تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: جاهلیت دوم(بدتر از اولی)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
سلام محمود جان!

خسته نباشی عزیز!

من همه ی مطلب رو نخوندم هنوز!

ولی تا اینجاش رو خوشم اومد.

انشالله که ادامه داشته باشه.

یا حق
ای کاش میشد مباحث مقداری بنیادی تر دنبال بشه



تفاوتی هست بین زمانی که کلمه ی جهل در مقابل علم قرار میگره و ما دو دسته تعریف میکنیم

عالم و جاهل


و تفاوت هست بین زمانی که کلمه ی جهل در مقابل عقل قرار میگیره و ما دو دسته تعریف میکنیم

عاقل و جاهل



نکته ی مغفول مباحث در این نهفته شده


که اگر چه بشر قرن 21 خود را عالم تر میداند

اما اولاً علمش نسبت به چه چیز افزوده شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عملش در مورد حقیقت هستی و حقیقت وجودی انسان و نیاز های بنیادی او؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یا در مورد دنی و پست ترین بعد خلقت که ماده هست و امور دنیوی آن هم به نیت لذت حداکثر بردن از استخدام کردن این طبیعت صرفاً مادی برای لذات مادی و رفاه مادی؟؟



آیا همان قدر که این به اصطلاح علمش زیاد شده بر عقلش افزوده شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



اصلاً نشانه ی عقل چیست و انسان عاقل چه کسی است که ما بگوییم بشر امروز عاقل تر از بشر دیروز است یا جاهل تر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
(۱۰/شهریور/۹۰ ۱:۴۰)علی 110 نوشته است: [ -> ]ای کاش میشد مباحث مقداری بنیادی تر دنبال بشه



تفاوتی هست بین زمانی که کلمه ی جهل در مقابل علم قرار میگره و ما دو دسته تعریف میکنیم

عالم و جاهل


و تفاوت هست بین زمانی که کلمه ی جهل در مقابل عقل قرار میگیره و ما دو دسته تعریف میکنیم

عاقل و جاهل



نکته ی مغفول مباحث در این نهفته شده


که اگر چه بشر قرن 21 خود را عالم تر میداند

اما اولاً علمش نسبت به چه چیز افزوده شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

عملش در مورد حقیقت هستی و حقیقت وجودی انسان و نیاز های بنیادی او؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یا در مورد دنی و پست ترین بعد خلقت که ماده هست و امور دنیوی آن هم به نیت لذت حداکثر بردن از استخدام کردن این طبیعت صرفاً مادی برای لذات مادی و رفاه مادی؟؟



آیا همان قدر که این به اصطلاح علمش زیاد شده بر عقلش افزوده شده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



اصلاً نشانه ی عقل چیست و انسان عاقل چه کسی است که ما بگوییم بشر امروز عاقل تر از بشر دیروز است یا جاهل تر است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

علی آقا یه ذره صبر کنید به اونجاشم میرسیدم
منتها با به فکر فرو بردن طرف
مثلا اقای راستین دوتا مطلب برای من فرستاده
در مورد ارزش زن در نگاه غرب
که زن صرفا یه وسیله تبلیغاتی است
یا در مورد سقط جنین
ایشون یه اماری برای من فرستاده که میگه در هر ثانیه 80سقط جنین انجام می شود
و مواردی دیگر
که با تفکر در شیوه زندگی خو وسایر انسانهای دنیا می تونه بفهمه که الان در دوران جاهلیت هستیم یا نه؟
اگر عمری باقی باشه
ان شاالله با بیان مفصل مصداقها پس از
ذکر مهدویت رودر روبا جاهلیت،معنای جاهلیت،مرگ جاهلی وسرمایه داری موجد خود آرایی (چشم و هم چشمی)جاهلی
با ذکر وقایع واعمالی که عرب جاهلیت انجام نمی داده تصمیم گیری نهایی رو به عهده خودتان می زارم.
مثلا بعضی از مصداقهای جاهلیت دوم

تعصب
سقط جنین
زنان،وسیله تبلیغاتی سرمایه داران
مصرف گرایی
مصرف مخدرات
اراءه اماری از خود ارایی ومصرف مخدرات وشرب خمر در ایران وجهان و...

ودر مورد عقل وجهل به نظر حقیر اون به هدف و عقیده شخصی که با این واقعیات روبرو می شود بستگی داره یعنی که به ذاتش بستگی داره اگرذاتش حقیقت گرا باشد خب وقتی با این واقعیات روبرو می شود به فکر فرومیره ولی اگر همان نگاه مادی رو به غرب داشته باشه من وشما از طریق قران واحادیث نمی تونیم کار زیادی پیش ببریم
مگر این بخواهیم با منطق صحبت کنیم که اونم باید بر طبق چیزایی باشه که برای اون شخص ارزشه
این نظر شخصی ن بود اگر اشتباهه خب بهم بگید که کجاشو اشتباه گرفتم
اشتباهم کجاست.



یاحق
سلام ممنون جناب محمود خیلی موضوعات خوبی پیش رو گرفتید
بیشتر بحث جناب عباسی در مجموعه کلبه کرامت همین بحث و خیلی اشاره میکنه و به صورت عمیق
وارد این موضوع میشه و حتی تاریخچه شکل گیری این موضوعات بررسی میکنه
اگر این مجموعه ندیدین ببین حتما در کامل کردن مطلب راهنمایتون میکنه Blush
یا حق
در پناه مهدی
منظر سوم

از اهل بیت(علیه السلام) روایات بسیاری به این موضوع اشاره دارد که:
هرکس قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تکذیب نماید،از اهل جاهلیت است.


از امام صادق(علیه السلام) وپدرانش نقل شده است که فرموده اند:
رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: (هر کس قائم از فرزندان مرا [در زمان غیبتش] انکار نماید،به مرگ جاهلیت مرده است.

