تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: نه باستان گرایی افراطی ، نه باستان ستیزی
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5
اولاً که:

سـوره بقره:
در دين، هيچ اجبارى نيست. مسلماً راه هدايت از گمراهى روشن و آشكار شده است_256


دوماً که:

سـوره النساء:
هر كس به خدا و فرشتگان و كتاب هاى آسمانى (اوســتــا-انــجــیــل و...) و پيامبران او (زرتشت - موسی - عیسی و...) و روز جزا كافر شود، يقيناً به گمراهىِ دور و درازى دچار شده است‏_136

سـوره بقره:
و آنان كه به آنچه به سوى تو و به آنچه پيش از تو نازل شده(اوستا - انجیل و...)، مؤمن هستند و به روز جزا يقين دارند_4
آنانند كه از سوى پروردگارشان بر راهِ‏ هدايت ‏اند و آنانند كه رستگارند_5


سوماً که:

سـوره الواقعه:
و پيشى گيرندگان [به اعمال نيك‏] كه پيشى گيرندگان [به رحمت و آمرزش‏] اند_10
ايــنان مقربان‏اند_11
در بهشت‏ هاى پر نعمت‏ اند_12
گروهى بسيار از پـيـشــيــنــيـان (مــردم دیـن دار بــاســتــان)_13
و اندكى از پــســيــنــيـان (از 1400 سال پیش تا الآن و به بعد)_14


چهارماً که:

در آئین زرتشت آتــش نماد خداست، در قرآن هم آتـش نماد الله است:


سوره طه:
پس چون موسی به آن آتــــــش رسید از آن ندا داده شد: ای موسی_11
به یقین ایــــن منم پروردگار تو....._12

سوره نمل:
پس هنگامی که موسی نزد آتـــش رسید ندا رسید که: پر برکت باد آنکه در آتــــش است....._8


پنجماً که:

مــعــمــاری اسلامی(مساجد زیبا و معروف دنیا) برگرفته از معماری اصیل پـــارســـی - ایـــرانـــی است،نه عــــربـــی!!

[تصویر: ?di=413165653294]

اکثر دانشمندان و حدیث نویس های معتبر هم که ایـــرانــی بودن....الآن هم که همش ما ایرانی ها هستیم داریم برای اسلام می جنگیم و تحریم ها رو تحمل می کنیم و شهید میدیم و زجــــر می کشیم.


عـــرب این وسط چیکارَس؟!

چرا باید بـاسـتـان سـتـیـز باشیم؟ همه چیز مربوط به ایران باستان است، عــرب سوسمار خور هیچ غلطی برای اسلام نکرده و الآن هم 4تا 4تا زن می گیرن و عشقشونو میکنن.

کسانی که عـــرب پرست هستن به هیچ وجه مــســلــمــان به حساب نمیان....
.
.
.

.
.

.
.

.
.

.
سوره فرقان:
و پیامبر در قیامت می گوید:پروردگارا، همانا قوم من(عــــــرب ها) این قـرآن را متروک گذاشتند_30


زنـــــــــده بــــــــاد ایـــــــران

P E R S I A N P R I D E
سلام از دوستان عزیز ....خواهش میکنم اگر تعریفی یا تمجیدی از تمدنی میکنید اغراق نکنید....درسته که تمدن ایران با شکوه بود اما مثل هر تمدن سلطنتی دیگه ای دارای بی عدالتی های نسبی-اشرافی گری-خراج سنگین-و جنگ های بی هدف هم بوده و نمیشه به همین راحتی گفت ایران قبل از اسلام عالی و 100 بوده.....

اسلام هم با اومدن اصلاحاتی انجام داد اما این اصلاحات همون اصلاحات مد نظر محمد ص و ائمه ما نبود.....به جز 4 دوره خلافت بعد از اون ایران دوباره به زیر سلطنت رفت و همون روال سابق پیگیری شد....تنها ساسانیان جای خودشونو به بنی امیه و بنی عباس دادند.....

خوب پس واقعا جز اسلام غیر حقیقی عمر و ابوبکر چه چیز دیگه ای نسیب ایرانیها شد؟

اگر قرار بود اعراب بر ما سلطنت کنند خوب پس فرقشون با ساسانیان چی بود؟

من که میگم تاریخ اسلامی سازی واقعی ایران از زمان مهاجرت تدریجی امامان و امامزاده ها به مناطق شمالی و شمال شرقی ایران آغاز شد و با پایه گذاری حکومت علوی در مازندران و بعد صفوی در کل ایران تاریخ شروع شد....

