۲۰/مهر/۹۰, ۲۳:۳۱
من گفتم اگه اسمش ورزش نبود و استادتونم متشرع نبود چندنفر از بچه مذهبیا حاضر بودن یوگا کار کنن؟(جمله استفهام انکاری بود، یعنی کسی از بچه مثبتا حاضر نمیشد یوگا کار کنه)نخواستم آمار بگیرم که...
ببینید نماز اصلا با یوگا قابل قیاس نیست...
همه ما میدونیم نماز چیه و به چه قصدی میخونیم...
در صورتی که نه تنها توجیه خاصی در مورد ورزش یوگا وجود نداره بلکه وقتی در موردش تحقیق می کنی به چیزای میرسی که هیچ ربطی به اسلام نداره...همون شیوا و یوگا و...که دوستمون گفت...(و به هیچ وجه نمیشه منکر این شد که ورزش یوگا ربطی به صحبتای دوستمون نداره)
بعدم کسی که واقعا عرفان اسلامی داشته باشه هیچوقت سعی نمی کنه با یوگا خودشو به آرامش برسونه
مگه شما قصدتون از انجام یوگا رسیدن به آرامش روحی و ... نیست؟ خوب چرا با یوگا؟ مگه با دعا با تمرکز و حضور قلب تو نماز نمیشه به این آرامش رسید؟؟ من کاری به مستحب و مکروه بودن هیچی ندارم، میگم ما عاقلیم خودمون باید فکر کنیم، تحقیق کنیم و از درست و غلط بودن چیزی سر دربیاریم...
مهارت های مقابله با پریشانی:
1ـ تقویت ایمان و باور
...آن چه روان شناسان در بسیاری از گفته ها و کتابهای خود مطرح می کنند، بیشتر به جنبه های علل و اسباب مادی تکیه دارند و از هدف آفرینش و آفرینندۀ آن غافل هستند و این امر باعث شده که روان شناسی، علی رغم پیشرفت آن چنانی خود، هنوز در حل مشکلات جدی بشر ناتوان باشد. لذا در سال های اخیر شاهد این هستیم که برخی از آنها به سوی درمان با معنویت و خدا روی آورده اند
اما غافل از این که بهترین تعالیم روان شناسی را دین مبین اسلام سال ها قبل به صورت درست و واقعی بیان نموده است.
امروزه نیز برخی از دانشمندان و روان شناسان به این عقیده رسیده اند که کسی که واقعا معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبی نخواهد شد و خود از مبلّغان معنویت گشته اند. اما باید توجه داشت که آنها ما را از آن جهت به دینداری تشویق نمی کنند که به خدا ایمان آورده، موحد شویم و به حساب و کتاب آخرت اعتقاد پیدا کنیم و از آتش جهنم آن دنیا رهائی یابیم، بلکه برای نجات از آتش جهنم این دنیا (یعنی جهنم بیماری های روان تنی مثل زخم معده و اختلال های عصبی و روانی و جنون) است که گرویدن به معنویت را سفارش می نمایند.
«الا إن اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»
آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند. و نیز می فرماید:
خداوند سبحان در آیات دیگر به مؤمنان وعدۀ آرامش و دوری از اضطراب و پریشانی داده است، در این آیه خداوند سبحان می فرماید:
«هو الذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادو ایمانا مع ایمانهم»
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: هو الایمان.
«اوست که بر دلهای مؤمنان آرامش فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید»
آیات قرآن مهم ترین تفاوت های ایمان واقعی با معنویت های دروغین را آرامش در آخرت می داند. همان نکته ای که نیاز به مطالعه دقیق تر در شناخت از عرفان ها و ایمانهای دروغین دارد.
2ـ نماز
آرام سازی یکی از شیوه های مورد استفاده برخی از روان درمانگران برای درمان بیماری های روانی است و انسان می تواند آن را از راه تمرین بیاموزد. خواندن نماز آن هم پنج بار در روز خود از بهترین برنامه آرام سازی می باشد. چرا که نماز یکی از مهم ترین پل های ارتباطی با خداوند است و همین مایۀ آرامش انسان و دوری از اضطراب می شود. نماز نوعی یاری جستن از خداوند با آداب مخصوص است. قرآن می فرماید:
«واستعینوا بالصّبر و الصلاه و انها لکبیرهٌ الاعلی الخاشعین»
از شکیبائی و نماز یاری جوئید. و به راستی این [کار] گران است، مگر بر فروتنان.
خضوع و تسلیم در برابر خداوند بی همتا می تواند به انحاء گوناگون فرد را در حل مشکل یاری دهد:
1)زمانی انسان به نماز می ایستد، سعی می کند در آن لحظه همه افکار و خاطره ها، از جمله فشارها و سختی ها را از ذهن خود دور کند و تنها متوجه خداوند شود. همین سعی در دوری از فشارها در رسیدن فرد به آرامش مؤثر است.
2)رابطۀ عاطفی که در این حالت بین انسان وخداوند برقرار می شود، روح و روان او را تقویت می کند و مایه احساس آرامش وی می گردد.