بحارالانوار ج51 ص73

امروز بسیار کسانی هستند که حضرت عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را تکذیب یا گاهی دعوت ایشان یا نزدیکی ظهور وقیام شریف ایشان را انکار می کنند وهمه ی این افراد وگروه ها،اهل جاهلیت و از مصادیق آن هستند.

منظر چهارم:

اهل بیت(علیه السلام) هرگز به ناپاکی های جاهلیت آلوده نشده اند،بلکه از هر ناپاکی و پلیدی به دور و در زیر چتر اسلام متولد شده اند واین موضوع به خودی، خود بیانگر وجود جاهلیت دوم است،زیرا که به معیار وفارق حق از باطل ظنین شده اند.
همانطوری که در زیارت ائمه بقیع(علیه السلام) در مورد احوال رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امام علی(علیه السلام) و حضرت فاطمه (سلام الله علیها) این گونه آمده است که:
شما همواره تحت مراقبت خداوند بوده اید واو شما را در پشت های پاکیزه قرار داد وبه رحم های پاکیزه منتقل نمود وجاهلیت،شما را نیالوده است.....)

کافی ج4ص559

منظر پنجم:
وجود تفرقه ،اختلاف،درگیری ومنازعه،وجه بارز عصر جاهلیت اول بود،اما خداوند سبحان به وسیله ی اهل بیت(علیه السلام) بر آنان منت گذارد و پراکندگی امور آنان را جمع،گسیختگی های آنان را ترمیم وآشفتگی های آنان را نظم بخشید، دلیل این مدعا همان سخن حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است که فرمودند:
فرمانبرداری از ما سبب نظام امت و امامت ما خاندان، امان بخش از تفرقه است....)))

بحارالانوار ج29 ص223

می دانیم که امامت یک کل به هم پیوسته است که از امیر مومنان علی(علیه السلام) آغاز وبه حجت عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ختم می گردد واین یعنی که از هر تفرقه ای که یکی از وجود بارز عصر جاهلیت است، در هر زمان ومکان به وسیله ی اهل بیت (علیه السلام) می توان در امان ماند.

اما می بینیم که با انکار کردن امامت اهل بیت(علیه السلام) چگونه به جاهلیت باز گشته اند.


با آیات قران کریم و احادیث و روایات پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) واهل بیت(علیه السلام) به وجود جاهلیت دوم پی بردیم.


مصداق اول:

در روایات بسیاری از اهل بیت (علیه السلام)به این اشاره شده است که امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با امر جدید قیام خواهند کرد،همانگونه که صاحب دعوت او (پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)) مردم را به امر جدید فراخواند.

از امام صادق(علیه السلام) درباره ی این حدیث از امیر مومنان علی(علیه السلام)

اسلام غریبانه آغاز شد وبه زودی به غربت باز خواهد گشت،پس خوش به حال غریبان


روایت شده است که فرموده اند:
داعی از ما اهل بیت دعوت جدیدی را اعلام خواهد کرد،همان طور که پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به اجابت آن دعوت فراخواند.

بحارالانوار ج8 ص12 -تفسیر قمی ج2 ص303

معنی این حدیث آن است که در زمان ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اسلام حقیقی وجود نخواهد داشت مگر اندکی
زیرا اگر بود نیازی به دعوت مجدد نبود!!!


خب آیا این به این معنی نیست که انسان متمدن(به ظاهر متمدن) امروز ارزشهایش تغییر کرده واسلامی را که خود می پسندد برای خود تعریف کرده ،تا جایی که وقتی او را به اسلام حقیقی فرا می خوانند،می پندارد دین و آیینی جدید است.

وسعت دوری و بیگانگی است که در چشم جاهلان،آیین ومرام آبا و اجدادی را غریبه می نماید،چنان که

امام صادق (علیه السلام) به زبان دیگری، درباره ی سیرهء امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می فرماید:

همان کاری که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) انجام داد،مهدی انجام می دهد.بدعتهای موجود را خراب می کند،چنان که رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اساس جاهلیت را منهدم نمود،آنگاه اسلام را از نو بنا می کند.

بحارالانوار ج52 ص352

به عبارتی دیگر:
هنگامی که حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام می نمایند،آنچه را که از جاهلیت دوم در برابر ایشان قد علم ساخته،نابود می کنند، درست همانگونه که رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نسبت به جاهلیت اول عمل کردند.

ان شاالله ادامه دارد..........


(۱۰/شهریور/۹۰ ۲۱:۲۹)idea نوشته است: [ -> ]سلام ممنون جناب محمود خیلی موضوعات خوبی پیش رو گرفتید
بیشتر بحث جناب عباسی در مجموعه کلبه کرامت همین بحث و خیلی اشاره میکنه و به صورت عمیق
وارد این موضوع میشه و حتی تاریخچه شکل گیری این موضوعات بررسی میکنه
اگر این مجموعه ندیدین ببین حتما در کامل کردن مطلب راهنمایتون میکنه Blush
یا حق
در پناه مهدی

نه متاسفانه ندیدم
ولی خودتون اگر می تونید اماده کنید بزارید بهتره
فقط باید به موقع باشه

التماس دعا
یاعلی

یا رزاق
محمود جان اشتباه اول در کلام شما این هست که میگی احادیث و آیات یه قسمت و دلایل منطقی و عقلی هم یه قسمت

برادرم قوی ترین استدلالات عقلی در آیات قرآن و روایات است
و شما جوری میگی که گویا تمام آیات قرآن و رویات صرفاً وجه ی توصیفی و خبری دارند و نه تحلیلی

نهایت منطق در کلام خدا در قرآن و روایات هست

منتها ضعف ما هست که نمیتونیم اونها رو خوب بیان کنیم

اکثر مطالبی رو که در این قسمت دارید بیان میکنید من در کتاب جاهلیت مدرن تألیف اسماعیل سروستانی از انتشارات موعود و مستندی که به همین نام هم کار کردند دیدم و خوندم
اما اینها کافی نیست