آیا فرهنگ فعلی منطبق با اسلام عمر و ابوبکر هست؟.....پس قیاس درستی نیست که اسلام ایران رو از اونها بدونیم.....

درباره اینکه محمد ص اسلام رو از ایران داره خوب باز دارید زیاده روی میکنید.....

اگر قبول دارید که محمد ص پیامبر خداست پس نه وامدار عربه و نه وامدار ایرانی و نه یهودی......بنابراین دیدگاه خودتون رو درست کنید و در شکوه سازی برای ایران اغراق نکنید

شما بهتره بحث رو علمی تر دنبال کنید و از احساسات خودتون نسبت به ایران نگید....
آقا شهاب...... شما به جز خواندن دست نوشته های چند علامه ، آیا کتاب دیگه ای خوندید....آیا تمام دنیا اشتباه نوشتند و این چند علامه و ویل دورانت درست میگن.....یعنی شما به یک متخصص مذهبی که به مصلحت تاریخ مینویسه و یک ادیب که به احساس تاریخ رو نقل میکنه اطمینان میکنی....
دوست عزیز هر وقت اینها رو خوندی میتونی با اطمینان بگی ما اشتباه میکنیم یا خودتون.....


  1. تاریخ ایران باستان، ص۳۳
  2. تاریخ ایران باستان، ص۳۳
  3. حسن پیرنیا، ص ۹۶
  4. عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۳۱
  5. حسن پیرنیا، ص ۹۶
  6. عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۳۰
  7. ↑ حسن پیرنیا، ص ۹۶
  8. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۳۰
  9. ↑ هرودوت، کتاب ۳، بند ۸۹
  10. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۳۰
  11. ↑ کتاب مقدس، ص ۸۲۸
  12. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۲۶
  13. ↑ حسن پیرنیا، ص ۸۱
  14. ↑ حسن پیرنیا، پیرنیا، ص ۷۹
  15. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۷۹
  16. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۳۰
  17. ↑ گزنفون، کتاب ۸، فصل ۵
  18. ↑ کتیبه بیستون، ستون نخست، بند ۱۰
  19. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۳۰
  20. ↑ تاریخ هرودوت، ترجمهٔ وحید مازندرانی، ص ۵۳۱( توضیحات مترجم)
  21. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۱۴
  22. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۸۴
  23. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۱۵
  24. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۸۴
  25. ↑ تاریخ هرودوت، ترجمهٔ وحید مازندرانی، ص ۴۶
  26. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۸۶
  27. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۸۷
  28. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۹۰، ۸۹
  29. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۹۱، ۹۲
  30. ↑ حسن پیرنیا، ۹۲
  31. ↑ حسن پیرنیا، صفحهٔ ۹۳
  32. ↑ کتاب مقدس، ص ۸۲۸
  33. ↑ کتاب مقدس، ص ۵۷۰
  34. ↑ کتاب مقدس، ص ۸۲۸

  35. بازگشت منشور کورش به انگلستان
  36. ↑ هرودوت، کتاب ۳، بند ۲۱۴
  37. ↑ بهرام فره وشی، ص ۷۴
  38. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۲۹
  39. ↑ عبدالحسین زرین کوب، ص ۱۳۰
  40. ↑ بهرام فره وشی، ص ۷۶
  41. ↑ عباس پورپیران ،ص ۷۴
  42. ↑ مرتضی مطهری، خدمات متقابل ایران و اسلام
  43. ↑ فرزین رضاییان، ص ۵۰

  44. دو خیابان در پایتخت‌های دو کشور - ایران و اسرائیل
    ، وزارت امور خارجه اسرائیل

