به قول شهید دستغیب: فكر در امور معنوى، عبادت قلبى است
. یا به قول آقای قرائتی: فکرکردن بهترین عبادت هاست، چرا؟ ؛ چون پنهان است و بی ریا چون دیده نمی شود که ریابردار باشد!
ولی ... باید شرایط خاص خودش رو داشته باشه ؟!
یك ساعت فكر، بهتر از يك سال عبادت است.
يعنى آدمى هوشيار گردد چيز بفهمد از روح و روحانيت، امور باقيه، خودشناسى و خداشناسى، معادشناسى، سعادتشناسى و ... سر در بياور در رشتههاى تفكر در امورى كه تضمين كننده دنيا و آخرت بشر است. -شهید دستغیب-
به قول ایشان بشر تفکرش فقط درمادیات است ...
مثلا با چه هزینه ها و چه تلاشهایی میریم به فضا و کره ی ماه برای چی و با چه هدفی ؟؟؟
شاید اونجا معادنی باشه که ازشون استفاده کنیم، یا بریم اونجا پایگاهی بسازیم تا مواقع جنگ ازش استفاده کنیم ...
تفکری كه سعادت بشر است اين نيست، دانشهاى مادى منتهاى دانشهاى روحى و روحانى غير از زبان و نكبت براى بشر چيز ديگرى نيست.-شهید دستغیب-
در مجله مكتب اسلام نوشته بود: بزرگترين رقم مصرف قرصها در اروپا و آمريكا قرص مسكن است. در نتيجه فشار زندگى بشر امروز حيات را حيات مادى خيال كرده است، شرافت را در ثروتمندى خيال كرده، هدف زندگى را گم كرده است. خيال كرده از صبح كه بلند مىشود برود پول جمع كند و خوراك خوبى، همسر زيبائى، پارك خوبى، اتومبيل آخرين سيستم را پيدا كند يا مثلاً شرافت را در رياست مىداند. -ازکتاب معارفی از قرآن-
به نظر من یکی از نشانه های اخلاص اینه که افکارت به این شکل باشند.
خدایا این توانایی رو به همه امون عطا کن ...
در روایت داریم که :
نشانه ی عمل خالص این است که تو از هیچ کسی (حتی خداوند) توقعی نداشته باشی در ازای عمل خیرت!
قسمت حتی خداوندش توضیح دارد
الان باید برم
برگشتم اگه عمری بود و توفیقی توضیح بسیار جالبی در موردش میدم که خودم از استادم پرسیدم!
یا علی
(۲۳/تیر/۹۰ ۱۹:۲۱)وحید110 نوشته است: [ -> ]سلام
دوستان عزیز اگر در مورد اخلاص توضیحاتی بفرمایند ممنون میشوم
اگر کسی 40 روز خود را برای خدا خالص کرد ...
این جمله به چه معناست . در این 40 روز چه کار هایی باید انجام دهد و چگونه . در کل این 40 روز چگونه باید بگزرد.
ممنون و التماس دعا
ضمن تشکر از جناب مهدویان :
اخلاص مراتب دارد، مطلبی که قرار داده می شود شاید برای بعضی دوستان سنگین و سقیل
جلوه کند (مثل خود من) اما بد نیست در تالار بیداری اندیشه گاهی نیز معارف عمیق و سنگین عرفانی
بیان شود تا عمق و گستره تعالیم اسلام بیشتر مشخص گردد هر چند با اقبال عمومی مواجه نگردد، برای خواص:
بايد دانست كه وصول بدين مقامات و درجات بدون اخلاص در راه حقّ صورت نبندد و تا سالك به منزل مخلّصين نرسد كشف حقيقت چنان كه بايد برای او نخواهد شد.
بدان كه اخلاص و خلوص بر دو قسم است: اوّل : خلوص دين و طاعت از برای خدای تعالی. دوم : خلوص خود را از برای او. و كريمه شريفه : وَ مَا اُمِرُوا الا لِيَعْبُدُوا اللهَ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ دلالت بر اوّل دارد و كريمه شريفه: إلَّا عِبادَ اللهِ الْمُخْلَصينَ بر دوم دلالت دارد و حديث نبوی مشهور: مَن أخلَصَ لِلّهِ أربَعينَ صَباحًا ظَهَرَت يَنابيعُ الحِكمَهِ مِن قَلبه إلى لِسانِه دلالت بر قسم دوم دارد.
يعنی كسی بدين مرحله می رسد كه خود را برای خدای تعالی خالص كند.