شما هزار تا مصداق هم بگو

باید رفت ریشه ی بحث رو شکافت


اینکه چرا با افزایش علم (این به اصطلاح علم) عقل بشر رشد نکرده و از نظر رسول اکرم بشر دوران ما جاهلیتش حتی از جاهلیت زمان ایشان هم سخت تر است

اصل کلام در واکاوی علت گرفتار شدن به این جاهلیت است و نه بیان ده ها و صدها از مصادیق این جاهلیت


این مصادیق گفتنش برای اثبات وجود جاهلیت خوبه
بعد باید رفت در علل به وجود آمدن این جاهلیت و ماهیت و منشا پیدایشش بحث کرد

تا در مرحله بعد بررسی کنیم تا ببینیم راه برون رفت از این جاهلیت چیه



محمود جان من اگه مطلبی رو بیان میکنم صرفاً برای پخته تر و مفید تر شدن بحث هست و نه این که بخوام خدایی نکرده ایرادی بگیرم و شما بخواید از جایگاه دفاع بربیاین

مبحث بسیار ارزشمندی رو روش دست گذاشتی امیدوارم سایر رفقا هم بیان در مباحث شرکت کنند


اگه این بحث خوب باز بشه و شکافته بشه خیلی خوب میتونیم تفاوت های جامعه مهدوی و جامعه کنونی را بفهمیم و کلیدی هست که بتونیم خیلی مسائل دیگه رو باهاش تحلیل کنیم به امید خدا

یا علی
(۱۱/شهریور/۹۰ ۰:۲۵)علی 110 نوشته است: [ -> ]محمود جان اشتباه اول در کلام شما این هست که میگی احادیث و آیات یه قسمت و دلایل منطقی و عقلی هم یه قسمت

برادرم قوی ترین استدلالات عقلی در آیات قرآن و روایات است
و شما جوری میگی که گویا تمام آیات قرآن و رویات صرفاً وجه ی توصیفی و خبری دارند و نه تحلیلی

نهایت منطق در کلام خدا در قرآن و روایات هست

منتها ضعف ما هست که نمیتونیم اونها رو خوب بیان کنیم

اکثر مطالبی رو که در این قسمت دارید بیان میکنید من در کتاب جاهلیت مدرن تألیف اسماعیل سروستانی از انتشارات موعود و مستندی که به همین نام هم کار کردند دیدم و خوندم
اما اینها کافی نیست

شما هزار تا مصداق هم بگو

باید رفت ریشه ی بحث رو شکافت


اینکه چرا با افزایش علم (این به اصطلاح علم) عقل بشر رشد نکرده و از نظر رسول اکرم بشر دوران ما جاهلیتش حتی از جاهلیت زمان ایشان هم سخت تر است

اصل کلام در واکاوی علت گرفتار شدن به این جاهلیت است و نه بیان ده ها و صدها از مصادیق این جاهلیت


این مصادیق گفتنش برای اثبات وجود جاهلیت خوبه
بعد باید رفت در علل به وجود آمدن این جاهلیت و ماهیت و منشا پیدایشش بحث کرد

تا در مرحله بعد بررسی کنیم تا ببینیم راه برون رفت از این جاهلیت چیه



محمود جان من اگه مطلبی رو بیان میکنم صرفاً برای پخته تر و مفید تر شدن بحث هست و نه این که بخوام خدایی نکرده ایرادی بگیرم و شما بخواید از جایگاه دفاع بربیاین

مبحث بسیار ارزشمندی رو روش دست گذاشتی امیدوارم سایر رفقا هم بیان در مباحث شرکت کنند


اگه این بحث خوب باز بشه و شکافته بشه خیلی خوب میتونیم تفاوت های جامعه مهدوی و جامعه کنونی را بفهمیم و کلیدی هست که بتونیم خیلی مسائل دیگه رو باهاش تحلیل کنیم به امید خدا

یا علی

(۲۹/مرداد/۹۰ ۱۵:۵۳)محمود نوشته است: [ -> ]قرار است اگر عمری باقی باشه در این تایپیک با احادیث و مصداقات عینی به وجود جاهلیت دوم پی ببریم و پس از آن به بررسی ابعاد گوناگون آن و راهکارهای دوری از جهل برسیم
البته به امید خدا و پس از او با اجازه صاحب امر و بعدش با دعاها و کمک و یاری همه ی شما
همین جا بگم اکثرمقالاتی که در این تایپیک قرار می گیرد از کتاب جاهلیت مدرن در رویارویی با امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) می باشد ولی نه همه اش و قرارم نیست عینا متن کتاب رو بنویسم بهر حال این کتاب سیصد و اندی صفحه داره

مطمءن باشید که متن کتاب رو خلاصه نمی کنم بعد بنویسم همینطور که قبلا گفتم بیشترش از اون کتابه برای مثال کاربری با نام اس ار که در نظر سنجی ام شرکت کرده در مورد مصرف گرایی مقاله برای من فرستاده
که اینجا میارم
s-r نوشته است:سلام وخسته نباشید میخواستم بگم تعدادی از مقاله های شهید آوینی رو تو همین زمینه مطالعه کردم یه نمونش رو براتون میزارم اگه بخواین بقیه مقاله ها در همین رابطه رو خلاصه می کنم و براتون میفرستم

تمدن‌ اسراف‌ و تبذير‌

نگرشی كه انسان امروز نسبت به خود و جهان یافته است اینچنین اقتضا دارد كه او خود و نیازهای مادي‌اش را اصل بینگارد و همه‌ی عزم و همت خویش را در جهت برآورده ساختن این نیازها متمركز كند، و از آنجا كه بشر، مادام كه در محدوده‌ی حیوانی وجود خویشتن توقف دارد و بر عادات خود غلبه نكرده است، تنها حوائج مادی است كه او را به جانب خود مي‌كشد، این توهم رخ نموده كه نیازهای مادی بشر دارای اصالت است، حال آنكه اینچنین نیست.

