تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نقشه راه پیشنهادی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
با سلام به همه دوستان و همسنگران
با توجه به اینکه تعدادی از عزیزان از روند فعلی تالار ناراضی هستند و فعالیت ها را بدون هدف و بی نتیجه می‌دانند، بر آن شدیم تا نقشه راهی را که گروه بیداری اندیشه برای خود تهیه کرده است به عنوان یک راه حل پیشنهادی به دوستان ارائه کنیم.
دوستان می توانند پیشنهادات و انتقادات خود را در مورد این نقشه مطرح کنند تا مورد بحث و تبادل نظر قرار گیرد.
این نقشه راه شامل دو بخش است که فعالیتهای درون هر بخش باید به صورت موازی انجام شوند.

بخش اول) دشمن شناسی (شناخت دسیسه ها و خیانتهای دشمنان بشریت و احساس تنفر از آنان و در نهایت جدا شدن از سیستم)

1-1- شناخت افکار و اعتقادات دشمنان (اولین قدم در هر مبارزه شناخت طرز تفکر و اعتقادات دشمن است)

1-2- شناخت دسیسه های دشمنان در صنعت سرگرمی ( شامل سینما، موزیک، بازیها و ...) در حدی که متوجه شویم دشمنان از این موارد جهت رسیدن به اهداف خود استفاده ابزاری میکنند نه اینکه درجا بزنیم و به دنبال ردپای دشمن درهر فیلم و سریالی باشیم.

1-3- شناخت میزان نفوذ دشمنان در مراکز قدرت و اقتصاد جهان (شامل میزان تسلط لابی های قدرت بر تصمیمات سیاسی و اقتصادی جهان، وقوع جنگها، انقلابها و ...)

1-4- شناخت بدعتهایی که دشمنان در زندگی بشری وارد کرده اند( شامل رسم و رسومات و عادتهای غلط، تشریفات در زندگیها، پزشکی، تغذیه، معماری و ...) و یافتن جایگزینهای آنان

بخش دوم) گرایش به سمت سنتها و تعالیم اسلامی (جایگزین کردن فرهنگ سنتی- اسلامی به جای سیستم فعلی)

2-1- خودسازی (طی مراحل سیر و سلوک الهی بر اساس راهنمایی های ائمه و بزرگان، مطالعه کتابهای مفید اسلامی جهت افزایش ایمان و اعتقادات، البته هرکس به اندازه وسع خودش)

2-2- امر به معروف و نهی از منکر (یافتن شیوه های جدید و مناسب با جوانان امروز و یادگیری طرز برخورد و راهکارهای مناسب جهت این امر مهم و شروع از نزدیکان و دوستان و ...)

2-3- هرکس هرجایی که هست درست کار کند ( هر رشته ای، هر شغلی که هستیم باید در کار خود بهترین باشیم، عقاید و افکار اسلامی را کم کم وارد محیط کار کنیم، شغلی شرافتمند و دین پسند داشته باشیم، روزی حلال داشته باشیم، وجوهات شرعی را پرداخت کنیم و مقداری از درآمد خود را برای امور خیر و فعالیتهای فرهنگی پس انداز کنیم.)

2-4- اصلاح آداب زندگی (کم کم همه جایگزینهای سنتی- اسلامی را در همه امور زندگی وارد می کنیم، خوراک، پوشاک، طب اسلامی، تغذیه صحیح، سرگرمی مناسب، معاشرت با خوبان و ترک معاشرت با فاسقین و ...)

در پایان دوباره تاکید میکنیم که این نقشه راه فقط یک پیشنهاد است و با نظرات و انتقادات دوستان انشالله در پایان این پست یک نقشه جامع و کامل برای ادامه مسیر در این سنگر را تهیه میکنیم.
یاعلی.
اگه میتونستم از یک پست چند بار تشکر کنم ، این پست یکی از اونها بود
یکی از مواردی که به نظر حقیر میرسه اینه که باید راهکارهای عملی برای تعمیق و گسترش روابط همسنگران و حقدوستان رو پیدا کنیم و راهکارهایی عملی برای تهاجم به عناصر تمدنی شیطان و تهاجمی هر چند ناچیز به جناه باطل داشته باشیم که جاء الحق و زهق الباطل خدا میفرماید با آمدن حق باطل نابود میشود
عبارت خیلی جالب است خداوند نمی فرمایند که ذهب الباطل یعنی با آمدن حق باطل میرود جای دیگر بلکه میگوید زهق الباطل یعنی باطل نابود میشود
به نظر من که باید با بحث خودسازی شروع بشه.
داستانی هست که میگه:
فردی در زمان کودکی قصد اصلاح دنیا را داشت. ولی به سن نوجوانی رسید، فهمید که نمی تواند دنیا را اصلاح کند. پس تصمیم گرفت رئیس جمهور کشورش شود، تا کشورش را اصلاح کند. وقتی به سن بزرگ سالی رسید، دید نمی تواند کشورش را اصلاح کند، پس تصمیم گرفت شهردار شود و شهر خود را اصلاح نماید. وقتی به سن پیری پا نهاد دید اصلاح شهر هم برایش ممکن نیست، پس تصمیم به اصلاح خانواده خود گرفت و ...
در آخرین ساعات زندگی فهمید که برای اصلاح دنیا اول باید خود را اصلاح می کرد.
با سلام به همه دوستان
از این به بعد قصد داریم تا انشالله مراحل نقشه راه پیشنهادی را جداگانه توضیح دهیم و از نظرات دوستان هم برای بهبود آنها بهره بگیریم. البته مراحلی که مطالب آنها قبلا مطرح شده است را فقط ارجاع میدهیم.

