(۴/دی/۸۹ ۱۹:۵۷)علائم ظهور نوشته است: [ -> ]چیزی به نام متافیزیک وجود ندارد.چیزی به نام ماورایی وجود ندارد.(عالم معنا و غیب بحث جداگانه ای دارد)
آسمانها و زمین مخلوق خداست.این آسمانها و زمین هم دارای قواعد و قوانینی برای حرکت و ایجاد و نابودی هستند.به اینها فیزیک گویند
فیزیک یعنی شناخت قوانینی که خدا برای مخلوقاتش خلق کرده
پزشکی یعنی ساختار شناسی موجود زنده و درک ساختارهای معیوب و رفع آن . اگر شما این را فهمیدی تازه میفهمی (یا من اسمه دوا و ذکره شفا) یعنی چه
شیمی و ریاضی هم به این صورت
تعریف عوالم:
شیخ اشراق به وجود 4 عالم می پردازد:
1- عالم عقول و ملائکه و مقربان، که به اصطلاح او عالم انوار قاهره است؛
2- عالم نفوس، که عالم انوار مدبره دانسته است؛
3- عالم برزخیان، که عالم حس و عبارت است از عالم افلاک و ستارگان و عالم عناصر؛
4- عالم مثال و خیال که به اصطلاح او، عالم صور معلقة ظلمانیه و مستنیره است؛ و ارواح اشقیا و سعدا. هر دو در آن عالم است.
برای عالم غیب، تحت تأثیر حکمت نو افلاطونی و مکتب تصوف، تقسیماتی قائل شدهاند، از قبیل عالم ملکوت و عالم جبروت، که عالم ملکوت عالم حقایق و عقول و ارواح است، و عالم جبروت به عقیده بعضی عالم برزخ (یعنی عالم متوسط میان جسمانیات و روحانیات) است، و عالم مثال نیز خوانده می شود. بعضی عالم جبروت را عالم اسما و صفات دانستهاند. غزالی لوح محفوظ را از عالم ملکوت می داند، و عبدالرزاق کاشانی آن را از عالم جبروت. ملاصدرا مجموع عوامل را سه می داند:عالم عقل، عالم خیال، و عالم حس.
قیصری در مقدمه شرح فصوص الحکم شمار عوالم را پنج می داند:عالم اعیان ثابته، عالم ملک، عالم عقول و نفوس مجرده، عالم مثال، و عالم انسانی (که جامعه جمیع عوالم است).
عالم لاهوت (مشتق از الاه، یعنی عالم الاهی)، که حلاج آن را بیشتر ذکر کرده است، تقریباً معادل عالم غیب است، و در برابر آن عالم ناسوت (مشتق از ناس، یعنی عالم انسانی) است، که معادل عالم شهادة می باشد".(غلام حسین مصاحب، دائرة المعارف فارسی، ج 2، ص 1653)
در لغت نامه دهخدا آمده است:"عالم طبیعت و اجسام و جسمانیات و زمان و زمانیات را عالم ناسوت می نامند و عالم خلق، عالم شهادت، جهان ماده، جهان نمود... عالم ناسوت، مقابل عالم جبروت و عالم لاهوت و عالم ملکوت...".(لغت نامه دهخدا، ج 13، ص 19576)، "ناسوت - اصطلاح فلسفی) عالم اجسام و جسمانیات و زمان و زمانیات را ناسوت می نامند و عالم ملک و شهادت هم گویند
تعریف علم:
تعریف علم خیلی خیلی متنوع است. و هر کس با توجه به مکتب اعتقادی خویش آن را بیان نموده است. تعریف ساده ای از علم اینچنین است:
علم به دو معني به كار مي رود:
يكي به معني دانش و معرفت. به اين معنا اخلاق، دين، تاريخ، سياست، و حتي هر گونه شناخت و آگاهي، علم محسوب مي شود. چنان كه گاهي مي گوييم: من به فلان اتفاق علم دارم.يعني از آن اتفاق خبر دارم.معناي ديگر علم، دانش و معرفت خاصي است كه يا از طريق عقل حاصل مي شود مانند رياضيات، و يا از طريق تجربه و آزمايش مانند فيزيك و شيمي و روان شناسي و جامعه شناسي و یا از طریق الهام و اشراق.