3)نماز با آدابی که دارد نحوۀ رسیدن به آرامش را به انسان می آموزد.
4) توجه به معنای اذکار نماز نیز نقش به سزائی در آرامش فرد دارد. با ذکر «الله اکبر» فرد متوجه عظمت خداوند می شود و هر چیز دیگر از جمله مشکلات زندگی در نظرش کوچک می گردد. با تلاوت «ایاک نعبد و ایاک نستعین» به خود الهام می بخشد که در واقع باید در همه امور از خدا کمک جوید.
3ـ یاد خدا
خدای سبحان در آیۀ معروفی یاد نام خدا را تنها آرامش دهندۀ دلها می داند، آن جا که می فرماید: « الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئنُ القلوب».
همان کسانی که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
4ـ توکل
«و لا تدع من دون الله ما لا ینفعک و لا یضرک فان فعلت فانک اذاً من الظالمین * إن یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو و إن یردک بخیرٍ فلا رادّ لفظه یصیبٌ به من یشاءُ من عباده و هو الغفور الرحیم*
«و به جای خدا چیزی را که سود و زیانی به تو نمی رساند، مخوان که اگر چنین کنی قطعا از جمله ستم کارانی و اگر خدا به تو زیانی رساند، آن را برطرف کننده ای جز او نیست و اگر برای تو خیری بخواهد، بخشش او ردّ کننده ای نیست آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد می رساند و او آمرزندۀ مهربان است.
و...
یه نکته دیگه در مورد ورزش:ببینید مثلا شطرنج الان بعنوان یه ورزش فکری شناخته میشه و با توجه به فتاوای مراجع خیلی ها براحتی بازی می کنن،( یکیش خود من! که البته الان دیگه 2-3 سالی هست بازی نمی کنم)
اما من بوسیله همون فتواها ثابت می کنم نباید شطرنج بازی کنیم،آخه همه به ظاهر فتوا نگاه می کنن و دقت نمی کنن که مرجع تقلیدشون چی گفته...(البته غیر از نظر مراجع عظام تقلید، احادیث بسیار عجیبی در این مورد از ائمه(علیه السلام) وجود داره که حتی نمیشه اینجا بر زبان آورد)
ببینید نماز اصلا با یوگا قابل قیاس نیست...
همه ما میدونیم نماز چیه و به چه قصدی میخونیم...
در صورتی که نه تنها توجیه خاصی در مورد ورزش یوگا وجود نداره بلکه وقتی در موردش تحقیق می کنی به چیزای میرسی که هیچ ربطی به اسلام نداره...همون شیوا و یوگا و...که دوستمون گفت...(و به هیچ وجه نمیشه منکر این شد که ورزش یوگا ربطی به صحبتای دوستمون نداره)
بعدم کسی که واقعا عرفان اسلامی داشته باشه هیچوقت سعی نمی کنه با یوگا خودشو به آرامش برسونه
مگه شما قصدتون از انجام یوگا رسیدن به آرامش روحی و ... نیست؟ خوب چرا با یوگا؟ مگه با دعا با تمرکز و حضور قلب تو نماز نمیشه به این آرامش رسید؟؟ من کاری به مستحب و مکروه بودن هیچی ندارم، میگم ما عاقلیم خودمون باید فکر کنیم، تحقیق کنیم و از درست و غلط بودن چیزی سر دربیاریم...
مهارت های مقابله با پریشانی:
1ـ تقویت ایمان و باور
...آن چه روان شناسان در بسیاری از گفته ها و کتابهای خود مطرح می کنند، بیشتر به جنبه های علل و اسباب مادی تکیه دارند و از هدف آفرینش و آفرینندۀ آن غافل هستند و این امر باعث شده که روان شناسی، علی رغم پیشرفت آن چنانی خود، هنوز در حل مشکلات جدی بشر ناتوان باشد. لذا در سال های اخیر شاهد این هستیم که برخی از آنها به سوی درمان با معنویت و خدا روی آورده اند
اما غافل از این که بهترین تعالیم روان شناسی را دین مبین اسلام سال ها قبل به صورت درست و واقعی بیان نموده است.
امروزه نیز برخی از دانشمندان و روان شناسان به این عقیده رسیده اند که کسی که واقعا معتقد به مذهب است هرگز گرفتار امراض عصبی نخواهد شد و خود از مبلّغان معنویت گشته اند. اما باید توجه داشت که آنها ما را از آن جهت به دینداری تشویق نمی کنند که به خدا ایمان آورده، موحد شویم و به حساب و کتاب آخرت اعتقاد پیدا کنیم و از آتش جهنم آن دنیا رهائی یابیم، بلکه برای نجات از آتش جهنم این دنیا (یعنی جهنم بیماری های روان تنی مثل زخم معده و اختلال های عصبی و روانی و جنون) است که گرویدن به معنویت را سفارش می نمایند.
«الا إن اولیاء الله لا خوف علیهم و لا هم یحزنون»
آگاه باشید که بر دوستان خدا نه بیمی است و نه آنان اندوهگین می شوند. و نیز می فرماید:
خداوند سبحان در آیات دیگر به مؤمنان وعدۀ آرامش و دوری از اضطراب و پریشانی داده است، در این آیه خداوند سبحان می فرماید:
«هو الذی انزل السکینه فی قلوب المؤمنین لیزدادو ایمانا مع ایمانهم»
امام صادق (علیه السلام) در تفسیر این آیه شریفه فرمودند: هو الایمان.
«اوست که بر دلهای مؤمنان آرامش فرستاد تا ایمانی بر ایمانشان بیفزاید»
آیات قرآن مهم ترین تفاوت های ایمان واقعی با معنویت های دروغین را آرامش در آخرت می داند. همان نکته ای که نیاز به مطالعه دقیق تر در شناخت از عرفان ها و ایمانهای دروغین دارد.
2ـ نماز
آرام سازی یکی از شیوه های مورد استفاده برخی از روان درمانگران برای درمان بیماری های روانی است و انسان می تواند آن را از راه تمرین بیاموزد. خواندن نماز آن هم پنج بار در روز خود از بهترین برنامه آرام سازی می باشد. چرا که نماز یکی از مهم ترین پل های ارتباطی با خداوند است و همین مایۀ آرامش انسان و دوری از اضطراب می شود. نماز نوعی یاری جستن از خداوند با آداب مخصوص است. قرآن می فرماید:
«واستعینوا بالصّبر و الصلاه و انها لکبیرهٌ الاعلی الخاشعین»
از شکیبائی و نماز یاری جوئید. و به راستی این [کار] گران است، مگر بر فروتنان.
خضوع و تسلیم در برابر خداوند بی همتا می تواند به انحاء گوناگون فرد را در حل مشکل یاری دهد:
1)زمانی انسان به نماز می ایستد، سعی می کند در آن لحظه همه افکار و خاطره ها، از جمله فشارها و سختی ها را از ذهن خود دور کند و تنها متوجه خداوند شود. همین سعی در دوری از فشارها در رسیدن فرد به آرامش مؤثر است.
2)رابطۀ عاطفی که در این حالت بین انسان وخداوند برقرار می شود، روح و روان او را تقویت می کند و مایه احساس آرامش وی می گردد.
3)نماز با آدابی که دارد نحوۀ رسیدن به آرامش را به انسان می آموزد.
4) توجه به معنای اذکار نماز نیز نقش به سزائی در آرامش فرد دارد. با ذکر «الله اکبر» فرد متوجه عظمت خداوند می شود و هر چیز دیگر از جمله مشکلات زندگی در نظرش کوچک می گردد. با تلاوت «ایاک نعبد و ایاک نستعین» به خود الهام می بخشد که در واقع باید در همه امور از خدا کمک جوید.
3ـ یاد خدا
خدای سبحان در آیۀ معروفی یاد نام خدا را تنها آرامش دهندۀ دلها می داند، آن جا که می فرماید: « الذین امنوا و تطمئن قلوبهم بذکر الله ألا بذکر الله تطمئنُ القلوب».
همان کسانی که ایمان آورده اند و دلهایشان به یاد خدا آرام می گیرد. آگاه باش که با یاد خدا دلها آرامش می یابد.
4ـ توکل
«و لا تدع من دون الله ما لا ینفعک و لا یضرک فان فعلت فانک اذاً من الظالمین * إن یمسسک الله بضر فلا کاشف له الا هو و إن یردک بخیرٍ فلا رادّ لفظه یصیبٌ به من یشاءُ من عباده و هو الغفور الرحیم*
«و به جای خدا چیزی را که سود و زیانی به تو نمی رساند، مخوان که اگر چنین کنی قطعا از جمله ستم کارانی و اگر خدا به تو زیانی رساند، آن را برطرف کننده ای جز او نیست و اگر برای تو خیری بخواهد، بخشش او ردّ کننده ای نیست آن را به هرکس از بندگانش که بخواهد می رساند و او آمرزندۀ مهربان است.
و...
یه نکته دیگه در مورد ورزش:ببینید مثلا شطرنج الان بعنوان یه ورزش فکری شناخته میشه و با توجه به فتاوای مراجع خیلی ها براحتی بازی می کنن،( یکیش خود من! که البته الان دیگه 2-3 سالی هست بازی نمی کنم)
اما من بوسیله همون فتواها ثابت می کنم نباید شطرنج بازی کنیم،آخه همه به ظاهر فتوا نگاه می کنن و دقت نمی کنن که مرجع تقلیدشون چی گفته...(البته غیر از نظر مراجع عظام تقلید، احادیث بسیار عجیبی در این مورد از ائمه(علیه السلام) وجود داره که حتی نمیشه اینجا بر زبان آورد)


) در این دنیا چیست؟ آیا قوت فقط در حد قوت جسمی است یا اینکه خود نفس هم ضعیف و قوی دارد؟ پست و والا دارد؟ ( حد در پیت اش ضعف و قوت اراده و حد بالای آن...)
)