و توضيح اين اجمال آن كه :
خداوند تعالی همان طور كه صلاح را در قرآن كريم در بعضی از مواضع استناد به عمل داده است، كقوله تعالى: مَنْ عَمِلَ صالِح يا عَمِلَ عَمَلاً صالِح يا الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ
و در بعضی از مواضع آن را استناد به ذات انسان داده است كقوله تعالی : إنَّهُ مِنَ الصّالِحينَ يا وَ صالِحُ الْمُؤْمِنين ،
همچنين اخلاص و خلوص را گاهی مستند به عمل دانسته و نسبت به آن داده است و گاهی مستند به ذات. بديهی است كه تحقّق اخلاص در مرتبه ی ذات موقوف است بر اخلاص در مرتبه ی عمل يعنی تا كسی در يكايك از اعمال و افعال و گفتار و سكون و حركت خود اخلاص به عمل نياورد به مرحله ی اخلاص ذاتی نائل نخواهد شد. قال عزّ من قائل: الَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ يَرْفَعُهُ به ارجاع ضمير مستتر فاعل «يرفع» به سوی «العمل الصالح» و معنی چنين می شود : «العمل الصّالح يرفع الكلم الطّيّب».
والسلام
(۱۹/شهریور/۹۰ ۱۹:۰۵)علی 110 نوشته است: [ -> ]در روایت داریم که :
نشانه ی عمل خالص این است که تو از هیچ کسی (حتی خداوند) توقعی نداشته باشی در ازای عمل خیرت!
قسمت حتی خداوندش توضیح دارد
الان باید برم
برگشتم اگه عمری بود و توفیقی توضیح بسیار جالبی در موردش میدم که خودم از استادم پرسیدم!
یا علی
توفیقی شد و عمری بود و برگشتم
مقادیری توضیح:
(۳/اسفند/۹۰ ۱۳:۲۱)علی 110 نوشته است: [ -> ]کسی که عملی را از روی اخلاص انجام میدهد از هیچ کس توقع ندارد
وقتی اولین بار این حدیث رو دیدم
با استاد تماس گرفتم
گفتم استاد آیا وقتی گفته که از هیچ کس توقع ندارد، این شامل خود خدا هم میشود
استاد گفتند: بله شامل خدا هم می شود و مومنِ موحد از خدا هم هیچ توقعی نباید داشته باشند
بعد که دیدند من سکوت کردم به این معنا که کلامشان مقادیری برایم گنگ است خودشان اضافه کردند
توقع حالتی است که به دلیل دریافت احساس استحقاق نسبت به کسی در درون انسان به وجود می آید
و انسان استحقاق هیچ چیزی را در مقابل خدای متعال ندارد
اساساً موجودی که فقیر محض است چه انتظار و استحقاقی میتواند داشته باشد
يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ﴿۱۵﴾
اى مردم شما به خدا نيازمنديد و خداست كه بىنياز ستوده است (۱۵-فاطر)
چه چیز را ذاتاً از خود دارد که به واسطه ی آن خود را مستحق بداند
و هر فیض و نعمت و رحمتی که خداوند از فضل خود از زمان خلقت از عدم به انسان می رساند همه الطافی هستند که بی استحقاق انجام شده در حق انسان و بعلاوه بی توفیق و مدد و دستگیری خدا هم انسان نمیتواند ذره ای در راه خیر قدمی بردارد که بعد بخواهد ادعای استحقاق کند و متوقع باشد
بنابر این مومنی که توفیق خلوص در نیت و عمل پیدا کرده باشد از هیچ کس حتی خداوند توقع ندارد
بعد افزودند آن حسی که ما باید در ارتباط با خالق خود داشته باشیم
توقع نیست!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بلکه حسن ظن و امید است
یعنی بعد از انجام تمام اعمال خیرمان با نیت الهی باید امیدوار باشیم که خداوند الطاف خود را شامل حالمان کند و نه این که توقع داشته باشیم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
ریشه ی بسیاری از نا امیدی ها و یأسها در مسیر خودسازی و سلوک افراد همین احساس توقع است
یا علی
التماس دعای فراوان
به خصوص اگر شد برای پدر و مادر حقیر
من زیاد اهل شعر و شاعری نیستم
اما تک و توک بعضی شعرا خیلی خیلی به دلم میشینه و حفظ میشم
مثل این بیت که ارتباط خاصی با مسئله ی اخلاص و متضاد اخلاص یعنی ریا داره
گر زچشم همه ی خلق بیافتم سهل است
تو میانداز که مخذول تو را ناصر نیست