاج داره

البته من غیر ممکن بودن را قبول ندارم بهتر است به جای غیر ممکن اندیشه و فکر تولید کرد بهتر است مثالی را بیان کنم:

در زمان های گذشته در حمام های عمومی 4 فضای پیوسته وجود داشته است و نیاز به مساحت بسیار زیادی بوده اما حال با این فضای 10-15متری چه کنیم پس قضیه منتفی است در صورتی که اینگونه نیست حقیر امدم چند ماهی روی این موضوع فکر کردم و دیدم دو راه ممکن است:

1.ساختن یک راهروی طویل و کم عرض مثلا7 متر در 2 متر که مشکل جا را حل می کند و در این راهرو می توان چهار حجره درست کرد.
2.ساختن حجره های تو در تو در یک محوطه ی مربعی در عین فضای محدود

یا مثالی دیگر :

در طب سنتی امده است که در حمام باید در انجام بعضی کار های بهداشتی باید نشست حال به نظر شما می توان در کف سرد حمام های امروزی نشست ؟؟
حال راهکار چیست معماران عزیز؟؟

آیا نمی توان لوله ی اب گرم دوش را در کف حمام به صورت مارپیچی قرار داد تا کف نیز همزمان با عبور اب گرم شود

سخن زیاد است و مجال نیست...
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع