تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: کاستیهای ما - ما چه کم داریم و یا چه کم میزاریم.
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2
سلام
من توی چند پست خداحافظی کردم و دوستان گقتند نرو اینجا ممکنه کسی با تو موافق نباشه ولی دلیل نمیشه که بری.

میخواستم یک پست ایجاد کنم. و بگم اولین دشمن خود ما هستیم قبل از اینکه شیطان باشد. هر چند شیطان قسم خورده است. ولی این ما هستیم که این اجازه و فرصت را به شیطان میدهیم. توی پستهای متعددی تونستیم شیطان را تا حدی بشناسیم ولی همیشه این فضا هست که این اجازه را میدهد تا ما را خواسته و یا ناخواسته به شیطان و اهدافش پیوند بزند.
خدایا میدونم هستی ولی نمیبینمت.
خدایا میدونم به حرفام گوش میدی ولی چرا کمکم نمیکنی.
خدایا میدونم میتونی کمکم کنی ولی چرا منو فراموش کردی؟

آیا کسی هست که به وجود خدا اعتقاد نداشته باشه؟ بله هست. آیا میدونید سلسله اعتقاد چه شکلی؟ از پایین به بالا میگم (البته این نظر منه).

1- بی اعتقادی
2- شک و تردید
3- اعتقاد
4- کشف
5- اعتماد
6- ایمان

اینهایی که گفتم یعنی چی؟

شما درباره موجودات فرازمینی چی فکر میکنید؟ یکسری ها میگن وجود نداره یعنی هیچ اعتقادی به وجود آنها نیست. بعضی ها میگن ممکن است وجود داشته باشه ولی کی دیده تا بحال به این میگن شک و تردید و یکسری میگن وقتی ما هستیم خوب حتما موجودات دیگری هم وجود دارند به این میگن اعتقاد. چندین دانشمند وجود چنین موجوداتی را اثبات میکنند و شما به استناد حرفهای اونها باور دارید که هستند به این میگن اعتماد ولی وقتی یکی از اونها را دیدید به وجود اونها ایمان می آورید.

حالا این چیزهایی که گفتم به چه دردی میخوره.

به نظر من پیامبران مهمترین رسالتشان این بود که بی اعتقادی را به ایمان مبدل سازند و شیطان و تیم او تلاش میکنند که ایمان را به بی اعتقادی بکشونند.

شیطان قسم خورد که انسان را گمراه کنه، اینو زیاد شندید ولی از چی گمراه کنه؟ از راه پاکی و راستی؟ بنظر من که این نیست چون خیلیها رو من دیدم که در راه پاکی گمراه هستند. طرف آدم خیلی خوبیه ولی....

داشتم با دوستی صحبت میکردم میگفت من یک زمانی دعا میکردم ولی دیگه دعا نمیکنم چون خدا به حرفهام گوش نمیده. کمی که صحبت کردیم گفت گوشم از حدیث و دعا و ... پره، همه را حفظم. منم یک مثالی زدم براش اون مثال این بود.

شما امتحان ریاضی دارید. شب امتحان کلیه فرمولهای را حفظ کردید و یا اصلا تقلب کردید و روی یک کاغذ نوشته اید. سر جلسه برگه امتحانی را جلوتون میزارند و شما میدونید که این مساله با کدوم فرمول حل میشه، فرمول اونو هم میدونید ولی نمیتونید بنوسید. دلیل چیه؟ دلیلش اینه که مفهوم فرمول را نتونسید درک و یاد بگیرید. شما میدونید این مشتق یا انتگرال هست ولی نمتونید حلش کنید.

مشکل ما آدمها اینه که از بچگی اعتقاد به دین داشتن به خدا داشتن را یاد دادند ولی کسی نبوده یا خودمون اونقدر تنبل بودیم که بدنبال درک مساله اصلی که ایمان به خدا هست را نرویم.

شما دعای حضرت ... را میخونید و میگید چقدر قشنگ گفته و لذت هم میبرید و شاید هم هر شب تکرارش کنید ولی میبینید توی زندگی برای شما اثربخش نیست. چرا؟

علت عدم ایمان به خداست. شما به خدا اعتقاد دارید حتی اعتماد هم دارید ولی ایمان ندارید.