1-1- شناخت افکار و اعتقادات دشمنان (اولین قدم در هر مبارزه شناخت طرز تفکر و اعتقادات دشمن است)

برای طی این مرحله فعالیتهای زیر باید انجام شوند.
1- مقاله فراماسونری دجال آخرالزمان
2- مقاله فراماسونری دین نوین جهانی
3- مقاله قربانی کردن انسان در آئین های رازآلود
4- سخنرانی های آقای سروستانی و رائفی پور
5- کتاب شوالیه های معبد

انشاالله ادامه دارد...
بند دو م و سوم از بخش اول در واقع زیر یک بند باید در نظر گرفته بشن . در مورد بخش دوم هم باید بگم بند آخر به نحوی در دل بند اول هست . اما به نظر می رسه بطور کلی نقشه ی جالب توجهی باشه . الا اینکه بنده فکر می کنم همونطور که توکل به خدا و توسل به حجت های الاهی ( و مخصوصاً حجت زمان ، حضرت حجة بن الحسن) علیهم السلام از مهمترین اصول هستند باید بطور خاص در سند چشم انداز ( که من نمی دونم اصلاً دارین یا نه و اگه دارین دوست دارم بدونم چیه ) و همینطور در نقشه ی راه - به تناسب محل -بروز خاص خودشو داشته باشه . مثلاً "تعادل" یه اصل غیر قابل چشم پوشی هست یا دور نشدن از توحید کلمه - که در این روزگار از سخت ترین کارها برای مومنینه - باید از معیار ها باشه . اما جای بیان اینها به نظر بنده در نقشه ی راه نیست بلکه در هدف گذاری اصلیه - که باز اونم فکر می کنم به طور واضح تو تالار بیان نشده باشه - . حد اکثر چنین اصولی میتونن تو همون بخش امر به معروف و نهی از منکر که خوب جاگذاری شده پیش بینی بشن که مثلاً فلان مشترک به دیگری تذکر بده که از خط تعادل خارج نشه . اما اصل توکل و در راستای اون اصل توسل و همینطور در راستای اون اصل رجوع به کارشناس علم دینی - که ولی فقیه و علمای جامع شرایط هستن - اصل هایی هستن که تو خود نقشه ی راه هم فکر میکنم باید تبلور داشته باشن . چون همونطور که ما میخوایم رعایت حال امام زمانمونو بکنیم باید بدونیم چطوری باید رعایت حال اون حضرت رو بکنیم . بدونیم چطور میشه خداپسندانه رفتار کرد . باید به دفاتر علما وصل باشیم . باید به دفتر ولی فقیه وصل باشیم و این وصل بودن رو اگه بروز بدیم نه تنها بد نیست بلکه خوبه که هر کس میاد بدونه که حد اقل با چهار تا عالم که چهار پیراهن بیشتر از ما - هم تو زندگی و هم تو دود چراغ خوردن و یاد گرفتن - پاره کردن در ارتباطیم . و از اون مهمتر باید به خدا وصل باشیم . باید هر روز و شب خودمونو بروز کنیم تو توکل . و این باید حتی تو نقشه ی راه بروز عینی داشته باشه .
ممنون
نقشه خوب وجالبیه . من با خوندن اون تقریباً متوجه شدم کجای راهم.
ولی در قسمت دوم که بسیار مهم میباشد ، به دلیل اینکه اگر نباشد قسمت اول به انحراف کشیده میشود ، نیاز مبرم به کار عملی میباشد .
باید کار کنیم تا رسیدن به هدف را برای خود و دیگران سهل و آسان سازیم.BlushBlushBlushSmile
خوب یا علی گویان و کسانی که در این پست درخواست کار عملی کردید و موافق طرح کلی بودید
در بخش معرفی کتاب اولین گروه مطالعاتی کار خود رو آغاز کرده
و یا علی گویان و موافقان میتونن به این گروه بپیوندند
کار با مطالعه ی کتاب انسان و ایمانِ شهید مطهری شروع شده
و pdf کتاب هم در دسترس همه هست خواهشاً اگه خواستید در مباحث شرکت کنید حتماً قبلش خود کتاب رو مطالعه بفرماید
موفق باشید
(۲۸/آذر/۸۹ ۱۲:۳۰)جوینده حق نوشته است: [ -> ]2-1 خودسازی

2-2- امر به معروف و نهی از منکر

2-3- هرکس هرجایی که هست درست کار کند


یاعلی.
جوان که بودم آرزوهایم حد و مرز نداشت و می خواستم دنیا را تغییر دهم،ولی کمی که گذشت فهمیدم که دنیا نمی خواهد تغییر کند،پس تصمیم به تغییر دادن کشورم گرفتم،اما به سن میانسالی که رسیدم فهمیدم که کشورم هم نمی خواهد تغییر کند،پس تصمیم به تغییردادن شهرم گرفتم،ولی پیرتر که شدم فیمیدم که حتی شهرم نمی خواهد تغییر کند،پس تصمیم به تغییر خانواده ام گرفتم؛ولی حال که در بستر مرگ افتاده ام دریافتم که اگر فقط خودم را؛آری اگر فقط خودم را تغییر می دادم از این طریق می توانستم خانواده ام؛شهرم را؛کشورم را؛ ویا حتی دنیا را تغییر دهم.