هر علمي، مجموعه اي است از مسائل مرتبط با موضوع آن علم كه حول آن موضوع سازمان يافته اند. چه عقلي و چه تجربي، اصول و قواعدي دارند كه در ميان همه آن ها مشترك است.براي نمونه، همه علوم، به امور كلي مربوطند؛ يعني در پي كشف قوانيني هستند كه در همه حال صادق باشد و در هيچ شرايطي تغيير نكند. (يك قانون هميشگي) اساسا اگر علمي چنين نباشد، علم محسوب نمي گردد.
تعریف فیزیک:
فیزیک یکی از شاخه های مهم علوم طبیعی بوده و بررسی تمام پدیده های طبیعی را به نحوی زیر پوشش خود قرار می دهد(فیزیک عبارت است از پدیدههایی که با حواس پنجگانه در حالت عادی احساس میشود). علم فیزیک در مطالعه عناصر تشکیل دهنده ماده یا جسم مادی و عمل متقابل این عناصر غیر قابل انکار و بررسی چنین برهم کنشها ، خواص جسم مادی را در پیش روی ما قرار داده و دسترسی به مجهولات پدیده های طبیعی را آسان می کند . فیزیک علاوه بر بررسی ساختار جسم مادی و عوامل تشکیل دهنده آن ، ارتباط نزدیک با سایر علوم طبیعی در رشته و بعنوان یک پدیده بنیادی در تمامی پژوهشهای علمی کاربرد وسیعی را به خود اختصاص می دهد . بررسی اوضاع و احوال علومی نظیر انرژی ، نور ، مکانیک ، شیمی ، نجوم ، زمین شناسی بدون استفاده از فیزیک امکان ندارد.
فیزیک را دانش کشف و استفاده عملی از قوانین و روابط حاکم بر پدیدههای طبیعی مینامد که مبنای این دانش بر تجربه و آزمایش استوار است.
تعریف متافیزیک:
متافیزیک از ریشهی «متافیزیکاس» که یک کلمهی یونانی میباشد، گرفته شده است. کلمـهی متافیزیکـاس از دو بخش «متا» بهمعنای «تغییر» و «فیزیکاس» بهمعنـای طبیعت تشـکیل شدهاست. بنابه گفتهی مورّخان، لفظ متافیزیک، نخست بهصورت نامی برای یکی از کتابهای ارسطو بهکار رفته بود، که از نظر ترتیب بعد از کتاب «طبیعت» قرار داشته، از طرف مؤلف، نام و عنوان خاصی به آن داده نشده بود، که بعدها به آن کتاب، عنوان «بعد از طبیعیات» داده شد.
متافیزیک به تعبیر ابنسینا مجموعهای از حکمت ماقبلالطبیعه و مابعدالطبیعه میباشد، همچنین ابعاد فرافیزیکی و ماورائی انسان را نیز شامل میشود، که با حواس پنجگانه قابل احساس نمیباشد، ولی با حواس برتر میتوان آن را ادراک کرد. به عبارت دیگر متافیزیک به مجموعه مقولات غیر قابل ادراک با حواس ظاهری گفته میشود. در برخی منابع، متافیزیک به معنی ”رفتن به ماورای فیزیک“ آمده است.
نتیجه گیری:
1- در میان دسته بندی های مختلفی که برای عوالم قائل هستند و با صرفنظر از الفاظ، حقیقت مشترکی را در می یابیم و آن وجود عالم (یا عوالمی) غیر از عالم محسوسات است. اما آنچه مسلم است این به معنای بی قانونی و هرج و مرج نیست. چرا که تمام عوالم مخلوق خداوند منان هستند و اوست که یگانه مدبر آنهاست و این تدبیر هم با قوانین طولی و هم با نظارت عرضی توام می باشد.
2- علم فیزیک به کشف آن دسته از قوانین می پردازد که در عالم محسوسات تعریف و تبیین شده است.
3- متافیزیک به بحث در مورد قوانینی می پردازد که با حواس پنجگانه قابل درک و اندازه گیری نمی باشد.
یا حق