  45. Cyrus Street Guide
    , London Town
  • بهرام فره‌وشی. ایرانویج. چاپ دوم، تهران: دانشگاه تهران، ۱۳۶۸.
  • حسن پیرنیا. ایران باستان. چاپ اول، دنیای کتاب، ۱۳۶۲.
  • رلف نورمن شارپ
    . فرمان‌های شاهنشاهان هخامنشی. چاپ دوم، انتشارات پازینه، زمستان ۱۳۸۴،
    ISBN 964-5722-74-8
    . ‏
  • عباس پورپیران
    . «نگرشی بر مقدمه کوروش کبیر (ذوالقرنین)». مجله گزارش. دی ۱۳۸۴. ۱۷۰، ۷۴.
  • عبدالحسین زرین کوب
    . تاریخ مردم ایران، پیش از اسلام. چاپ اول، تهران: مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۴.
  • عبدالعظیم رضایی. تاریخ ده هزار ساله ایران، جلداول. چاپ ۱۶، تهران: اقبال، ۱۳۸۴.
  • علی شیعه علی
    . کوروش بزرگ هنر مدیریت و رهبری. چاپ ۳، تهران: انتشارات سبزان، ۱۳۸۸.
  • فرزین رضاییان
    . هفت رخ فرخ ایران.
  • کتاب مقدس، شامل کتب عهد عتیق و عهد جدید. چاپ چهارم، انتشارات ایلام، ۲۰۰۷ میلادی.
  • گزنفون
    . زندگی کوروش (Cyropaedia). ترجمهٔ
    هنری گراهام داکینز
    ،
    ابوالحسن تهامی
    . تهرات: نگاه، ۱۳۸۸،
    ISBN 978-964-351-490-7
    . ‏
  • محمد پناه
    . زندگی نامه کوروش بزرگ. چاپ ۸، تهران: انتشارات سبزان، ۱۳۸۸.
  • ن. و. پیگولوسکایا
    . تاریخ ایران باستان. ترجمهٔ
    مهرداد ایزدپناه
    . چاپ دوم، انتشارات محور، ۱۳۸۵،
    ISBN 964-6796-19-2
    . ‏
  • هرودوت. تاریخ هرودوت. ترجمهٔ
    وحید مازندرانی
    . تهران: انتشارات فرهنگستان ادب و هنر ایران، ۱۳۵۶.
  • یاردون سیز
    . دانشنامه کتاب مقدس. ترجمهٔ
    بهرام محمدیان
    . چاپ سوم، تهران: روز نو، ۱۳۸۰، ۱۹۱۲.

(۳۰/شهریور/۹۰ ۱۵:۴۴)شهـاب نوشته است: [ -> ]
(۳۰/شهریور/۹۰ ۱۱:۲۴)Gryffen نوشته است: [ -> ]

دوست عزیز
چنانچه قرار به پاسخگویی هم بود دوستان حدس خواهند زد
که با توجه به سطح نازل نوشته های غیر علمی تان چه قرار بود بنویسید ...
متاسفانه سطح تفکر شما فوق العاده نازل است و
شاید بعلت کمی سن و سالتان باشد ...
فقط این را به شما بگویم که آنهایی که 8 سال
با همین عرب های مهاجم جنگیدند و آنهم با دست خالی
از همفکران شما نبودند و کوروش یزدگرد و ...را همچون


دوست عزیز ضمن رعایت احترام برای شما.....اما شما بدون دانستن اینکه من کی هستم چند سالمه و اعتقاد من به چیه اومدی هرچی دلت خواست گفتی

بنده دانشجوی سال سوم مقطع دکترا هستم.....شیعه علی و عاشق وطن اما شما چی؟


[/quote]

انها از جنس شما نبودند ...
ملی گرایانی که اکنون شیعیان و مخالفان سلطنت در ایران را
متهم به عرب پرستی و جدایی طلبی می کنند ، آنزمان در کدام
کشور اروپایی در حال تحصیل بودند ، که فرصت دفاع از میهنشان را
نداشته اند ؟
در کدام وصیتنامه شهید می توانید اثری از ملی گرایی بیابید بدون اینکه
نامی از اسلام و امام برده باشد ؟
کدام ایرانی با شعار "چون ایران نباشد تن من مباد" به جنگ رفت ؟!
اگر هم عده ای خواستار تکه تکه شدن ایران و بر هم زدن اتحاد در ایران باشند
ملی گرایان متعصبند ...
وگرنه اسلام که اعتقاد دارد " حب الوطن من الایمان"


[/quote]

شما از کجا میدونی کسانی که در جنگ 8 ساله جنگیدن از جنس ما نبودن؟من فرزند جانبازم و پدرم 6 سال بعد از جنگ هم در اندیمشک و دهلوران حضور داشت و آماده باش بود.....شما از من چی میدونی که به خودت حق میدی به من و خانواده ام توهین کنی؟.....

مطمئن باشین اونهایی که در جنگ شرکت کردن هم اعتقاد شما نبودن....قبل از بحث کسی رو تحقیر نکردن و بی سواد نخوندن......

مطمئن باشین رزمنده ها هم با دست های خالی در جنگ شرکت نکردن.....این دروغ هاییه که به خورد شما دادند تا به جای تکیه بر عقل و استراتژی فقط به ایمان و شهادت فکر کنید.....امثال شما چی از واقعیات جنگ میدونید؟
پدر بنده جانباز شیمیاییه.....اون سند زنده منه.....نه نقل ها و روایات خونده شده شما از جنگ.....

آواز خوش دهل از دور خوش است
سوره زخرف:
ما اگر بخواهيم برخى از شما را در زمين فرشتگانى قرار مى ‏دهيم كه جانشين باشند. (60)


سوره فاطر:
همه ستايش‏ها ويژه خداست كه آفريننده آسمان‏ها و زمين است و فرشتگان را كه داراى بالهايى دوگانه و سه‏ گانه و چهارگانه‏ اند فرستادگانی قرار داده است.‏ (1)

[تصویر: 04.jpg]

سوره الانعام:
[اين مغالطه‏ گران لجوج مى ‏گويند: چرا پيامبر از جنس فرشتگان نيست؟] اگر او را فرشته‏ اى قرار مى‏ داديم، يقيناً وى را به شكل مردى در مى‏ آورديم، و قطعاً حقيقت را همانطور كه آنان بر ديگران مُشتبه مى‏ كنند [به سزاى لجاجتشان‏] بر خود آنان مُشتبه مى‏ ساختيم. (9)

(۳۰/شهریور/۹۰ ۱۷:۱۰)MahyarTpour نوشته است: [ -> ]
سوره زخرف:
ما اگر بخواهيم برخى از شما را در زمين فرشتگانى قرار مى ‏دهيم كه جانشين باشند. (60)


سوره فاطر:
همه ستايش‏ها ويژه خداست كه آفريننده آسمان‏ها و زمين است و فرشتگان را كه داراى بالهايى دوگانه و سه‏ گانه و چهارگانه‏ اند فرستادگانی قرار داده است.‏ (1)

[تصویر: 04.jpg]

سوره الانعام:
[اين مغالطه‏ گران لجوج مى ‏گويند: چرا پيامبر از جنس فرشتگان نيست؟] اگر او را فرشته‏ اى قرار مى‏ داديم، يقيناً وى را به شكل مردى در مى‏ آورديم، و قطعاً حقيقت را همانطور كه آنان بر ديگران مُشتبه مى‏ كنند [به سزاى لجاجتشان‏] بر خود آنان مُشتبه مى‏ ساختيم. (9)


دوست عزیز خواهش میکنم حدیث و روایت یا آیه درج نکنید....تفسیر یا نظر خودتون رو از این آیات بگید......
آقا شهاب درباره کتاب سوزی عمرا اگه منابع شما چیزی بگن چون به نفعشون نیست...

ابن خلدون مورخ بزرگ عرب و جامعه شناس مشهور درباره کتاب سوزی ایرانیان توسط مسلمانان چنین میگوید

ایرانیان به سبب عظمت کشورشان که کوله بار چندین قرن تسط بر جهان را در بر داشتند و تمدنی کهن را در خود جای داده بودند و به سبب استمرار پادشاهی شان - شان علوم عقلی نزداشان بسیار بزرگ و دامنه اش گسترده بود در زمانی که ایران فتح شد کتابهای بسیاری از کتابخانه ها بدست آمد . در نتیجه سعد ابی وقاص به عمر ابن خطاب نامه نوشت تا درباره کتابها تصمیم گرفته شود که در اختیار مسلمان قرار گیرد . عمر پاسخ داد که همه کتابها را در آب بریزید و یا آنکه آتش بزنید . زیرا اگر چیزهایی در آنها باشد که برای راهنمایی و هدایت انسانها باشد - ما را الله هدایت کرده است و نیازی به آنان نیست . اگر هم گمراهی باشد که الله ما را از اینها نجات بدهد پس به دستور عمر همه کتابها نابود گشت و هیچ برای ایرانیان باقی نماند . برادر سعد که این امر برایش ممکن نبود و دید که او باید در جنگ باشد و برادرش در نعمتهای ایران قوطه ور اینگونه او را ملامت میکند .



زرینکوب
در کتابی که با عنوان «دو قرن سکوت» نوشته مینویسد که
در طی دو قرن، سکوتی سخت ممتد و هراس انگیز بر سراسر تاریخ و زبان ایران سایه افکنده‌است و در تمام آن مدت جز فریادهای کوته و وحشت آلود اما بریده و بی دوام، از هیچ لبی بیرون نتراویده‌است...آنچه از تامل در تاریخ بر می‌آید این است که عربان هم از آغاز حال، شاید برای آن که از آسیب زبان ایرانیان در امان بمانند و آن را چون حربهٔ تیزی در دست مغلوبان خویش نبینند، در صدد بر آمدند زبان‌ها و لهجه‌های رایج در ایران را از میان ببرند. آخر این بیم هم بود که همین زبانها خلقی را بر آنها بشوراند و ملک و حکومت را در بلاد دور افتاده ایران بخطر اندازد. بهمین سبب هر جا که در شهرهای ایران؛ به خط و زبان و کتاب و کتابخانه بر خوردند با آنها سخت بمخالفت برخاستند... نوشته‌اند که وقتی قتیبه بن مسلم؛ سردار حجاج؛ بار دوم به خوارزم رفت و آن را باز گشود هر کس را که خط خوارزمی می‌نوشت و از تاریخ و علوم و اخبار گذشته آگاهی داشت از دم تیغ بیدریغ در امان نمی‌گذاشت و هیربدان قوم را یکسر هلاک نمود و کتابهایشان همه بسوزانید و تباه کرد تا آنکه مردم رفته رفته امی ماندند و از خط و کتاب بی بهره گشتند و اخبار آنها فراموش شد و از میان رفت. این واقعه نشان می‌دهد که اعراب زبان و خط مردم ایران را به مثابه حربه‌ای تلقی می‌کرده‌اند که اگر در دست مغلوبی باشد ممکن است بدان با غالب در آویزد و به ستیزه و پیکار بر خیزد. از اینرو شگفت نیست که در همه شهرها برای از میان بردن زبان و خط و فرهنگ ایران به جد کوششی کرده باشند. شاید بهانه دیگری که عرب برای مبارزه با زبان و خط ایران داشت این نکته بود که خط و زبان مجوس را مانع نشر و رواج قران می‌شمرد.



عبدالحسین زرینکوب
معتقد است که حمله اعراب تاثیرات مخرب بر کتاب خانه‌ها داشته‌است:

... شک نیست که در هجوم اعراب بسیاری از کتابهاو کتابخانهٔ ایران دستخوش آسیب فنا گشته‌است. این دعوی را از تاریخها می‌توان حجت آورد و قرائن بسیار نیز از خارج آن را تایید می‌کنند. با اینهمه بعضی از اهل تحقیق در این باب تردید دارند. این تردید چه لازم است. برای عرب که جز با کلام خدا هیچ سخن را قدر نمی‌دانست کتابهایی که از آن مجوس بود و البته نزد وی دست کم مایه ضلال بود چه فایده داشت که به حفظ آنها عنایت کند؟ در آیین مسلمانان آن روزگار آشنایی با خط و کتابت بسیار نادر بود و پیداست که چنین قومی تا چه حد می‌توانست به کتاب و کتابخانه علاقه داشته باشد. تمام شواهد نشان می‌دهند که عرب از کتابهایی نظیر آنچه امروز از ادب پهلوی باقی مانده‌است فایده‌ای نمی‌برده‌است. در این صورت جای شک نیست که در آنگونه کتابها به دیده حرمت و تکریم نمی‌دیده‌است. از اینها گذشته، در دوره‌ای که دانش و هنر به تقریب در انحصار موبدان و بزرگان بوده‌است، با از میان رفتن این دو طبقه ناچار دیگر موجبی برای بقای آثار و کتابهای آنها باقی نمی‌گذاشته‌است. مگر نه این بود که در حمله اعراب، موبدان بیش از هر طبقه دیگر مقام و حیثیت خود را از دست دادند و تار ومار و کشته و تباه گردیدند؟ با کشته شدن و پراکنده شدن این طبقه پیدا است که دیگر کتابها و علوم آنها که بدرد اعراب نیز نمی‌خورده موجبی برای بقا نداشت.


شهـاب
جان:

[تصویر: assyrianwingedgod.jpg]
[تصویر: anunnakiwatch476.jpg][تصویر: anunnakiwatch1.jpg][تصویر: nimrodpurse2.jpg]



سوره سبا:
و [ياد كن‏] روزى را كه [خدا] همه آنان را محشور مى ‏كند، آن گاه به فرشتگان مى‏ گويد: آيا اينان شما را مى‏ پرستيدند؟ (40)
و فرشتگان مى‏ گويند: تو منزهى [از اينكه در پرستيده شدن شريك و همتا داشته باشى‏]، تو سرپرست و يار مايى نه آنان، [آنان ما را نمى‏ پرستيدند] بلكه جــنّــيــان را مى‏ پرستيدند [و] بيشترشان به آنها ايمان نداشتند. (41)

طبق این آیه، این موجودات بال دار به اعتقاد مردمان باستان همون فرشته ها بودن.
ولی بنا به همین ایه فرشتگان میگویند خیر ما رو نمیپرستیدند بلکه جنیان رو میپرستیدند!
حتی اگر فرشتگان رو میپرستیدند باز هم طبق همین ایه شرک است و خطا

ضمن اینکه دلیل پرستش اجنه توانایی رویت انها و کارهای خارق العاده است . فرشتگان دیده نمیشوند که پرستیده شوند

یا حق
به نظر من آقا این کوروش و نمیدونم ذوالقرنین بودنش و همه ی چیزای دیگه همه قبول.
اخرش که چی؟
اصلا پیامبر هم بوده باشه. که چی؟
چه کاری با پیامبر خودمون کردیم که حالا بریم سراغ جناب کوروش؟ چقدر ازش پیروی کردیم؟
اگه قرار بود استفاده کنیم این همه الگو، اسوه، امام داریم، میرفتیم سراغ اونا
اصلا پیامبر هم نه. ادم خوب بوده. باز که چی؟ این همه شهید داریم که کوروش و هخامنش و تمام تاریخ به نظر من!!! در مقابل عظمت این ها هیچه.
من نمیگم که به قول شما باستان ستیزی. اما میگم زیادی بزرگش نکنیم. اخه ما هر چی از کوروش میدونیم که در حد اعمال کلی اون بنده ی خداست.
تمام جیک و پوک شهدا رو که میدونیم چیکار کردیم. از شیوه ی غذا خوردنشون تا جنگیدن و عصبانیت و مهربونیشون.
(۳۰/شهریور/۹۰ ۱۹:۴۳)وحید110 نوشته است: [ -> ]ولی بنا به همین ایه فرشتگان میگویند خیر ما رو نمیپرستیدند بلکه جنیان رو میپرستیدند!
حتی اگر فرشتگان رو میپرستیدند باز هم طبق همین ایه شرک است و خطا

ضمن اینکه دلیل پرستش اجنه توانایی رویت انها و کارهای خارق العاده است . فرشتگان دیده نمیشوند که پرستیده شوند

یا حق

عزیزم فرشته ها یه مشت مــوجــود فــضــایــی(اهل آسـمـان) هستن که دائماً از آسمان به زمین فرود میومدن و پیامبران رو به آسمان می بردن و به بشر دانش می دادن.

فرشته ها با بدن های انــســانــی به زمین فرود میومدن(مثل فیلم آواتار که انسانها با بدن یه موجود دیگه به دُنیاشون میرفتن)، بنابراین قابل روئیت بودن(مثل مهمانان ابراهیم و لوط).

از طرفی بـــال نماد فرشته ها هست.مردم باستان فرشته ها رو اون شکلی رسم می کردن چون معتقد بودن فرشته ها بال دارن...بنابراین اون نقش برجسته ی کوروش هم احتمالاً همین معنی رو داره.به هر حال کوروش خودش می گفته که فـــرســتــاده ی خُداس.
(۳۰/شهریور/۹۰ ۲۲:۱۵)MahyarTpour نوشته است: [ -> ]
(۳۰/شهریور/۹۰ ۱۹:۴۳)وحید110 نوشته است: [ -> ]ولی بنا به همین ایه فرشتگان میگویند.....

یا حق

عزیزم فرشته ها یه مشت مــوجــود فــضــایــی(اهل آسـمـان) هستن که دائماً از آسمان به زمین فرود میومدن و پیامبران رو به آسمان می بردن و به بشر دانش می دادن....
نظریه ی جدیده که فرشتگان موجودات فضایی هستند.عجب!!!!!!! ادم شاخ درمیاره با بعضی عقاید و نظرات دوستان!!!!HuhHuhHuhHuh
صفحه: 1 2 3 4 5
آدرس های مرجع