شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
وحید جان خیلی عالی هست که بحث می کنید
خیلی بنده علاقه دارم
مثل اینکه قراره یه گفتگوی علمی خوب انجام بشه
خوب آقا وحید عزیزم با یک سوال شروع می کنم:
تجرد یعنی چی؟ (خیلی ساده به طور کلی...)
علی جان ممنونم
حالا از اونها که دیدن میپرسیم . با این عمل ناقص و نفس سرکش . گمون نکنم به جایی برسم که خودم ببینم !
ز دست دیده و دل هر دو فریاد.......:s
جناب رستگار یک متن در پست بالا نوشتم . اون رو بخونید
در کل یعنی جدا و تنها و بدون وابستگی البته نه به معنای وابسته نبودن به خالق بلکه عدم وابستگی به ماده .
کما اینکه نظرم اینه که مجرد محض نیست . چون قالب مثالی داره . و به نوعی نمیتونم مجرد کامل تصورش کنم . چون مجرد کامل اشراف بر همه چیز داره و اون فقط خداست ....
خواهش می کنم وحید آقای گل
هرچه به میل خودتون
اما اگه یه موقع خواستید در این مورد بحث کنید در خدمتم
بحثی هم که می خوام بکنم قرآنی ، حدیثی ، عقلی هست و از همه بیشتر مصداق همون بحث قرآنی و تفسیری
چنین بحثی که بر مبنای قرآن و علم به طور کلی باشه اصلا بی فایده نیست و باعث قرب به خدا میشه و دو بحث کننده و شنونده آنها اجر عظیمی می برند و مایه قرب الهی هس نه این که برای ما فایده ای نداشته باشه
فهمیدن منظور خدا از این آیات (استفسار نه تفسیر) و کند و کاو در خلقتش دقیقا مصداق طلب علم در روایات هست
اما خب چون شما می خواهید بنده هم به خواستتون احترام می گذارم
ممنون آقا وحید جون
علی جان خوب من هم دارم با شما گفتگو میکنم دیگه! من کی خواستم بحث نشه؟
البته من منظورم یادگیریه . بعضی دانسته هام رو میگم برای تصحیح .
اگه منظورت جمله اوله اون رو در جواب علی اقا گفتم (110)
خوب نظر من اون بود . البته نظر ایات و روایات نیست بلکه نظر بعضی بزرگانه که یادم نیست کدومشون . فقط دانسته های خودمه . حالا شما بفرمایید...
پ ن: راستی هر دوی شما علی هستین!! اصلا حواسم نبود
یا علی
نکته ای که فرمودید کاملا درسته البته به جز قسمتی که روح رو مجردِ وابسته به ماده بدونید
نگاه کنید(حالا که بحث رو باز کردید

):
تجرد یعنی وابسته نبودن به ماده (وقتی ماده نیست به ماده اشراف دارد)
روح انسان مجرد وابسته به ماده است
خب این چه چیزی رو می تونه برسونه؟؟؟
من می گم : تناقض!
اگر مجرد به ماده وابسته نیست چگونه گاهی وابسته می شه ، اصلا آیا این با تعریف ما از تجرد (اشراف بر ماده) جور می شه؟ این ناقض اشرافیت هست چون اون موقع این بدنه که روی روح اثر گذاشته و اون رو در قید خودش داره و ائن زمان باید بگیم که معنی این کلمه مرکب-مجرد وابسته به ماده- این هست:
غیر وابسته ی وابسته به ماده
و همچنین:
مشرفِ(اشراف دارنده) مشرَف (اشراف شده بر او) توسط ماده
این جا یه چیز دیگه هم هست که واقعا عجیبه : مجرد مطلق و غیر مطلق
اگر چیزی مجرد (بی نهایت) است مطلق است مگر می شود مجرد ، غیر مطلق باشد
یعنی در عین بی نهایت بودن ، کمی از بی نهایتی را ندارد یا کمی از نامحدود بودن کم دارد؟
خیلی اشکال دیگر هم بر تجرد هست (از همه نوع : نقلی و عقلی) که اگر عزیز دلم بخواد برایتان می نویسم
فکر کردم اون جا مخاطب بنده بودم
ببخشید

یعنی میفرمایید روح ماده هست؟
آقا وحید جان ، بله منظورم همین است
اگر بخواییم یه تقسیم برای ماده و تجرد بکنیم این تقسیم (که متعلق به آقای آیة الله صادقی تهرانی-رحمة الله علیه- هست) خیلی جالب و خوبه:
مجرد مطلق و ماده مطلق
ماده غیر مطلق و مجرد غیر مطلق(که در واقع اسم اصلی اش ماده غیر مطلقه و این دوتا یکی اند)
مجرد و ماده مطلق که معلوم هستند :
مجرد مطلق آنی که نه حس می شود و نه طول و عرض و ارتفاع دارد و نه وزن و نه ظرف واقع می شود و نه مظروف
ماده مطلق آنی که تمام صفات بالا را که از مجرد مطلق نفی کردیم دارد
اما ماده و مجرد غیر مطلق...
