(۱۰/مهر/۹۰ ۱۸:۳۷)wakeup2012 نوشته است: [ -> ] (۱۰/مهر/۹۰ ۱۷:۰۱)montazer98 نوشته است: [ -> ]این خیلی خیلی نامردی که ما این بزرگواران رو رها کنیم،حتی یک تشکر هم از اونها نکنیم.اونا از جونشون گذشتن ما از ..... واقعا از خودم بدم میاد.
تشکر پیش کش . همین که پشت سرشون حرف نزنیم خیلی کار کردیم . وقتی میبینم فرزندان جانبازان و یا شهدا ننگشون میاد بگن که پدرم جانباز و یا شهید به خاطر اینکه دیگران پشت سرشون هزارتا حرف میزنن واقعا افسوس میخورم . به نظر من جانبازهایی که الان در حال حیات هستند و این اوضاع رو میبینند، اجرشون کمتر از شهدا نیست
حق با شماست.کسی را می شناسم که از اینکه با یکی از شهدا نسبتی داره(برادر)احساس خفت می کنه.ولی من به خودم افتخار می کنم در کشوری زنگی می کنم که اینقدر انسان های بزرگ دارد.انسان هایی که از جان خودشان برای دیگران می گذرند!!
برایت صبر ایوبی، حیاتی مملو از خوبی، برایت شاد بودن را، آزاد بودن را ، رفاقت را، صداقت را، اگر خواهی محبت را ............. صمیمانه دعا کردم
دستان تو گرچه نیست اما زیباست، آن پیرهنی کز آستینش پیداست، مجنون نشدی وگرنه می فهمیدی،
جانباز، شهیدی است که چندی با ماست ...
و تهمت صله دلاوری هایشان شد، افسانه شدند در بیمارستانها روی تختها، تنها کسی که باورشان داشت تسبیح بود،
اکسیژن بود خردل بود،
در سکوت و در غربت، دوست همسنگرش به آرامی ازمیانشان رفت،
اما او روزی دیدمان باورمان کرد و جانش را پیشکشمان کرد،
نگذاریم افسانه شوند، آنها روزی دلاور هایمان بودند.
بسیار تاثیر گذار بود
ممنون
........
بسیار زیباست
انسانو به اوج میبره
فقط دوس داری حسین فهمیده باشی و خودتو بندازی زیر تانک
وای که چقدرررررررر من دوست دارم آدمایی که مثل کوهند
آدمهایی که بوی ناب آدمیت میدن...
خدا به همشون شفا عنایت کنه و اگر شفا مصلحتشون نیست بهشون صبر عظیم عطا کنه...
نقل قول:ما چه میدانیم جانباز قطع نخاعی یعنی چه؟
ما چه میدانیم گاز خردل چیست؟
ما چه میدانیم پل انسانی روی مین چیست؟
ما چه میدانیم لوله تانک قناصه شدن چیست؟
ما چه میدانیم گلوله تیربار چیست؟
ما چه میدانیم شهید داماد چیست؟
ما چه میدانیم سه راه شهادت کجاست؟
ما چه میدانیم شلمچه کجاست؟
ما چه میدانیم جزیره مجنون کجاست؟
بخدا اگر میدانستیم وضعمان این نبود.
واقعا ممنون..
من هرچی "تشکر"رو میزنم عمل نمیکنه..پس به این شکل تونستم تشکر کنم!!
به نام خدا
این داستان یک فیلم کوتاه است ؛
نگاه ها همه بر روی پرده سینما بود، فیلم شروع شد، دقیقه اول فیلم، دوربین فقط سقف یک اتاق را نمایش می داد،
دو دقیقه بعد همچنان سقف اتاق، دقیقه سـوم، دقیقه چهارم، دقیقه پنجـم، هشت دقیقه اول فـیلم فقط سـقف اتاق!
صدای همه درآمد، اغلب حاضران، سینما را ترک کردند،ناگهان دوربین پایین آمد و یک نفر را که روی تخت خوابیده بود نشان داد
و این جمله را زیرنویس کرد:
این تنها هشت دقیقه از زندگی این جانباز قطع نخاعی بود و شما طاقت نداشتید . . .