تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: در برابر توهین، دشنام و ناسزا چه کنیم؟
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4
سلام

1_پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): (الغضب یفسد الایمان کما یفسد الخل العسل)
خشم ایمان را تباه می کند همچنانکه سرکه عسل را تباه و فاسد می سازد.


2_امام صادق(علیه السلام): (مَن لَم يَملِك غَضَبَهُ لَم يَملِك عَقلَهُ)
كسي كه مالك خشم خود نباشد مالك عقل خود نيست.


3_امام باقر(علیه السلام): (مَن کَفَّ غَضَبَهُ عن النّاس کَفَّ اللهُ عنهُ عَذابَ یومَ القِیامة)
كسي كه خشمش رااز مردمان بازدارد خداوند نيز دروز قيامت عذابش را از او باز مي دارد.


حتما براتون پیش اومده از دست کسی یا چیزی خیلی عصبانی شده باشین.
خب انسان و سیستم روحی اون همین طوریه که ممکنه گاهی از چیزی خیلی عصبانی بشه.
شما چطور با خشمتون کنار میاین؟
عصبانیتتون رو سر اطرافیانتون خالی میکنید؟
چیزی رو میشکنید؟
داد و فریاد میزنید؟
و...
نظراتتون رو بگید شاید با هم فکری همدیگه بشه به کسانی که با این موضوع مشکل دارن کمک کرد

یا علی...
(۱۰/آبان/۹۱ ۱۹:۰۵)Anti-satanism نوشته است: [ -> ]
حتما براتون پیش اومده از دست کسی یا چیزی خیلی عصبانی شده باشین.
خب انسان و سیستم روحی اون همین طوریه که ممکنه گاهی از چیزی خیلی عصبانی بشه.
شما چطور با خشمتون کنار میاین؟
عصبانیتتون رو سر اطرافیانتون خالی میکنید؟
چیزی رو میشکنید؟
داد و فریاد میزنید؟


خیلی کم پیش میاد عصبانیتم بزنه 99 درجه و همه چیزو به هم بریزم بیشتر اوقات سعی میکنم با یه خنده و لبخند و چهارتا شوخی با کسی که داره عصبیم میکنه کنار بیام ولی وقتی این مراحل جواب نده کنار اومدن سرم نمیشه و همچین کل عصبانیتم رو خالی میکنم که بعدش خودمم باورم نمیشه......اگه چیزی هم دم دستم باشه رو خراب میکنم و کتابام رو پرت میکنم و....

همه ی اینها وقتی پیش میاد که طرف پاشو از گلیمش درازتر کنه. کلا دو یا سه بار این اتفاق برام افتاده که اینطوری امپر بچسبونم.
یه بار با داداشم بود که رو اعصابم داشت راهپیمایی میکرد بعد اون دعواهم یه ماهی باهم قهربودیم و وقتی اون تو اتاق بود من نمیرفتم تو و برعکس.....همین یه بار بود که با داداشم دعوا کردم از اون به بعد شده بهترین رفیقم.
با رفیقای صمیمی که اصلا دعوا نکردم تا الان.
سلام به همه
خدارو شکر آدم خیلی صبوری هستم و آخرین دفعه ی عصبانی شدم رو یادم نمیاد ولی اگر کسی بخاد به عقایدم و به دینم توهین کنه ساکت نمیمونم
این روزا واسه خیلیامون پیش میاد که بریم تو یه اداره ای و کارمونو درست انجام ندن, و با اینکه حق با ما بوده ولی چون دستمون ب جایی بند نیستو حالو حوصله شکایتم نداریم, کارمونو انجام ندن!!
تازه اگرم پیگیر بشیم بازم فقط وقتمون طلف شده, چون ادارات دولتی معمولاً پشت همو خالی نمیکنن که نکنه یه وقت کار اونا ام به اون اداره بیافته.

حالا باید چه کرد؟؟؟
عصبانی شدو دادو بیداد را انداخت, یا اینکه صبر کردو تحمل!!!؟؟؟
من امروز یه نمونشو تو سازمان تامین اجتماعی دیدم.

یه آقایی(من میشناسمش) یه سری مدراک آورده بود واسه پروندش(حدود 2 ماه پیش) بماند که واسه آوردنو جمعو جور کردن اون مدارک خیلی اذیتش کرده بودن، خلاصه بعد از اینهمه امروز و فردا و برو بعد بیا، مدارکش کامل شده بود، بعد بهش گفته بودن برو، ما خودمون پیگیری میکنیم، تا هفته ی پیش... که ازشون خبری نشده بودو خود آقا پسر رفته بود دنبال پروندش،
از قرار معلوم پرونده ب جای اینکه پیگیری بشه رفته بود تو بایگانی!!!، دوباره بعد از چند بار بالا پایین رفتنو مدارک جدید جور کردن گفته بودن برو خودمون میگیم 2 3 روز دیگه..