اما ماده و مجرد غیر مطلق یعنی آن هایی که بعضی از صفاتی را که گفتیم دارند و بعضی را ندارند و وابسته به یکی از دو طرف هستند (نه این که مثل قبل منظورمان این باشد که واقعا مجرد یا ماده هستند بلکه بعضی از صفات مجردات را دارند و بعضی از صفات مادیات ، خواهشا با آن مجرد مطلقی که بنده ردش می کنم اشتباه نشود ؛ گفتم که در واقع این دو ماده اند منتها به آن که بیشتر ، صفات ماده را دارد اصطلاحا می گوییم ماده غیر مطلق و به آن که بیشتر صفات مجرد را دارد می گوییم مجرد غیر مطلق یعنی بنابر تعریف خودمان نام گذاری می کنیم که در واقع هر دو محدود هستند)
برای مثال: جاذبه چیست؟ ماده مطلق یا مجرد مطلق ؟ مشخص است که هیچ کدام
بلکه مثلا جاذبه وزن ندارد ولی محدوده تاثیر گذاری (مقیاس) دارد ، دیده نمی شود ولی ظرف می شود و از ماده پدید آمده
یا مثلا فرشتگان : ماده مطلق یا مجرد مطلق؟(علما می گویند این ها مجردند) هیچ کدام
چون اگر فرض تجرد مطلق را بگیریم که باز به اشکال اولی که گفتم و تناقض و دعوای مجرد محض و غیر محض پیش می آید و وجود دو نامحدود غیر ممکن
اما ماده مطلق هم که معلوم هست نیستند
پس چه؟ نتیجه این می شود که ماده غیر مطلق هستند
دوستان غیر مستند به آیات و روایات بحث پیش نره
هر علامه ی دهری هم که باشه برای حقیر تفاوت نمیکنه پستها پاک خواهد شد
بر طبق کدام آیه و رویات روح ماده است
من قال استاد فلانی را نمیپذیرم
اساتید محترم ولی کلام باید مستند به آیات و روایات باشه
مباحث پاک میشود
مستند به آیات بیایید مجدداً بحث کنید
اگر میخواهید در این زمینه مباحثه ای غیر مستند داشته باشید در سایر بخش های تالار میتوانید ادامه دهید
یا علی
ببخشید آقا علی
بگذارید بحث عقلی تموم بشه بعدش به طور مفصل بحث نقلی (حدیثی و قرآنی ) هم می کنیم
این جور که نمی شه هر کسی چیزی گفت پاک شه
ممنون
نه علی آقا شرمنده
عقل در بخش مهدویت در چهارچوب وحی و کلام 14 معصوم هست
مباحث شما بزرگواران مزین به آیات و رویات نشود جای دگیری باید ادامه بیابد
شرمنده
سندیت در علوم الهی با کلام عقلی استاد فلانی نیست در این بخش تالار
شرمنده
سندیت در علوم الهی فقط و فقط با کلام مستند به آیات و روایات است (البته در بخش مهدویت تالار)