کافیه مورد آزمایش قرار بگیرید. اولین سوالی که به ذهنتون میرسه اینه خدایا چرا؟ آیا مگر غیر اینه که خداوند غیر خوبی چیزی برای بنده اش نمیخواد. پس چرا چی؟

میدونید سوال فرق فرد با ایمان با فرد معتقد چیه؟ فرد معتقد میگه خدایا چرا این بالا بسرم اومد؟ فرد با ایمان میگه خدایا چکار کنم که این بلا را بتونم تحمل و از اون بگذرم.

دقت کنید بلا برای هر 2 یکسان است ولی طرز نگرش فرق میکنه. یکی میگه خدایا چرا من بی پولم. اون یکی میگه خدایا رزق و روزی منو زیاد کن.

این رو بدونید وقتی از خدا چیزی را درخواست میکنید. باید درست درخواست کنید. یکی میگفت اگه از خدا پول میخواهی بگو 100 میلیارد تا 1 میلیون بهت بده. ولی من یک خاطره براتون تعریف میکنم که برای خودم اتفاق افتاده.

یک شب ساعت 12 شب داشتم بطرف خونه میرفتم وضع مالی شدیدا خراب بود و من اون روز از یکی 10 هزارتومن قرض گرفته بودم. توی مسیر باید پیاده میشدم و یک ماشین دیگه سوار میشدم. توی این حین بود که واستاده بودم دیدم 1 پسری یک ساعت دستشه و جلوی آدمهایی که هر از چندگاهی رد میشن را نگه میداره و میخواهد اون ساعت را بفروشه. من از این طرف خیابون به سمت اون رفتم و گفتم چند؟ گفت هرچی شما بدید. نگاه کردم دیدم ساعت 500 تومن هم نمی ارزه. گفتم این ساعت ارزشی نداره برای چی میخواهی بفروشی، گفت میخوام با مادرم شب بریم مسافرخونه بخوابیم و مادرشو نشونم داد. من کمی فکر کردم دستم رو توی جیبم بردم و در آوردم بدون اینکه نگاه کنم چقدر است گفتم ساعتت به درد من نمیخوره امیدوارم این بدرد شما بخوره. دادم و اومدم. راننده ماشینی که ایستاده بود منو دید و گفت اینا کارشون اینه. گفتم اگر راست میگی چه حیف که زندگیشونو چقدر ارزون میفروشند. بعد فردا فهمیدم که 4 هزار تومن داده بودم و بارم 4 هزار تومن دیگه باقی مونده بود. با اون پول فردا دوباره به سرکار برگشتم و یکی از دوستان قدیم زنگ زد و گفت فلانی من یک کاری دارم که باید برای انجام بدی. گفتن فلان کار را میگی گفت آره. گفتن این کار رو کن درست میشه. گفت من نمیدونم خودت بیا انجام بده و پولشو بگیر. من رفتن انجام هم دادم و خود حسابداری 100 تومن داد.

اینو تعریف کردم که بگم نیاز نیست شما برای رفع یک مشکل حی خودتو به در و دیوار بزنی هی نق بزنی هی ناله کنی. کافیه بعضی وقتها کمی عمل کنی. خدا خودش میبینه. تو نیاز نیست بگی آهای خدا ببین من نماز خوندم، روزه گرفتم برات. پس چرا فلان کار را نمیکنی؟؟؟ ببین خدا من ماه رجب فقط بخاطر تو 3 روز روزه گرفتم که فلان کار صورت بگیره.

آیا بنظر شما اون 3 روز روزه برای خدا بوده یا برای صورت گرفتن اون کار؟

فرق آدم با ایمان و معتقد از نظر من اینه. آدم با ایمان خودشو توی معرفت خدا حل میکنه ولی آدم معتقد کارهایی که برای خودش میکنه را بحساب خدا میگذاره.

و شیطان وسیله ای ایجاد میکنه که ایمانت را به اعتماد و اعتماد را به اعتقاد و اعتقاد را به شک و شک را به بی اعتقادی بکشونه.

این مساله را درون خود جستجو کنید. ببنید شما جزء کدوم دسته هستید. آیا مومن (کسی که ایمان داره) هستید یا کافر (کسی که بی اعتقاد است). شایدم فکر میکنیم مومن هستیم چون همه درسها رو از بر هستیم ولی امیدوارم سرجلسه امتحان حداقل من باوجود همه تقلبهام بتونم حلش کنم.

