(۱۳/خرداد/۹۱ ۱۵:۴۱)هدهد نوشته است: [ -> ]طیق این کتاب ((یا ابا صالحَ المهدی )) معنی میشه ای پدر نیکی نه ای پدر صالح چون اونطور که شما می فرمایید باید به شکل دوم معنی کنیم و این اشتباه هست چون ایشان هنوز ازدواج نکردند که اسم پسرشان صالح باشد
نمیشه با اطمینان گفت ایشون ازدواج کردن یا خیر
«شیخ صدوق» روایتی را از امام صادق(علیه السلام) بدین مضمون آورده است:
إذا ضللت عن الطریق فناد: یا صالح ـ أو یا أبا صالح ـ أرشدونا إلی الطریق ـ یرحمکم اللّه ـ و روی أنّ البرّ موکّل به صالح و البحر موکّل به حمزة.
هرگاه راه خود را گم کردی، این چنین بگو: ای صالح! (یا) ای ابا صالح! راه را به ما نشان بدهید ـ خدا شما را رحمت کند ـ و نیز روایت شده است که (از سوی خدا) خشکیها دارای وکیل و مأموری به نام «صالح» و دریاها دارای وکیل و مأموری به نام «حمزه» هستند.
شایان گفتن است که مرحوم علامه محمد باقر مجلسی(رحمة الله علیه) در کتاب بحارالانوار (ج52، ص175) و در فصل «کسانی که در زمانهای نزدیک به خودش امام زمان(علیه السلام) را دیده اند»، حکایتی را از مرحوم پدرش(رحمة الله علیه) و بدین مضمون نقل می کنند:
شخصی شریف و درستکار به نام «امیر اسحاق استرآبادی» در زمان ما زندگی می کرد که در میان مردم به داشتن «طی الأرض» مشهور بود. وی در سفری به اصفهان آمد و من علت این شهرت را از خودش پرسیدم و وی چنین گفت: یک بار من در سفر حج از قافله خود جا ماندم و راه را گم کردم، به گونه ای که بسیار نگران و تشنه و از زندگی ناامید شدم. من هم ندا کردم و گفتم: «یا صالح! یا أبا صالح! أرشدونا إلی الطریق، یرحمکم اللّه ». ناگهان از دور، جوانی خوش سیما، پاک جامه، سبزه گون، در چهره بزرگان و سوار بر اشتر به سویم آمد، در حالی که همراه خود مشکی داشت. به آن جوان سلام کردم و او نیز پاسخم را داد و گفت: تشنه هستی؟ گفتم: آری. از (آب) مشک به من داد و من آن را نوشیدم. آنگاه پرسید: می خواهی به قافله خود ملحق شوی؟ گفتم: آری. مرا بر اشتر خویش سوار کرد و به سوی مکه حرکت نمود. من طبق عادت خود، شروع به خواندن حرز یمانی کردم و او گاه می گفت: اینجا را این چنین بخوان تا اینکه زمانی نگذشت و به مکه رسیدیم. آن شخص به من گفت: پیاده شو. من پیاده شدم؛ اما همین که برگشتم و نگاه کردم، وی را ندیدم. در این هنگام، متوجه شدم که آن شخص حضرت قائم(علیه السلام) بوده است و تأسف خوردم که چرا وی از من جدا شد و من او را نشناختم.
پس از هفت روز، قافله ما آمدند و مرا در مکه دیدند؛ در حالی که فکر می کردند من از دنیا رفته ام. بدین جهت بود که من به داشتن «طی الأرض» مشهور شدم.
مرحوم علامه مجلسی(رحمة الله علیه) حکایت دیگری همانند این حکایت را از شخص دیگری به نام «شیخ قاسم» نقل می کنند و در ذیل آن، چنین می نگارند:
«أبا صالح» کنیه امام زمان(علیه السلام) نزد بسیاری از عربهاست که در اشعار و مرثیه ها و استغاثه هایشان نیز آن را به کار می برند و «ظاهر» این است که کنیه مذکور را از همین حکایتی که گفته شد، برگرفته اند.
سپس، ایشان به خدشه ای که ممکن است دیگران بر این کرامت وارد کنند و بگویند که پدید آمدن چنین کرامتی از سوی اولیای خدا و صالحان ـ نه امام زمان(علیه السلام) ـ نیز امکان دارد، پاسخ می دهند.
این قلمزن ـ غیر از آن چه گفته شد ـ چیز دیگری را در این موضوع تاکنون ندیده است، هر چند خود به خوبی می داند که هماره «ندیدن، دلیل بر نبودن نیست»؛ اما گاه نیز «نبودن، دلیل بر ندیدن است.»
گر خطا گفتیم اصلاحش تو کُن
مصلحی تو ای تو سلطان سخُن
***
گر خطایی آمد از مادر وجود
چشم می داریم در عفو ای وَدود
امتحان کردم مرا معذور دار
چون زفعل خویش گشتم شرمسار
اینک به تلفظ و اِعراب این عبارت می پردازیم:
بر اهل علم و ادب پوشیده نیست که در جمله «السلام علیک یا اباصالح المهدی!»، کلمه «صالح» برای کلمه «ابا» مضافٌ الیه است و در نتیجه «مَجرور» بوده، به صورت «اباصالحٍ» خوانده خواهد شد. و کلمه «المهدی» نیز برای «اباصالح» صفت و در نتیجه با دارا بودن «الف و لام» و پیروی از اعراب موصوف خود، یعنی «ابا...»، دارای اِعراب فتحه و به صورت «المهدیَّ» خواهد بود.
با توجه به آن چه گفته شد، عبارت پیش گفته چنین خوانده خواهد شد:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَباصالِحٍ الْمَهْدِیَّ!
و در حالت وقف و درنگ بر آخر عبارت، این گونه تلفظ خواهد شد:
اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا أَباصالِحِنِ الْمَهْدِیّ!
hawzah.net/fa/magart.html?MagazineID=0&MagazineNumberID=3684&MagazineArticleID=20165