تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مراقبه و محاسبه نفس (کاملا عملیاتی ان شاءالله)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
و اما مى گویند یاد خدا آرامشبخش قلبهاست؛ پس چر باا این که سعى می کنیم از خدا غافل نشویم، آرامش نداریم؛

دلیل این اضطراب، چیست؟
قرآن با وجود این که مؤمنان را به یاد خداوند، دستور مى دهد، 1
[b] ولى این کار را در ذکر زبانى خلاصه نمى کند؛ بلکه موارد بسیارى را مى شمارد که هر یک، نمونه روشنى از یاد خداوند محسوب مى شوند. این موارد، عبارتند از:

1. به پا داشتن نمازهاى واجب و مستحب.2
2. به یاد آوردن آفرینش انسان؛ قرآن مردم را دعوت می کند که خلقت ابتدایى خود را یاد کنند و به یاد آورند که از نطفهاى خُرد خلق شدهاند و به واسطه این یاد - که جلوه اى از قدرت و علم خداوند است - از تکبر و غرور خود بکاهند.3
3. توجه به مرگ و حیات جاویدان آخرت.4
عالمان اخلاق، معتقدند که هیچ موعظهاى براى بیدارى بنده از خواب غفلت، به پاى یاد مرگ نمىرسد.
4. توجه به آمد و رفت روز و شب و خلقت آسمانها و زمین.5
به طور کلى، توجه به آیات و نشانه هاى خداوند، وسیله هایى براى یادآورى اسماء و صفات خداوند است و شاید زیباترین و هنرمندانهترین جلوه یاد خدا، در همین مورد باشد.
5. توجه به بهرهمندى از نعمتهاى الهى و توجه به مُنعِم حقیقى.6
6. توجه به وفاق و همدلى در بین مسلمانان؛ محبت قلبى و الفت بین مردم، جلوهاى از یاد خداوند است.7
7. توجه به عهدها و پیمانهاى الهى.8
8. توجه به هدایت پروردگار از طریق فرستادن پیامبران و نازل کردن کتابهاى آسمانى.9
9. توجه به آرامش و امنیت.10
10. مقاومت و ایستادگى در برابر وسوسهها و حیلههاى شیطان.11
11. پرهیز از محّرمات و گناهان.12
12. کسب روزى حلال.13

ترس از خدا و روز قیامت، سبب میشود که انسان، در معامله و تجارت، از فساد مالى دورى کند.
توجه به این موارد و نظایر آنها، به ما این معرفت و بینش را مىدهد که »یاد خداوند«، لزوماً ذکر لفظى نیست تا منافاتى با کارهاى روزمره داشته باشد؛ بلکه بیشتر، ذکر قلبى مورد نظر است. علاوه بر این، اگر کارهاى روزمره - مانند درس خواندن - با انگیزه الهى همراه باشند، ذکر الله و یاد خداوند محسوب می شوند.
برنامه عبادى زیر نیز براى یاد خدا، بسیار مؤثر است:
1. مراقبه و محاسبه
. این سه چیز را قبل از انجام هر کارى، مشخص کنید؛ سپس انجام دهید. اصل این توجه و مراقبه، چندین فایده دارد:
1. انسان به حرام نمی افتد و واجبى از او ترک نمیشود.
2. حالت غفلت را از انسان دور مىکند.
3. ترک حرام و فعل واجب، به قصد قربت، خود عبادت به حساب می آیند؛ مثلاً اگر خوابیدن با این قصد باشد که تجدید نیرو شود تا انسان بتواند عبادت کند، خود عبادت است.
شبها باید به محاسبه اعمال روز بپردازید و ببینید که آیا مراقبه طول روز را خوب انجام دادهاید یا نه. اگر خوب انجام دادید، شکر خداى را به جا آورید و اگر خوب انجام ندادید، علتیابى کنید تا به تدریج، نقصها و علت عدم موفقیت را کشف کنید تا بعد از سالها، به جایى برسید که حتى یک گناه از شما صادر نشود. خلاصه این که باید محور مراقبه و محاسبه شما، انجام واجبات و ترک محرمات باشد.

1. نماز اول وقت
اگر کار مهمترى با نماز اول وقت، در تعارض نباشد، نماز اول وقت را ترک نکنید. اهل بیت علیهمالسلام و عالمان دین، درباره نماز اول وقت، سفارش فراوان کردهاند.

2. مستحبات نشاط آور
در میان مستحبات - از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى کمیل، ندبه و... - فقط آنهایى را انجام دهید که براى شما نشاط آور هستند و از تحمیل مستحبات بر نفس، پرهیز کنید؛
3. توسل به معصومین علیهمالسلام
گاهى به اقتضاى حال و اقبال قلب، به پیشوایان معصوم علیهمالسلام، توسل جویید و توفیق و حاجات خود را از آن معادن کرم بخواهید.
4. با وضو بودن
سعى کنید همیشه باوضو باشید. هنگام شب، قبل از خواب، وضو بگیرید و چنانچه نیمهشب براى کارى برخاستید و خواستید دوباره بخوابید، وضو لازم نیست.
5. زیارت اهل قبور
با زیارت اهل قبور در امورات دنیا تأمل بیشترى کنید تا گذرا بودن دنیا، بیشتر در دلتان جا بیفتد که این امر، بسیار مؤثر است.
[b]تمام این کار ها خود مراقبه می آورد اصلاً باعث میشود آدم رجوع کننده بشود نسبت به اعمالش .مثلاً خود من وقتی یک دفعه پایم پیچ میخوره یا یه بلایی سرم میاد میگم حقته میخاستی فلان جا مراقب حرفی که زردی باشی همش میگم خدا کنه تو این کلاس مراقبه از شاگرد زرنگا باشیم تا اگه یه وقت یه جای یه خبطی کردیم خدا در جا گوشمالیمون بده که آهای حواسم هست تو هم حواست باشه و این یکی از نعمتهای خداست که بفهمیم ایراد کارمون کجاست رجوع کنیم برطرفش کنیم وگرنه اگه خدا ما رو نخواد هزاران گناه هم که انجام بدیم نمیزاره بفهمیم که داریم کجا می ریم و نعوذ بالله چشم وا میکنیم میبینیم فرصتی نیست ....

