۴/تیر/۹۳, ۱۵:۲۸
بچه ها چه جوری نقل قول میذارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟






بیشتر توضیح میدین آقای درست پسند.







بیشتر توضیح میدین آقای درست پسند.







![[تصویر: postbit_quote.gif]](http://forum.bidari-andishe.ir/images/new.bidari/postbit_quote.gif)
(۴/تیر/۹۳ ۱۵:۲۸)یا ابوالفضل نوشته است: [ -> ]بچه ها چه جوری نقل قول میذارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟با دکمهی
که آقای masoudmoosavy اشاره فرمودن. همچنین تاپیک درباره تالار و امکانات آن هم ممکنه مفید باشه.(۴/تیر/۹۳ ۱۵:۲۸)یا ابوالفضل نوشته است: [ -> ]بیشتر توضیح میدین آقای درست پسند.شما فرمودید «آخه نمیشه»
نقل قول:طرف به خاطر خدا از لذت لحظه ای میگذره و نگید بخاطر حوری که اگه کسی به خدا و عالم غیب اعتقاد نداشته باشه مسلما به حوری هم اعتقاد ندارهکاملا نکته بجایی را مطرح کردید و باید بسیار بر آن تاکید شود رضای خدا به از هزاران حوری بهشتی .از دکتر علی شریعتی نقل است :
نقل قول:این دنیا شراب حرامه اما اون دنیا سرو میشه، پس میفهمیم که این شراب اون شراب نیس و اثارش هم همینطورهمانطور که خود شما به درستی متذکر شدید این شراب با آن شراب متفاوت است گاها که چه ارض کنم جدیدا با بی ارزش شدن دکتر شریعتی و ارزشمند شدن صادق هدایت ابله این اشاره شما مورد سو استفاده خیلی ها شده است
(۶/مهر/۹۳ ۰:۱۸)hossein.afrad نوشته است: [ -> ]چطور این رو میفرمایید؟پس اگر مرتکب گناه نمی شویم برای عشقمان خدای متعال باشد نه ملک و حوری بهشتی
(۱۹/مهر/۹۳ ۲:۲۸)درست پسند نوشته است: [ -> ]سلامبسم تعالی
قبلاً در یک تاپیک که بحثش بود عرض کرده بودم. از اونجا که کمی غیرواضح گفته بودم، اینجا با کمی تغییر عرض میکنم:
چطور این رو میفرمایید؟
مگه این حالت هم میشه که عشقمون خدای متعال نباشه و به بهشت برسیم؟!
و یا چطور حبّ خداوند رو از حبّ بهشتش جدا میکنید؟
در حالی که انسان تنها در صورتی بهشت رو پاداش میگیره که برای رضای خدا کار کنه.
پس اگر برای کمتر از رضای خدا کار کنه پاداش نمیگیره.
بیشتر از رضای خدا هم نداریم.
پس منطقاً ثابت میشه که رضای خدا قرین بهشت هست. همونطور که از این آیه هم ثابت میشه:
سوره فجر: يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ (27) ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً (28) فَادْخُلِي فِي عِبَادِي (29) وَادْخُلِي جَنَّتِي (30)
تو ای روح آرامیافته (27) به سوی پروردگارت بازگرد در حالی که هم تو از او راضی هستی و هم او از تو راضی است (28) پس در زمره بندگانم داخل شو (29) و در بهشتم داخل شو (30)
از اون طرف، در مورد جهنم:
چطور میشه گفت انسان میتونه که بدون داخل کردن خوف خدا و تنها بخاطر حبّ خدا طغیان نکنه؟
سوره علق: كَلَّا إِنَّ الْإِنسَانَ لَيَطْغَىٰ (6) أَن رَّآهُ اسْتَغْنَى (7)
چنین نیست (که شما میپندارید) به یقین انسان طغیان میکند(6) از اینکه خود را بینیاز ببیند(7)
و نیز:
چطور بین کیفیت تکالیفی که بهشتیان مختلف رو به بهشت میرسونه تفاوت قائل میشید؟
در حالی که تکلیف هیچ انسانی کمتر و یا بیشتر از توانش نیست:
سوره بقره، آیه 286: لَا يُكَلِّفُ ٱللَّهُ نَفۡسًا إِلَّا وُسۡعَهَا...
