باز هم با سلام مجدد
بنده هم علاوه بر تشکر در زیر پست ، بطور مجزا از جناب مسافر بخاطر فهمشون در همگرایی و آداب بحث تشکر می کنم . از علی 110 هم که اون روایت و دعای شریف رو از مولا آوردن ، جداگانه ممنونم.
ازmabbaszadeganهم که احتمالاً بخاطر نزدیکی بحث موجود با تاپیک جدید خودشون ، اون موضوع رو تعطیل کردن تا با قوت بیشتری به این بحث بپردازیم ممنونم.
یکی از نقد هایی که فکر می کنم کلّاً به فروم ها در فضای مجازی وارده اینه که آدم طرفشو نمیشناسه یعنی نمیدونه متناسب با چه قشری باید حرف بزنه تا حرفش بازخورد معکوس نده . برای همینم بنده بعد از این کامنت ، با اجازه ی همه ی عزیزان شرایط رو می سنجم و اگه دیدم تعامل لازم بین مشترکین نیست و بحث خیلی گسسته شده ، موقتاً صحنه ی این تاپیک رو ترک میکنم . مگه شبهه ای تو حرفام بشه که بنظرم بیاد ایجاد مفسده کنه . امید وارم خیر باشه
اما در ادامه ی صحبت خودم رو سعی میکنم جوری بگم که تا حدودی جواب mabbaszadeganهم توش باشه .
اول باید تاکید کنم ، با ینکه shahriar ss میخوان بحث بطور علمی ( با دید مشخص خودشون ) پیش بره امّا بنده بازم لزوم فهم مبانی اعتقادی رو تو این بحث بیان می کنم و هشدار می دم. این بحث یک بحث معمولی نیست ، بحثیه که هم علمای دینی و هم دانشمندان روز جدیداً در اون به دستاورد های جدیدی رسیدن و باز هم هر چی جلو میرن ، بنظر میرسه جای کار داره و همینطور بنظر می رسه بحثیه که در حال حاضر توش علوم اعتقادی و علوم تجربی و فیزیکی روز و حرفهای بودایی ها و هندو ها و ... ( که با وجود احترام به اخلاق بعضی از اونا ، مشرک بودنشون قطعیه) به هم دیگه تنه می زنن . این محیط مثل سونای بخاره . نمیشه توش بری و خیس نشی مگه لباس بپوشی. نمیشه تو این بحث وارد شی و آلوده نشی ؛ مگه لباس مخصوص بپوشی و لباس تقوا بهترینه ...
پس خواهش می کنم کسانی که میتونن بدور از خود خواهی به حقیقت برسن خسته نشن
امیدوارم این مقدمه خستتون نکنه
در اعتقادات اسلامی هیچ چیز ارزش مستقل نداره ، جز خدا . خود کلمه ی "لا الاه الّا الله" ، از نظر اسلامی شالوده ی حرف تمام انبیا است که الآن جا نداره باز کنم.اما با این وجود در اعتقادات اسلامی و بخصوص شیعی ، وسیله های رسیدن به خدا هم - بخاطر اینکه وسیله ی رسیدن به خدایند - اجر و قرب و احترام پیدا می کنن. سریعترین و بهترین نمونه اش خود خلیفة الله است که پیامبر خداست و بعد از او در هر زمان ،امام اون زمان هست .
حالا مثلاً ما میریم حرم مطهر امام رضا ( علیه السلام ) و ضریح اونحضرت رو می بوسیم . آیا این به این معنیه که ما برای ضریح ارزش مستقل قائلیم؟ نه . بلکه بواسطه ی اینکه برای قبر مولانا الامام ابو الحسن الرضا علیه السلام ساخته شده اون ضریح ارزش ویژه ای پیدا کرده. اگه یه آهن پاره ای با همون جنس ضریح یه گوشه افتاده بود بازم ارزش داشت ، چون بازم خلق خدا بود ، امّا این یکی ارزش ویژه داره چون مقبره ی مطهر آقا رو در بر گرفته .
اما از یه نظر دیگه هم میشه موضوع رو بررسی کرد.
مثلاً در مورد همین زمینی که امام رضا علیه السلام در آن مدفون اند ، در مفاتیح الجنان ، باب فضیلت زیارت امام رضا علیه السلام آمده :
هشتم : شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از حضرت امام محمّد تقی علیه السلام روایت فرمود : در میان دو کوه طوس قطعه ای از زمین است که از بهشت برداشته شده است هر که داخل شود در آن ایمن خواهد بود در روز قیامت از آتش .
یا مثلاً در مورد خود کربلا روایات بسیاری آمده که پیش از اینکه امام حسین علیه السلام و یارانشان در این محل شهید شوند ، از زمان حضرت آدم ابو البشر تا پیامبر خاتم و بعد از آن این مکان گرامی داشته شده
یا در مورد روز نیمه ی شعبان ، در روایات به نحوی صحبت شده که بدست می آید که خود روز نیمه ی شعبان جدای از اینکه روز میلاد مولای انس و جان و منجی بشریت- عجل الله فرجه- هست ، خود روز نزد خدا دارای قرب بوده و هست.