در هر صورت محاسبه و مراقبه یک برنامه شخصی میتونه باشه و فکر نمیکنم بشه کس دیگه ای براش برنامه ریزی کنه البته راجع به کلیت قضیه نمی گم ولی خوب هر کس بهتر میدونه چیکار کنه .اگه بخوایم خیلی سخت گیرانه عمل کنیم ممکنه خیلی ها وسط این طرح خسته بشن و ادامه ندن که خیلی خطرناکه! به قول معروف باید قلق این کار رو پیدا کنیم تا برامون درونی بشه و دیگه نتونیم بدون حسابرسی عمل کنیم . ان شاءالله .

1. احزاب، آیه 41.
2. طه، آیه 14.
3. مریم، آیه 67 و واقعه، آیه 63.
4. اعراف، آیه 57.
5. آل عمران، آیه 190.
6. بقره، آیه 40.
7. آل عمران، آیه 103.
8. مائده، آیه 7.
9. مائده، آیه 20؛ بقره، آیه 231.
10. ابراهیم، آیه 6.
11. اعراف، آیه 201.
12. مائده، آیه 91.
13. نور، آیه 37.



اعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ أَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَ نَهَى النَّفْسَ عَنِ الهَوَى‏(40) فَإِنَّ الجَنَّةَ هِىَ الْمَأْوَى‏(41) سوره مبارکه نازعات
و آن كس كه از مقام پروردگارش ترسان باشد و نفس را از هوى بازدارد، * قطعاً بهشت جايگاه اوست!
روایات :

1. رسول خدا صلى‏ الله‏ عليه‏ و آله: «زيرك و زرنگ كسى است كه خود را محاسبه كند، و براى پس از مرگش عمل نمايد، و ناتوان و عاجز كسى است كه خود را به دنبال هواى نفس و تمايلات بى‏ مهار ببرد، و بر خدا و رحمتش آرزوى باطل و دست نيافتنى بندد.» (تفسير حكيم، ج‏4، ص: 87)

2. وصيت پيامبر به ابوذر غفارى‏: «ابوذر خود را نسبت به اعمال و اخلاق و رفتارت محاسبه كن، پيش از آن كه مورد محاسبه قرار گيرى، چه اين كه اين محاسبه‏ گرى حساب قيامتت را آسان مى‏ كند. و خود را در همه امورت بسنج، پيش از آن كه در معرض سنجش قرار گيرى، و خود را براى عرضه بزرگ قيامت كه تو را در معرض دادگاه‏هاى آن روز قرار مى‏ دهند، آماده كن كه در آن روز هيچ چيز از خدا پنهان نمى‏ ماند،
آنگاه فرمود: اى ابوذر انسان به مقام والاى تقوا نمى‏ رسد و از متقين به حساب نمى‏ آيد تا به حساب خود برسد، قوى‏ تر از حسابرسى شريك از شريكش و در اين حسابرسى دقيق آگاه گردد كه خوراكى و آشاميدنى و پوشش از كجاست از حلال يا از حرام، ابوذر كسى كه به مقررات خدا اعتنا نمى‏ كند و باك ندارد مال و ثروت از كجا به دست مى‏ آورد خدا هم در قيامت باك ندارد از چه طريقى او را به دوزخ وارد نمايد.» (بحار، ج 77، ص‏)

3. امام علی علیه السلام : «بندگان خدا، پيش از آنكه به ميزان حق سنجيده شويد خود را بسنجيد، و قبل از اينكه به حسابتان برسند خود را محاسبه كنيد، و نفس بزنيد پيش از آنكه راه نفس بسته شود، و مطيع خدا گرديد قبل از آنكه شما را به اجبار به سوى آخرت برانند. و بدانيد آن كه با واعظ و منع كننده ‏اى از باطنش او را يارى نداده‏ اند واعظ و منع كننده اى از غير خودش براى او نخواهد بود.» (خطبه 89 نهج البلاغه)

4. امام علی علیه السلام: «كسى كه خود را محاسبه كرد سود برد، و هر كه از خود بى‏ خبر ماند زيان ديد، و آن كه ترسيد ايمنى يافت، و هر كه عبرت گرفت بينا شد، و هر كه بينا شد فهميد، و هر كه فهميد دانست.» (حکمت208)

5. امام علی علیه السلام: «وجودتان را پيش از آن كه به محاسبه بكشند، خود به محاسبه بكشيد، و اعمال و كردارتان را در ترازوى حيا بسنجيد، پيش از آن كه آنها را بسنجند و محكومتان كنند.» (بحار، ج 70، ص 73.)


6. امام علی علیه السلام : «جان‏هاى‏ خودتان را از آلودگى شهوات پاك كنيد، تا درجات بلند را دريابيد.» (مستدرك الوسائل ج 11/ 344 عن غرر الحكم ج 2/ ص 472 ح 37)

7. امام كاظم عليه السلام: «از ما نيست كسى كه در دنيا از خودش غافل باشد و به حساب كار خود رسيدگى نكند.» (وسائل، ج 11، باب محاسبة النفس.)