خداوند هیچکس را جز به اندازه توانش مکلف نمیکند...
و همشون تنها زمانی بهشت میرن که تا اندازه ی توانشون صبر کرده باشن:
سوره بقره، آیه 214: أَمْ حَسِبْتُمْ أَن تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَلَمَّا يَأْتِكُم مَّثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِن قَبْلِكُم ۖ مَّسَّتْهُمُ الْبَأْسَاءُ وَالضَّرَّاءُ وَزُلْزِلُوا حَتَّىٰ يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ مَتَىٰ نَصْرُ اللَّهِ ۗ أَلَا إِنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ
آیا گمان کردید داخل بهشت میشوید حال آنکه مانند آنچه بر سر پیشینیان شما آمد بر سر شما نیامده است؟ آنها دچار سختی و زیان شدند و به هول و تکان در آمدند تا جایی که پیامبر و کسانی که با وی ایمان آورده بودند گفتند یاری خدا کی خواهد بود؟ آگاه باشید که یاری خدا نزدیک است.
و نیز:
چطور بین انگیزه های بهشتیان تفاوت قائل میشید؟
به عبارت دیگر، چطور افرادی رو مؤمن و بهشتی می پندارید در حالی که خدا رو بزرگترین حبّشون نمی پندارید؟
سوره بقره، آیه 165: وَمِنَ النَّاسِ مَن يَتَّخِذُ مِن دُونِ اللَّهِ أَندَادًا يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ ۖ وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِّلَّهِ ۗ وَلَوْ يَرَى الَّذِينَ ظَلَمُوا إِذْ يَرَوْنَ الْعَذَابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا وَأَنَّ اللَّهَ شَدِيدُ الْعَذَابِ
از میان مردم کسانی هستند که همتایانی برای خدا قائل میشوند و آنها را همچون خدا دوست میدارند اما آنها که ایمان آوردهاند عشقشان به خدا شدیدتر است و آنها که ستم کردند هنگامی که عذاب را مشاهده کنند خواهند دانست که تمام قدرت از آن خداست و خدا دارای مجازات شدید است.
و نیز از همه روشنتر:
چطور میتونید ادعا کنید که طمع بهشت از حبّ خدا جداست، در حالی که خود خدا بشارت بهشت میده؟
سوره اسراء، آیه 9: إِنَّ هَٰذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا
این قرآن، به راهی که استوارترین راههاست هدایت میکند و به مؤمنانی که اعمال صالح انجام میدهند بشارت میدهد که برای آنها پاداش بزرگی است.
(۱۹/مهر/۹۳ ۱۲:۳۸)Islam نوشته است: [ -> ]این حرف شما فکر نمیکنم کاملا درست باشه.بنده دلیل آوردم، و جوابش میشه استدلال مخالف.
چون افرادی هستند که خدا را از روی ترس از عذاب جهنم پرستش میکنند. این افراد در نتیجه از عذاب جهنم نجات پیدا خواهد کرد.این هم نوعی نیت هست.درونمایش هم ایمان به خداوند است چون وقتی کسی به جهنم ایمان داره به خداوند هم ایمان داره. اما خب این نیت از نیت والایی مثل خود خداوند، پایین تره. این فرد در نتیجه از عذاب جهنم نجات پیدا خواهد کرد.اما احتمالا به قرب الهی نمی رسد.
یا کسی که برای بهشت و نعمتهایش خدا را عبادت میکند. این هم نیتی از مرتبه ی پایین تره اما این افراد هم در زمره ی نجات یافتگان قرار می گیرند.
بالاترین درجه هم ترس از جهنم و علاقه ی به بهشت داشتن اما به خاطر خداوند عبادت کردن است. همانطور که معصوم میفرمایند که ما هم به بهشت علاقه مندیم و هم ترس از عذاب الهی داریم اما به خاطر خود خداوند عبادت میکنیم.این افراد با این نیت به بالاترین جایگاه میرسند.