علامه‌ی شهید مطهری(رحمة الله علیه) در كتاب «جامعه و تاریخ» بعد از بیان این حقیقت كه «اصل تقدم ماده بر روح و تقدم جسم بر روان و اصالت نداشتن نیروهای روانی و ارزشهای روحی و معنوی، از اصول اساسی ماتریالیسم فلسفی است»(١) و رئالیسم(2) كه روش فلسفی اسلام است بالعكس به روح و نیروها و نیازهای آن اصالت مي‌دهد، مي‌فرمایند: انسان لااقل در وجود اجتماعی خویش، دوگونه نیاز دارد. نیازهای مادی از قبیل نیاز به نان و آب و مسكن و جامه و دوا و امثال اینها. نیازهای معنوی از قبیل نیاز به تحصیل دانش و ادبیات و هنر و تفكرات فلسفی و ایمان... سخن در اولویت و تقدم این نیازها است كه كدامیك بر دیگری تقدم دارد؟... نظریه‌ی تقدم نیازهای مادی بر آن است كه نیازهای مادی اولویت و تقدم دارند و این اولویت و تقدم تنها در این جهت نیست كه انسان در درجه‌ی اول در پی تأمین نیازهای مادی است و آنگاه كه این نیازها تأمین شد به تأمین نیازهای معنوی مي‌پردازد بلكه خاستگاه نیازهای معنوی، نیازهای مادی است و نیازهای مادی سرچشمه‌ی نیازهای معنوی است.(3)

نقطه‌ی مقابل این نظریه، نظریه‌ی اصالت نیازهای معنوی است. طبق این نظریه هر چند در فرد انسان نیازهای مادی از نظر زمانی زودتر جوانه مي‌زند و خود را نشان مي‌دهد، چنان‌كه از حال كودك پیداست كه از آغاز تولد در جستجوی شیر و پستان مادر است، ولی به‌تدریج نیازهای معنوی كه در سرشت انسان نهفته است مي‌شكفند، به طوری كه در سنین رشد و كمال انسان نیازهای مادی خویش را فدای نیازهای معنوی مي‌كند. به تعبیر دیگر: لذتهای معنوی در انسان هم اصیل است و هم نیرومندتر از لذتها و جاذبه‌های مادی.(4)

قصد ما در این قسمت از كتاب بحث در اطراف نیازهای مادی و معنوی انسان نیست و این مهم را به مباحثی كه ان شأالله در باب فقر و عدالت اجتماعی عنوان‌ خواهد شد وا مي‌گذاریم، بلكه مراد ما بیان این نكته است كه صرفاً غرایز مادی و نیازهای جسمانی نیست كه بشر امروز را به سوی این تمدن فاسد كه بعضی از غربي‌ها، خود آن را «تمدن اسراف و تبذیر» نام نهاده‌اند، كشانده است.

رجوع این مطلب به نتیجه‌ای است كه در پایان فصل گذشته عنوان شد مبنی بر اینكه آرمان توسعه‌یافتگی از اصالت دادن به رشد اقتصادی و غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشر زاییده شده و آنچه باعث شده تا بشر غربی برای اقتصاد اینچنین مقام و اهمیتی قائل باشد ماده‌گرایی و نسیان حق است.

بشر در تمام طول تاریخ از نیازهای مادی و غرایز حیوانی برخوردار بوده و به‌راستی جای این سؤال وجود دارد كه چرا بعد از هزارها سال زندگی بر كره‌ی زمین، بشر در قرن هیجدهم میلادی پای در عصر تمدن صنعتی مي‌گذارد؟ چرا؟ آیا در قرون گذشته بشر به تأمین نیازهای مادی و غرایز حیوانی وجود خویش اهمیتی نمي‌داده است؟ چطور ممكن است؟ مگر اعتقاد عام بشر امروز در مغرب زمین بر این نیست كه انسان ـ معاذالله ـ از نسل میمون است؟ اگر این نظریه را بپذیریم، لاجرم غرایز حیوانی و نیازهای مادی بشر در گذشته از شدت و حدت بیشتری برخوردار بوده است.

نه! ما این توهمات را نمي‌پذیریم؛ معتقدات مكتبی ما در زمینه‌ی تاریخ و تمدن بر مبانی دیگری استوار است كه در فصل‌های آینده ـ با توفیقات الهی ـ مفصلاً مورد بحث قرار خواهد گرفت (هر چند در ادامه‌ی كتاب همین مباحث به‌مناسبت‌های مختلف و به صورتی پراكنده طرح مي‌شود). جواب این است كه بشر همواره از نیازهای مادی و غرایز حیوانی برخوردار بوده، اما آنچه كه در قرون اخیر در این زمینه رخ داده است، از دو جهت با همه‌ی تاریخ تفاوت و تباین دارد:
١. هرگز بشر برای حیوانیت و نیازهای مادی وجود خویش قائل به اصالت نبوده است.
٢. بشر امروز در مغرب زمین، در برابر ارضای شهوات و تبعیت از اهوای خویش هیچ‌گونه محدودیت اخلاقی یا مقیدات مذهبی نمي‌شناسد.

البته بیان علل تاریخی ظهور تمدن حاضر و وجوه تمایز این عصر از سایر اعصار حیات بشر نیاز به فرصت وسیع‌تری دارد ـ كه ان شأالله در آینده پیش خواهد آمد. بشر حتی اگر برای حوائج مادی خویش هم قائل به اصالت باشد، تا آنجا كه خود را از محدوده‌ی مقیدات اخلاقی مذهبی خارج نكرده است به سقوط كامل دچار نمي‌شود و در این سطح وسیع كه در قرن حاضر شاهد آن هستیم، به اتراف و اسراف و تبذیر گرایش پیدا نمي‌كند. مهم‌ترین علتی كه جامعه‌ی غرب را به اتراف و اسراف و تبذیر كشانده است همین است كه اراده‌ی او را در جهت ارضای شهوات و تبعیت از غرایز و اهوای خویش هیچ چیز جز قراردادهای اجتماع محدود نمي‌كند.