2 3 دیگه شده بودو بازم خبری نشده بود ازشون!!!

امروز که دوباره اومده بود دنبال کارش بهش گفتن مدارکت ناقصه!!!!
پسره رو میگیAngry

انصافاً من دیدم اگه مدارک کسی ناقص باشه ب هیچ وجه تحویل نمیگیرن مدارک رو!!

در نتیجه گم کرده بودن یکی از مدارک اون آقارو.

بعد اون آقا ب خانمی که مسئول اون کار بود، گفت من همه ی مدارک رو تحویل دادم ، ولی اون خانم اصلاً حاضر نبود قبول کنه که 1% احتمال داره اونا اشتباه کرده باشن، آخرشم گفت اگه میتونی برو ثابت کن که این کاغذو دادی!!!

بعدشم گفت از اتاق مـــــــــــــــتن برو بیــــــــــــــــرون!!

اون آقاهه رفت پیش رئیس اداره، بعد از کلی جرو بحث رئیسه پرسید: چند وقته پروندتون اینجاس؟؟ آقاهه گفت حدود 2 ماه!
گفت شما باید برید سه ماه دیگه بیاید تا حالتون بیاد سر جاش!!!

اون آقاهه ام با جفتشون دعوا کرد!!

آخرشم با دعوا تونست کارشو انجام بده.Dodgy

لازم ب ذکز است که معاون اون اداره از آشناهای نزدیک اون آقا بود و کافی بود با یه سفارش کارشو سریع انجام بدن ولی اون آقا میگفت من اجازه نمیدم حقمو ضایع کنن.!!

حالا ب نظر بچه هی عزیز هم تالاری
این آقا چطوری باید برخورد میکرد!!؟؟

ب معاون میگفت تا کارشو را بندازه(ایکی ثانیه) پارتی!!
یا یه مدت دیگه صبر میکرد تا کارش درس شه(یه جورایی کار اونارو نادیده میگرفت)
یا این کاری که انجام داده!!؟؟(ب قول خودش حقشو گرفته باشه)
به نظر من چنین اداراتی باید روی سر کارمنداش خراب بشهBig Grin
البته شوخی بودا.

وقتی مدیر یه مجموعه فاسد باشه کل مجموعه فاسد میشن.
در همین مثالی که زدید اگر واقعا رئیس اون اداره سالم و درست بود کار اون بنده خدا رو راه مینداخت و کارمند خاطی رو توبیخ میکرد.
ولی...Confused

در مورد سوالتون هم شاید اگر من با چنین موردی روبرو بشم با توجه به اخلاقیاتم مورد دوم رو انجام بدم
خانه از پای بست ویران است !!!
بنظر من کم کاری از طرف کارمندای اداره بوده
مورد سومو میپسندم....
ولی اگه تو چنین موقعیتی قرار بگیرم پارتی رو ترجیح میدم.
یه حدیث از امام علی یادمه تو نهج البلاغه خوندم که نوشته بود حقتونو بگیرید حتما یه همچین جمله بندیم داشت دقیق یادم نیست : حقتونو بگیرید حتی اگه مجبور بشید سوار شتر شین و شهر هارو بگذرونید . میگم دقیق یادم نیس حالا پیداش کردم میذارم ولی با توجه به این حدیث کار اون آقاهه کاملا درست بوده
(۶/مرداد/۹۲ ۲۳:۰۷)در جستجوی سختی نوشته است: [ -> ]خانه از پای بست ویران است !!!
و در شهر کوران، یک چشم، پادشاه است.

سلام
قبل از این که پاسخ شروع کننده ی موضوع رو بدونم، می خوام یه مساله ی مرتبط رو بگم؛
بیایم مرد باشیم، بخشنده باشیم، سازنده باشیم و اون طوری که با ما رفتار شده، با بقیه رفتار نکنیم. همیشه بهترین باشیم. فرضا اگر امروز شما به جایی مراجعه کردید و با شما برخورد نامناسبی کردند، فردا که شما مسئول شدید در اون جا، سعی کنید بهترین باشید. عقده و دلگیری هاتونو فراموش کنید. امروز شما می تونید متفاوت باشید و خداپسندانه کار کنید. پس خودمون درست باشیم، بدون در نظر گرفتن اطرافیان.