از این دست موارد زیاده و گل سر سبدش که من میخوام ازش نتیجه بگیرم این مکان هست
[img]http://khane kaaba I.jpg[/img
" انّ اوّل بیتٍ وُضِعَ للنّاس لَلَّذی ببکّة مبارکاً و هدی للعالمین "
خداوند به کعبه برکت داد. بنظر میرسد از آیات و روایات مربوط به خانه ی خدا چنین استفاده می شود که بخاطر شرافتی که خدای متعال به مکان کعبه داد ، این مکان برای عبادت جهانیان از سوی خداوند متعال به فرستاده اش ابلاغ شد. حضرت آدم ابو البشر برای اولین بارآن را به فرمان الاهی در این مکان شریف ساخت و حضرت ابراهیم علیه السلام آنرا تجدید بنا کرد.
ماجرای " دحو الارض " هم به همین نکته اشاره دارد که اولین جایی که از آب در تمام کره ی زمین سر بر آورد این نقطه است.
شرف این مکان هم به عبادت عبادت کنندگانی است که دور آن حقیقتاً طواف می کنند و هم به اینکه خدای متعال خواسته این مکان را شریف قرار دهد. پس اگر روزی لشکریان یزید- لعنه الله- روزی در این مکان شریف مردم را به خاک و خون کشیدند یا آل سعود - این خائنین به حرم الله - به انحاء مختلف آنرا مورد توهین قرار دادند ، چیزی از عظمت این مکان کم نمی شود چون خدا خواسته اینجا عزیز و شریف و مبارک باشد.
با یک روایت از امام صادق - علیه السلام- بحث را جمع می کنم و از دوستان بخاطر حوصله شان متشکرم.
این روایت بسیار می تواند برای تحقیقات بیشتر راهگشا باشد و مانند این روایت در منابع حدیثی مهم کم نداریم :
( ترجمه تحت الفظی نیست)
روایت شد از امام صادق علیه السلام کا از ایشان پرسیدند:
چرا " کعبه " ، " کعبه" اسم گذاری شده؟
آنحضرت فرمودند: چون آن مربّع است
پس گفته شد: چرا ( کعبه) مربّع گشت؟
فرمودند: زیرا آن بحذاء (به موازات) بیت المعمور است و آن مربع است
پس گفته شد: چرا بیت المعمور مربّع گشت؟
فرمودند: زیرا آن بحذاء( به موازات ) عرش است و آن مربّع است
گفته شد : و چرا عرش مربع گشت؟
فرمودند: زیرا کلماتی که اسلام بر پایه ی آن بنیان نهده شده ، چهار است و آن
سبحان الله
و الحمد لله
و لا الاه الّا الله
و الله اکبر
است.
( علل الشرایع/ ج 2/ باب العلّة التی من اجلها سمیت الکعبة کعبة)
[align=right]می بینید دوستان؟!
مثل اینکه در خود تعداد دیواره ها هم دلیل است .
اینکه کعبه به موازات " بیت المعمور" و بیت المعمور به موازات " عرش" است ، یعنی چه ؟
آیا می توان نام این دلیل را ماورایی گذاشت؟ نمیدانم
آیا این روایت و امثال آن که صرفاً هم مربوط به مکان نیست و الی ماشاء الله در منابع اصیل ما به چشم می خورد ، با حرفهای انرژی گرا ها و تائو ایست ها و ذنیست ها و بودایی ها و هندو ها و سرخپوستها( که حتماً باید مشرک بودن آنها را در درجه ی اول لحاظ کنیم) تناسبی دارد؟ نمی دانم .
و هزار آیای دیگر.
حالا اگه یکی بپرسه تو که نمی دونی چرا گفتی ؛ باید بگم چون بحث به اینجا کشید ؛ چون وقتی بحث به اینجا کشید بنده نمی تونم ببینم و تماشا کنم بدون در نظر گرفتن مبانی اسلامی وارد در حوزه ی علم سکولار یا علم شرک زده میشیم - که ورود در این علوم بدون خدا چیزی جز همون مکافاتی که دوستان اشاره کردن نیست.
اینجا شاید کمی به جواب سوال mabbaszadegan میتونیم از حیث دینی نزدیک بشیم .درسته که فرمودند" شرف المکان بالمکین" اما گاهی مکان خودش اونقدر ارزش پیدا می کنه که خودش شریف می شه . چرا ؟ چون خدا اینطور می خواد . و البته خدا بی حکمت چیزی نمی خواد و مثلاً این حدیث شریف که آوردم میتونه یکی از حکمتهای شرف مسجد الحرام باشه.
بعنوان جمع بندی در اسلام هم " فرم " مهمه ، هم " عملکرد" . هم " ظاهر" مهمه ، هم " باطن " ،اما هر کدام به اندازه ی خودش.
که شاعرم خوب گفت : هر چیز بجای خویش نیکوست

تمام