مهمترین و لازم ترین شرط برای ورود به عرص سلوک داشتن روحی پاک است. و برای پاک کردن روح روشهای بسیاری وجود داره که مهمترین و آسانترین راه و همچنین کاربردی و قابل انجام برای هر فرد اینی که میخواهم بگم.

توجه داشته باشید که این سیر زندگی را شما میتوانید هر روزی از سال شروع کنید ولی در برخی مواقع شروع اون در بعضی روزها ساده تر است ولی این تمرین شروع دارد ولی پایانی ندارد.

یکی از ماه هایی که بسیار راحت میشود در آن این تمرین را انجام داد ماه رمضان است، نه بخاطر سور فلکی اون بلکه بخاطر اینکه شرایط عمومی انجام در این ماه توسط دیگران نیز ساده تر میشه.

برای تزکیه روح چه کارهایی را نباید انجام داد و یا انجام داد؟

مهمترین عامل برای سیاه کردن روحتون گفتن دروغ است، از همین امروز دروغ گفتن را کنار بزارید. دروغ در هر رتبه و به هر منظور روحتان را سیاه میکنه حتی اگر دروغ برای خدا باشد. به هیچ وجه سعی نکنید دروغ بگید.

دروغ نگفتن کاری بسیار دشوار است. آنقدر که بعضی ها روزیشان بدان بسته است. خوب نونی که از راه دروغ در می آید معلوم نیست که به چه منظوری هزینه شود و اثراتش در تو و خورنده اون چیست.

چطور دروغ نگوییم؟
1- این قدم اول برای کساییکه به اصطلاح خالی بند هستند و عادت به این کار کردند و هیچ هدفی پشت حرفاشون نیست و بیشتر یا برای سرگرمی است یا برای مطرح کردن خودشونه. خوب شما اگر جزء این دسته هستید سعی کنید کمتر حرف بزنید. هم در این ماه بابت این کار انرژی ذخیره میکنید و هم یاد میگیرد نصف حرفاتون چه زده بشه و چه زده نشه هیچ فرقی نمیکنه!

2- سوال به سوال جواب دادن، این برای زمانی است که طرف پا پیچ شما شده و میخواهد بداند که چه اتفاقی افتاده و شما دوست ندارید بگید. 2 راه دارید یا 1 خالی ببندید و تمام یا اینکه طرف را با سوالات دیگه منصرف کنید یعنی چی؟ یعنی مثلا چرا میخواهی بدانی؟ حالا اگر فهمیدی چه فایده ای برای تو داره؟ و ....

3- گفتن نه، اگر طرف بسیار اصرار کرد شما خیلی راحت میتونید بگید که من دوست ندارم در این باره چیزی به شما بگم و اگر فکر میکنید طرف از دست شما ناراحت میشود میتوانید به مرحله بعدی بروید.

4- مرحله راست نگفتن، شما میتوانید راست نگید ولی دروغ هم نگید. یعنی چی؟ برای مثال شما یک لیوان خریدید به قیمت 100 تومن و نسبت به شرایط باید اونو 500 تومن بفروشید. (البته چرا 5 برابر فعلا در این مبحث مهم نیست) دوست شما اصرار میکنه که چند خریدی که داری 500 میفروشی. شما میتونی بگی کرایه مغازه ساعتی اینقدر، پول آب و برق و گاز ساعتی اینقدر، پول شاگرد و .... ساعتی اینقدر حالا تو آلان با این سوالت اینقدر به من ضرر زدی که نتونستم فلان جنس را بفروشم. یاا اینکه میتونی بگی قیمت غیر عمده این کالا اینقدر است و... حالا در بخشهای مختلف حالتهای مختلفی وجود داره.

از همین امروز سعی کنیم که دروغ نگیم.

به چه کسانی دروغ نگیم.

مهمترین کسی که نباید بهش دروغ گفت خود آدم است. گذاشتن کلاه شرعی سر مردم خود یک دروغ گفتن بزرگ است به خود آدم. هیچ وقت یادم نمیره که یکی از دوستان مشتری داشا که نیاز به پولی داشت و ایشون گفتند ما پول نه قرض میدهیم نه نزول ولی اگر بخواهی میتوانی این جنس را قسطی بخری و بعد به اون مغازه بفروشی. طرف چون مجبور بود اینکار را کرد. و از هر طرف کلی ضرر کرد. من به این دوست گرفتن کارت درست نیست گفت نه! من خلافی نکردم یک جنس قسطی فروختم. گفتم اون طرف ارزون تر خریده؟ گفت اون به قیمت خرید خودش خریده انگار از عمده فروش خریده باشه. من مال اونو میخرم اون مال منو میخره! خوب به ظاهر شاید نشه اشکال شرعی گرفت ولی همه میدانیم که انسانی نیست و نکته جالب همین جا بود که میگفت اگر من پول را بهش میدادم میشد نزول ولی با اینکار دیگه نزول نیست. خوب طرف هم میدانست که داره سر خودش و کلاه میزاره ولی چاره ای نداشت. خوب پس مجبور بود به خودش دروغ بگه. حالا وقتی شما عادت کردی به خودت دروغ بگی به دیگران که کاری نداره.

اگر تونستی به خودت دروغ نگی؟ به راحتی میتوانی غیبت نکنی، سر دیگران کلاه نزاری، حق کسی را پایمال نکنی و ....

پس سعی کنید اگر روزه میگیرید روزه دروغ هم بگیرید. و اگر روزه نمیگیرید ولی حتما روزه دروغ را بگیرید. بعد ببینید امسال رمضان با سال گذشته چقدر تفاوت داره.
کسی نظر یا راه تکمیلی نداره؟
اینها همه نظرات منه و دنبال منابع نباشید. به نظر شما مشکلات اصی ما چیه؟
ماها خواسته و یا ناخواسته برای شیطان چی هدیه میبریم؟
خشم؟ تعصب کور کورانه؟ تهمت؟ ربا؟ اسلام ستیزی؟ عدم تعقل و جو گیر شدن الکی؟ حرام خواری؟ عادت به گناه؟
در حال حاضر چیه که بیشتر گیربان گیر خودمونه؟
جرات نداریم درباره ایرادات خودمون بگیم؟ این خودش هدیه دادن نیست؟ یعنی غرور داریم؟
مثل اینکه اینجا همه بی عیب و نقصند؟؟
خوب من از خودم شروع میکنم.
اوایل من خیلی دوست داشتم آرزوهای دست نیافته را برای دوستان دست یافته تعریف میکردم. کمی که بزرگتر شدم دیدم دلایل بهتری برای ابراز وجود هست و اونها را سرلوحه قرار دادم.
ولی آلان هنوز با یک ایراد بزرگ خودم درگیرم. اونم اینه که ممکنه شروع کننده خوبی باشم ولی اگر یک مسئله زیاد طول بکشه و از روندش خسته بشم. دیگه تا یک مدتی اونو متوقف میکنم و بعدا شاید دوباره شروع به ادامه بدم.

یکی دیگه از ضعفهای من اینه که حوصله حرفهایی رو ندارم که هیچ ارزشی برای من نداره ولی دارم روی این ضعفم کار میکنم تا این مشکل هم حل بشه.

شما هم از ضعفهای خودتون بگید. تا غرور که دوست همیشه آشنای شیطان هست را بشکنید.
برادر ما در اسلام از اعتراف به گناه مگر در محضر خدا نهی شده ایم و حتی گاهی ذکر کناه تا 70 برابر از خود گناه سنگین تر است .
در ضمن اعتراف به کم و کاستی ها نتیجه منفی و یاس و نا امیدی به همراه دارد .
در صورتی که عیب به صورت عیب رفتاری است باید به کارشناس ان فن مراجعه شود . نوشتن در تالار جلوی چشم این همه چه فایده ای دارد؟!!
مثلا همین شما . این عیوب خود را در یافته و راه در مان را میدانید . ذکر ان در اینجا چه فایده ای دارد؟!
موفق باشید
(۱۵/شهریور/۹۰ ۵:۰۹)وحید110 نوشته است: [ -> ]برادر ما در اسلام از اعتراف به گناه مگر در محضر خدا نهی شده ایم و حتی گاهی ذکر کناه تا 70 برابر از خود گناه سنگین تر است .
در ضمن اعتراف به کم و کاستی ها نتیجه منفی و یاس و نا امیدی به همراه دارد .
در صورتی که عیب به صورت عیب رفتاری است باید به کارشناس ان فن مراجعه شود . نوشتن در تالار جلوی چشم این همه چه فایده ای دارد؟!!
مثلا همین شما . این عیوب خود را در یافته و راه در مان را میدانید . ذکر ان در اینجا چه فایده ای دارد؟!
موفق باشید

بزرگترین فایده.
من از گناه حرف نزدم. از اینکه ما چه کار باید میکردیم و نکردیم. ممکنه خیلی ها هم با این درد درگیر باشند و حتی روحشون هم خبری نداشته باشه. من میگویم تو میخوانی و یاد میگیری که چطور باید مشکل را برطرف نمود.

اینجا همه کارشناس دشمن شناسی هستند؟ یعنی فقط میتونید بگید الیومناتی ها و نشانه هاش چیه؟ میتونید سخنان دیگران را کپی پیست کنید؟
موضوع اینه که بزرگترین دشمن خود ما هستیم که با رفتارهای غلط بیشترین کمک را به شیطان میکنیم.
در ضمن علم روانشانسی ثابت کرده، گفتن نواقص نه تنها باعث نا امیدی نمیشه بلکه باعث میشه خود و دیگران برای رفع این مشکل بسیج بشند.

بزرگترین دشمن انسان خود انسان است.
و بزرگترین دروغ، دروغی است که آدم به خودش میگه.
نقل قول:ینجا همه کارشناس دشمن شناسی هستند؟ یعنی فقط میتونید بگید الیومناتی ها و نشانه هاش چیه؟ میتونید سخنان دیگران را کپی پیست کنید؟
خیر . شما میتوانید به بخش مهدویت مراجعه کنید (اگر از دشمن شناسی اشباه شده اید

نقل قول:موضوع اینه که بزرگترین دشمن خود ما هستیم که با رفتارهای غلط بیشترین کمک را به شیطان میکنیم.

راه این کار خود سازی است . تهذیب نفس . راهش را هم گویا خودتان خوب میدانید .

نقل قول:در ضمن علم روانشانسی ثابت کرده، گفتن نواقص نه تنها باعث نا امیدی نمیشه بلکه باعث میشه خود و دیگران برای رفع این مشکل بسیج بشند.
روانشناسی علم نیست و هیچ مطلب ثابت شده ای ندارد . گفتن نواقص در جلسات n\a در صورتی که گروه هم درد باشند ممکن است کمک کند . ان هم نه به خاطر یافتن راه حل بلکه فقط به دلیل سبک شدن و اینکه ....
بسیج شدن زمانی لازم است که مفید فایده باشد . این که شما کاری باید انجام میداده اید و نداده اید به جز تزریق روحیه نا امیدی فایده ای ندارد!
نقل قول:یکی دیگه از ضعفهای من اینه که حوصله حرفهایی رو ندارم که هیچ ارزشی برای من نداره ولی دارم روی این ضعفم کار میکنم تا این مشکل هم حل بشه.
کار درستی میکنید . پرداختن به موضوعات لغو و بیهوده حماقت است
در مورد امال و ارزو و فکر گذشته امام علی (علیه السلام) میفرمایند . ارزوی خود را کوتاه کنید ...
و غم گذشته را نخورید
جناب مریدی فکر میکنم شما مقداری خود محور هستید و کلا نظر کسی برایتان مهم نیست .
یا علی
جناب مريدي
نقل قول:شما هم از ضعفهای خودتون بگید. تا غرور که دوست همیشه آشنای شیطان هست را بشکنید.

اعتراف به گناه تنها در پیشگاه خداوند باید صورت گیرد.و ما حق بيان كردن گناهان خودمون رو در نزد ديگران نداريم واين مسئله اصلا به غرور مربوط نمي شه!

و همينطور
ما حق برداشت آزاد از مفاهيم ديني نداريم.

نقل قول:یکی از ماه هایی که بسیار راحت میشود در آن این تمرین را انجام داد ماه رمضان است، نه بخاطر سور فلکی اون بلکه بخاطر اینکه شرایط عمومی انجام در این ماه توسط دیگران نیز ساده تر میشه.

اين ديگه چه حرفي هست؟؟؟؟
در ماه رمضان خداوند فرصت وي‍ژه در اختيار انسان قرار ميده براي توبه و بازگشت به سمت خداوند
چه ارتباط به صور فلكي داره Huh


نقل قول:شما دعای حضرت ... را میخونید و میگید چقدر قشنگ گفته و لذت هم میبرید و شاید هم هر شب تکرارش کنید ولی میبینید توی زندگی برای شما اثربخش نیست. چرا؟

ائمه معصومين دعاها رو در اختيار ما قرار دادند تا با استفاده از اونها به خداوند نزديك بشيم.
به صرف اينكه به نظر ديگران اثر بخش نيست مجوزي براي ترك اونها صادر نميشه!
البته تا اثرش را چه بدانيد! مگر چيز بي اثر اصلا در اين دنيا موجوده!


نقل قول:یکی دیگه از ضعفهای من اینه که حوصله حرفهایی رو ندارم که هیچ ارزشی برای من نداره ولی دارم روی این ضعفم کار میکنم تا این مشکل هم حل بشه.

آخرش رو هم بد نتيجه گرفتيد !
حرفهايي كه ارزشي ندارند رو نبايد دنبال كنيد
اين اصلا ضعف نيست وليكن تا حرفهاي بي ارزش را چه بدانيد! اين خيلي مهم است تشخيص ارزش از بي ارزش!

نقل قول:خدایا میدونم هستی ولی نمیبینمت.
خدایا میدونم به حرفام گوش میدی ولی چرا کمکم نمیکنی.
خدایا میدونم میتونی کمکم کنی ولی چرا منو فراموش کردی؟
اينها رو هم بيشتر توضيح ميشه بدهيد!
يعني چي خدايا منو فراموش كردي؟؟؟
فراموشي در خداوند راه نداره!
وحید جان
تا اینجا که من فهمیدم شما نقص را گناه میپندارید. یا تعریف من از گناه غلطه یا نقص! مثلا اگر کسی ناقص باشه و یک دست نداشته باشه گناهکاره؟ یا اینکه میدونه وقتی قرآن میخونه هیچ حسی سراغش نمیاد. شاید این گناه؟؟ یا شاید هم دروغ میگه که کاری به نفع خودش انجام بشه؟ بنظر من این گناه است.
ولی هر وقت ماهی را از آب بگیری تازه است. تکرار مشکلات و نوشتن و گفتن اون از نظر من باعث میشه شما بیشتر راغب بشی اون مشکل را حل کنی. حالا اگر نمیخواهید نکنید. فقط حداقل برای خودتان لیست کنید شماره بزنید و دونه به دونه حلش کنید. باور کنید دونستن توی ذهن کافی نیست روی کاغذ بیارید.

علم روانشانسی وجود دارد. و هیچ علمی کامل نیست. برای مثال فیزیک با اون همه دک و پوزش توی بعضی از فرمولها اگر قرار باشه بر صفر تقسیم بشه هیچ جوابی نداره (بچه های ریاضی میدونند چی میگم.) بخاطر همین صفر کلوین ساخته شد. که پوششی باشه.

ولی روشهای روانشانسی تا حد بسیار خوبی جواب میدن. علمهای دیگه چون با مادیات سر و کار دارند وضعیتشون مشخصتره ولی روانشانسی چون با روح آدم کار داره مشکل تره.

در ضمن شما میگید من خود محور هستم! ولی فکر میکنم اگر 4 نفر هم عقیده شما هستند دلیل نمیشه شما ها هم خود محور نباشید. در ضمن من فقط تجربیات خودم را بیان کردم. چیزی که لمسش کردم نه تو کتابها خونده باشم و به دیگران ارائه بدم.

فاطمه خانوم
شما هم همچون وحید نقص و کاستی را با گناه اشتباه کردی اگر در درس ریاضی ضعیف هستی گناه کار نیستی باید بیشتر تمرین کنی و بگی که من در این قسمت مشکل دارم تا دیگران راه هایی خوبی را که خودشون طی کردند را به شما بگند و در نهایت این شما هستید که میبینید این تمرین بیشتر با ذهن شما آشنا است و انجامش میدی و درس ریاضی را خوب یاد میگیری.

در رابطه با ماه رمضان، این مطلب را جایی دیگه نوشته بودم و مبحث قبلی اون درمورد صورهای فلکی و تاثیرات اون بر ما بوده است. بابت عدم ویرایش عذر میخواهم.

درباره دعای.... لطفا به جمله قبل و بعد اون هم توجه بفرمایید. مثل کسایی نباشید که میگن توی قرآن گفته ... و به نفع خودشون تفسیر کنند.

به نکته خوبی توجه کردید. آلان ممکنه یک حرفی برای من بی ارزش باشه ولی 2 سال دیگه نه. پس باید یاد بگیرم که بشنوم و یاد بگیرم حتی اگر در حال حاظر هیچ کارآیی برای من نداشته باشهو

اون جملاتی که با خدایا شروع شده. حرف خیلی از افراد این جامعه هستند که به خدا اعتقاد دارند ولی ایمان ندارند. کلا اون پست مربوط به انسانهایی هست که به جای ایمان، اعتقاد دارند. کمی به دور و برت نگاه کنی میبینیشون. کساییکه میگن دلتو صاف کن بقیه چیزها حله. میشه آرایش کرد و بیرون هزار قر و فر داد و بعد اومد نماز را با همون آرایش خوند.
اگر چنین افرادی را نمیشناسی! بیا توی دل جامعه میبینیشون. عده کمی نیستند زیادند.
نقل قول:تا اینجا که من فهمیدم شما نقص را گناه میپندارید.
نه عزیز دل برادر . نقص اخلاقی مثل غرور که مثال زدید عامل گناه است . نکته اینجاست که نوشتن نقایص در این تاپیک چه سود و ضرری دارد .
شما اعتراف میکنید که مغرورید . غرور هم نقص است هم گناه و هم عامل گناه . راه کار علم اخلاق است . و علم اخلاق میگوید که این اعتراف در انظار عمومی صحیح نیست و حد اکثر میبایست در حضور متخصص برای رفع باشد.
به هر حال شما بفرمایید دوستانی هم که مایلند در این امر با شما سهیم باشند ازادند .
...
در پناه خدا
یکی از بزرگترین ایرادات من کم صبری بود.
یعنی خیلی سریع حوصله ام را طرف مقابل سر میبرد و عصبانی میکرد. حالا میخواست طرف مقابل در حال حرف زدن درباره مسایلی که من دوست نداشتم یا کاری نمیتونستم درباره اش انجام بدم باشه و یا سر و صدا و ....
سریع حالم بد میشد و داد میزدم.

یک روز به خودم گفتم. آخه چرا؟ بعد کتاب آیین دوست یابی دیل کارنگی را خوندم. توی این کتاب چیزهایی رو درباره مسایل دیگری میگفت ولی من در جهت دیگه استفاده کردم. تا حدی مفید بود ولی. یک روز به این نتیجه رسیدم که باید راه حلی بهتر برای تحمل باشه تا صبر آدم زیاد بشه. اومدم برای خودم بررسی کردم از چه گزینه هایی عصبانی میشم. دیدم بزرگترین علل حرفهای مخالف نظر من است. بعد گفتم خوب چکار کنم. تا صبرم در این مورد زیاد بشه. به این نتیجه رسیدم که خوب طرف مقابل ذهنش همینه و من برای اون نمیتونم کار چندانی بکنم، چند بار سعی میکنم شد شد، نشد خوب سعی میکنم فقط تاییدش کنم. Big Grin اینطوری طرف مقابل سریعتر حرفش تموم میشه و من راحت میشم. نتیجه خوبی از این گرفتم تا جاییکه همه میگفتند من چقدر صبورم. Wink
بعد دیدم خیلی اوقات کارهای دیگران اذیت میکنه منو. بررسی کردم دیدم آدم وقتی از کار کسی ناراحت میشه که انتظار نداشته باشه طرف اون کار اونطوری انجام بده. بعد به این نتیجه رسیدم که باید اینو درک کنم که طرف مقابل همینه و این کار رو نمیتونه بهتر انجام بده. حالا من 2 وظیفه دارم یا اینکه سعی کنم اونو ارتقا بدم و یا اینکه بیخیالش بشم. که انتخاب بستگی به طرف مقابل داره.
مدت ها گذشت و به این نتیجه رسیدم که عصبانیت من هیچ تاثیری در طرف مقابل نداره و بیشتر خودمو اذیت میکنه و حالا تقریبا میتونم عصبانیتم را کنترل کنم. ولی به هر حال گاهی اوقات این افسار از دست من خارج میشه و طرف مقابل را میرنجونم. بعد از اینکه کمی آروم شدم. این منم که عذر خواهی میکنم حالا میخواد تقصیر هر کسی باشه. من عذر میخواهم که نتونستم یر روی اعصابم کنترل داشته باشم.
و این داستان همچنین ادامه دارد و من در حال تقویت اون هستم.
اگر کسی راهکار عملی تری داره و خودش اونو تجربه کرده و جواب گرفته به من بگه چون ممکنه من از راهکار او چیزی یاد بگیرم.
صفحه: 1 2
آدرس های مرجع