دل نوشته های یک کشیش مسیحی(که حال بر سنگ قبرش حک شده است)
در ضمن دوستان مهمترین بخش در قسمت دوم مغفول مانده
که بسار مهمتر از خودسازی و امر به معروف و روی آوردن به آداب اسلامی است
و اون هم اصلاح در اصول عقاید و جهان بینی توحیدی ما هست
همه ما کم یا زیاد در توحید اشکال داریم
توحید بسیار بسیار عمیق تر از خدا یکی است
این فقط احدیت در مبحث توحید است
در مشکل داشتن ما در بحث توحید همین بس که ما هنوز دغدغه معاش داریم
توکل یعنی چی؟
یعنی هم من یه مقدار کار میکنم بقیه اش را که نتونستم توکل میکنم تا خدا انجام بده؟
این شرک است
توکل یعنی وکیل گرفتن
شما وقتی وکیل میگیرید چه میکنید؟
فقط وفقط به حرف وکیل گوش میدهید و باقی کارها را به وکیل میسپارید
موحد فقط و فقط قبل از هر چیز میره میبینه در هر امری خدا ازش چه خواسته و اون رو انجام میده و اینکه چه میشود را به خدا میسپاره
به طور مثال خدا گفته روزی تضمین شده تو را از انجام واجب باز ندارد
یعنی وقت اذان کار تعطیل، درس تعطیل ولو یه معامله مهم باشه ولو فردا امتحان ترم داشته باشی
یه مثال ملموس میزنم از خودم
دوستان ما یه استاد خفنی داشتیم که خیلی قانون مند و خشک و خشن بود یه روز دیر از خواب بیدار شدم و با این استاد ساعت 8 صبح کلاس آزمایشگاه داشتم و دیر رسیدن یعنی اصلاً نیا و غیبت در کلاس آزمایشگاه یعنی صفر شدن درس یک واحدی عملی که حذف هم نمیتونیش بکنی و یک ترم عقب افتادن و نقص در روزی به دید عقل ظاهر بین خودم
و من باید بین خواندن نماز صبح که امر واجب است و رسیدن به کلاس آزمایشگاهم که روزی تضمین شده است یکی را انتخاب میکردم و در نهایت تأسف من به کلاس 8 صبح رسیدم یعنی نماز صبحم ...
دو ترم بعد کلاس آزمایشگاه دیگه ای داشتم که
می خواستم 8/8/88 حتماً مشهد باشم
رفتم پیش استاد گفتم استاد من میخوام برم مشهد
گفت به سلامتی ما رو هم دعا کن
گفتم حتماً استاد ولی مسئله اینه که اگه بخوام برم غیبت مجبورم بکنم توی کلاس آزمایشگاه
گفت حالا چه کنم؟
گفتم اگه میشه غیبتم رو موجه بدونید
گفت شرمنده نمیشه
گفتم یعنی چی؟
گفت یعنی صفر میشی
گفتم خیلی ممنون استاد و از اتاقش رفتم بیرون
قبل از رفتنم به مشهد یه نامه دادم به دوستم که بده به استاد
توش نوشتم استاد در این عالم هر رسیدن به هر چیزی گویا بهایی دارد و من هم حاضرم بهای زیارتم رو بپردازم
و در ضمن خدا رحم میکند هر کس را که رحم کند
دعا گوی شما و خانواده محترمتان هستم و یا علی
به خدا هم گفتم خدایا خودت ردیفش کن
بعد از آمدنم از مشهد رفتم به کلاس آزمایشگاه
استاد اومد و چیزی نگفت و آخر کلاس گفت آقای فلانی زیارت قبول با اون یکی گروه هماهنگ کن و بیا آزمایشی که غایب بودی رو انجام بده
این دو اتفاق یکی بر پایه جهان بینی مادی یا مشرکانه است و دیگری بر پایه جهان بینی توحیدی و (لا مؤثر الفی الوجوجود الا الله)(یعنی هیچ چیز جز خدا در این عالم موثر نیست)
ما نیاز به تحکیم تحقیق و تعمیق جهان بینی توحیدی خود داریم شدیداً
الهی اهدنا الصراط المستقیم
سلام به همه دوستان
علی جان اولین گام در خودسازی همین اصلاح اعتقادات است.
انشالله در مبحثی که خواستیم بخش خودسازی را مطرح کنیم به طور مفصل به جزئیات می پردازیم.
یاعلی.
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع