تالار گفتگوی بیداری اندیشه

مشاهده تالار در قالب اصلی: دستبند مشکوک
شما درحال مشاهده محتوای قالب بندی نشده این مطلب هستید.برای مشاهده نسخه قالب بندی شده روی لینک فوق کلیک کنید
صفحه: 1 2 3 4 5 6
من گفتم اگه اسمش ورزش نبود و استادتونم متشرع نبود چندنفر از بچه مذهبیا حاضر بودن یوگا کار کنن؟(جمله استفهام انکاری بود، یعنی کسی از بچه مثبتا حاضر نمیشد یوگا کار کنه)نخواستم آمار بگیرم که...
ببینید نماز اصلا با یوگا قابل قیاس نیست...
همه ما میدونیم نماز چیه و به چه قصدی میخونیم...
در صورتی که نه تنها توجیه خاصی در مورد ورزش یوگا وجود نداره بلکه وقتی در موردش تحقیق می کنی به چیزای میرسی که هیچ ربطی به اسلام نداره...همون شیوا و یوگا و...که دوستمون گفت...(و به هیچ وجه نمیشه منکر این شد که ورزش یوگا ربطی به صحبتای دوستمون نداره)
بعدم کسی که واقعا عرفان اسلامی داشته باشه هیچوقت سعی نمی کنه با یوگا خودشو به آرامش برسونه
مگه شما قصدتون از انجام یوگا رسیدن به آرامش روحی و ... نیست؟ خوب چرا با یوگا؟ مگه با دعا با تمرکز و حضور قلب تو نماز نمیشه به این آرامش رسید؟؟ من کاری به مستحب و مکروه بودن هیچی ندارم، میگم ما عاقلیم خودمون باید فکر کنیم، تحقیق کنیم و از درست و غلط بودن چیزی سر دربیاریم...
مهارت های مقابله با پریشانی:

1ـ تقویت ایمان و باور
...آن چه روان شناسان در بسیاری از گفته ها و کتابهای خود مطرح می کنند، بیشتر به جنبه های علل و اسباب مادی تکیه دارند و از هدف آفرینش و آفرینندۀ آن غافل هستند و این امر باعث شده که روان شناسی، علی رغم پیشرفت آن چنانی خود، هنوز در حل مشکلات جدی بشر ناتوان باشد. لذا در سال های اخیر شاهد این هستیم که برخی از آنها به سوی درمان با معنویت و خدا روی آورده اند
اما غافل از این که بهترین تعالیم روان شناسی را دین مبین اسلام سال ها قبل به صورت درست و واقعی بیان نموده است.
امروزه نیز برخی از دانشمندان و روان شناسان به این عقیده رسیده اند که کسی که واقعا معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبی نخواهد شد و خود از مبلّغان معنویت گشته اند. اما باید توجه داشت که آنها ما را از آن جهت به دینداری تشویق نمی کنند که به خدا ایمان آورده، موحد شویم و به حساب و کتاب آخرت اعتقاد پیدا کنیم و از آتش جهنم آن دنیا رهائی یابیم، بلکه برای نجات از آتش جهنم این دنیا (یعنی جهنم بیماری های روان تنی مثل زخم معده و اختلال های عصبی و روانی و جنون) است که گرویدن به معنویت را سفارش می نمایند.
«الا إن اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»
آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند. و نیز می فرماید:
خداوند سبحان در آیات دیگر به مؤمنان وعدۀ آرامش و دوری از اضطراب و پریشانی داده است، در این آیه خداوند سبحان می فرماید:
«هو الذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادو ایمانا مع ایمانهم»
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: هو الایمان.
«اوست که بر دلهای مؤمنان آرامش فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید»

آیات قرآن مهم ترین تفاوت های ایمان واقعی با معنویت های دروغین را آرامش در آخرت می داند. همان نکته ای که نیاز به مطالعه دقیق تر در شناخت از عرفان ها و ایمانهای دروغین دارد.
2ـ نماز
آرام سازی یکی از شیوه های مورد استفاده برخی از روان درمانگران برای درمان بیماری های روانی است و انسان می تواند آن را از راه تمرین بیاموزد. خواندن نماز آن هم پنج بار در روز خود از بهترین برنامه آرام سازی می باشد. چرا که نماز یکی از مهم ترین پل های ارتباطی با خداوند است و همین مایۀ آرامش انسان و دوری از اضطراب می شود. نماز نوعی یاری جستن از خداوند با آداب مخصوص است. قرآن می فرماید:
«واستعینوا بالصّبر و الصلاه و انها لکبیرهٌ الاعلی الخاشعین»

از شکیبائی و نماز یاری جوئید. و به راستی این [کار] گران است، مگر بر فروتنان.
خضوع و تسلیم در برابر خداوند بی همتا می تواند به انحاء گوناگون فرد را در حل مشکل یاری دهد:
1)زمانی انسان به نماز می ایستد، سعی می کند در آن لحظه همه افکار و خاطره ها، از جمله فشارها و سختی ها را از ذهن خود دور کند و تنها متوجه خداوند شود. همین سعی در دوری از فشارها در رسیدن فرد به آرامش مؤثر است.
2)رابطۀ عاطفی که در این حالت بین انسان وخداوند برقرار می شود، روح و روان او را تقویت می کند و مایه احساس آرامش وی می گردد.
3)نماز با آدابی که دارد نحوۀ رسیدن به آرامش را به انسان می آموزد.
4) توجه به معنای اذکار نماز نیز نقش به سزائی در آرامش فرد دارد. با ذکر «الله اکبر» فرد متوجه عظمت خداوند می شود و هر چیز دیگر از جمله مشکلات زندگی در نظرش کوچک می گردد. با تلاوت «ایاک نعبد و ایاک نستعین» به خود الهام می بخشد که در واقع باید در همه امور از خدا کمک جوید.
3ـ یاد خدا

خدای سبحان در آیۀ معروفی یاد نام خدا را تنها آرامش دهندۀ دلها می داند، آن جا که می فرماید: « الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئنُ القلوب».
همان کسانی که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
4ـ توکل
«و لا تدع من دون الله ما لا ینفعک و لا یضرک فان فعلت فانک اذاً من الظالمین * إن یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو و إن یردک بخیرٍ فلا رادّ لفظه یصیبٌ به من یشاءُ من عباده و هو الغفور الرحیم*
«و به جای خدا چیزی را که سود و زیانی به تو نمی رساند، مخوان که اگر چنین کنی قطعا از جمله ستم کارانی و اگر خدا به تو زیانی رساند، آن را برطرف کننده ای جز او نیست و اگر برای تو خیری بخواهد، بخشش او ردّ کننده ای نیست آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد می رساند و او آمرزندۀ مهربان است.
و...
یه نکته دیگه در مورد ورزش:ببینید مثلا شطرنج الان بعنوان یه ورزش فکری شناخته میشه و با توجه به فتاوای مراجع خیلی ها براحتی بازی می کنن،( یکیش خود من! که البته الان دیگه 2-3 سالی هست بازی نمی کنم)
اما من بوسیله همون فتواها ثابت می کنم نباید شطرنج بازی کنیم،آخه همه به ظاهر فتوا نگاه می کنن و دقت نمی کنن که مرجع تقلیدشون چی گفته...(البته غیر از نظر مراجع عظام تقلید، احادیث بسیار عجیبی در این مورد از ائمه(علیه السلام) وجود داره که حتی نمیشه اینجا بر زبان آورد)
نقل قول:حالا من فقط مثلث رو میگم:نماد جذب انرژی و عدم انتشارش(اگه اشتباه نکنم)
در جن گیری و علوم غریبه برای تسخیر جن استفاده میشه مثلث.(هرزا)یعنی جن که میاد بیرون نمیتونه بره.
شما توی نماد ها هرم رو میبینین درسته؟


دوست عزیز شما با یه چاقو هم میتونید یه ادم بکشید هم میتونید باهاش میوه پوست بکنید.
بنده در مورد هرم از اساتید دانشگاه سوال کردم و چکیده ی جواب های انها این بود که هرم میتونه انرژی رو تو یه نقطه متمرکز کنه(راس آن) به همین دلیل هست که شما وقتی یک گیاه رو توی یک ظرف هرمی میگذارید سرعت رشد بیشتری پیدا میکنه(طبق گفته ی اساتید دانشگاهی)

بنده اطلاعی ندارم که تو جن گیری از چه ابزاری استفاده میشه ولی استفاده شدن هرم در جن گیری به نظر منطقی میاد چون میتونه ارژی زیادی رو تامین کنه ولی آیا این باعث میشه که هرم چیز بدی بشه؟!؟!

اون چیزی که من از ورزش بوگا یاد گرفتم استفاده ی بهینه از انرژی موجود در طبیعت با انجام حرکات موزون(بدون گفتن هیچ وردی) هست و واقعا معجزات این ورزش رو به چشم خودم دیدم و از خداوند متعال تشکر میکنم که یوگا رو سر راه بنده قرار داد.


یه سوال:اگه واقعا یوگا اینقد ضد خدا هست پس چه جوریه که تعداد باشگاه های یوگا روز به روز بیشتر میشه و حکومت هیچ اقدامی علیه آن نمیکند؟
جناب azam این را باید بگویم که یوگا چند شاخه اصلی دارد از جمله: مانترا (ذکر محور)، کارما (سکوت محور)، بکتی (عبادت محور)، کندالینی (تعادل چاکرا)و راجا (مراقبه محور)
اما در ایران معمولا از این خبرها نیست و معمولا در کلاس های یوگا کسی تو باغ این مسائل نیست. چون همانطور که وحید 110 گفتند، این ها یک مکتب و آئین و جهان بینی و ایدئولوژی با خود دارند که جنسش و خواستگاهش از اساس یک چیز دیگر است. آنچه بیشتر در سایر کشورها و از جمله در ایران تحت عنوان یوگا ارائه می شود:

اسانا : یک وضعیت نشستن برای تمرکز یا مدیتیشن و مراقبت است که دارای 84 حرکت اصلی می باشد . تمام حرکات بر اساس طب فشاری طراحی شده است، که نتیجه آن بالا بردن فراوان استقامت بدن و تعالی جسمی است .
پرانایاما : علم تنفس و آموزش کنترل دم و باز دم است. در این مرحله روشهای مختلف تنفس آموزش داده می شود .

می باشد...

البته دو بحث مطرح است. نخست آنکه وقتی ادبیات ملل و فرهنگ کهن را مقایسه می کنیم، شباهت ها و قرابت هایی بین آنان می یابیم. یعنی گاها تصاویری که اساتید معنوی در فرهنگ هایی مانند چین باستان و هند باستان از حقیقت عالم تصویر می کنند، قرابت زیادی به تعابیر و توصیفات تصوف از عالم دارد. تا جایی که آقای توشیکو ایزوتسو در مقایسه ای قابل تامل، چانگ تزو را به نمایندگی از مکتب "تائوئسیم" و محی الدین ابن عربی را به نمایندگی از مکتب "تصوف"، به مقارنه می کشد. تصاویری که تائو از تعریف انسان کامل، اعیان ثابته، هفت آسمان و ... بدست می آید بسیار شبیه آن چیزی است که در ادبیات اصیل عرفانی - اسلامی به تصویر کشیده شده است. (جالب است، تصویری که دو، سه هزار سال پیش، از حقایق این عالم، مثلا هفت آسمان توسط اساتیدی مانند چانگ تزو، ارائه شده، منطبق با قرآن است. یعنی آنها سه هزار پیش به این اثبات رسیده بودند و همین الان و در همین تالار، عده ای بچه مسلمان! آسمان هفتگانه را هفت لایه جو یا چه میدانم از این جور چیزها می دانند!).

خلاصه کلام اینکه این تقارب ادیان حقیقت محور این ایده را به دست می دهد که انسان سوای از خدا باوری، وقتی با پالایش و تزکیه نفس، به خودسازی بپردازد به سطحی از کشف و شهود نایل می شود. روشن بینی ها و کراماتی که راهبان معابد بودایی یا مرتاضان هندی دارند گاها از این دست است و دلیلی ندارد هر چه را که آنان انجام می دهند شوم دانسته و به شیاطین و اجنه نسبت دهیم. (نفس انسان در مرحله از رشد به جایی می رسد که منشا اثر می شود و با توجه به میزان قوتش، بر جسم خویش و حتی محیط پیرامون خود اثر می گذارد. این سخن موافق سخن شهید مطهری در کتاب ولاءها و ولایت ها، می باشد) اما برای وصول به کنه حقیقت، عبور از صراط مستقیم الهی ناگزیر خواهد بود.

دوم اینکه پدیده هایی همانند علوم باطنی (غریبه)، اثربخشی سنگ ها و ... وجود دارند که نه مانند جادو ملازم با فساد و تباهی و شیطان و دوزخند و نه سهل الوصول و در دسترس همگان. حالی نمی توان با این سطح از آگاهی در موردشان نظر داد و بسیار سفر باید تا پخته شود خامی...

کلام آخر اینکه علی رغم وجود شکل های صحیح علوم غریبه، بازار مدعیان دروغین (کلاه بردار، دروغگو و شیاد از یکسو، و کسی که به ظاهر خود را مقید نشان می دهد اما از راه های حرام و باطل برای تحقق این امور استفاده می کنند، از سویی دیگر) داغ است و این خود دلیلی است تا انسان با هوشیاری کامل در این وادی قدم زند و چه خوشبخت است کسی که، از دو روز حیات دنیوی اش، آنچه را که خدا می پسندد را در پیش گیرد و پیرو سیره قرآن و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و اهل بیت طاهر و مبارکش باشد که قطعا این راه، راهی مطمئن تر و شفافتر از هر مسیر دیگری است. ان شاء الله
علی ولی الله\\\
زیاد نباید به این جور چیزها توجه و غوکوس کرد
چون اینا تماما حیله تبلیغات برای کسب درامده
نقل قول:شما با طلسم نوشتن اشنا هستید؟!! مگه طلسمی هم داریم که تولید انبوه داشته باشه!
نه به اندازه ی شما
نقل قول:
اخوی این رو با فتوشاپ چسبوندن روی دست این بندگان خدا

چه ربطی داشت؟ مهم اینه که استفاده ی تبلیغاتی کردند....
نقل قول:دوست من، بنده اصلا این حرف را قبول ندارم. کجا و چه کسی گفته حدس زدن میشه دشمن شناسی. حدس هیچ چیز رو از حقیقت بی نیاز نمی کنه و این نص صریح قرآنه. گمان به هيچ وجه [آدمى را] از حقيقت بى‏نياز نمى‏گرداند 36 یونس
نه دیگه ، اشتباه متوجه شدی. من گفتم باید حدس های خودمون رو بررسی کنیم ببینیم درسته یا نه ، نگفتم که هرچی حدس بزنیم همون درسته. تازه این دقیقا مراحل یه بررسی و تحقیق علمیه....
ببخشید مسافر گرامی، قبل از اینکه توضیحی بدم یه خواهشی ازتون دارم، لطفا منو با لفظ جناب خطاب نکنید،به این کلمه آلرژی دارم:sSmile

اما خلاصه کلام شما:
خلاصه کلام اینکه این تقارب ادیان حقیقت محور این ایده را به دست می دهد که انسان سوای از خدا باوری، وقتی با پالایش و تزکیه نفس، به خودسازی بپردازد به سطحی از کشف و شهود نایل می شود. روشن بینی ها و کراماتی که راهبان معابد بودایی یا مرتاضان هندی دارند گاها از این دست است و دلیلی ندارد هر چه را که آنان انجام می دهند شوم دانسته و به شیاطین و اجنه نسبت دهیم. (نفس انسان در مرحله از رشد به جایی می رسد که منشا اثر می شود و با توجه به میزان قوتش، بر جسم خویش و حتی محیط پیرامون خود اثر می گذارد. این سخن موافق سخن شهید مطهری در کتاب ولاءها و ولایت ها، می باشد) اما برای وصول به کنه حقیقت، عبور از صراط مستقیم الهی ناگزیر خواهد بود.
دوم اینکه پدیده هایی همانند علوم باطنی (غریبه)، اثربخشی سنگ ها و ... وجود دارند که نه مانند جادو ملازم با فساد و تباهی و شیطان و دوزخند و نه سهل الوصول و در دسترس همگان. حالی نمی توان با این سطح از آگاهی در موردشان نظر داد و بسیار سفر باید تا پخته شود خامی...

قبل از هر چیز باید بگم من کاری به شاخه های اصلی و فرعی یوگا و تعاریف و کاربرد اونها ندارم! دلیلشم اینه اصلا یوگا رو به عنوان یه ورزش یا علم مفید برای یه مسلمون قبول ندارم...یعنی از اساس باهاش مشکل دارم
پاسخ به این صحبت شما:روشن بینی ها و کراماتی که راهبان معابد بوداییا مرتاضان هندی دارند گاها از این دست است و دلیلی ندارد هر چه را که آنان انجام می دهند شوم دانسته و به شیاطین واجنه نسبت دهیم....

یک نکته اینکه هدف وسیله رو توجیه نمی کنه
اون چیزی که از خلاصه کلام شما پیداست اینه که یوگا و یا کارهایی از این قبیل رو در جهت خودسازی و رسیدن به مراحلی از کشف و شهود انجام میدیم؟ بله؟
مسافر جان رسیدن به کشف و شهود برای مسلمان فقط و فقط از طریق ریاضت های دینی از قبیل عبادت و ذکر و امثال اینها حلال و صحیح هست، و از هر راه دیگه ای حرام اعلام شده...یعنی رسیدن به کشف و شهود با استفاده از اعمالی که راهب بودایی و مرتاض هندی انجام میدن در اسلام حرام اعلام شده...و البته اون کاری که اونها انجام میدن کشف و شهود نیست بلکه با یه سری ریاضت ها تعلق روح به جسمو کم می کنن و از این طریق یه سری کارهای عجیب انجام میدن،که هیچ منشا الهی نداره و هر چیزی که الهی نباشه قطعا شیطانیست...
رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میفرمایند:
کسی که نزد ساحر یا کاهن یا دروغگویی برود، در حالی که آنچه را آنها می گویند تصدیق کننده باشد، به تمام کتاب های آسمانی که خدا فرستاده کافر شده است(مستدرک سفینه البحار/ج4/لغت سحر/ص444)
و باز در جایی دیگر به همین موضوع تاکید می کنند و می فرمایند:
کسی که پیش غیب گو یا کاهنی برود و آنچه را که او می گوید راست بداند در اینصورت برآنچه بر محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شده، کافر شده است.(نهج الفصاحه)
از این روایات معلومه که حتی تصدیق کردن اینا، به منزله کافر شدن به دین محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و کفر هستش چه برسه انجام این کارها...
تعریف کهانت و پیشگویی: کهانت خبر دادن از امور آینده و پیشگویی کردن است...، صاحب نهایه میگوید: کاهن کسی ست که برای او صاحب رایی از طایفه جن باشد که امور مخفی را به او خبر می دهد، مثلا فلان مال دزدیده شده کجاست؟ یا دزد آن کیست؟ یا قاتل فلان شخص کیست؟ یا از امور آینده او را خبر می دهد، و به اتفاق تمام فقها کهانت حرام است و همانطور که:
الف: یاد گرفتن سحر
ب: و یاد دادن سحر به دیگری
ج: و عمل کردن به آن
د: و رفتن نزد ساحر برای عمل به سحر حرام است، تحصیل کهانت و آموزش و عمل به آن و رفتن نزد کاهن نیز حرام است و بعضی از فقها فرموده ان کهانت از اقسام سحر است.
امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:
المنجم ملعون و الکاهن ملعون و الساحر ملعون و.....(مستدرک سفینه البحار/ج4/ص444)

تازه شهید دستغیب می نویسند: به اتفاق جمیع فقها شعبده(چشم بندی) حرام و از اقسام سحر است، چنانچه در حدیث احتجاج از امام صادق(علیه السلام)، شعبده از اقسام سحر دانسته شده است.

در رابطه با تسخیرات:
آیه الله دستغیب مینویسند: تسخیرات، استخدام و تسخیر کردن ملک یا جن یا ارواح بشر یا سایر حیوانات و غیره است که تمام حرام و از اقسام سحر شمرده شده و شیخ در مکاسب می فرماید: تعریف هایی که برای سحر شده شاما تمام تسخیرات می شود.
با اینکه شهید اول و ثانی علیهم الرحمه شرط حرام بودن سحر را ضرر رساندن به غیر می دانند، تصریح می فرمایند که: استخدام ملک یا جن از طریق سحر حرام است.
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
و اما اینکه گفتید:نفس انسان در مرحله از رشد به جایی می رسد که منشا اثر می شود و با توجه به میزان قوتش، بر جسم خویش و حتی محیط پیرامون خود اثر می گذارد. این سخن موافق سخن شهید مطهری در کتاب ولاءها و ولایت ها، می باشد
بله درسته...اما شهید مطهری منظورشون این نبوده که از هر راهی به جایی برسیم که منشا اثر بشیم و...بقیه ماجرا
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
در مورد اثر بخشی سنگ ها هم بعضا روایاتی وجود داره که اونها رو تصدیق می کنه...(پس چون از نظر دینی قابل تائید هست باید بگیم درسته و ربطی به اجنه و شیاطین نداره)
----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

خوب دیگه خسته شدم بسکه نوشتم! خلاصه مطلب اینکه: کشف و شهود، دست یابی به علوم غریبه و...برای فرد مسلمان فقط از راه عبادت ها و ریاضت های الهی امکان پذیر هست که آن هم بخاطر عبادات و کسب معارف هستش که خدا این موهبت رو به بنده ش عطا می کنه ولاغیر...
امیدوارم تونسته باشم منظورمو برسونم، ما قبل از اینکه کاری انجام بدیم باید به دینمون رجوع کنیم و توضیحات و کلام ائمه و بزرگان( که همان کلام الله هست)نه به توجیهات بعضا مزخرف علمی که ظاهری گول زننده داره...
------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
موفق باشید...
یا علی
خواهرم از نظر ارزشمند شما متشکرم. اجازه دهید برای نقد شما، یک نقدی داشته باشیم. Blush
نخست آنکه عبارت:
{رسیدن به کشف و شهود برای مسلمان فقط و فقط از طریق ریاضت های دینی از قبیل عبادت و ذکر و امثال اینها حلال و صحیح هست، و از هر راه دیگه ای حرام اعلام شده...یعنی رسیدن به کشف و شهود با استفاده از اعمالی که راهب بودایی و مرتاض هندی انجام میدن در اسلام حرام اعلام شده...}
را درست در نظر گرفته و بعد همت خود را معطوف بر دلایل رد سحر و کهانت گمارده اید. دوست من اینکه سحر و کهانت حرام است شکی نیست. (قسمت دوم حرف شما). اما به قسمت اول سخن شما نقد جدی وارد است:
اولا باید مشخص شود راهبان و پیروان سایر مکاتب چه راه هایی را جهت نیل به حقیقت عنوان می کنند؟ آن چیزها چه هستند؟ آیا جملگی حرام اند؟ در اسلام آیا اصلا چنین چیزی داریم که بگوید رسیدن به سطحی از حقیقت مثلا با مدیتیشن حرام است؟ حرام و حلال بودن پدیده ها تک تک مشخص و واضح است. یک تقسیم بندی کلی داریم به اسم سحر و کهانت که این حرام است. اما چه دلیلی داریم که تمام اعمال آن ها مصداق سحر و کهانت باشد؟ چه دلیلی وجود دارد که به بیان قاطع همه آنها را ساحر و جادوگر و شیطان پرست و در ارتباط با اجنه و ... بدانیم؟!
دوما باید مشخص شود اصلا راهی که ادیان الهی برای رشد و سعادت انسان عنوان می کنند چه هستند؟ به بیان ساده تر سلوک چیست؟
آیا حقیقت از آفرینش آدم تا زمان بعثت پیامبر عظیم الشان اسلام، پوشیده بوده و به یک باره مکشوف شده و یا اینکه نه! در طول اعصار انسان هایی زیسته اند که بنابه ظرفیت وجودی خویش به کشف گوشه ای از حقیقت نائل گشته اند و این کشف حقیقت با بعثت پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به حد "قاب قوسین او ادنی دنو و اقترابا من العلی الاعلی" رسیده است؟
مولا علی (علیه السلام) در یک جمله هر آنچه را که برای سیر و سلوک مومنانه لازم است را تبیین فرموده اند:
اوصیکم بتقوی الله و نظم امرکم
لفظ الله که آمد یعنی انسان شهروند شهر الله می شود. در شهر الله نماز عبادت است و بالا می رود، کار هم عبادت است و بالا می رود... شهروند شهر الله، خوابش هم عبادت است، غذا خوردنش هم عبادت است. (نمونه اش ماه مبارک رمضان است که حتی خوابیدن روزه دار هم در آن عبادت است). همان غذا را که همه خورند، انسان الهی که می خورد می شود برایش عبادت.
این نهایت قضیه است. اما مولا چرا نظم امرکم را هم وصیت کرده اند؟ ویژگی نظم چه ره آوردی برای انسان دارد؟
صراط مستقیم صراط اعتدال است. یعنی انسان همه چیزش سرجایش باشد. نظم امرکم وقتی حادث شود، غبارهای برخواسته در حرم دل انسان، کم کم ته نشین می شود. فضا شفاف می شود، و در این حالت است که نور به انسان می تابد.
رعایت حدود الهی باعث می شود انسان با عالم رابطه ای صحیح پیدا کند اما گناه، یعنی انسان خلاف قوانین عالم حرکت کند و وقتی دو چیز خلاف هم حرکت کنند اصطکاک و آتش! بوجود می آید. برای همین است که می گویند اگر گناه کنی می سوزی نه اینکه کسی تو را بسوزاند....
مخاطب وحی انسان است. اما انسان چیست؟
از منظر الهی و خداباورانه، برای انسان سه سطح از حیات را قائل می شوند:
حیات حیوانی، حیات معقول، حیات الهی
زمانی که انسان در حیطه حیات حیوانی است، انسان و در نتیجه مخاطب وحی نیست! (چنین انسانی نیاز به دین الهی در خود احساس نمی کند. کار می کند، درس می خواند، می خورد و می خوابد، ازدواج می کند و... اما ضرورتی برای دین الهی نمی بیند)
بسط دادن نظم در لحظه لحظه آنات و لحظه ها باعث تحقق زندگی معقول می شود و انسانی که ترازوی عقلش از عدم توازن ناشی از افراط و تفریط ها جسته است، موجودی مختار است که اکنون قادر است تا مخاطب وحی باشد و این جاست که انتخاب معنی می یابد و انسان با اختیار خودش راه حیات طیبه الهی را پیموده و یا خریدار مطاع دنیوی می گردد.
کوتاه کلام اینکه، این حفظ نظم و تعادل خود باعث فعال شدن گیرنده های انسان می شود و آن "الله" که به انسان اضافه می شود جهت گیری انسان را مشخص می کند. یعنی حفظ اعتدال، همان "راه" است و "الله" صبغه و رنگ حرکت انسان را مشخص می کند.
نتیجه آنکه صرف زندگی بر مبنای یک نظام معقول و عدم گرفتار شدن به شهوت، شکمبه، حرص و طمع، اصالتا چیزی است که مانند یک صافی درون انسان را صاف می کند...

حال یک سوال باقی می ماند: نقش "نفس" (هه هه شعر شدBig Grin) در این دنیا چیست؟ آیا قوت فقط در حد قوت جسمی است یا اینکه خود نفس هم ضعیف و قوی دارد؟ پست و والا دارد؟ ( حد در پیت اش ضعف و قوت اراده و حد بالای آن...)
و سوال مهم تر اینکه پیامبران و اولیای الهی آیا تنها یک مجرا برای نمایش معجزات و قدرت الهی اند، (یعنی مثلا آن درخت که خدا بر آن تجلی کرد با خود حضرت موسی (علیه السلام) ذاتا تفاوتی ندارند و هر دو تنها یک وسیله اند؟) و یا اینکه آن ها به اذن الهی معجزات را از خویشتن صادر می کنند؟ (یک سوال یواشکی اگر گزینه اخیر پاسخ است، اذن الهی یعنی چه؟! اذن الهی مثلا اذن ما انسان هاست؟! یعنی آق خدا اجازه؟! خدا هم می گه آره پسرجون اجازه!Angel)

{اون چیزی که از خلاصه کلام شما پیداست اینه که یوگا و یا کارهایی از این قبیل رو در جهت خودسازی و رسیدن به مراحلی از کشف و شهود انجام میدیم؟ بله؟}
در آخر باز تاکید می کنم بنده طرفدار یوگا و علوم باطنی و این جور چیزها نیستم. به قصد هم در پست قبلی ام اعتقادات قلبی ام را با فونت قرمز در آخر پست خود نوشتم. پس لطفا به جای قضاوت در مورد افراد، به تفکر در مورد رفتار، گفتار و اندیشه شان بپردازید!!! که همین تفکر است که باعث رشد می شود و آن قضاوت است که باعث دوری (یا احیانا سقوط)
علی ولی الله\\\
ببینید مسافر عزیز من فقط ابتدای صحبتاتون رو وقت کردم بخونم
انشاالله متن کاملشو میخونم و جواب میدم
یه سوال ازتون دارم، لطفا چندتا از راه هایی رو که راهبان و پیروان صاحبان مکاتب از طریق اون به سلوک معنوی و خدائی می رسند بفرمائید؟
راستش من هم با آدمای عارف از نزدیک برخورد داشتم هم با آدمای عابد، هم با آدمایی که از طریق هیپنوتیزم بقیه رو درمان می کنن، هم دعانویسای بی ایمان و هم دعانویسای با ایمان، به ظاهر کارشون یکیه ولی در باطن از زمین تا آسمون فرق داره و البته چیزایی که مینویسن هردو تاثیرات خودشو میذاره، ولی براحتی شیطانی بودن یکی و الهی بودن دیگری قابل تشخیصه...(بحث من سر چگونگی رسیدن به هدف هست نه خود هدف)
علاوه بر اون چندین سال پیش کتابی در مورد ریاضت های الهی و غیرالهی خوندم که اسمش خاطرم نیست ولی درمورد حرام بودن ریاضتای غیرالهی برای مسلمون توضیح داده بود
دیگه اینکه واسه مسلمون اولین مرحله برای سیر و سلوک که فکر کنم تو دین اسلام همون عارف شدن باشه، این هستش که در مورد بقیه ادیان تحقیق کنی و به یقین برسی که دینت کامل ترین دین هست، بعد از بدست آوردن یقین تازه وارد بقیه مراحل میشی(اینواز پیش خودم نگفتم، اگه لازم دونستید بگید که واستون توضیح بدم از کجا میدونم این اولین مرحله است)، خوب حالا شما توجه داشته باش که وقتی اولین مرحله برای سیر و سلوک یقین از کامل بودن دین خودت هست آیا دیگه جایی برای تحقیق در مورد چگونگی سیر و سلوک در بقیه ادیان میمونه؟؟
مگر اینکه فقط قصد تحقیق باشه که ببینی چه کارایی می کنن،وگرنه از طریق کارای اونا به سلوک معنوی نمیرسیم، چون تو همون اولین قدم این بحث منتفی میشه.
با تشکر از جناب مسافر و اعظم!

یک نکته رو خدمت شما عرض کنم . کونگ فو یا ووشو مخصوص راهبان بودایی است که در معبد شاعولین بدان مشخول بوده اند . و همراه با پرستش بودا به ان مبادرت میورزیده اند ....
به نظر شما ورزش رزمی یاد گرفتن مشکلی دارد؟!
روی این موضوع نمیمانیم


اعمال خارق العاده دو نوع است . اول از طریق بخدمت گیری اجنه و موجداتی از این دست

دوم تقویت نفس .

کاری نداریم که چگونه به این دو میتوان رسید ولی یک نکته .
اگر از دید الهی و عرفانی به قضیه نگاه کنیم هر عملی که در ان اراده خدا نباشد و حرکت به سمتی بجز خدا باشد . نکوهیده و شرک است .
ایاک نعبد و ایاک نستعین

اگر شما با ریاضات شرعی و ذکر خدا به نیت رسیدن به علوم باطنی گام بردارید هر چند نتیجه ای اندک بگیرید(هر چه بجر خدا نتیجه ای اندک بلکه هیچ است ) به درد نمیخورد و باطل است .

متاسفانه در کتب عرفای حاضر سنت بدی حاکم شده که فقط به کشف و کرامت بزرگان اشاره میشود و نه حرکت عشقی و تکاملی انها!!
دلیل ان هم اینست که بعد از خود بزرگواران نوشته میشده و بازمانگان را راهی در احوالات ان بزرگ نبوده . فقط نتیجه ظاهری را میدیدند و نه فرایند و نتیجه واقعی را

تنها کتابی که خواندم و واقعا اصل عرفان عملی را در ان دیدیم کتاب سفینه الصادقین بود .

بگذریم
عبور از عالم طبیعت و رسیدن به عالم نفس یا تقویت نفس موجب میشود انسان در طبیعت بتواند تسخیراتی انجام دهد . ولی فقط و فقط با حرکت عشقی و حبی است (به کمک 14 معصوم فقط) که میتوان از عالم نفس گذر کرد و به عالم عقل و روح رسید

هر کس را دیدید که بواسطه ریاضت نفس بجر از طریق حبی ائمه به جایی رسیده بدانید در عالم نفس مانده حتی اگر از خود مطالب خارق عادت نشان دهد
این عالم نفس برای خود امام زمان دارد . خدا دارد .... بحث سنگینی است . این سخن هم از یکی از عرفای صاحب دل و موثق است که کتاب سفینه الصادقین را نوشته و جهت فکری حقیر را کلا عوض کرد .

عرفان و شهود خدا فقط یعنی توحید محض و هر که توانست شما را از خودش عبور داده به خدا برساند او عارف حقیقیست

دوم جادو و علوم غریبه تفاوت اساسی دارند . در علوم غریبه احضار هم وجود دارد . حتی فتواهایی هم در این مورد وجود دارد که میتوانید بخوانید ...
احضار هم فقط متعلق به اجنه نیست . موجودات دیگری هم هستند .


نقل قول:قبل از هر چیز باید بگم من کاری به شاخه های اصلی و فرعی یوگا و تعاریف و کاربرد اونها ندارم! دلیلشم اینه اصلا یوگا رو به عنوان یه ورزش یا علم مفید برای یه مسلمون قبول ندارم...یعنی از اساس باهاش مشکل دارم
خوب نظر باید همراه با دلیل منطقی باشد . این گونه سخن فقط از معصوم پذیرفته است . که برای سخنش به دلیل نیازی نیست . (چون بزرگترین دلیلش خداست )

خیلی استفاده بردم .

یک نکته را هم اضافه کنم همین جادو هم بسیار شعبه و شاخه دارد و هر سبکی را روشی خاص است ...
و یک نکته دیگر این که یکی از بزرگترین عالمان به علوم غریبه همین علامه حسن زاده عاملی (دانشمند بی نظیر) هستند

http://www.razramz.com/article-print-699.html

البته بنده هیچ علاقه ای به علوم غریبه ندارم و تا توسل به در خانه کریم هست . جای دیگری رفتن را عاقلانه نمیبینم

یا حق
آقای وحید110 ممنون از توضیحاتتون
در مورد اینکه:نظر باید همراه با دلیل منطقی باشد . این گونه سخن فقط از معصوم پذیرفته است . که برای سخنش به دلیل نیازی نیست . (چون بزرگترین دلیلش خداست )
آفا وحید من اینهمه در مورد رسیدن به آرامش روحی و افزلیش تمرکزو...حدیث گذاشتم و دقیقا به همون دلایل هست که از اساس با یوگا مشکل دارم، اصلا نیازی نمیبینم که برای رسیدن به آرامش و تمرکز بریم سراغ یوگا...

اما اینکه گفتید:یکی از بزرگترین عالمان به علوم غریبه همین علامه حسن زاده عاملی (دانشمند بی نظیر) هستند
بله درست میفرمائید...بحث من سر چگونگی دست یافتن به این علوم بود(الهی و غیر الهی) نه چیز دیگه ای...
یا حق
صفحه: 1 2 3 4 5 6
آدرس های مرجع