نیت اول و دوم از مرتبه ی بسیار پایین تری نسبت به نیت سوم برخوردارند اما این به این معنی نیست که آن ها همه جهنمی خواهند شد! آن ها هم به اندازه ی نیت شان پاداش می گیرند.
(۱۹/مهر/۹۳ ۲:۲۸)درست پسند نوشته است: [ -> ]انسان تنها در صورتی بهشت رو پاداش میگیره که برای رضای خدا کار کنه.میتونید این رو رد کنید؟
پس اگر برای کمتر از رضای خدا کار کنه پاداش نمیگیره.
بیشتر از رضای خدا هم نداریم.
(۱۹/مهر/۹۳ ۲۲:۰۰)رکن الهدی نوشته است: [ -> ]ببخشید آقای درست پسند شما یسری آیه اینجا میارین بعد می کنید دلیل حرفاتون می گین اینا برهان منه ولی من فکر می کنم اینا فقط تفسیر شخصی شماست نه برهان...مگر از یه منبع تفسیر هاتون رو تایید کنید...این مطلبم که این دوستمون گفتن حدیث از حضرت امیر ع هست پس جای رد نداره حتی با براهین شماشما یک موضوع رو درنظر نگرفته اید.
(۲۰/مهر/۹۳ ۱:۱۹)درست پسند نوشته است: [ -> ]شما یک موضوع رو درنظر نگرفته اید.
اجازه بدین اینطور مطرح کنم:
یک مؤمن به چه دلیلی به وجود خداوند و اینکه قرآن کریم سخن خداست ایمان میاره؟
کدوم یک صحیح هست؟:
۱. چون براهینی بر این موضوع یافته و با عقل خود اونها رو سنجیده و درست یافته.
۲. چون پدر و مادرش این آیین رو داشته اند.
۳. چون افرادی که علما نامیده میشن اینطور گفته اند.
۴. چون در دلش اینطور احساس میکنه.
۵. هر دلیل دیگر.
مسلماً هرکدوم از ما، تنها در صورتی مؤمن هستیم که مورد ۱ پاسخ ما باشه.
چرا؟
چون ایمان آوردن یک امر عقلی هست.
حقیقت اینه که خداوند وجود داره، و ایمان آوردن به این حقیقت مانند هر حقیقت دیگری، به صورت عقلی و با براهین صورت میگیره.
پس از شما می پرسم:
شما بر چه پایه ای تفاسیر قرآن کریم رو نخونده و ندونسته قبول کرده اید؟
۱. چون افرادی که علما نامیده میشن اونها رو نوشتن.
تنها دلیلتون، البته و صدالبته همینه.
پس باید پرسید:
بر چه پایه ای ایمان می آورید به هرچه که یک فرد ممکنه بگه - هرچند که یک عالم خیلی عزیز و دوست داشتنی باشه؟
آیا این کاری نیست که در مورد یک پیامبر - بعد از اینکه براهین روشن بر پیامبری خودش آورد - انجام میشه؟
اما بنده:
به درستی سخن قرآن کریم با دلایل عقلی ایمان آورده ام.
براهینم رو نیز به صورت عقلی از آیات محکم قرآن کریم استنتاج کرده ام.
شما در مورد حدیث هم همون اشتباه رو میکنید.
احادیث تنها پس از این تأیید میشن که با محکمات قرآن کریم مطابقت داشته باشن.
چون:
اولاً هیچ تضمینی مانند قرآن کریم در مورد تحریف نشدنشون وجود نداره.
و ثانیاً حتی اگر مطمئن باشیم که از زبان ائمه بیان شدن، هیچ تضمینی در مورد اینکه ما از کلماتش برداشت صحیح داشته باشیم وجود نداره. یعنی حدیث هم تفسیر داره، شرح داره، و این تفسیر، پیش از مقبول شدن حدیث و استفاده شدن حدیث، براساس محکمات قرآن کریم انجام میشه.