8. امام کاظم علیه السلام: «با نفسِ‏ خود جهاد كن تا از هواى نفس‏ دورش نمايى پس اين جهاد بر شما واجب است همانگونه كه با دشمنان خود جهاد مى‏نماييد». (تحف العقول/ 399)

9. «لاحجاب اظلم و اوحش بين العبد و ربه من النفس والهوى». هيچ پرده ‏اى بين بنده و پروردگارش وحشتناك‏تر و تاريكتر از نفس و هوى نيست! (1- مصباح الشريعة ص 169. فصل فى الجهاد والرياضة)

نکات :

1. امام خميني : مراحل محاسبه نفس: الف) مشارطة ب) مراقبة ج) محاسبة د)معاتبه(عتاب)


2. حاج آقا قرائتی : تقوا، زمينه محاسبه‏ نفس و محاسبه‏ نفس، سبب رشد و تقويت تقوا است‏. انسان در محاسبه‏ ها و مراقبه ها بي تقوائي مي كند. خيرها يادش است گناهان را فراموش مي كند، مناجاتها يادش است، غفلت ها را فراموش مي كند.

3. آیة الله حق شناس : «اگر كسى با خودش محاسبه‏ نداشته باشد، مصداق اين آيه هست. «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَهٌ بِالسُّوء» (يوسف/ 53) يعنى نفست مى‏ گويد: اين كار را بكن. اگر هم گوش ندهى دوباره برمى گردد. به همين خاطر گفتند: «مِنْ شَرِّ الْوَسْواسِ الْخَنَّاس» (ناس/ 4) «خناس» يعنى اگر گوش ندهى دوباره مى‏ آيد و تو را وسوسه مى‏ كند. لذا داريم كه اگر فكر گناه به سر تو افتاد بلند شو و زود حركت كن. چون فكر گناه مثل دود است. اگر دود در اتاق آمد پنجره ‏ها را باز نكنى، همه‏ اتاق را دود برمى دارد. فكر گناه كه آمد زود حركت كن. خودت را مشغول كن تا فكر بيرون برود.»


4. علامه امینی: «مردى به اميرالمؤمنين علیه السلام گفت: انسان وجود خود را چگونه محاسبه كند؟»
فرمود: «هرگاه برايش بامدادى، سپس شامگاه فرا رسد به خود مراجعه كند و بگويد: اى وجود من به راستى اين روز بر تو گذشت، و هرگز به سوى تو باز نمى‏ گردد، و خداى تعالى درباره‏ اش تو را بازخواست نمايد كه آن را در چه كارى سپرى كردى، و در آن چه عملى انجام دادى، آيا خدا را در آن بياد آوردى، يا او را ستودى، آيا حاجت‏هاى مؤمنى را برآوردى، آيا گرفتارى و بلا را از او برطرف نمودى، آيا هنگامى كه از تو غايب بود آبروى او را در اهل و اولادش حفظ كردى، آيا پس از مرگ او احترامش را در باقى ماندگانش رعايت نمودى، آيا از غيبت برادر مؤمن صرف نظر كردى، آيا مسلمانى را يارى دادى در هر صورت در آن روز سپرى شده چه كردى؟
انديشه كند تا آنچه در پنهان وجود اوست به يادش آيد، پس اگر به يادش آيد كه از او خيرى سر زده به حمد و ستايش خداى عزوجل بپردازد و به توفيقش او را به عظمت و بزرگى ياد كند، و هرگاه گناه و تقصيرى به يادش آيد ذات حق را به ترك تكلیفش استغفار نمايد و با امور زير آن را از صفحه وجودش بزدايد.
چون چنين كند خداى عزوجل گويد، با موالات و دوستيت با اولياء و دوستان من، و عداوت و دشمى‏ات با دشمنانم، در چيزى از گناهان با تو مناقشه نكنم.» تفسير فاتحه علامه امينى 136.

5. شیخ حسین انصاریان : « آنان كه نسبت به نعمت‏ها اهل محاسبه نيستند، نعمت را در غير محل خودش مصرف مى‏ كنند و گناه و عصيان و تخلف و تمرّد هم غير از مصرف كردن نعمت در جاى ديگر چيزى نيست.»

6. آیة الله حق شناس : «اميرمؤمنان علیه السلام مى‏ فرمايد: «آماده شويد كه بانگ عبور از اين دنيا در ميان شما زده شده است.» (نهج البلاغه خطبة 204)
وقتى خودتان را محاسبه‏ مى‏كنيد، اين حديث را به صفحه دلتان بنويسيد كه حضرت فرمود: «من‏ حاسب نفسه وقف على‏ عيوبه»(غررالحكم/ 1265) یعنى هر كس نفس خود را محاسبه‏ كند، پروردگار عزيز او را بر عيوبش مطلع مى‏كند، بصير مى‏ كند، داداش‏ جون! ديگر لازم نيست پيش من بيايى و بگويى: من چگونه آدمى هستم؟ پروردگار عيوبت را به تو نشان مى ‏دهد.»

7. آیة الله حق شناس : «مجاهده، به مراقبه ميسر است و مراقبه هم به محاسبه‏.»


8. آیة الله حق شناس : « امام عسكرى (علیه السلام) مى‏ فرمايد: «السفر الى الله لايمكن الا بامتطاء الليل»(1- بحارالانوار ج 75/ 380) سفر به سوى خدا ممكن نيست؛ مگر اينكه سحرها بلند شوى، داداش‏ جون! بايد سحرها براى نمازشب بيدار شويد ولو اينكه مختصر بخوانيد. سيصد مرتبه‏ «العفو» نمى‏ خواهد، استغفار نمى‏ خواهد (فقط استغفار در شبهاى جمعه را چون ذيل‏ آيه‏ «وبالاسحار هم يستغفرون»(ذاریات28) روايت وارد شده ترك نفرماييد)، همين اسكلت نماز شب را هم اگر انجام دهيد؛ نتايجى خواهد داشت، انشاءالله. پروردگار مساعدت خواهد كرد.»

9. آیة الله حق شناس : «نبى‏ اكرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم فرمودند كه آيه‏ «فاستقم كما امرت: پس استقامت كن همانگونه كه امر شده ‏اى»(هود/ 112) مرا پير كرد.(وسائل الشيعة ج 6 ص 172)
بايد در امتثال فرامين پروردگار استقامت بكنى، داداش‏ جون! كار يك‏ روز و دو روز نيست، بايد دائماً با نفس در جنگ باشى، آقاجان!
اگر شما با نفستان مبارزه نكنيد، او به جنگ شما خواهد آمد و شما را به پستى و منافيات عفت و اخلاق دعوت خواهد كرد.»

10. آیة الله حق شناس : «ابليس شاگرد نفس‏ است، اگر شما بخواهيد اين نفس‏ را- كه استاد شيطان است- بكوبيد و رام كنيد، بايد خود را فقير كنيد، بايد خودتان را در مقابل عظمت حضرت حق، هيچ بدانيد. بعد از اين مرحله، مرحله‏ شب زنده دارى‏ است. اين دو راه، راه مبارزه با نفس‏ است.»

11. آیة الله حق شناس : «مبارزه با نفس، دشوارتر از مبارزه با شيطان است. در اين مبارزه همواره بايد خدا را در سحرگاهان‏ صدا بزنيد و از او كمك بخواهيد.»

12. آیة الله حق شناس : «بايد نفس امّاره را با بيدارى شب‏ و نماز اول‏ وقت كنترل كنيد.»


اشعار :


1. مادر بتها بت نفس شماست *** زانكه آن بت، مار و اين بت اژدهاست‏.

2. نفست اژدرهاست او كى مرده است *** از غم بى‏ آلتى افسرده است (مولوی)

3. اى مرغ پاى بسته به دام هواى نفس *** كى بر هواى عالم روحانيان پرى‏

4. اى نفس اگر به ديده تحقيق بنگرى *** درويشى اختيار كنى بر توانگرى‏
اى پادشه وقت چو وقتت فرا رسد *** تو نيز با گداى محلّت برابرى‏
گر پنج نوبتت به در قصر مى‏زنند *** نوبت به ديگرى بگذارى و بگذرى‏
دنيا زنى است عشوه ده و دل ستان وليك *** با كس بسر نمى‏برد او عهد شوهرى‏
آبستنى كه اين همه فرزند زاد و كشت *** ديگر كه چشم دارد از او مهر مادرى‏
آن راه دوزخ است كه ابليس مى‏رود *** بيدار باش تا پى آن راه نسپرى‏
راهى به سوى عاقبت خير مى‏رود *** راهى به سوى هاويه اكنون مخيّرى‏
دعوى مكن كه برترم از ديگران به علم *** چون كبر كردى از همه دونان فروترى‏
از من بگوى عالم تفسير گوى را *** گر در عمل نكوشى نادان مفسّرى‏
بار درخت علم ندانم به جز عمل *** با علم اگر عمل نكنى شاخ بى‏برى
كليات سعدى: 753 (مواعظ).

و آخر دعوانا ان الحمدلله رب العالمین
خدايا تو را به حق محمد و آل محمد توفيق بازنگرى به خود، انتقاد از خود، ارزشيابى كارهاى خودمان، حسابرسى خود، محاسبه‏، مراقبه، دقت، انتقاد، شناخت ضعفها، جبران ضعفها، اصلاح خود به همه ما مرحمت بفرما.


نرم افزار محاسبه نفس ویژه رایانه
[تصویر: Nafs.jpg]

دانلود

حجم : 6.7 مگابایت

دانلود از سایت شیعه ها

یاعلی
التماس دعا
سلام.قبل از هرچیزی خداروشکر که با این سایت آشنا شدمو عضو شدم.راستش من از نظر اعتقادی خیلی وضعم خراب شد.اوایل خیلی معتقد بودم.به همه اماما.مخصوصا امام زمان.یه دعایی داشتم که مستجاب نشد و همین باعث شد که خیلی کفر میگم.چون من اعتقاد داشتم امام زمان بهم میده.حتی پیش خودم میگم اگه خدا دوسم داشت بهم میداد که من کفر نگم.پیش خودم میگم چرا خدا منو ول کرد.میگم حتما به خاطر کفرهایی که گفتمو هنوزم میگم هیچوقت حتی اگه توبه کنم قبول نمیکنه.راستش فکر میکنم بیخودی زنده موندم.نه اینکه فکره خود کشی باشما.کلا میگم خدا که میبینه من نه تنها به درده هیچی نمیخورمبلکه کفرم میگم پس چرا منو نمیکشه.هر وقت کفر میگم یا خدای نکرده گناهی میکنم پشیمون میشم.توبه میکنم.ولی باز بر میگردم.بعضی وقتا از خودم بدجور بدم میاد.انگار قرار نیست آدم باشم.امشب که عکس شیطان پرستا رو دیدم واقعا از خودم بدم اومد.چون فکر کردم نکنه منی که کفر میگم هم شیطان پرست حساب بشم.آخه خیلی بده خدا به آدم توفیق بده که توی خونواده شیعه و مذهبی به دنیا بیاد ولی آخرش کفر بگه.ازتون میخام کمکم کنید که بتونم مثل اول آدم شم.آخه فکر میکنم چون بعد از توبه کفر میگم پس خدا واقعا بیخیاله من شده و کاملا دارم میرم طرف شیطان.لطفا نصیحت نکنید یه حرفی بزنید که من به لطف خدا و کمک شما آدم شم.گناهی که بیشتر از همه اذیتم میکنه کفره و کم نماز خوندن.میتونم با اعتقاداتی که داشتم دوستامو بعضی وقتا توی زمینه دینی قانع کنم ولی انگار با خودم لج کردم نمیتونم با خودم کنار بیام.منتظر جواباتون هستم.Sad
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
دوست عزیز،به نظرم هر آدمی توو یه دوره ی زندگیش بسته به شرایطی که داره به این دوراهی نفس و خدا می رسه ...
نفسی که منکر خدایی خدا نیست ولی آدمو می کشونه سمت لذات زودگذر و فانی دنیا یا شیطانی که بهت نمیگه خدا نیست به جاش میگه خدا نامهربونه و این حرفا ...
فقط مهم اینه که توو این دوراهی از یه منبع معتبر و کسی که قبولش داری کمک بگیری!(یه عاشق واقعی خدا)
.
در مورد دعایی که داشتین و نشد چند جمله از دعاهای زیبای خواجه عبدالله انصاری می گم انشاالله که مرهم دلتون میشه :
خداوندا ما را از آن نعت و نواخت بهره ای کن و همچنان که بی ایشان کار ایشان به فضل خود به سر بردی...
بی ما ، کارما ، به فضل خود به سر بر ، که هرچه ما کنیم تاوان بود ...
و هرچه تو کنی ما را اساس عِزّ دو جهان بود ...
.
اینکه خدا ما رو دوست داره درش شکی نیست ؛‌ولی ماباید اون عاشق خدایی رو که توو دلمون و وجودمون هست و تا حالا بهش اجازه ندادیم خودشو نشون بده پیدا کنیم و دستشو بگیریم و بیاریمش توو وجودمون محور وجود خودمون قرار بدیمش ...
مثلا توو نماز خوندن؛ نماز یه عاشق با نماز یه موظف که از روی جبر و رفع تکلیف نماز می خونه چه قدر فرق داره ؟!!!!!!!!
وقتی به جای نفس تنبل و تنپرور اون گمشده ی عاشق بشه فرمانروای دلمون دیگه نمازمون میشه دلبری از خدا نمیشه رفع تکلیف ... دیگه نمازی رو دم غروب و یا به تندی و یا با اکراه نمی خونیم ...
.
شما می گید بعد از هر گناهی یا اینکه وقتی کفر میگین پشیمون میشین ، این یعنی چی ؟!
.
یعنی اون گمشده داره تلاششو می کنه تا پیداش بشه ... تا دیده بشه ... عشق خدا توو وجودتون موج می زنه و شما ندیدش می گیرین ...
.
به نظرم اینا به خاطر قدرت پیداکردن شیطانه ...
باید شیطان وجودمون رو ضعیف کنیم باید فراریش بدیم ..
گام اول توو فراری دادن شیطان : یادخداست ؛ یاد خدا در هر لحظه ...
.
به نظرم شما بیاین از فردا تلاشتون این باشه که یه ذکری که شما رو به یاد خدا می اندازه (بستگی به خودتون داره)و دلتون رو نرم می کنه مثلا برا من همیشه صلوات زیباترین ذکره ولی یکی رو می شناسم که همیشه با خودش میگه یا فتاح یا مثلا آقای بهجت همیشه ذکر یاستار رو با خودشون می خوندن، حالا بگردین توو ذهنتون یه ذکر زیبا از اسماء خدا رو انتخاب کنین و مدام با خودتون تکرارش کنین...
برای یادآوری میشه یه بندی یا کشی به مچ دست بست یا مثلا هرکاری که به نظرتون موثره توو یادآوریش ...
.
می دونین رمز این تکرار و یاد خدا چیه ؟!؟!
وقتی برای دو روز، فقط دو روز اینطوری باشین خودتون معجزه اسماء الهی و مهمتر یاد خدا رو می بینین ...
ممنون بابت جوابتون.ولی میخام بدونم چرا خدا دعارو مستجاب نکرد؟دعای من دعای نا معقولی نبود.اتفاقا خیلی دعای خوبی بود.حتی از خدا خواسته بودم این دعامو مستجاب کنه دیگه حتی هیچی بهم نده.ولی باز مستجاب نشد.همه امامارو واسطه گرفتم پیش خدا ولی نشد.مگه نمیگن اگه از ته دلت امام زمانو به آبروی حضرت زهرا قسم بدی دعاتو رد نمیکنه؟پس چرا رد کرد.؟من همه امامارو واسطه گرفتم بازم نشد.به نظر من هیچ حکمتی نداشت جز اینکه اعتقاداتم سست شد.اگه بخام با خودم بگم خدا نداد که واسه اون دنیام خوب باشه آخه شنیدم اگه بریم اون دنیا میگیم ای کاش هیچکدوم از دعاهای دنیاییمون مستجاب نمیشد ولی فکر نکنم به قیمت بی اعتقادی باشه.خدا که ظرفیت بنده هاشو میدونه.لطفا بازم راهنماییم کنید.از همه خواهش میکنم برام دعا کنید که یه جوری بشه که اعتقاداتم درست بشه.بازم ممنونHeart
ضمن عرض سلام و خوشامدگویی خدمت 1366دوست عزیز.

دعا میکنم به راه خدا برگردین که بهترین راه ها است. راهی که ندای درونی شما به دنبال اونه اما خوب.... دشمن هم بیکار نیست.

اما در مورد مشکل اعتقادی شما لازمه اول یه حقایقی در مورد خدا بدونیم که بهتر خدا رو بشناسیم:
  • «جان دهنده اوست و میراننده هم اوست: یحیی و یمیت»
  • «آفریدن کار اوست، روزی دادن و زیادی و کمی آن هم از اوست» (رعد 26)
  • «سربلندی و پستی از اوست» (آل عمران 26)
  • «ثروتمندی و تهی‌دستی هم از اوست» (نجم 48)
  • «فرزند داشتن و بی فرزندی و دختر و پسر بودن فرزند از اوست» (شوری 49 و 50)
  • «سیری و گرسنگی و سیرابی و تشنگی و تندرستی و بیماری از اوست» (شعرا 79 و 80)
  • «خوشبختی و بدبختی، هدایت و گمراهی از خداست» (فاطر 8)
  • «خنده و شادی و غم و گریه هم از اوست» (نجم 43)
  • «کنترل و مهار همه موجودات عالم به دست اوست، حتی برگ درختان» (انعام 52)
بنابراین انجام هیچ امری برای خدا دشوار نیست. از طرفی خدای ما خدای رحمن و رحیم و ارحم الراحمین هست یعنی مهربان تر و دلسوزتر از همه حتی مادر ما. پس هر کاری میکنه به صلاح ماست. چطور مادر شما هر چیزی بگه و هر کاری میکنه به خاطر اینه که شما رو دوست داره. خداوند دوست داشتنش به مراتب شدید تر و بیشتر هست نسبت به مادر. اصلا این محبت مادر نسبت به فرزند تنها ذره ای از تجلی مهربانی و محبت خداست نسبت به بندگانش که اون رو در دل مادر قرار داده.
حالا خدا گفته از من بخواین من هم میدم. منتهی شرایطی داره. مثل اینکه مادر یا پدر ما برای اینکه نریم از غریبه ها چیزی بگیریم و خدایی ناکرده مشکلی برامون پیش بیاد بهمون گفته هر چی خواستی به خودم بگو خودم بهت میدم. خدای مهربون هم برای اینکه بنده دیگران نشیم و فریب نخوریم گفته هر چیزی خواستین از من بخواین چون همه چیز در دست منه. پس باید به خدا اطمینان داشت که اگر گفته میده واقعا منظورش این بوده که بده نه اینکه فریبی در کار باشه. باید به خدا اعتماد داشت و از خدا ناامید نشد.

می دونین چرا بزرگترین گناه کبیره بعد از شرک به خدا، ناامیدی از خداست؟
چون کسی که از خداوند ناامید بشه، از خداوند دل می بره و در گناهان بیشتر غرق میشه یعنی تقریبا مثل شما که می فرمایین نمازهاتون آسیب دیده یا گله و شکایت می کنین نسبت به خدا. البته چون پشیمون میشین یعنی اصل کار یعنی دل شما از خدا نبریده و فقط اینها لغلغه زبان شماست. همین بسیار جای شکر داره. این یعنی خدا نگذاشته برین و خدا هم به این سادگی ها بنده خودش رو رها نمیکنه. شما هم فکر نکنین با این اتفاقاتی که گفتین دیگه ارتباطتون با خدا قطع شده و .... کاملا مشخصه که اتفاقا خیلی هم به خدا وصل هستین ولی خودتون خبر ندارین. کار اون شیطون ملعونه. ان شاءالله تلاشش بی فایده خواهد بود.

برگردیم به بحث اصلی خودمون.

ببینین خدای ما منشأ تمام خیرات هست. همینکه به ما هستی داده این خودش بزرگترین خیره. دیدین که ما همه از نابودی و نیستی بیزاریم. بنابراین تا کسی میگه اینکارو نکن وگرنه نابود میشی تمام حواس ما جمع میشه که کاری نکنیم که نیست و نابود بشیم. این یعنی نعمت هستی یکی از بزرگترین چیزهایی هست که خدا به ما داده اگرچه عده ای نمی فهمن. بعد هم اینقدر خیر و نعمت به ما داده که زبان از شمارش اونها قاصره.
حالا اگر بنا به مصالحی و بنا به دلایلی اتفاق ناخوشایند برای ما بیافته میشه گفت خدا برای شما نعوذ بالله شر ایجاد کرده؟ اصلا شر نمی تونه از خدا سر بزنه چون خداوند سر منشأ همه خیرها و خوبی ها هست. این ما هستیم که گاهی اوقات فکر می کنیم بعضی چیزها شر هستن در حالیکه قطعا خیر هستن. مشکل از نادونی ماست.

امام صادق علیه السلام: «من در شگفتم از مرد مسلمان. خداوند چیزی برای او مقدر نکند جز اینکه خیر اوست و اگر با مقراض او را ببرند و ریز ریز کنند، خیر اوست و اگر مشارق و مغارب را هم مالک شود، باز خیر اوست.»

پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «خداوند فرمود: چون مصیبتی به بنده خودم دادم و او با صبر از آن استقبال کرد، فردای قیامت حیا میکنم اعمال او را در ترازو نهم و دیوان اعمالش گشایم.»

در اخبار داود عليه السلام آمده است كه خداوند متعال به داود عليه السلام فرمود: «اى داود چه میشود دوستان مرا كه در گرفتارى ‏هاى دنيا اندوهگين مى‏ شوند؟ زيرا غم و اندوه براى دنيا، شيرينى مناجات مرا از قلوب بندگان بيرون مى‏ برد. اى داود، محبت من از آن كسانى است كه روحانى شوند و غم و اندوه متاع دنيوى را نخورند.»

اما در مورد عدم استجابت دعا:

اول اینکه در دعا کردن دو نعمت و رحمت وجود داره یکی خود دعا کردن و صحبت کردن با خداوند و دیگری استجابت اون. همین که انسان به دعا و راز و نیاز با خداوند مى پردازه، یقیناً به سبب توفیق الهیه (چه دعاش به اجابت برسه، یا نرسه); چون هر کسى توفیق شرفیابى به بارگاه الهى و گفتگو با حضرت حقّ رو نداره و این خودش براى هر دعاکننده اى بسیار با ارزشه.

اما در مورد مستجاب نشدن دعا عواملی وجود داره که ماها باید بدونیم و اونها رو بشناسیم. من در انتها لینکی قرار میدم تا علل عدم استجابت دعا رو بدونین.

اما مهمترین نکته ای که بسیار باید بهش توجه کرد خصوصا بنده اصرار دارم شما عزیز روی اون بیشتر فکر کنین اینه که اگر دعای شما به ضرر شما تموم بشه چی؟ اگر شما از خدا چیزی خواستین و بعدها به ضرر شما تموم شد شما از خدا شاکی نمیشی که حالا من یه چیزی خواستم تو که همه چیزو می دونستی چرا بهم دادی؟
فقط بحث ما ضرر دنیوی نیست اتفاقا ضرر اخروی خیلی بدتر و وحشتناک تر هست. مثلا آدم علاقه خودش به حضرت علی علیه السلام یا امام حسین علیه السلام رو از دست بده. یه وقت دعا میکنی پولدار بشی. اینقدر تجارت آدم بالا می گیره که دیگه نمیتونه یاد خدا باشه. اینها مصیبتهای بزرگی هست.
خوب از اونجاییکه خدای ما خدای بسیار مهربونی هست و «دائم الفضل علی البریه (دائم بر بندگانش فیض می فرسته)» اینجا ما رو رها نمیکنه تا آینده دنیا و آخرت ما نابود بشه.

مثال بزنم. بچه از پدرش دوچرخه ای میخواد برای بازی و فکر میکنه اگر دوچرخه گیرش بیاد دیگه هیچی از باباش نمیخواد. در واقع خیر و صلاح خودش رو این میدونه که دوچرخه رو داشته باشه. حالا کی؟ موقع امتحانات آخر سال. بچه نمی فهمه که سرگرم شدن به دوچرخه چه آسیبی میتونه به نمراتش بزنه برای همین اصرار میکنه (قصه ای واقعی که برای خود من رخ داد در بچگی). پدر میدونه که به صلاح بچه نیست. دوچرخه رو نمی خره اما براش نگه میداره تا بعد از امتحانات پایان سال یه دوچرخه خیلی عالیتر براش بخره.
یا دیدین که چقدر بعضی بچه ها از درس و مدرسه و امتحان بیزار هستن و از پدر و مادر خودشون التماس می کنن اونها رو نبرن مدرسه. اما اگر والدین اونها رو به زور ببرن مدرسه یعنی اونها با بچه دشمنی دارن یا اینکه چیزی از آینده بچه می دونن که بچه فعلا نمی فهمه؟
در این مثالها واقعا نکاتی هست که اگه بهش توجه بشه خیلی به آدم کمک میکنه ان شاءالله.

قصه دعا و عدم استجابت اون گاهی اوقات همینه. ما از آینده چه می دونیم که چی به صلاح ما هست و چی نیست؟ نه ما حتی بزرگان هم چنین بودن. حضرت استاد آیت الله سید علی قاضی میگفت 40 سال از خدا چیزی می خواستم بهم نمی داد (آفرین به ایشون که 40 سال از ندادن خدا ناامید نشد!!!) ایشون فرمودن بعد از 40 سال تازه فهمیدم به صلاحم نبوده و خدا لطف کرده دعای من رو اجابت نکرده. یکی از بزرگان دیگه هم مشابه همین رو می گفت. چقدر خوشحال بود که دعاش مستجاب نشده بود.

خدا در این مورد با صراحت در قرآن میگه:

... عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره، 216)

بسا چيزى را خوش نمى‏ داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى ‏داريد و آن براى شما بد است و خدا مى ‏داند و شما نمى ‏دانيد.

همین آیه باید برای ما کافی باشه. یادمون نره داریم در مورد خدایی صحبت می کنیم که در نهایت محبت و مهربونی هست. هر کاری برامون میکنه یا هر کاری برامون نمیکنه به صلاح خود ماست ولو اینکه ما نفهمیم. اینم اطلاعات تکمیلی علل عدم استجابت دعا:

http://www.hawzah.net/FA/magart.html?Mag...leID=50333

خود من هم دعاهای خیلی خیلی خوبی کردم و مستجاب نشده. تازه اونهم خونه خدا جاییکه استجابت دعا رد خور نداره. اما به صلاح نبوده یا اینکه الان به صلاحم نیست. ممکنه یه مدت دیگه یا چند سال دیگه بهم بده. من وظیفه ام دعا بود و خدا هم اجابت دعا. اگر صلاح دید این دنیا بهم میده اگر هم نبود اون دنیا. در هر صورت محاله خدا خلف وعده کنه.

راستی اینکه گفتین از خدا خواستم همین رو بهم بده دیگه هیچی نخوام حرف درستی نیست. اول اینکه ما دائما محتاج خدا هستیم. همین فردا خدایی ناکرده اتفاق بدی، خدایی ناکرده بیماری برای خودمون یا یکی از عزیزانمون پیش بیاد رو به خدا نمی کنیم به دعا؟
در ثانی ما باید همیشه همه چیزمون رو از خدا بخوایم. هر چی داد و نداد ما باز هم باید از خدا بخوایم. خدا که چیزی ازش کم نمیشه.


امیدوارم این اطلاعات براتون مفید باشه. این دلسردی ها هم همش موقتیه. اصل اینه که قلب شما نسبت به جدایی از خدا بدش میاد و حس خوبی نداره. همین یعنی خدا شما رو گرفته دیگه. شما هم ول کنین خدا بنده اش رو رها نمیکنه. نگذارین عدم استجابت یه دعا که شما فکر می کنین به نفع شماست اما خدا میدونه الان به صلاح شما نیست، ارتباط شما با منبع خیر و خوبی و مهربونی رو قطع کنه. خود صحبت کردن با خدا و توسل به ائمه نعمتی هست که خدا میدونه چند نفر ندارن. قدر اینها رو بدونین. از خود خدا بخواین اعتقادات شما درست بشه. از خود خدا بخواین.

ان شاءالله خدا هم کمکتون میکنه برگردین به طرفش. به خدا اعتماد داشته باشین.
سلام به شما(بیداری اندیشه)که با حرفای دلنشین جوابمو دادید.حتی اگه بگم یه دنیا ممنون بازم کمه.ممنون که وقتتونو گذاشتین و به سوالام جواب دادید.ایشالا خدا به لطف خودش لطفه شما رو نسبت به من بی جواب نذاره به حق امام زمان.بازم دعام کنید.همیشه دعام کنید.چون از عاقبت به شری خیلی میترسم.ممنون بابت لطفتون.خوش به حالتون که انقد خدا بهتون لطف داره که شما میتونید با حرفاتون باعث دلگرمی یه سری توی زمینه دینی و اعتقادی بشین.هم شما هم آدمای مثل شما که خدا بهتون راهی نشون داده که بتونید سوالای اعتقادی رو جواب بدید یقین داشته باشید ثوابش انقد هست که دنیا و آخرتتون تضمین شه.چون خداییش بعضی از سوالای بی جواب آدمو بی اعتقاد میکنه و به نظر من بی اعتقادی بدترین چیزه.ایشالا همه اعتقاداتشون بیشتر بشه .به لطف سایت خوبتون.بازم ممنونHeart
الحمدلله که مسئله شما حل شد. اما عزیز یه چیزی بگم همیشه هم خودم هم شما توی ذهن داشته باشیم. اون هم اینکه هدایت کردن فقط دست خداست. اگر می بینین مشکل شما حل شد 100 درصد یقین بدونین این بر می گرده به اینکه خدا خواسته شما رو برگردونه چون دوست نداشته شما رهاش کنین.
حالا من بگم یا کس دیگه این مهم نیست. اینها وسایل خدا هستن. باور کنین من گاهی اوقات از این بهترها رو به کسانی گفتم اما اتفاقی نیافتاده. بنابراین همون موقع که شروع کردم به نوشتن همه چیز رو سپردم دست خدا و مطمئن بودم این من و امثال من نیستن که رفع شبهه می کنن. این خداست که رفع شبهه میکنه. از خدا خواستم به شما کمک کنه که خدا هم لطف و منت خودش رو نشون داد. اینقدر شبهات به خود بنده هجوم آورد که خدای عزیز اونها رو برطرف کرد.... دائم الفضل علی البریه... راستی از اینکه در مقابل سخن حق تسلیم خدا شدین شاکر خدا باشین. بسیار نعمت بزرگی است در جامعه امروز...

در مورد خواسته ها هم بد نیست این آیه و ابیات رو به یاد داشته باشین هر موقع اتفاق مشابه افتاد با خودتون زمزمه کنین:

... عَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئًا وَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَعَسَى أَن تُحِبُّواْ شَيْئًا وَهُوَ شَرٌّ لَّكُمْ وَاللّهُ يَعْلَمُ وَأَنتُمْ لاَ تَعْلَمُونَ (بقره، 216)

بسا چيزى را خوش نمى‏ داريد و آن براى شما خوب است و بسا چيزى را دوست مى ‏داريد و آن براى شما بد است و خدا مى ‏داند و شما نمى ‏دانيد.

رشته ای بر گردنم افکنده دوست
می کشد هر جا که خاطرخواه اوست

تو خدا را شو اگر جمله جهان گیرد آب
به خدا گر سر مویی قدمت تر گردد

یکی درد و یکی درمان پسندد
یکی وصل و یکی هجران پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران
پسندم آنچه را جانان پسندد

...

در پناه خدا.
منم قبول دارم که بنده فقط در حده وسیله میتونه به دوستاش کمک کنه.ولی بیان خوب شما هم تاثیر داره.بعضیا هستن که اگه سوال اعتقادی ازشون بپرسی و نتونن جواب بدن با آدم خشن صحبت میکنن و فکر میکنن کافریم که واسمون سوال پیش میاد.ولی طبیعت انسانه که براش سوال پیش بیاد .اینکه بعضیا خوب جواب بدن لطفیه که خدا بهشون داده که بیان زیبا داشته باشن.اینکه گفتید یه سری شبهات واستون پیش اومده بود که رفع شد اگه اشکالی نداره اکه لازم میدونید توی تالار بیانش کنین که شاید سواله خیلیا باشه که بی جواب مونده.کلا اگه میشه اعضای تالار هر جا براشون از نظره اعتقادی مشکل پیش اومده بودو به لطف خدا یکی بهشون کمک کردو رفعش کردن توی تالار بگه که مثلا همچین سوالی داشتن و یکی با همچین جوابی تونست قانعشون کنه.این فقط یه پیشنهاده.اگه پیشنهاد خوبی نبود شرمنده Blush
به توصیه شما دوستان خوبم که واقعا ازتون ممنونم، یه دفترچه کوچیک خریدم. گذاشتمش توی جیبم... هر شب گناهامو توش مینویسم... اما این کار دوتا چیز یادم داد:
اول این که کم کم تصور خوب بودنم کمرنگ شد و بعد هم زیر بار تکرار گناهان محو شد... یعنی تا قبلش میگفتم خدایا من گناه کردم، ببخش... اما خب نمیدونستم که چندتاست... اما وقتی هر شب گناهامو مینوشتم به این فکر میکردم که واقعا چه رویی داشتم شب قدر میگفتم خدایا منو ببخش... آخه این همه گناه بخشیدن داره...
دوم این که چون هر شب باید استغفار کنی از گناهت، یه حالت هوشیاری واست ایجاد میشه... چیزی که همیشه به دنبالش بودم... مثلا میخواستم غیبت نکنم اما یادم میرفتDodgy... اما این حالت هوشیاری کم کم بیشتر شد... این که باید شب محاسبه اش کنی و بعد با تمام پر روگی(ببخشید اینو استفاده میکنم.چیزی پیدا نکردمSad) بگی استغفراالله... احساس حضور این دفترچه توی جیبت هم میتونه تا حدی روی هوشیار شدن اثر داشته باشه....
خلاصه خیلی خیلی ممنون... خدا خیرتون بده...
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع