بسم الله
(۱۰/خرداد/۹۳ ۱۲:۵۳)مصطفای جبهه ها نوشته است: [ -> ]سلام.
ببخشید . تمام این بحث ها یک طرف.
اما اینایی که میپرسم یه طرف !
1-گاهی شیطان و نفس ، آدم رو پررومیکنن. میگن خداست که هست ، مگه به اختیار خودت اومدی که حالا اگه گناه بکنی میندازت جهنم ! چه ظلمیه! گناه کن !
در این مواقع به جز ذکر ، به چه راهکار عملی تری دست بزنیم؟
2- بعضی گناهان ، از یاد آدم میرن .یا موقع انجام دادن ، آدم اصلا حواسش نیست داره گناه میکنه. مثلا خالی بندی یا غیبت یا دشنام دادن که خیلیاز دست آدم در میره. در مورد این گناهان چه کار کنیم؟
3- بعضی گناهان با تمرکز روزانه و حتی محاسبه از رو نمیرن! موضع وسوسه ، پدر آدم رو در میارن تا جایی که طرف حتی میدونه خدا هست و پمواخذع میکنه و بعضا حتی انسان از روی خدا شرمنده ست اما گناه میکنه. ولی تحت فشار شهوت قرار میگیره .مثل استمنا. در مورد اینا باید چه کار کرد؟ واقعا معضلی هستن.
4-بعضی شبها آدم یادش میره محاسبه کنه یا تکلیف مستحبی که گذاشته رو کوتاهی میکنه. این جور موارد ، مثل شهید علمدار خودمون رو تنبیه کنیم(فرض میذارم میدونید شهید علمدار کی بودن و کتاب قوانینشون چیه) یا نه؟ چه کنیم؟
5- بعضی اوقات بعد از توبه در اوج قرار میگیریم اما کج خلقی والدین یا هر امر دیگه ای اندک اندک مارو به افول میکشونه. میدونید شیطون اگه توبه خیلی قوی باشه، خورده خورده انسان رو از مستحبات دور میکنه ، بعد در انجام واجبات کاهل میکنه ، بعد به گناه میندازه و بعد سلب واجب میکنه. چه کار کنیم که دچار این حالت نشیم؟
ممنون اگه پاسخ مستقیم بدید ! یعنی جوابو شلوغ نکنید و نپیچونید !
سلام علیکم
دوست بزرگوار،
بنده نمیدانم جواب مستقیم و غیر مستقیم چیست ،اما در حد علمم کمکتان میکنم.
1. من و شما به جبر آمدیم و به جبر میرویم،این جبر بدین معناست که ما در آمدن و رفتنمان دخل و تصرف نداریم ،اما در بین این دو جبر مختاریم،چرا که
خواست و اراده خداوند دادن اختیار به آدمی است .حال در بین این اختیار شما اطاعت را قبول میکنید یا تمرد را ؟
به غیر آدمی موجودی آفریده نشده که مختار باشد ،پس هر کاری میکند تنها به جبریست که برایش در نظر گرفته شده،فرشته ای که سالها در سجده و یا رکوع است،گلی که بنا به جبر میروید و حیوانی که بنا به جبر به اعمال حیوانی خود میپردازد.اما این آدمیست که به واسطه اختیار ،
تعقل و تفکر و تدبر در کارهایش وجود دارد و اگر این سه را کنار بگذارد به سان حیوانات و چه بسا پست تر از او میشود:
اولئک کالأنعام بل هُم اَضَل
2.تمامی گناهان چه کوچک ،چه بزرگ از یاد آدم نمیروند،بلکه این عادت ما به آنهاست که انها را با کلام و نگاه و عمل ما عجین نموده است. وقتی کسی به گناه دروغ عادت کرده اسم هایی مثل مصلحتی و یا خال بندی روی آن میگذارد ،اسم عوض شده اما تاثیری در اندازه قبح و زشتی آن ندارد .
آدمی تا چهلمین سالروز تولدش فرصت دارد تا خودسازی نماید و این عادات را از خود دور نماید ، بعد آن بسیار بعید است که بتواند عادتی را تغییر دهد . در این زمان آن عمل زشت میشود ملکه و بیرون کردن آن از گوش و چشم و زبان و دیگر اعضاء بدنش بسیار دشوار و سخت مینماید.
برای هر عمل زشتی تنها
همت و خواستن است که میتواند به ترک آن بیانجامد.
3.وسوسه های ابلیس تنها از
روزنه هایی که ادمی در وجود خود بجا گذاشته وارد اعمال و کردار آدمی میشوند .این روزنه ها باید بسته شوند .
نمونه ای که گفتید راه حلهای ترکش در همین تالار گفته شده .با یک جستجو میتوانید مطالب مورد نظر را مطالعه نمایید .
4.بازهم جواب عادت است و اینبار عادت به کار خوب.عادت از
تکرار حاصل میشود . اگر شبی فراموش شد که در اوایل به دلیل عادت نداشتن ممکن است،در هر ساعتی از روز این کار را انجام دهید و نگویید که دیشب که نشد ،باشد تا امشب.
تاخیر در انجام عمل صالح شما را از پیوستگی در خود سازی باز میدارد.
5.بعد از توبه شما در اوج قرار نمیگیرید،بلکه تازه به حقارت و کوچکی خود در مقابل ذات یگانه متعال میرسید .اگر پله های
رشد را یک به یک نرفته باشید آنگاه است که در اوجی که فرمودید، نسبت به والدین اهمال کاری خواهید نمود .
اولین آموزشها در راه رشد و تعالی ،آموزش
صبور شدن و صبور ماندن است. تا نیاموزیم که چگونه باید صبر نماییم و صبر را در خود نهادینه ننماییم به رشد نخواهیم رسید .
ان شاءالله که خداوند خود در این مسیر ما را هادی و رهنما باشد .
موفق باشید و
خدایی .