واقعیت اینه که ما حکومت مردم بر مردم داریم. یعنی خودمون مسئولانو انتخاب می کنیم تا دولتو بچرخونن و ما استفاده کنیم. مسئول یعنی مورد سوال. یعنی پاسخ گو. از گذشته تا امروز این عنوان، مطابق تعریفش نبوده و ما کمتر دیدیم. در حال حاضر فساد زیاده. مسئولان نمی دونن خدمتکار مردم هستن. از دلایلش اینه که زمان های قدیم، حکومت دولت بر مردم بوده و هنوز در برخی سالمندان و میان سالان می بینیم که گاهی وقتی به سازمان های دولتی مراجعه می کنن، جوری صحبت می کنن انگار نه انگار که با خدمتکارشون صحبت می کنن. اما جوون تر ها می دونن که رفتن اون جا که کارشونو انجام بدن براشون.
پس به دلیل تغییر نوع حکومت، کم کم رفتارها و عملکرها داره تغییر می کنه و این تغییر ادامه خواهد داشت. موضوع مهم اینه که هر کس باید از بدو انتخاب یا انتصاب در سِمَتی، خودشو نوکر مردم و کشور بدونه و کار کنه و کار کنه. هنوز ساز و کارهای خیلی جاها نامناسبه و مناسب شان مردم کشورمون نیست. روند این تغییر خیلی کنده، اون هم به دلیل عدم توانایی های مسئولان کشوره.
رفتار مردم هم موثره. بعضی ها جوری رفتار می کنن که مسئول نالایق، فرصت از زیرکاردررفتنو داره. باید ایستاد و ازشون کار خواست. باید وظایفشونو بشناسی و بهشون بگی. نباید مدرک تحصیلی رو بگی. مدرک هر کس برای خودشه و عملکرد و حاصل تحصیلاتش برای مردمه. پیشنهاد می کنم فقط فامیل رو بگید. اگر رییسه، رییس کارمندای اداره و سازمانشه، نه رییس ما، پس باز هم فقط فامیلشو بگید، نه آقا/خانم رییس. باور کنیم داریم با خدمتکارمون صحبت می کنیم.

اما پاسخ به سوال:
اگر لیاقت انسان رو در نظر داشته باشیم، باید در صورت عدم برخورد نامناسب، فقط با یک تماس، اون کار انجام بشه. البته خیلی از برخوردها و مشکلات به دلیل ناآشنایی مراجعه کننده ها با روندها و قوانین هست. + کم سوادی جامعه.
اما در حالت فعلی، پیشنهادم اینه که از ابتدا جوری رفتار کنید که انگار مطمئن هستید همین امروز کارتون انجام می شه. تا با برخورد ناشایستی برخورد کردید، اول ببینید رفتارشون درسته، یا خیر. اگر رفتار درستی داشتند که دنبال راه حل باشید. اگر رفتار نامناسب داشتن، سریع به مقام بالایی مراجعه کنید و محکم باهاشون صحبت کنید. جوری که بدونن ولکن ماجرا نیستید و تا آخر وقت اداری همچنان اون جا هستید تا کارتون انجام بشه. برید روی اعصابش تا وقتی که رسیدگی کنه. سمج باشید. تا وقتی که وظیفه شو انجام بده.
یکی از راه حل ها هم اینه که همون جا بشینیم. یعنی وقتی پاسخ منفی نابه حق شنیدید، فقط همون جا بشینید تا ازتون خسته بشه و روی اعصابش باشید تا کارتونو انجام بده و از دستتون راحت بشه. این ترفند توسط خودم اجرا شده و پاسخ داده.
جوری با مسئولان که خادمان ما هستن رفتار کنید که انگار باور دارید کارتونو انجام می دن. مثلا من دنبال کاری بودم و یک روز انجام نشد. گفت فردا زنگ بزن و بیا. من بدون این که زنگ بزنم رفتم و چون دیدم همه ی شرایط برای انجام کار هست، بهش گفتم امروز باید انجام بشه. اگر نرفته بودم، یا زنگ می زدم انجام نمی شد. اما رفتم و همون جا رو به روش نشستم تا کارمو انجام داد و خودش رفت دنبال امضاهاش و برگه رو تحویلم داد.
سازمانی که نظارت داره به اون جایی که مراجعه کردید رو هم بشناسید تا در صورت لزوم، مراجعه کنید.
اما در همه ی این مراحل، آرامش خودتون حفظ کنید. با لبخند به مسئول بگید که این کار انجام می شه و بدون هیچ عصبانیتی، بایستید تا کارتونو انجام بدن. البته روان شناسی هم کمک می کنه. باید تشخیص بدیم که فرد می خواد سرکار بذارتمون یا این که واقعا داره درست می گه. برخورد مناسب هم باید بدونیم. نباید مسئول به نظرش برسه که می تونه با اعصاب و وقت ما بازی کنه. باید بفهمه که باید کارمونو انجام بده.

انشاالله که ما جوونتر ها مرد باشیم و غیرت داشته باشیم و مسئول لایق باشیم و لیاقت خدمت و نوکری در این کشورو داشته باشیم. و فرداهایی که این بحث ها به خاطر عملکرد ما، در میان جوون ترهامون نباشه. انشاالله
خودم به شخصه مورد سوم رو انتخاب میکنم.

.
البته فقط در مورد این موضوع........
.
.
تا جایی که بشه سعی میکنم گزینه 2 رو انتخاب کنم
صفحه: 1 2 3 4
آدرس های مرجع