پیش از آنكه به ادامه‌ی این بحث بپردازیم، برای آن گروه از خوانندگانی كه ممكن است در این مطلب كه اسراف و تبذیر صفت ذاتی تمدن حاضر است شك داشته باشند، شواهد و مصادیقی را كه مي‌تواند مؤید این مدعا باشد ذكر مي‌كنیم.

در كتاب «هشدار به زندگان»(5) نوشته‌ی «روژه گارودی»(6) آمده است: ما چگونه در حال مردن و میراندن نوع بشر هستیم؟ و این كار را چگونه با مصرف همه‌گونه منابع انرژی، داریم انجام مي‌دهیم؟ و چگونه كره‌ی زمین را داریم غیر قابل زندگی مي‌سازیم؟

انرژی و منابع زمین در طول میلیونها سال در دل خاك نهفته و ذخیره شده است. ما [غربي‌ها] به غیر حق ادعا كرده‌ایم و مدعی هستیم كه حق داریم همه‌ی این انرژی و منابع زیرزمینی را در طی یك نسل به هدر دهیم. همچنین، هشتصد سال است كه انسان از ذغال سنگ مستخرج از دل زمین استفاده مي‌كند ولی نیمی از آن را در طی سی سال اخیر مصرف كرده است! و نیز نیمی از میزان مصرف نفتی را كه انسان از آغاز كشف و استخراج آن به كار برده است تنها در طی دهسال اخیر سوزانیده است!

اگر همه‌ی مراكز هسته‌یی را كه قرار است ساخته شود بر پا سازند، در طی بیس سال آینده، ذخیره‌ی «اورانیوم» زمین از میان مي‌رود. همچنین اگر منابع جدیدی از نفت و اورانیوم كشف و استخراج شود، در صورتی كه میزان مصرف این دو ماده بصورت كنونی ادامه یابد، خطر پایان یافتن این دو منبع و سقوط وحشتناك همه چیز با آن، تا چند سال دیگر بیشتر طول نخواهد كشید...

جنگلهای جهان نیز در معرض خطر نابودی است.یك سوم درختان موجود در جنگلهای جهان به سال ١٨٨٢ كه در حدود دو میلیارد هكتار جنگل را پوشانیده بود، در سال ١٩٥٢ بریده و مصرف شد. این جنایت در حق طبیعت و محیط زیست آدمی، پیوسته ادامه یافته و افزایش هم پیدا كرده است: در هر دقیقه، بشر امروز، بیست هكتار جنگل را از میان مي‌برد. خمیر لازم برای كاغذ روزنامه‌ی «نیویورك تایمز» در روز یكشنبه كه شماره‌یی فوق‌العاده دارد و هشتاد درصد صفحات آن فقط اعلانات است، مستلزم قطع درختان پانزده هكتار از جنگل‌های كانادا است. برای چاپ نسخه‌های عادی این روزنامه در هر روز، كاغذی لازم است كه از قطع درختان شش هكتار از جنگل‌های كانادا به دست مي‌آید...(7)

در كتاب «تنها یك زمین»(8) مي‌خوانیم: هنگامی كه به مواد مورد مصرف صنعت توجه مي‌كنیم، با این اشكال بزرگ روبه‌رو مي‌شویم كه معلوم نیست ذخایر این یا آن ماده‌ی مهم، چقدر است و تا چه مدتی بدست آوردنی است. مثلآ ماده‌ی مهمی چون كانه‌ی آهن را در نظر مي‌گیریم كه فعالیتهای صنعتی آدمی به مدت سه تا چهار هزار سال بر آن استوار بوده است. از سال ١٩٥٠ به این طرف مصرف سالانه‌ی آهن چهار برابر شده‌است، و از این مقدار ٨٥ درصد در كشورهای پیشرفته بوده است. اگر این نرخ افزایش ادامه یابد، بر اساس برآوردهایی كه شده است، تا سال ٢٠٠٠، مقدار ١٧ میلیارد تن از آن مصرف خواهد شد و فقط ٨٨ میلیارد تن دیگر باقی مي‌ماند. این محاسبه نشان مي‌دهد كه كانه‌های آهن در اواسط قرن بیست و یكم به‌كلی تمام خواهند شد.(9)

رنه دومن در كتاب «خیال‌پردازی یا نابودی» نوشته است: تفاوت میان سوختها و مواد معدنی ما كه از درون قشر خاكی كره‌ی زمین بیرون كشیده مي‌شوند با تولیدات كشاورزی و دریایی و جنگلی در این است كه گروه دوم به‌مدد نیروی بیكران خورشید هر سال تجدید مي‌شوند. اگر فرض كنیم كه منابع معدنی قابل استفاده پنج بار بیش از آن باشد كه تاكنون شناخته شده... و همچنان اگر فرض كنیم كه مصرف جهانی با همین نرخ سالهای اخیر افزایش یابد باید بدانیم كه همه‌ی ذخیره‌ی طلای ما پس از ٢٩ سال پایان مي‌گیرد. در ضمن مصرف صنعتی این فلز را نباید از یاد بریم: مصرفی كه لنین آن را دست كم گرفته بود زیرا مي‌خواست همه‌ی مستراحها را از طلا مفروش سازد. و به همین سان ما ٤١ سال دیگر جیوه، ٤٢١ سال نقره، ٤٨ سال مس، ٤٩ سال گاز طبیعی، ٥٠ سال نفت و روی، ٥٥ سال آلومینیوم، ٦١ سال قلع، ٦٤ سال سرب و غیره خواهیم داشت. تنها زغال (١٥٠ سال)، آهن (١٧٣ سال) و كوبالت و كرم‌ مي‌توانند از یك سده تجاوز كنند، اما هرگز به دو سده نمي‌رسند.(10)

همین نویسنده در جایی دیگر مي‌گوید: در پیش‌بیني‌های سازمان خوار و بار كشاورزی، اگر به سال ١٩٦٧ آبیاری با ١٤٠٠ میلیارد متر مكعب ٧٠% آب مصرفی جهان را جذب مي‌كند به سال ٢٠٠٠ كه مصرف دو برابر خواهد شد تنها ٥١% را خواهد گرفت زیرا شهرها، صنایع و معادن مصرفشان را با سرعت بیشتری افزایش مي‌دهند. با آهنگ كنونی پیش از سال ٢٠٥٠، بشر دچار كمبود آب خواهد شد ولو اینكه از اسراف و تبذیرهایی كه گاه در زمینه‌ی آبیاری فوق‌العاده زیاد است، جلوگیری شود...

در كتاب ارزشمند «كوچك زیباست» جدولی ذكر شده كه نشان‌دهنده‌ی درصد مصرف ایالات متحده به كل مصرف جهان است. بر طبق این جدول آمریكا ٤٢% كوبالت، ٦٣% گاز طبیعی، ٣١% گروه پلاتین، ٣٣% مس، ٤٠% مولیبدنیوم، ٣٣% نفت و ٣٨% نیكل جهان را مصرف مي‌كند و تنها در یك یا دو قلم فوق تولید ایالات متحده خودكفایی دارد.(11) نتیجه‌ای كه در پایان این جدول ذكر شده، بسیار دردآور است: با توجه به میزان مصرف كنونی منابع و افزایش پیش‌بینی شده‌ی نرخ‌های مصرفی در آینده، اكثریت بزرگ منابع مهم و تجدید ناشدنی جهان حداكثر تا ١٠٠ سال آینده دوام خواهد داشت.(12)

شوماخر مي‌پرسد:
یك نظام صنعتی كه چهل درصد از منابع اصلی جهان را برای تأمین نیازمندیهای جمعیتی كمتر از شش درصد جمعیت جهان مصرف مي‌كند، تنها در صورتی مي‌تواند كارآمد خوانده شود كه‌ در زمینه‌ی تأمین سعادت، رفاه، فرهنگ، صلح و آرامش، و هماهنگی به توفیقهای عظیمی نایل آمده باشد. تصور نمي‌كنم تأكید بر این واقعیت ضروری باشد كه نظام آمریكایی از نیل به چنین توفیقهایی ناتوان بوده...(13)

شكی نیست كه با توجه به محدودیت منابع، ادامه‌ی توسعه‌ی صنعتی و اقتصادی قطب استكباری جهان تنها در صورتی ممكن است كه آن نیمه‌ی دیگر جهان در فقر و گرسنگی مطلق زندگی كنند، و به قول شوماخر، با یك ملاحظه‌ی ساده درمي‌یابیم كه رشد نامحدود مادی در یك جهان محدود امری محال است. بحث تفصیلی در اطراف این مهم را به مباحث مربوط به فقر و عدالت اجتماعی و مسئله‌ی گرسنگی وا مي‌گذاریم.

شواهد و مصادیقی كه ذكر شد تنها به میزان مصرف انرژی و مواد معدنی اختصاص داشت، حال آنكه مطلب به همین جا ختم نمي‌شود. روژه گارودی در كتاب «هشدار به زندگان» نمونه‌های دیگری از اعماق فاجعه را ذكر كرده است: در مورد اسراف و تبذیر و ریخت و پاش مواد غذایی، تنها ذكر دو نمونه كافی است، دو نمونه‌یی كه بسیار هم سر و صدا براه انداخته است: در سال ١٩٧٤ مجتمع اقتصادی اروپا (CEE) دویست و بیست و پنج میلیون فرانك فقط خرج از میان بردن میوه‌ها و سبزیهایی كرد كه بیم آن مي‌رفت بهای میوه و سبزی را در بازار پایین بیاورد! در فرانسه در همان سال و به‌همین دلیل (چه دلیلی!) برای حفظ به‌اصطلاح بازار دویست و پنجاه هزار تون سیب زمینی را از بین بردند! در ایالات متحد آمریكا، تهیه كنندگان شیر، ده میلیون تن «لاكتوسروم» یا شیر رقیق را (گویا سالانه) دور مي‌ریزند، و حال آنكه ماده «پروتئینی» موجود در این شیر، اگر خشك شود، مي‌تواند هشت میلیون نفر را تغذیه كند. در فرانسه، یك كارخانه‌ی پنیرسازی معمولی، هر روز حدود دویست تون از این ماده را دور مي‌ریزد در صورتی كه اگر خشكانده شود، دوازده تون ماده‌ی مغذی از آن به‌دست مي‌آید.(14)

در شواهدی كه ذكر شد، غلبه‌ی اقتصاد بر سایر وجوه حیات بشری به‌خوبی جلوه‌گر است و این در حالی است كه ما ذكر رابطه‌ی في‌مابین تولید و مصرف را به آینده وا گذاشته‌ایم و از آن سخنی به میان نیاورده‌ایم.

چه علتی باعث شده است تا بشر غربی اعمالی اینچنین را برای خود مجاز بشمارد؟ وقتی اراده‌ی بشر را در جهت ارضای شهوات و اهوای خویش هیچ چیز محدود نكند، انسان در مسیر تمتع از لذایذ دنیایی به آنچنان زیاده‌طلبی و تكاثری دچار مي‌شود كه از آن باید به خدا پناه برد. بشر غربی از آنجا كه برای وجود انسان قائل به حقیقتی غایی نیست و به حیوانیت بشر اصالت مي‌دهد، برای اهوا و تمایلات حیوانی خود نیز هیچ محدودیتی جز قراردادهای اجتماعی نمي‌شناسد و قراردادهای اجتماعی را نیز صرفا به منافع فردی باز مي‌گرداند.

علامه‌ی شهید مطهری(رحمة الله علیه) با اشاره به افكار راسل مي‌گوید: همین جناب راسل(15)... چون هیچ ریشه‌ای برای اخلاق اجتماعی قائل نیست جز منافع فرد مي‌گوید اخلاق اجتماعی در واقع نوعی قرارداد است كه افراد با یكدیگر مي‌بندند زیرا همه‌ی افراد این مطلب را كاملاً درك مي‌كنند كه حفظ بهتر منافعشان در این است كه حقوق و وجود یكدیگر را رعایت كنند.(16)

و البته ما در بحث از مبانی فكری و آرمانی دموكراسی بار دیگر با تفصیل بیشتر به همین مطلب خواهیم پرداخت. آنچه كه فعلآ، مناسبتآ، لازم است ذكر شود این‌ است كه در تمدن غرب قراردادهای اجتماعی ـ و به تعبیر خودشان قانون ـ جانشین اخلاق شده است و سعی بشر غربی در این است كه با اصالت دادن به قوانین مدنی و مقررات اجتماعی از اخلاق مذهبی و شریعت بي‌نیاز شود؛ یعنی به عبارت بهتر، جامعه‌ای بسازد كه در آن هیچ كس نیازی به خوب‌بودن نداشته باشد، و در عین حال كه هیچ كس التزام اخلاقی در برابر وجدان خویش ندارد، همه بتوانند بدون تجاوز به حقوق یكدیگر از حداكثر آزادی و ولنگاری برای ارضای شهوات حیوانی و تمتع از لذایذ مادی برخوردار باشند ـ و الحق بهترین نظام سیاسی كه مي‌تواند اهداف مذكور را تأمین كند، سیستم دموكراسی است.

برای اینكه به عمق فاجعه‌ای كه با این تمدن مبتنی بر اسراف و تبذیر در انتظار ماست بیشتر پی ببریم، شاید لازم باشد كه هنوز شواهد و مصادیق دیگری ذكر كنیم.
ودر مورد چرا گرفتار شدیم

خودم به اینجا رسیدم که غفلت ما دلیل اصلی این موضوع هستش ودر درجه دوم اینکه برای اعتقاداتمون زیاد اهمیت قاءل نیستیم

علی آقا اینجا بگم وقتی بحث کنیم طبیعتا اشتباهاتی که من میکنم رفع میشه
معتقدم که اونیکه عیب ادم یا نواقص ادم رو بهش گوش زد می کنه از بهترین دوستان ادمه
یادمه تو نهج البلاغه خوندم که اگر خواستی یکی رو بسنجی ببینی چکاره است مشکلت رو بهش بگو ببین چجوری راهنماییت می کنه

خلاصه من نه ادعا علامه دهر بودن می کنم نه ادعا معصوم بودن از اشتباه

در مورد اینکه علت گرفتاری جهالت
اینجا رو میگم هر کجاش مناسب نبود بهم بگید تا روشم رو عوض کنم
میخوام با بیان مصداقات ومظاهر جاهلیت دوم وراهکار های خلاصی از جاهلیت دوم
برسم به اینکه چرا کرفتار شدیم تا دوباره اسیر نشیم
چی میگن پارادوکسه یا فلش بک
از اون روش استفاده می کنم
چقدر جالب اسم روش رو نمیدونم ولی میخوام ازش استفاده کنم!

ولی با توجه به ریشه ای بودن بحث وزمانبر بودن مطمءنا بدون کمک شما به عمر حقیر کفاف نمیده
پس خواهشا کمکم کنید

بازم اگر اشتباهی داشتم بگید
نگید عجب بی چشم وروحیه

در مورد اون موردی اولیم که ذکر کردید متوجه منظورتون نشدم.

یاعلی
محمد جان میگن وقتی حضرت حجت میان از جمله برکاتشون اینه که عقول مردم کامل میشه


رابطه ی بین حب الدنیا رأس الخطیئه (حب دنیا رأس همه ی خطاهاست) و جاهلیت مدرن چه نظری داری

رابطه بین نظم نوین جهان و جهالت مدرن چیه

اصلاً نظم نوین جهانی یعنی چی ؟

طراحش کیه؟

مگه نظم قبلی دنیا چی بوده و چه اشکالی داشته که اینا دنبال یه نظم نوین رفتن؟

نظم یعنی قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش

در نظر این کسانی که نظم نوین جهانی رو پی ریزی کردند چه چیزی سر جاش نبوده و الان دارن میرن به سمت اینکه اون چیز بیاد سر جاش؟

چرا مردم گرفتار جاهلیت مدرن شدن به قدری که حتی خود ما هم بعضاً گرفتارش شدیم و خبر نداریم

آیا چمپیونزلیگ و المپیک هم از مصادیق جاهلیت مدرن هست؟

اصلاً امروز تعریف انسان چیه؟
نیاز های اساسی انسان رو چی میدونن این به اصطلاح علمای عالم که از نظر رسول خدا جاهلانی هستند که جهلشان از عرب دوران جاهلی هم بیشتر است؟


اساساً مهمترین اهداف زندگی بشر در قرن 21 چیه که داره برای رسیدن بهش تلاش میکنه و آیا بین جاهلیت مدرن و این اهدافی که بشر در قرن 21 (شامل من و شما هم میتونه بشه) دنبالش هست چیه؟


و خیلی سوالات دیگه که مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با جاهلیت مدرن هست و نیاز به پاسخ داره تا بفهمیم ریشه این جاهلیت چیست و چه باید کرد برای رهایی از اون
(۱۱/شهریور/۹۰ ۲:۱۹)علی 110 نوشته است: [ -> ]محمد جان میگن وقتی حضرت حجت میان از جمله برکاتشون اینه که عقول مردم کامل میشه


رابطه ی بین حب الدنیا رأس الخطیئه (حب دنیا رأس همه ی خطاهاست) و جاهلیت مدرن چه نظری داری

رابطه بین نظم نوین جهان و جهالت مدرن چیه

اصلاً نظم نوین جهانی یعنی چی ؟

طراحش کیه؟

مگه نظم قبلی دنیا چی بوده و چه اشکالی داشته که اینا دنبال یه نظم نوین رفتن؟

نظم یعنی قرار گرفتن هر چیزی سر جای خودش

در نظر این کسانی که نظم نوین جهانی رو پی ریزی کردند چه چیزی سر جاش نبوده و الان دارن میرن به سمت اینکه اون چیز بیاد سر جاش؟

چرا مردم گرفتار جاهلیت مدرن شدن به قدری که حتی خود ما هم بعضاً گرفتارش شدیم و خبر نداریم

آیا چمپیونزلیگ و المپیک هم از مصادیق جاهلیت مدرن هست؟

اصلاً امروز تعریف انسان چیه؟
نیاز های اساسی انسان رو چی میدونن این به اصطلاح علمای عالم که از نظر رسول خدا جاهلانی هستند که جهلشان از عرب دوران جاهلی هم بیشتر است؟


اساساً مهمترین اهداف زندگی بشر در قرن 21 چیه که داره برای رسیدن بهش تلاش میکنه و آیا بین جاهلیت مدرن و این اهدافی که بشر در قرن 21 (شامل من و شما هم میتونه بشه) دنبالش هست چیه؟


و خیلی سوالات دیگه که مستقیم و غیر مستقیم در ارتباط با جاهلیت مدرن هست و نیاز به پاسخ داره تا بفهمیم ریشه این جاهلیت چیست و چه باید کرد برای رهایی از اون
رابطه ی بین حب دنیا وجاهلیت دوم
اعتقاد دارم که دنیا رو برای ما زیباا جلوه دادن تا به اون وایسته شیم
تو همون مایه های زیبا جلوه دادن زشتیها توسط شیطان

رابطه ی بین نظم نوین جهانی وجاهلیت دوم
معتقدم که سع نوع از مظاهر جاهلیت عین برنامه های نظم نوین جهانیه
اول- ایجاد کردن مجدد تعصب قبیله ای یا قومی
اگر نقشه ی خاورمیانه ی جدید رو نگاه کنید می بینید که کشورها براساس قومیتها تجزیه و هر قوم مستقل از دیگری هست
دوم-خود آرایی وتبرج وعامیانه تر ایجاد مد پرستی
انسان امروز همچون انسان عصر حجر به لباس ومرکب وقصر وبارگاه و.... فخر می فروشد
این یعنی این که تونستن انسانی روکه ادعا متمدن بودن می کند را به ده ها هزار سال قبلش بر گردانند
اما ربطش به نظم نوین جهانی
وقتی سرت به مد ومدل مو کرم ضد افتاب و.... گرم اونا کار خودشون رو انجام بدن
به قول استاد شریعتی مهم نیست که در نماز باشی یا نشسته در شراب خواری مهم اینه که صحنه نباشی

یادمه تو نشست جاهلیت مدرن موسسه موعود استاد شفیعی گفتش من از بعضی داروخونه ها پرسیدم در مورد دماغ عمل کردن واینا یارو بهم گفته خیلیها هستن دماغ رو دست نزدن وبیاین چسب دماغ رو می خرن وجالبتر اینکه میگن از گرون تراش به من بدید!!!

سوم-مصرف گرایی-
وقتی کشورهای تحت سلطه یا مستقل مصرف گرا بشن مجبورن برای تامین مواد مورد نیاز واردات کنن وبه مرور زمان به اقتصاد دیگر کشورها وابسته میشن وچه موقعیتی بهتر از اینکه نظام سلطه بارش رو ببنده
خیلی جالبه با فروش تولیدات خود به این کشورها پولی رو در بیارن واون پول رو برای جنگ با همون کشورها استفاده کنن!

نظم نوین جهانی یعنی نظمی که همه رو وابسته به یک قدرت ومستعمر بکند
یک قدرت مالی و نظامی برتر

نظم قبلی دنیا نظمی متعادل و تقریبا عادل بوده وسودی برای اونا نداشته
نظمی بوده که دست اونا رو برای استعمار بسته بوده
چون عقل انسان داشته کامل تر می شده واونا فهمیده بودن که چند سال دیگه نمی تونن استعمار گری کنن
پس به فکر این میافتن که ارزشهارواعتقادات مردم رو به مرور زمان از بین برده یا نسبت به اعتقاداتشون اونا ر سست کنند و اینظوری راحت تر بتونن برده ی خود کنند.
انسان امروز یعنی موجودی که فقط نیاز مادی دارد ونیاز معنوی ندارد اون و کلی گفتم چون اگر باز بشه هیچی بحث عوض میشه

ودر اخر با تمام مسایلی که ذکر کردید سخت موافقم
چون ریشه ی گرفتاری مهمه متها بعد از پیدا کردن راه خلاصی

همه ی اینهایی که من گفتم نظر شخصی منه وهیچ دلیلی نداره که قطعا درست باشه یعنی برداشت من از جاهلیت ونظم نوین جهانی هست.


مثل اینکه توی یه تایپیک سوتی دادم ومناظره انتخابات امریکا و تحریم ایران رو اشتباه گرفتم
اخه داشتن جواب شما رومی دادم اون بغل یه چیزی نوشتم رفت
برم ماله کشیش کنم


یاعلی
من اطلاع زیادی در این مورد ندارم . اما از این بحث کمال استفاده رو بردم .
ممنون Blush
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع