تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: مراقبه و محاسبه نفس (کاملا عملیاتی ان شاءالله)
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3
در مورد عمل کردن باید بگم که همه از جانب خداست ... یعنی ماباید همزمان هم تلاش کنیم و هم از خدا بخواهیم که توفیق بهمون بده... مثلا در مورد همین محاسبه کارها،چند ساله که میدونم و بارها شنیدم که هر شب خودتون محاسبه کنید ... بارها خواستم این کار رو بکنم اما نشد تا این که خداوند توفیقش رو نصیبم کرد.... اما همین من، معلوم نیست که همیشه این کار رو انجام بدم... اتفاقا دیشب فراموش کردمSad... باید از خود خدا بخوایم که توفیقشو بهمون بده...
من این ها رو نوشتم نه به خاطر این که بگم من این کارو کردم... گفتم شاید یکی اینو بخونه بتونه این کارو انجام بده...درست مثل خود من که باخوندن پست های دیگران این کارو کردم
در مورد این که : تا همه رعایت نکنن نمیشه و...." من درست منظورتونو متوجه نمیشم...محاسبه اعمال هر کس با بقیه ارتباط چندانی نداره... اگه میشه بیشتر توضیح بدید....


دوست عزیز1366، شما مطمئنید که تذکر دادن فایده ای نداره؟؟؟ اگه اصرار کنی بر تذکر دادن، اون موقع اثراتشو میبینی... شاید مسخره ات کنن ... شاید دیگه مثل گذشته باهاتون صمیمی نباشن... اما مهم اینه که" الله اکبر"
سلام
بچه ها يه نمونه از اين مراقبه و محاسبه نفس رو براتون ميگم تا ببينيد چقدر بايد دقت كرد.
در دفترچه يادداشت يك شهيد 16 ساله كه گناهان هر روزش رو در آن يادداشت ميكرد اين موارد به چشم ميخورد :
سجده نماز ظهر طولاني نبود!
امروز زياد خنديدم!
هنگام فوتبال شوت خوبي زدم كه از خودم خوشم اومد!...
به نظر من اگه ما مراقبت كامل داشته باشيم از رفتارهامون ، البته قدم قدم ، نه يهويي كه وسط راه ببريم ، كم كم توفيق خيلي از كارها از جمله نماز شب هم پيدا ميكنيم . خودش مياد سراغمون...
در ضمن جناب بيداري انديشه از راهنمايي هاي خوبتون در مورد عدم استجابت دعا به 1366 ممنون . اجركم عندا.. يا حق
بسم الله الرحمن الرحیم



الهي انطقني بالهدي و الهمني التقوي



با عرض سلام خدمت همه دوستان عزیز

مطلبی را که در سفارشات بزرگان مختلف دیده و یا شنیده ام و در تاثیر بسیار مثبت آن شک و شبهه ای ندارم جهت تذکر عرض می کنم.

1- خواندن نماز های واجب در اول وقت و در صورت امکان به جماعت
2- خواندن دعای عهد پس از نماز صبح و استمداد از حضرت بقیه الله جهت غلبه بر نفس اماره
3- تصمیم و عزم جدی و قلبی بر ترک گناه (کوچک و بزرگ)و توبه کامل.
4- تصمیم بر رد مظالم
5- مراقبه در طول روز
6- محاسبه در آخر شب
7- پرهیز از نجام اعمال مستحبی (از قبیل نوافل و ...) به صورت اکراه و اجبار که به گفته اکثر بزرگان قبض شدید دارد.
8- در یک کلام در ابتدای راه انجام واجبات و ترک محرمات.

التماس دعا
بسم الله الرحمن الرحیم
در مورد بند شماره 7 یعنی پرهیز از انجام مستحبات در صورت بی میلی و اکراه باید عرض کنم که این مطلب را در کلام بسیاری از بزرگان از جمله حضرت علامه طباطبائی (رحمة الله علیه) حضرت شیخ جعفر آقا مجتهدی (رحمة الله علیه) و ... دیده ام.
اما به طور خلاصه عرض می شود که :

توفیق‌ عبارت‌ است‌ از آماده‌ شدن‌ زمینة‌ روحی‌ و جسمی‌ عبادت‌ و جذبه‌ معنوی‌ در انسان‌و نقطة‌ مقابل‌ آن‌ عبارت‌ است‌ از «خِذلان‌» یعنی‌ نداشتن‌ توفیق‌ یا سلب‌ شدن‌ آن‌ حالت‌. حالت‌ اولیه‌ یعنی‌ توفیق‌ گاهی‌ به‌ سراغ‌ انسان‌ می‌آید. مانند پیدایش‌ نسیم‌ حیات‌بخش‌ بهاری‌که‌ زمین‌ و طبیعت‌ را زنده‌ می‌کند؛ از این‌ حالت‌ در احادیث‌ نبوی‌ و علوی‌ به‌ «نفحات‌» تعبیر شده‌است‌؛ یعنی‌ نسیم‌های‌ معنوی‌ و جذبه‌های‌ روحانی‌. چنان‌ که‌ پیامبر اکرم‌(ص‌) می‌فرماید: اِن‌َّ للّه‌ِ فی‌ اَیّام‌ِ دَهْرِکُم‌ نَفَحات‌ فَتَعَرَّضُوا لَها و لا تَعَرَّضُوا عَنْها در گردش‌ ایام‌ و سیر زمان‌ گاهی‌ نسیم‌های‌ معنوی‌ و الهی‌ وزیدن‌ می‌گیرد، به‌هوش‌ باشید و خود را معرض‌ آنها قرار دهید و از آنها روی‌ بر مگردانید. و هر کسی‌ به‌ نوبة‌ خود درزندگی‌اش‌ چنین‌ حالاتی‌ را می‌بینید و این‌ خود ناشی‌ از رحمت‌ و محبت‌ خداوند نسبت‌ به‌بندگان‌ خویش‌ است‌. اگر ما این‌ حالت‌ را با عملکرد خود استمرار بخشیدیم‌ آن‌ حالت‌ با ماخواهد بود. ولی‌ اگر موفق‌ به‌ علم‌ نشویم‌، خداوند این‌ حالت‌ را از ما سلب‌ می‌کند. از این‌ حالات‌و موقعیت‌های‌ معنوی‌ و عکس‌العمل‌ انسان‌ در مقابل‌ «توفیق‌» و «خذلان‌» به‌ «اقبال‌» و «ادبار»،تعبیر شده‌ است‌. یعنی‌ رویکرد و پذیرش‌ روح‌ و واپس‌ زدگی‌؛ و این‌ تغییرات‌ یعنی‌ ادبار و اقبال‌گاهی‌ خیلی‌ طبیعی‌ و عادی‌ است‌ و هیچ‌ جای‌ نگرانی‌ نیست‌. همانند حالات‌ گریه‌ و خنده‌ و غم‌ وشادی‌ در وجود انسان‌، که‌ انسان‌ گاهی‌ مسرور و شادمان‌ است‌ و گاهی‌ بسیار محزون‌ و غمزده‌ وچه‌ بسا علت‌ آن‌ برای‌ خود او نیز مشخّص‌ نیست‌. چرا که‌ خداوند «باسط‌» و «قابض‌» است‌. یعنی‌در روح‌ و روان‌ انسان‌ بسط‌ می‌دهد و آن‌ را چون‌ سفرة‌ حاتم‌ می‌گسترد و گاهی‌ آن‌ را قبض‌ می‌کندیعنی‌ قلمرو و قدرت‌ آن‌ را جمع‌ می‌کند و نوعی‌ اکراه‌ و ثقل‌ و سنگینی‌ در روح‌ پدید می‌آید. در این‌حالت‌، حال‌ دعا از او سلب‌ می‌شود، از امور معنوی‌ لذت‌ نمی‌برد، در هر سو زنگ‌ یأس‌ و ناامیدی‌در درون‌ وجودش‌ به‌ صدا در می‌آید. در این‌ موقعیت‌ها نباید زیاد ناراحت‌ شد، چون‌ این‌ یک‌ امرالهی‌ و سبب‌ امتحان‌ است‌. و در روایات‌ اهل‌بیت‌(ع‌) نیز به‌ آن‌ اشاره‌ شده‌ است‌ و فرموده‌اند که‌ درهنگام‌ «بسط‌ و اقبال‌ روح‌» به‌ نیایش‌ بپردازید و اعمال‌ مستحبی‌ انجام‌ دهید ولی‌ به‌ هنگام‌ «قبض‌و ادبار» تنها به‌ انجام‌ عبادات‌ واجب‌ بسنده‌ کنید و از انجام‌ اعمال‌ مستحبی‌ خودداری‌ نمایید.زیرا روح‌ تحمیل‌ بردار نیست‌ و نمی‌شود با آن‌ زورمدارانه‌ برخورد نمود.

منبع: http://www.tooba.net/QuestionsAnswers/Show/850



در توضیح این مطلب باید عرض کنم بین قبض و اکراه رابطه ای دو سویه برقرار است.
یعنی اگر مستحبات را در حالت قبض (گرفتگی روحی) انجام دهیم دچار اکراه در انجام آن عمل می شویم (حتی پس از بر طرف شدن قبض و پدید آمدن بسط) و اگر مستحبی را به صورت دل زده و در حالت اکراه انجام دهیم دچار قبض و گرفتگی روحی می شویم.
(۲۹/آذر/۹۰ ۲۲:۰۹)neda نوشته است: [ -> ]
(۲۹/آذر/۹۰ ۱۵:۴۲)فرید نوشته است: [ -> ]7- پرهیز از نجام اعمال مستحبی (از قبیل نوافل و ...) به صورت اکراه و اجبار که به گفته اکثر بزرگان قبض شدید دارد.


ممنون میشم اگه بیشتر توضیح بدید... من تا حالا چیزی در این مورد نشنیدم...


امیرالمومنین علی علیه السلام فرموده اند:
لا قربة بالنوافل اذا اضرّت بالفرائض
هرگاه مستحبّات به واجبات زيان رساند، (آن مستحبات) سبب نزديکي به خدا نمي‏گردد
نهج البلاغه نسخه مرحوم دشتی حکمت 39

پس چرا گاهی ما بین مستحباتی که دوست داریم و واجباتی که برامون سنگینه مستحبات رو انتخاب می کنیم؟ در حالیکه اون کار مستحب ما رو به خدا نزدیک نمی کنه چون به واجبی زیان زده .

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر دوستان عزیز بیداری اندیشه ای
انشالله خوب و سلامت و در سایه ائمه باشید.

با اجازه جناب بیداری اندیشه یک پیشنهادی داشتم.


البته این پیشنهاد در این تاپیک ارائه شده ولی گفتم تبدیل به یاعلی گفتن کنیم و کار را رسما شروع کنیم که بدانیم یک گروهی هستیم که اینگونه به محاسبه نفس میپردازیم و برویم سر اصل مطلب.


اول یک چیزی را به خودم میخواهم رک و راست بگویم: ببین محمد110 با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه یا علی بگو بلندشو یک کاری بکن از حرف که چیزی در نمیاد بیا برو عمل کن.

راستش من یک پیشنهادی دارم برای هر کسی بخواهد یک نظری به زندگی روزانه اش داشته باشد و اول از همه برای خودم.

از آنجایی که من در قمست محاسبه نفس در زندگی خیلی قوی عمل میکنم!!!!!!!!!!!!!!!!Smile
تصمیم گرفتم از سوم دی ماه سال نود شروع کنم به بررسی روزهام؛ چطور؟
هرکس هم میخواهد با من همراه باشد. یا علی مدد.

اینگونه که یک تقویم کوچک یا یک سررسید داشته باشیم که معمولا داریم و ازش استفاده میکنیم مثلا تاریخ امتحاناتمون رو مینویسیم یا اینکه مثلا توش بعضی ها تاریخ و موعد چک های کشیده شده که باید پاس بشه رو مینویسند! خلاصه یک سرسید یا تقویم کوچک.

آماده کردید؟

حالا کار ما اینه که هرچند روز که دوست داشتیم هرچند وقت که عشقمان کشید اصلا یک روز!!!!!!(البته یک روز انجام دهید مشتری میشوید مثل بازی کامپیوتری میشود هی میخواهید بروید level بالاتر!) از اول صبح شروع کنیم صفحه سفید مربوط به آن روز رو باز کنیم برای خودمون، دیدید چقدر سفیده؟ چقدر قشنگه؟ حالا هر جایی لغزشی داشتیم یه خط گنده سیاه روش بکشیم. هر چی لغزش گنده تر بود گنده تر خط بکشیم.
هر جایی کار خیری کردیم یک علامت مثبت بزنیم. این میشه کارنامه اجمالی اون روز ما البته بهترین کار و روشش اینه که آخر شب با حوصله بنشینیم و یادمان بیاوریم و علامت هارا بزنیم. این کار را در آخر شب هنگام خواب انجام دادن خیلی خوب هست. و بهترین روش است. حالا خواستید در طول روز هم میتواندی خط بزنید. ولی آخر شب بهتر است. توصیه ها هم بر این است که محاسبه در آخر شب صورت بگیرد.

لازم هم نیست بنویسیم چه کاری کرده ایم همین که خط هایمان درجه بنده داشته باشد و بزرگی عمل را تقریبا نشان بدهد کافیست. حالا رمزی یک یاداشتی هم باشد به جایی برنمیخورد. ولی بنظرم اولی تر این است که نوشته نباشد خط خطی باشد.

این کار:
هم اینکه کمک بزرگی میکند در باب عادت کردن به محاسبه نفس خود.

هم اینکه محاسبه نفس بصورت جسم در میاید و مشهود میشود ودر زندگی جاری میشود.یعنی شما نتیجه محاسبه اتان را میبینید.

و دیگر اینکه میفهمیم در این روز یک صفحه سفید را چه شکلی کرده ایم؟ و یک چیزی تقریبا یک کپی از اون دفتری که فرشتگان اعمال ما دارند برای خودمان داریم.یعنی میبینیم چه گُلی کاشته ایم در طول روز.
Wink

پایه اید یا علی بگید شروع کنیم.

یا علی
به نام خدا
... نشسته بود سر سجاده اش....خسته از هیاهوی زندگی روزمره... به فکر فرو رفته بود... روزها بود که سراغ دفترچه ثبت گناهانش نرفته بود... برخاست ... دفترچه کوچکش را آورد و دوباره بر سر سجاده اش نشست... دیگر آن را در جیبش نمیگذاشت... چون حالا از بودنش راضی نبود چرا که از خودش راضی نبود و بزرگتر از آن خدایش از او راضی نبود.... تعداد روزهایی که گناهانش را نوشته بود حساب کرد نزدیک یک ماه بود... تعداد گناهان هر روز را هم نوشت و بعد جمعشان کرد... چه شد؟؟؟ دوباره شمرد... همان بود... چشمانش از اشک پر شد... تازه این تعداد گناهانی بود که خودش میدانست و چه بسیار اعمالی که از یادش رفته بود... باخود اندیشید که از ابتدای عمرش تا کنون چقدر گناه کرده... دوباره حساب کرد: تعداد ماه های عمرش را از سن تکلیفش کم کرد و بعد در تعداد گناهانی که در یک ماه ضرب کرد... مات و مبهوت مانده بود... باورش نمیشد... اشک هایش آمد... انگار دلش سوخته بود... نگاهش که این را میگفت...
آری دلش سوخته بود اما بیشتر برای کس دیگری و نه برای خودش... آری دلش برای خدایش می سوخت... با خود می اندیشید که چگونه خدایش شبهای قدر به او فرصت العفو داده است... چگونه دستهایش را بالا برده و از او تقاضای ببخش کرده و بعد باز مثل همیشه... اشکهایش می آمد... باخود زمزمه می کرد: خدایا کاش اینقدر مهربان نبودی... تا من این قدر گستاخ نمیشدم..........
حدود دو سه هفته از حساب و کتاب عمرش میگذره... اما چه سود!!! هنوز هم ........ گویا از خود خسته شده... گویا این بار نه فقط خدا بلکه خودش نیز خودش را رها کرده است.... و این سخت است... بیایید باهم برایش دعا کنیم شاید برگردد... شاید دلش برگردد به سمت خدایش... به سمت حسین (علیه السلام) اش.... و به سمت خودش....
بسم الله الرحمن الرحیم

در رابطه با توجه و مراقبه متنی را قبلا در جایی از انجمن نوشته بودم که لازم می دانم که در اینجا نیز ذکر گردد:

شصت سال زندگی کرده باشیم و روزی فقط یک گناه میشه چه قدر گناه؟!!!

روزی یکی از علما پای حساب نشست و بعد حساب کرد ....
بعد از حساب از خجالت دق کرد و از دنیا رفت!!!

شما رو نمیدونم اما خدا به من رحم کنه!!!!

چند تا کلام از داداش کوچکتان به شما خواهران و برادرای عزیزم:

امام کاظم علیه السلام می فرمایند: هرکسی که هر شب اعمالش را حساب نکند از ما نیست.اگر کار خوبی کردید از خدا بخواهید باز هم آن را تکرار کنید و اگر بدی کردید ، استغفار و توبه کنید.
حسابتون رو با چرتکه قانون خداوند حساب کنیدکه اگر بدهکاری ها جمع بشه آهرش کار دستمون میده!
حساب کنید قبل از اینکه حساب کنند.

و اما یک روش حسابرسی:
شب قبل خواب یک کاغذ بردارید به اندازه A5 و اون رو تا بزنید ، قسمت سمت راست کارهای خوب اون روزتون رو بنویسید و قسمت چپش هم کارهای بدتون.بعد کارهای بدتون رو تکرار نکنید و کارهای خوبتون رو سعی کنید بیشتر تکرار کنید.
اگر پانزده روز مرتب این کار رو انجام دهید ، دیگر عادت می کنید.
با گوشی هم میشه، در قسمت Notes یا یادداشت ها.

التمس دعا
سلام.
ببخشید . تمام این بحث ها یک طرف.
اما اینایی که میپرسم یه طرف !
1-گاهی شیطان و نفس ، آدم رو پررومیکنن. میگن خداست که هست ، مگه به اختیار خودت اومدی که حالا اگه گناه بکنی میندازت جهنم ! چه ظلمیه! گناه کن !
در این مواقع به جز ذکر ، به چه راهکار عملی تری دست بزنیم؟
2- بعضی گناهان ، از یاد آدم میرن .یا موقع انجام دادن ، آدم اصلا حواسش نیست داره گناه میکنه. مثلا خالی بندی یا غیبت یا دشنام دادن که خیلیاز دست آدم در میره. در مورد این گناهان چه کار کنیم؟
3- بعضی گناهان با تمرکز روزانه و حتی محاسبه از رو نمیرن! موضع وسوسه ، پدر آدم رو در میارن تا جایی که طرف حتی میدونه خدا هست و پمواخذع میکنه و بعضا حتی انسان از روی خدا شرمنده ست اما گناه میکنه. ولی تحت فشار شهوت قرار میگیره .مثل استمنا. در مورد اینا باید چه کار کرد؟ واقعا معضلی هستن.
4-بعضی شبها آدم یادش میره محاسبه کنه یا تکلیف مستحبی که گذاشته رو کوتاهی میکنه. این جور موارد ، مثل شهید علمدار خودمون رو تنبیه کنیم(فرض میذارم میدونید شهید علمدار کی بودن و کتاب قوانینشون چیه) یا نه؟ چه کنیم؟
5- بعضی اوقات بعد از توبه در اوج قرار میگیریم اما کج خلقی والدین یا هر امر دیگه ای اندک اندک مارو به افول میکشونه. میدونید شیطون اگه توبه خیلی قوی باشه، خورده خورده انسان رو از مستحبات دور میکنه ، بعد در انجام واجبات کاهل میکنه ، بعد به گناه میندازه و بعد سلب واجب میکنه. چه کار کنیم که دچار این حالت نشیم؟

ممنون اگه پاسخ مستقیم بدید ! یعنی جوابو شلوغ نکنید و نپیچونید !
بسم الله
(۱۰/خرداد/۹۳ ۱۲:۵۳)مصطفای جبهه ها نوشته است: [ -> ]سلام.
ببخشید . تمام این بحث ها یک طرف.
اما اینایی که میپرسم یه طرف !
1-گاهی شیطان و نفس ، آدم رو پررومیکنن. میگن خداست که هست ، مگه به اختیار خودت اومدی که حالا اگه گناه بکنی میندازت جهنم ! چه ظلمیه! گناه کن !
در این مواقع به جز ذکر ، به چه راهکار عملی تری دست بزنیم؟
2- بعضی گناهان ، از یاد آدم میرن .یا موقع انجام دادن ، آدم اصلا حواسش نیست داره گناه میکنه. مثلا خالی بندی یا غیبت یا دشنام دادن که خیلیاز دست آدم در میره. در مورد این گناهان چه کار کنیم؟
3- بعضی گناهان با تمرکز روزانه و حتی محاسبه از رو نمیرن! موضع وسوسه ، پدر آدم رو در میارن تا جایی که طرف حتی میدونه خدا هست و پمواخذع میکنه و بعضا حتی انسان از روی خدا شرمنده ست اما گناه میکنه. ولی تحت فشار شهوت قرار میگیره .مثل استمنا. در مورد اینا باید چه کار کرد؟ واقعا معضلی هستن.
4-بعضی شبها آدم یادش میره محاسبه کنه یا تکلیف مستحبی که گذاشته رو کوتاهی میکنه. این جور موارد ، مثل شهید علمدار خودمون رو تنبیه کنیم(فرض میذارم میدونید شهید علمدار کی بودن و کتاب قوانینشون چیه) یا نه؟ چه کنیم؟
5- بعضی اوقات بعد از توبه در اوج قرار میگیریم اما کج خلقی والدین یا هر امر دیگه ای اندک اندک مارو به افول میکشونه. میدونید شیطون اگه توبه خیلی قوی باشه، خورده خورده انسان رو از مستحبات دور میکنه ، بعد در انجام واجبات کاهل میکنه ، بعد به گناه میندازه و بعد سلب واجب میکنه. چه کار کنیم که دچار این حالت نشیم؟

ممنون اگه پاسخ مستقیم بدید ! یعنی جوابو شلوغ نکنید و نپیچونید !
سلام علیکم
دوست بزرگوار،
بنده نمیدانم جواب مستقیم و غیر مستقیم چیست ،اما در حد علمم کمکتان میکنم.
1. من و شما به جبر آمدیم و به جبر میرویم،این جبر بدین معناست که ما در آمدن و رفتنمان دخل و تصرف نداریم ،اما در بین این دو جبر مختاریم،چرا که خواست و اراده خداوند دادن اختیار به آدمی است .حال در بین این اختیار شما اطاعت را قبول میکنید یا تمرد را ؟
به غیر آدمی موجودی آفریده نشده که مختار باشد ،پس هر کاری میکند تنها به جبریست که برایش در نظر گرفته شده،فرشته ای که سالها در سجده و یا رکوع است،گلی که بنا به جبر میروید و حیوانی که بنا به جبر به اعمال حیوانی خود میپردازد.اما این آدمیست که به واسطه اختیار ،تعقل و تفکر و تدبر در کارهایش وجود دارد و اگر این سه را کنار بگذارد به سان حیوانات و چه بسا پست تر از او میشود:
اولئک کالأنعام بل هُم اَضَل

2.تمامی گناهان چه کوچک ،چه بزرگ از یاد آدم نمیروند،بلکه این عادت ما به آنهاست که انها را با کلام و نگاه و عمل ما عجین نموده است. وقتی کسی به گناه دروغ عادت کرده اسم هایی مثل مصلحتی و یا خال بندی روی آن میگذارد ،اسم عوض شده اما تاثیری در اندازه قبح و زشتی آن ندارد .
آدمی تا چهلمین سالروز تولدش فرصت دارد تا خودسازی نماید و این عادات را از خود دور نماید ، بعد آن بسیار بعید است که بتواند عادتی را تغییر دهد . در این زمان آن عمل زشت میشود ملکه و بیرون کردن آن از گوش و چشم و زبان و دیگر اعضاء بدنش بسیار دشوار و سخت مینماید.
برای هر عمل زشتی تنها همت و خواستن است که میتواند به ترک آن بیانجامد.
3.وسوسه های ابلیس تنها از روزنه هایی که ادمی در وجود خود بجا گذاشته وارد اعمال و کردار آدمی میشوند .این روزنه ها باید بسته شوند .
نمونه ای که گفتید راه حلهای ترکش در همین تالار گفته شده .با یک جستجو میتوانید مطالب مورد نظر را مطالعه نمایید .
4.بازهم جواب عادت است و اینبار عادت به کار خوب.عادت از تکرار حاصل میشود . اگر شبی فراموش شد که در اوایل به دلیل عادت نداشتن ممکن است،در هر ساعتی از روز این کار را انجام دهید و نگویید که دیشب که نشد ،باشد تا امشب.
تاخیر در انجام عمل صالح شما را از پیوستگی در خود سازی باز میدارد.
5.بعد از توبه شما در اوج قرار نمیگیرید،بلکه تازه به حقارت و کوچکی خود در مقابل ذات یگانه متعال میرسید .اگر پله های رشد را یک به یک نرفته باشید آنگاه است که در اوجی که فرمودید، نسبت به والدین اهمال کاری خواهید نمود .
اولین آموزشها در راه رشد و تعالی ،آموزش صبور شدن و صبور ماندن است. تا نیاموزیم که چگونه باید صبر نماییم و صبر را در خود نهادینه ننماییم به رشد نخواهیم رسید .

ان شاءالله که خداوند خود در این مسیر ما را هادی و رهنما باشد .

موفق باشید و خدایی .
صفحه: 1 2 3
آدرس های مرجع